صفحه 1 از 1

سلسله مباحث شناخت بدن

ارسال شده: جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹, ۸:۰۰ ب.ظ
توسط رونین
مقدار پلاکت ها و سایر اجزای خون

Plt یا پلاکت ها

پلاکت‌ها، اجزای کوچک مسطحی هستند که در خون وجود دارند و از بقیه سلو‌ل‌های خونی بسیار کوچک ترند. این ساختارها حاوی آنزیم‌هایی هستند که باعث انعقاد خون می‌شوند و وظیفه اصلی آنها جلوگیری از خون‌ریزی و خارج شدن گلبول‌قرمز از داخل رگ است.

علامت Plt در آزمایش خون نشان‌دهنده تعداد پلاکت‌ها در هر میلی‌لیتر مکعب خون است و عدد مربوط به آن معمولا بزرگ ترین عدد برگه آزمایش خون است.

غیر از کنترل انعقاد خون، از میزان پلاکت برای بررسی روند بهبود نارسایی مغز استخوان و بیماری‌های خونی هم استفاده می‌شود.

مقادیر طبیعی : پلاکت بین 150 هزار تا 400 هزار در هر میلی‌مترمکعب خون برای بزرگسالان طبیعی است. در نوزادان این مقدار کمی بیشتر است.

محدوده خطر : پلاکت زیر 50 هزار یا بیشتر از یک میلیون غیر طبیعی است و نیازمند توجه خاص است.

چه چیزهایی پلاکت را کاهش می‌دهد؟

بزرگ شدن طحال، خون‌ریزی شدید و مصرف پلاکت، لوسمی یا سرطان خون، ترومبوسیتوپنی، انواع وراثتی کمبود پلاکت، انعقاد منتشر خون در داخل رگ‌ها، شیمی‌درمانی بعد از سرطان، عفونت و نارسایی مغز استخوان باعث کاهش پلاکت می‌شوند. عدم تولید پلاکت می‌تواند به خاطر مشکلات استخوانی نیز باشد.

چه چیزهایی پلاکت را افزایش می‌دهد؟

بیماری‌ آرتریت روماتویید، کم‌خونی فقر آهن، مشکلات بعد از برداشتن طحال، بعضی سرطان‌ها و بیماری‌های ژنتیکی خاص باعث افزایش مقدار پلاکت می‌شوند.
نکاتی در رابطه با پلاکت خون

- ورزش شدید و قدرتی باعث افزایش میزان پلاکت می‌شود.

- در هنگام قاعدگی مقدار پلاکت خون کمی کاهش پیدا می‌کند.

- قرص‌های ضد بارداری باعث بالا رفتن مقدار پلاکت می‌شوند.

- داروی استامینوفن پلاکت را کاهش می‌دهد.

اجزای دیگر آزمایش خون

به غیر از اجزای اصلی آزمایش خون مثل مقدار پلاکت، گلبول‌سفید و قرمز، هموگلوبین، مقادیر دیگری مثل:

MCV یا mean corpuscular volume و

MCH یا mean corpuscular hemoglobin و

MCHC یا mean corpuscular hemoglobin concentration وجود دارند که همه مربوط به گلبول‌قرمز و اندازه و شکل و مقدار هموگلوبین آن هستند. مقادیر متفاوت هر کدام از این ها می‌تواند نشان‌دهنده ی نوع خاصی از کم‌خونی باشد.

چگونگی انجام آزمایش خون

آزمایش خون یکی از ساده‌ترین روش‌های آزمایشی است. با پیشرفت تکنولوژی و وجود دستگاه‌های جدید معمولا پس از چند دقیقه می‌‌توان پاسخ این آزمایش را دریافت کرد.

برای انجام این آزمایش حدود 5 تا 7 میلی‌لیتر از خون وریدی (سیاهرگی) لازم است که معمولا آن را در یک لوله آزمایش که با ماده ضدانعقاد خون پوشیده شده است جمع‌آوری می‌کنند.

برای ترکیب شدن بهتر ماده ضدانعقاد با خون، موقع‌ خون‌گیری و کمی بعد از آن، لوله را تکان می‌دهند. در طی انجام آزمایش باید از هر اتفاقی که موجب تخریب سلول‌های خونی می‌شود جلوگیری کرد. بعد از انجام آزمایش باید مدتی روی محل خون‌گیری فشار آورد تا خون بند بیاید.

در موارد کم‌‌خونی شدید هم، خون‌گیری برای انجام آزمایش خون مشکلی ایجاد نمی‌کند. برای کسانی که از سوزن یا مشاهده ی خون ترس دارند، باید تمهیدات ویژه در نظر گرفت.

بهترین زمان برای انجام آزمایش خون صبح و در شرایط طبیعی بدن است. استرس، فعالیت بدنی شدید و یا خون‌ریزی حاد می‌تواند نتایج آزمایش را کمی تغییر دهد.

دکتر سیداحسان بیکائی
هفته نامه سلامت
کلمات کلیدی مطلب : بدن - خون - پلاکت -

Re: سلسله مباحث شناخت بدن

ارسال شده: جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹, ۸:۰۱ ب.ظ
توسط رونین
خون چیست ؟

خون 7 الی 8 درصد وزن بدن را تشکیل می‌دهد و حجم آن در یک فرد بالغ بطور متوسط 5 لیتر می‌باشد. خون به واسطه گردش در داخل رگهای خونی عامل اصلی توزیع مواد غذایی ، اکسیژن و حرارت در بدن و انتقال دی‌اکسید کربن و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها از بافتها به ارگانهای دفعی است. خون همچنین هورمونهای مترشحه از غدد داخلی را به ارگانهای مورد نظر حمل می‌کند.

