نامه يک انترن به رييس آينده نظام پزشکي
ارسال شده: یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۷, ۵:۴۷ ب.ظ
نامه وارده - علي محمدي
نامه يک انترن به رييس آينده نظام پزشکي
--------------------------------------------------------------------------------
سلام؛ به عنوان يک دانشجوي سال آخر پزشکي و در هنگاميکه هنوز نميدانم که کيستيد، دوست دارم براي شما نامهاي بنويسم. شايد بگوييد که: جوجه، تو درست را بخوان. تو را چه کار به اين کارها! اما چون فارغالتحصيلي من در دوران رياست شما است و قاعدتا امضاي شما روي کارت نظامپزشکي من نقش خواهد بست، اين حق را به خود ميدهم که بيپرده با شما سخن بگويم. از طرف ديگر چون در بين بستگان و آشنايان هم پزشک کم نيست، کمابيش از اوضاع جامعه پزشکي هم چندان بيخبر نيستم...
آقاي رييس! دوست دارم که شما از جنس جامعه پزشکي باشيد. نان از راه طبابت بخوريد. دربهدري و خانه به دوشي دوران طرح را از زبان ديگران نشنيده باشيد. معني واقعي اجاره مطب و آپارتمان فسقلي و قسط و نسيه را بدانيد. اگر الان هم خدا را شکر دستتان به دهانتان ميرسد، روزي روزگاري سوار اتوبوس واحد شده باشيد، موقعي از بيپولي دست خالي به خانه رفته باشيد و زير بار نگاه سنگين کودک خردسالتان سر به زير افکنده باشيد. خلاصه شرمنده زن و بچه شده باشيد. ميدانيد آن وقت چهطور ميشود؟ اينها را از روي بدجنسي نميگويم. اگر شما همچنين خاطراتي داشته باشيد و به راحتي و با پارتيبازي آب خود را به جوب نينداخته باشيد، آن وقت براي کل جامعه پزشکي دل خواهيد سوزاند. به جاي تعرفه ويزيت پزشک عمومي، فقط بر سر تخت روز بيمارستانهاي خصوصي و يا ضريب K جراحي آنها چانه نخواهيد زد. ماليات را به نفع پردرآمدها براي همه يکسان نخواهيد کرد. وزن هفتاد درصدي پزشکان عموميدر جامعه پزشکي را فراموش نکرده و فقط به آن پزشک عمومي پيشکسوت زينتالمجالس که هميشه راي ايشان با شماست، بسنده نخواهيد کرد و هزاران آرزوي ديگر...
آقاي رييس، من دوست ندارم که شما سياسي باشيد. سياست به خوديخود چيز بدي نيست، ولي مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسد. ضرر اصلي سياسي بودن شما راندن عمدي يا غيرعمدي جناح يا جناحهاي مقابل سياسي از طرف شماست. در اين شرايط علاوه بر اينکه شما از همکاري تمام پزشکان برخوردار نميشويد، بلکه اگر طرف مقابل نامرد باشد در کار شما و سازمان سنگاندازي هم خواهد کرد. راستي مگر همه پزشکان در دو جناح سياسي داخل نظام جاي ميگيرند که هميشه رييس بايد از بين اين دو جناح باشد؟ آيا پزشکان دلسوز و حرفهاي غيرسياسي هيچ جايگاهي ندارند؟ راستي نميشود در بين مسوولان سازمان از خيل پزشکان محترم اتوکشيده و ريشتراشيده هم کسي باشد؟ مگر اينها قسمت قابل توجه بدنه جامعه پزشکي را تشکيل نميدهند؟
راستي من دوست ندارم که سازمان سکوي پرش شما براي مناصب سياسي باشد. اين حالت زبانم لال وخاک عالم بر سرم، شما را اهل بده و بستان ميکند، آن وقت ميرويد پيش مسوولان و ميگوييد که اکثر پزشکان مخالف نظام و فکلي هستند و فقط شخص شخيص بنده از پس اين ناجنسها بر ميآيم، پيش ما هم آن وقت خواهيد گفت که اگر من نباشم اين حکومتيها پدر شما را در ميآورند و بيچارهتان ميکنند. راستي دو دوزهبازي و عامل دوگانه بودن خيلي بد است، مگر اينکه خداي نکرده فکر کنيم مردم و قشر فرهيخته پزشکي (البته در موقع سخنراني) ... هستند!
