سقوط پتروشیمی
ارسال شده: شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۲۷ ب.ظ
از انجا که در تایپیکی در باره سقوط بنای بزرگ پتروشیمی بحث شده بود . در اینجا نیز سعی شده به خاطره سقوط بنای پتروشیمی
توسط توپخانه پرداخته شود تا حق مطلب گفته شده باشه!
حالا دیگه نمی دونم این دو اتفاق باهم افتاده و یا در زمانهای جداگانه اطلاعی ندارم
سقوط پتروشیمی توسط هوانیروز
http://www.centralclubs.com/viewtopic.p ... highlight=
***************************************************************
چند روز بود که یگان ما یکی از توپهای سنگینش را در مقابل ساختمان پتروشیمی بصره مستقر کرده بود
تاسیسات پتروشیمی بصره، بلندترین ارتفاع منطقه جنوب بود؛ و دشمن از ان به عنوان دیدگاه استفاده
می کرد. و عقبه ما را تا عمق 45 کیلوتر زیر دید داشت.
بعد از عملیات کربلای 5 که زیر پای پتروشیمی انجام شد. دشمن از این بنا استفادهای زیادی در جهت تنظیم گلوله ،جمع اوری اطلاعات ، توجیه فرماندهان رده بالا و ... میکرد. روی همین حساب یگان ما قصد فرو ریختن این بنای بتون ارمه را داشت و مدتی بود که روی ان کار می کرد.
یک روزی با مجتبی پس از برداشتن نقشه ، قطب نما، کرنومتر و دوربین به سمت استقرار توپ حرکت کردیم. پس از طی مسافتی به محل رسیدیم خدمه و مسئول قبضه در حال اماده سازی بودند . یک دوربین بازویی روی توپ سوار بود که هدف را پشت + دوربین قرار می دادند و شلیک می کردند.
اولین گلوله با ذکر الله اکبر و جواب جانم فدای رهبر شلیک شد و پس از چند ثانیه در قلب پتروشیمی جای گرفت؛ گفتم گلوله دوم را در همین نقطه تنظیم کنند، لحظاتی بعد گلوله دوم از جان لوله خارج و در دل پتروشیمی منفجر شد. هرگلوله ای که به هدف می خورد ان را با کمال قدرت می شکافت و رد می شد.
گلوله سوم ، چهارم و پنجم نیز به وسط هدف خورده و ان را سوراخ کردند.
دشمن که از پیدا کردن محل قبضه عاجز بود ؛ نیروهای ما را در خطوط اول و دوم زیر اتش شدید قرار
می داد.قبضه توپ داخل یک سوله بود و روبروی ان اب قرار داشت وبرای دشمن مشکل بود محل ان را شناسایی کند.تاسیسات بزرگ پتروشیمی به قدری برای دشمن مهم بود، که چندین بار هواپیماهایش را برای شناسایی و انهدام قبضه مامور کرده بود اما به لطف خدا موفق نشده بود.
با دکل 60 متری که در پشت سرمان قرار داشت و دیده بان بیباکش روی ان کار می کرد. تماس گرفتم و گفتم اتش بارهای فعال دشمن را شناسایی کنه و زیر اتش قرار بده تا حجم اتش روی بچه های خطوط اول و دوم قطع بشه.
مشغول ادامه ماموریت و هدف قرار دادن پتروشیمی شدیم.گلوله ششم و هفتم در سمت راست بنای پتروشیمی منفجر شد و ساختمان یک تکان جزئی خورد. تصحیحات چپ را به قبضه دادم تا راه پله ای را که در سمت چپ قرار داشت مورد هدف قرار بگیره.
من و مجتبی کنار هم نشسته بودیم . به مجتبی گفتم دیدن سقوط این بنای عظیم توفیق می خواهد
پس از اعلام امادگی قبضه و شلیک ، دوربین به چشم من بود؛ گلوله دقیقا به قسمت چپ و همان راه پله اصابت کرد.ساختمان لرزید و تمام بنای پتروشیمی اول به سمت راست و سپس به سمت چپ متمایل شد.
و دوباره برگشت و سرجای خود ایستاد.اما بعد از لحظه ای فرو ریخت و گرد غبار ناشی از ان به حالت قارچ سر به اسمان کشید.
همه مات مانده بودیم و برای مدتی فقط نگاه می کردیم. گویی کسی قدرت تکلم نداشت پس از لحظاتی صدای فریاد الله اکبر بچه ها طنین انداز شد بچه ها از شدت خوشحالی بالا و پائین می پریدند.
