ويژگيهاي هدف
ارسال شده: یکشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۶, ۵:۵۴ ب.ظ
با اجازه نویسنده محترم ويژگيهاي هدف
هدفي را كه انتخاب ميكند بايد پنج ويژگي زير را دارا باشد تا آن هدف به صورت صحيح انتخاب شده باشد.
-1هدف بايد مشخص باشد(Specific)
-2قابل سنجش باشد(M easurable)
-3دست يافتني باشد(A chievable)
-4واقعي باشد(R ealistic)
5- داراي زمان باشد(T imely)
چنانچه حرف اول كلمات انگليسي فوق را با هم تركيب كنيم به كلمهSMART به معناي هوشمند ميرسيم يعني اگر هدفي راكه انتخاب ميكنيد داراي ويژگيهاي فوق باشد آن هدف يك هدف هوشمندانه است و خداوند نيز در راه رسيدن شما به اينگونه اهداف شما را ياري خواهد كرد.
مشخص بودن هدف يعني بايد بدانيد كه چه پاسخي براي چه نيازي وجود دارد. پس هدف بايد:
-1از جهات مختلف تعريف شده باشد به عنوان مثال اگر شما بگوييد كه ميخواهيد خانه اي داشته باشيد بايد مشخص كنيد كه:
- نوع خانه چه باشد( ويلايي، آپارتماني و يا .........)
- وسعت خانه چقدر باشد (1000مترمربع يا 100 مترمربع يا .......)
- موقعيت مكاني آن كجا باشد ( تهران يا شيراز يا ....... شمال تهران جنوب تهران ويا .......)
- حدود قيمت آن ( 100 ميليون تومان يا 40 ميليون تومان و يا .......)
- مشخصات و خصوصيات داخل خانه ( تعداد اتاقها و دكوراسيون داخلي و ........)
-2تصوير روشن و شفافي از تحقق آن در ذهن خود داشته باشيد يعني اينكه بدانيم اين هدف براي ما و ديگران داراي چه اثر يا آثار قابل تعريفي است و يابعبارت ديگر ما بايد به روشني بدانيم كه اگر به هدف خود نرسيم چه چيزهايي را از دست خواهيم داد و چه تفاوتهايي با بدست آوردن آن وجود دارد و اگر اين تفاوتها براي ماايجاد ضرورت ننمايد ( يعني در واقع يك تفنن باشد ) هرگز محرك كافي براي تحقق اهدافمان ايجاد نشده است.
3- حتما هدف خود را در قالب يك جمله مثبت و بطور واضح بنويسيد وهمواره در جلوي ديد خود قرار دهيد و اگر بتوانيد تصويري از آن براي خود تهيه كنيد به مراتب تاثير بيشتري در تحريك شما خواهد داشت و همچنين اگر بتوانيد احساسات خودرا نيز در صورت رسيدن به هدف شناسايي كنيد و در ذهن خود مرور كنيد آنگاه خواهيد ديدكه چه تاثير شگرفي در سرعت بخشيدن به رسيدن به اهدافتان در شما ايجاد خواهد شد توجه داشته باشيد.
براي موفقيت بايد بر آنچه ميخواهيد تمركزكنيد و نه بر آنچه نميخواهيد.
مثال : وقتي بچه ها را از كاري منع ميكنيد مشاهده ميكنيد كه نتيجه برعكس دارد و آنها تمايل بيشتري بر انجام آن كار دارند پس بايد ذهن آنها را متوجه كار صحيح نماييد.
-4 هزينه هايي را كه براي رسيدن به هدف خود بايد بپردازيد مشخص كنيد و توجه داشته باشيد كه بخش مهمي از اين هزينه ها اموري است كه بايد از دست بدهيد بعنوان مثال هزينه قبولي در كنكور فقط پرداخت مبلغ ثبت نام در كلاس كنكور نميباشد شما بايد از رفتن به سينما و پارك و ..... نيز براي مدتي چشم پوشي كنيد .
-5اهداف شما بايد بصورت همگون تعريف شوند يعني تعارضي با يكديگر نداشته باشند بعنوان مثال شما نميتوانيد تنها رشد سرخود را بخواهيد مگر اينكه اندام ديگر شما نيز با آن رشد كنند در غير اينصورت شما شكست خواهيد خورد . اما نكته مهم اين است كه در صورت شكست نااميد نشويد بلكه مجدداً اهداف خود را مورد بررسي قرار دهيد و اشكال آن را رفع كنيد.
