صفحه 1 از 1
مــعشـــوقـه شما روان پریش است؟؟
ارسال شده: جمعه ۷ مرداد ۱۳۹۰, ۶:۳۸ ب.ظ
توسط رونین
همه ما گاهی اوقات به کله مان می زند و روان پریش می شویم. اما اینکه خیلی شیفته طرف مقابلمان بشویم و اینکه درمورد مرز رابطه مان با او دچار توهم گردیم، خیلی فرق هست.
اگر دیدید که طرف مقابلتان کم کم رگه هایی از پرخاش و عصبانیت بهتان نشان داد و متعجب بودید که آن شخصیت قابل ستایش روز اول کجا رفته است، احتمال این وجود دارد که با یک روان پریش آشنا شده باشید.
ارتباط بیش از حد
بین یک عاشق شیفته و یک شریک روانی تفاوت زیادی هست. یک عاشق شیفته یکبار به شما زنگ می زند و همه آدرس ها و شماره تلفن های خودش را به شما میدهد تا هر موقع دوست داشتید بتوانید راحت او را پیدا کنید. اما یک آدم روانی به همه شماره تلفن های شما زنگ می زند، مدام به شما اس ام اس می زند و ایمیل می فرستد و اینکار را هر روز و هر روز ادامه می دهد.
و هرچه زمان بیشتری از دیدار و ملاقات شما با این آدم های روان پریش بگذرد، این پیام ها تهدید آمیز تر هم خواهد شد. “هی، منم چرا تلفنتو جواب نمی دی؟” و کم کم، “تلفن را بردار وگرنه هر چی دیدی از چشم خودت دیدی.”
دروغگویی
دروغ ها ممکن است اول بی آزار به نظر برسند؛ حتی ممکن آنها را با بد ارتباط برقرار کردن اشتباه بگیرید. اما اگر طرف مقابلتان آدم روان پریشی باشد، برای کنترل کردن شما، پشت سر هم دروغ می گوید. و آنچه که اول با دروغ گفتن درمورد چیزهای کوچک شروع شده بود، مثلاً اینکه او هم مثل شما جگر دوست دارد (تا به نظر برسد که شما دو نفر وجه اشتراک زیادی با هم دارید)، به دروغ های خیلی خیلی بزرگ تر منتهی میشود که مثلاً چون تازه فهمیده برادر دوقلویش که به خاطر مشکل کبدی حاد در بیمارستان به خون نیاز دارد و تنها او می تواند کمکش کند، به حمایت احساسی شما نیازمند است.
مراقب نکات ضد و نقیضی که از حرفهایش دستگیرتان می شود و توجیه و توضیح بیش از حد لزوم که همه نشانه های دروغ گفتن اوست باشید.
آمارگیری
پسرها و دخترهای آمارگیر به شکل ها و اندازه های مختلف وجود دارند.
و این افراد تکنیک ها مختلفی هم دارند: بعضی ها خیلی آشکار جلوی در خانه تان چادر می زنند تا آمارتان را بگیرند و ببینند کی به خانه برمی گردید تا مثلاً تصادفی شما را در خانه تان ملاقات کنند.
اگر حرف هایی را که فقط به نزدیک ترین دوستانتان می زنید را از دهان این آدم شنیدید، مطمئن باشید که تلفن هایتان را ضبط کرده است نه هیچ چیز دیگر. اگر حس کردید که همه جا کسی دنبالتان است اما نفهمیدید که این سیستم آمارگیری چطور کار می کند، مطمئن باشید که با یک روان پریش وارد رابطه شده اید.
حس مالکیت
همه ما زمانهایی در زندگیمان، حس حسادت به سراغمان آمده است. این حس ممکن است مفید هم باشد—کمی حس حسادت باعث می شود هوشیارتر و مراقب تر باشیم. اما این حسادت با حسادت از نوع پارانویایی فرق می کند. تصور کنید: شما حق ندارید بدون اینکه دوست پسر یا دوست دخترتان بداند به هیچ … از جنس مخالف خودتان حتی نگاه کنید، چه برسد به اینکه با آنها حرف بزنید.
این مسئله درمورد غریبه ها هم فرقی نمی کند. (مثلاً: من می دونم تو داری به من خیانت می کنی، چون هر روز به دربون خونتون سلام می کنی). و این غیرت یا بهتر بگوییم حسادت کم کم به اعضای خانواده شما هم کشیده می شود. به عبارت دیگر، هر کسی می تواند یک تهدیدی برای رابطه شما به حساب آید.
