لله وا ساز اصیل در موسیقی مازندرانی +دانلود فیلم وصوت
ارسال شده: دوشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۰, ۲:۰۱ ق.ظ
مام مراحل و لحظات چوپانان نی نواز با نغمه های خاصی همراه بود، شب هنگام شب چرای گوسفندان در مراتع، عبور گوسفندان از ییلاق به قشلاق و بالعکس، خوراندن آب به احشام، هدایت آنان به آخور و یا هنگام استراحت در روز و یا شب با قطعه ای خاص همراه بود.
علاوه بر این برخی نغمه ها بیانگر احساسات و عواطف آرمان و آرزو و یا روایت رنج های غریبانه چوپانان و گالش ها بود.
عناوین و نام هایی مانند کمرسری، میش حال، بورسرسری، تریکه سری، نقره سری، کردحال، چپون حال، بازی حال، کشتی مقوم و ده ها نغمه و قطعه دیگر نشان دهنده جنبه های مختلف معیشتی، اندیشه ای و احساسی چوپانان و گالش ها است.
با این همه تغییر و دگرگونی های مختلف اقتصادی، اجتماعی و تغییر در محیط زیست، نابودی جنگل ها، همه و همه، زندگی دامپروران سنتی مازندران را دستخوش تغییر کرد و در نتیجه فرهنگ آنان را نیز دگرگون ساخته است.
*ساز لله وا
یکی از کارشناسان موسیقی مازندران می گوید: در مفهوم زبان تبری، لله وا به معنی نی و(وا) به مفهوم باد و به کار می رود، در فرهنگ موسیقی منطقه لله وا سازی بادی از جنس نی است که در فرهنگ فارسی با عنوان نی چوپان شناخته می شود.
این ساز اختصاص به روابط و معیشت دامپروری داشته و نغمات مربوط به آن بازگو کننده مجموعه روابط و ساز و کار معیشتی چوپانان و نیز آرمان ها و حرمان های آنان است.
رضا دیوسالار در گفتگو با فارس می گوید: قدیمی ترین نغمات مربوط به این ساز مانند(سلک حال) اختصاص به جابه جایی، چرا و وصف دام دارد.
بعدها برخی نغمات مربوط به رپرتور آرسرنا و قطعات موسیقی مراسمی مانند رقص مقوم و یا برخی الحان و نغمات آوازی همچون کتولی و کل حال نیز به مجموعه نغمات این ساز افزوده شدند.
او معتقد است: در حال حاضر، مهم ترین نغماتی که توسط این ساز اجرا می شوند شامل کشتی مقوم، بورسری، کمرسری، کل حال، نقره سری، سلک حال، چراغ حال، مش حال، تریکه سری، جلویی(جلودری)، سما حال(رقص مقوم)، ولگه سری، غریبی، همه رهبردن، یاغی بورده، کرده حال(چپون حال)، امیری، کتولی و بخشی از ترانه ها است.
*جایگاه تاریخی و اجتماعی لله وا
این کارشناس در مورد جایگاه تاریخی اجتماعی لله وا می گوید: لله وا به دلیل فرم محتوایی و ساختاری تکه ها و قطعات مربوط به آن ریشه در تاریخ فرهنگی زندگی مردم منطقه دارد.
قطعات قدیمی و اصیل این ساز عموما از نگرشی طبیعت گرایانه برخوردار هستند.
در جای ادبیات و فرهنگ شفاهی مازندران نام این ساز به چشم خورده و از موارد کاربرد و اهمیت آن یاد می شود.
مه یار اگه چپون نیه، من و نه خنه نشومبه
(یارم اگر چوپان نباشد به خانه اش نمی روم)
و نه لله چل مقوم نیه، من ونه خنه نشومبه
(اگر نی او چهل مقام نباشد(ننوازد) به خانه اش نمی روم)
دیو سالار می افزاید: لله وا در بدو امرسازی مطلقا چوپانی و واسطه ارتباط گالش ها و چوپانان با احشام و طبیعت بود، بعدها این ساز در اعیاد، جشن ها، عروسی ها و مراسم ختنه سوران مورد استفاده قرار گرفت.
او با بیان نقل قولی از استاد حسین طیبی اضافه می کند: مورد ویژه استفاده از این ساز هنگامی است که کسی مورد حمله پلنگ، ببر و یا گرگ قرار می گرفت و جراحاتی بر می داشت، اعضای خانواده فرد مجروح به منظور پیشگیری از احساس تنهایی و یا به خواب رفتن بیمار از نوازنده لله وا دعوت می کردند تا بر بالین فرد مجروح حضور یافته و به صورت مداوم به نواختن ساز بپردازد، زیرا این عمل مانع از آن می شد تا بیمار به خواب عمیق فرورفته و دچار کابوس شود.
