جایی که در اتوبوس مینشینید هم نشانه شخصیت شماست!
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۷, ۷:۳۵ ب.ظ
دکتر تام فاوست معتقد است، افراد پیشرو - آینده نگر بیشتر به نشستن رویصندلیهای جلوی طبقه بالای اتوبوس علاقهمند هستند. افراد مستقل - آزاداندیش صندلیهای قسمت میانی را انتخاب میکنند و ذهنهای سرکش به سرعت بهسمت انتهای اتوبوس میروند.او پس از مشاهده رفتارهای افراد مختلف در سفریکساعته بین بولتون و منچستر به وسیله اتوبوسهای دوطبقه به این نتایجدست یافته است.
شاید نتایج تحقیق او نشان بدهد، شرکتهایی که برای استخدامنیروی انسانی کارا به تستهای روانشناسی متوسل میشوند، فقط منابع ووقتشان را هدر دادهاند.
دکتر فاوست میگوید: « تمام چیزی که آنها نیاز دارند، توجه به حمل و نقل عمومی است.»
او که مدرس کلاسهای استقامت روحی است؛ و در آموزش ورزشکاران برای حضوردر رقابتهای المپیک نیز همکاری داشته، اضافه میکند: « شاید اینکه یکفعالیت عادی روزمره مثل سوار شدن به اتوبوس و انتخاب یک صندلی برای نشستن،بتواند چهره شخصیتی افراد را به وضوح نشان بدهد، برای عامه مردم کمی عجیببه نظر برسد؛ ولی در واقع از افراد بسته به محلی که برای نشستن انتخابمیکنند، میتوان الگوهای رفتاری کاملا مشخصی را انتظار داشت.»
مسافران اتوبوسهای دو طبقه شهری از دیدگاه دکتر فاوست به هفت گروه مختلف تقسیم میشوند.
بین کسانی که از پلهها بالا میروند، افراد آیندهنگر - پیشرو، قسمتجلوی اتوبوس مینشینند؛ انتهای اتوبوس را افرادی با تیپ شخصیتی سرکش برایدور ماندن از انظار انتخاب میکنند؛ آزاد اندیش ها - ذهنهای مستقل هم کهاغلب جوان تا میانسال هستند و بیشتر به خواندن روزنامه یا شنیدن آهنگ هایمورد علاقه شان مشغولند، قسمتهای میانی اتوبوس را برای نشستن ترجیحمیدهند.
طبقه پایین اتوبوس را در قسمت جلو افرادی با روابط اجتماعی خوب انتخابمیکنند، البته نه به خوبی کسانی که در قسمت میانی نشستهاند و از استعدادخاصی در برقراری ارتباطات اجتماعی برخوردارند؛ صندلیهای قسمت انتهایی نیزتوسط افراد ریسکپذیری اشغال میشوند که میخواهند با نشستن روی صندلیهایبلندتر، احساس قدرت و اهمیت بیشتری بکنند.
گروه آخر به انتخاب اهمیتی نمیدهند، آنها میتوانند با همه قسمتها وصندلیها خودشان را سازگار کنند و میشود آنها را دمدمی مزاج نامید.
دکتر فاوست روی انتخابهای این افراد در اتوبوسهای ساده درون شهریمطالعهای نکرده است. او میگوید : « این یک تحقیق مشاهدهای است. ماحرکات دست و صورت افراد، اشارات آنها و برخوردشان با دیگران را مورد بررسیقرار دادیم تا ببینیم اجتماعی و معاشرتی هستند، گوشهگیر محسوب میشوند یارفتارهای ضد اجتماعی بروز میدهند.»
سالهاست که اتوبوسها به عنوان ابزاری برای مطالعات اجتماعی در نظر گرفته شدهاند و فقط وسیله حمل و نقل به شمار نمیآیند.
والتر بگهوت، روزنامه نگار و ویراستار ارشد روزنامه اکونومیست در قرننوزدهم یکی از این افراد است، او با عبارت « مردی با سر طاس که عقباتوبوسهای خیابان کلافام نشسته » ساکنان عادی لندن را توصیف کرده است.
این عبارت بعدها در دعاوی حقوقی برای فرد موجه باهوشی که خطایی رامرتکب شده بود به کار می رفت تا او را همانند فردی هیپنوتیزم شده، ناچارنشان دهد.
