تعريف شما از خوشبختي چيست؟
ارسال شده: جمعه ۹ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۲۲ ب.ظ
مجله Your Daily Dose of Happiness يك نظرسنجي انجام داده كه شرح آن را از زبان سردبير ميخوانيم: ما يك نظرسنجي انجام داديم و از مردم تمامي دنيا خواستيم تا تعاريف خود را از خوشبختي براي ما ارسال كنند. كميتهيي كه مامور بررسي اين تعاريف شده، 25 يادداشت را انتخاب كرد. چرا كه مضمون بسياري از آنها شبيه به هم بود. در اينجا اين 25 تعريف برگزيده را آوردهايم. اين تعاريف بر اساس رتبه آورده نشدهاند و هيچ يك به ديگري برتري ندارند.
- يك عكس MRI سالم از مغز! ما دو دختر دوست داشتني داريم كه يكي از آنها هفتساله و ديگري 22 ساله است. در سال 2000 دختر بزرگمان دچار تومور مغزي بدخيمي شد. او 33 جلسه راديوتراپي، چهار جراحي سنگين و درمان هاي ديگري را از سر گذراند و حالا MRI مغز او كاملا سالم است و اثري از آن تومور نيست. خوشبختي براي من يعني سلامتي، خانواده و 25 سال ازدواج موفق.
- خوشبختي يعني اينكه هر كسي كمي بيشتر از نيازش ايمان، روابط با ديگران و سلامت جسمي و رواني داشته باشد و بتواند به منابع گوناگوني كه نياز دارد، دسترسي داشته باشد.
- وقتي ميبينم كه كودكانم با شادي لبخند ميزنند، بينهايت احساس خوشبختي ميكنم.
- اگر آنقدر شجاعت و توانايي داشته باشم كه بتوانم براي دخترم الگويي باشم تا بتواند خودش سرنوشتش را رقم بزند و روي پاي خودش بايستد، خوشبخت خواهم بود.
- وقتي بتوانم براي كسي كاري انجام دهم و هيچ چشمداشتي نداشته باشم احساس ميكنم خيلي خوشبختم.
- خوشبختي اين است كه بفهمم تلاشهاي پيگيرم، زندگي ام را بهتر كرده است.
- هنگامي كه كنار پنجره خانهام آرام مينشينم و رقص قطرات باران را بر روي برگهاي درختان ميبينم و از طبيعت زيبا لذت ميبرم، حس مي كنم خيلي خوشبختم.
- خوشبختي درون همه ماست و هيچكدام از ما نميتوانيم آن را تعريف كنيم، وقتي حرارت اين حس خوشايند از قلبمان به چشمها و زبانمان به جريان ميافتد، ميتوانيم آن را درك كنيم و به ارزش آن پي ببريم.
- خوشبختي را هنگامي حس ميكنم كه پابرهنه روي علفهاي خيس از شبنم قدم بزنم، نور خورشيد را روي پوستم احساس كنم و ببينم كسي با ديدن من لبخند ميزند.
- خوشبختي براي من داشتن آزادي،سلامتي و داشتن فرصتهايي است كه بتوانم به كارهايي بزرگ دست بزنم.
- خوشبختي يعني عطر زندگي بخش باران بهاري، بوسههاي خورشيد در صبح و در آغوش كشيدن بادهاي خنك پاييزي
- وقتي با خودم و ديگران در صلح باشم و بتوانم بيقيد و شرط دوست بدارم و دوست داشته شوم، خوشبختم.
- شادي حقيقي كه از قلب من بر ميخيزد و به شرايط محيط ربطي ندارد خوشبختي را براي من به ارمغان مي آورد.
- بيدار شدن با يك لبخند، پشتسر گذاشتن مشكلات روزمره، تشكر از خداي مهربان براي همهچيز و خوابي آسوده با روياهاي شگفتانگيز، معني خوشبختي را در ذهن من تداعي ميكنند.
- خوشبختي يعني «بخشيدن» تقصيرات ديگران، نه «فراموش كردن» آنها
- بذري الهي كه خداوند در قلب ما كاشته و ما بايد ياد بگيريم كه با دوست داشتن يكديگر، آن را پرورش دهيم، خالق خوشبختي است.
- هنگامي كه زير باران ميايستم و نوازش تكتك قطرات باران را روي پوستم حس ميكنم و ميگويم كه اين قطرات نه اشك خدا براي ما بلكه ذراتي از لطف ابدي او هستند، بينهايت احساس خوشبختي ميكنم.
- وقتي احساس ميكنم خوشبختم كه دستگاه فكس از ديگري پيامي برايم ميفرستد كه آن پيام ميگويد: «همه چيز روبهراه است!... همه چيز روبهراه است!»
- وقتي خورشيد پس از چهار روز باراني، مي درخشد و پسر كوچكم با لبخند بيدار مي شود و ميگويد: «مامان، امروز ميتوانم بيرون بازي كنم.»
- وقتي احساس خوشبختي ميكنم كه در يك غروب بهاري روي صندلي ننويي بنشينم و به خودم بگويم من انسان ارزشمندي هستم- با وجودي كه ناشر داستانم را پس فرستاده، در دفاع از پايان نامهام شكست خوردهام و پسرعمويم با شادي ميگويد كه با يك ناشر معتبر قراردادي هنگفت بسته است- من به صداي قورباغهها و جيرجيركها گوش ميكنم و مي دانم كه خوشبختم چون به موفقيتهاي گذشته فكر ميكنم و ميدانم كه آمادهام تا كوههاي بلندي را زير پا بگذارم.