به گفته این کارشناس موسیقی مازندران، لله وا هنوز هم از سازهای رایج بومی در سراسر البرز شمالی و جنوبی به شمار می رود و در میان فرهنگ های مازندرانی، گیلی، تالشی، کوهشی، طالقانی، الموتی و برخی پاره فرهنگ های این ناحیه همچون سنگ سری، افتری و سرخه ای مورد استفاده است.
دیو سالار تاکید کرد: با این تحولات اجتماعی چند دهه گذشته و تغییر ساختار دامپروری سنتی در مازندران این ساز را در معرض منسوخ شدن قرار داد.
وی از حسین طیبی، ابولحسن خوشرو، نورالله علیزاده و ارسلان طیبی به عنوان معروف ترین و فعال ترین نوازندگان لله وا در حال حاضر نام برد.
این کارشناس تصریح کرد: لله وا اصلی ترین ساز موسیقی مازندران و در اصول چوپانی و از لحاظ ساختار شبیه نی سنتی است، ساز بادی که نامگذاری آن نیز به جنس ساز و عامل ارتعاش آن هوا است اشاره دارد.
جنس لله وا از ساقه های گیاه نی و دارای هفت بند و شش گره است که پنج سوراخ آن در جلو و یکی در پشت آن قرار دارد.
دیو سالار می گوید: تفاوت لله وا با نی سنتی این است که دهانه نی به طرف داخل تراشیده شده برای اینکه به آسانی میان دندان ها قرار گیرد و یک قطعه فلز یا تلق روی آن قرار می گیرد، در جایی که دهانه لله وا از طرف خارج تراش خورده تا به راحتی روی گوشه لب قرار بگیرد و برای نوازنده ایجاد مزاحمت نکند.
موسیقی مازندران مانند موسیقی دستگاهی ایران از سیستم متمرکزی برخوردار نبود و نیست، زیرا با الهام جلوه های گوناگون زندگی مانند کار و تولید، جشن ها، آیین نورزی، لالایی ها، نوازش در مراسم عزا و سوگ ها شکل گرفته است.
مدیر فرهنگ خانه مازندران نیز در گفتگو با فارس می گوید: این پراکندگی در موسیقی سازی بیشتر دیده می شود، به عنوان نمونه تکوین رپرتوآر لله وا، بیشتر در ارتباط با کار دامی و رپرتور آر سرنا، نقاره، کمانچه و تنبک در ارتباط با آیین ها وجشن ها بود.
احمد محسن پور معتقد است: دو تار و کمانچه هم در جشن ها نواخته می شد، هم در شب نشینی ها البته از لله وا، در شب نشینی ها نیز استفاده می شد.
وی می افزاید: موسیقی آوازی مازندران عبارت است از امیری یا داستان امیر و گوهر، طالبا یا داستان طالب و زهره، لیلی جان یا کتولی، کیجا جان( ترانه) که در برخی از روستاها ی شرق مازندران به «رز مقوم» و در غرب این استان به «کیجا جانک» معروف است، آق ننه، همدم جان، غریبی یار، طیبه جان، حقانی یا اغانی حیدر بیگ و صنم بر، داستان رعنا و نجما، داستان فاطمه و مسکین، گره سری(لالایی)، نوازش، هرایی، و لگه سری و نوروز خوانی که همه این آوازها را خوانندگان و شعر خون ها( کسانی که شعر و موسیقی می دانند و می خوانند) و خش خون ها(دارندگان صدای خوش) اجرا می کنند.
محسن پور اضافه کرد: موسیقی سازی به چند بخش تقسیم می شود شامل موسیقی چوپانی مانند غریب حال، مش حال، دنبالهی مش حال، کمر سری یا تک سری یا تبری، زاری حال، شتر حال، چراغ حال یا چرا حال، کیجا کرچال، گله روبردن، پرجایی حال، کرد حال یا چپون حال، خارک جان خارک که این قطعات با ساز لله وا نواخته می شوند، همچنین موسیقی برای سرنا و نقاره مثل پیش نوازی، یک چوبه، ترکمونی یا ریزه مالی، دوچوبه لیلا، سه چوبه جلوداری یا سنگین، ور ساقی، ریزه مالی یا ریز وباریز، روونی و شر شور.
موسیقی برای کمانچه مانند آواز، بیات، سحر خونی، مناجات، کشتی و مثنوی و موسیقی سازی برای دو تار مانند ساربونی را می توان نام برد.
