تلخ مثل خود ترياک
ارسال شده: سهشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶, ۱:۱۹ ب.ظ
امير هادی انواری
[External Link Removed for Guests]
هفته گذشته رسماً اعلام شد كه ايران بزرگترين مصرفكننده ترياك در جهان است. قيمت ترياك كه در سال 1383 هر كيلو يك ميليون و سيصد هزار تومان بود، حالا به هر كيلو ششصد هزار تومان رسيده است.
حالا ديگر كسي پنهان نميكند، پنهان نميكند كه در مبارزه با معضل مواد مخدر كجا ايستادهايم و چقدر موفق بودهايم! پنهان نميكند كه كمر بسياري از خانوادهها شكسته از معتاد شدن فرزندانشان، پنهان نميكند كه آنقدر كه حرف زدهايم عمل نكردهايم... دليلش – اميدواريم – اين باشد كه سعهصدر مسئولان زياد شده، - اميدواريم – دليلش اين باشد كه مردم را محرم ميدانند و نميخواهند با پاك كردن صورت مسئله خودشان را از پاسخ دادن به ديگران برهانند. و – اميدواريم – اين نباشد كه فاصله آنقدر عميق شده كه ديگر هيچ كس حتي اگر بخواهد هم نميتواند پنهانش كند.
خوشبين باشيم و فرضيه اول را بپذيريم و شاهدش را اظهارات هفته گذشته مديركل پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر بدانيم كه رسماً اعلام كرده است «ايران رتبه اول مصرف ترياك در دنيا را داراست.»
دنبال دليل ميگرديد؟ دليل آن چنين عنوان شده:
«همسايگي با منبع ترياك خام»
شايد اين تقصير ما نباشد. جغرافيا را نميتوان تغيير داد. اما دليل دوم چي؟
دليل دوم در گفتوگوي آقاي مديركل چنين است: «ايران از نظر پيشگيري از اعتياد، با وجود دارا بودن وضعيت نه چندان بد از نظر شمار معتادان و جنس اعتياد، از ضعيفترين كشورهاي دنيا محسوب ميشود.»
هزينههاي پيشگيري هم اعلام شد:
«هزينه پيشگيري از اعتياد در ايران براي هر فرد 4/0 دلار است.»
آيا ميدانيد هزينه پيشگيري در اروپا چقدر است؟
براي هر نفر 15 دلار يعني 5/32 برابر ايران.
مصرف مواد مخدر شكل جديد پيدا كرده، در اين باره زياد نوشتهايم و نوشتهاند. تنوع بيش از حد مواد و دسترسي ساده و تقريباً ارزان نگرانيهاي امروز جامعه ايراني را بيش از پيش كرده است.
از سال 83 تاكنون بازار خردهفروشي مواد مخدر و مواد محرك دچار بحرانهاي فراواني شد. در سال 83 تقريباً تمام انواع مواد مخدر افزايش قيمت چشمگيري داشتند. بهطوري كه در سال 83 تا سال 84 به طور متوسط نرخ عمدهفروشي ترياك براي هر كيلو يك ميليون و 200 تا يك ميليون و 300 هزار تومان بود، اين در حالي است كه اين قيمت در سال 85 تقريباً تعديل شد و تاكنون تثبيت شده است. بهطوري كه از سال گذشته تا امسال هيچ گونه افزايش قيمتي نداشته است. نرخ قيمت عمده فروشي ترياك در سطح تهران به طور متوسط هر كيلو 600 هزار تومان و نرخ خردهفروشي براي هر گرم 900 تومان است. اين يعني 50 درصد كاهش قيمت از دو سال پيش تاكنون. در حال حاضر يك تيغ ترياك كه حدود چهار تا پنج گرم وزن دارد با قيمت چهار هزار و 500 تومان فروخته ميشود. شيره ترياك نيز كه يك محصول فراوري شده از ترياك است، در حال حاضر هر گرم دو هزار و 500 تومان فروخته ميشود.
حشيش در حال حاضر به بهاي هر كيلو 300 هزار تومان و هر گرم 400 تومان به طور متوسط در سطح تهران فروخته ميشود. حشيش يكي از اجناسي است كه به طور متوسط افزايش قيمت كمي نسبت به سال گذشته داشته است. حشيش در سال گذشته هر كيلو 250 هزار تومان و هر گرم 350 تومان معامله ميشد.
كراك يكي از اجناسي است كه تقريباً مانند ترياك كاهش قيمت شديدي داشته است! نرخ عمدهفروشي كراك در حال حاضر به طور متوسط در سطح تهران پنج ميليون و هر گرم 7 هزار تومان است. سال گذشته نرخ عمدهفروشي كراك به طور متوسط در سطح تهران 12 ميليون تومان و نرخ خردهفروشي آن هر گرم 15 هزار تومان بوده است.
