صفحه 1 از 1

نشانه شناسی مو

ارسال شده: چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷, ۱:۰۳ ق.ظ
توسط Leila
گزارشی از سخنرانی پروفسور کریستیان برومبرژه

چرا و چگونه به مو علاقه‌مند شدم؟ ‌در زندگی شلوغ پژوهشگر مردم‌شناس، موضوعات و علایق در پی مشاهدات به هم می‌پیوندند و موضوع جدیدی برای تحقیق می‌سازند. توجه من به مو نیز از چهار موضوع ریشه می‌گیرد.


مدت‌ها فوتبال موضوع مورد علاقه‌ام بود و ورزشگاه‌ها هم مکان‌هایی فوق‌العاده برای مشاهده نوع آرایش مو، ‌موهای بلند دهه 70 به ترتیب به پشت مو، ‌هزارگیس آفریقایی، دم اسبی و کله‌تراشیده تبدیل شدند که امروزه غوغا می‌کنند. هرگز در تیم‌ها مثل امروز چنین‌ گونه‌گونی‌ای دیده نشده بود. این تنوع در آراستن مو نوعی در‌هم ریختن نشانه‌های بارز است. مگر موی بور نشان نژاد فاتح آریایی و نماینده زیبایی زنان در تاریخ غرب نیست؟ این گوناگونی به نوعی نیروهای سازش‌ناپذیر را که خواستار یکنواختی همه چیز هستند، ‌به تکاپو می‌اندازد. فدراسیون فوتبال ایران در اکتبر 2005 بازیکنان خود را به حفظ ارزش‌های اسلامی فرا خواند و ریش نامنظم، موی دم‌اسبی و موهای بلند و فرفری را ممنوع اعلام کرد. ستاره‌های خاصی هم واکنش‌نشان دادند و گفتند موهای پیامبر اسلام هم مثل سایر پیامبران بلند بوده است. در بین فوتبالیست‌های اروپایی دهه 1980 و 1990 مرسوم بود که با نزدیک شدن به زمان مسابقه‌ای مهم،‌ ریش خود را نمی‌تراشیدند تا خوی وحشی جمعی و شور جنگ‌طلبی خود را به نمایش بگذارند. آنها البته با دلایل فیزیولوژیک، کار خود را توجیه می‌کردند و می‌گفتند با تراشیدن صورت، جریان عصبی کند می‌شود و سستی می‌آورد. این نظر از سوی متخصصان پوست و مو رد شده، ولی آنها معتقدند این نظر در عمل امتحان خود را پس داده است. در کتاب مقدس هم می‌خوانیم وقتی موهای بلند یک مرد را می‌تراشند، ‌او تمام نیروی خود را از دست می‌دهد و تنها با رویش مجدد آنها نیرویش را باز می‌یابد. روانکاوان نیز از این ماجرا استفاده کرده‌اند و رابطه میان تراشیدن سر و اخته‌شدگی را نشان داده‌اند. چارلز برگر، نویسنده کتاب «ناخودآگاه مو»، با استفاده از مثال‌های بالینی و مردم‌شناسی نشان می‌دهد که موهای سر و بدن جانشینان استعاره‌ای و پیدای آلت تناسلی ناپیدا هستند. از نظر او و ادامه‌دهندگان راهش، مثل ادموند لیچ، موی بلند با آلت تناسلی بی‌قید ارتباط دارد، موی کوتاه و جمع شده با زندگی جنسی مقید و موی تراشیده از ته با امساک. مدت‌ها امساک جنسی بین کشیشان کاتولیک هنگام ادای سوگند و با تراشیدن فرق سرشان مشخص می‌شد. در هند و نزد مرتاض‌ها نیز تراشیدن موی سر و صورت نماد همین قضیه است. بدیهی است که ظاهر مو نماد بارز وضعیت اجتماعی و جنسی و اخلاقی افراد است، ‌اما همین نشانه‌ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر می‌تواند مفاهیمی کاملاً متضاد را القا کند. مثلاً مو و ریش پریشان زاهدان گوشه‌نشین هم مانند سر تراشیده امساک جنسی را نشان می‌دهد. موهای باز و رها شده پیرزنان مبین بریدن از دنیاست. موهای بلند روشنفکران غربی فاقد هر نوع معنای جنسی است. تراشیدن سر زنان هنگام عروسی در سنت یهود مبین آغاز زندگی جنسی است، ‌نه امساک از آن. این مثال‌های متعارض یکی از مشکلات برقراری علم موشناسی عمومی است که مو را دارای معنای یکسانی بیان می‌کنند. به هر حال، ‌باید از فوتبالیست‌ها متشکر بود که اهمیت نقش زبان مو را به ما یادآور شدند.