محتاج توجه
یک فرد روان پریش به توجه مداوم نیاز دارد و اگر این نیاز او برآورده نشود، همه دنیا روی سرش خراب خواهد شد. تا حالا شده همسرتان خودش را الکی زمین بزند و شما مجبور شوید به جای اینکه با دوستانتان به تماشای مسابقه فوتبال بروید، در خانه بمانید و از او مراقبت کنید؟
تا حالا شده احساس کنید نامزدتان عادت داشته باشد که در مکان های عمومی وقتی چند مرد در دور و اطرافتان هست، دستتان را بگیرد یا از این قبیل ابراز احساسات از خود نشان دهد؟ همانطور که می بینید همه این کارها برای در دست گرفتن کنترل شما و مسلط شدن روی شماست. یک فرد روان پریش می خواهد همه چیز را بداند و خیلی از آدم ها هستند که فکر می کنند چون در اولین ملاقاتشان با شما دچار مشکلی نشده اند، دیگر دوست دختر یا دوست پسر فابریک شما شده اند و رابطه تان کاملاً رسمی و متعهدانه باید باشد.
هشدار
البته ممکن است کمی برای تفریح هم که شده دراین خصوصیات غلو کرده باشیم اما در زندگی واقعی، یکسره پشت سر هم زنگ زدن و اس ام اس فرستادن، آمار گرفتن و سایر رفتارهای مشابه اصلاً مطبوع و خنده دار نیست. اگر احساس می کنید که شما هم در دام چنین فردی گرفتار شده اید، تنها راه چاره ای که پیش رویتان است، آزاد ساختن خودتان است
[External Link Removed for Guests]
Re: مــعشـــوقـه شما روان پریش است؟؟
ارسال شده: دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۰, ۷:۰۳ ب.ظ
توسط رونین
خب حالا ببینیم روان پریشی اصلا چی هست؟؟؟
روانپریشی چیست؟
کلمه ي [COLOR=#7030a0]روانپریشي يا سايكوز (psychosis ) برای توصیف شرایط غيرطبيعي ذهن و وضعيت رواني به کار می رود که در طي آن ارتباط فرد با واقعیات قطع مي شود.در اين حالات ،علاوه بر قطع ارتباط با واقعيات ، اختلال در تفكر ، درك و قضاوت نيز بروز مي كند. زمانی که کسی دچار حالت روانپريشي شود ، روانپریش يا سايكوتيك (psychotic ) نامیده میشود.
روانپریشی ممكن است بدنبال بيماري هاي جسمي (مثلا به دنبال: ضربه هاي مغزي، عفونت هاي شديد، مصرف مواد)و يا در اثر بيماري هاي رواني (مثلا:اسكيزوفرنيا) حادث شود.اگرچه روانپريشي ممكن است در هر گروه سني ديده شود اما بیشتر در افراد جوان اتفاق می افتد . حدود سه تا پنج نفر از هر صد نفر حالاتی از روانپریشی را تجربه می کنند كه این میزان بیشتر از ميزان شیوع دیابت (بیماری قند) است. غالب مردم از این دوره بیماری رهایی پیدا می کنند.
روانپریشی ممکن است برای هر کسی اتفاق بیافتد و مثل هرنوع بیماری دیگری می تواند درمان شود.
روانپریشی انواع مختلفی دارد مانند اسکیزوفرنیا، افسردگی روانپریشانه ، اختلال خلق دو قطبی ،و اختلال هذیانی. اسکیزوفرنیا[1] از موارد شایع بیماریهای روانپریشانه است که حدود 5/1-1 درصد افراد جامعه را در طول عمر مبتلا میسازد.
علایم روانپریشی چیست؟
روانپریشی ، موجب تغییرات خلق و تفکر(بروز عقاید غیرمعمول) ،قضاوت ، و ادرك مي شود. مجموعه ي این عوامل باعث می شوند که گفتار، كردار ورفتار شخص آن چنان دچار آشفتگي شود كه به راحتي نتوانيم احساسات شخص بیمار را درک کنيم. برای فهم تجربیات مربوط به روانپریشی بهتر است به چند علامت مشخص آن اشاره کنیم:
•·تفکر گیج و مبهم (سردرگمی)
در این حالت افکار روزمره مبهم شده و ارتباط معمول و منطقي خود با یکدیگر را از دست می دهند. صحبت های شخص نامشخص و يا نامفهوم و يا نامربوط می شوند. شخص ممکن است در تمرکز، دنبال کردن مکالمه و یا یادآوری مسائل مشکل داشته باشد و سرعت افکار ممکن است بسیار تند و یا کند شود.
•·اعتقادات غلط (هذیان)
کسی که یک دوره ي روانپریشی را تجربه می کند، ممکن است دچار عقاید و باورهاي غلط و نابجائی شود که هذیان نامیده میشود . در این حالت شخص چنان به عقاید خود مطمئن است که بحثهای منطقی نمیتواند تغییری در آنها ایجاد کنند. به عنوان مثال، «ممکن است شخصی از چگونگی توقف اتومبیلها در بیرون منزلش، اظهار کند که پلیس او را تحت نظر دارد».
* توهم
توهم به مفهوم درك بدون وجود محرك خارجي واقعي است.در اين حالت شخص روانپریش ، چیزهایی را می بیند، می شنود، حس می کند، می چشد و یا بويي احساس می كند که وجود خارجي ندارند. به عنوان مثال چیزهایی می شنود که افراد دیگر حاضر در همان موقعيت زماني و مكاني نمی شنوند و يا چیزهایی می بیند که وجود خارجي ندارند.