واحد فروش شيشه صوت است. هر صوت حدود يك دهم گرم است. در حال حاضر يك صوت شيشه به طور متوسط در سطح تهران 11 هزار تومان قيمت دارد. اين درحالي است كه هر صوت شيشه در سال گذشته 15 هزار تومان در سطح تهران معامله ميشد.
قرص اكس داراي دو نوع است: اجناس مرغوب يا اصطلاحاً خالص و اجناس نامرغوب و يا اصطلاحاً گچي. قيمت يك قرص اكس خالص در سطح تهران به طور متوسط 9 تا 11 هزار و 500 تومان و قيمت يك قرص اكس گچي به طور متوسط در سطح تهران سه تا چهار هزار تومان است.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
سياهترين پول دنيا
فروش هر كالايي نيازمند به مصرفكننده و در واقع خريدار است. براي داشتن خريدار توليدكننده و يا فروشندگان ناگزير به بازاريابي براي كالاهاي خود هستند. در اين ميان بازار فروش مواد مخدر در واقع انسانهاي بيگناهي هستند كه گاه با اعتياد به اين مواد خود و خانواده خود را دچار مشكلات بسياري ميكنند. در اين ميان فرو پاشيدن خانوادهها و يا مرگ همه روزه تعداد زيادي از افراد جامعه با بدترين وضع براي اين فروشندگان ابداً مهم نيست!
بعضي از اين فروشندگان به طرز بيمارگونهاي به دنبال شكار مصرفكنندگان تازهتر هستند. در اين ميان براي بسياري از آنها سن افراد مهم نيست. با وجود كنترلهاي ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنين نيروي انتظامي به لحاظ همسايگي ايران با بزرگترين كشور توليدكننده مواد مخدر يعني افغانستان باز هم فروش اين مواد در كشور وجود دارد.
در واقع پولي كه از اين راه به دست فروشندگان اين مواد ميرسد، حاصل از بين رفتن هر روزه دهها انسان است. از عوارض و زيانهاي اين مواد به طور مكرر در رسانهها ياد ميشود. اما نكتهاي كه كمتر به آن پرداخته ميشود نوع بازار فروش اين مواد است. بسياري از افراد هستند كه در دام فروشندگان جديدي قرار ميگيرند كه به لحاظ كم بودن آگاهي همچنين غلطانداز بودن ظاهر اين افراد به سادگي به اعتياد دچار ميشوند.
به تازگي افراد با ظاهرهاي جديدتر دست به فروش اين دست مواد ميزنند و شايد اصلاً كسي باور نكند كه شخصي كه ظاهراً بسيار باشخصيت هم هست در واقع يك فروشنده مواد مخدر باشد! انتخاب نامهاي فريبنده، دادن اطلاعات نادرست و كذب در مورد بعضي از مواد از قبيل اينكه بعضي از اين مواد اعتيادآور نيستند و... از جمله ترفندهاي جديدي است كه همزمان با افزايش آگاهي جامعه از زيانهاي اين گونه مواد توسط فروشندگان مواد مخدر به كار گرفته ميشود.
طيف گستردهاي از كساني را كه به تازگي به مواد مخدر معتاد ميشوند جوانان تشكيل ميدهند. اگر خانوادهها از نوع فروش اين مواد همچنين اشخاص فروشنده، اصطلاحات رايج در اين بازار و... اطلاعات كافي داشته باشند، شايد بتوان اميدوار بود كه تا حدي شيوع اين عارضه در جامعه كمتر شود. شايد اولين بار كه فرزند يك خانواده با تلفن در حال صحبت كردن در مورد اين مواد است و از اصطلاحات خاصي استفاده ميكند، خانواده با متوجه شدن منظور اصلي او از به كار بردن اين اصطلاحات بتواند به سرعت از اين اتفاق پيشگيري كند.
[External Link Removed for Guests]
كسب كثيف
بيرون پاساژ كنار در پاركينگ بوي تندي شبيه به بوي كاه نمداري كه در آتش بسوزد به مشام ميرسد. اين بوي استعمال سيگاري يا حشيش است. آدرس كاسب را همان جوان كه در حال استعمال سيگاري است ميداند، اصلاً شبيه «آق تقي» يا شخصيتهاي منفي سريالهاي جديد نيست! وقتي ميخندد دندانهايش زرد نيست، يا مثل همان سريالها صداي قهقهه شيطان در مغز آدم نميپيچد! بوي گند نميدهد و حتي سيگار هم نميكشد، بوي عطر «Kenzo Air» او از چندين متر جلوتر به مشام ميرسد! لباسهاي ماركدار به تن كرده، اندام بدي ندارد، ورزشكار نيست اما اتفاقاً روي نوك پا راه نميرود، كمرش خميده نيست و صدايش هم تودماغي نيست. روي صورت او جاي چاقو نيست. باادب است و به خوبي آداب معاشرت ميداند. پوست سفيد و موهاي نسبتاً روشني دارد كه زير آفتاب نگاه كردن را برايش تقريباً سخت كرده. او يك «كاسب» است. از آنجا كه هيچ ظاهر منفي در او مشاهده نميشود، اگر يك مصرفكننده نوجوان و يا جوان براي اولين بار به دنبال خريد داروهاي روانگردان يا مواد مخدر به او مراجعه كند، حرفهاي او را به راحتي باور ميكند. آنچه يك نفر براي اولين بارِ مصرف ميبيند با آنچه تصور ميكرده است بسيار متفاوت است و شايد يكي از دلايل اصلي رو آوردن افراد سالم به اعتياد همين باشد.