آقاي رييس! من دوست دارم که خيلي رک و پوستکنده اهداف و منافع کانديداها و انتخابشدگان سازمان نظام پزشکي را تشريح کنيد. آيا همه اين هزينهها و وقتگذاريها فيسبيلا... و از شوق خدمت هست و يا گاهي کاسهاي زير نيمکاسه است؟ راستي اين همه شام و ناهار و دعوت به هتل و.... براي چيست؟ اين همه دولا و راست شدن و ماچ و روبوسي در روز انتخابات چه ارزشي دارد؟ آنهايي که از يک ويزيت نميگذشتند، چهطور شده که براي انتخابات سه هفته مطب خود را بستهاند؟ آيا راست است که بعضيها کلي پول و هديه به بعضي خبرنگاران براي چاپ و پخش مصاحبه و مطلب ميپردازند؟ آيا درست است که بعضي از ما بهتران در اين دوره انتخابات هزينههاي 50 ميليون توماني و 20 ميليون توماني ميکنند؟ منافع اينگونه افراد از چه محلي تامين ميشود؟ بعيد است که خود سازمان نظام پزشکي قدرت جبران هزينههاي اين افراد را داشته باشد.
آقاي رييس! دوست دارم که شما هنگام هنگام تحويلگيري پست رياست برنامهاي مدون براي دوره چهارساله ارايه دهيد. ابتدا تحليل کنيد که در زمان فعلي واقعا در چه وضعيتي هستيم؟ چه نقاط قوت وضعفي در سازمان موجود است و چه تهديدها و فرصتهايي براي آن وجود دارد و شفاف و روشن بگوييد که به کجا خواهيم رسيد و همچنين در انتهاي دوره همه موارد موفقيت و شکست خود را بازگو کنيد.
آقاي رييس، دوست دارم که شما در دوره رياست خود آييننامه يا قانوني را پيشنهاد کنيد که رياست بر سازمان بيش از يک دوره و حداکثر دو دوره را ممنوع کند. مگر همه عالم و آدم به گردش نخبگان معتقد نيستند؟ و مگر يک نفر چهقدر ميتواند فداکاري کند و از خود و خانواده خود و مطب خود مايه بگذارد؟
آقاي رييس، من خيلي چيزهاي ديگر را هم دوست دارم، ولي ميترسم بگوييد که بچه خودت را لوس نکن. پس زبان در دهان ميگيرم و با دلي نگران ولي پراميد، آرزو ميکنم که شما يک آدم حسابي باشيد.
[External Link Removed for Guests]
نامه يک انترن به رييس آينده نظام پزشکي
--------------------------------------------------------------------------------
سلام؛ به عنوان يک دانشجوي سال آخر پزشکي و در هنگاميکه هنوز نميدانم که کيستيد، دوست دارم براي شما نامهاي بنويسم. شايد بگوييد که: جوجه، تو درست را بخوان. تو را چه کار به اين کارها! اما چون فارغالتحصيلي من در دوران رياست شما است و قاعدتا امضاي شما روي کارت نظامپزشکي من نقش خواهد بست، اين حق را به خود ميدهم که بيپرده با شما سخن بگويم. از طرف ديگر چون در بين بستگان و آشنايان هم پزشک کم نيست، کمابيش از اوضاع جامعه پزشکي هم چندان بيخبر نيستم...
آقاي رييس! دوست دارم که شما از جنس جامعه پزشکي باشيد. نان از راه طبابت بخوريد. دربهدري و خانه به دوشي دوران طرح را از زبان ديگران نشنيده باشيد. معني واقعي اجاره مطب و آپارتمان فسقلي و قسط و نسيه را بدانيد. اگر الان هم خدا را شکر دستتان به دهانتان ميرسد، روزي روزگاري سوار اتوبوس واحد شده باشيد، موقعي از بيپولي دست خالي به خانه رفته باشيد و زير بار نگاه سنگين کودک خردسالتان سر به زير افکنده باشيد. خلاصه شرمنده زن و بچه شده باشيد. ميدانيد آن وقت چهطور ميشود؟ اينها را از روي بدجنسي نميگويم. اگر شما همچنين خاطراتي داشته باشيد و به راحتي و با پارتيبازي آب خود را به جوب نينداخته باشيد، آن وقت براي کل جامعه پزشکي دل خواهيد سوزاند. به جاي تعرفه ويزيت پزشک عمومي، فقط بر سر تخت روز بيمارستانهاي خصوصي و يا ضريب K جراحي آنها چانه نخواهيد زد. ماليات را به نفع پردرآمدها براي همه يکسان نخواهيد کرد. وزن هفتاد درصدي پزشکان عموميدر جامعه پزشکي را فراموش نکرده و فقط به آن پزشک عمومي پيشکسوت زينتالمجالس که هميشه راي ايشان با شماست، بسنده نخواهيد کرد و هزاران آرزوي ديگر...
