صفحه 1 از 1

ساز شناسي - ويلن

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱۱:۲۷ ق.ظ
توسط pejman
با سلام خدمت دوستداران و علاقه مندان هنر شريف موسيقی مطالبی که در پی خواهد آمد به منظور گشايش بابی در ارتباط با ساز ويلن و كليه مباحث مربوط تقرير شده است که در ابتدا يادآوری نکاتی چند را بر خود واجب میدانم: 1- از دوستان عزيزي که مباحث را مطالعه ميفرمايند تقاضا دارم هر گونه نقصان را با ديده اغماض نگریسته و با برقراری ارتباط و بيان مشکلات حقير را در راه اصلاح امر ياری رسانند. 2- برای پيشگيري از اتلاف وقت و تکرار مکررات سعی شده است مطالعه منابعی که در دسترس همگان است را به خوانندگان محترم واگذار نموده و در آن موارد خاص به بيان كليات اکتفا گردد تا مجالی جهت ارائه مطالب کاربردی تر فراهم ايد. 3- چون بيم آن می رود که با توجه به حجم مطالب و اهميت مباحث زمان انجام کار طولانی شود در ابتدا از منابعی که در تهيه اين بخش مورد استفاده قرار گرفته اند نام برده می شود تا بدين طريق هرچند ناچيز از زحمات ايشان قدردانی به عمل آيد. منابعی که مورد استفاده نگارنده واقع شده اند عبارتند از: 1- آشنايي با ويلن تاليف رابين استاول ترجمه پيام روشن 2- درک و دريافت موسيقي تاليف راجر كيمي ين ترجمه حسين ياسني 3- موسيقي سمفونيك تالیف ادوارد داونز ترجمه علی اصغر بهرام بيگي 4- فرهنگ جامع اصطلاحات موسيقي گردآوری- ترجمه و تاليف فريدون ناصری 5- ساز شناسی : پرویز منصوری 6- همه چيز در باره ارکستر سمفونيك وآنچه اجرا می کند : برلینز كامينز ترجمه حسن الفتی 7- اصول نوازندگی ويلن تاليف و ترجمه ابرهيم لطفی 8- خودآموز موسيقي : كينگ پالمر ترجمه بهروز وجدانی 9- چگونه يك پاتيتور اركستر را بخوانيد : ادوارد ليندن برگ ترجمه و تاليف فريدون ناصری 10- سازهای زهی : مرتضی سرآبادانی علاوه بر منابع فوق از آموخته ها و تجارب شخصی - مقالات جرايد - اينترنتو ... استفاد شده است. ويلن : ارجحترين ساز ميان زهي ها با ميدان صوتي بسيار گسترده است ، درخشان ، روشن وبسيار چابك بوده با طيف وسيعي از طنين هاي غني ، زنگدار ، خشن ، ارامش بخش و.... ميباشد و به همين دليل امكانات گسترده اي را در اختيار اركستر ميگذارد. ويلن سازي است كه تمامي فواصل كروماتيك عربي و فواصل كروماتيك مخصوص موسيقي ايراني و هر موسيقي ديگر را به راحتي اجرا ميكند .اين ساز داراي چهار سيم است و در هنگام نواختن روي شانه چپ نوازنده قرار ميگيرد ، ويلن به وسيله ارشه نواخته ميشود ، اين ساز چه به صورت تكنواز و چه به صورت هم نواز مهمترين عضو اركسترهاي كوچك و بزرگ محسوب ميشود. در همنواز اركسترهاي بزرگ ويلن به دو گروه ويلن يك و ويلن دو تقسيم ميشود كه كار گروه ويلن يكها اجراي ملودي اصلي و نقش ويلن دومي ها هارموني قطعه ميباشد . بسياري از اهنگسازان بزرگ جهان معتقدند كه ويلن قادر است انواع پاساژهاي تند و تزئيني و ماهرانه را به راحتي از هر ساز ديگر بهتر اجرا كند و البته از اين ساز به علت چابوكيش در ملودي هاي پر تحرك بسيار استفاده ميشود . توضيحي درباره تاريخچه ويلن: شايد ابتدا اين مسئله به نظر برسد كه ما بر اين راستا هستيم كه در مقوله ساز شناسي به صورتي گذرا و مختصر از