اگر بدانند كسي مصرفكننده دائم نيست و يا براي اولين بار به اين بازار كثيف رجوع كرده است به او خواهند گفت:
- حشيش اعتيادآور نيست!
- چه كسي گفته شيشه اعتيادآور است؟ طرف شيرهاي كه نميشود!
- شيشه عمل ندارد!
- خيليها هستند براي تفريح مصرف ميكنند، همه كه عملي نميشوند!
- از جنس مطمئن باش، من طوري مشتري را نگه ميدارم كه براي هميشه مشتري شود.
و بايد سؤال كرد، اگر هيچ كدام اينها اعتيادآور و به بياني «عمل» ندارند، پس چرا بايد يك خريدار براي هميشه مشتري شود؟
البته كمتر كاسبي در مورد اين چيزها صحبت ميكند! برخلاف تصور عمومي، ممكن است يك كاسب علاقه چنداني براي معتاد كردن شما نداشته باشد! چون متقاضي خاص خود را هميشه دارد و بازار او سكه است.
در فرهنگ لغات اين قشر يعني فروشندگان و مصرفكنندگان مواد مخدر و روانگردان همانطور كه فروشنده مشروبات الكلي را «ساقي» ميگويند، فروشنده مواد را با نام «كاسب» ميشناسند. البته معمولاً اين دو شغل در كنار هم هستند، يعني هر كاسبي يك ساقي هم هست، اما هر ساقي يك كاسب نيست.
به طور كلي كاسبها را ميتوان به سه بخش عمده تقسيم كرد: كاسبهاي بالاي شهر، كاسبهاي پايين شهر و كاسبها با خدمات ويژه! از آنجا كه مصرفكنندگان مواد مخدر و روانگردان تقريباً همه جا هستند. در هر محله، پارك و سر چهارراهي يك كاسب هم هست! همه او را ميشناسند. يك مصرف كننده مواد مخدر و يا روانگردان كافي است در هر نقطه از شهر كه هست از يكي از اوباش محله سراغ كاسب آن محله را بگيرد! به زودي او را پيدا خواهد كرد و تا بيايد و در مورد كاسب فكر كند، جنس موردنظر كف دست او جا گرفته و پول گرفته شده!
كاسبهاي پايين شهر:
كاسبهاي پايين شهر شباهت بيشتري به «آق تقي» قصهها دارند! يا پيرمردان كهنه كار اين حرفه هستند كه خود هم اكثراً مصرف كنندهاند و يا جوانتر و معمولاً از اوباش محله هستند و كمي ترسناك! كاسبهاي پايين شهر اصليترين هدفشان جلب رضايت مصرف كننده است! بعضي از مشتريان اين كاسبها افراد مسني هستند كه معمولاً از دارايي مالي خوبي برخوردارند. مشتري پير از مشتري جوان معمولاً بهتر است. او دردسر ندارد، هميشه پول نقد دارد و مصرفش دائمي است. فقط از كاسب خودش خريد ميكند و در واقع مشتري تاپ به حساب ميآيد. مشتريان پير به غير از معدودي از آنها كه كراك مصرف ميكنند و از كارتنخوابها به شمار ميروند اكثراً دنبال «تَل» و «ترياك» هستند! اين پيرمردها تاريخچه كهنسال مصور اعتياد هستند. بعضي از آنها را به مثابه يك دارو ميدانند و براي فرار از دردهاي رايج كهنسالي نظير آرتروز به تل و ترياك پناه ميبرند. بعضي به عنوان تفريح! لفظ «شيرهاي» مربوط به اين طيف است، اما در نسل جديد مصرف كنندگان اين لفظ زياد كاربرد ندارد. واژه «عملي» جايگزين لفظ قديمي شده است.
[External Link Removed for Guests]
كاسبهاي بالاي شهر:
دسته ديگر كاسبها، كاسبهاي بالاي شهر هستند. اينها نسبت به كاسبهاي پايين شهر كمي طيف مشتري متفاوتتري دارند. بيشتر فروش اين كاسبها متمركز روي حشيش، گراس و داروهاي روانگردان است. كمتر كسي در بالاي شهر براي خريد ترياك و تل به آنها مراجعه ميكند. معدود افراد مسنتر نيز كه ساكن شمالشهر هستند و ترياك مصرف ميكنند معمولاً به پايينشهر براي خريد جنس مورد نظر خود مراجعه ميكنند.
