الگوهاي تغذيهاي و بيماريها
ارسال شده: شنبه ۳ آذر ۱۳۸۶, ۶:۳۲ ب.ظ
هاي تغذيهاي و بيماريها
نویسنده : دكتر ربابه شيخالاسلام-دانشيار و عضو هيات علمي وزارت بهداشت-متخصص اپيدميولوژي تغذيه
آيا هرگز بهاين فكر كردهايد كه عادتها و الگوهاي غذايي هم از والدين به كودكان و ازاين طريق به نسلها ارث ميرسند. وقتي براي خريد مواد غذايي به مغازه ميرويم چه چيزي باعث انتخاب ما ميشود؟ ذايقه ما چگونه شكل گرفته است كه ما مواد غذايي خاصي را مصرف ميكنيم و بعضي از مواد غذايي را هرگز به سبد و سفره مان راه نميدهيم.
يكي از مثالهاي مشخص دراين زمينه چگونگي نوشيدن چاي در ميان ما ايرانيان است. قند سفيد و حبه شده در قندان كمتر در كشورهاي ديگر در كنار چاي جاي دارد حتي در كشورهاي اطراف در منطقه خودمان. از چه زماني و چگونه اين عادت غذايي در ما نهادينه شده است بهطوري كه اگر بخواهيم مواد شيرين ديگري مانند خرما يا توت خشك و يا مواد شيرين ديگر را هم جانشين آن كنيم مانند قند آن را به دهان ميگذاريم و چاي را با آن مينوشيم. در سوريه چاي داخل قوري را با شكر شيرين ميكنند و وقتي برايتان چاي ميآورند شيرين است. گاهي كنار قوري چاي يك قوري هم شهد شكر دارند كه مهمان با سليقه خود ميتواند از آن به ميزاني كه دوست دارد، استفاده كند.
اروپاييها بيشتر قهوه مينوشند. گاهي قهوه را كه تلخ تر از چاي است با يا بدون شكر وبا انواع پودر شير و يا شير تازه مينوشند. در ده سال گذشته استفاده از شكر غير تصفيه و يا شكر سرخ باب شده است و در مكانهاي پذيرايي عمومي دو نوع شكر وجود دارد كه مصرف كننده حق انتخاب داشته باشد. در ايران ما چاي بدون قند را دوست نداريم و با اينكه ميدانيم شكر و قند براي سلامت خوب نيستند آن را ميخوريم. هنوز شكر غير تصفيه در عادات غذايي ما رخنه نكرده است گر چه ميدانيم شكر تصفيه نشده و يا شكر قهوهاي به مراتب بهتر از شكر تصفيه شده است.
علم در كنار عادات غذايي آهسته حركت ميكند تا عادات بد را بشناسد و جايگزينهاي بهتري را ارايه دهد ولي بهطور معمول دهها سال طول ميكشد تا كم كم بتوان عادات را در جهت سلامت و افزايش طول عمر تغيير داد. عادات غذايي گاهي آنقدر به ما ميچسبند كه نميتوانيم از آنها رها شويم حتي آمادهسازي غذا را به همان صورت كه در كوچكي و در كنار مادرمان در آشپزخانه ديدهايم و ياد گرفتهايم تهيه ميكنيم. بنابراين خودمان را در چارچوب اين عادتها حبس ميكنيم و در نهايت سفرهمان و موادغذايي كه به بدنمان ميرسانيم با كمي تغيير همان است كه سالها در خانواده مرسوم بوده و به همين دليل گاهي بعضي از بيماريها در يك خانواده و يا يك منطقه يا در يك كشور بيشتر از مناطق جغرافيايي ديگر است.
شايد شنيده باشيد كه براي مثال نوع خاصي از سرطان در يك منطقه شايع است و يا بيماريهاي قلبي و عروقي در يك منطقه كمتر است. محققان از مطالعهاي كه روي عادات و الگوهاي غذايي ميكنند متوجه رابطه غذا و بيماريها ميشوند. بهعنوان مثال اسكيموها كه به طور مشخص از ماهيها بيشتر استفاده ميكنند كمتر به بيماريهاي قلبي و عروقي مبتلا ميشوند. در گياهخوارن انواع سرطانها به طور قابل ملاحظهاي كمتر است. آمريكاييها كه كمتر سبزي و ميوه و بيشتر گوشت و نانهاي بدون سبوس ميخورند بهطور معنيداري بيشتر در معرض سرطان كولون (روده بزرگ) هستند.