مو در سیاست
خاورمیانه ترک و ایرانی محلی خوب برای مشاهده قراردادها و تعارض‌های موست. شاید لازم نباشد به تضاد عمیق جهان اسلام بین موهای صورت مرد که به نمایش گذاشته می‌شود و موهای زنان که پوشیده می‌شود اشاره کنم؛ تضاد بین مردانگی عرضه شده و شرم مرسوم زنانه. در جوامع افراطی‌تر، موزدایی زیر بغل به دلیل ناپاک بودن موی این نواحی و گذاشتن ریش و سبیل از صفات شاخص مردانگی است. در 1996 حکومت طالبان معیارهای سختی را در زمینه مو به مردم افغانستان تحمیل می‌کرد. ریش باید پنج انگشت جا می‌گرفت، مو نباید بلند می‌شد و موی زیر بغل باید کنده می‌شد. در رادیو بارها اعلام می‌شد افرادی به دلیل رعایت نکردن این قواعد شلاق خورده‌اند. داشتن مو برای احراز مقامی دولتی لازم بود. در زمان رژیم‌های تجددطلب (مصطفی کمال در ترکیه و رضاشاه در ایران) داشتن ریش ممنوع شد که البته با امتناع و شورش مردمی همراه بود. محمد داوود، مؤسس جمهوری در افغانستان،‌ در 1973 به کارمندان دولت گفته بود صورت تراشیده داشته باشند، اما حتی یک مو هم از سبیل‌های مردم کم نشد. مانند نحوه لباس‌پوشیدن، نحوه آرایش مو هم به تدریج خود را وارد بدنه سیاست و به عنوان یک علامت، هنجارهای قدرت را بر بدن مردم حک می‌کند. در خاورمیانه، بیشتر از هر نقطه دنیا انواع موها و سبیل‌ها نشانه وابستگی فکری است. ترکیه مثال خوبی برای این طبقه‌بندی است. مسلمانان ریشی پر و مرتب دارند و سبیلی که طبق سنت از لب بالای آنها آویزان نمی‌شود. هواداران ملی‌گرایی پان‌ترکیسم ریش ندارند و سبیل چنگیزی دارند، با دو گوشه آویزان که ردی از تصویر عرب و ایرانی باقی نمی‌گذارد. فعالان چپ افراطی از روی سبیل پرپشت استالینی‌شان شناخته می‌شوند. در ایران، نوع مو با سیاست و نیز تحول دوران‌های زندگی آمیخته است. از این دست، می‌توان به انقلاب ابرو اشاره کرد که از سی‌سال پیش در بین افراد مرفه جامعه شهری آغاز شد و گسترش یافت. پیش‌تر، دختران جوان تا هنگام ازدواج ابروهای پاچه‌بزی‌شان را نگه می‌داشتند که این نشان‌دهنده وضعیت خانوادگی فرد بود. اما دختران جوان بی‌پروا، برای آزادسازی خود، این نشانه‌های شناختی را مخدوش کردند و پشت سر گذاشتند و با معیارهای زیبایی جوانان غربی متناسب شدند. این برداشتن ابروها اعتراض مقدس‌گراها را برانگیخت. حتی بعضی‌ها از سقوط اخلاقی محتوم جوانان حرف زدند. ضرب‌المثل روسی «ریش مایه احترام به مرد است و سبیل احترام به گربه» از جمله نمونه‌های دیگری است که نوع خاصی از آرایش مو را توصیف می‌کند. بنابراین، مو می‌تواند سنخیت یا تضاد با نظام حاکم را به نمایش بگذارد و بین مطیع و طاغی مرز بگذارد.

مو در دین
همان‌طور که الکل و خوک در قاعده مثلث مسلمان، یهودی و مسیحی قرار گرفته، آرایش و پیرایش موهای بدن هم تابع همین میل تمایز است و از آیین مذهبی تأثیر می‌پذیرد. طبق کتاب مقدس، هر مردی که سرپوشیده نیایش کند به رهبر خود توهین کرده که این رسم عکس آیین یهودی و رومی است که رهبران دینی‌شان با سر پوشیده مراسم قربانی انجام می‌دهند. فرقه‌های مسیحی هم تفاوت‌های خود را در ظاهر مو دارند. کشیشان کلیسای شرقی بر‌عکس کلیسای روم، موهایشان را بالا نگه می‌دارند و ریش و سبیل می‌گذارند. یهودیان هم، طبق آموزه‌های مذهبی‌شان، از تراشیدن گوشه ریش منع شده‌اند.

