فوتبال؛ هنر یا علم
ارسال شده: یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۱, ۱:۳۷ ق.ظ
فوتبال؛ هنر یا علم
-------------------------------
این عنوان یک عنوان تحریک کننده است زیرا کنایه از تقابل هنر در برابر علم دارد؛ گویی اینها دو رقیب در میدان هستند. علی الظاهر، فوتبال و علم آنقدر با هم بیگانه هستند که فوتبالیست و دانشمند. تاکنون چند بار شنیدهاید که متخصصان میگویند"فوتبال دقیقا علم نیست"؟ اما در این اوخر نشانههای مشخصی از سازگاری این دو و همچنین روند قابل مشاهدهای به سمت استفاده از علم برای تقویت زیربنای کیفیت فوتبال مشاهده میشود.
یکی از مشکلات این است که علم تبدیل به یک اصطلاح مبهمی در مقایسه با معنی اصلی آن که "دارا بودن دانش" است، شده. با تبدیل به دانش نظامبندیشده که میتواند به هدف مشخصی برای مطالعه تبدیل شود این اصطلاح قابل اطلاق به تمامی حوزههای کنجکاوی انسان گردیده است؛ مانند تخیل علمی. در تاریخ فوتبال همواره استفاده از دانش پزشکی وجود داشته است اما در قرن 21 ام شاید معروفترین پیوند در سال 2002 اتفاق افتاد؛ وقتی که تیم آث میلان ، آزمایشگاه میلان (میلانلب) را در مجتمع آموزشی میلانلو افتتاح نمود. نامی که به طرز واضحی فوتبال سنتی و علم را به هم پیوند میدهد.
هدفی که برای میلان لب عنوان گردید "کمک موثر به بهینهسازی نتایج تیم" بود. ابزارهای مورد استفاده از جمله عناصر طب مفاصل، برگرفته از علم، فناوری، سیبرنتیک و روانشناسی بودند، اما تنها این آخری بود که جزو حوزهی سنتی فن فوتبال محسوب میگردید. استفاه از روانشناسان متخصص در فوتبال در ابتدا مورد اختلاف بود، یک مورد مشهور بحثبرانگیز استفاده تیم المپیک 92 اسپانیا از یک روانشناس و کسب مدال طلا بود. اما حالا این مورد تبدیل به یک موضوع عادی در بین تیمهای باشگاهی برتر و ملی شده است. با این وجود تحلیلها با یکی دیگر از امکانات میلانلب، یک گام به جلوتر برده شد: یک اتاق شیشهای به نام اتاق ذهن. جایی که تا هشت بازیکن میتوانند بعد از تمرین در صندلیهای ارگونومیک در حالت آرامش قرار گرفته و تا 20 دقیقه استراحت کنند، در حالیکه وضعیت ذهنی آنها به وسیله الکترودهایی که به جمجمه، سینه، انگشتان آنها متصل است، تحلیل میگردد. این الکترودها امواج مغزی، تنش عضلانی و تعریق آنها را اندازه گرفته و به یک کامپیوتر ارسال میکند. این نتایج به همراه دادههای بیوشیمی و ساختار عصبی در یک سیستم کاملا کامپوتری شده تلفیق میشوند و سپس میتوان وضعیت جسمی و ذهنی هر بازیکن را براساس دادههای علمی هدفمند ارزیابی کرد. این کار به گروه میلانلب این اجازه را میدهد تا برنامههای آمادگی انفرادی برای افراد- براساس ضروریات