رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایران

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 305
تاریخ عضویت: شنبه 30 مرداد 1389, 12:44 pm
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 263 بار
سپاس‌های دریافتی: 1222 بار
تماس:

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط !MOS »

این دوتا لینک رو خواهشا با دقت بخونید می بینید که ایران 158 جهان نیست :-D

[External Link Removed for Guests]
البته هر کی قبول نداره فیلمش هست.خواست من براش لینک میدم.

این هم برای negar جان عزیز:
[External Link Removed for Guests]
این هم فیلم :
[External Link Removed for Guests]
خداییش خیلی حال میده بقیه اعتراف میکنن :-D :-D :grin: تصویر
hikmat313.blogfa.com

 
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 618
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 1:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1938 بار
سپاس‌های دریافتی: 1909 بار

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط pedmehr »

نه لزوما! کشورهایی مثل هلند، اسپانیا، انگلیس، و غیره نظام پادشاهی دارند؛ و در اون لیست در همان معیار اول امتیازی بین 8 تا 10 دریافت کردند.

پادشاه و ملکه ی کشورهایی مثل انگلیس و هلند قدرت رسمی سیاسی ندارند و نظام این کشورها حزبی و پارلمانی هست و صرفا از این پادشاهها یک خانواده سلطنتی ثروتمند مونده . خنده داره که مثلا هلند و سوئد رو که پادشاه دارند با پادشاهی عربستان مقایسه کرد !
مشکل ما با اینها چندان روی این آمار و ارقامشان نیست، بلکه مشکل ما با اساس معیارهای اینها ست. کلا تعریف حقوق بشر یا آزادی در یک جامعه غربی با یک جامعه شرقی تفاوت میکنه. اینها میخوان به زور تعریف خودشان را معیار قرار بدند، و بر اساس تعاریف خودشان، و فشار رسانه ایی، دیگران را در امور انسانی عقب افتاده، و خودشان را پیشرو قلمداد کنند. به عنوان مثال، در تعریف این فرهنگ ها از مسائل بنیادی بشری، فرد (Individual) در مرکز قرار داره. در نظام های شرقی، بخصوص به دلیل پشوانه تاریخی و ملیتی عمیقی که دارند، جامعه مرکزیت قوی تری نسبت به فرد داره. در جوامع مذهبی، شریعت و دین مرکزیت بیشتری داره. اینها میخوان به زور تعاریف خودشان را به خورد ملت ها بدند. اینطور میشه که مثلا جامعه من که نه حکومت، و نه مردم، علاقه ایی به گسترش مباحثی مثل هم جنس گرایی ندارند، میشند جوامع غیر آزاد

اینجا بحث از دموکراسی بود, نه از فاشیسمی که شما در موردش حرف میزنید . خدارو شکر هر عقیده ای یک اسمی داره , تعریف دموکراسی ( حالا شما بگید غربی یا شرقی ) عین همین معیارهایی هست که اکونومیست و سایرجا ها میگند.
تضاد و روبرویی با individualism و فردیت هم , طبق تعاریف فاشیسم هست حالا شما اسمش رو بگذارید دموکراسی شرقی, ارزشی و ...
دموکراسی حتی به معنای مصطلح غربی اش هم در بسیاری از کشورهای اروپایی، بخصوص در کشورهای داعیه دار دموکراسی اتفاق نمیافته. یک سری از کشورهای کوچک غربی هستند که نه برای کسی اهمیت به خصوصی دارند، نه در معادلات بین المللی نقش خاصی دارند؛ جمعیت کمی دارند، ثروت زیاد، تهدیدی هم در مقابل شون نیست، در مسائل بین اللملی هم حزب باد هستند، مثل بسیاری از کشورهای اسکاندیناوی. اینها ادعای دموکراسی کنند، کار بزرگی انجام ندادند.

مصطلح غربی ؟؟ در غربی بودنش که حرفی نیست ولی شما تعریف جدیدی ازش ساختید یا سراغ دارید؟! بالاخره مشخص کنید که اصل دموکراسی رو قبول دارید یا نه . وگرنه تعریف و کلیت دموکراسی همین دموکراسی مصطلح غربی کشورهای ضعیف و بی اهمیت مثل سوئد و نروژ هست ... تعاریف رو که نمیشه عوض کرد .
حالا همین ها که مشخص هست احترامی برای انسانیت قائل نیستند، مدعی دموکراسی در داخل کشور خودشان هستند. طبیعی هست که کسی که اساسا به مبانی همون دموکراسی تعریف خودشان تقیدی نداشته باشه، در داخل کشورش هم جز ظاهر مسئله، نمیتونه در باطن تقیدی به دموکراسی اعمال کنه. وضعیت آمریکا که نور علی نور هست؛ از سیستم انتخاباتی گرفته، نا نحوه گزینش نامزدها، و میزان مشارکت مردمی، و سایر مسائل که من درباره اش توضیح نمیدم، چون تا از آمریکا ایراد گرفته میشه، عده ایی میگن قبول داریم، ولی سایر جاها خیلی خوب هستند! انگلیس وضعیت بهتری نسبت به آمریکا نداره. اون پیرزن رو که به عنوان ملکه هنوز دارند، سالیانه هم میلیون ها دلار خرج خودش و خانواده اش می کنند، به جنایات این سلسله پلید در سال های گذشته در نقاط مختلف جهان هم افتخار می کنند! احزابشان هم مثل آمریکا ست. دو حزب دارند، که به جای مردم تصمیم می گیرند، و هر چند سال یک بار قدرت را با هم دست به دست می کنند. در سایر کشورهای اروپایی هم عموما همین وضع را شاهد هستیم.

