چرا بيماران به نسخه پزشك عمل نميكنند؟
ارسال شده: جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۵:۵۷ ب.ظ
گرچه پزشكان همواره خواهان رعايت دستورهاي خود توسط بيمارانشان هستند، اما بسيار ديده شده كه بيماران به جاي توجه و اجراي دستور پزشك خود، به خود درماني يا اجراي ناقص و زيانبار اين دستورها ميپردازند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «نيويوركتايمز» در گزارشي با عنوان «رعايت نكردن دستورهاي پزشكي» به اين مسئله پرداخته است. اين روزنامه مينويسد: يك متخصص آلرژي، بيماراني را كه براي درمانهايش ارزشي قايل نبودند و دستورالعملهايش را اجرا نميكنند، نميپذيرد. او ميگويد كه نميخواهد كسي به خاطر مراقبتهاي او بميرد.
رعايت نكردن دستورهاي پزشكي، مشكل بخش عمدهاي از جمعيت آمريكاست كه معمولا منجر به بروز بيماريهاي مزمن و بستري شدنهاي طولاني و حتي گاه، مرگ ميشود. در يك مورد، براي زني كه سالها دردهاي مزمني را در بدنش داشت، «متادون» تجويز شده بود كه روزي چهار بار و در هر وعده يك قرص را مصرف كند، اما او كه به شدت از درد رنج ميبرد، با دو قرص در يك وعده شروع كرده، دو ساعت بعد، قرص بعدي را خورده و سپس قرص چهارم و به جاي اينكه راحت بخوابد، ديگر از خواب برنخواست.
به دلايلي، دستكم نيمي از بيماران از دستورات پزشكشان پيروي نميكنند. استفاده نادرست يا استفاده نكردن از داروهاي تجويزشده پزشكي، سالانه حدود دويست ميليارد دلار خسارت به سيستم مراقبتهاي پزشكي وارد ميكند.
علل اين كار متعدد و پيچيده است؛ ممكن است اشتباهات از سوي بيمار، دكتر و يا شرايط مراقبت از بيمار صورت گيرد. براي مثال؛ ممكن است بيمار تحت فشار ويزيتهاي پزشك به طور كامل، دستورهايش را اجرا نكند و يا فراموش كند، به ويژه در موارد تجويز رژيم غذايي، توقف سيگار و يا انجام تمرينهاي ورزشي.
يكي از علل اين امر، رابطه ضعيف پزشكان و بيماران است. پزشكان اغلب به علت حجم كاري زياد، قادر به توضيح و تبيين دستورهاي خود براي بيماران نيستند و گاه نيز ممكن است، برداشت بيمار با توجه به تفاوتهاي فرهنگي از گفته دكتر متفاوت باشد.
بيماران داراي بيماريهاي مزمن، به ويژه بدون علايم آشكار، بيشتر به عدم پيروي از دستورهاي روي ميآورند و معمولا پس از شش ماه، درمان را خودسرانه متوقف ميكنند.
بيماران معمولا با اين ايده كه درمان سابق كارگر نبوده، در پاسخ پزشكان حتي دروغ گفتهاند و به پزشك نميگويند كه داروها را مصرف نكردهاند و با اين كار، پزشكان را مجبور ميكنند تا آزمايشها و داروها و حتي معالجات سختتري را تجويز كنند.
معمولا در بيماريهاي مزمن نيز به محض احساس بهبودي، درمان متوقف ميشود.
در مورد آسم، استفاده درست از اسپري تا 75 درصد، ميتواند در بيماران مؤثر باشد، اما بيش از نيمي از آسميها در مورد استفاده صحيح از اسپري آموزش داده نشده و پزشكان نيز متوجه اين امر نيستند.
بيماران عفوني به محض احساس بهبودي، مصرف آنتيبيوتيك را متوقف ميكنند. كه باعث ايجاد يك باكتري ضدآنتيبيوتيك در بدن ميشود.
در بيشتر موارد، بهتر است به محض بروز مشكل در اثر عوارض دارو بيمار با پزشك تماس گرفته تا به وي داروي جايگزين دهد. در بسياري موارد، تنها يك داروي جايگزين و يا پايين آوردن دوزدار و مشكل را برطرف ميكند.
معمولا اجراي رژيم قرصهاي چهار بار در روز يا هر چهار ساعت يك بار براي بيماران، بسيار سخت است.