- خوشبختي يعني داشتن كفشهاي راحت
- اگر اسمتان در ستون آگهيهاي ترحيم چاپ نشود، خوشبخت خواهيد بود.
- وقتي خود را به درستي شناختيد و با خودتان در صلح بوديد، آن وقت معناي خوشبختي را درك خواهيد كرد.
مترجم: آذين صحابي
- يك عكس MRI سالم از مغز! ما دو دختر دوست داشتني داريم كه يكي از آنها هفتساله و ديگري 22 ساله است. در سال 2000 دختر بزرگمان دچار تومور مغزي بدخيمي شد. او 33 جلسه راديوتراپي، چهار جراحي سنگين و درمان هاي ديگري را از سر گذراند و حالا MRI مغز او كاملا سالم است و اثري از آن تومور نيست. خوشبختي براي من يعني سلامتي، خانواده و 25 سال ازدواج موفق.
- خوشبختي يعني اينكه هر كسي كمي بيشتر از نيازش ايمان، روابط با ديگران و سلامت جسمي و رواني داشته باشد و بتواند به منابع گوناگوني كه نياز دارد، دسترسي داشته باشد.
- وقتي ميبينم كه كودكانم با شادي لبخند ميزنند، بينهايت احساس خوشبختي ميكنم.
- اگر آنقدر شجاعت و توانايي داشته باشم كه بتوانم براي دخترم الگويي باشم تا بتواند خودش سرنوشتش را رقم بزند و روي پاي خودش بايستد، خوشبخت خواهم بود.
- وقتي بتوانم براي كسي كاري انجام دهم و هيچ چشمداشتي نداشته باشم احساس ميكنم خيلي خوشبختم.
- خوشبختي اين است كه بفهمم تلاشهاي پيگيرم، زندگي ام را بهتر كرده است.
- هنگامي كه كنار پنجره خانهام آرام مينشينم و رقص قطرات باران را بر روي برگهاي درختان ميبينم و از طبيعت زيبا لذت ميبرم، حس مي كنم خيلي خوشبختم.
- خوشبختي درون همه ماست و هيچكدام از ما نميتوانيم آن را تعريف كنيم، وقتي حرارت اين حس خوشايند از قلبمان به چشمها و زبانمان به جريان ميافتد، ميتوانيم آن را درك كنيم و به ارزش آن پي ببريم.
- خوشبختي را هنگامي حس ميكنم كه پابرهنه روي علفهاي خيس از شبنم قدم بزنم، نور خورشيد را روي پوستم احساس كنم و ببينم كسي با ديدن من لبخند ميزند.
- خوشبختي براي من داشتن آزادي،سلامتي و داشتن فرصتهايي است كه بتوانم به كارهايي بزرگ دست بزنم.
- خوشبختي يعني عطر زندگي بخش باران بهاري، بوسههاي خورشيد در صبح و در آغوش كشيدن بادهاي خنك پاييزي
- وقتي با خودم و ديگران در صلح باشم و بتوانم بيقيد و شرط دوست بدارم و دوست داشته شوم، خوشبختم.
- شادي حقيقي كه از قلب من بر ميخيزد و به شرايط محيط ربطي ندارد خوشبختي را براي من به ارمغان مي آورد.
- بيدار شدن با يك لبخند، پشتسر گذاشتن مشكلات روزمره، تشكر از خداي مهربان براي همهچيز و خوابي آسوده با روياهاي شگفتانگيز، معني خوشبختي را در ذهن من تداعي ميكنند.
- خوشبختي يعني «بخشيدن» تقصيرات ديگران، نه «فراموش كردن» آنها
- بذري الهي كه خداوند در قلب ما كاشته و ما بايد ياد بگيريم كه با دوست داشتن يكديگر، آن را پرورش دهيم، خالق خوشبختي است.
- هنگامي كه زير باران ميايستم و نوازش تكتك قطرات باران را روي پوستم حس ميكنم و ميگويم كه اين قطرات نه اشك خدا براي ما بلكه ذراتي از لطف ابدي او هستند، بينهايت احساس خوشبختي ميكنم.
- وقتي احساس ميكنم خوشبختم كه دستگاه فكس از ديگري پيامي برايم ميفرستد كه آن پيام ميگويد: «همه چيز روبهراه است!... همه چيز روبهراه است!»
- وقتي خورشيد پس از چهار روز باراني، مي درخشد و پسر كوچكم با لبخند بيدار مي شود و ميگويد: «مامان، امروز ميتوانم بيرون بازي كنم.»
- وقتي احساس خوشبختي ميكنم كه در يك غروب بهاري روي صندلي ننويي بنشينم و به خودم بگويم من انسان ارزشمندي هستم- با وجودي كه ناشر داستانم را پس فرستاده، در دفاع از پايان نامهام شكست خوردهام و پسرعمويم با شادي ميگويد كه با يك ناشر معتبر قراردادي هنگفت بسته است- من به صداي قورباغهها و جيرجيركها گوش ميكنم و مي دانم كه خوشبختم چون به موفقيتهاي گذشته فكر ميكنم و ميدانم كه آمادهام تا كوههاي بلندي را زير پا بگذارم.
- خوشبختي يعني داشتن كفشهاي راحت
- اگر اسمتان در ستون آگهيهاي ترحيم چاپ نشود، خوشبخت خواهيد بود.
- وقتي خود را به درستي شناختيد و با خودتان در صلح بوديد، آن وقت معناي خوشبختي را درك خواهيد كرد.
مترجم: آذين صحابي