مشخصی از قبیل شدت آموزش های جسمی، تغذیه یا آمادگی روانشناختی- تدارک ببیند. یکی از ویژگیهای برجستهی این سیستم، سرور تحلیل پیشگویانه است که برای تولید پارامترهای جسمی و روانی که میتواند نشانگر خطر آسیب به بازیکن باشد طراحی شده است. تیم پزشکی به محض مشاهده اعداد خارج از نرم با ارایه دستورالعملهای اصلاحی واکنش نشان میدهند. برای مثال، آث میلان 92% کاهش در آسیبهای غیر تروماتیک و یک کاهش بسیار قابل توجه به نیاز به تزریق را گزارش نمود. فواید بالقوهی چنین سیستمی زمانی مورد توجه قرار گرفت که کارلو آنجلوتی در تابستان گذشته این باشگاه ایتالیایی را به مقصد چلسی ترک کرد. او برونو دمیشلیس را با خود به لندن برد. برونو از سال 1987 به آث میلان پیوسته بود، با آنجلوتی و همچنین با مربیانی همچون آریگو ساچی و فابیو کاپلو به عنوان یک بازیکن کار کرده بود. زمانی که او به لندن رسید به وبسایت چلسی گفت که "وظیفهی من این است که به عنوان هماهنگکننده علمی عمل کنم، همچنان که در میلان بودم. به عنوان یک روانشناس ورزشی وظیفهی من کمک به مربی در جهت هماهنگ کردن کلیه فعالیتهایی است که تیم و بازیکنان آنها را پشتیبانی نموده و به آنها در رسیدن به بالاترین سطوح آمادگی کمک نماید. در بالاترین سطوح تفاوت بین برندهها و بازندهها گاهی بسیار بسیار اندک است؛ یک صدم ثانیه یا چند سانتی متر. نکتهی اصلی این است که هر حوزهای کاملا حرفهای بوده و قادر باشید تصمیمات خود را بر اساس دادههای محض، و نه نظرات شخصی، بگیرید".
رسانههای انگلیسی به سرعت ایجاد یک اتاق ذهن به سبک میلان را در مرکز آموزش چلسی در کوبهام خاطر نشان کردند. تا به این ترتیب ارزش چنین چیزی را در یک باشگاه که دچار ضربه های روانی مانند باخت در پلانتی 2008 لیگ یوفا (لیگ قهرمانی اروپا) در مسکو و یا حذف در نیمه نهایی فصل قبل توسط بارسلونا شده را خاطرنشان سازند. به عنوان قسمتی از آموزشهای ذهنی بازیکنان تشویق میشدند تا به جای جارو کردن لحظات پرتنشان به زیر فرش ذهن با آنها مواجه شوند. شبیه چنین مضمونی در کنفرانس مربیان تیمهای ملی زنان یوفا دست کم گرفته شد، جایی که تحت عنوان "عادات ذهنی برنده" دکتر فرانک دیک مربی ورزشی شناخته شده توضیح داد که چگونه آماده کردن برندگان مدال ورزشی ماند سباستیان کو، استیو اووت یا دالی تامسون شامل آزمایشهای سخت مقاومت ذهنی، بر مبنای سناریوهای بدترین حالت بوده است. این مطلب به وسیلهی مربی انگلیسی هوپ پاول تایید گردید. وقتی که او آشکار ساخت که آمادگیهای برندگان مدال نقره شامل سناریوهای با تنش بالا نیز میگردید مانند ضربات پنالتی یا بازی کردن 10 نفر در مقابل 11 نفر که البته این داستان دیگری است.