علائم در ا فراد مختلف تفاوت هایی دارند كه ممکن است در طی زمان تغییر کنند.
یک دوره روانپریشی در سه مرحله اتفاق می افتد، طول این دوره ها از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
•·مرحله یک: مقدماتی
در این مرحله علائم گنگ و مبهم هستند و به سختی می توان متوجه آنها شد. ممکن است تغییراتی در چگونگی بیان احساس، ادراک و افکار ایجاد شود. مثلاً شخص کمی مشکوک و بدبین می شود. دیر بخواب می رود. مرتب دلشوره دارد. انگیزه قبلی خود برای کارکردن را از دست می دهد، و زود عصبانی می شود.
•·مرحله دوم: حاد
در این مرحله علایم روانپریشی به وضوح تجربه می شوند. اين علائم شامل توهم، هذیان و یا تفکر مبهم است.
* مرحله سوم: بهبودی
گروهی از حالات روانپریشانه قابل درمان هستند. الگوی رفع علایم از فردی به فرد دیگر فرق داشته و رفع علائم تدریجی می باشد.
گروهی از بیماران بعد از اولین دوره روانپریشی بهبود می یابند و هرگز دوره دیگری از روانپریشی را تجربه نمی کنند.
انواع مختلف روانپریشي کدامند؟
روانپریش نامی است که به مجموعه ي علائم مشخص، بدون در نظر گرفتن علت بیماری ،اطلاق می گردد. تجربه هر فردی از روانپریشی متفاوت است و دادن یک نام خاص یا زدن برچسب بیماری روانپریشانه روی فرد، در مراحل اولیه همیشه مفید نمی باشد.
تشخیص به معنای شناختن یک بیماری از طریق تفسیر علائم و نشانه هاي موجود ،تعيين عامل بروز بیماری و طول مدت علائم می باشد. زمانی که فردی برای نخستین بار یک دورۀ روانپریشی را تجربه می کند، تشخیص دقیق نوع روانپریشی بسیار دشوار است .زیرا بسیاری از عوامل توصیف کننده هنوز واضح نیستند. با وجود این، برخی از انواع آن به شرح زیر است:
•·روانپریشی ناشی از مواد
استفاده یا ترک موادی مانند الکل، حشیش، شیشه، قرص اکستازی و سایر مواد می توانند با ظهور علایم روانپریشی مرتبط باشند. گاهی این علایم پس از رفع اثر یک ماده از بین می روند. در موارد دیگر، بیماری ممکن است طولانی شود یا پس از ترک مواد تظاهر نماید.
•·روانپریشی بعلت صدمات مغزی
برخی اوقات روانپریشی ممکن است ناشي از صدمات وارد شده به سر یا مربوط به بیماری هاي جسمي ديگري که عملکرد مغز را مي سازند( نظیر انسفالیت يا التهاب مغز، ایدز یا سرطان) باشد. در این گونه موارد، غالباً علایم دیگری چون مشکلات حافظه یا اختلال جهت یابی و همچنین علائم جسمی (مثلاً تب، درد یا جراحت) نیز وجود دارند.
•·روانپریشي واکنشی گذرا
علایم روانپریشي ممکن است به طور ناگهانی و به دنبال یک استرس (فشار روانی) در زندگی فرد مثل مرگ یکی از اعضای خانواده یا تغییر محیط زندگی بروز کنند.اين علایم می توانند شدید باشند اما غالباً فرد به سرعت و تنها در عرض چند روز بهبود می یابد.
•·اسکیزوفرنیا
اسکیزوفرنیا نوعی روانپریشی است که تغییرات رفتاری و علایم آن حداقل (شش) ماه طول بکشد. علایم و طول مدت بیماری از فردی به فرد دیگر متفاوت است.
* اختلال شبيه اسکیزوفرنی (اسكيزوفرني فرم)
این بیماری بسیار شبیه اسکیزوفرنیا است به استثنای اینکه علایم آن کمتر از (شش) ماه طول می کشد.
* اختلالات خلقي
اين گروه از اختلالات، اختلالات خلقي دو قطبی (مانیک- دپریسو)،مانيا( شیدایی)- وافسردگی را شامل مي شوند.
در اختلال خلقي دو قطبی، شخص به طور متناوب دچار خلق بالا (شیدایی) و یا کاهش خلق (افسردگی) می شود. در صورت بروز نشانه های روانپریشی، این نشانه ها اغلب با خلق سازگار خواهند بود. به عنوان مثال بیماران افسرده ممکن است صداهایی را بشنوند( توهمات شنوايي) که آنها را بي كفايتي و يا بي ارزش مي نامند و يا او را گناهكار می خوانند.
بیمار مانيك ممکن است بیش از حد هیجان زده و یا خوشحال باشد. فکر کند که فرد بسیار مهمی است و به بذله گويي یا شیرین کاریهای افراطی مبادرت ورزد.