در مورد اين كاسبها وضع به كلي فرق دارد! با مصرف كننده خود در يك كافي شاپ يا يك مركز خريد شيك قرار ميگذارند! در اصطلاح بعضي از اين قشر چه فروشنده و چه خريدار به آنها كاسب گفته نميشود «دكتر» لفظ جديدي است كه براي خطاب قرار دادن اين افراد به تازگي در شمال شهر به كار برده ميشود. دكتر در واقع همان كاسب آپ تو ديت شده است!
اين افراد اكثراً جوان و يا ميانسال هستند. بسياري از آنها با توزيع كنندهها و قاچاقچيان اصلي در ارتباط نيستند. قيمت مواد مخدر و روانگردان در هر نوع از محلههاي جنوب شهر تا محلههاي شمالشهر نوسان بسياري دارد. ميتوان گفت هر نوع مواد در جنوب شهر تقريباً 25 تا 40 درصد ارزانتر از شمال شهر است. اما مصرفكنندگان شمالشهر به دليل ناآشنا بودن با جو جنوب شهر كمتر خود به طور مستقيم براي خريد اين اجناس به جنوب شهر ميروند. سابقه سياه كاسبهاي جنوب شهر نيز در فروش اجناس با كيفيت پايين و يا تقلبي به مشتريان شمال شهري و به اصطلاح خودشان «بچه سوسولها» از دلايل اصلي اين امر است.
بسيار پيش ميآيد كه به اصطلاح يك بچه سوسول در محلههاي پايينشهر «غريب» ميافتد. در اين هنگام اگر به اين كاسبها مراجعه كند نه تنها جنسي به دست نميآورد بلكه يك كتك حسابي هم خواهد خورد. اين به آن دليل است كه اكثراً اين كاسبها زورگير هم هستند.
فروشندگان شمال شهر كه بيشتر به فروش داروهاي روانگردان جديد و حشيش و كراك اشتغال دارند اكثراً دلال هستند. اجناس خود را از جنوب شهر خريده و سپس در شمال شهر به فروش ميرسانند.
كاسبهايي با خدمات كثيف:
بسياري از مصرفكنندگان مواد مخدر از ميان زنان، دختران و يا مرداني هستند كه به علت قبح عمومي مصرف مواد خود به تنهايي به خاطر ترس از آبروريزي و يا مسائل مشابه كه شايد براي آنها پيش بيايد نميتوانند به طور مستقل براي خريد مواد مخدر به كاسبها مراجعه كنند. نوعي ديگر كاسبي در واقع پاسخي است به اين تقاضا! بسياري از كاسبهاي جنوب يا شمال شهر به مشتريان دائمي خود شماره همراه خود را ميدهند تا در مواقع لزوم به سرعت جنس را به خانه آنها ببرند. البته تعداد اين دست مصرفكنندگان بسيار انگشت شمار است و بيشتر در شمالشهر ساكن هستند. قيمت جنسي كه به در خانه آورده شود به مراتب بيشتر از جنسي است كه در محل خريداري شود. بنابراين تنها افراد خاصي از عهده پرداخت اين هزينهها بر ميآيند.
نوع ديگر خدمات، مربوط به مجالسي است كه به همين منظور تشكيل ميشود. تلقي عمومي در مورد اين مجالس «اكسپارتي» و يا «انرژي پارتي»ها است. اما مجالس ديگري براي مصرف ترياك و يا حشيش بيشتر در ايام تعطيل هفته در بعضي از ويلاها و يا خانههاي اطراف تهران و داخل تهران تشكيل ميشود. مواد اين مجالس نيز از آنجا كه به طور عمدهتر خريداري ميشوند و غالباً براي مصرف پنج تا 15 نفر در نظر گرفته ميشود، توسط اين كاسبها تأمين ميشود. اين يكي از پرسودترين فروشهاي اين كاسبها به شمار ميرود، چون در هر هفته براي يك دوره پنج تا 15 نفري جنس ميفروشند. دكترها بيشتر در مجالس اكسپارتي حضور دارند! به علت مشكلات جانبي مصرف اين نوع داروها براي اكثر افراد و بيشتر براي افراد تازهكار، وجود اين افراد كه به صورت تجربي نوع مصرف را ميدانند، همچنين اقدامات اورژانسي خاصي را در مواقع بروز اين دست مشكلات به طور تجربي كسب كردهاند، به چشم ميخورد. بعضي از اين افراد كه توانستهاند سرمايهاي از اين راه كسب كنند خانههايي ويلايي را در بعضي از نقاط خلوتتر شهر خريداري ميكنند و پارتيها را در اين محلها برگزار ميكنند. شركت در اين پارتيها با صرف هزينهاي تقريباً مانند هزينه وروديه امكانپذير است!
