صفحه 1 از 1

چه مثل "چه گوارا"، د مثل "داريوش"!!!

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۶, ۵:۰۷ ب.ظ
توسط davodabadi
[align=justify]وقتی ریش می شود "حجت" درخشنده مسلمانی!!!

هنگامی که داشتم متن جوابیه دوست بزرگوار جبهه ای و نویسنده عزیز دفاع مقدس"ابوالفضل درخشنده" را در پاسخ به نامه ده نمکی که یکی از دوستان زحمت کشیده و در نظرات وبلاگ برایم گذاشته بود، می خواندم، در کمال تعجب شاهد تصویر و متنی در منتهاالیه راست "پایگاه اطلاعاتی آگاه سازی جبهه حزب الله" دیدم که بدجوری جا خوردم.
کاش نام و نشانی از مسئولین آن پایگاه بود تا راحت تر بشود این گونه مسائل را گوشزد کرد.
حالا این که در حکومت جمهوری اسلامی، کسی که داعیه دار حزب الله می شود، از چه هراس دارد که نام خود را پنهان می کند، بماند.

فقط این قسم را برای مسئولین آن سایت بخورم که:
"والله بنده تا همین امروز، نه انجمن حجتیه ای بوده ام و نه اصلا آن طرف ها که شما بهتر آدرسش را می دانید! پیدایم شده که به انجمنی بودن محکوم شوم!"

وقتی عده ای از دوستان ساده اندیش، به صرف قیافه غلط انداز "ارنستو چه گوارا" ریشوی چریکی "مارکسیست" که ده ها سال پیش در آن سوی دنیا کشته شده و تا همین چند سال پیش داشتن عکسش جرم بود - و خدا می داند دهه 60 چه بدبخت هایی به خاطر پوسترهای سرخ و مشکی او، در گوشه زندان آب خنک خوردند - پوسترهای چاپ دهه 80 انقلاب اسلامی را می دهند دست دخترکات چادری و در دانشگاه تهران، به نام بسیج، همایش "چه مثل چمران، چه مثل چه گوارا" برگزار می کنند و دختر و پسر کمونیست او را "خواهر" و "برادر" لقب می دهند، و آن می شود که با لب و لوچه ای آویزان، می شنوند که فرزندان چه، به مارکسیست بودن خود و پدرشان افتخار می کنند، باید هم امروز منتظر این چیزها باشیم.
وقتی "چه گوارا"ی مارکسیست را با چمران حزب اللهی برابر می دانیم، باید شاهد باشیم که "داریوش" خواننده فاسد و ضد انقلابی که از ایران فرار کرده و شدیدا علیه نظام جمهوری اسلامی فعال است، در سایتی که آن چنان مدعی حزب اللهی است که امثال ما را "کافر حربی" می داند، در وصف آن فاسدالحال بسرایند: " داریوش از ستاره های قدیمی موسيقی پاپ ايران كه كماكان آثاری محبوب منتشر می كند" و یا " داريوش پس از انقلاب نيز ترانه های مشابهی اجرا كرد كه برخی از آنها مانند ترانه «دوباره می سازمت وطن» - با شعری از سيمين بهبهانی – به محبوبيتی خيره كننده دست يافتند." و در نهایت به تطهیر او بپردازند: " او از هفت سال پيش با پرده برداشتن از سابقه اعتياد خود، به فعاليت هايش جنبه بشردوستانه داد و به شكل سازمان يافته تلاش كرد كه در راه مبارزه با مواد مخدر فعال باشد".
بنده به مسئولین دلسوز سایت "آگاه سازی برای همه" که شده است تنها "حجت" درخشنده مسلمانی!!! و خود را "مدیر پایگاه اطلاعاتی آگاه سازی جبهه حزب الله" می داند، پیشنهاد می کنم، خواسته ها و سلایق نفسانی خویش و عقده هایی را که چه بسا از دوران جوانی با خود دارند، رنگ حزب اللهی ندهند و به نام "بشر دوستانه" و "محبوبیت" به خورد نسل مسلمان امروز ندهند.
حالا دوست دارید داریوش را بپرستید و از بامدادان تا شامگاهان، با نعره های او ذکر ایام سردهید، به خودتان مربوط است!!!
راستی حیف نیست حداقل یک مسلمان، وقت خویش را صرف نظرسنجی ترانه های آن ور آبی داریوش کند تا مطمئن شود او همچنان محبوب است و دوست داشتنی؟!!!
می دانم ترویج مفاسد است ولی چون می دانم حضرات ید طولایی در حذف و تکذیب و تکفیر دارند، نشانی صفحه مذکور را می گذارم تا خود شاهد خزعبلاتی که به نام دین به خورد نسل جوان داده می شود، باشید.

[External Link Removed for Guests]

davodabadi.persianblog. 