* اختلال اسکیزوفرنیا افکتیو
این تشخیص زمانی مطرح می شود که فرد هم علائم بیماری خلقی (نظیر افسردگی یا شیدایی) و هم علائم اسكيزوفرنيا را به صورت همزمان دارا باشد. به عبارت دیگر تابلوی بیماری، شبیه هیچ یک از اختلالات خلقی یا اسکیزوفرنیا (به تنهایی) نیست.
* افسردگی روانپریشانه
این اختلال به صورت افسردگی شدید همراه با علایم روانپریشي مشخص می شود به صورتی که هیچ دورهای از شیدایی یا خلق بالا حین بیماری اتفاق نیفتاده باشد. این نکته تفاوت این بیماری با اختلال دو قطبی میباشد.
انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا
Re: مــعشـــوقـه شما روان پریش است؟؟
ارسال شده: پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۳۵ ق.ظ
توسط رونین
اختلالات روان پريشي - سايكوتيك
اختلالهاي روانپريشي (سايكوتيك) حاد تهيه كننده مجتبي كريميان – مددكار اجتماعي
شكايات منجر به مراجعه
بيماران ممكن است حالات زيرراتجربه كنند:
شنيدن صداها
ترسها يا عقايد عجيب وغريب
سردرگمي(Confusion)
خانوادهها ممكن است به دليل تغييرات غيرقابل توجيه دررفتار جوياي كمك شوند. چنين تغييراتي شامل رفتار عجيب يا رعب آور ميشود(گوشه گيري،بدبيني، تهديد).
دربالغين جوان ممكن است صرفا با تغييرات پايدار در عملكرد، رفتاريا شخصيت (همچون گوشه گيري ) تظاهريابد واصولا خبري از علايم سايكوتيك بارزنباشد.
تظاهر ممكن است با كاتاتونيا يا برآشفتگي (Agitation) يابد.
نماهاي تشخيصي
شروع اخير (علايم زير):
توهمات - ادراكات غلط يا تخيلي (نظيرشنيدن صداهايي در زمانيكه هيچكسي در اطراف حضورندارد.)
هذيانها – عقايد آشكارا نادرستي كه بيمار به آنها معتقد است ولي هيچ فرد ديگري در جامعهاي كه بيمار در آن زندگي ميكند آنها را درست نميداند.(براي مثال بيمار اعتقادداردكه توسط همسايگان مسموم شده است، ازطريق تلويزيون پيامهايي دريافت ميکند، يا بهطريق خاصي توسط ديگران تحت نظر ميباشد.)
تفكر مختل- باتكلم عجيب وغريب يانامرتبط تظاهر ميكند.
تشخيص افتراقي
اختلالهاي جسماني كه ميتوانند سبب علايم سايكوتيك شوند؛ شامل:
۱. مسموميت يا بازگيري از مواد مخدر يا الكل، بيماريهاي عفوني ياتبدار، صرع به بخش مربوط به دليريوم F۰۵ مراجعه شود.
۲. درصورتيكه علايم سايكوتيك عودكننده يامزمن باشند: به بخش مربوط به اختلالهاي سايكوتيك مزمن F۲۰ مراجعه كنيد.
۳. درصورتيكه علايم مانيا (خلق بالا، تفكر يا تكلم سريع، خودبزرگ بيني) بارز باشند،بيمار ممكن است دچار يك حمله مانيك باشد به بخش مربوط به اختلال دوقطبيF۳۱ مراجعه كنيد.
۴. درصورتيكه خلق پايين يا افسرده بارز باشد به بخش مربوط به افسردگي F۳۲ مراجعه كنيد.
اطلاعات مورد نياز براي بيمار وخانواده
۱) برآشفتگي و رفتار عجيب غريب ازعلايم بيماري رواني است .
۲) علايم حادي که بهدنبال مواجهه باعوامل استرس زاي شديد رخ مي دهند، اغلب خودبه خود ازميان ميروند، اما ممکن است دوباره عودکنند.
۳) دورههاي حادبيماري اغلب پيش آگهي خوبي دارند، اما سيربلند مدت را نميتوان تنها بادوره حادپيش بيني کرد.
۴) اهميت درمان دارويي رابه بيماروخانواده وي گوشزد کنيد. درموردنحوه عملكرد وعوارض جانبي احتمالي توضيح دهيد.مشاوره با بيمار وخانواده
۱. امنيت بيمار وافرادي راکه ازوي مراقبت ميكنند،ارزيابي کرده وازآن اطمينان حاصل کنيد .
• درصورت امکان خانواده يادوستان بيمار درکنار وي باشند.
• مطمئن شويد که نيازهاي اساسي بيمار (همچون غذاوآشاميدنيها، مسکن ) فراهم است .
۲. باتفكر سايكوتيك به مجادله نپردازيد. ميتوانيد با عقايد بيمار مخالفت كنيد، اما نبايد سعي در متقاعد ساختن وي كنيد.
۳. استرس وتحريک را به حداقل برسانيد.
۴. از مقابله يا انتقاد بپرهيزيد. مگر در موارديكه به جهت رفتار مضر يا مخرب بيمار لازم باشد.