خون در خارج از بدن منعقد شده و سلولها و مواد غیر محلول آن به صورت توده‌ای نسبتا سفت به نام لخته خون (Blood clot) درمی‌آید. و قسمت محلول آن به صورت مایعی زرد و روشن به نام سرم (Serum) از آن جدا می‌گردد. برای جلوگیری از انعقاد خون ، به منظور مطالعات خونی ، مقداری هپارین (یک ماده ضد انعقاد) یا سیترات به آن افزوده می‌شود. در این حالت اگر اجازه داده شود سلولهای خونی ته نشین شوند ، ملاحظه خواهد شد از نظر حجمی حدود 55 درصد خون از پلاسما و 45 درصد آن از سلولهای خونی تشکیل شده است. سلولهای خونی شامل گویچه های قرمز ، گویچه های سفید و پلاکتها هستند.

پلاسما 55 درصد خون را تشکیل می‌دهد. مایعی است که 91 درصد آن را آب ، 7 درصد آن را پروتئینها ، یک درصد آن را املاح معدنی و یک درصد بقیه را ویتامینها ، مواد قندی و مواد لیپیدی ، هورمونها و اسیدهای آمینه تشکیل می‌دهند.

پروتئینهای عمده پلاسما
آلبومین پروتئین اصلی خون می‌باشد که بوسیله کبد ساخته می‌شود و مهمترین وظیفه آن حفظ فشار اسمزی خون می‌باشد. در ضمن در حمل مواد غیر معمول در آب ، نظیر اسیدهای چرب آزاد نقش عمده‌ای دارد. فیبرینوژن ، پروتئینی است که در کبد سنتز می‌شود. و پس از تبدیل شدن به فیبرین در انعقاد خون شرکت می‌کند. گلوبینها از نظر وزن مولکولی به سردسته گاما گلبولینها ، بتا گلبولینها و آلفا گلبولینها تقسیم می‌شوند. که مهمترین آنها گاما گلبولینها هستند که به آنتی بادیها یا ایمونو گلبولینها نیز مشهورند.

گلبول‌های قرمز (Erthrocytes)
به سلولهای قرمز خون مشهورند. و بیشترین سلولهای خونی را تشکیل می‌دهند. سلولهایی بدون هسته و مقعر‌الطرفین هستند. در شرایط طبیعی قطر آنها بطور متوسط 7.5 میکرون می‌باشد. اگر اندازه سلول کوچکتر از 6 میکرون باشد میکروسیت و اگر بزرگتر از 9 میکرون باشد، ماکروسیت نامیده می‌شوند. حضور گویچه‌های قرمز با اندازه‌های مختلف در خون را آنیزوسیتوزیس Anisicytosis و حضور گویچه‌های قرمز با اشکال متفاوت در خون را پوی کیلو سیتوزیس Poikilocytosis می‌نامند. که در حالات مرضی دیده می‌شوند.

تعداد گویچه‌های قرمز در حالت طبیعی در خون زنان 3.6 تا 5.5 میلیون در هر میکرولیتر و در خون مردان 4.1 تا 6 میلیون در هر میکرولیتر می‌باشد. نسبت حجم سلولهای خون به کل خون برحسب درصد را هماتوکریت می‌نامیم. هماتوکریت در زنان سالم و بالغ 45 - 35 درصد و در مردان سالم و بالغ 50 - 40 درصد می‌باشد.

ساختمان و کار گلبولهای قرمز
گلبولهای قرمز سلولهایی مقعرالطرفین و قابل انعطاف هستند که ضمن عبور از مویرگها بهم چسبیده و به صورت میله‌ای استوانه‌ای درمی‌آیند که رولکس (Rouleaux) نامیده می‌شود. شکل ویژه و انعطاف پذیری زیاد گویچه‌های قرمز را به پروتئینهای محیطی ویژه‌ای نسبت می‌دهند که به سطح داخلی غشای اریترویسیتها چسبیده‌اند. برخی از بیماریهای ارثی خون مانند کروی یا بیضی شکل بودن گویچه‌های قرمز از نقص پروتئینهای فوق ناشی می‌گردد.

غشای این سلولها همچنین حاوی رسپتورهای مربوط به گروههای خونی می‌باشد. گویچه‌های قرمز خون حاوی مولکول پیچیده‌ای به نام هموگلوبین می‌باشد. که از یک قسمت پروتئینی به نام گلوبین و یک رنگ دانه آهن‌دار به نام «هم» تشکیل شده است. گلوبین مرکب از 4 زنجیره پلی‌پپتیدی است که به هر زنجیره یک پورفیرین آهن‌دار متصل شده است. هموگلوبین به علت داشتن آهن که در حالت احیا شده می‌باشد. می‌تواند با اکسیژن و دی‌اکسید کربن ترکیب شده و به ترتیب آهن ، هموگلوبین و کربامینو هموگلوبین تشکیل دهد.

با توجه به بالا بودن فشار اکسیژن در ریه ها ، اکسی هموگلوبین در ریه‌ها تشکیل شده و پس از رسیدن به بافتها ، اکسیژن جدا شده و دی‌اکسید کربن به آن متصل می‌گردد. بدین ترتیب امکان حمل اکسیژن از ریه به بافتها و دی‌اکسید کربن از بافتها به ریه امکان‌پذیر می‌گردد.عمر گلبولهای قرمز 120 روز می‌باشد. و پس از پایان این مدت بوسیله ماکروفاژهای طحال ، کبد و مغز استخوان فاگوسیته می‌شوند. کاهش تعداد گویچه‌های قرمز در خون را کم خونی Anemia و افزایش گویچه‌های قرمز در خون را پلی سیتمی Polycytemia می‌نامند.

