خجالت نكشيد
ارسال شده: جمعه ۹ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۳۳ ب.ظ
خجالت نكشيد
بسياري از ما خجالتي هستيم. اين مشكل باعث ميشود كه نتوانيم وارد جريان زندگي شويم و بين ما و دنياي اطراف ديواري كشيده شود. ما ميخواهيم از ديگران متفاوت باشيم اما كاري نميكنيم. علاوه بر آن ميترسيم كه ديگران ما را از خود بدانند و طرد شويم. اعتماد به نفسمان كم است، احساس ميكنيم كه خيلي بيارزشيم و مدام مواظب رفتارمان هستيم تا مبادا كسي را ناراحت كنيم. همه اينها باعث ميشود كه نتوانيم خودمان را نشان دهيم. ما به خود ميگوييم كه اگر فقط ميتوانيم نقاط ضعفمان را برطرف كنيم، ديگر اينقدر خجالت نميكشيديم. اگر زيباتر بوديم، پول بيشتري داشتيم، دانشگاه رفته بوديم يا . . . بهتر در جامعه ظاهر ميشديم و هميشه شرمزده نبوديم. مينشينيم و براي خودمان دليل و برهان ميآوريم كه بايد فلان كار و بهمان كار را بكنيم و دلايل خجالتي بودنمان را پيدا ميكنيم. اما باز هم اوضاع مثل قبل خواهد بود. هرچه بيشتر خود را از مردم قايم كنيم، چيزهاي زيبا و لذتبخش بسياري را از دست خواهيم داد. سعي نميكنيم در جريان زندگي روزمره وارد شويم و همانند ديگران با اين روند عادي پيش برويم و زندگي كنيم. آنوقت احساس ميكنيم كه كودن و ابله هستيم. ميترسيم و ديگر نميتوانيم به خودمان اعتماد كنيم. هرچه خودمان را در اين پيله ترس و انزوا حبس كنيم، از جامعه دور و دورتر ميشويم چرا كه به تدريج از اين تنهايي و ركود خوشمان ميآيد.
راه شكستن و خراب كردن اين ديوارهاي سياه و اسارت، بايد شروع كنيد، به يكباره شروع كنيد. منتظر نباشيد كه ديگران به شما كمك كنند يا اين كه فلان اتفاق رخ دهد و بهمان امكان فراهم شود تا بتوانيد شروع كنيد. بدانيد كه هيچكس نميتواند بندهايي كه روحتان را به اسارت كشيده باز كند. فقط و فقط خودتان قادر به اين كار هستيد. شايد در همين ابتدا هم به چشم ميآييد و ديگران به شما توجه ميكنند. حالا ميتوانيد پررنگتر حاضر شويد و كاملاً و به تمامي به جمع ديگران بپيونديد. هر كسي بهتر از ديگران ميداند كه جنس اين ديوارها از چيست. شما ميدانيد كه چه چيز شما را از ديد ديگران مخفي كرده و نميگذارد آنها شما را ببينند.
ما بايد خود را با نشانهاي پررنگ و قوي به ديگران معرفي كرده نشان دهيم كه از ماهيت خود شرمسار نيستيم و به خودمان احترام گذاشته اعتماد داريم. اين كار شجاعت لازم دارد. وقتي ما از انجام كاري ميترسيم اما دست به انجامش ميزنيم، معني شجاعت را به درستي درك كردهايم. اين قدرت و توانايي به تدريج در ما شكل ميگيرد و به مرور زمان مردم ميفهمند كه قوي و موثر هستيم و به ما احترام ميگذارند. به ياد داشته باشيد كه وقتي براي بهتر شدن زندگي و تقويت روحيهمان ريسك ميكنيم، رشد فكري و قدرت روحمان بيشتر ميشود و علاوه بر آن از اينكه ميتوانيم نيروهاي مثبت و منفي درونمان را كنترل كنيم و زمام امور زندگي خود را در دست داشته باشيم، احساس رضايت و خشنودي، شادي حقيقي را برايمان به ارمغان ميآورد.