۵. درصورتيکه خطرجدي خودکشي، خشونت يا بيتوجهي به بيماروجود دارد، بستري دربيمارستان يامراقبت نزديک درمکاني ايمن رامدنظر قراردهيد. درصورتيکه بيمارازمصرف داروهاخودداري کند، بستري دربيمارستان بارضايت خانواده رامدنظر قرار دهيد .
۶. درصورتيکه بيماررانندگي ميكند، توانايي وي رابراي رانندگي ايمن ارزيابي کنيد. درصورتيکه دراين مورد ترديدداريد، تامدتي وي را ازرانندگي کردن منع کنيد .
۷. بازگشت به فعاليتهاي معمول زندگي پس ازبهبودي علايم راتشويق کنيد .
درمان دارويي
۱) داروهاي آنتي سايكوتيك از برآشفتگي، توهم وهذيان ميكاهند(براي مثال هالوپريــدول به مقدار ۵-۲ ميلي گرم تا سقف سه باردر روز يا كلروپرومازين به ميزان ۲۰۰-۱۰۰ ميلي گرم تا سقف سه بارروزانه ). مقدار مصرف بايد حداقلي باشدكه موجب تسكين علايم ميشود. اما برخي بيماران ممكن است نياز به مقادير بيشتر داشته باشند. بيمارانيکه دوره اول بيماري خود را تجربه ميكند، اغلب به مقداركمتري ازدارونياز دارند. درصورتيکه باعودبيماري مواجه هستيد، دارويي راشروع کنيد که بيماردرگذشته به آن پاسخ داده است .
داروهاي ضداضطراب راميتوان همراه باداروهاي ضدروانپريشي جهت کنترل برآشفتگي حاد بهکاربرد (براي مثال لورازپام ۲-۱ ميلي گرم تاسقف چهاربار درروز).
۲) داروهاي ضدپارکينسون (نظيربايپريدن به ميزان ۱ ميلي گرم تاسقف سه باردرروز) سبب تخفيف واکنشهاي ديستونيک حاد(اسپاسمهاي عضلاني ) وعلايم خارج هرمي مشخص (سفتي عضلاني، لرزش ) مي شوند. درصورتيکه بيماربه چنين عوارضي مبتلا گشت، درمان بااين داروها راتا۲الي۳ ماه ادامه داده ودرصورت فقدان اين علايم به بازگيري آنها اقدام کنيد . اين داروها ممکن است اعتياد آور بوده واختلال حافظه ايجاد کند.
۳) داروهاي آنتي سايكوتيك را حداقل تا۶ ماه پس ازبهبودي علايم ادامه دهيد. نظارت نزديک شما ميتواند بيمارراتشويق به ادامه درمان كند.
۴) ازخطر مصرف توام موادمخدر والکل غافل نشويد .مشاوره با متخصص
۱) درصورت امكان، براي كليه موارد جديداختلال روانپريشي به مشاوره درمورد ارزيابي ودرمان بپردازيد.
۲) درکليه مواردعود بيماري ممکن است جهت ارزيابي درمان نياز به مشاوره بامتخصص باشد .
۳) برآشفتگي كه براي بيمار، خانواده يا اجتماع مخاطره آميز باشد، نيازمند بستري كردن دربيمارستان يا نظارت درمحل امن ميباشد .
۴) درمورد اثرات جانبي حرکتي شديد (دارو) ياظهور تب، سفتي عضلاني ( rigidity )، بالا رفتن فشارخون، بيدرنگ داروهاي ضدروانپريشي راقطع وفوريً درخواست مشاوره کنيد. همچنين چنانچه بيمارازمصرف داروهاي خود سرباز ميزند يا به دليل عدم تمايل آنها رانامنـظم مصرف ميكند، مشاوره رامدنظر قرار دهيد.
درصورتيکه داروهاي ضدجنون منجر به واکنشهاي ديستونيک حاد(اسپاسمهاي عضلاني ) ياعلايم خارج هرمي مشخص (سفتي عضلاني، لرزش ) شوند، داروهاي ضدپارکينسون (نظير بنزتروپين ۵/۰ تا ۱ ميلي گرم تاسقف سه باردرروز ) موثر واقع مي شوند. استفاده روزمره لازم نيست .
سایت مشاوره
Re: مــعشـــوقـه شما روان پریش است؟؟
ارسال شده: دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۰, ۹:۵۰ ب.ظ
توسط رونین
آیا بیمار مبتلا به روان گسیختگی ( اسكیزوفرنی ) می تواند ازدواج كند؟
همیشه روانپزشكان با پرسش های بیشماری از سوی بیماران و خانواده آنها درمورد ازدواج بیمار مبتلا به اسكیزوفرنیا كه در سن ازدواج قرار دارد، مواجه هستند. در این گونه موارد ، متخصص ، متناسب با تجارب خود و بررسی زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بیمار توصیه های لازم را به عمل می آورد. در پس این سوالات انگیزه های متفاوتی نهفته است.