مدیر فرهنگ خانه مازندران، سازهای امروز مازندران را لله وا، سرنا، قرنه، دسرکوتن، کمانچه، دوتار، دست دایره و دهل دانست.
علاوه بر این برخی نغمه ها بیانگر احساسات و عواطف آرمان و آرزو و یا روایت رنج های غریبانه چوپانان و گالش ها بود.
عناوین و نام هایی مانند کمرسری، میش حال، بورسرسری، تریکه سری، نقره سری، کردحال، چپون حال، بازی حال، کشتی مقوم و ده ها نغمه و قطعه دیگر نشان دهنده جنبه های مختلف معیشتی، اندیشه ای و احساسی چوپانان و گالش ها است.
با این همه تغییر و دگرگونی های مختلف اقتصادی، اجتماعی و تغییر در محیط زیست، نابودی جنگل ها، همه و همه، زندگی دامپروران سنتی مازندران را دستخوش تغییر کرد و در نتیجه فرهنگ آنان را نیز دگرگون ساخته است.
*ساز لله وا
یکی از کارشناسان موسیقی مازندران می گوید: در مفهوم زبان تبری، لله وا به معنی نی و(وا) به مفهوم باد و به کار می رود، در فرهنگ موسیقی منطقه لله وا سازی بادی از جنس نی است که در فرهنگ فارسی با عنوان نی چوپان شناخته می شود.
این ساز اختصاص به روابط و معیشت دامپروری داشته و نغمات مربوط به آن بازگو کننده مجموعه روابط و ساز و کار معیشتی چوپانان و نیز آرمان ها و حرمان های آنان است.
رضا دیوسالار در گفتگو با فارس می گوید: قدیمی ترین نغمات مربوط به این ساز مانند(سلک حال) اختصاص به جابه جایی، چرا و وصف دام دارد.
بعدها برخی نغمات مربوط به رپرتور آرسرنا و قطعات موسیقی مراسمی مانند رقص مقوم و یا برخی الحان و نغمات آوازی همچون کتولی و کل حال نیز به مجموعه نغمات این ساز افزوده شدند.
او معتقد است: در حال حاضر، مهم ترین نغماتی که توسط این ساز اجرا می شوند شامل کشتی مقوم، بورسری، کمرسری، کل حال، نقره سری، سلک حال، چراغ حال، مش حال، تریکه سری، جلویی(جلودری)، سما حال(رقص مقوم)، ولگه سری، غریبی، همه رهبردن، یاغی بورده، کرده حال(چپون حال)، امیری، کتولی و بخشی از ترانه ها است.
*جایگاه تاریخی و اجتماعی لله وا
این کارشناس در مورد جایگاه تاریخی اجتماعی لله وا می گوید: لله وا به دلیل فرم محتوایی و ساختاری تکه ها و قطعات مربوط به آن ریشه در تاریخ فرهنگی زندگی مردم منطقه دارد.
قطعات قدیمی و اصیل این ساز عموما از نگرشی طبیعت گرایانه برخوردار هستند.
در جای ادبیات و فرهنگ شفاهی مازندران نام این ساز به چشم خورده و از موارد کاربرد و اهمیت آن یاد می شود.
مه یار اگه چپون نیه، من و نه خنه نشومبه
(یارم اگر چوپان نباشد به خانه اش نمی روم)
و نه لله چل مقوم نیه، من ونه خنه نشومبه
(اگر نی او چهل مقام نباشد(ننوازد) به خانه اش نمی روم)
دیو سالار می افزاید: لله وا در بدو امرسازی مطلقا چوپانی و واسطه ارتباط گالش ها و چوپانان با احشام و طبیعت بود، بعدها این ساز در اعیاد، جشن ها، عروسی ها و مراسم ختنه سوران مورد استفاده قرار گرفت.
او با بیان نقل قولی از استاد حسین طیبی اضافه می کند: مورد ویژه استفاده از این ساز هنگامی است که کسی مورد حمله پلنگ، ببر و یا گرگ قرار می گرفت و جراحاتی بر می داشت، اعضای خانواده فرد مجروح به منظور پیشگیری از احساس تنهایی و یا به خواب رفتن بیمار از نوازنده لله وا دعوت می کردند تا بر بالین فرد مجروح حضور یافته و به صورت مداوم به نواختن ساز بپردازد، زیرا این عمل مانع از آن می شد تا بیمار به خواب عمیق فرورفته و دچار کابوس شود.