چگونه اهداف خود را مشخص كنيم؟
براي ايجاد كردن و آوردن هر چيزي در زندگيتان تصور كنيد كه هم اكنون آن چيز در اختيار شماست. اگر هدف خود را انتخاب كردهايد براي اينكه بفهميد هدف شما مشخص و شفاف است به چهار سئوال زير پاسخ روشن دهيد.
اگر هدفم محقق شود چه نتايج مطلوبي را براي من و ديگر افرادي كه سرنوشت آنها براي من مهم است خواهد داشت ؟
اگر هدفم محقق شود از وقوع چه نتايج نامطلوبي براي من و ديگران جلوگيري ميكند؟
اگر هدفم محقق نشود چه اثرات سويي براي من و ديگران خواهد داشت و بعبارت ديگر چه بهايي را پرداخت خواهم كرد؟
اگر هدفم محقق نشود چه نتايج مطلوبي براي من و ديگران بدست نميآيد؟
همچنين در انتخاب اهداف خود به دو نكته مهم ديگر توجه داشته باشيد.
الف : مجموعه اهداف شما نبايد يكديگر را نقض كنند و متضاد يكديگرباشند.
ب : ديگران را نيز در اهداف خود در نظر بگيريم و به اهداف معنوي نيز بيانديشيم.
هدف بايد قابل سنجش باشد.
اين ويژگي هدف ( قابل سنجش بودن ) فقط به اين معنا نيست كه هدف بايدامر كمي باشد بلكه به اين معناست كه هدف بايد شاخصي براي تحقق داشته باشد تا بتوان ميزان فاصله آن را ( دور بودن يا نزديك بودن ) نسبت به خود تشخيص دهيم. در مورد اهداف مادي مي توان آنها را با شاخص هاي كمي مورد سنجش قرار داد و در مورد اهداف معنوي بايداز شاخصهاي كيفي استفاده نمود بعنوان مثال اگر شما مي خواهيد بنده خوب خدا باشيد بايد شاخص هايي را نيز براي يك بنده خوب تعريف كرده باشيد و خود را با آن شاخص ها سنجش كنيد.
هدف بايد دست يافتني باشد.
لازم نيست كه هدف شما از ديد ديگران امري ممكن باشد ولي حتما بايد از ديد خودتان غير ممكن نباشد .در غير اين صورت هدفي كه انتخاب كرده ايد تنها يك آرزوست.به عنوان مثال اگر هدف شما داشتن يك هواپيماي جت اختصاصي است خودتان آنرا مورد بررسي قرار دهيد كه آيا آن هدف براي شما دست يافتني است ياخير!!
هدف بايد واقعي باشد
واقعي بودن هدف يعني اينكه هدف خيالي و توهمي نباشد به عنوان مثال شما نمي توانيد به بازار برويد و يك ماشين پرنده خريداري كنيد اما ساخت يك ماشين پرنده براي يك مخترع ميتواند يك هدف باشد پس ماشين پرنده براي اولي يك خيال و براي فرد دوم يك هدف است. ويا قبولي در كنكور در رشته ايي كه اصلا وجود ندارد يك هدف غير واقعي است .اما مي توانيد به عنوان يك برنامه ريز وزارت علوم ،ايجاد رشته مذكور را هدف قرار دهيد.
هدف بايد داراي زمان باشد
متاسفانه بسياري از افراد از توجه به اين ويژگي غفلت مي ورزند .شايددر اين مواقع سعي ميكنند براي تحقق اهداف خود زمان پيش بيني كنند و وقتي كه اين توان را در خود نمي يابند از تعيين منصرف ميشوند غافل از اينكه زمان در واقع بخشي از هدف شماست براي درك اين مطلب به مثال زير توجه كنيد:
تصور كنيد شما در سن 30 سالگي صاحب دوچرخه شويد و يا در سنين كهولت كه امكان رفتن به دانشگاه را نداريد در كنكور قبول شويد. پس لازم است كه شما زمان وقوع يا دستيابي به هدف خود را پيش بيني كنيد درست مثل تعيين خود هدف. تنها شما به طرف هدف حركت نمي كنيد بلكه هدف نيز به سمت شما حركت خواهد كرد و اگر........