آقاي رييس، من دوست ندارم که شما سياسي باشيد. سياست به خوديخود چيز بدي نيست، ولي مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسد. ضرر اصلي سياسي بودن شما راندن عمدي يا غيرعمدي جناح يا جناحهاي مقابل سياسي از طرف شماست. در اين شرايط علاوه بر اينکه شما از همکاري تمام پزشکان برخوردار نميشويد، بلکه اگر طرف مقابل نامرد باشد در کار شما و سازمان سنگاندازي هم خواهد کرد. راستي مگر همه پزشکان در دو جناح سياسي داخل نظام جاي ميگيرند که هميشه رييس بايد از بين اين دو جناح باشد؟ آيا پزشکان دلسوز و حرفهاي غيرسياسي هيچ جايگاهي ندارند؟ راستي نميشود در بين مسوولان سازمان از خيل پزشکان محترم اتوکشيده و ريشتراشيده هم کسي باشد؟ مگر اينها قسمت قابل توجه بدنه جامعه پزشکي را تشکيل نميدهند؟
راستي من دوست ندارم که سازمان سکوي پرش شما براي مناصب سياسي باشد. اين حالت زبانم لال وخاک عالم بر سرم، شما را اهل بده و بستان ميکند، آن وقت ميرويد پيش مسوولان و ميگوييد که اکثر پزشکان مخالف نظام و فکلي هستند و فقط شخص شخيص بنده از پس اين ناجنسها بر ميآيم، پيش ما هم آن وقت خواهيد گفت که اگر من نباشم اين حکومتيها پدر شما را در ميآورند و بيچارهتان ميکنند. راستي دو دوزهبازي و عامل دوگانه بودن خيلي بد است، مگر اينکه خداي نکرده فکر کنيم مردم و قشر فرهيخته پزشکي (البته در موقع سخنراني) ... هستند!
آقاي رييس! من دوست دارم که خيلي رک و پوستکنده اهداف و منافع کانديداها و انتخابشدگان سازمان نظام پزشکي را تشريح کنيد. آيا همه اين هزينهها و وقتگذاريها فيسبيلا... و از شوق خدمت هست و يا گاهي کاسهاي زير نيمکاسه است؟ راستي اين همه شام و ناهار و دعوت به هتل و.... براي چيست؟ اين همه دولا و راست شدن و ماچ و روبوسي در روز انتخابات چه ارزشي دارد؟ آنهايي که از يک ويزيت نميگذشتند، چهطور شده که براي انتخابات سه هفته مطب خود را بستهاند؟ آيا راست است که بعضيها کلي پول و هديه به بعضي خبرنگاران براي چاپ و پخش مصاحبه و مطلب ميپردازند؟ آيا درست است که بعضي از ما بهتران در اين دوره انتخابات هزينههاي 50 ميليون توماني و 20 ميليون توماني ميکنند؟ منافع اينگونه افراد از چه محلي تامين ميشود؟ بعيد است که خود سازمان نظام پزشکي قدرت جبران هزينههاي اين افراد را داشته باشد.
آقاي رييس! دوست دارم که شما هنگام هنگام تحويلگيري پست رياست برنامهاي مدون براي دوره چهارساله ارايه دهيد. ابتدا تحليل کنيد که در زمان فعلي واقعا در چه وضعيتي هستيم؟ چه نقاط قوت وضعفي در سازمان موجود است و چه تهديدها و فرصتهايي براي آن وجود دارد و شفاف و روشن بگوييد که به کجا خواهيم رسيد و همچنين در انتهاي دوره همه موارد موفقيت و شکست خود را بازگو کنيد.
آقاي رييس، دوست دارم که شما در دوره رياست خود آييننامه يا قانوني را پيشنهاد کنيد که رياست بر سازمان بيش از يک دوره و حداکثر دو دوره را ممنوع کند. مگر همه عالم و آدم به گردش نخبگان معتقد نيستند؟ و مگر يک نفر چهقدر ميتواند فداکاري کند و از خود و خانواده خود و مطب خود مايه بگذارد؟
آقاي رييس، من خيلي چيزهاي ديگر را هم دوست دارم، ولي ميترسم بگوييد که بچه خودت را لوس نکن. پس زبان در دهان ميگيرم و با دلي نگران ولي پراميد، آرزو ميکنم که شما يک آدم حسابي باشيد.
[External Link Removed for Guests]