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۹ مهر ۱۳۸۶, ۷:۵۷ ب.ظ
توسط Hosein1395
آقای davodabadiعزیز من چندسوال برام مطرح هست
تاچه زمانی هم وطن به هم وطن میخواهد اهانت کند؟
تاچه زمانی می خواهیم به همدیگر به خاطر کارهایی که گذشته هاانجام شده (چه درست چه غلط) بی اعتماد باشیم ونتوانیم در کنار هم، وطنمان را بسازیم؟

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶, ۷:۲۷ ق.ظ
توسط davodabadi
سلام بزرگوار
اصلا بحث اهانت نيست.
مگر نبايد از اعمال يکديگر انتقاد کرد؟
گاهي من شخصا براي خودم اعتقاداتي دارم، خب اين به خودم مربوط است. ولي گاهي اعتقادم را در بلندگو مي کنم و به نام همه فرياد مي زنم، آيا اين جاي انتقاد ندارد؟
انتقاد اصلي بنده حقير با اين حضرات در اين است که تا ديروز، اگر کسي اسم چه گوارا يا داريوش را مي آورد، نه تنها تکفيرش مي کردند، که به بدترين نحو او را سرکوب مي کردند. ولي امروز، بنا بر مصالح سياسي و گروهي خودشان، زير عکس آنان سينه مي زنند.
اگر اينها جوانهايي بودند که از روي سادگي کاري مي کردند، ايرادي وارد نبود. ولي وقتي مي دانم همينها چند سال پيش از اين، به بهانه همين تصاوير، چه بر سر بچه مردم آورده اند، دلم مي سوزد که مي بينم جوانان ساده و صافدل، دنبالشان راه مي افتند به خيال اينکه اينها راست گو هستند و صادق.
اگر اهانتي در متن گذشته به چشم مي خورد، پوزش مي طلبم.
از سوال جالب شما هم بسيار ممنونم.

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶, ۸:۵۸ ق.ظ
توسط mohayer
جناب داوود آبادی عزیز

مشکل آنجاست که همه جهت گیری ها و تصمیمات بدون کار کارشناسی و از روی جهل و احساس گرفته میشود.
آن تکفیر ها و این تصدیق ها پایه و اساس منطقی ندارد.
بدون مطالعه و فقط با وزش بادی از این سو به آن سو میشوند.

در پس هر رفتاری باید پژوهش و تحقیق باشد. نتیجه پژوهش باید عمل شود.

تا زمانی که هر حرفی منطق و پشتوانه خاصی نداشته باشد اوضاع همین است....

در ضمن بحث اهانت در میان نیست ، این یک انتقاد ساده و ریشه ای است که در همه شئونات این جامعه ساری و جاری است.

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶, ۱۲:۴۰ ب.ظ
توسط Hosein1395
سلام دلاور
من درمورد شما اشتباه فکرمی کردم،مرا ببخشید
گمان میکردم شما ازآن دسته هم وطنانی هستید که تمام پیروزی هارابه نام خودمی دانند.وسایرین(مثل داریوش)راخیانت کار به وطن
بابت روشنگری عمیقی که کردید متشکرم
موفق باشید

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶, ۱:۵۸ ب.ظ
توسط davodabadi
بنام حضرت دوست
نمي دانم مرا چگونه ديده بوديد و چگونه مي نگريد. ولي آنچه براي من مهم است خدمت و علاقه افراد به دين و ميهنشان است.
هر کس ذره اي يا قدمي در اين راه کار کند، خادم است. و هر آنکس ذره اي خلاف آن گام بردارد مثل منافقين و امثالهم که شدند سربازان بدون اونيفورم صدام و حتي خيانت را بدان حد رساندند که در زمان جنگ و حتي پس از برقراري صلح، به ايران حمله کردند، که خوب اعمالشان نشانگر نيتشان است.
مگر ما در همين مملکت يهودي، زرتشتي، هندو و مسيحي نداريم که به دين و آئين خود معتقدند و چه بسا حکومت جمهوري اسلامي را هم قبول نداشته باشند، ولي راحت زندگي شان را مي کنند و حاضر به خيانت به وطنشان نيستند.
نمي دانم چرا نمي توانيم راحت کنار هم زندگي کنيم؟
من خودم با بسياري آدم هاي متفاوت رفيقم و هيچ اثر منفي اي هم رويم نگذاشته که حتي خوب هم بوده.
من رفيق مسيحي هم دارم.
حتي يک بار در وبلاگم گزارشي از پشت صحنه سريال باغ مظفر و شب هاي برره نوشتم و عکسهاي اختصاصي ام را هم زدم. وقتي نوشتم که با بسياري از آنها رفيقم يا اصلا با عليرضا عصار خواننده محبوب خيلي رفيقم، يا به دوستي ام با سيامک انصاري افتخار مي کنم و يا به کنسرت فرمان فتحليان رفته بودم، بعضي از دوستان خودم ترش کردند. انگار کار خلافي انجام داده ام. در حالي که در جوابشان نوشتم: معرفت برره اي ها از خيلي دوستان مثلا نزديک خودم بيشتر است.