عشق يك آيينه است كه در آن دو عاشق چهره يكديگر را مي بينند.
آيا هرگز توجه كرده ايد كه:
براي اتومبيل در حال حركت ،زمان رسيدن به مقصد معين ،تابعي است
ازفاصله،شتاب،سرعت،اصطحكاك،و ........وهمه عوامل مذكور متغيير هاي معادله در نظر گرفته شده و مهمترين عاملي كه ثابت فرض ميشود مقصد است.
حال اگر مقصد را نيز متحرك در نظر بگيريد مثل زماني كه اتومبيل مقصددارد به اتومبيل در حال حركت ديگري برسد(مثل مسابقات اتومبيلراني)وضع بسيار متفاوت است زيرا ممكن است بر خلاف جهت حركت اتومبيل دور شود و يا بر وفق جهت آن نزديك شود.حتماً بارها در طول زندگي خود به هر سه مورد ذكر شده برخورد كرده ايد.البته شايعترين آنها حالت اول است اما مي توان همزمان وقتي كه شما به سمت هدف در حال حركت هستيد كاري ميكنيد كه هدف نيز به سمت شما در حركت باشد.به عنوان مثال : سالها انسان به دنبال آب راه مي افتاد و زندگي كوچ نشيني داشت اما زماني كه تصميم گرفت آب رابسوي خود روان كند زندگي شهري پديد آمد. يكي از راههايي كه ميتوانيد براي حركت هدف به سمت خودتان از آن استفاده كنيد ايجاد انگيزش در شركاء و همكاران و يا كاركنان خودتان است. پس به طور خلاصه اگر ميخواهيد نتايج حيرت انگيزي كسب كنيد بايد به هدفتان عشق بورزيد و براي اين كار دو راه در پيش داريد:
-1پس از بررسيهاي دروني در يابيد كه واقعا چه چيزي ميتواند تمامي توان شما را به فوران درآورد
-2تصويري بسيار شاد و دلنشين را با هدفتان ادغام كنيد و از مجموعه آنها يك تصوير واحد و ايده آل بسازيد .درست مثل متخصصين تبليغات كه براي ايجاداشتياق مردم نسبت به يك كالا از يك صداي گرم و دلنشين و يا از يك چهره محبوب و پرطرفدار استفاده ميكنند.
هدفي را كه انتخاب ميكند بايد پنج ويژگي زير را دارا باشد تا آن هدف به صورت صحيح انتخاب شده باشد.
-1هدف بايد مشخص باشد(Specific)
-2قابل سنجش باشد(M easurable)
-3دست يافتني باشد(A chievable)
-4واقعي باشد(R ealistic)
5- داراي زمان باشد(T imely)
چنانچه حرف اول كلمات انگليسي فوق را با هم تركيب كنيم به كلمهSMART به معناي هوشمند ميرسيم يعني اگر هدفي راكه انتخاب ميكنيد داراي ويژگيهاي فوق باشد آن هدف يك هدف هوشمندانه است و خداوند نيز در راه رسيدن شما به اينگونه اهداف شما را ياري خواهد كرد.
مشخص بودن هدف يعني بايد بدانيد كه چه پاسخي براي چه نيازي وجود دارد. پس هدف بايد:
-1از جهات مختلف تعريف شده باشد به عنوان مثال اگر شما بگوييد كه ميخواهيد خانه اي داشته باشيد بايد مشخص كنيد كه:
- نوع خانه چه باشد( ويلايي، آپارتماني و يا .........)
- وسعت خانه چقدر باشد (1000مترمربع يا 100 مترمربع يا .......)
- موقعيت مكاني آن كجا باشد ( تهران يا شيراز يا ....... شمال تهران جنوب تهران ويا .......)
- حدود قيمت آن ( 100 ميليون تومان يا 40 ميليون تومان و يا .......)
- مشخصات و خصوصيات داخل خانه ( تعداد اتاقها و دكوراسيون داخلي و ........)
-2تصوير روشن و شفافي از تحقق آن در ذهن خود داشته باشيد يعني اينكه بدانيم اين هدف براي ما و ديگران داراي چه اثر يا آثار قابل تعريفي است و يابعبارت ديگر ما بايد به روشني بدانيم كه اگر به هدف خود نرسيم چه چيزهايي را از دست خواهيم داد و چه تفاوتهايي با بدست آوردن آن وجود دارد و اگر اين تفاوتها براي ماايجاد ضرورت ننمايد ( يعني در واقع يك تفنن باشد ) هرگز محرك كافي براي تحقق اهدافمان ايجاد نشده است.