[External Link Removed for Guests]
هفته گذشته رسماً اعلام شد كه ايران بزرگترين مصرفكننده ترياك در جهان است. قيمت ترياك كه در سال 1383 هر كيلو يك ميليون و سيصد هزار تومان بود، حالا به هر كيلو ششصد هزار تومان رسيده است.
حالا ديگر كسي پنهان نميكند، پنهان نميكند كه در مبارزه با معضل مواد مخدر كجا ايستادهايم و چقدر موفق بودهايم! پنهان نميكند كه كمر بسياري از خانوادهها شكسته از معتاد شدن فرزندانشان، پنهان نميكند كه آنقدر كه حرف زدهايم عمل نكردهايم... دليلش – اميدواريم – اين باشد كه سعهصدر مسئولان زياد شده، - اميدواريم – دليلش اين باشد كه مردم را محرم ميدانند و نميخواهند با پاك كردن صورت مسئله خودشان را از پاسخ دادن به ديگران برهانند. و – اميدواريم – اين نباشد كه فاصله آنقدر عميق شده كه ديگر هيچ كس حتي اگر بخواهد هم نميتواند پنهانش كند.
خوشبين باشيم و فرضيه اول را بپذيريم و شاهدش را اظهارات هفته گذشته مديركل پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر بدانيم كه رسماً اعلام كرده است «ايران رتبه اول مصرف ترياك در دنيا را داراست.»
دنبال دليل ميگرديد؟ دليل آن چنين عنوان شده:
«همسايگي با منبع ترياك خام»
شايد اين تقصير ما نباشد. جغرافيا را نميتوان تغيير داد. اما دليل دوم چي؟
دليل دوم در گفتوگوي آقاي مديركل چنين است: «ايران از نظر پيشگيري از اعتياد، با وجود دارا بودن وضعيت نه چندان بد از نظر شمار معتادان و جنس اعتياد، از ضعيفترين كشورهاي دنيا محسوب ميشود.»
هزينههاي پيشگيري هم اعلام شد:
«هزينه پيشگيري از اعتياد در ايران براي هر فرد 4/0 دلار است.»
آيا ميدانيد هزينه پيشگيري در اروپا چقدر است؟
براي هر نفر 15 دلار يعني 5/32 برابر ايران.
مصرف مواد مخدر شكل جديد پيدا كرده، در اين باره زياد نوشتهايم و نوشتهاند. تنوع بيش از حد مواد و دسترسي ساده و تقريباً ارزان نگرانيهاي امروز جامعه ايراني را بيش از پيش كرده است.
از سال 83 تاكنون بازار خردهفروشي مواد مخدر و مواد محرك دچار بحرانهاي فراواني شد. در سال 83 تقريباً تمام انواع مواد مخدر افزايش قيمت چشمگيري داشتند. بهطوري كه در سال 83 تا سال 84 به طور متوسط نرخ عمدهفروشي ترياك براي هر كيلو يك ميليون و 200 تا يك ميليون و 300 هزار تومان بود، اين در حالي است كه اين قيمت در سال 85 تقريباً تعديل شد و تاكنون تثبيت شده است. بهطوري كه از سال گذشته تا امسال هيچ گونه افزايش قيمتي نداشته است. نرخ قيمت عمده فروشي ترياك در سطح تهران به طور متوسط هر كيلو 600 هزار تومان و نرخ خردهفروشي براي هر گرم 900 تومان است. اين يعني 50 درصد كاهش قيمت از دو سال پيش تاكنون. در حال حاضر يك تيغ ترياك كه حدود چهار تا پنج گرم وزن دارد با قيمت چهار هزار و 500 تومان فروخته ميشود. شيره ترياك نيز كه يك محصول فراوري شده از ترياك است، در حال حاضر هر گرم دو هزار و 500 تومان فروخته ميشود.
حشيش در حال حاضر به بهاي هر كيلو 300 هزار تومان و هر گرم 400 تومان به طور متوسط در سطح تهران فروخته ميشود. حشيش يكي از اجناسي است كه به طور متوسط افزايش قيمت كمي نسبت به سال گذشته داشته است. حشيش در سال گذشته هر كيلو 250 هزار تومان و هر گرم 350 تومان معامله ميشد.
كراك يكي از اجناسي است كه تقريباً مانند ترياك كاهش قيمت شديدي داشته است! نرخ عمدهفروشي كراك در حال حاضر به طور متوسط در سطح تهران پنج ميليون و هر گرم 7 هزار تومان است. سال گذشته نرخ عمدهفروشي كراك به طور متوسط در سطح تهران 12 ميليون تومان و نرخ خردهفروشي آن هر گرم 15 هزار تومان بوده است.