معرفي سازهاي مختلف بگذريم اما ما در نظر داريم در معرفي هر ساز بسيار موشكافانه برخورد كنيم و همچون يك سايت تخصصي يك ساز تمامي مطالب گفته و نا گفته يك ساز را بيان كنيم با اين حساب ممكن است معرفي يك ساز و اساتيد ان در داخل و خارج از كشور به دراز بكشد واين از سر وسواس ما براي ارائه يك دايره المعارف كامل موسيقي است كه شايد در نوع خود منحصر به فرد نيز باشد بنابراين دست تمامي كساني را كه در رشته هاي نوازندگي سازهاي كلاسيك به هر صورت فعاليت دارند ميفشاريم و از همه انها براي همكاري نزديك وصميمانه دعوت ميكنيم باشد كه اين حركت سبب پيشرفت و معرفي موسيقي كلاسيك در ايران باشد. تارخچه ساز ويلن بخش اول: در اين گفتار سعي خواهيم كرد به سئوالاتي همچون منشا و مبدا ساز ويلن چگونگي پيشرفت و توسعه ان در اروپا و جهان و تحوه تكامل اين ساز و اساتيد برجسته اين ساز در جهان بپردازيم. در اروپا تاريخچه ويلن به قرن 9 ميلادي باز ميگردد البته شايد اين تاريخچه به اسيا باز گردد اما به درستي مشخص نيست ظاهرا كمتر از 450سال طول ميكشد تا نياز فرم امروزي براورده شود دليل اين مدعي رادر طول قرنهاي مختلف براي شكل گيري كلي الات موسيقي دانست فرم اصلي سازهاي زهي به صورت يك تكه چوب خم شده كه توسط يك رشته كشيده به پايين دوش بسته ميشده است بوده است و رشته توسط يك حلقه يا پل تقسيم بندي شده بود.در فرمهاي تكامل يافته تر براي تسريع طنين از پوسته هاي لاك پوشت ، جعبه هاي چوبي يا مثانه خوك استفاده ميشد . در توليد سازهاي زهي و بخصوص در دوفرم اصلي كه در دوران كلاسيك وجود داشتند اين تمايز در فرم با يك تمايز در نوع استفاده ان همراه شد و الت موسيقي درام پوليگونال اصيل تر از ان دوي ديگر و منحصرا براي اواز ضمينه هاي ديني و غنايي مورد توجه قرار گرفت و بعنوان يك وسيله محبوب در جشنها مورد استفاده ميشد. در واقع ما ميتوانيم منشا شناسي ساز ويلن و سازهاي زهي را توسط نقشي كه رشته ها يا سمها ايفا ميكنند بررسي كنيم ، قديمي ترين سازهاي زهي توسط انگشتان دست رشته هاي سيم راتنظيم يا باز و بسته ميكردندشايد تنظيم سيمها ابتدا توسط يك تكه چوب انجام ميشده استتا قبل از اينكه hair-bow ايجاد شود البته ممكن است كه اين تكه چوب تنظيم كننده رشته سيمها توسط اعراب وارد سازهاي زهي شده باشد ، ممكن است اين مسئله يعني تاريخچه تنظيم سيمها و منشا ان و محل ان كه ممكن است در اروپاي شمالي يا هند يا اسياي نزديك باشد هميشه در پرده اي در ابهام باقي بماندو يا شايد اين تغيير در چند نقطه به طور همزمان اتفاق افتاده باشد چنانكه ما از قزن 11 ميلادي به بعد دو وسيله تنظيم موسيقي ميابيم: اول وسيله اي با pyriform ‘? pear-shaped و دوم وسيله اي بيضي شكل كه تنها اندكي خم ميشده است و پشت دنده ها متصل ميشده است برخي بر اين باورند كه ساز ويلن متعلق به يك امپراطوري هند در 5000 سال قبل از ميلاد بوده است و برخي ديگر نيز ريشه ان را به ايران و ساز رباب ميدانند وبرخي ديگر ريشه ان را در افريقا و حتي كشورهاي عربي ميدانند. فرمهاي اوليه داراي سوراخي بودند كه بر روي ساز قرار داشت اما بعد ها اين سوراخ از بدنه ساز ها حذف شدند و اين ساز با چهار سيم سر اغاز ساز ويلن تكامل يافته در