3- حتما هدف خود را در قالب يك جمله مثبت و بطور واضح بنويسيد وهمواره در جلوي ديد خود قرار دهيد و اگر بتوانيد تصويري از آن براي خود تهيه كنيد به مراتب تاثير بيشتري در تحريك شما خواهد داشت و همچنين اگر بتوانيد احساسات خودرا نيز در صورت رسيدن به هدف شناسايي كنيد و در ذهن خود مرور كنيد آنگاه خواهيد ديدكه چه تاثير شگرفي در سرعت بخشيدن به رسيدن به اهدافتان در شما ايجاد خواهد شد توجه داشته باشيد.
براي موفقيت بايد بر آنچه ميخواهيد تمركزكنيد و نه بر آنچه نميخواهيد.
مثال : وقتي بچه ها را از كاري منع ميكنيد مشاهده ميكنيد كه نتيجه برعكس دارد و آنها تمايل بيشتري بر انجام آن كار دارند پس بايد ذهن آنها را متوجه كار صحيح نماييد.
-4 هزينه هايي را كه براي رسيدن به هدف خود بايد بپردازيد مشخص كنيد و توجه داشته باشيد كه بخش مهمي از اين هزينه ها اموري است كه بايد از دست بدهيد بعنوان مثال هزينه قبولي در كنكور فقط پرداخت مبلغ ثبت نام در كلاس كنكور نميباشد شما بايد از رفتن به سينما و پارك و ..... نيز براي مدتي چشم پوشي كنيد .
-5اهداف شما بايد بصورت همگون تعريف شوند يعني تعارضي با يكديگر نداشته باشند بعنوان مثال شما نميتوانيد تنها رشد سرخود را بخواهيد مگر اينكه اندام ديگر شما نيز با آن رشد كنند در غير اينصورت شما شكست خواهيد خورد . اما نكته مهم اين است كه در صورت شكست نااميد نشويد بلكه مجدداً اهداف خود را مورد بررسي قرار دهيد و اشكال آن را رفع كنيد.
چگونه اهداف خود را مشخص كنيم؟
براي ايجاد كردن و آوردن هر چيزي در زندگيتان تصور كنيد كه هم اكنون آن چيز در اختيار شماست. اگر هدف خود را انتخاب كردهايد براي اينكه بفهميد هدف شما مشخص و شفاف است به چهار سئوال زير پاسخ روشن دهيد.
اگر هدفم محقق شود چه نتايج مطلوبي را براي من و ديگر افرادي كه سرنوشت آنها براي من مهم است خواهد داشت ؟
اگر هدفم محقق شود از وقوع چه نتايج نامطلوبي براي من و ديگران جلوگيري ميكند؟
اگر هدفم محقق نشود چه اثرات سويي براي من و ديگران خواهد داشت و بعبارت ديگر چه بهايي را پرداخت خواهم كرد؟
اگر هدفم محقق نشود چه نتايج مطلوبي براي من و ديگران بدست نميآيد؟
همچنين در انتخاب اهداف خود به دو نكته مهم ديگر توجه داشته باشيد.
الف : مجموعه اهداف شما نبايد يكديگر را نقض كنند و متضاد يكديگرباشند.
ب : ديگران را نيز در اهداف خود در نظر بگيريم و به اهداف معنوي نيز بيانديشيم.
هدف بايد قابل سنجش باشد.
اين ويژگي هدف ( قابل سنجش بودن ) فقط به اين معنا نيست كه هدف بايدامر كمي باشد بلكه به اين معناست كه هدف بايد شاخصي براي تحقق داشته باشد تا بتوان ميزان فاصله آن را ( دور بودن يا نزديك بودن ) نسبت به خود تشخيص دهيم. در مورد اهداف مادي مي توان آنها را با شاخص هاي كمي مورد سنجش قرار داد و در مورد اهداف معنوي بايداز شاخصهاي كيفي استفاده نمود بعنوان مثال اگر شما مي خواهيد بنده خوب خدا باشيد بايد شاخص هايي را نيز براي يك بنده خوب تعريف كرده باشيد و خود را با آن شاخص ها سنجش كنيد.
هدف بايد دست يافتني باشد.