خانواده بیمار دغدغه های متعددی دارد:
- آیا پس از فوت والدین كسی هست كه از بیمار مراقبت كند؟
- آیا می شود با ازدواج، بیماری را درمان و یا متوقف كرد؟
- آیا تأمین نیاز جنسی بیمار در بهبودی وی مؤثر است؟
- آیا مجرد بودن باعث بیماری او شده است؟
بیمار نیز اشتغالات فراوان درخصوص ازدواج دارد:
- والدین و آشنایان خیلی اصرار به ازدواج من دارند. نمی دانم اقدام كنم یا نه ؟
- آیا ازدواج برای وضعیت روانی من مفید است؟
- فكر ازدواج من را نگران می كند ؛ آیا این نگرانی به حالم مضر است؟
- دلم می خواهد ازدواج كنم آیا كسی حاضر است همسر من شود؟
- آیا این بیماری مانعی برای ازدواج من هست؟
در این مقاله ی مختصر ، سعی می شود به ابهامات فوق پرداخته شده و در حد امكان راهكارهای عملی به بیماران و خانواده آنها ارائه شود. ابهامات بیشتر را می توانید از متخصصین و پزشك معالج خود جویا شوید.
قدم اول: برای یافتن پاسخ سؤالات خود ابتدا بهتر است مهمترین ابهام خود و یا بیمار خود را روشن كنید. در این جا سه حالت اساسی طرح می شود:
حالت 1: بیمار قصد دارد بچه دار شود و مانند سایر افراد جامعه خانواده تشكیل دهد.
حالت2: نیاز جنسی ، مهمترین مشكل بیمار است ولی او قصد تشكیل خانواده مجزا را ندارد.
حالت3: بیمار قصد ازدواج ندارد ولی پدر و مادر برای تأمین مراقبت از بیمار برای سال های آینده قصد دارند او را متأهل كنند.
قدم دوم: برای این كه بدانیم فرزند بیمارما در كدام یك از حالات فوق قرار دارد توصیه می شود:
1- با بیمار درخصوص ازدواج گفتگو كنید.
2- با بیمار تا حد امكان روشن و شفاف صحبت كنید.
3- سعی نكنید دریكی دو جلسه به نتیجه برسید، می توانید موضوع گفتگو را باز گذاشته و تا حصول نتیجه به مذاكره خود ادامه دهید.
4- گفتگو را به صحنه ی بحث و بگو مگو نكشانید.
5- سعی نكنید چیزی را به بیمار تحمیل كنید.
6- صحبت و مذاكره در مورد ازدواج معمولاً با خجالت و رودربایستی همراه است، ولی بهتر است گام به گام ، مذاكرات شفاف تر شود.
7- مذاكره در خصوص ازدواج، خصوصی و بدون حضور سایر اعضا خانواده و فرزندان باشد.
8- حتماً لازم است به مكنونات قلبی بیمار پی ببرید و در گرفتن پاسخ و اخذ تصمیم عجله نكرده و فقط به پاسخبله یا خیر از سوی بیمار اكتفا نكنید.
قدم سوم: پس از این كه خود را ( یا بیمار خود را) در یكی از حالات سه گانه قدم اول طبقه بندی نمودید، بهتر است به شرایط و مقدمات هریك از آنها توجه كنید:
حالت اول: آیا بیمار تمایل به داشتن بچه و تشكیل خانواده دارد؟
خوشبختانه در عصر حاضر با اقدامات درمانی مؤثر و در دسترس بودن داروهای بهتر، كم عارضه تر و مؤثرتر بسیاری از بیماران روان گسیخته مانند سایرشهروندان می توانند زندگی نسبتاً معمولی داشته باشند.
ازدواج برای بیماران منافع زیادی به همراه دارد مانند:
1- ارضای نیازهای عاطفی.
2- تشكیل خانواده و ایجاد حمایت خانوادگی.
3- تأمین مراقبت بیشترتوسط همسر و فرزندان بیمار.
4- ارضای نیاز جنسی.
برای ازدواج بهتر است شرا یط زیر رعایت شود:
الف- همسر بیمار از بیماری وی اطلاعات لازم را داشته باشد.
ب- در مورد ابهامات و طول بیماری آگاهی یابد.
ج- به سؤالات همسر آینده بیمار با متانت و بدون مخفی كاری پاسخ داده شود. در صورت لزوم همسر آینده بیمار می تواند با اجازه بیمار ، نزد پزشك معالج رفته و اطلاعات لازم در حد آگاهی های لازم برای خود كسب نماید.
بدین ترتیب برای انتخاب همسر برای بیمار مبتلا به بیماری روان گسیختگی بهتر است:
1- از بلند پروازی اجتناب كنیم.
2- تأمین نیازهای اولیه واساسی بیمار از جمله كسب حمایت خانوادگی و تأمین نیاز عاطفی او، را در اولویت قرار دهیم ، نه طبقه بندی اقتصادی – اجتماعی همسر آینده بیمار را.