گویچه‌های سفید خون
لکوسیتها یا گویچه‌های سفید خون بر اساس حضور یا عدم حضور گرانولهای اختصاصی در سیتوپلاسم خود به دو دسته گرانولوسیتها یا دانه‌دارها و آگرانولوسیتها یا بدون دانه‌ها تقسیم بندی می‌شوند. لکوسیتها در مقایسه با اریتروسیتها سلولهایی هسته‌دار و متحرک هستند. گرانولوسیتها بر اساس رنگ پذیری گرانولهای اختصاصی آنها به سه دسته نوتروفیلها ، اسیدوفیلها و بازوفیلها تقسیم می‌گردند. آگرانولوسیتها به دو دسته لنفوسیتها و مونوسیتها تقسیم می‌شوند.

نوتروفیلها فراوان‌ترین لکوسیتها در خون می‌باشند و در عفونتهای باکتریایی مقدار آنها افزایش می‌یابد. اسیدوفیلها یا ائوزینوفیلها بیشتر پاسخهای آلرژیک را کنترل می‌کنند. لنفوسیتها که به دو دسته لنفوسیت B و A تقسیم می‌شوند نقش عمده‌ای در دستگاه ایمنی بدن دارند. تحت شرایط بالینی از جمله التهابات عفونی و غیر عفونی ، بیماری سل و بیماریهای قارچی و برخی از سرطانها تعداد مونوسیتهای خون افزایش می‌یابد.

پلاکتها (Plackets)
اجسام کروی یا بیضوی کوچکی به قطر 4 - 2 میکرون هستند که از قطعه قطعه شدن سیتوپلاسم سلولهای بزرگی به نام مگا کاریوسیت (Mega karyocytes) در مغز استخوان حاصل می‌شود، فاقد هسته‌اند. با وجود این در مهره داران پست سلولهای هسته داری به نام ترومبوسیت معادل پلاکت می باشد. پلاکتها را ترومبوسیت نیز می نامند. تعداد پلاکتها 400 - 200 هزار در هر میکرولیتر خون می باشد. و عمر آنها 11 - 8 روز می باشد. هر پلاکت توسط غشایی غنی از گلیلو پروتئین محصور شده و بررسیها بیانگر وجود آنتی ژنهای گروههای خونی ABO در غشای پلاکتها می باشد.

کار اصلی پلاکت جلوگیری از خونریزی است. که این عمل با چسبیدن پلاکتها به همدیگر و محل آسیب دیده رگ و ترشح مواد دخیل در انعقاد انجام می‌گیرد. تحریک پلاکتها در محل آسیب عروقی باعث ترشح ADP می‌گردد که ADP چسبیده به سطح پلاکت موجب چسبیدن پلاکتها بهم و تشکیل توده پلاکتی را می‌کند که به صورت درزگیر عمل کرده و از ادامه خونریزی جلوگیری می‌کند. همزمان با ترشح ADP ، سروتونین و ترومبوبلاستین پلاکتی نیز ترشح می‌گردد. که اولی باعث انقباض عروق و دومی باعث تبدیل پروترومبین به ترومبین می‌شود. ترومبین ، فیبرینوژن محلول پلاسما را به فیبرین غیر محلول تبدیل می‌نماید که سلولهای خونی در لابه‌لای توری ظریف حاصل از فیبرین گرفتار شده و لخته تشکیل می‌گردد.
کلمات کلیدی مطلب : خون - هپارین -

Re: سلسله مباحث شناخت بدن

ارسال شده: جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹, ۸:۰۳ ب.ظ
توسط رونین
لخته های خونی