اینکه دو حزب دارند مگه دلیل بر این هست که دموکراسی وجود نداره ؟! چرا معلومات و عقاید خودتون رو مدرک و برهان میکنید برای بقیه؟
تو کشورهای اروپایی سلسله اتحادیه ها و تشکیلات فدرالی وجود داره که میتونه حق و حقوق مردم رو بگیره. خصوصا واسه مسائل داخلی و اجتماعی پس قدرت تصمیم گیری ها یکمرتبه از صفر به صد نمیرسه و صرفا دولت مرکزی نیست که تصمیم گیرنده باشه در این مسائل. ( همین میتونه دلیل کمرنگ بودن حضور جامعه تو انتخابات سطوح بالاتر باشه )

تو یه دموکراسی واقعی شما از اتحادیه ای که درش عضو هستی هم میتونی حق و حقوقت رو دنبال کنی و برای طلب حقت هم نیازی نیست راه بیفتی دنبال ماشین نفر اول کشورت برای نامه نگاری !

در کل بحث در مورد دموکراسی ( که شما گویا روبروش وایستادید ) بود که بیشتر هم جنبه داخلی داره تا روابط بین الملل و برخوردهای خارجی و استثمار و امپریالیسم غرب... اصلا کجای این معیارهای دموکراسی در مورد تاریخچه استعمار و استثمار حرفی دیدید که دارید در موردش بحث میکنید !
Furious Poster
Furious Poster
پست: 387
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 4 اسفند 1387, 10:29 pm
سپاس‌های ارسالی: 2381 بار
سپاس‌های دریافتی: 1171 بار

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط nasir irani »

دموکراسی مهمتر است یا خدا............!؟


  ما از روی اختیار آفریده شدیم  که بر سر کیفیت زندگی کردن از سر نفس و وسوسه شیطان بهانه دموکراسی می تراشیم!!؟

ما از روی جبر آفریده شدیم خواست خدا نه دموکراسی!....................
آخرین ويرايش توسط 2 on nasir irani, ويرايش شده در 0.
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط Solver »

فکر کنم پست نسبتا مفصل من را باد برد ... :? ارسال شد اما الان نیست شد- بعید کار مدیران باشد، احتمالا مشکل از اتصال به نت بوده، البته اگر اقدام مدیران بوده لطفا در پیام خصوصی دلیلش را بیان کنند، چون چیز خاصی توش وجود نداشت :-(

--- به هر حال قصد ندارم دوباره همون مطالب را بنویسم ...

این دوستان که حس میکنند دین، یا احتمالاً اسلام چیزیست مقابل دموکراسی، کافیست به تاریخ اسلام رجوع کنند، ساده ترین موضوع در دموکراسی که با هر تعریف و معیاری سازگار هست بحث مشارکت داشن افراد در تصمیم گیری آن هم با حقوق یکسان است، که در جنگ صفین نمونه اش را شاهد بودیم و تن دادن علی به نظر اکثریت روشن ترین دلیل برای نادرست خواندن این تصورات است.
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Colonel I
Colonel I
پست: 643
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 19 تیر 1386, 1:08 pm
سپاس‌های ارسالی: 300 بار
سپاس‌های دریافتی: 1161 بار

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط Frogfoot »

پادشاه و ملکه ی کشورهایی مثل انگلیس و هلند قدرت رسمی سیاسی ندارند و نظام این کشورها حزبی و پارلمانی هست و صرفا از این پادشاهها یک خانواده سلطنتی ثروتمند مونده . خنده داره که مثلا هلند و سوئد رو که پادشاه دارند با پادشاهی عربستان مقایسه کرد !

مسئله اینه که اینها را به عنوان نماد افتخارشان در اون مسند قرار دادند، یعنی این کشورها هنوز به توحشی که کردند افتخار می کنند، و خودشان را ادامه دهنده همان راه می دانند، پس در کلیات رفتارش تغییری حاصل نشده.

