امروز میخواهیم یک حماسه را که در ۱۳ سال پیش اتفاق را با هم مرور کنیم ، چرا که فکر میکنم که ما اون افتخار بزرگی که برای موسیقی ما بود را فراموش کرده ایم .
میخواهیم بریم به یکی از نقاط فراوان جهان که این اواخر سر منشا اتفاقات بسیار نادر و باورنکردنی است در جهان . اونجا سیدنی است که در تک کشور و تک قاره ی جهان سیدنی قرار داره . با ما همراه باشید ./
مدتهاست که سیدنی ، شهری در استرالیا دستخوش تحولات نوینی شده ، چراکه در سال ۱۹۹۰ سیدنی میزبان المپیک ۲۰۰۰ شده و به همین دلیل مسئولان بلند پایه و مردم سیدنی در تلاشند تا با بهانه های مختلف ، نظرها را به کشور استرالیا جلب کنند تا المپیک با شکوهی در سال ۲۰۰۰ انجام گیرد ، که به عنوان مثال می توان گرفتن میزبانی رویدادهای بزرگ ورزشی

چون رالی های معروف ، فوتبال های بین قاره ای ، والیبال و فوتبال های سالحلی و .... را عنوان کرد .
اما تنها فعالیت های ورزشی کافی نبود و مسئولان در جستوجوی راههای دیگری هم برای جذب گردشگر و تبلیغ سیدنی بودند ، که میتوان یکی از آنها را جریانات هنری دانست .
مسئولان بلند پایه سیدنی با به خدمت گرفتن یک گروه خبره برای تبلیغات سیدنی و اختصاص دادن اعتبار زیادی به اون گروه ، میل و اشتیاق خود را به در جریان بودن سیدنی در تحولات و سرو صداهای هنری جهان را نشان داده بودند.
چندی نگذشته بود که سیدنی معوای کاراکترهای بزرگ و محبوب هنری از قبیل بازیگران محبوب و کارگردانان محبوب سینماهای بین المللی ، نقاشان صاحب سبک و حتی بزرگان موسیقی جهان شد و برنامه های مختلفی از جمله کنسرت و شوهای تلویزیونی به راه افتاد و هنرمندان عرصه ی موسیقی یک به یک در سیدنی خودی نشان می دادند و کم کم سیدنی سرشار از کنسرتها و جشنواره های مختلف شد.
دیری نپائید که خبرگزاری ها در همین راستا ، خبر از یک اتفاق بزرگ را دادند و همهمه ای بزرگ در جهان به پا شد و همه ی نگاه هنر دوستان به این نقطه از جهان دوخته شد ، مسئولان تصمیم گرفته اند که یک فستیوال موسیقی از بزرگترین ستارگان پاپ سراسر جهان در سالن معروف اوپرای سیدنی برگزار کنند.
در این فستیوال بزرگ ۴۵ هنرمند و خواننده ی پرفیشنال از کشور های مختلف جهان حضور خواهند داشت و از دهم آگوست تا اول اکتبر در هر روز نام یک هنرمند برای دعوت در این فستیوال اعلام می شد .
با منشر شدن این خبر تمامی هنر دوستان گوش های خود رو تیز کرده بودند تا ببینند چه هنرمندانی در این فستیوال حضور خواهند داشت ، و کم کم نام هنرمندان بزرگ که به این فستیوال دعوت شده بودند به روی بیل بودرها ، خبرگزاری ها ، مجلات و روزنامه ها و سایتها رفت .
هنرمندانی بزرگی چون مایکل جکسون (Mickaeil Jackson) ، ماریا کری (Maria Carey) ، استینگ (Steing) ،التون چارلز (Eltoon Charlez) ، مدونا ( Madoona)و .... به این فستیوال بزرگ دعوت شده اند و تمامی کشورهای که عرصه ی موسیقی پیشرفت هائی را داشته اند یک یا دو نماینده ی خود را در این فستیوال می دیدند ، ولی ایرانی های غربت نشین از حضور یک ایرانی نا امید بودند چرا که موسیقی در داخل ایران پیشرفت چندانی نکرده بود و همچنین ایرانی ها زیاد در نزد جهانیان خوش اسم نبوده اند .