اما اتوبوسهای دوطبقه هنوز هم محبوب هستند، آنقدر که ابراز دلتنگیبرای آنها در مبارزات انتخاباتی و تعهد به بازگرداندنشان به شکل مدرنتوسط بوریس جانسون، رسیدن به مقام شهردار لندن را برای او سادهتر کرد.
[External Link Removed for Guests]
شاید نتایج تحقیق او نشان بدهد، شرکتهایی که برای استخدامنیروی انسانی کارا به تستهای روانشناسی متوسل میشوند، فقط منابع ووقتشان را هدر دادهاند.
دکتر فاوست میگوید: « تمام چیزی که آنها نیاز دارند، توجه به حمل و نقل عمومی است.»
او که مدرس کلاسهای استقامت روحی است؛ و در آموزش ورزشکاران برای حضوردر رقابتهای المپیک نیز همکاری داشته، اضافه میکند: « شاید اینکه یکفعالیت عادی روزمره مثل سوار شدن به اتوبوس و انتخاب یک صندلی برای نشستن،بتواند چهره شخصیتی افراد را به وضوح نشان بدهد، برای عامه مردم کمی عجیببه نظر برسد؛ ولی در واقع از افراد بسته به محلی که برای نشستن انتخابمیکنند، میتوان الگوهای رفتاری کاملا مشخصی را انتظار داشت.»
مسافران اتوبوسهای دو طبقه شهری از دیدگاه دکتر فاوست به هفت گروه مختلف تقسیم میشوند.
بین کسانی که از پلهها بالا میروند، افراد آیندهنگر - پیشرو، قسمتجلوی اتوبوس مینشینند؛ انتهای اتوبوس را افرادی با تیپ شخصیتی سرکش برایدور ماندن از انظار انتخاب میکنند؛ آزاد اندیش ها - ذهنهای مستقل هم کهاغلب جوان تا میانسال هستند و بیشتر به خواندن روزنامه یا شنیدن آهنگ هایمورد علاقه شان مشغولند، قسمتهای میانی اتوبوس را برای نشستن ترجیحمیدهند.
طبقه پایین اتوبوس را در قسمت جلو افرادی با روابط اجتماعی خوب انتخابمیکنند، البته نه به خوبی کسانی که در قسمت میانی نشستهاند و از استعدادخاصی در برقراری ارتباطات اجتماعی برخوردارند؛ صندلیهای قسمت انتهایی نیزتوسط افراد ریسکپذیری اشغال میشوند که میخواهند با نشستن روی صندلیهایبلندتر، احساس قدرت و اهمیت بیشتری بکنند.
گروه آخر به انتخاب اهمیتی نمیدهند، آنها میتوانند با همه قسمتها وصندلیها خودشان را سازگار کنند و میشود آنها را دمدمی مزاج نامید.
دکتر فاوست روی انتخابهای این افراد در اتوبوسهای ساده درون شهریمطالعهای نکرده است. او میگوید : « این یک تحقیق مشاهدهای است. ماحرکات دست و صورت افراد، اشارات آنها و برخوردشان با دیگران را مورد بررسیقرار دادیم تا ببینیم اجتماعی و معاشرتی هستند، گوشهگیر محسوب میشوند یارفتارهای ضد اجتماعی بروز میدهند.»
سالهاست که اتوبوسها به عنوان ابزاری برای مطالعات اجتماعی در نظر گرفته شدهاند و فقط وسیله حمل و نقل به شمار نمیآیند.
والتر بگهوت، روزنامه نگار و ویراستار ارشد روزنامه اکونومیست در قرننوزدهم یکی از این افراد است، او با عبارت « مردی با سر طاس که عقباتوبوسهای خیابان کلافام نشسته » ساکنان عادی لندن را توصیف کرده است.
این عبارت بعدها در دعاوی حقوقی برای فرد موجه باهوشی که خطایی رامرتکب شده بود به کار می رفت تا او را همانند فردی هیپنوتیزم شده، ناچارنشان دهد.
اما اتوبوسهای دوطبقه هنوز هم محبوب هستند، آنقدر که ابراز دلتنگیبرای آنها در مبارزات انتخاباتی و تعهد به بازگرداندنشان به شکل مدرنتوسط بوریس جانسون، رسیدن به مقام شهردار لندن را برای او سادهتر کرد.
[External Link Removed for Guests]