و سرانجام ارتباط نزديك و منظم پزشك و بيمار در ايجاد تغييرات مثبت در بيماران بسيار مؤثر است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «نيويوركتايمز» در گزارشي با عنوان «رعايت نكردن دستورهاي پزشكي» به اين مسئله پرداخته است. اين روزنامه مينويسد: يك متخصص آلرژي، بيماراني را كه براي درمانهايش ارزشي قايل نبودند و دستورالعملهايش را اجرا نميكنند، نميپذيرد. او ميگويد كه نميخواهد كسي به خاطر مراقبتهاي او بميرد.
رعايت نكردن دستورهاي پزشكي، مشكل بخش عمدهاي از جمعيت آمريكاست كه معمولا منجر به بروز بيماريهاي مزمن و بستري شدنهاي طولاني و حتي گاه، مرگ ميشود. در يك مورد، براي زني كه سالها دردهاي مزمني را در بدنش داشت، «متادون» تجويز شده بود كه روزي چهار بار و در هر وعده يك قرص را مصرف كند، اما او كه به شدت از درد رنج ميبرد، با دو قرص در يك وعده شروع كرده، دو ساعت بعد، قرص بعدي را خورده و سپس قرص چهارم و به جاي اينكه راحت بخوابد، ديگر از خواب برنخواست.
به دلايلي، دستكم نيمي از بيماران از دستورات پزشكشان پيروي نميكنند. استفاده نادرست يا استفاده نكردن از داروهاي تجويزشده پزشكي، سالانه حدود دويست ميليارد دلار خسارت به سيستم مراقبتهاي پزشكي وارد ميكند.
علل اين كار متعدد و پيچيده است؛ ممكن است اشتباهات از سوي بيمار، دكتر و يا شرايط مراقبت از بيمار صورت گيرد. براي مثال؛ ممكن است بيمار تحت فشار ويزيتهاي پزشك به طور كامل، دستورهايش را اجرا نكند و يا فراموش كند، به ويژه در موارد تجويز رژيم غذايي، توقف سيگار و يا انجام تمرينهاي ورزشي.
يكي از علل اين امر، رابطه ضعيف پزشكان و بيماران است. پزشكان اغلب به علت حجم كاري زياد، قادر به توضيح و تبيين دستورهاي خود براي بيماران نيستند و گاه نيز ممكن است، برداشت بيمار با توجه به تفاوتهاي فرهنگي از گفته دكتر متفاوت باشد.
بيماران داراي بيماريهاي مزمن، به ويژه بدون علايم آشكار، بيشتر به عدم پيروي از دستورهاي روي ميآورند و معمولا پس از شش ماه، درمان را خودسرانه متوقف ميكنند.
بيماران معمولا با اين ايده كه درمان سابق كارگر نبوده، در پاسخ پزشكان حتي دروغ گفتهاند و به پزشك نميگويند كه داروها را مصرف نكردهاند و با اين كار، پزشكان را مجبور ميكنند تا آزمايشها و داروها و حتي معالجات سختتري را تجويز كنند.
معمولا در بيماريهاي مزمن نيز به محض احساس بهبودي، درمان متوقف ميشود.
در مورد آسم، استفاده درست از اسپري تا 75 درصد، ميتواند در بيماران مؤثر باشد، اما بيش از نيمي از آسميها در مورد استفاده صحيح از اسپري آموزش داده نشده و پزشكان نيز متوجه اين امر نيستند.
بيماران عفوني به محض احساس بهبودي، مصرف آنتيبيوتيك را متوقف ميكنند. كه باعث ايجاد يك باكتري ضدآنتيبيوتيك در بدن ميشود.
در بيشتر موارد، بهتر است به محض بروز مشكل در اثر عوارض دارو بيمار با پزشك تماس گرفته تا به وي داروي جايگزين دهد. در بسياري موارد، تنها يك داروي جايگزين و يا پايين آوردن دوزدار و مشكل را برطرف ميكند.
معمولا اجراي رژيم قرصهاي چهار بار در روز يا هر چهار ساعت يك بار براي بيماران، بسيار سخت است.
و سرانجام ارتباط نزديك و منظم پزشك و بيمار در ايجاد تغييرات مثبت در بيماران بسيار مؤثر است.