مواردی كه با رعایت شرایط فوق ، پیوند ازدواج بر قرار می شود، زندگی موفقی برپا شده و در سیر درمان و بهبودی بیمار نیز نقش مؤثر و بسیار مفیدی دارد. در غیر این صورت باید منتظر بروز اختلافات بعدی و خانوادگی بود برای بیمار مسموم كننده بوده و می تواند به عود و یا تشدید بیماری منجر گردد.
خانواده بیمار توجه كنند كه حتی پس از ازدواج، حمایت های خود را از بیمار دریغ نكنند و حتی همسر بیمار را برای ایفای بهتر نقش خود از حمایت و محبت دو چندان خود برخوردار سازند، چرا كه حمایت مضاعف ازهمسر بیمار باعث حمایت بیشتر از خود بیمار خواهد شد.
حالت دوم: بیمار فقط نظر به ارضای نیاز جنسی دارد و نه تشكیل خانواده.
دراین صورت بهتراست بدانیم تنها راه تأمین ارضای جنسی برقراری ازدواج دائم نیست، بهتراست راه حل های دیگر را نیز مورد بررسی قرار دهیم.
در صورت ازدواج دائم، پیش از ازدواج ، نظر هر دو طرف را در مورد زندگی مشترك بدون فرزند جویا شویم.
حالت سوم : بیمار تمایل به تشكیل خانواده ندارد و میل جنسی او نیز به حدی نیست كه وی را به ازدواج ترغیب كند.
- در این صورت بهتر است بدانیم فعالیت های بسیاری در جامعه وجود دارد كه اشتغال به آن در روند بهبودی بیمار و بازتوانی روانی وی نقش بسیار مؤثر و مفیدی دارد.
- به یاد داشته باشیم بسیاری از افراد سالم جامعه كه مبتلا به هیچ گونه بیماری عصبی روانی نیستند، به دلایلی مجرد باقی مانده اند ولی نقش اجتماعی خود را به خوبی ایفا می كنند.به هرحال ازدواج نكردن بن بستی برای زندگی نیست.
- راههای قانونی و سنتی متعددی را می توان برای مراقبت و حضانت از بیمار پیدا نمود.
در خصوص ازدواج ، نگرش های متعددی در میان مردم وجود دارد كه بعضاً سازنده و مفید نیستند.
1- ازدواج باعث درمان بیمار مبتلا به اسكیزوفرنیا می شود.
بهتر است بدانیم اگر نكته ها و گفتگو های حالت اول رعایت شود البته كه می توانند مفید و مؤثر باشد. در غیر این صورت نتایج مضر نیز در پی خواهد داشت.
2- ازدواج برای هر دختر یا پسر جوانی با استرس و نگرانی توأم است. اگر این نگرانی ها از قبل چاره اندیشی نشده باشند برای سلامت روانی بیمار مضر است.
مسئولیت پذیری، كسب در آمد بیشتر و اداره خانواده از مواردی هستند كه بهتر است از پیش چاره اندیشی شده باشند.
- فشار نیاز جنسی ارضا نشده، علت بیماری روان گسیختگی نیست.
- ازدواج یك سنت ایرانی و اسلامی است. اگر شرایط حالت اول تامین شود البته كه پیروی از سنت مفید است ، درغیر این صورت الزام و اجباری درآن نیست.
در پایان بهتراست اضافه شود كه در بین حالات و شرایط فوق نكته سنجی و ظریف اندیشی فراوان وجود دارد كه نیاز به مشورت و پیدا كردن راهكارهای مناسب خود را دارد. الگوی مطرح شده در این مقاله را بهتر است به عنوان یك ساختار و چارچوب فكری كه بتواند به نحوه ی اندیشیدن ما درخصوص ازدواج جهت دهد نگریست نه به عنوان راه عملی برای ازدواج.
سایت تبیان
Re: مــعشـــوقـه شما روان پریش است؟؟
ارسال شده: دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۰, ۷:۴۸ ب.ظ
توسط رونین
اختلالهای روانپریشی (سایکوتیک) مزمن
این اختلالهای شامل اسکیزوفرنی، اختلال اسکیزوتایپال،اختلالهای هذیانی پایدار، اختلال هذیانی القایی ودیگر اختلالهای سایکوتیک غیرعضوی است .
شکایات منجربه مراجعه
بیماران ممکن است با شکایات زیر مراجعه کنند:
مشکلاتی در تفکر یا تمرکز حواس
شنیدن صداهایی
عقاید عجیب وغریب
شکایات جسمی عجیب وغریب
مشکلات یا سوالهایی درمورد داروهای ضدروانپریشی
خانوادهها ممکن است به علت فقدان عواطف (apathy)،گوشه نشینی، عدم رعایت بهداشت، یارفتار عجیب درصدد یافتن کمک برآیند.
• مشکلاتی درارتباط با تحصیل یا شغل ممکن است مطرح باشند.