بله همانطور که می دانید ایرانیها همیشه به خاطر تبلیغات سو ، مورد بی مهری و کم لطفی جهانیان قرار می گیرند و همه ی این مسائل سکانسهای نمایش حسودی اعراب به نژاد آریائی است.
هنر مندان یک به یک در هر روز نامشان اعلام می شد و اشکها و لبخندهای زیادی را به همراه خود داشت تا اینکه کم کم نوبت به هنرمندان آسیائی رسید . (التهاب زیادی در میان ایرانی های مقیم استرالیا به وجود آمد چرا که اگر قرار باشد یک خواننده ی ایرانی به این فستیوال بزرگ دعوت شود ، در همان برحه باید دعوت می شد.)
در همان دو روز اول دو خواننده ی ترک دعوت شدند ، یکی ابراهیم تاتلیس و دیگری خانم سیبل کن . بعد یک خواننده ی عربی به اسم اخالدون هم به این فستیوال دعوت شد .
لازم میدونم که یک توضیحی در مورد خوانندگانی که از کشور ترکیه دعوت شده اند بدهم :
ابراهیم تاتلیس یک خواننده ی بسیار محبوبی در ترکیه است و همچنین تعریف و تمجیدهای بسیاری هم از این هنرمند می شد و حتی در خیلی از مواقع این نوع تبلیغات بسیار اغراق آمیز به نظر می رسید ، که بعد از دعوت شدن ابراهیم تاتلیس به این فستیوال هم شاهد تبلیغاتی دور از انتظاری بودیم چراکه طرفداران این خواننده سطح این فستیوال را هم کمتر از حد و اندازه های ابراهیم تاتلیس می دانستند .و همینطور خانم سیبل کن که یک خانم زیبائی است و بیشتر در نقش مدل و مانکن در نزد جهانیان معروف شده و نه به عنوان یک هنرمند تراز اول ، حتی بارها و بارها این خانم نامزد ملکه ی زیبائی جهان شده بود. این فستیوال می توانست گوهر واقعی این دو هنرمند را به جهانیان نمایان کند .
و در روز بعد یعنی در ۲۸ سپتامبر ، در روزی خاطره انگیز خبر گزاری ها خبر از دعوت شدن یک خواننده ی بزرگ را دادند . بله در آن روز رویائی ابراهیم حامدی ، ملیت پرشیان ، فعال در سبک پاپ و موفق در چند مسابقه ی صدا در کشورهای ترکیه و اسپانیا به فستیوال بزرگ گرام دعوت شد .
با پیچیدن خبر دعوت شدن ابی عزیز در فستیوال گرام ، ایرانیها بسیار شادمان شدند و هرکسی از طریقی برای ابی هنرمند لایق کشورمان آرزوی موفقیت می کرد.
پس از به پایان رسیدن اعلام اسامی هنرمندان ، ۱۰ روز فرصت بود که طرفداران این هنرمندان برای دیدن برنامه ی هنرمند خود ، خود را به سیدنی برساند و دقیقا همین مقدار فرصت باقی بود که مسئولان ، با نامهای بزرگی که در سیدنی حضور داشتند ، برنامه های خود را به سرانجام برسانند و کار رسانه های گروهی سیدنی در هر روز شده بود : تبلیغات کاراکترهای دعوت شده ، مصاحبه با آنها ، نشان دادن کارنامه های هنری هریک از آنها و ... .و در اینجا ما باز شاهد بی مهری نسبت به ایرانی ها بودیم ، چراکه به جز تعداد معدودی که نام کسانی که به این فستیوال دعوت شده اند اعلام کردند ، دیگر نامی از ابراهیم حامدی یا بهتر بگم ابی عزیز در میان نبود ، آنها حتی از میزان حضور ایرانی ها در سیدنی هم سخنی به میان نیاوردند.
