شناخت و درمان خرافات!!!
ارسال شده: جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۸۸, ۱:۵۳ ب.ظ
درود دوباره به تمامی دوستان و کاربران ارجمند سنترال کلاب
چند روز پیش از یکی از دوستانم که در زمینه مدیتیشن و یوگا خیلی فعال هستند یک ایمیل دریافت کردم درباره لزوم و راههای شناخت خرافات و مبارزه با ان.
دیدم بد نیست که انرا اینجا هم مطرح نموده و دوستان هم نظر و راه کار های خود را در این باره بیان کنند.
متاسفانه هنوز منبع این مطالب را ندارم ولی بعدا ان را قرار خواهم داد.
شناخت و درمان خرافات
نودو هشت تا نودو نه درصد نسل بشر در خرافات زندگی می کنند. در خرافات زندگی کردن ربطی به باورمند و نبودن به خدا ندارد. کسی که به وجود خداوند باور ندارد می تواند یکی از خرافه باورهای قهاری باشد. ریشه خرافه در عدم شناخت حقیقت و خود واقعی می باشد. خرافات یعنی باور به سایه حقیقت. خرافات باور به جانشین و خود ساختگی و من ذهنی می باشد. خرافه یعنی خود نفس!
خرافات در انسان اضطراب و افسردگی و توهم و دیگر بیماری های روانی تولید می کند. انسان را بی قرار ساخته و آرامش را از او می گیرد. باورهای من در آوردی و خرافات امیدهای کاذب تولید می کند و انسان را از لحظه و اکنون و بودن در زندگی محروم می کند. در گذشته و آینده زندگی کردن خرافات است.
خرافات در عطسه کردن و ناخن را در شب نگرفتن و از این قبیل خلاصه نمی شود. دامنه خرافات بسیار بسیار وسیعتر از آن است که تصور می شود. هر چیزی که بعدا وارد انسان شده است و با طبیعت انسان منافات دارد خرافه محسوب می شود. هر چیزی که طبیعت انسان را تحریف کرده است و می کند خرافه محسوب می شود. هر چیزی که ذهن برای انکار طبیعت و حقیقت . . . دنبال منطق و توضیح باشد خرافه محسوب می شود.
علت تمامی خشونت نسل بشر و تمامی جنگ ها ریشه در خرافات دارد. اگر سحرناز به مرد همسایه سلام بکند, و یا با مردی آن طرف دنیا چت کند, شوهر سحرناز او را خیانت کار دانسته و او را کتک زده و خود را افسرده خواهد کرد! و کسی نیست که به داد امیر شوهر سحرناز برسد و او را آگاه بکند و از او بپرسد که تفاوت گل با مرد همسایه در چیست! در دانشگاهی که امیر دکترا گرفته است از این چیز ها نمی پرسند. در دانشگاهی که امیرها را تولید می کنند, نیمه سمت راست مغز اینان را فلج می کنند!
خرافات محصول توهمات و خیال و گمان انسان از اول تا به حال بوده است. خیال و گمان یعنی غفلت از خود. تحریف مذاهب و دین از اصل به گمان و خیال خرافات است. بلا و دردی که خرافات به جهانیان روا داشته است, قابل ذکر نیست.
چاره و درمان خرافه زدایی در آزادی است. در صداقت و زلال بودن است.
امروز را به فردا موکول کردن, پرسه زدن در آینده و گذشته در خرافات زندگی کردن است. خرافات حوصله آدم را سر می برد و حال انسان را خراب می کند. اگر حوصله شما زود سر می رود و زود از چیزی خسته می شوید نشانه خرافی بودن شماست. نشانه تعریف ذهنی و کاذب شما از زندگی است. تعریفات ذهنی همیشه کسل و کاهل کننده و اظطراب آفرین است.
مذهب واقعی خرافه نیست. خداوند حقیقی خرافه نیست. چیزهایی که موجب غیر واقعی شدن این ها شده است, خرافات هستند. آن ها را باید کنار گذاشت. سایه را باید کنار گذاشت. که خورشید هر وقت تمرکزش صد در صد به شیئی نباشد ایجاد سایه می کند. سایه ها خرافات هستند نه خود اصل. سایه به چه کار می آید! خود اصل مهم است.
ادامه دارد.............!

