كودكان؛ آينه بزرگترها
ارسال شده: شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۴:۰۷ ب.ظ
كودكان؛ آينه بزرگترها
نگرانكنندهترين دليلي كه بچهها دروغ ميگويند اين است كه گاه ما والدين به آنان اينگونه ميآموزيم.
ما صراحتاً به آنان نميگوييم دروغ بگويند، اما ما را ميبينند كه اين كار را ميكنيم. ميبينند كه براي هموار كردن روابط اجتماعي خالي ميبنديم و دروغ ميگوييم. در نظر بگيريد چگونه ما انتظار داريم بچه به هنگام دريافت هديهاي كه دوست ندارد، رفتار كند. به او ميگوييم تمام واكنشهاي صادقانه خود را كنار بگذارد و لبخندي مؤدبانهاي بزند.
چندي پيش در دانشگاه مكگيل، آزمايشي انجام شدكه بچهها پس از انجام بازيهايي جايزه خود را دريافت ميكردند كه يك قالب صابون بود. چند لحظه به بچه فرصت ميدادند تا بر جا خوردن اوليه خود غلبه كند و بعد پژوهشگري از وي ميپرسيد چه احساسي دارد.
حدود يك چهارم بچههاي پيشدبستاني براي آنكه خود را قدرشناس نشان دهند به دروغ گفتند كه از اين هديه خوششان آمده است. اين نسبت در ميان دبستانيها حدود 50 درصد بود. اين در حالي است كه وقتي بچه اين دروغ مصلحتي را ميگويد، معمولاً خوششان ميآيد. اغلب والدين به اين مباهات ميكنند كه بچه آنان مؤدب است و اين كار را دروغگويي نميدانند. اين در حالي است كه دروغ مصلحتي بالاخره دروغ است.
وقتي از بزرگسالان ميخواهند دروغهاي خود را يادداشت كنند، معمولاً اذعان ميكنند در هر 5 ملاقات اجتماعي، يك بار دروغ ميگويند؛ يعني بهطور متوسط يك بار در روز. اكثريت اين دروغها، مصلحتي است؛ دروغهايي كه براي محافظت خود يا ديگران گفته ميشود.
بچهها كه تشويق ميشوند دروغهاي مصلحتي زيادي بگويند و دروغهاي ديگران را ميشنوند، تدريجاً از عدمصداقت ناراحت نميشوند. بيصداقتي به رخدادي روزانه تبديل ميشود. بچهها ياد ميگيرند صداقت فقط تعارض ايجاد ميكند و بيصداقتي راهي ساده براي پرهيز از تعارض است. بچهها فرق موقعيتهاي نيازمند دروغ مصلحتي را با دروغگويي براي پوشاندن كارهاي خلاف خود ميدانند.
منبع:http://www.hamshahrionline.ir/New
نگرانكنندهترين دليلي كه بچهها دروغ ميگويند اين است كه گاه ما والدين به آنان اينگونه ميآموزيم.
ما صراحتاً به آنان نميگوييم دروغ بگويند، اما ما را ميبينند كه اين كار را ميكنيم. ميبينند كه براي هموار كردن روابط اجتماعي خالي ميبنديم و دروغ ميگوييم. در نظر بگيريد چگونه ما انتظار داريم بچه به هنگام دريافت هديهاي كه دوست ندارد، رفتار كند. به او ميگوييم تمام واكنشهاي صادقانه خود را كنار بگذارد و لبخندي مؤدبانهاي بزند.
چندي پيش در دانشگاه مكگيل، آزمايشي انجام شدكه بچهها پس از انجام بازيهايي جايزه خود را دريافت ميكردند كه يك قالب صابون بود. چند لحظه به بچه فرصت ميدادند تا بر جا خوردن اوليه خود غلبه كند و بعد پژوهشگري از وي ميپرسيد چه احساسي دارد.
حدود يك چهارم بچههاي پيشدبستاني براي آنكه خود را قدرشناس نشان دهند به دروغ گفتند كه از اين هديه خوششان آمده است. اين نسبت در ميان دبستانيها حدود 50 درصد بود. اين در حالي است كه وقتي بچه اين دروغ مصلحتي را ميگويد، معمولاً خوششان ميآيد. اغلب والدين به اين مباهات ميكنند كه بچه آنان مؤدب است و اين كار را دروغگويي نميدانند. اين در حالي است كه دروغ مصلحتي بالاخره دروغ است.
وقتي از بزرگسالان ميخواهند دروغهاي خود را يادداشت كنند، معمولاً اذعان ميكنند در هر 5 ملاقات اجتماعي، يك بار دروغ ميگويند؛ يعني بهطور متوسط يك بار در روز. اكثريت اين دروغها، مصلحتي است؛ دروغهايي كه براي محافظت خود يا ديگران گفته ميشود.
بچهها كه تشويق ميشوند دروغهاي مصلحتي زيادي بگويند و دروغهاي ديگران را ميشنوند، تدريجاً از عدمصداقت ناراحت نميشوند. بيصداقتي به رخدادي روزانه تبديل ميشود. بچهها ياد ميگيرند صداقت فقط تعارض ايجاد ميكند و بيصداقتي راهي ساده براي پرهيز از تعارض است. بچهها فرق موقعيتهاي نيازمند دروغ مصلحتي را با دروغگويي براي پوشاندن كارهاي خلاف خود ميدانند.
منبع:http://www.hamshahrionline.ir/New