بجز كلسترول كه بـراي کلیه افراد بخصوص افـراد بــالاي 40 سال خطر مهمی بشمار ميرود، بیماری ديگري بنام لخته هاي خوني جان بسیاری را تهدید می کند. لخته هاي خوني كـه باعث انسداد رگهـاي اصلي بدن مي گردنـد، مي تواند بسيار دردنـاك شده و در موارد بسیار حاد منجر بـه مـرگ گـردنـد.
ماهيت لخته هاي خوني
بـطور عـادي وقتي قسمتي از بدن شما بريده مي شـود، خـون بـراي بـستـن زخـم لـخته شـده و جهت جلوگيري از بروز عفونت پوسته اي ايجاد ميگردد که این کار به وسیله ویتامین کا (k) در بدن صورت می پذیرد . با اين حال، در برخي از موارد خون منعقد شده در درون رگـها تـشكيـل می شود و شـرايطـي بـه نـام "تـشـكيـل عمـقي لخته خـون در عـروق" (VDT) را پديد مي آورد. نه تنها اين لخته هاي خوني مي توانند باعث محدوديت جريان خون در رگها شوند، بلكه ممكن است بـدرون دستگاههای حیاتی قلب مانند قلب، شــش ها و مغز نيز نفوذ نمايند و حیات این دستگاهها را به اختلال اندازند. اين حالت مي تواند خطرناك بوده و درمواردي منجر به مرگ گردد.
محل هاي تشكيل لخته هاي خوني
لخته و به عبارتی غلظت خون در بسیاری از قسمتهای بدن می تواند بیماری ایجاد کند اما، متداولترين لخته هاي خوني در رگها و حتی مویرگهای قلب و در پاها ايجاد شده و نيز مـمـكن اسـت رگهاي دستها و لگن خاصره را نيز مسدود نمايند. بندرت، و بخصوص در كودكانـي كه دچـار امراض كم آبي هسـتــند، لخته هاي خوني ميتوانند رگهاي كليه را نيز مسدود كنند.
علائم بيماري
يـك لخته خوني ميتواند بطور جزئي و يا كلي باعث انسداد جريان خون در رگ شـود. در هر حـال در آن بخش التهاب ايجاد ميگردد. علائمي مانند تورم، سوزش کف پاها، تار شدن دید پس از نشستن زیاد در جایی هنگام برخاستن، داغ شدن سر، سوزش کف پاها و بخصوص در هنگام خواب، خشک شدن دهان، زرد شدن و یا تغییر رنگ سفیدی چشم از حالت طبیعی، افزايش تدريجي درد، احساس درد شديد هنـگام خـم نـمودن موضـع، گـرفـتـگي عضلاني در پاها، گرمي پوست در نزديكي لخته خون و رنگ پريدگي ميتوانند نشانه اين بيماري باشند.
عوامل بيماري
فاكتورهاي زيادي از قبيـل عـدم فعاليت جسماني و عوامل ژنتيكي در ايجاد عارضه لخته هاي خوني دخيل هستند. متداول ترين عوامل و فاكتورها عبارتند از:
1- مصرف مواد غذایی و شیمیائی مانند روغنهای نباتی چه مایع و چه جامد، مصرف زیاد داروهای شیمیائی.
2- استفاده نکردن و دوری از رژیم ها و غذاهای طبیعی مانند سبزیجات، میوه جات، روغن، کره، لبنیات و مواد غذایی حیوانی که پرهیز از این موارد در دراز مدت بر بدن انسان اثرات سوء بسیاری دارد.
البته کسانی که دچار بیماریهای خونی مانند قند خون، چربی خون (دیابت)، فشار خون هستند به آنها پیشنهاد استفاده از روغن گاوی را می کنیم زیرا از روغن های گوسفندی سبک تر می باشند و راحتتر هضم می شوند، اما روغن گاوی را هم کمتر مصرف کنند و غذاهای خود را زیاد چرب نکنند.
3- عدم فعاليت جسماني بلندمدت، مانند نشستن زیاد در پشت میز يا خوابيدن طولاني در تخت خواب بدليل بيماري.
4 - عمل هاي جراحي، مخصوصا در استخوان و قلب.
5- آسيبهاي بدني، مانند شكستگي پا و لگن
6- چاقي مفرط
7- سرطان
8- اختلالات ژنتيكي در رابطه با لختگي خون
9- صدمات رگهاي خوني و ايجاد تغييرات غير طبيعي در فشار خون
افرادي كه در خطر ابتلا قرار دارند
همانگونه كه در بالا ذکر کردیم علائم بيماري نشان ميدهد، افرادي كه رژیمها، غذاها و داروهای شیمیایی را برای خود اختیار کرده اند و یا داراي سبك زندگي بي تـحرك بوده و يا اكـثـرا در حال سفر هستند، بيشتر در معرض ابتلا به اين بيماري قرار دارند. كساني كه بيش از حد چاق مي باشند و يـا سابقه بيماري قلبي يـا سرطان دارنـد نـيـز احـتمال مبتلا شدنشان زياد است.
صـرف نظر از جنـسيت، تـقـريبا از هر 1000 نفر دو نفر به بيماري تشكيل لخته هاي حـاد خون در عروق دچار ميشوند. با اين حال احتمال ايجاد مجدد لـخته هاي خوني در مردان بيشتر از زنان است. يك مطالعه دانشگاهي نشان داد كه 20 درصد از مردانـي كه داراي لخته خوني بودند، در بخش ديگري از بدنشان نيز به اين عارضه مبتلا شـدنـد. احـتـمـال ايجاد لخته هاي خوني مكرر در مردان سه برابر مقدار آن در زنان است.
روشهاي درمان
استفاده از گیاهانی که ترقیق کننده خون هستند مانند کاسنی، ریشه کاسنی، تخم کاسنی، سبزی تره، همچنین مصرف عرق کاسنی هم برای این کار مفید می باشد.
مصرف شربت راوند نیز برای درمان لخته های خونی بسیار مفید می باشد زیرا این شربت علاوه بر این که عصاره کاسنی در آن می باشد شامل عرق گیاهان دیگری نیز می باشد که با مخلوط شدن چند عرق گیاهی اثرات مفید بسیار دیگری هم بر روی بدن خواهد گذارد.
ذکر این نکته به جاست که قبل از درمان ابتدا باید از هرگونه دارو و غذاهای شیمیائی مخصوصا روغن نباتی چه مایع و چه جامد پرهیز کرد.
ميزان خطرناكي
احتمال اينكه لخته هاي خوني بخصوص زماني كه پايين زانو قرار دارند، يـك تحديد جدي براي زندگي محسوب گردد کمتر از زمانی است که این بیماری در بالای زانو پیدا شود زیرا در این هنگام ميتوانند از جاي خـود حـركت كـرده و يـكـي از رگـهـاي اصـلي قلب، ششها يا مغز را مسدود كنند. به اين حـالت "آمبلي" گـفـته شــده و ممكن است باعث سكته و يا حملات قلبي گردد. معمولا بدترين عوارض لخته خوني، ايجاد صدمات بافتي ميباشد.
روش پيشگيري
بهترين راه پيشگيري از انسداد رگها و ايجاد لخته هاي خوني، داشتن يك سـبك زندگي سالم و فعال است. اگر مجبوريد مرتبا به مسافرت برويد و يا شغل شما بــگونه است كه بايد مدتهاي طـولاني روي صنـدلـي بنشينيد، پاهايتـان را حـركت داده، مـحـل خـود را در صندلي عوض كرده و براي جلوگيري از ايجاد لخته هـاي خـوني مـرتـب از سـر جـاي خود بلند شويد. همچنين وزن خود را متعادل نگهداشته، لباسهاي گشاد پوشيده و به مقدار زياد آب بنوشيد و از سبزیجات، میوه جات و عرقیجات گیاهی در رژیم های غذایی استفاده نمایید.
این نکته را همیشه به یاد داشته باشید :
خـون بــه عضلاتتان مواد غذايي رسانده، اكسيژن بدنتان را تامين نموده و شـمـا را گـرم نـگه مي دارد. يك لخـته خوني اين سيستم منظم را مختـل كـرده و شـمـا را در مـعـرض صدمات جدي قرار مي دهد. با رعايت اندكي از مسائل پيشگيرانه، مي توانيد سلامتي خود را از اين خطر دور كنيد.