مو در هویت
در اینجا اجازه می‌خواهم از سفرم به یکی از مناطق ژاپن صحبت کنم که ساکنانش پس از مردمان سیبری پرموترین مردم جهان هستند. این افراد به مو بسیار ارج می‌گذارند و موی خود را نمی‌زنند، مگر در عزای همسرشان. در میان آنها کوتاه کردن مو و ریش مردان گناهی نابخشودنی است. زنان لب بالایی خود را با تیغ چاک می‌دهند و با مرکب رنگ می‌کنند تا حالت سبیل به خود بگیرد. مردم برای سلام کردن ریش همدیگر را نوازش می‌کنند و هنگام خوردن و نوشیدن، ‌از بالابرهای تزئین‌شده سبیل استفاده می‌کنند. برخورد بین این قوم و ژاپنی‌ها که سرزمین آنها را در قرن هجدهم تصرف کردند قابل تأمل است. ژاپنی‌ها که خود مردمانی کم مو هستند، پس از گرفتن این سرزمین، ‌اقدام به ژاپنی کردنشان از طریق دادن برنج به آنها و نیز تشویق به کوتاه کردن موهایشان کردند. این افراد، تا چندی پیش، به دلیل ظاهر پرمویشان نمی‌توانستند معلم مدرسه شوند یا به حمام‌های عمومی بروند. بنابراین، انکار هویت فردی و جمعی افراد هم می‌تواند با آرایش مو مرتبط باشد. برای همین است که می‌بینیم پس از ورود یک نفر به بازداشتگاه سرش را می‌تراشند. مو طی تاریخ در معرض مجازات هم قرار می‌گرفت که نوعی مجازات اجتماعی بود. مو از جنسیت تا هویت قومی دارای معنی است.

موها به ما چه می‌گویند؟
در هر شرایطی ظاهر مو چهار نوع اطلاعات به ما می‌دهد: جنسیت، وضعیت (سن، نسل، مرتبه، شغل، و تعلق دینی و قومی)، ارتباط با هنجارها و نیز زیبایی‌شناسی. پیدایش مو بر بدن و صورت پسران یک نشانه تفاوت بین دو جنس و نیز ورود به جرگه مردان است که نزد دختران با اولین عده ماهیانه قابل مقایسه است. پسران با هیجان رویش این موها را پذیرا می‌شوند، در حالی که دختران سعی بر تخریب آنها دارند. شورش علیه نظام جنسی و مجازات این شورش‌ها همیشه از طریق موها اعمال می‌شود. طبق سنتی دیرینه، مجازات زنان بریدن موهای طرف است و اصطلاح گیس‌بریده از همین جا ایجاد می‌شود. از 1943 تا چندی بعد از آزادی فرانسه، سر بیست هزار زن را به جرم همکاری با دشمن در ملأ عام تراشیدند. در اینجا به تنبیه بسنده نشد و زنانگی آنها هم نشانه رفت. ما در تاریخ اخیر، شاهد ظهور شکل جدیدی از زنانگی هستیم که با کوتاه‌کردن و رها کردن موها همراه است. پس از جنگ جهانی اول، موهای کوتاه جای شینیون را گرفت و به نمادی برای آزادسازی زنان و خنثی‌سازی تفاوت جنسی تبدیل شد. آنها، همچنین، ‌با الهام از کتاب مقدس، موهای رها و پریشان را به عنوان نشانه قیام خود انتخاب کردند. در سفر پیدایش دو داستان آفرینش روایت می‌شود. خدا انسان را به صورت نرینه و مادینه بر صورت خود آفرید، ولی پس از مدتی، چون زن و مرد نتوانستند با هم کنار بیایند و زن به مرد گفت ما با هم برابریم و هر دو از خاکیم، زن (لیلیت) به کائنات پرواز کرد و به شیاطین پیوست. خدا پس از این شکست و این سیاهه که خوب از آب درنیامد، از پهلوی چپ مرد برداشت و زن دیگری ساخت که با نظام پدرسالار سازگارتر بود. در سنت یهودی، لیلیت زنی شوم با گیسوانی رها و سرخ پریشان معرفی شده که می‌خواهد جای همسران مشروع را بگیرد تا به تولد بچه‌های شیاطین بینجامد. در مورد زن سبکسر گفته می‌شود موهایش را مثل لیلیت ول می‌دهد. همین گیسوان پریشان در نظر فمینیست‌ها نشانه آزادی و طغیان شد. این فاصله گرفتن و یکسان شدن معیارهای زنانگی و مردانگی نشانی از عصر جدید است. در غرب، نشانه‌های مردانگی مو در حال عقب‌نشینی است و زدودن مو در نزد مردان رواج یافته که نشانه ورود مردان به دنیای زنانه است. در غرب، به استثنای عصر باستان، به موی بور گرایش وجود داشت و الهه‌ها هم بور بودند. همچنین، واژه فر در انگلیسی معادل زیبا، نیک و بور بوده است. همین مسئله به اقبال چشمگیر آب ‌اکسیژنه برای دکلوره کردن مو منجر شد. امروز دیگر موی بور ارزش خود را از دست داده و موی قرمز و سرخ به عنوان نماد خیانت و ریا ارج و قرب یافته است.



ksabz