بازگردیم به میلان و چلسی، کارلو و بروننو وقتی به استنفورد بریدج رسیدند مزیت تجربهی قبلی کار با یکدیگر را داشتند. دیگر متخصصانی که اعتقاد کمتری به اصول میلان لب داشتند ممکن است در هر حال بر اساس سوالاتی در همین حوزه مقداری از ناخشنودی را نشان دهند. ممکن است مربیانی عبارت علمی را به عنوان یک مزاحمت یا دخالت تلقی نمایند. درست مانند مربیانی که متعجب هستند که چه مقدار کلاسهای آموزشی میتواند توسط مربیان بدنساز انجام شود. برای مثال تا چه حد باید اجازه داد تا دادههای آزمایشگاهی در انتخاب تیم موثر باشند؟
در چلسی- باشگاهی که قبل از آنجلوتی و برونو پیشرفتهای چشمگیری را در مسیر علمی توسط مایک فورده نایل گشته بود- او به عنوان مدیر اجرایی باشگاه رابطی مستقیم بین هیات مدیره بود که در یک روال کاری روزانه به عنوان مهمترین وظیفهی خود مراقب همه چیز است تا مطمئن شود که هیچ مشکلی وجود ندارد و منابع صحیح را به محل درست آن تخصیص دهد و مطمئن گردد که کارلو و نفراتش نگران هیچ دخالتی در فضای مربیگری خود نیستند. او میگوید برونو یکی از سه مربی کمکی به همراه ری ویلکینز و پل کلمنت است. در راستای برقراری ارتباط بین همه چیز ما صحبت از ارتباط بیست زیرمجموعه در حوزههای جسمی، روانشناختی، فنی، تیمی میکنیم با یک هدف عمده که کمک به کارلو برای بهرهگیری از بالاترین توان بازیکنانش است و کمک به بازیکنان برای بهرهگیری از بالاترین توان خودشان. در این باشگاه خاص ما دربارهی گروهی مرکب از 18 ملیت متفاوت با تنوع فرهنگی زیاد و بار کاری 60 مسابقه هستیم. هدف این است که مطمئن شویم که بازیکنان از نظر تکنیکی، تاکتیک، ذهنی و جسمی آمده شدهاند تا از عهده آن برآیند.
جدا از آماده کردن گروه برای امروز ما باید به آینده نیز بنگریم. او اضافه میکند گروه فعلی مقیاس مرجعی برای انتخاب گروه آینده است و ما از علم برای اطمینان از اینکه ارزیابی بازیکنان به روش صحیحی انجام میگردد استفاده میکنیم. علم باید در فرایند فوتبال نهادینه شود اما ما هرگز در صدد جایگزینی هنر فوتبال با علم نیستیم؛ هنر مربیگری، هنر بازی کردن، احساسات به وجود آمده که قلب بازی است و آن را موفق می سازد.
: atiehclinic.
-------------------------------
این عنوان یک عنوان تحریک کننده است زیرا کنایه از تقابل هنر در برابر علم دارد؛ گویی اینها دو رقیب در میدان هستند. علی الظاهر، فوتبال و علم آنقدر با هم بیگانه هستند که فوتبالیست و دانشمند. تاکنون چند بار شنیدهاید که متخصصان میگویند"فوتبال دقیقا علم نیست"؟ اما در این اوخر نشانههای مشخصی از سازگاری این دو و همچنین روند قابل مشاهدهای به سمت استفاده از علم برای تقویت زیربنای کیفیت فوتبال مشاهده میشود.
یکی از مشکلات این است که علم تبدیل به یک اصطلاح مبهمی در مقایسه با معنی اصلی آن که "دارا بودن دانش" است، شده. با تبدیل به دانش نظامبندیشده که میتواند به هدف مشخصی برای مطالعه تبدیل شود این اصطلاح قابل اطلاق به تمامی حوزههای کنجکاوی انسان گردیده است؛ مانند تخیل علمی. در تاریخ فوتبال همواره استفاده از دانش پزشکی وجود داشته است اما در قرن 21 ام شاید معروفترین پیوند در سال 2002 اتفاق افتاد؛ وقتی که تیم آث میلان ، آزمایشگاه میلان (میلانلب) را در مجتمع آموزشی میلانلو افتتاح نمود. نامی که به طرز واضحی فوتبال سنتی و علم را به هم پیوند میدهد.