چند روز پیش از یکی از دوستانم که در زمینه مدیتیشن و یوگا خیلی فعال هستند یک ایمیل دریافت کردم درباره لزوم و راههای شناخت خرافات و مبارزه با ان.

دیدم بد نیست که انرا اینجا هم مطرح نموده و دوستان هم نظر و راه کار های خود را در این باره بیان کنند.

متاسفانه هنوز منبع این مطالب را ندارم ولی بعدا ان را قرار خواهم داد.
شناخت و درمان خرافات
نودو هشت تا نودو نه درصد نسل بشر در خرافات زندگی می کنند. در خرافات زندگی کردن ربطی به باورمند و نبودن به خدا ندارد. کسی که به وجود خداوند باور ندارد می تواند یکی از خرافه باورهای قهاری باشد. ریشه خرافه در عدم شناخت حقیقت و خود واقعی می باشد. خرافات یعنی باور به سایه حقیقت. خرافات باور به جانشین و خود ساختگی و من ذهنی می باشد. خرافه یعنی خود نفس!
خرافات در انسان اضطراب و افسردگی و توهم و دیگر بیماری های روانی تولید می کند. انسان را بی قرار ساخته و آرامش را از او می گیرد. باورهای من در آوردی و خرافات امیدهای کاذب تولید می کند و انسان را از لحظه و اکنون و بودن در زندگی محروم می کند. در گذشته و آینده زندگی کردن خرافات است.
خرافات در عطسه کردن و ناخن را در شب نگرفتن و از این قبیل خلاصه نمی شود. دامنه خرافات بسیار بسیار وسیعتر از آن است که تصور می شود. هر چیزی که بعدا وارد انسان شده است و با طبیعت انسان منافات دارد خرافه محسوب می شود. هر چیزی که طبیعت انسان را تحریف کرده است و می کند خرافه محسوب می شود. هر چیزی که ذهن برای انکار طبیعت و حقیقت . . . دنبال منطق و توضیح باشد خرافه محسوب می شود.
علت تمامی خشونت نسل بشر و تمامی جنگ ها ریشه در خرافات دارد. اگر سحرناز به مرد همسایه سلام بکند, و یا با مردی آن طرف دنیا چت کند, شوهر سحرناز او را خیانت کار دانسته و او را کتک زده و خود را افسرده خواهد کرد! و کسی نیست که به داد امیر شوهر سحرناز برسد و او را آگاه بکند و از او بپرسد که تفاوت گل با مرد همسایه در چیست! در دانشگاهی که امیر دکترا گرفته است از این چیز ها نمی پرسند. در دانشگاهی که امیرها را تولید می کنند, نیمه سمت راست مغز اینان را فلج می کنند!
خرافات محصول توهمات و خیال و گمان انسان از اول تا به حال بوده است. خیال و گمان یعنی غفلت از خود. تحریف مذاهب و دین از اصل به گمان و خیال خرافات است. بلا و دردی که خرافات به جهانیان روا داشته است, قابل ذکر نیست.
چاره و درمان خرافه زدایی در آزادی است. در صداقت و زلال بودن است.
امروز را به فردا موکول کردن, پرسه زدن در آینده و گذشته در خرافات زندگی کردن است. خرافات حوصله آدم را سر می برد و حال انسان را خراب می کند. اگر حوصله شما زود سر می رود و زود از چیزی خسته می شوید نشانه خرافی بودن شماست. نشانه تعریف ذهنی و کاذب شما از زندگی است. تعریفات ذهنی همیشه کسل و کاهل کننده و اظطراب آفرین است.
مذهب واقعی خرافه نیست. خداوند حقیقی خرافه نیست. چیزهایی که موجب غیر واقعی شدن این ها شده است, خرافات هستند. آن ها را باید کنار گذاشت. سایه را باید کنار گذاشت. که خورشید هر وقت تمرکزش صد در صد به شیئی نباشد ایجاد سایه می کند. سایه ها خرافات هستند نه خود اصل. سایه به چه کار می آید! خود اصل مهم است.
ادامه دارد.............!