Re: سلسله مباحث شناخت بدن

ارسال شده: جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹, ۸:۰۴ ب.ظ
توسط رونین
غلظت خون

جام جم آنلاین : دكتر علي ، فوق‌تخصص خون و سرطان بالغين و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران، در گفتگو با «جام‌جم» در اين باره مي‌گويد: نمي‌توان غلظت خون را از طريق چشم غيرمسلح مورد ارزيابي قرار داد. هرگاه ميزان هموگلوبين خون (درصد گلبول قرمز خون)‌ از حد معمول بالاتر برود، غلظت خون رخ مي‌دهد كه حد طبيعي آن در مردان 45 درصد و در زنان پايين‌تر از اين مقدار است كه اگر اين غلظت در مردان بالاتر از 60 درصد و در زنان بالاتر از 55 درصد شود، بايد مورد بررسي قرار بگيرد.

به گفته دكتر باسي، غلظت خون مي‌تواند علل مختلفي همچون استرس را به دنبال داشته باشد، بخصوص در افراد جوان كه به دليل كار و فعاليت زيادشان، حجم پلاسماي خون آنها بتدريج كم شده و نسبت گلبول‌هاي قرمز به پلاسماي خون بالاتر رفته و غلظت خون نسبي ايجاد مي‌شود كه با كاهش استرس و مصرف بيشتر مايعات، مي‌توان از اين غلظت كاست.

او مي‌افزايد: در غلظت خون ثانويه كه بيشتر در افراد مبتلا به بيماري‌هاي ريوي و قلبي سيانوتيك (وقتي خون از سمت راست و از سيستم وريدي وارد سيستم شرياني ‌شود)‌ روي مي‌دهد، انگشتان دست، لب و زبان بيمار كبود است و به دليل اكسيژن‌رساني كم به خون، هورموني با نام اريتروپويتين (Erythropoetin) از كليه ترشح مي‌شود كه اين هورمون درواقع فاكتور رشد گلبول قرمز محسوب مي‌شود و مغز استخوان را براي ساخت بيشتر گلبول قرمز تحريك مي‌كند كه بتواند در واقع كمبود اكسيژن‌رساني به بافت و بدن را با افزايش گلبول قرمز جبران كند.

اين فوق‌تخصص بيماري‌هاي خون، يكي ديگر از علل مهم غلظت خون را سيگار عنوان كرده و يادآور مي‌شود: با مصرف سيگار، اكسيژن‌رساني به خون كم شده و غلظت خون ثانويه ايجاد مي‌شود.

ولي گاهي برخي از افراد به صورت ارثي، هموگلوبين خونشان براحتي اكسيژن را تحويل بافت‌ها نمي‌دهد كه در واقع به آن هموگلوبين غيرطبيعي گفته مي‌شود كه جزء علل نادر غلظت خون محسوب مي‌شود.

دكتر باسي، بيماري‌هاي كليوي و كبدي (كيست‌هاي متعدد كليه، سنگ كليه و انسداد در سيستم ادراري)‌ را از ديگر علل ثانويه غلظت خون بيان كرده و مي‌افزايد: تومورهاي بدخيم كليوي و كبدي در بزرگسالان، تومورهاي مخچه‌اي در كودكان و فيبروم‌هاي رحمي در زنان، مي‌توانند در ترشح هورمون اريتروپويتين نقش داشته و غلظت خون را سبب شوند. به گفته اين عضو هيات علمي دانشگاه بيماري غلظت خون اوليه بر اثر بيماري مغز استخوان است كه در واقع اين سلول‌هاي توليدكننده گلبو‌ل‌هاي قرمز در مغز استخوان تكثير مي‌شود كه معمولا اين افراد گلبول سفيد و پلاكت خونشان نيز بطور همزمان بالا رفته و در سونوگرافي، طحال و كبدشان بزرگ ديده مي‌شود.

طبق بررسي‌هاي انجام گرفته همان طور كه آلودگي هوا باعث ايجاد غلظت خون مي‌شود يكي ديگر از علل غلظت خون در افراد را «ارتفاعات» باعث مي‌شوند، چرا كه در اين مناطق ميزان درصد اكسيژن هوا كاهش يافته و افراد مستعد غلظت خون مي‌شوند.

درمان

دكتر باسي، پرهيز از سيگار و محيط آلوده، مصرف مايعات زياد (مصرف حداقل روزي 8 ليوان مايعات)‌ را از درمان‌هاي غلظت خون ذكر كرده و خاطرنشان مي‌‌كند: گاهي غلظت خون بر اثر بيماري اوليه (غلظت خون اوليه)‌ مغز استخوان است كه در اين شرايط بيمار بايد هر از چندگاه طبق نظر پزشك«فصد خون» (گرفتن خون از بيمار)‌ شود تا حدي كه اين غلظت در آقايان به زير 45 درصد و در خانم‌ها به 42درصد برسد.

اين فوق‌تخصص خون با اشاره به اين كه در فصد خون، خون گرفته شده از بيمار بلااستفاده است عنوان مي‌كند: هيچ‌گاه سياهي و تيره بودن خون دليل بر غلظت آن نيست، و طي انجام آزمايشات مي‌توان به اين نتيجه رسيد، چون خوني كه از فرد گرفته مي‌شود از وريد است و خون وريدي به دليل كمبود اكسيژن اغلب تيره است.

غلظت خون و عوارض آن

فردي كه دچار غلظت خون شده است ريسك سكته مغزي و قلبي در وي بالا مي‌رود و در اغلب اوقات داراي فشارخون بالايي است و گاهي ممكن است از طريق بيني دچار خونريزي شود.

