صفحه 1 از 2

کمک کنيد درد شانه همسرم رو کلافه کرده

ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۶, ۱۰:۰۷ ق.ظ
توسط hadi2901
سلام به دوستان و متخصصین محترم
به عرض شما برسانم که همسر من 23 سال سن دارد و الان چند وقتی است که است استخوانهای سر شانه های او درد می کند البته شانه راست بیشتر و سمت چپ کمتر و به گفته خودش از سر شانه تیر میکشد تا نزدیک ساعد او البته شبها بیشتر میشود نزدیک دوماه پیش رفت پیش دکتر متخصص داخلی و دکتر برای او داروی ضد افسردگی و تقویتی و آهن تجویز کرد البته در آزمایش کامل او حتی تیروئید هیچ موردی نبود البته آنموقع درد آن به این شدت نبود و بیشتر حالت غش رفتن داشت اما درمان آن صورت فایده ای نداشت و حالا همانطور که گفتم شدت پیدا کرده و به حدی رسیده که در بعضی از جهات دست نمی تواند دستش را بالا بیاورد یعنی درد میگیرد مثلا بالا اوردن از پهلو و یا حتی بستن شیر آب هم مشکل دارد . چند روز پیش نزد دکتر فوق تخصص ارتوپد رفت در آزمایش رماتیسم و عکس از شانه راست او هیچ موردی نبود اما دکتر حدس می زند التهاب شانه باشد و قرض ضد التهاب داده و برای او ده جلسه فزیوتراپی برای او نوشته است و گفت اگر بهتر نشد یک آمپول در شانه او زده شود خواهش میکنم که مرا راهنمایی کنید که چکار کنم و تشخیص شماچیه و به علت اینکه تشخصیص حدسی بوده آیا قرصها و فیز یوتراپی را انجام بده یا نه ؟ایا پیش دکتر دیگه هم بره یا نه ؟پیش متخصص مغز و اعصاب چی؟ چون همه میگن به خاطر اعصابه و لی دکتر ارتوپد گفت شاید اعصاب در شدت درد موثر باشه ولی ریشه درد چیز دیگه ای است . البته قابل ذکر است که همسر من خیلی حساس است وبا توجه به اینکه مشکل خاصی در زندگی نداریم ولی به علت حساس بودن خیلی مشکلات کوچیک رو بزرگ میکنه و زود ناراحت و افسرده می شه البته افسردگی دائمی نیست و چند روزی اینجوریه و چندروزی خوبه . قبلا از راهنمایی شما ممنون و متشکرم

ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۶, ۵:۴۲ ب.ظ
توسط saeed_hz
دوست عزیز من .ورودتان را به سایت تبریم میگم.
من رشته ام پزشکی نیست، ولی موردی شبیه این برای مادرم پیش اومده بود که مثل شما به هر دکتری سر زدیم ولی نتیجه انچنانی نگرفتیم.تا اینکه به صورت اتفاقی با یک متخصص طب فیزیکی اشنا شدیم.الان بعد 6 ماه به قول مادرم 80 درصد مشکلاتشون حل شدو البته درمان ادامه داره.
پیشنهاد میکنم شما هم امتحانی بکنید و ان شاء الله حالشون هر چه زودتر خوب میشه.
موفق باشید. :AA:

ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۶, ۵:۵۶ ب.ظ
توسط Dr.Akhavan
saeed31861, عزیز
بیماری مادر شمامتفاوت میتواند باشد. لطفا تجربیات شخصی خود را در اختیار دیگران قرار ندهید - چون فقط برای شما سازگار بوده و با توجه به متفاوت بودن بیماری - نتیجه یکسانی را همه نمیگیرند.


hadi2901, عزیز
پزشک متخصص ارتوپد تشخیصش کاملا صحیح است و اگر پیش هر دکتر ارتوپد دیگری هم بروی همین تشخیص را میدهند و با همین درمان
علت بیماری التهاب مفصل اکرومیون کلاویکولار است که بدلیل استفاده زیاد دست در خانمهای خانه دار رخ می دهد و درمان ابتدا قرصهای ضد التهاب است و اگر بهبودی رخ ندهد یک عدد امپول ضد التهاب است که باید حتما توسط خود متخصص ارتوپد در این مفصل زده شود.( چون فقط متخصص ارتوپد است که میتواند محل دقیق این مفصل را شناسایی کند و تزریق داخل مفصلی انجام دهد بدون هرگونه اشکالی در اطراف و یا خود مفصل)
البته فیزوتراپی مهم میباشد چون باعث حرکت مفصل و باعث افزایش خونرسانی به مفصل و افزایش رسیدن اثرات قرص شد التهاب به مفصل میشود و فرد زود تر خوب میشود.
البته اگر این درمان موثر نبود همان خود پزشک ارتوپد به شما میگوید که چه اقدامی انجام دهید - مثل سی تی اسکن مهرهای گردن و اگر لازم شد خودش به شما میگوید که پیش متخصص داخلی اعصاب بروید یا نه
بهتر باشید

ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۶, ۶:۵۷ ب.ظ
توسط saeed_hz
Dr.Akhavan ،استاد عزیز،بنده جسارتا قصدم تجویز نسخه نبود،صرفا یک پیشنهاد بر اساس تجربه بوده است.و کاملا بدیهی هست که نتیجه نهایی می بایست دکتر متخصص مربوطه اعلام شود.
ارادتمند شما

ارسال شده: چهارشنبه ۲۶ دی ۱۳۸۶, ۱۰:۱۳ ب.ظ
توسط osilatoria
Please Login or Register to see this code


آکرومیوکلاویکولار ؟ چرا ؟ این مفصل که اثر حرکتی قابل توجه نداره . منظورتون مفصل شانه (گلنوهومرال) هست ؟

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۷ دی ۱۳۸۶, ۷:۰۲ ب.ظ
توسط mahshid-banoo
با سلام
خوب بحث حسابي پزشکي شده
با توجه به اينکه که اين بخش روانشناسي و روانپزشکي است،بهتر نيست اين تاپيک منتقل شود به بخش پزشکي؟ :-o

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۷ دی ۱۳۸۶, ۸:۴۸ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
mahshid-banoo نوشته شده:با سلام
خوب بحث حسابي پزشکي شده
با توجه به اينکه که اين بخش روانشناسي و روانپزشکي است،بهتر نيست اين تاپيک منتقل شود به بخش پزشکي؟ :-o


حالا شما چرا اصرار دارید که این تاپیک حتما به انجمن پزشکی منتقل شود؟ من فکر می کنم که این دوست جوان ما هادی 2901 بیشتر به کمک دوستانه و هوشمندانه نیاز دارد. یعنی اینکه علاوه بر همسرش، خود او هم به کمک نیاز دارد.
از طرف دیگر برخی معتقد هستند که تمام بیماریها ریشۀ روانی دارد، و از پسیکوسوماتیک حرف می زنند. البته من در این زمینه رأی ممتنع می دهم. ولی دوستی دارم که خیلی افراطی ست و از سردرد گرفته تا خارش سادۀ بدن فورا آنرا به عقدۀ اودیپ مرتبط می سازد و با یک رمان توضیح که هرگز تمام نمی شود...من به حرفهای او گوش می دهم.

برای من اولین پرسشی که در رابطه با پرسشهای این دوست مطرح می باشد این است که آیا او همسرش را دوست دارد یا نه؟ و آیا همسرش او را دوست دارد یا نه؟
اینطور که پیداست این زوج جوان هیچ مشکل خاصی ندارند، ولی آیا واقعا هیچ مشکلی وجود ندارد؟ اگر هیچ مشکلی وجود نداشته باشد که واقعا ما باید یک زوج استثنایی روبرو هستیم . حال باید دید که دردهای همسر او تا چه اندازه کدام یک را بیشتر کلافه کرده است؟
در پایان همگی را به شنیدن آهنگ بولرو دعوت می کنم.
[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۱:۱۵ ق.ظ
توسط osilatoria
Palang mah gerefteh, دوست عزیز فکر کنم شما از سر درس بلند میشی که استراحت کنی میای یه پست هم میدی ! شما چیکار به مسائل خصوصی مردم دارین ؟ پزشک یک راهنماست نه کسی که در زندگی دیگران دخالت کنه . ایشون مشکل رو بیان کردن و دکتر اخوان هم راهنمایی شون کردن دیگه فکر نمی کنم تشخیص بیماری های سایکوسوماتیک ! در این رابطه کار جالبی باشه .

ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۱:۴۳ ق.ظ
توسط Palang mah gerefteh
osilatoria نوشته شده:Palang mah gerefteh, دوست عزیز فکر کنم شما از سر درس بلند میشی که استراحت کنی میای یه پست هم میدی ! شما چیکار به مسائل خصوصی مردم دارین ؟ پزشک یک راهنماست نه کسی که در زندگی دیگران دخالت کنه . ایشون مشکل رو بیان کردن و دکتر اخوان هم راهنمایی شون کردن دیگه فکر نمی کنم تشخیص بیماری های سایکوسوماتیک ! در این رابطه کار جالبی باشه .


من به هیچ عنوان فکر نمی کنم به مسائل خصوصی دوستمان هادی پرداخته باشم و مطالبی را که نوشتم مطالب عمومی و کلاسیک هستند و در حد و حدود همان مطالبی هستند که از جانب خود او مطرح شده بود. در ثانی فکر می کنم ما با هم در این نکته موافق هستیم و آنهم این است که دوستمان هادی ... به اندازۀ کافی بالغ هست که بتواند از جانب خودش حرف بزند. پس اجازه دهید افراد بجای خودشان حرف بزنند. ثالثا مطالبی را که من مطرح کردم صرفا به حوزۀ روانشناختی مربوط می شد و اظهار نظر پزشکی (کلاسیک) نداشتم.

ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۱:۱۱ ب.ظ
توسط mahshid-banoo

من به هیچ عنوان فکر نمی کنم به مسائل خصوصی دوستمان هادی پرداخته باشم و مطالبی را که نوشتم مطالب عمومی و کلاسیک هستند و در حد و حدود همان مطالبی هستند که از جانب خود او مطرح شده بود. در ثانی فکر می کنم ما با هم در این نکته موافق هستیم و آنهم این است که دوستمان هادی ... به اندازۀ کافی بالغ هست که بتواند از جانب خودش حرف بزند. پس اجازه دهید افراد بجای خودشان حرف بزنند. ثالثا مطالبی را که من مطرح کردم صرفا به حوزۀ روانشناختی مربوط می شد و اظهار نظر پزشکی (کلاسیک) نداشتم.
_________________

درود
دوست عزيز من وقتي تعدادي از تاپيک هاي شما رو خوندم فهميدم که اطلاعات نسبت خوبي راجع به فرهنگ و هنر داريد.
اما روانشناسي فرق داره.ما با خوندن چند تا کتاب روان تحليلگري يا شنيدن از ديگران نميتوانيم افراد و دوستانمان را تحليل کنيم.اين کار تخصص خودش را ميخواهد.و دلسوزي و کمک نابجاي ما بدون تخصص فقط باعث تحريف اين علوم ميشود. :-o

ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۱:۴۸ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
mahshid-banoo نوشته شده:

من به هیچ عنوان فکر نمی کنم به مسائل خصوصی دوستمان هادی پرداخته باشم و مطالبی را که نوشتم مطالب عمومی و کلاسیک هستند و در حد و حدود همان مطالبی هستند که از جانب خود او مطرح شده بود. در ثانی فکر می کنم ما با هم در این نکته موافق هستیم و آنهم این است که دوستمان هادی ... به اندازۀ کافی بالغ هست که بتواند از جانب خودش حرف بزند. پس اجازه دهید افراد بجای خودشان حرف بزنند. ثالثا مطالبی را که من مطرح کردم صرفا به حوزۀ روانشناختی مربوط می شد و اظهار نظر پزشکی (کلاسیک) نداشتم.
_________________

درود
دوست عزيز من وقتي تعدادي از تاپيک هاي شما رو خوندم فهميدم که اطلاعات نسبت خوبي راجع به فرهنگ و هنر داريد.
اما روانشناسي فرق داره.ما با خوندن چند تا کتاب روان تحليلگري يا شنيدن از ديگران نميتوانيم افراد و دوستانمان را تحليل کنيم.اين کار تخصص خودش را ميخواهد.و دلسوزي و کمک نابجاي ما بدون تخصص فقط باعث تحريف اين علوم ميشود. :-o


Mahshid-banoo
دوست گرامی تذکرات شما کاملا صحیح است ولی فکر نمی کنم ارتباطی با نوشته های من داشته باشد. نکتۀ دیگر اینکه من با روانشناسی توافق چندانی ندارم و بطریق اولی وقتی موضوع به جهان باطنی (فرد آدمی ) مربوط می شود، بیشتر متمایل به روانکاوی هستم. تفاوت روانشناسی و روانکاوی در این است که اولی خودآگاه را مد نظر قرار می دهد ولی دومی ناخودآگاه را اصل روش روان درمانی خود قرار می داند.
ثانیا نمیدانم منظور شما از چند کتاب تحلیلگری، چند تا کتاب است؟ البته این کاملا درست است که من چند تا کتاب خوانده ام. و باز هم البته من تنها چند تا کتاب نخوانده ام و یکی از سرگرمیهایم نیز ترجمۀ مقالات فروید بوده است. علاوه براین من سالها در تحلیل روانکاوی بوده ( و شاید که هنوز هم باشم، به این موضوع فکر نکرده بودم) و به عباتی آدم تحلیل شده ای هستم (کمابیش تحلیل شده). اگر چه تحلیل روانکاوی هیچگاه تمام شدنی نیست. و روشن است یا نیست که چنین تحلیلی منحصر به تجربه ای گذرا و موقتی نیست، بلکه مسئولیتی همه جانبه و تمام عیار را برای آدم ایجاد می کند، که آدم یعنی من یا شما این مسئولیت را می پذیریم و یا نمی پذیریم.
...من نمی دانم شما در کجای متن من نشانی از دلسوزی دیده اید؟ و یا در کجای حرفهای من مطلبی پیدا کرده اید که حاکی از تحریف علم بوده است ؟
با تشکر از توجهات شما.
این دفعه پیشنهاد می کنم فعلا به آهنگ کارمینا بورانا گوش کنید ( با صدای بلند)
[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: جمعه ۲۸ دی ۱۳۸۶, ۲:۰۰ ب.ظ
توسط Palang mah gerefteh
و يک نکتۀ مهم ديگر بود که حتما بايد يادآور مي شدم، اگر چه از موضوع اين تاپيک يک کمي فاصله مي گيرد. اينطور بنظرم رسيد که شما بين هنر و روان شناسي و يا روانکاوي ديوار کشيده ايد گويي که اينها مقولاتي هستند که هيچ رابطه اي و هيچ حرفي يا هيچ دادو ستدي با هم ندارند. البته من به شما نمي گويم که چرا شما علم را تحريف کرده ايد. اين دنيا اساسا يک دنياي تحريف شده است. و ما تنها سعي مي کنيم تعادل خودمان را در تمام اين تحريفات حفظ کنيم.