به گفته این کارشناس موسیقی مازندران، لله وا هنوز هم از سازهای رایج بومی در سراسر البرز شمالی و جنوبی به شمار می رود و در میان فرهنگ های مازندرانی، گیلی، تالشی، کوهشی، طالقانی، الموتی و برخی پاره فرهنگ های این ناحیه همچون سنگ سری، افتری و سرخه ای مورد استفاده است.
دیو سالار تاکید کرد: با این تحولات اجتماعی چند دهه گذشته و تغییر ساختار دامپروری سنتی در مازندران این ساز را در معرض منسوخ شدن قرار داد.
وی از حسین طیبی، ابولحسن خوشرو، نورالله علیزاده و ارسلان طیبی به عنوان معروف ترین و فعال ترین نوازندگان لله وا در حال حاضر نام برد.
این کارشناس تصریح کرد: لله وا اصلی ترین ساز موسیقی مازندران و در اصول چوپانی و از لحاظ ساختار شبیه نی سنتی است، ساز بادی که نامگذاری آن نیز به جنس ساز و عامل ارتعاش آن هوا است اشاره دارد.
جنس لله وا از ساقه های گیاه نی و دارای هفت بند و شش گره است که پنج سوراخ آن در جلو و یکی در پشت آن قرار دارد.
دیو سالار می گوید: تفاوت لله وا با نی سنتی این است که دهانه نی به طرف داخل تراشیده شده برای اینکه به آسانی میان دندان ها قرار گیرد و یک قطعه فلز یا تلق روی آن قرار می گیرد، در جایی که دهانه لله وا از طرف خارج تراش خورده تا به راحتی روی گوشه لب قرار بگیرد و برای نوازنده ایجاد مزاحمت نکند.
موسیقی مازندران مانند موسیقی دستگاهی ایران از سیستم متمرکزی برخوردار نبود و نیست، زیرا با الهام جلوه های گوناگون زندگی مانند کار و تولید، جشن ها، آیین نورزی، لالایی ها، نوازش در مراسم عزا و سوگ ها شکل گرفته است.
مدیر فرهنگ خانه مازندران نیز در گفتگو با فارس می گوید: این پراکندگی در موسیقی سازی بیشتر دیده می شود، به عنوان نمونه تکوین رپرتوآر لله وا، بیشتر در ارتباط با کار دامی و رپرتور آر سرنا، نقاره، کمانچه و تنبک در ارتباط با آیین ها وجشن ها بود.
احمد محسن پور معتقد است: دو تار و کمانچه هم در جشن ها نواخته می شد، هم در شب نشینی ها البته از لله وا، در شب نشینی ها نیز استفاده می شد.
وی می افزاید: موسیقی آوازی مازندران عبارت است از امیری یا داستان امیر و گوهر، طالبا یا داستان طالب و زهره، لیلی جان یا کتولی، کیجا جان( ترانه) که در برخی از روستاها ی شرق مازندران به «رز مقوم» و در غرب این استان به «کیجا جانک» معروف است، آق ننه، همدم جان، غریبی یار، طیبه جان، حقانی یا اغانی حیدر بیگ و صنم بر، داستان رعنا و نجما، داستان فاطمه و مسکین، گره سری(لالایی)، نوازش، هرایی، و لگه سری و نوروز خوانی که همه این آوازها را خوانندگان و شعر خون ها( کسانی که شعر و موسیقی می دانند و می خوانند) و خش خون ها(دارندگان صدای خوش) اجرا می کنند.
محسن پور اضافه کرد: موسیقی سازی به چند بخش تقسیم می شود شامل موسیقی چوپانی مانند غریب حال، مش حال، دنبالهی مش حال، کمر سری یا تک سری یا تبری، زاری حال، شتر حال، چراغ حال یا چرا حال، کیجا کرچال، گله روبردن، پرجایی حال، کرد حال یا چپون حال، خارک جان خارک که این قطعات با ساز لله وا نواخته می شوند، همچنین موسیقی برای سرنا و نقاره مثل پیش نوازی، یک چوبه، ترکمونی یا ریزه مالی، دوچوبه لیلا، سه چوبه جلوداری یا سنگین، ور ساقی، ریزه مالی یا ریز وباریز، روونی و شر شور.
موسیقی برای کمانچه مانند آواز، بیات، سحر خونی، مناجات، کشتی و مثنوی و موسیقی سازی برای دو تار مانند ساربونی را می توان نام برد.
مدیر فرهنگ خانه مازندران، سازهای امروز مازندران را لله وا، سرنا، قرنه، دسرکوتن، کمانچه، دوتار، دست دایره و دهل دانست.