سالهاي اينده شد. در اروپا از قرن 11 ما ميتوانيم ساز ويلن را به صورتي تكامل يافته تر بيابيم معرفی ويولن سازی است زيبا- چابک و پراحساس که دارای قابليتهاي بسيار وسيع می باشبطوری که تمام علاقمندان موسيقي به حياتي آن در اجرای موسيقي اذعان دارند. اين ساز جادويي که علاوه بر تمام توانايي های اجرايي دارای ظاهری زيبا و دلربا می باشد در ارکستر سمفونيك امروزی همراه با ساير اعضاء خانواده اش (ويولا- سلو و کنترباس) حدود 3/2 نوازندگان را به خود اختصاص می دهند و به همين جهت از آنها به عنوان ستون فقرات ارکستر ياد می شود و در اين خانواده نيز ويولن مهمترين وظيفه را به عهده داشته از نظر تعداد نيز بر ساير اعضاء مقدم است در طول تاريخ موسيقي هر از چند گاهی تلاشهايي صورت گرفته تا شايد بتوان اين وظيفه خطير ويلن را به گروه ديگری از سازها محول نمود که تمام اين تلاشها به نتيجه مثبت نرسيده و حتی نزديكترين خويشاوند ويولن که ويولن آلتو می باشد نيز نتوانسته جايگزين مناسبی برای اين برادر کوچکتر خود باشد و ويولن همچنان در صف اول ارکستر سمفونيك می درخشد و توانايي های بی بديل خود را به رخ می کشد و هر دم ما را بر اين عقيده راسختر می گرداند که :"برای اجرای موسيقي كلاسيك اگر ويولن نبودراهی نداشتيم مگر آنرا اختراع كنيم" (نقل به مضمون جمله ای از بتهوون). پيشينه در مورد موطن اصلی و زمان پيدايش ويولن نمی توان به طور حتم ويقين اظهار نظر کرد و مکانی را به عنوان موطن و تاريخي را به عنوان زمان آغاز پيدايش اين ساز در نظر گرفت اما می توان گفت سازهای زهی کششی (آرشه ای) - که اجداد ويولن به حساب می ايند دارای قدمت بسيار طولانی می باشند و بنا بر نظريهگروهی برای اولين بار پيش از ميلاد مسيح در سرزمين هندوستان به وجود آمده اند اما آنچه را ازتاريخچه ويولن می توان به استناد نام برد مربوط به کنده کاری ها و نگاره های اروپايي از حدود سال نهصد ميلادي است که دراين کنده کاری ها و نگاره ها سازهايي قابل تشخيص می باشند که جزو خانواده سازهای زهی کششی محسوب می شونداما تفسيراين نگاره ها ودريافت موضوعاتی از قبيل اينكه آيا ويولن تکامل يافته يكي ازاين سازها است ياا تمام اين سازها الگويي برای شکل گيری ويولن بودند؟ و در اين صورت سهم هر کدام درمسير تکامل ويولن چيست؟به يقين غير ممکن می باشد ونظرياتی که امروزه ابراز می شوند صرفا براساس گمانه هايي هستند که نزد محققين رواج و امکان بيشتری دارند و نه فرضياتي که از طرق علمی به اثبات رسيده باشند. اما سازهای موجود در نگاره های فوق الذکر را به چهار دسته به شرح زير تقسيم نموده اند : 1- ربک ( ( Rebec که هم خانواده لوت می باشد ( بنا بر نظريه گروهی لوت از ساز بربط منشعب شده است) 2- فيدل (Fidlle) که در هنگام نوازندگی در برابر سينه نوازنده قرار می گرفت و دارای سيم های واخوان می بود که نمونه های مشابه اين ساز را امروزه در مناطقی مانند تركيه و افريقاي شمالی می توان يافت 3- ويولن) viol): در حدود سال 1490 ميلادي ويولن ازاسپانياا به ايتاليا آمد . شيوه قرار گرفتن اين ساز در هنگام نوازندگی به صورت عمودی و شبيه ويولنسل امروزی بود. 4- ليرادابراچه ( lira da braccio): اين ساز بيشتر در ايتاليا رواج