واحد فروش شيشه صوت است. هر صوت حدود يك دهم گرم است. در حال حاضر يك صوت شيشه به طور متوسط در سطح تهران 11 هزار تومان قيمت دارد. اين درحالي است كه هر صوت شيشه در سال گذشته 15 هزار تومان در سطح تهران معامله ميشد.
قرص اكس داراي دو نوع است: اجناس مرغوب يا اصطلاحاً خالص و اجناس نامرغوب و يا اصطلاحاً گچي. قيمت يك قرص اكس خالص در سطح تهران به طور متوسط 9 تا 11 هزار و 500 تومان و قيمت يك قرص اكس گچي به طور متوسط در سطح تهران سه تا چهار هزار تومان است.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
سياهترين پول دنيا
فروش هر كالايي نيازمند به مصرفكننده و در واقع خريدار است. براي داشتن خريدار توليدكننده و يا فروشندگان ناگزير به بازاريابي براي كالاهاي خود هستند. در اين ميان بازار فروش مواد مخدر در واقع انسانهاي بيگناهي هستند كه گاه با اعتياد به اين مواد خود و خانواده خود را دچار مشكلات بسياري ميكنند. در اين ميان فرو پاشيدن خانوادهها و يا مرگ همه روزه تعداد زيادي از افراد جامعه با بدترين وضع براي اين فروشندگان ابداً مهم نيست!
بعضي از اين فروشندگان به طرز بيمارگونهاي به دنبال شكار مصرفكنندگان تازهتر هستند. در اين ميان براي بسياري از آنها سن افراد مهم نيست. با وجود كنترلهاي ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنين نيروي انتظامي به لحاظ همسايگي ايران با بزرگترين كشور توليدكننده مواد مخدر يعني افغانستان باز هم فروش اين مواد در كشور وجود دارد.
در واقع پولي كه از اين راه به دست فروشندگان اين مواد ميرسد، حاصل از بين رفتن هر روزه دهها انسان است. از عوارض و زيانهاي اين مواد به طور مكرر در رسانهها ياد ميشود. اما نكتهاي كه كمتر به آن پرداخته ميشود نوع بازار فروش اين مواد است. بسياري از افراد هستند كه در دام فروشندگان جديدي قرار ميگيرند كه به لحاظ كم بودن آگاهي همچنين غلطانداز بودن ظاهر اين افراد به سادگي به اعتياد دچار ميشوند.
به تازگي افراد با ظاهرهاي جديدتر دست به فروش اين دست مواد ميزنند و شايد اصلاً كسي باور نكند كه شخصي كه ظاهراً بسيار باشخصيت هم هست در واقع يك فروشنده مواد مخدر باشد! انتخاب نامهاي فريبنده، دادن اطلاعات نادرست و كذب در مورد بعضي از مواد از قبيل اينكه بعضي از اين مواد اعتيادآور نيستند و... از جمله ترفندهاي جديدي است كه همزمان با افزايش آگاهي جامعه از زيانهاي اين گونه مواد توسط فروشندگان مواد مخدر به كار گرفته ميشود.
طيف گستردهاي از كساني را كه به تازگي به مواد مخدر معتاد ميشوند جوانان تشكيل ميدهند. اگر خانوادهها از نوع فروش اين مواد همچنين اشخاص فروشنده، اصطلاحات رايج در اين بازار و... اطلاعات كافي داشته باشند، شايد بتوان اميدوار بود كه تا حدي شيوع اين عارضه در جامعه كمتر شود. شايد اولين بار كه فرزند يك خانواده با تلفن در حال صحبت كردن در مورد اين مواد است و از اصطلاحات خاصي استفاده ميكند، خانواده با متوجه شدن منظور اصلي او از به كار بردن اين اصطلاحات بتواند به سرعت از اين اتفاق پيشگيري كند.
[External Link Removed for Guests]
كسب كثيف
بيرون پاساژ كنار در پاركينگ بوي تندي شبيه به بوي كاه نمداري كه در آتش بسوزد به مشام ميرسد. اين بوي استعمال سيگاري يا حشيش است. آدرس كاسب را همان جوان كه در حال استعمال سيگاري است ميداند، اصلاً شبيه «آق تقي» يا شخصيتهاي منفي سريالهاي جديد نيست! وقتي ميخندد دندانهايش زرد نيست، يا مثل همان سريالها صداي قهقهه شيطان در مغز آدم نميپيچد! بوي گند نميدهد و حتي سيگار هم نميكشد، بوي عطر «Kenzo Air» او از چندين متر جلوتر به مشام ميرسد! لباسهاي ماركدار به تن كرده، اندام بدي ندارد، ورزشكار نيست اما اتفاقاً روي نوك پا راه نميرود، كمرش خميده نيست و صدايش هم تودماغي نيست. روي صورت او جاي چاقو نيست. باادب است و به خوبي آداب معاشرت ميداند. پوست سفيد و موهاي نسبتاً روشني دارد كه زير آفتاب نگاه كردن را برايش تقريباً سخت كرده. او يك «كاسب» است. از آنجا كه هيچ ظاهر منفي در او مشاهده نميشود، اگر يك مصرفكننده نوجوان و يا جوان براي اولين بار به دنبال خريد داروهاي روانگردان يا مواد مخدر به او مراجعه كند، حرفهاي او را به راحتي باور ميكند. آنچه يك نفر براي اولين بارِ مصرف ميبيند با آنچه تصور ميكرده است بسيار متفاوت است و شايد يكي از دلايل اصلي رو آوردن افراد سالم به اعتياد همين باشد.