By : Mark Webb
مترجم : آذين صحابي
بسياري از ما خجالتي هستيم. اين مشكل باعث ميشود كه نتوانيم وارد جريان زندگي شويم و بين ما و دنياي اطراف ديواري كشيده شود. ما ميخواهيم از ديگران متفاوت باشيم اما كاري نميكنيم. علاوه بر آن ميترسيم كه ديگران ما را از خود بدانند و طرد شويم. اعتماد به نفسمان كم است، احساس ميكنيم كه خيلي بيارزشيم و مدام مواظب رفتارمان هستيم تا مبادا كسي را ناراحت كنيم. همه اينها باعث ميشود كه نتوانيم خودمان را نشان دهيم. ما به خود ميگوييم كه اگر فقط ميتوانيم نقاط ضعفمان را برطرف كنيم، ديگر اينقدر خجالت نميكشيديم. اگر زيباتر بوديم، پول بيشتري داشتيم، دانشگاه رفته بوديم يا . . . بهتر در جامعه ظاهر ميشديم و هميشه شرمزده نبوديم. مينشينيم و براي خودمان دليل و برهان ميآوريم كه بايد فلان كار و بهمان كار را بكنيم و دلايل خجالتي بودنمان را پيدا ميكنيم. اما باز هم اوضاع مثل قبل خواهد بود. هرچه بيشتر خود را از مردم قايم كنيم، چيزهاي زيبا و لذتبخش بسياري را از دست خواهيم داد. سعي نميكنيم در جريان زندگي روزمره وارد شويم و همانند ديگران با اين روند عادي پيش برويم و زندگي كنيم. آنوقت احساس ميكنيم كه كودن و ابله هستيم. ميترسيم و ديگر نميتوانيم به خودمان اعتماد كنيم. هرچه خودمان را در اين پيله ترس و انزوا حبس كنيم، از جامعه دور و دورتر ميشويم چرا كه به تدريج از اين تنهايي و ركود خوشمان ميآيد.
راه شكستن و خراب كردن اين ديوارهاي سياه و اسارت، بايد شروع كنيد، به يكباره شروع كنيد. منتظر نباشيد كه ديگران به شما كمك كنند يا اين كه فلان اتفاق رخ دهد و بهمان امكان فراهم شود تا بتوانيد شروع كنيد. بدانيد كه هيچكس نميتواند بندهايي كه روحتان را به اسارت كشيده باز كند. فقط و فقط خودتان قادر به اين كار هستيد. شايد در همين ابتدا هم به چشم ميآييد و ديگران به شما توجه ميكنند. حالا ميتوانيد پررنگتر حاضر شويد و كاملاً و به تمامي به جمع ديگران بپيونديد. هر كسي بهتر از ديگران ميداند كه جنس اين ديوارها از چيست. شما ميدانيد كه چه چيز شما را از ديد ديگران مخفي كرده و نميگذارد آنها شما را ببينند.
ما بايد خود را با نشانهاي پررنگ و قوي به ديگران معرفي كرده نشان دهيم كه از ماهيت خود شرمسار نيستيم و به خودمان احترام گذاشته اعتماد داريم. اين كار شجاعت لازم دارد. وقتي ما از انجام كاري ميترسيم اما دست به انجامش ميزنيم، معني شجاعت را به درستي درك كردهايم. اين قدرت و توانايي به تدريج در ما شكل ميگيرد و به مرور زمان مردم ميفهمند كه قوي و موثر هستيم و به ما احترام ميگذارند. به ياد داشته باشيد كه وقتي براي بهتر شدن زندگي و تقويت روحيهمان ريسك ميكنيم، رشد فكري و قدرت روحمان بيشتر ميشود و علاوه بر آن از اينكه ميتوانيم نيروهاي مثبت و منفي درونمان را كنترل كنيم و زمام امور زندگي خود را در دست داشته باشيم، احساس رضايت و خشنودي، شادي حقيقي را برايمان به ارمغان ميآورد.
By : Mark Webb
مترجم : آذين صحابي