يادي از دكتر چارلز برنر : از پيشگامان روان تحليلگري
ارسال شده: پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۷, ۵:۳۹ ب.ظ
يادي از دكتر چارلز برنر : از پيشگامان روان تحليلگري
Dr. Charles Brenner 1914-2008
يادنامهاي كه در پي ميآيد توسط ادوين فنچر (Edwin Fancher)، رئيس مؤسسه روان تحليلگري و روان درمانگري مبتني بر روان تحليلگري نيويورك و از اعضاي برجسته جامعه فرويدي نيويورك، انجمن روانتحليلگري امريكا و انجمن بينالمللي روان تحليلگري براي فصلنامه روانشناسان ايراني ارسال شده تا خوانندگان را با فرايند زندگي يكي از شناختهشدهترين و پر تلاشترين روان تحليلگران معاصر امريكايي آشنا كند.
درگذشت چارلز برنر، روان تحليلگر امريكايي
يكي از مشهورترين روان تحليلگران امريكا در نوزدهم ماه مي 2008 در سن 94 سالگي در نيويورك وفات يافت. دكتر برنر در خلال بيش از شصت سال، از رهبران روانتحليلگري در امريكا و در سطح بينالمللي بود. وي در دهه 1940 در انستيتوي روانتحليلگري نيويورك آموزش ديد و به عنوان يك عضو و معلم در همان جا باقي ماند.
نخستين اثر اصلي دكتر برنر «متن مقدماتي روان تحليلگري» (1955) بود كه در خلال يك نسل مورد استقبال قرار گرفت. در يك اثر مهم ديگر با عنوان «مفاهيم روان تحليلگري و نظريه ساختاري» (1964)، كه با همكاري جاكب آرلو منتشر شد، مؤلفان به روشن كردن تفاوتهاي نخستين نظريههاي فرويد درباره كنشوري رواني و بازنگري نظريه تعارض بر مبناي بن، من و فرامن در سالهاي بعد پرداختند.
سپس برنر كوشش كرد تا نظريهاي را كه بر مبناي آن تمامي كنشوري رواني منعكسكننده مصالحه بين كشانندهها، هيجانها و فشارهاي اخلاقي با تمايلات «من» است، گسترش دهد. اين نظريه ساختاري در دو اثر ارائه شد : «ذهن در تعارض» و «فن روانتحليلگري و تعارض رواني».
يكي از مهمترين مشاركتهاي برنر، برجسته كردن همارزي نقش «عاطفه افسردهوار» با «اضطراب» در ايجاد روانـ آزردگي بود. اين روانتحليلگر بر اهميت احساسهاي افسردهوار در درك آسيبشناسي رواني تأكيد داشت.
در سالهاي اخير، دكتر برنر به بازنگري و گسترش نظريه روانتحليلگري ادامه داد و در اثري با عنوان «ذهن به منزله شكلگيري تعارض»، با ابراز ترديد درباره ارزش اصطـلاحهاي بن، من و فرامن در درك تعارض رواني در روانآزردگي، واكنشهاي بسياري را برانگيخت.
آخرين اثر وي «روانتحليلگري يا ذهن و معنا» (2006)، خلاصهاي از مشاركتهاي سراسر زندگي وي در قلمرو روانـ تحليلگري را منعكس كرده است.
اين روانتحليلگر برجسته، تا پايان زندگي پربار خويشتن در مباحثههاي حرفهاي روانتحليلگري در نيويورك شركت ميكرد.
Dr. Charles Brenner 1914-2008
يادنامهاي كه در پي ميآيد توسط ادوين فنچر (Edwin Fancher)، رئيس مؤسسه روان تحليلگري و روان درمانگري مبتني بر روان تحليلگري نيويورك و از اعضاي برجسته جامعه فرويدي نيويورك، انجمن روانتحليلگري امريكا و انجمن بينالمللي روان تحليلگري براي فصلنامه روانشناسان ايراني ارسال شده تا خوانندگان را با فرايند زندگي يكي از شناختهشدهترين و پر تلاشترين روان تحليلگران معاصر امريكايي آشنا كند.
درگذشت چارلز برنر، روان تحليلگر امريكايي
يكي از مشهورترين روان تحليلگران امريكا در نوزدهم ماه مي 2008 در سن 94 سالگي در نيويورك وفات يافت. دكتر برنر در خلال بيش از شصت سال، از رهبران روانتحليلگري در امريكا و در سطح بينالمللي بود. وي در دهه 1940 در انستيتوي روانتحليلگري نيويورك آموزش ديد و به عنوان يك عضو و معلم در همان جا باقي ماند.
نخستين اثر اصلي دكتر برنر «متن مقدماتي روان تحليلگري» (1955) بود كه در خلال يك نسل مورد استقبال قرار گرفت. در يك اثر مهم ديگر با عنوان «مفاهيم روان تحليلگري و نظريه ساختاري» (1964)، كه با همكاري جاكب آرلو منتشر شد، مؤلفان به روشن كردن تفاوتهاي نخستين نظريههاي فرويد درباره كنشوري رواني و بازنگري نظريه تعارض بر مبناي بن، من و فرامن در سالهاي بعد پرداختند.
سپس برنر كوشش كرد تا نظريهاي را كه بر مبناي آن تمامي كنشوري رواني منعكسكننده مصالحه بين كشانندهها، هيجانها و فشارهاي اخلاقي با تمايلات «من» است، گسترش دهد. اين نظريه ساختاري در دو اثر ارائه شد : «ذهن در تعارض» و «فن روانتحليلگري و تعارض رواني».
يكي از مهمترين مشاركتهاي برنر، برجسته كردن همارزي نقش «عاطفه افسردهوار» با «اضطراب» در ايجاد روانـ آزردگي بود. اين روانتحليلگر بر اهميت احساسهاي افسردهوار در درك آسيبشناسي رواني تأكيد داشت.
در سالهاي اخير، دكتر برنر به بازنگري و گسترش نظريه روانتحليلگري ادامه داد و در اثري با عنوان «ذهن به منزله شكلگيري تعارض»، با ابراز ترديد درباره ارزش اصطـلاحهاي بن، من و فرامن در درك تعارض رواني در روانآزردگي، واكنشهاي بسياري را برانگيخت.
آخرين اثر وي «روانتحليلگري يا ذهن و معنا» (2006)، خلاصهاي از مشاركتهاي سراسر زندگي وي در قلمرو روانـ تحليلگري را منعكس كرده است.
اين روانتحليلگر برجسته، تا پايان زندگي پربار خويشتن در مباحثههاي حرفهاي روانتحليلگري در نيويورك شركت ميكرد.