اگر بدانند كسي مصرفكننده دائم نيست و يا براي اولين بار به اين بازار كثيف رجوع كرده است به او خواهند گفت:
- حشيش اعتيادآور نيست!
- چه كسي گفته شيشه اعتيادآور است؟ طرف شيرهاي كه نميشود!
- شيشه عمل ندارد!
- خيليها هستند براي تفريح مصرف ميكنند، همه كه عملي نميشوند!
- از جنس مطمئن باش، من طوري مشتري را نگه ميدارم كه براي هميشه مشتري شود.
و بايد سؤال كرد، اگر هيچ كدام اينها اعتيادآور و به بياني «عمل» ندارند، پس چرا بايد يك خريدار براي هميشه مشتري شود؟
البته كمتر كاسبي در مورد اين چيزها صحبت ميكند! برخلاف تصور عمومي، ممكن است يك كاسب علاقه چنداني براي معتاد كردن شما نداشته باشد! چون متقاضي خاص خود را هميشه دارد و بازار او سكه است.
در فرهنگ لغات اين قشر يعني فروشندگان و مصرفكنندگان مواد مخدر و روانگردان همانطور كه فروشنده مشروبات الكلي را «ساقي» ميگويند، فروشنده مواد را با نام «كاسب» ميشناسند. البته معمولاً اين دو شغل در كنار هم هستند، يعني هر كاسبي يك ساقي هم هست، اما هر ساقي يك كاسب نيست.
به طور كلي كاسبها را ميتوان به سه بخش عمده تقسيم كرد: كاسبهاي بالاي شهر، كاسبهاي پايين شهر و كاسبها با خدمات ويژه! از آنجا كه مصرفكنندگان مواد مخدر و روانگردان تقريباً همه جا هستند. در هر محله، پارك و سر چهارراهي يك كاسب هم هست! همه او را ميشناسند. يك مصرف كننده مواد مخدر و يا روانگردان كافي است در هر نقطه از شهر كه هست از يكي از اوباش محله سراغ كاسب آن محله را بگيرد! به زودي او را پيدا خواهد كرد و تا بيايد و در مورد كاسب فكر كند، جنس موردنظر كف دست او جا گرفته و پول گرفته شده!
كاسبهاي پايين شهر:
كاسبهاي پايين شهر شباهت بيشتري به «آق تقي» قصهها دارند! يا پيرمردان كهنه كار اين حرفه هستند كه خود هم اكثراً مصرف كنندهاند و يا جوانتر و معمولاً از اوباش محله هستند و كمي ترسناك! كاسبهاي پايين شهر اصليترين هدفشان جلب رضايت مصرف كننده است! بعضي از مشتريان اين كاسبها افراد مسني هستند كه معمولاً از دارايي مالي خوبي برخوردارند. مشتري پير از مشتري جوان معمولاً بهتر است. او دردسر ندارد، هميشه پول نقد دارد و مصرفش دائمي است. فقط از كاسب خودش خريد ميكند و در واقع مشتري تاپ به حساب ميآيد. مشتريان پير به غير از معدودي از آنها كه كراك مصرف ميكنند و از كارتنخوابها به شمار ميروند اكثراً دنبال «تَل» و «ترياك» هستند! اين پيرمردها تاريخچه كهنسال مصور اعتياد هستند. بعضي از آنها را به مثابه يك دارو ميدانند و براي فرار از دردهاي رايج كهنسالي نظير آرتروز به تل و ترياك پناه ميبرند. بعضي به عنوان تفريح! لفظ «شيرهاي» مربوط به اين طيف است، اما در نسل جديد مصرف كنندگان اين لفظ زياد كاربرد ندارد. واژه «عملي» جايگزين لفظ قديمي شده است.
[External Link Removed for Guests]
كاسبهاي بالاي شهر:
دسته ديگر كاسبها، كاسبهاي بالاي شهر هستند. اينها نسبت به كاسبهاي پايين شهر كمي طيف مشتري متفاوتتري دارند. بيشتر فروش اين كاسبها متمركز روي حشيش، گراس و داروهاي روانگردان است. كمتر كسي در بالاي شهر براي خريد ترياك و تل به آنها مراجعه ميكند. معدود افراد مسنتر نيز كه ساكن شمالشهر هستند و ترياك مصرف ميكنند معمولاً به پايينشهر براي خريد جنس مورد نظر خود مراجعه ميكنند.
