صفحه 1 از 1

ظرفیت انتقاد را داشته باشید

ارسال شده: چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰, ۸:۳۱ ب.ظ
توسط Present
البته اظهار فضل پیش اساتیدی مثل Mahshid banoo و noora خانم چیزی جز کوچک کردن خود نیست ولی...
تصویر
انتقاد، سریع ترین راه برای رنجاندن آدم ها و ویران كردن دوستی هاست. «من» انسان، آنچنان شكننده است كه یك طردشدگی، مانند یك پتك برآن عمل می كند. به محض اینكه مورد انتقاد قرار می گیریم ، دست به توجیه می زنیم، سرزنش می كنیم، داد و فریاد راه می اندازیم و اغلب صحنه را ترك می كنیم.

انسان توانایی قابل ملاحظه ای دارد كه خود را همیشه طرف بی گناه هر قضیه ای ببیند. روانشناسان معتقدند كه حتی شرورترین جنایتكاران هم خود را ملامت نمی كنند. اگر این امكان برایتان وجود داشته باشد كه به بخش ویژه جنایتكاران خطرناك در زندان سری بزنید و با جانیان و تجاوزگران مصاحبه كنید، متوجه می شوید كه همه آنها یا بی گناه هستند یا به خاطر یك سوءتفاهم زندانی شده اند.

انتقاد، مخرب و ویرانگر است. وقتی منشی شما كارش را به خوبی انجام نمی دهد، انتقاد او را تنبل تر می كند. اگر كودك شما تختخوابش را خیس می كند، انتقاد باعث خواهد شد كه این شب ادراری حالت مزمن پیدا كند. به طور كلی انتقاد، انسان را فلج می كند، خشم می آورد و تحریك می كند.
تصویر
اما اگر باید انتقاد كنید:

۱- از تحسین شروع كنید: اگر شخصی به شما بگوید «عالی به نظر می رسی، بلوزت خیلی قشنگه، جورابت هم به لباست می آید، فقط باید كفشت را واكس بزنی» ، احتمالاً زیاد رنجیده نخواهید شد و احساس خواهید كرد كه طرف انتقادگر هم در جبهه شماست.

تحستین، مثل شكریست كه داروی تلخ را دلپذیر می كند البته منظور تحسین و تمجید خالصانه است و نه چاپلوسی و تملق. شما همیشه می توانید در هر كسی، چیزی برای تحسین پیدا كنید.

۲- بنا را بر گوشزد كردن بگذارید: «من» آدمی به گونه ای است كه ترجیح می دهد به جای «گفته شدن» به او «گوشزد» شود. وقتی به كسی گوشزد می كنیم كه «می خواهم چیزی بگویم كه شرط می بندم خودت میدانی» ، در اینجا به جای اینكه فهم و بصیرت شخص را زیر سوال ببریم، حافظه اش را هدف قرار داده یم و اغلب مردم از كم حافظه بودن ناراحت و دگرگون نمی شوند. بنابراین شاید بهتر باشد كه برای رساندن مطلب خود از عباراتی از این قبیل استفاده كنید:

«یادم هست كه تو قبلاً این كار را خوب انجام می دادی» ، «شاید موقتاً فراموش كرده باشی» و یا «شاید تا همین حالا این فكر به نظرت رسیده باشد كه...»

۳- خود شما به داشتن مشكل مشابه اعتراف كنید: دردناكی انتقاد معمولاً به خاطر به وجود آمدن احساسی است كه به فرد می گوید: «من بهتر از تو هستم.»

اگر شخصی به شما بگوید كه «تو همیشه دیر می كنی!» آیا شما بلافاصله در خزانه خاطرات خود به دنبال تعداد دفعاتی كه آن شخص برای شام، ناهار، كلاس و سینما و... تأخیر داشته، نمی گردید؟ وقتی شما به مشكلی اعتراف می كنید: «یكی از عیب هایی كه من دارم و سعی می كنم برطرفش كنم، تأخیر است. انگار تو هم اغلب دیر به سر قرارهایت می رسی...» حال پذیرفتنش آسانتر می شود.

منبع : مجله اینترنتی ویستا

Re: ظرفیت انتقاد را داشته باشید

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۰, ۲:۲۰ ب.ظ
توسط رونین
 تصویر 

برای فهم بهتر انتقاد، دانستن چندین تعریف از آن اهمیت دارد.

از آن جا که انتقاد اغلب در روابط بین دو نفر پیش می‌آید این افراد را «طالب» و «گیرنده» می‌نامند.

«طالب» کسی است که انتقاد از طرف او صورت می‌گیرد و «گیرنده» کسی است که تقاضا را به صورتی منتقدانه دریافت می‌کند.

در واقع انتقاد تقاضایی است که از شخص می‌شود تا آن را انجام دهد. این تقابل بین طالب و گیرنده از روابط بین والدین و فرزندان نشأت می‌گیرد. در طول زندگی، گیرنده، طالب را به طور مستمر در جایگاه قدرت می‌بیند. همه انتقادها صرف نظر از شکلی که بیان می‌شود از یکی از نظام‌های بنیادی نشأت می‌گیرند. این نظام چیزی است که من آن را «بحران تحمیل حقیقت در انسان» می‌نامم.

من معتقدم مفهوم و منشأ انتقاد نیاز به کمی بسط و گسترش دارد. برای درک انتقاد «حقیقتی» وجود دارد که طالب بر آن باور است. این حقیقت تعمیمی دارد که با آن همراه است. به علاوه طالب بر این باور است که این حقیقت و تعمیم می‌تواند بر شخص تحمیل شود.

عمومیت این حقیقت (باور)- تعمیم و نتایج تحمیل- بر خواسته از این واقعیت است که همه ما با باورهای خاصی بزرگ شده ایم و درباره‌ی درستی آن ها قانع شده‌ایم. تأثیر نسل ها بر ی کدیگر این‌گونه است که والدین این حقایق را به فرزندانشان تحمیل می‌کنند و این موضوع از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود که اغلب بدون تغییر و یا تغییر و اصلاح اندکی است.

برای مثال در فرهنگ ما این باور وجود دارد که کسی نباید به عواطف و احساسات دیگران خدشه وارد کند. در حالی‌که این باور بر مبنای یک فرضیه اشتباه است، زیرا که نرنجاندن دیگران ممکن نیست. اما این باور همچنان یک «حقیقت» از طرف والدین محسوب و بر فرزندان تحمیل می‌شود که آن ها نباید به عواطف دیگران لطمه وارد کنند.

نتیجه این آموزش غلط این است که نوجوانان و افراد بالغ‌تر، کارهای افراطی انجام دهند تا از انتقادی که انتظار آن را دارند رهایی یابند. این انتقاد به خاطر عمل نکردن به باوری است که مثلاً ممکن است رد تقاضای یک دوست به احساسات او لطمه وارد سازد. چند تن از شما نوجوانی را دیده‌اید که در یک رابطه ناسالم قرار دارد و تنها دلیل آن ترس از عواقب نپذیرفتن آن است؟ به راستی آن‌ها اغلب به خاطر گناه نقض عدم تطابق با آن باور که به دلیل رد درخواست‌ها صورت ‌می‌گیرد، رنجیده خاطر می‌شوند. بنابراین ما نه تنها به خاطر انتقادی که از طرف طالب به ما وارد می‌شود بلکه به خاطر نقض باورها، خود را سرزنش می‌کنیم.


نویسنده : لورنس سی اسمیت
مترجم : ندا رمضانی
باشگاه اندیشه