اين پزشك متخصص سردردهاي غيرطبيعي، تاري ديد، ناراحتي‌هاي معدوي و خارش‌هاي پوستي بخصوص خارش پس از استحمام را از عوارض اين بيماري عنوان مي‌كند كه فرد با مراجعه به پزشك و انجام آزمايشCBC مي‌تواند از ميزان غلظت خون خود اطلاع پيدا كند.

چند توصيه

پزشكان بر اين اعتقادند كه با نوشيدن آب، غلظت خون در حد متعادل باقي مي‌ماند و مشكلاتي چون لخته شدن خون به جهت غلظت خون كه عاملي در بروز سكته قلبي است بروز نمي‌كند.

به طوركلي ميوه‌ها و سبزي‌ها به علت دارا بودن ويتامينC و فيبرهاي محلول و نامحلول، يك عمل حفاظتي در قبال افزايش غلظت خون و كاهش ميزان فيبرينوژن (پروتئيني كه تبديل به لخته خون مي‌شود)‌ و افزايش فشارخون دارند كه از مهم‌ترين آنها جهت رفع غلظت خون مي‌توان به آلبالو، ليموترش و موز جهت صاف كردن خون اشاره كرد.

Re: سلسله مباحث شناخت بدن

ارسال شده: جمعه ۲۲ مرداد ۱۳۸۹, ۸:۰۵ ب.ظ
توسط رونین
افزایش چربی های خون

افزایش چربی های خون

تعریف، علائم و عوامل خطر

همان طور که می دانیم افزایش چربی های خون در طی سال های اخیر شیوع چشمگیری داشته است. کنترل و پایش چربی های خون از آن جهت که خطر بیماری های قلبی و عروقی را افزایش می دهد دارای اهمیت ویژه می باشد. شاید شما هم شنیده باشید که یکی از اقوام یا دوستان تان از بالا بودن کلسترول و یا تری گلیسرید خون رنج می برد. در طی چند نوشتار سعی شده است که با زبانی ساده به تعریف، تشخیص، عوارض و درمان این بیماری پرداخته شود.

تعریف

کلسترول یک نوع از چربی است که در همه سلول های بدن شما یافت می شود. بدن شما از کلسترول استفاده می کند تا یک سلول سالم داشته باشد، علاوه بر آن، کلسترول در ساخت محصولات مورد نیاز بدن مانند هورمون ها نقش دارد.

اما زمانی که کلسترول خون افزایش پیدا می کند، چربی در سطح رگ رسوب می کند. نهایتاً این رسوب ها جریان طبیعی خون را دچار مشکل می کنند و در این حالت، قلب شما به اندازه ی کافی خون غنی از اکسیژن دریافت نخواهد کرد و خطر حمله قلبی افزایش خواهد یافت. با مکانیزمی مشابه، کاهش یافتن جریان خون به مغز نیز می تواند منتهی به سکته مغزی شود. کلسترول خون بالا تا حد زیادی قابل پیشگیری و درمان است. یک رژیم غذایی سالم ، ورزش منظم و گاهی دارو درمانی منتهی به کاهش کلسترول بالای خون می شوند.

علائم

کلسترول بالا معمولا هیچ علائمی ندارد. انجام آزمایش خون تنها راه تعیین کلسترول بالا است.

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟

معمولا توصیه می شود که در سن 20 سالگی از پزشک خود درخواست یک آزمایش خون جهت اندازه گیری میزان کلسترول نمایید. سپس این آزمایش را حداقل هر 5 سال یک بار تکرار کنید. اگر نتایج آزمایش شما در محدود طبیعی نباشند، پزشک شما آزمایشات مکرری را پیشنهاد خواهد کرد. همچنین در صورتی که سابقه خانوادگی کلسترول بالا و یا دیگر عوامل خطر مانند استعمال سیگار و یا دیابت در شما وجود داشته باشد، پزشک شما آزمایشات مکرری را پیشنهاد خواهد کرد.

علت

کلسترول توسط چسبیدن به یک سری پروتئین در خون منتقل می شود. به این ترکیب پروتئین و کلسترول لیپوپروتئین گفته می شود.

انواع مختلفی از این لیپوپروتئین ها بسته به نوع کلسترولی که حمل می کنند وجود دارد که عبارتند از:
انواع چربی های خون

* لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL):

LDL یا کلسترول بد، ذرات کلسترول را در طول بدن شما منتقل می کند. LDL ساخته شده با اتصال به دیواره شریان ها، آن ها را سخت و تنگ می سازد .

* لیپوپروتئین با چگالی بسیار پایین(VLDL):

این نوع لیپوپروتئین حاوی بالاترین میزان تری گلیسرید است. تری گلیسرید نوعی چربی موجود در خون است. VLDL نیز همچون LDL ذرات کلسترولی را بزرگ تر ساخته و منجر به تنگ و باریک شدن رگ های خونی می شود. اگر شما تحت درمان کلسترول بالای خون هستید ولی همچنان دچار سطوح بالای VLDL هستید، به درمان اضافه تری جهت کاستن این لیپوپروتئین نیاز خواهید داشت چراکه این نوع از لیپوپروتئین، حاوی مقادیر زیادی تری گلیسرید است.

* لیپوپروتئین با چگالی بالا(HDL):

HDL یا کلسترول خوب، کلسترول اضافی را برداشته و به کبد بر می گرداند.

عوامل قابل کنترل متعددی مانند" عدم تحرک، چاقی و رژِیم غذایی ناسالم منتهی به LDL بالا و HDL پایین می شوند. فاکتورهای غیر قابل کنترل نیز در این قضیه نقش دارند؛ به عنوان مثال برخی فرایند های ژنتیکی و ارثی می توانند باعث شوند که سلول ها نتوانند LDL را از سطح خون جمع آوری کنند و یا می توانند منجر به تولید بسیار زیاد کلسترول توسط کبد شوند.