در مورد اين كاسبها وضع به كلي فرق دارد! با مصرف كننده خود در يك كافي شاپ يا يك مركز خريد شيك قرار ميگذارند! در اصطلاح بعضي از اين قشر چه فروشنده و چه خريدار به آنها كاسب گفته نميشود «دكتر» لفظ جديدي است كه براي خطاب قرار دادن اين افراد به تازگي در شمال شهر به كار برده ميشود. دكتر در واقع همان كاسب آپ تو ديت شده است!
اين افراد اكثراً جوان و يا ميانسال هستند. بسياري از آنها با توزيع كنندهها و قاچاقچيان اصلي در ارتباط نيستند. قيمت مواد مخدر و روانگردان در هر نوع از محلههاي جنوب شهر تا محلههاي شمالشهر نوسان بسياري دارد. ميتوان گفت هر نوع مواد در جنوب شهر تقريباً 25 تا 40 درصد ارزانتر از شمال شهر است. اما مصرفكنندگان شمالشهر به دليل ناآشنا بودن با جو جنوب شهر كمتر خود به طور مستقيم براي خريد اين اجناس به جنوب شهر ميروند. سابقه سياه كاسبهاي جنوب شهر نيز در فروش اجناس با كيفيت پايين و يا تقلبي به مشتريان شمال شهري و به اصطلاح خودشان «بچه سوسولها» از دلايل اصلي اين امر است.
بسيار پيش ميآيد كه به اصطلاح يك بچه سوسول در محلههاي پايينشهر «غريب» ميافتد. در اين هنگام اگر به اين كاسبها مراجعه كند نه تنها جنسي به دست نميآورد بلكه يك كتك حسابي هم خواهد خورد. اين به آن دليل است كه اكثراً اين كاسبها زورگير هم هستند.
فروشندگان شمال شهر كه بيشتر به فروش داروهاي روانگردان جديد و حشيش و كراك اشتغال دارند اكثراً دلال هستند. اجناس خود را از جنوب شهر خريده و سپس در شمال شهر به فروش ميرسانند.
كاسبهايي با خدمات كثيف:
بسياري از مصرفكنندگان مواد مخدر از ميان زنان، دختران و يا مرداني هستند كه به علت قبح عمومي مصرف مواد خود به تنهايي به خاطر ترس از آبروريزي و يا مسائل مشابه كه شايد براي آنها پيش بيايد نميتوانند به طور مستقل براي خريد مواد مخدر به كاسبها مراجعه كنند. نوعي ديگر كاسبي در واقع پاسخي است به اين تقاضا! بسياري از كاسبهاي جنوب يا شمال شهر به مشتريان دائمي خود شماره همراه خود را ميدهند تا در مواقع لزوم به سرعت جنس را به خانه آنها ببرند. البته تعداد اين دست مصرفكنندگان بسيار انگشت شمار است و بيشتر در شمالشهر ساكن هستند. قيمت جنسي كه به در خانه آورده شود به مراتب بيشتر از جنسي است كه در محل خريداري شود. بنابراين تنها افراد خاصي از عهده پرداخت اين هزينهها بر ميآيند.
نوع ديگر خدمات، مربوط به مجالسي است كه به همين منظور تشكيل ميشود. تلقي عمومي در مورد اين مجالس «اكسپارتي» و يا «انرژي پارتي»ها است. اما مجالس ديگري براي مصرف ترياك و يا حشيش بيشتر در ايام تعطيل هفته در بعضي از ويلاها و يا خانههاي اطراف تهران و داخل تهران تشكيل ميشود. مواد اين مجالس نيز از آنجا كه به طور عمدهتر خريداري ميشوند و غالباً براي مصرف پنج تا 15 نفر در نظر گرفته ميشود، توسط اين كاسبها تأمين ميشود. اين يكي از پرسودترين فروشهاي اين كاسبها به شمار ميرود، چون در هر هفته براي يك دوره پنج تا 15 نفري جنس ميفروشند. دكترها بيشتر در مجالس اكسپارتي حضور دارند! به علت مشكلات جانبي مصرف اين نوع داروها براي اكثر افراد و بيشتر براي افراد تازهكار، وجود اين افراد كه به صورت تجربي نوع مصرف را ميدانند، همچنين اقدامات اورژانسي خاصي را در مواقع بروز اين دست مشكلات به طور تجربي كسب كردهاند، به چشم ميخورد. بعضي از اين افراد كه توانستهاند سرمايهاي از اين راه كسب كنند خانههايي ويلايي را در بعضي از نقاط خلوتتر شهر خريداري ميكنند و پارتيها را در اين محلها برگزار ميكنند. شركت در اين پارتيها با صرف هزينهاي تقريباً مانند هزينه وروديه امكانپذير است!