داشت و به نسبت نمونه های مشابه آن دوران تکامل يافته تر بود از ميان سازهای فوق الذکر می توان به ويول و ليرادابراچه به عنوان اجداد ويولن های امروزی اشاره نمود که در اين ميان خانواده ويولن در ميان صاحبنظران از اهميت بيشتري برخوردار است. با توجه به موارد فوق و همچنين قدمت سازهای زهی آرشه ای در شرق و قاره کهن که امروزه نيزنمونه هايش موجود و مورد استفاده است مانند قيچك و کمانچه در ايران- مايوری(سازی شبيه طاووس) و سازی که در سانسکريت به آن نادش وار گويند و هنگام نواختن مانند ويولا نگهداشته می شود در هند و کاربرد وسيع اين گونه سازها در شرق دور و با توجه به نقش اسپانيا دررابطه بين شرق وغرب فرضيه ای که معتقد است ريشه ويولن درشرق است تقويت می گردد.اما اولين ويولن ها به شکل امروزی در قرن شانزدهم در يك زمان در ايتاليا و قرانسه ظاهر شدند ودر اين مورد به عنوان مثال می توان به نقاشی گنبد كليسايي جامع سارونو اشاره کرد که در سال1535 نقاشی شده است و در آن ساز ويولن به وضوح مشاهده می گردد وقديميترين ويولن هايي که امروزه موجود هستند مربوط به سال 1564 می باشند از اين تاريخ به بعد می توان ايتاليا را پيشروو در امر تکامل ويولن تا رسيدن به شکل امروزی خود دانست که اين امر بيشتر در مناطق شمالی اين کشور مانند کرمون واقع در لومباردی - برسياا و ونيزمتمرکز بود. ساختمان و اجزاء در اين بخش در مورد ساختمان و اجزاء تشكيل دهنده ويولن توضيحات مختصری ارائه می گردد به منظور آشنايي نسبی و همچنين درک بهتر بخشهای آتی که در پی خواهند آمد. اجزاء تشكيل دهنده ويولن را می توان به سه بخش تقسیم نمود: 1- بدنه که شامل صفحه رويي از نوع چوب نرم(اغلب کاج) - صفحه زيرين از جنس چوب سخت(اغلب افرا)- ديوارهها و قوسهای_ کناری که دوصفحه را به هم متصل می نمايند از جنس چوب سخت(اغلب افرا) می باشد علاوه بر موارد فوق که به اصطلاح کاسه ساز را تشكيل می دهند کل کاسه توسط دو بلوک بالايي و پايينی و چهار بلوک جانبی در دو سر فرورفتگی های c مانند (از درون ) استحکام پيدا می کند . بر روی صفحه رويي ويولن دو سوراخ وجود دارد که به خاطر شباهتشان به حرف f به سوراخهای f معروفند و جایگاه خرک توسط اين سوراخها مشخص می شود. همچنين درون کاسه ويولن دو پل موجود است يكي سمت چپ خرک که به باس معروف است و ديگري در سمت راست خرک ( تقريبا زير پايه سمت راست ) . 2- دسته ويولن که شامل تخته انگشت گذاری (گريف)- شيطانك - جعبه گوشی ها – مارپيچي انتهايي و خود دسته می باشد. برای ساخت دسته ويولن از چوب افرا استفاده می گردد و گريف که از جنس آبنوس می باشد بر روی دسته ويولن چسبانده می شود. جعبه گوشی که در انتهای دسته قرار دارد با شييي به طرف عقب سيمها را بر روی شيطانك كشيده نگه می دارد.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۵, ۱:۱۰ ب.ظ
توسط susan
بسیار عالی بود.امیدوارم کارتون رو ادامه بدید.
:smile:

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۵, ۲:۳۲ ب.ظ
توسط آرمان
pejman, بسيار عالي و مفيد. ويولن هاي آنتونيو استراديواري الان بعضياشون بالاي ميليارد قيمت
دارن. راستي بياين يه بحثي در مورد ويولن هاي خوب موجود در بازار راه بندازيم. :D