تغييردادن عادات و الگوهاي غذايي در يك كشور بسيار سخت و وقتگير است و مسوولان سلامت يك جامعه بايد براي تغييرات مناسب برنامهريزيهاي مشخص و طولانيمدت داشته باشند. ما به اينگونه كارهاي آموزشي فرهنگسازي ميگوييم. براي اينكار بايد اطلاعات وسيعي را از گوشه و كنار دنيا جمعآوري كرد و براساس اطلاعات مستدل و اثبات شده حركت كرد و همچنين به تحقيقاتي كه رابطه بيماريها و تغذيه را اثبات كرده است توجه كرد. خوشبختانه ما در قرن اطلاعات زندگي ميكنيم و بهدست آوردن اين اطلاعات به راحتي امكانپذير است و جالب است بدانيد كه رابطههاي بسيار قوي ومستدل در مورد بعضي از بيماريها و چگونگي تغذيه وجود دارد .اين اطلاعات گاهي سر منشا تحقيقات وسيع شدهاند و حتي باعث كشف بعضي از ويتامينها شدهاند. براي مثال بيماري اسكوربوت در ملواناني كه در قرنهاي گذشته سفرهاي دريايي طولاني داشتهاند و موجب مرگ دسته جمعي آنان ميشده است با مصرف سبزيهاي تازه در جيره غذايي آنان درمان ميشد و بنابراين آنها رابطه بيماري اسكوربوت را با موادي كه در سبزيها بود كشف كردند و جالب است بدانيم سالها بعد از اين كشف ويتامين C كشف شد و مشخص شد كه كمبود آن موجب بيماري اسكوربوت ميشود.
ما به دليل اينكه در كشوري پهناور و با مليتها و آداب و رسوم و عادات متفاوت غذايي زندگي ميكنيم بايد به رابطه شيوع بعضي از بيماريها و الگوهاي تغذيهاي اقوام نگاهي كارشناسانه و علمي داشته باشیم
نویسنده : دكتر ربابه شيخالاسلام-دانشيار و عضو هيات علمي وزارت بهداشت-متخصص اپيدميولوژي تغذيه
آيا هرگز بهاين فكر كردهايد كه عادتها و الگوهاي غذايي هم از والدين به كودكان و ازاين طريق به نسلها ارث ميرسند. وقتي براي خريد مواد غذايي به مغازه ميرويم چه چيزي باعث انتخاب ما ميشود؟ ذايقه ما چگونه شكل گرفته است كه ما مواد غذايي خاصي را مصرف ميكنيم و بعضي از مواد غذايي را هرگز به سبد و سفره مان راه نميدهيم.
يكي از مثالهاي مشخص دراين زمينه چگونگي نوشيدن چاي در ميان ما ايرانيان است. قند سفيد و حبه شده در قندان كمتر در كشورهاي ديگر در كنار چاي جاي دارد حتي در كشورهاي اطراف در منطقه خودمان. از چه زماني و چگونه اين عادت غذايي در ما نهادينه شده است بهطوري كه اگر بخواهيم مواد شيرين ديگري مانند خرما يا توت خشك و يا مواد شيرين ديگر را هم جانشين آن كنيم مانند قند آن را به دهان ميگذاريم و چاي را با آن مينوشيم. در سوريه چاي داخل قوري را با شكر شيرين ميكنند و وقتي برايتان چاي ميآورند شيرين است. گاهي كنار قوري چاي يك قوري هم شهد شكر دارند كه مهمان با سليقه خود ميتواند از آن به ميزاني كه دوست دارد، استفاده كند.