بگذریم ، شرایط مسابقه در پنج روز باقی مانده به روز موعود اعلام شدو اون شرایط بین ترتیب بود :
مسابقه در سه روز انجام می گیرد و در هر روز ۱۵ هنرمند ، که بر اساس برنامه ی از قبل تعین شده به روی صحنه رفته و تنها یک اثر خود را اجرا می کند . یعنی در هر فاصله ی زمانی ۳۰ دقیقه به ۳۰ دقیقه یک خواننده به روی صحنه می رود و اثر خود را به صورت زنده اجرا میکند.
زمان شروع برنامه ی فستیوال در ساعت ۲۰ اعلام شد و زمان پایان برنامه ساعت ۲۳ مقرر شد .
در دو روز باقی مانده به مسابقات روز و ساعت اجرای هنرمندان مختلف اعلام شد و از قرار معلوم ابی هنرمند آرمانی ما ایرانی ها ، در روز دوم و در ساعت ۲۳ باید برنامه ی خود را اجرا کند و جالب این بود که ابراهیم تاتلیس دو ساعت زودتر ( یعنی در ساعت ۲۱ ) به روی صحنه خواهد رفت ، پس بنابراین خواهیم دید که کدام از این هنرمندها برتری خود را به دیگری ثابت خواهد کرد ، منتظر باشید.
بلاخره روز اول مسابقات فرا رسید . شور و اشتیاق زیادی میان مردم سیدنی بود ، چرا که چند ساعت قبل از ساعت ۸شب سالن ۹۰ هزار نفری اوپرا مملو از جمعیت شده بود و اتفاقا مایکل جکسون که طرفدارای بیشماری در سراسر جهان دارد به همراه ماریا کری و چند هنرمند معروف دیگر در روز اول باید به روی صحنه می رفتند .
[img][img]
[External Link Removed for Guests][/img][/img]
مایکل جکسون به روی صحنه رفت و با اجرای ترانه ی خاطره انگیز تو تنها نیستی فضای سالن رو از سرو صدا پر کرد و رفت ; و همچنین در روز اول خوانندگان معروف دیگری هم به روی صحنه رفته و اثر خود را اجرا کردند و روز اول مسابقات به همین ترتیب به پایان رسید .
نوبت به روز دوم رسید ، دل تو دل هیچکس نبود و انگار کل شهر منتظر ساعت ۸ شب هستند و از ساعتها قبل دربهای سالن ۹۰ هزار نفری اوپرا باز شده بود و مردم با ارائه ی بلیط خود وارد سالن می شدند. در رأس ساعت ۸ شب فستیوال روز دوم شروع شد دو هنرمند برنامه ی خودشون رو اجرا کردند و به ساعت ۹ رسیدیم و نوبت به ابراهیم تاتلیس رسید ، ابراهیم با یه تشریفاتی وارد صحنه شد و اثر خود را اجرا کرد و به جز تعداد معدودی از تماشاگران که اکثرا از طرفدارهای خود بودند ، زیاد نظرها را جلب نکرد .
بعد یک خواننده ی اسپانیائی ، ایتالیایی ، انگلیسی و مکزیکی هم بعد از ابراهیم تاتلیس به روی صحنه رفته و اثرات خود را اجرا کردند و کم کم به ساعت ۱۱ شب نزدیک شدیم . انگار که تمامی ذرات منتظر این ساعت هستند و دیگر تحملشان طاق شده و خشبختانه دیگر به لحظه موعود رسیدیم .
با پیدا شدن چند نفر که داشتند یکسری آلات موسیقی را با خود حمل می کردند ، خبر به پایان رسیدن انتظارات رسید ، بعد خود نوازنده ها به روی صحنه رفتند . نوازندگان چیره دستی که منتخب بهترینهای ایرانی و غی از ایرانی بودند و بعد مستقر شدند .