ان روز، نهم اردیبهشت سال 1366 ساعت 20/10 دقیقه صبح بود
خاطره مربوط به اقای حجت ایروانی از دیده بانان
توسط توپخانه پرداخته شود تا حق مطلب گفته شده باشه!
حالا دیگه نمی دونم این دو اتفاق باهم افتاده و یا در زمانهای جداگانه اطلاعی ندارم
سقوط پتروشیمی توسط هوانیروز
http://www.centralclubs.com/viewtopic.p ... highlight=
***************************************************************
چند روز بود که یگان ما یکی از توپهای سنگینش را در مقابل ساختمان پتروشیمی بصره مستقر کرده بود
تاسیسات پتروشیمی بصره، بلندترین ارتفاع منطقه جنوب بود؛ و دشمن از ان به عنوان دیدگاه استفاده
می کرد. و عقبه ما را تا عمق 45 کیلوتر زیر دید داشت.
بعد از عملیات کربلای 5 که زیر پای پتروشیمی انجام شد. دشمن از این بنا استفادهای زیادی در جهت تنظیم گلوله ،جمع اوری اطلاعات ، توجیه فرماندهان رده بالا و ... میکرد. روی همین حساب یگان ما قصد فرو ریختن این بنای بتون ارمه را داشت و مدتی بود که روی ان کار می کرد.
یک روزی با مجتبی پس از برداشتن نقشه ، قطب نما، کرنومتر و دوربین به سمت استقرار توپ حرکت کردیم. پس از طی مسافتی به محل رسیدیم خدمه و مسئول قبضه در حال اماده سازی بودند . یک دوربین بازویی روی توپ سوار بود که هدف را پشت + دوربین قرار می دادند و شلیک می کردند.
اولین گلوله با ذکر الله اکبر و جواب جانم فدای رهبر شلیک شد و پس از چند ثانیه در قلب پتروشیمی جای گرفت؛ گفتم گلوله دوم را در همین نقطه تنظیم کنند، لحظاتی بعد گلوله دوم از جان لوله خارج و در دل پتروشیمی منفجر شد. هرگلوله ای که به هدف می خورد ان را با کمال قدرت می شکافت و رد می شد.
گلوله سوم ، چهارم و پنجم نیز به وسط هدف خورده و ان را سوراخ کردند.
دشمن که از پیدا کردن محل قبضه عاجز بود ؛ نیروهای ما را در خطوط اول و دوم زیر اتش شدید قرار
می داد.قبضه توپ داخل یک سوله بود و روبروی ان اب قرار داشت وبرای دشمن مشکل بود محل ان را شناسایی کند.تاسیسات بزرگ پتروشیمی به قدری برای دشمن مهم بود، که چندین بار هواپیماهایش را برای شناسایی و انهدام قبضه مامور کرده بود اما به لطف خدا موفق نشده بود.
با دکل 60 متری که در پشت سرمان قرار داشت و دیده بان بیباکش روی ان کار می کرد. تماس گرفتم و گفتم اتش بارهای فعال دشمن را شناسایی کنه و زیر اتش قرار بده تا حجم اتش روی بچه های خطوط اول و دوم قطع بشه.
مشغول ادامه ماموریت و هدف قرار دادن پتروشیمی شدیم.گلوله ششم و هفتم در سمت راست بنای پتروشیمی منفجر شد و ساختمان یک تکان جزئی خورد. تصحیحات چپ را به قبضه دادم تا راه پله ای را که در سمت چپ قرار داشت مورد هدف قرار بگیره.
من و مجتبی کنار هم نشسته بودیم . به مجتبی گفتم دیدن سقوط این بنای عظیم توفیق می خواهد
پس از اعلام امادگی قبضه و شلیک ، دوربین به چشم من بود؛ گلوله دقیقا به قسمت چپ و همان راه پله اصابت کرد.ساختمان لرزید و تمام بنای پتروشیمی اول به سمت راست و سپس به سمت چپ متمایل شد.
و دوباره برگشت و سرجای خود ایستاد.اما بعد از لحظه ای فرو ریخت و گرد غبار ناشی از ان به حالت قارچ سر به اسمان کشید.
همه مات مانده بودیم و برای مدتی فقط نگاه می کردیم. گویی کسی قدرت تکلم نداشت پس از لحظاتی صدای فریاد الله اکبر بچه ها طنین انداز شد بچه ها از شدت خوشحالی بالا و پائین می پریدند.
ان روز، نهم اردیبهشت سال 1366 ساعت 20/10 دقیقه صبح بود
خاطره مربوط به اقای حجت ایروانی از دیده بانان