عوامل خطر

در صورت داشتن هر یک از عوامل خطر زیر احتمال ابتلا به کلسترول بالا و نهایتاً ابتلا به بیماری قلبی افزایش می یابد:

* استعمال سیگار

استعمال سیگار به دیواره ی رگ های خونی آسیب می رساند و منجر به رسوب ذرات چربی در دیواره عروق می شود. همچنین سطوح HDL یا کلسترول خوب را کاهش می دهد.

* چاقی

داشتن BMI نمایه توده بدنی 30 یا بالاتر شما را مستعد ابتلا به کلسترول خون بالا می کند. BMI بدین صورت محاسبه می شود که وزن خود را بر حسب کیلوگرم بر مجذور قدتان بر حسب متر تقسیم می کنید . عددی که بدست می آید BMI نام دارد. درصورتی کهBMI محاسبه شده :

کمتر از 19 باشد ، کمبود وزن دارید و لاغر هستید.

بین 19 تا 25 باشد ، وزن طبیعی دارید و در محدوده سلامت وزنی هستید.

بین 25 تا 30 باشد ، اضافه وزن دارید.

بیش از 30 باشد، چاق هستید.

* رژیم غذایی ناسالم

غذاهایی که غنی از کلسترول هستند مانند گوشت قرمز پُرچرب و لبنیات پُرچرب، کلسترول کلی بدن را افزایش می دهند. همچنین خوردن چربی اشباع موجود در برخی غذاهای حیوانی و چربی ترانس موجود در برخی شیرینی ها منجر به افزایش کلسترول شما می شوند.

* فعالیت بدنی ناکافی

فعالیت بدنی به افزایش کلسترول خوب و کاهش کلسترول بد کمک می کند. نداشتن فعالیت بدنی کافی، شما را در معرض خطر افزایش کلسترول خون قرار می دهد.

* فشار خون بالا

فشار خون بالا به دیواره شریان ها آسیب وارد کرده و منجر به تسریع رسوب ذرات چربی در عروق می گردد.

* دیابت

قند خون بالا منجر به افزایش کلسترول بد و کاهش کلسترول خوب می شود. همچنین قند خون بالا به دیواره عروق آسیب می رساند.

* داشتن سابقه خانوادگی بیماری قلبی

اگر والدین و یا خواهر و برادر شما قبل از سن 55 سالگی دچار بیماری قلبی شده اند، داشتن کلسترول بالا شما را مستعد ابتلا به بیماری قلبی می سازد.

Re: سلسله مباحث شناخت بدن

ارسال شده: شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۹, ۷:۳۴ ب.ظ
توسط رونین
اسکلت
اسکلت به بدن شکل می دهد، به عنوان تکیه گاهی برای آن عمل می کند و از آن حفاظت می کند. این اسکلت از 206 استخوان تشکیل می شود که خود تحت حمایت غضروف (یک ماده سفت و لیفی) قرار دارند. اسکلت محوری (جمجمه، ستون فقرات، قفسه سینه) از 80 استخوان تشکیل می شود و از مغز، طناب نخاعی، قلب و ریه ها حفاظت می کند. اسکلت جانبی 126 استخوان دارد و شامل استخوان های اندام ها، ترقوه استخوان کتف و استخوان های لگن است. تمام استخوان ها، بافت های زنده هستند و سلول هایی دارند که مرتباً‌ با مواد جدید جایگزین استخوان قدیمی می شوند. استخوان ها، حاوی یک ماده نرم و چربی دار هستند که مغز استخوان نام دارد؛ اطراف آن استخوان اسفنجی قرار می گیرد که خود با استخوان متراکم که چگالی بیشتری دارد، محصور می شود. مغز استخوان در ستون فقرات، جمجمه، دنده ها و گردن، سلول های خونی را می سازد.
تصویر
انواع مفصل

مفاصل در محل اتصال هر یا چند استخوان تشکیل می شوند. انواع مختلف مفاصل، درجات مختلفی از حرکت را تأمین می کنند. تعدادکمی از مفاصل، از جمله مفاصل جمجمه، ثابت هستند. مفاصل نیمه متحرک مثل مفاصل ستون فقرات، پایداری و تا حدی انعطاف پذیری راتأمین می کنند. بیشتر مفاصل که مفاصل سینوویال نام دارند، آزادانه حرکت می کنند. انواع اصلی مفصل سینوویال و صفحات حرکتی آنها در زیر به تصویر کشیده شده است.
تصویر

ستون فقرات
ستون فقرات که ستون مهره ها نیز خوانده می شود، بدن را در وضعیت قائم نگه می دارد؛ تکیه گاه سر است و طناب نخاعی را دربر گرفته، از آن محافظت می کند. ستون فقرات از 33 استخوان به نام مهره تشکیل شده است. مفاصل و دیسک های حاوی بافت لیفی در بین مهره ها، ستون فقرات را انعطاف پذیر می کنند و باعث پایداری رباط ها و عضلات و کنترل حرکات آن می شوند.

تصویر

Re: سلسله مباحث شناخت بدن

ارسال شده: دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۹, ۲:۲۵ ب.ظ
توسط رونین
حواس

حواس ما، ما را از تمام جنبه های محیط خود آگاه می سازند. چشم ها اطلاعات بینایی را فراهم می کنند؛ گوش ها صوت راتشخیص می دهند و در تعادل نیز نقش دارند؛ بینی و زبان به ترتیب به بوها و مزه های مختلف پاسخ می دهند و اعصاب حسی پوست، ما را قادر به احساس تماس فیزیکی (لمس)، تغییرات دما و درد می کنند. در هر مورد اطلاعات محیطی که به وسیله اعضای حسی تشخیص داده می شود، به وسیله اعصاب به مغز منتقل می شوند و در آنجا مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.