اروپاييها بيشتر قهوه مينوشند. گاهي قهوه را كه تلخ تر از چاي است با يا بدون شكر وبا انواع پودر شير و يا شير تازه مينوشند. در ده سال گذشته استفاده از شكر غير تصفيه و يا شكر سرخ باب شده است و در مكانهاي پذيرايي عمومي دو نوع شكر وجود دارد كه مصرف كننده حق انتخاب داشته باشد. در ايران ما چاي بدون قند را دوست نداريم و با اينكه ميدانيم شكر و قند براي سلامت خوب نيستند آن را ميخوريم. هنوز شكر غير تصفيه در عادات غذايي ما رخنه نكرده است گر چه ميدانيم شكر تصفيه نشده و يا شكر قهوهاي به مراتب بهتر از شكر تصفيه شده است.
علم در كنار عادات غذايي آهسته حركت ميكند تا عادات بد را بشناسد و جايگزينهاي بهتري را ارايه دهد ولي بهطور معمول دهها سال طول ميكشد تا كم كم بتوان عادات را در جهت سلامت و افزايش طول عمر تغيير داد. عادات غذايي گاهي آنقدر به ما ميچسبند كه نميتوانيم از آنها رها شويم حتي آمادهسازي غذا را به همان صورت كه در كوچكي و در كنار مادرمان در آشپزخانه ديدهايم و ياد گرفتهايم تهيه ميكنيم. بنابراين خودمان را در چارچوب اين عادتها حبس ميكنيم و در نهايت سفرهمان و موادغذايي كه به بدنمان ميرسانيم با كمي تغيير همان است كه سالها در خانواده مرسوم بوده و به همين دليل گاهي بعضي از بيماريها در يك خانواده و يا يك منطقه يا در يك كشور بيشتر از مناطق جغرافيايي ديگر است.
شايد شنيده باشيد كه براي مثال نوع خاصي از سرطان در يك منطقه شايع است و يا بيماريهاي قلبي و عروقي در يك منطقه كمتر است. محققان از مطالعهاي كه روي عادات و الگوهاي غذايي ميكنند متوجه رابطه غذا و بيماريها ميشوند. بهعنوان مثال اسكيموها كه به طور مشخص از ماهيها بيشتر استفاده ميكنند كمتر به بيماريهاي قلبي و عروقي مبتلا ميشوند. در گياهخوارن انواع سرطانها به طور قابل ملاحظهاي كمتر است. آمريكاييها كه كمتر سبزي و ميوه و بيشتر گوشت و نانهاي بدون سبوس ميخورند بهطور معنيداري بيشتر در معرض سرطان كولون (روده بزرگ) هستند.
تغييردادن عادات و الگوهاي غذايي در يك كشور بسيار سخت و وقتگير است و مسوولان سلامت يك جامعه بايد براي تغييرات مناسب برنامهريزيهاي مشخص و طولانيمدت داشته باشند. ما به اينگونه كارهاي آموزشي فرهنگسازي ميگوييم. براي اينكار بايد اطلاعات وسيعي را از گوشه و كنار دنيا جمعآوري كرد و براساس اطلاعات مستدل و اثبات شده حركت كرد و همچنين به تحقيقاتي كه رابطه بيماريها و تغذيه را اثبات كرده است توجه كرد. خوشبختانه ما در قرن اطلاعات زندگي ميكنيم و بهدست آوردن اين اطلاعات به راحتي امكانپذير است و جالب است بدانيد كه رابطههاي بسيار قوي ومستدل در مورد بعضي از بيماريها و چگونگي تغذيه وجود دارد .اين اطلاعات گاهي سر منشا تحقيقات وسيع شدهاند و حتي باعث كشف بعضي از ويتامينها شدهاند. براي مثال بيماري اسكوربوت در ملواناني كه در قرنهاي گذشته سفرهاي دريايي طولاني داشتهاند و موجب مرگ دسته جمعي آنان ميشده است با مصرف سبزيهاي تازه در جيره غذايي آنان درمان ميشد و بنابراين آنها رابطه بيماري اسكوربوت را با موادي كه در سبزيها بود كشف كردند و جالب است بدانيم سالها بعد از اين كشف ويتامين C كشف شد و مشخص شد كه كمبود آن موجب بيماري اسكوربوت ميشود.
ما به دليل اينكه در كشوري پهناور و با مليتها و آداب و رسوم و عادات متفاوت غذايي زندگي ميكنيم بايد به رابطه شيوع بعضي از بيماريها و الگوهاي تغذيهاي اقوام نگاهي كارشناسانه و علمي داشته باشیم