لازم نيست كه هدف شما از ديد ديگران امري ممكن باشد ولي حتما بايد از ديد خودتان غير ممكن نباشد .در غير اين صورت هدفي كه انتخاب كرده ايد تنها يك آرزوست.به عنوان مثال اگر هدف شما داشتن يك هواپيماي جت اختصاصي است خودتان آنرا مورد بررسي قرار دهيد كه آيا آن هدف براي شما دست يافتني است ياخير!!
هدف بايد واقعي باشد
واقعي بودن هدف يعني اينكه هدف خيالي و توهمي نباشد به عنوان مثال شما نمي توانيد به بازار برويد و يك ماشين پرنده خريداري كنيد اما ساخت يك ماشين پرنده براي يك مخترع ميتواند يك هدف باشد پس ماشين پرنده براي اولي يك خيال و براي فرد دوم يك هدف است. ويا قبولي در كنكور در رشته ايي كه اصلا وجود ندارد يك هدف غير واقعي است .اما مي توانيد به عنوان يك برنامه ريز وزارت علوم ،ايجاد رشته مذكور را هدف قرار دهيد.
هدف بايد داراي زمان باشد
متاسفانه بسياري از افراد از توجه به اين ويژگي غفلت مي ورزند .شايددر اين مواقع سعي ميكنند براي تحقق اهداف خود زمان پيش بيني كنند و وقتي كه اين توان را در خود نمي يابند از تعيين منصرف ميشوند غافل از اينكه زمان در واقع بخشي از هدف شماست براي درك اين مطلب به مثال زير توجه كنيد:
تصور كنيد شما در سن 30 سالگي صاحب دوچرخه شويد و يا در سنين كهولت كه امكان رفتن به دانشگاه را نداريد در كنكور قبول شويد. پس لازم است كه شما زمان وقوع يا دستيابي به هدف خود را پيش بيني كنيد درست مثل تعيين خود هدف. تنها شما به طرف هدف حركت نمي كنيد بلكه هدف نيز به سمت شما حركت خواهد كرد و اگر........
عشق يك آيينه است كه در آن دو عاشق چهره يكديگر را مي بينند.
آيا هرگز توجه كرده ايد كه:
براي اتومبيل در حال حركت ،زمان رسيدن به مقصد معين ،تابعي است
ازفاصله،شتاب،سرعت،اصطحكاك،و ........وهمه عوامل مذكور متغيير هاي معادله در نظر گرفته شده و مهمترين عاملي كه ثابت فرض ميشود مقصد است.
حال اگر مقصد را نيز متحرك در نظر بگيريد مثل زماني كه اتومبيل مقصددارد به اتومبيل در حال حركت ديگري برسد(مثل مسابقات اتومبيلراني)وضع بسيار متفاوت است زيرا ممكن است بر خلاف جهت حركت اتومبيل دور شود و يا بر وفق جهت آن نزديك شود.حتماً بارها در طول زندگي خود به هر سه مورد ذكر شده برخورد كرده ايد.البته شايعترين آنها حالت اول است اما مي توان همزمان وقتي كه شما به سمت هدف در حال حركت هستيد كاري ميكنيد كه هدف نيز به سمت شما در حركت باشد.به عنوان مثال : سالها انسان به دنبال آب راه مي افتاد و زندگي كوچ نشيني داشت اما زماني كه تصميم گرفت آب رابسوي خود روان كند زندگي شهري پديد آمد. يكي از راههايي كه ميتوانيد براي حركت هدف به سمت خودتان از آن استفاده كنيد ايجاد انگيزش در شركاء و همكاران و يا كاركنان خودتان است. پس به طور خلاصه اگر ميخواهيد نتايج حيرت انگيزي كسب كنيد بايد به هدفتان عشق بورزيد و براي اين كار دو راه در پيش داريد:
-1پس از بررسيهاي دروني در يابيد كه واقعا چه چيزي ميتواند تمامي توان شما را به فوران درآورد
-2تصويري بسيار شاد و دلنشين را با هدفتان ادغام كنيد و از مجموعه آنها يك تصوير واحد و ايده آل بسازيد .درست مثل متخصصين تبليغات كه براي ايجاداشتياق مردم نسبت به يك كالا از يك صداي گرم و دلنشين و يا از يك چهره محبوب و پرطرفدار استفاده ميكنند.