مشکلات مزمن:
- دوری گزیدن از اجتماع
- علاقه یاانگیزه کم یا بیتوجهی به سرووضع خود
- تفکرمختل – منعکس شده در کلام عجیب یا ازهم گسیخته
های پریودیک:
توهم – ادراکات غلط یا تخیلی (نظیر شنیدن صداهایی)
هذیان – عقاید محکمی که آشکارا نادرست میباشند(نظیر اینکه بیمار با خانواده سلطنتی مرتبط است، از تلویزیون پیامهایی دریافت می دارد، تحت تعقیب یا گزندقراردارد.)
رفتارهای عجیب وغریب
برآشفتگی یابی قراری
تشخیص افتراقی
درصورتیکه علایم افسردگی بارز باشند(خلق پایین یا افسرده، بدبینی، عقاید گناه) به بخش مربوط به افسردگی F32 مراجعه کنید.
در صورتیکه علایم مانیا (تهییج، خلق بالا، خودبزرگ بینی) بارز باشند، به بخش مربوط به اختلال دو قطبیF31 مراجعه کنید.
مسمومیت مزمن یابازگیری از الکل یا مواد دیگر( محرکها،توهم زاها) میتوانند سبب علایم سایکوتیک شوند. به بخش مربوط به اختلالهای مصرف الکلF10
واختلالهای مصرف موادF11 رجوع شود. البته بیماران مبتلا به سایکوز مزمن نیز ممکن است خود از مواد مخدر یا الکل نیز استفاده کنند.
اطلاعات مورد نیاز برای بیمار وخانواده
۱) برآشفتگی (agitation ) و رفتار عجیب از علایم بیماری روانی است .
۲) علایم ممکن است درطول زمان ظاهرشده وازبین بروند.
۳) درمان دارویی رکن اصلی درمان این اختلالهای است .چنین درمانی هم از مشکلات فعلی میکاهد وهم میزان عودراکم میکند.
۴) شرایط زندگی باثبات (مسکن ودرآمد) پیش نیاز بازتوانی موثراست .
مشاوره با بیمار وخانواده
۱) امنیت بیمار وخانواده اورا ارزیابی ونسبت به تضمین آن اقدام کنید(مقصود پیشگیری از خطرات احتمالی ناشی از بیماری است).
۲) باتفکر سایکوتیک به مجادله نپردازید. میتوانید با عقاید بیمار مخالفت کنید، اما نباید سعی در متقاعد ساختن وی کنید.
۳) از مقابله یا انتقاد بپرهیزید. مگر در مواردیکه به جهت رفتار مضر یا مخرب بیمار لازم باشد.
۴) توقعات غیر معمول وبیش از توانایی از بیمار مضر است، اماباید به بیماران اجازه داد تا در بالاترین سطح توانایی خود به کاریا دیگر فعالیتهای روزمره بپردازند.
۵) به توضیح این مطلب بپردازیدکه داروها از عود بیماری جلوگیری میکنند.
۶) عوارض دارویی را برای بیمار وخانواده وی توضیح دهید.
درمان دارویی
۱) داروهای آنتی سایکوتیک از برآشفتگی، توهم وهذیان میکاهند(برای مثال هالوپریدول به مقدار ۵-۲ میلی گرم تا سقف سه باردر روز یا کلروپرومازین به میزان ۲۰۰-۱۰۰ میلی گرم تا سقف سه بارروزانه ). مقدار مصرف باید حداقلی باشدکه موجب تسکین علایم میشود. اما برخی بیماران ممکن است نیاز به مقادیر بیشتر داشته باشند.
۲) تا زمانیکه علایم وجوددارند، داروهای آنتی سایکوتیک راادامه دهید. ادامه درمان به مدت حداقل ۶ ماه، بیشتر میتواند درکاستن از خطر عود موثر واقع شوند.
۳) درصورتیکه داروی آنتی سایکوتیک تزریقی طویل الاثر در دسترس باشد، میتواند خطر علایم عودکننده را کاهش دهد.
۴) اثرات جانبی حرکتی (سفتی عضلانی، لرزش،اسپاسمهای عضلانی) میتواند رخ دهد ودراین صورت چنین حالاتی را باید باداروهای ضدپارکینسون درمان کرد(برای مثال با بایپریدین ۱میلی گرم تا سقف سه باردر روز).
مشاوره با متخصص
۱)درصورت امکان، برای کلیه موارد جدیداختلال روانپریشی مشاوره رامدنظر قرار دهید.
۲) افسردگی ومانیا که همراه با علایم روانپریشی بروز میکند، ممکن است به درمان دیگری نیاز داشته باشند.درصورت امکان، جهت مشخص کردن تشخیص وشروع بهترین درمان مشاوره را مدنظر قرار دهید.
۳) برآشفتگی که برای بیمار،خانواده یا اجتماع مخاطره آمیز باشد، نیازمند بستری کردن دربیمارستان یا نظارت نزدیک است.
۴) هنگام بروز عوارض شدید دارویی از نوع حرکتی مشاوره رامدنظر قرار دهید.
۵) درصورتیکه بیمار در درمان همکاری نمیکند،عوارض جانبی مشکل ساز وجودداشته یا امکان درمان در منزل به هر شکل وجود دارد.
پزشکان بدون مرز