بینایی

اعضای بینایی، چشم ها هستند. شعاع های نوری که به هر چشم وارد می شود، به وسیـله قرنیـه و عدسی متمرکز شده، روی شبکیه می افتند و یک تصویر وارونه بر روی آن تشکیـل می دهنـد. سلـول های شبکیه این تصویر را به تکان هـای الکتریکی تبدیـل مـی کنند که از طریق عصب بینایی به مغز می روند و در آنجا رمز گشایی شده، باعث بینایی می شوند. عنبیه، اندازه مردمک را تغییر داده، مقدار نوری را که به شبکیه می رسد، کنترل می کند. رگ های خونی شبکیه و لایه ای به نام مشیمیه، مواد غذایی را به چشم می رسانند.
تصویر

نمای شبکیه

سلول های شبکیه، رنگ و شدت نور را ثبت می کنند. در پشت شبکیه، دیسک بینایی قرار دارد که در آنجا رشته های عصبی به هم نزدیک شده، عصب بینایی را تشکیل می دهند و رگ های خونی وارد چشم می شوند. دیسک، هیچ گونه سلول حساس به نور ندارد و«نقطه کور» خوانده می شود. این عکس با یک افتالموسکوپ گرفته شده است که داخل چشم را بزرگ و روشن می کند.

تصویر

شنوایی و تعادل
گوش نه تنها وظیفه شنیدن بلکه برقراری تعادل را نیز به عهده دارد. گوش شامل قسمت های خارجی، میانی و داخلی است. گوش خارجی، امواج صوتی را به پرده صماخ می رساند، باعث لرزش آن می شود. استخوان های گوش میانی، این لرزش ها را به گوش داخلی منتقل می کنند. این پیام ها در آنجا به پیام های الکتریکی تبدیل می شوند. این پیام ها از طریق سلول های عصبی به مغز رفته، مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. گوش داخلی همچنین ساختارهایی دارد که با تشخیص وضعیت و حرکت سر به تعادل کمک کرده، به ما اجازه می دهند بدون یان که بیافتیم، قائم بایستیم و حرکت کنیم.
ساختار گوش
گوش خارجی شامل لاله (قسمت قابل مشاهده) و مجرای گوش است که به پرده صماخ ختم می شود. گوش میانی حاوی13 ‌استخوان ظریف است که پرده صماخ را به غشای جدا کننده گوش میانی و داخلی، مرتبط می کنند. حلزون که حاوی گیرنده های حسی شنوایی است و نیز ساختارهای تنظیم کننده تعادل در گوش داخلی قرار دارند.

تصویر

بویایی
بوها به وسیله سلول های گیرنده تخصیص یافته در سقف حفره بینی تشخیص داده می شوند. این سلول های گیرنده مولکول های بودار موجود در هوا را تشخیص می دهند و این اطلاعات را به تکان های الکتریکی ظریفی تبدیل می کنند. این تکانه ها از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی (انتهای عصب بویایی) و سپس مغز منتقل می شوند و در مغز مورد تحلیل قرار می گیرند. حس بویایی انسان بسیارحساس بوده، ما را قادر به تشخیص بیش از 10000 بوی مختلف می کند.
گیرنده های بویایی

مولکول‌های بودار با ورود به بینی،‌ مژه های (موهای ظریف)متصل به سلول های گیرنده سقف حفره بینی را تحریک می کنند. این گیرنده ها پیام ها را از طریق عصب بویایی به پیاز بویایی متصل می کند که پیام ها را به مغز می برد.
تصویر
چشایی
مزه ها به وسیله جوانه های چشایی تشخیص داده می شوند این ساختارها در دهان و گلو قرار دارند و اکثر آنها (حدود 10000 عدد) در سطح فوقانی زبان واقع شده اند. آنها تنها می توانند4 ‌مزه اصلی را تشخیص دهند. شیرینی، ترشی، شوری و تلخی. هر مزه به وسیله جوانه های چشایی واقع در یک ناحیه خاص از زبان تشخیص داده می شود: تلخی در پشت، ترشی در کناره ها، شوری در جلو و شیرینی در نوک. حس بویایی ما به همراه این4 ‌مزه اصلی، ما را قادر به افتراق طیف وسیعی از مزه های جزئی تر می کند.
ساختار جوانه چشایی
مواد داخل دهان در تماس با موهای ظریفی قرارمی گیرند که روی جوانه های چشایی زبان واقع هستند. این موها، تکانه هایی عصبی تولید می کنند که از طریق رشته های عصبی به یک ناحیه تخصص یافته در مغز می روند.
تصویر
لامسه
حس لامسه شامل حواسی چون درد، فشار، ارتعاش و دماست. این حواس به وسیله دو نوع گیرنده واقع در زیر سطح پوست، تشخیص داده می شوند: انتهاهای عصبی آزاد (بدون پوشش) و انتهاهای عصبی پوشیده به صورت اجسام حسی، انواع مختلف انتهاهای عصبی یا اجسام حسی، حواس ویژه را می گیرند. تعداد گیرنده ها در بدن فرق می کند: برای مثال، نوک انگشتان دست به شدت حساس هستند و گیرنده های زیادی دارند در حالی که ناحیه میانی پشت گیرنده های کمتری دارد.
گیرنده های لامسه
لمس به وسیله گیرنده های مختلفی در سطوح مختلف پوست انجـام مـی شـود. گیرنده های عصبی آزاد در نزدیک سطح پوست، به لمس، درد، فشــار و دمــا پـاسـخ مــی دهند. که اجسام مرکل و مایسنر، لمس ظریف و اجسام پاچینی، فشار عمقی و ارتعاش را تشخیص می دهند.
تصویر