معمولا وقتی نوازندگان که به روی صحنه می رفتند برای امتحان ساز خود و همچنین سیستم صوتی سالن مقداری آهنگ را می نواختند ، ولی اکثرا آهنگی که هیچ نظم و ترتیبی را نداشت می نواختند که یکدفعه نوازندگان در یک لحظه با نظم و ترتیب جالبی که حاکی از تمرین و برنامه ریزی قبلی بود ، یکی از ملودی های های ترانه ی ابی ( خانم گل ) را اجرا کردند و چند ثانیه بعد هم مردم با کف زدن آنها را همراهی کردند و سالن اوپرا جلوه ای خاص به خود گرفت ، خیلی زود آهنگ به پایان رسید ولی با ادامه ی کف زدنهای مردم ، اون شور و هیجان ادامه داشت تا این که صدای بلند گوی سالن به گوش رسید ، ( معمولا قبل از وارد شدن خواننده ی بعدی گوینده ی سالن نام و ملیت خواننده ی بعدی را اعلام میکند ) گوینده ی سالن با زبان انگلیسی در لحظه ای غرور آفرین گفت : ابراهیم حامدی ، ملیت ایرانی خواننده ی بعدی است که روی استیج حاضر خواهد شد . و ناگهان سالن از فریاد ، سوت و کف زدن تماشاگران منفجر شد .
پس از چند لحظه ، یکدفعه تمام چراغهای سالن خاموش شد و استیج قرق در نور شد و جلائی وصف نا پذیر پیدا گردید ، ناگهان با نورانی شدن قسمتی از استیج ، همه ی نگاهها به اون قسمت دوخته شد. بله ابی عزیز در کنار رقص نور و همراهی تشویق حاضران در سالن وارد صحنه شده است و انگار به جز ابی هیچ چیز دیگر در سالن نمایان نبود .
تلویزیون های بزرگ سالن در نمائی خارق العاده داشتند ابی عزیز را نشان میدادند و ابی عزیز آهسته آهسته داشت به جلوی استیج نزدیک میشد . تشویق تماشاگران آنقدر زیاد بود که که ابی عزیز بارها و بارها ، در راه رسیدن به جلوی استیج به حاضران تعظیم کرد .
ابی عزیز بعد از رسیدن به جلوی صحنه ، میکرفن را در دست گرفت و با کلمه ی متشکرم (Thanck you ) صحبتهای خود را آغاز کرد و بعد با زبان انگلیسی گفت وقت بخیر و بعد هم خودش را معرفی کرد و دوبار پشت سر هم گفت که ایرانی است (انگار که منظوری دارد) ، بعد هم نام اثری که می خواست اجرا کند را چنین گفت :
پرشیان گلف (Persian Golf) و یا خلیج فارس
وای خدای بزرگ ، نمی دانید ایرانیهای حاضر در سالن با شنیدن این موضوع چه حالی شدند و دیگر سر از پا نمی شناختند .
حاضران غیر ایرانی از اتفاقاتی که در سالن رخ می داد کاملا متحیر شده بودند و مسئولان برگزاری مسابقات هم از حضور این همه ایرانی بسیار متعجب بودند ، چرا که آنها زیاد از حضور ایرانیها در این فستیوال صحبتی نکرده بودند .
[img][img]
[External Link Removed for Guests][/img][/img]
همه ی ما ایرانیها می دانیم ترانه ی خلیج همیشگی فارس چه ارزشی برای ما دارد، این ترانه تندیس میهن پرستی و وطن دوستی ما ایرانیها است ، ترانه ی خلیج همیشگی فارس نماد آزادی خواهی و شرف ما وارثان نژاد برتر آریائی است و در آن بسیاری از جلوه های قشنگ ایران عزیزمان نهفته است و همچنین جوابی دندان شکن برای قومی یاوه گو در آن به چشم می خورد .
این مطلب ادامه دارد ودر حال تکمیل شدن هست , و در حال آپلود ویدیو و.. هستم . به محض آماده شدن باقی مطالب رو قرار خواهم داد.
در ضمن قسمتی از مطلب های بالا از برگرفته از مجله ی ستارگان در نوامبر سال ۱۹۹۳ چاپ فارسی زبانان ایرانی در لوس آنجلس آمریکا و ما باقی توسط خوده بنده نوشته شده است که در بلاگ قرار داده بودم.www.ebimrsong.blogfa.com