هدفی که برای میلان لب عنوان گردید "کمک موثر به بهینهسازی نتایج تیم" بود. ابزارهای مورد استفاده از جمله عناصر طب مفاصل، برگرفته از علم، فناوری، سیبرنتیک و روانشناسی بودند، اما تنها این آخری بود که جزو حوزهی سنتی فن فوتبال محسوب میگردید. استفاه از روانشناسان متخصص در فوتبال در ابتدا مورد اختلاف بود، یک مورد مشهور بحثبرانگیز استفاده تیم المپیک 92 اسپانیا از یک روانشناس و کسب مدال طلا بود. اما حالا این مورد تبدیل به یک موضوع عادی در بین تیمهای باشگاهی برتر و ملی شده است. با این وجود تحلیلها با یکی دیگر از امکانات میلانلب، یک گام به جلوتر برده شد: یک اتاق شیشهای به نام اتاق ذهن. جایی که تا هشت بازیکن میتوانند بعد از تمرین در صندلیهای ارگونومیک در حالت آرامش قرار گرفته و تا 20 دقیقه استراحت کنند، در حالیکه وضعیت ذهنی آنها به وسیله الکترودهایی که به جمجمه، سینه، انگشتان آنها متصل است، تحلیل میگردد. این الکترودها امواج مغزی، تنش عضلانی و تعریق آنها را اندازه گرفته و به یک کامپیوتر ارسال میکند. این نتایج به همراه دادههای بیوشیمی و ساختار عصبی در یک سیستم کاملا کامپوتری شده تلفیق میشوند و سپس میتوان وضعیت جسمی و ذهنی هر بازیکن را براساس دادههای علمی هدفمند ارزیابی کرد. این کار به گروه میلانلب این اجازه را میدهد تا برنامههای آمادگی انفرادی برای افراد- براساس ضروریات مشخصی از قبیل شدت آموزش های جسمی، تغذیه یا آمادگی روانشناختی- تدارک ببیند. یکی از ویژگیهای برجستهی این سیستم، سرور تحلیل پیشگویانه است که برای تولید پارامترهای جسمی و روانی که میتواند نشانگر خطر آسیب به بازیکن باشد طراحی شده است. تیم پزشکی به محض مشاهده اعداد خارج از نرم با ارایه دستورالعملهای اصلاحی واکنش نشان میدهند. برای مثال، آث میلان 92% کاهش در آسیبهای غیر تروماتیک و یک کاهش بسیار قابل توجه به نیاز به تزریق را گزارش نمود. فواید بالقوهی چنین سیستمی زمانی مورد توجه قرار گرفت که کارلو آنجلوتی در تابستان گذشته این باشگاه ایتالیایی را به مقصد چلسی ترک کرد. او برونو دمیشلیس را با خود به لندن برد. برونو از سال 1987 به آث میلان پیوسته بود، با آنجلوتی و همچنین با مربیانی همچون آریگو ساچی و فابیو کاپلو به عنوان یک بازیکن کار کرده بود. زمانی که او به لندن رسید به وبسایت چلسی گفت که "وظیفهی من این است که به عنوان هماهنگکننده علمی عمل کنم، همچنان که در میلان بودم. به عنوان یک روانشناس ورزشی وظیفهی من کمک به مربی در جهت هماهنگ کردن کلیه فعالیتهایی است که تیم و بازیکنان آنها را پشتیبانی نموده و به آنها در رسیدن به بالاترین سطوح آمادگی کمک نماید. در بالاترین سطوح تفاوت بین برندهها و بازندهها گاهی بسیار بسیار اندک است؛ یک صدم ثانیه یا چند سانتی متر. نکتهی اصلی این است که هر حوزهای کاملا حرفهای بوده و قادر باشید تصمیمات خود را بر اساس دادههای محض، و نه نظرات شخصی، بگیرید".
رسانههای انگلیسی به سرعت ایجاد یک اتاق ذهن به سبک میلان را در مرکز آموزش چلسی در کوبهام خاطر نشان کردند. تا به این ترتیب ارزش چنین چیزی را در یک باشگاه که دچار ضربه های روانی مانند باخت در پلانتی 2008 لیگ یوفا (لیگ قهرمانی اروپا) در مسکو و یا حذف در نیمه نهایی فصل قبل توسط بارسلونا شده را خاطرنشان سازند. به عنوان قسمتی از آموزشهای ذهنی بازیکنان تشویق میشدند تا به جای جارو کردن لحظات پرتنشان به زیر فرش ذهن با آنها مواجه شوند. شبیه چنین مضمونی در کنفرانس مربیان تیمهای ملی زنان یوفا دست کم گرفته شد، جایی که تحت عنوان "عادات ذهنی برنده" دکتر فرانک دیک مربی ورزشی شناخته شده توضیح داد که چگونه آماده کردن برندگان مدال ورزشی ماند سباستیان کو، استیو اووت یا دالی تامسون شامل آزمایشهای سخت مقاومت ذهنی، بر مبنای سناریوهای بدترین حالت بوده است. این مطلب به وسیلهی مربی انگلیسی هوپ پاول تایید گردید. وقتی که او آشکار ساخت که آمادگیهای برندگان مدال نقره شامل سناریوهای با تنش بالا نیز میگردید مانند ضربات پنالتی یا بازی کردن 10 نفر در مقابل 11 نفر که البته این داستان دیگری است.
بازگردیم به میلان و چلسی، کارلو و بروننو وقتی به استنفورد بریدج رسیدند مزیت تجربهی قبلی کار با یکدیگر را داشتند. دیگر متخصصانی که اعتقاد کمتری به اصول میلان لب داشتند ممکن است در هر حال بر اساس سوالاتی در همین حوزه مقداری از ناخشنودی را نشان دهند. ممکن است مربیانی عبارت علمی را به عنوان یک مزاحمت یا دخالت تلقی نمایند. درست مانند مربیانی که متعجب هستند که چه مقدار کلاسهای آموزشی میتواند توسط مربیان بدنساز انجام شود. برای مثال تا چه حد باید اجازه داد تا دادههای آزمایشگاهی در انتخاب تیم موثر باشند؟
در چلسی- باشگاهی که قبل از آنجلوتی و برونو پیشرفتهای چشمگیری را در مسیر علمی توسط مایک فورده نایل گشته بود- او به عنوان مدیر اجرایی باشگاه رابطی مستقیم بین هیات مدیره بود که در یک روال کاری روزانه به عنوان مهمترین وظیفهی خود مراقب همه چیز است تا مطمئن شود که هیچ مشکلی وجود ندارد و منابع صحیح را به محل درست آن تخصیص دهد و مطمئن گردد که کارلو و نفراتش نگران هیچ دخالتی در فضای مربیگری خود نیستند. او میگوید برونو یکی از سه مربی کمکی به همراه ری ویلکینز و پل کلمنت است. در راستای برقراری ارتباط بین همه چیز ما صحبت از ارتباط بیست زیرمجموعه در حوزههای جسمی، روانشناختی، فنی، تیمی میکنیم با یک هدف عمده که کمک به کارلو برای بهرهگیری از بالاترین توان بازیکنانش است و کمک به بازیکنان برای بهرهگیری از بالاترین توان خودشان. در این باشگاه خاص ما دربارهی گروهی مرکب از 18 ملیت متفاوت با تنوع فرهنگی زیاد و بار کاری 60 مسابقه هستیم. هدف این است که مطمئن شویم که بازیکنان از نظر تکنیکی، تاکتیک، ذهنی و جسمی آمده شدهاند تا از عهده آن برآیند.
جدا از آماده کردن گروه برای امروز ما باید به آینده نیز بنگریم. او اضافه میکند گروه فعلی مقیاس مرجعی برای انتخاب گروه آینده است و ما از علم برای اطمینان از اینکه ارزیابی بازیکنان به روش صحیحی انجام میگردد استفاده میکنیم. علم باید در فرایند فوتبال نهادینه شود اما ما هرگز در صدد جایگزینی هنر فوتبال با علم نیستیم؛ هنر مربیگری، هنر بازی کردن، احساسات به وجود آمده که قلب بازی است و آن را موفق می سازد.
: atiehclinic.