اینجا بحث از دموکراسی بود, نه از فاشیسمی که شما در موردش حرف میزنید . خدارو شکر هر عقیده ای یک اسمی داره , تعریف دموکراسی ( حالا شما بگید غربی یا شرقی ) عین همین معیارهایی هست که اکونومیست و سایرجا ها میگند.
تضاد و روبرویی با individualism و فردیت هم , طبق تعاریف فاشیسم هست حالا شما اسمش رو بگذارید دموکراسی شرقی, ارزشی و ...

مطالب را با دقت مطالعه نکردید. در اون پست گفته شد "مسائل بنیادی بشریت" و تعاریف و معیارهایی که در جوامع غربی برای آنها بیان میشه. دموکراسی هم یکی از آنها ست. برخلاف شما، بنده نمیام در یک فضای ایزوله شده، مباحثی مثل دموکراسی را بررسی کنم، بلکه این مسائل را باید در چارچوب یک دید و بینش کلی دید. وقتی بینش یک گروه مشخص ضایع کردن حق سایر انسان ها ست، یعنی به طور بنیادی حقوق اولیه ایی مثل حیات را حتی برای بسیاری از انسان ها قائل نیست، سایر مباحثی که بر مبنای اون بینش مطرح میکنه هم متاثیر از اون بینش هستند. من مسائل انسانی را مثل شما به دو دسته داخلی و بین المللی تقسیم نمی کنم. اگر این کار را بکنم، خودم میشم همون فاشیست مورد نظر شما، چون خودم و ملت خودم را منزه از دیگران در نظر گرفتم، برای خودم و ملتم یک سری حقوقی قائل شدم که برای سایر انسان ها قائل نیستم! شما نمی تونید وارد عرصه بین الملل بشید، و سایر ملت ها از نقش داشتن در سرنوشت خودشان، و در تصمیم گیری برای سرنوشت خودشان محروم کنید، و مدعی شوید در امور داخله کشورتان دموکراسی دارید. اون مدل دموکراسی میشه کاریکاتور!

مصطلح غربی ؟؟ در غربی بودنش که حرفی نیست ولی شما تعریف جدیدی ازش ساختید یا سراغ دارید؟! بالاخره مشخص کنید که اصل دموکراسی رو قبول دارید یا نه . وگرنه تعریف و کلیت دموکراسی همین دموکراسی مصطلح غربی کشورهای ضعیف و بی اهمیت مثل سوئد و نروژ هست ... تعاریف رو که نمیشه عوض کرد .

کدوم اصل دموکراسی مد نظر شما ست؟ در ضمن، اون تعریف مصطلح غربی رو کشورهای ضعیف و بی اهمیتی مثل سوئد و نروژ مطرح نکردند. اون کشورها باید به گور باباشون بخندند که بخوان تعریفی غیر از تعریف مدعیان دموکراسی در غرب مثل فرانسه و انگلیس مطرح کنند.

اینکه دو حزب دارند مگه دلیل بر این هست که دموکراسی وجود نداره ؟! چرا معلومات و عقاید خودتون رو مدرک و برهان میکنید برای بقیه؟

اینکه دو حزب دارند، به معنی نبود دموکراسی نیست؛ بلکه اینکه به کسی خارج از چارچوب این دو حزب اجازه داده نمیشه که به قدرت سیاسی برسه، این خلاف ادعای دموکراسی شان هست. همچنین، شما که مدعی وجود دموکراسی هستید، برای بنده توضیح ندادید، کجای اون اصول دموکراسی مطرح شده توسط خودشان عنوان شده که اگر یک حزبی مخالف کاپیتالیسم بود، و موافق کمونیسم بود، باید برای ترساندن مردم از آن، بین مردم عملیات تروریستی کرد و ملت خود را به خاک و خون کشید؟! اون لینکی که براتون گذاشتم، اعتقادات من نیست، بلکه اسناد منتشر شده توسط CIA هست، که با توجه به خارج شدن از طبقه بندی اطلاعاتی، در اختیار عموم قرار گرفت.

تو کشورهای اروپایی سلسله اتحادیه ها و تشکیلات فدرالی وجود داره که میتونه حق و حقوق مردم رو بگیره. خصوصا واسه مسائل داخلی و اجتماعی پس قدرت تصمیم گیری ها یکمرتبه از صفر به صد نمیرسه و صرفا دولت مرکزی نیست که تصمیم گیرنده باشه در این مسائل. ( همین میتونه دلیل کمرنگ بودن حضور جامعه تو انتخابات سطوح بالاتر باشه )

بله، ولی به شرطها و شروطها؛ شما میتونید تا زمانی به اتحادیه یا به اصول دموکراسی غربی متوسل بشید که تقاضای شما و ادعای شما در حد مسائل دم دستی باشه. شما اگر خواهان تجدید نظر در امر ترافیک باشید، یا بخواید ازدواج هم جنس بازان را آزاد کنید، یا بخواید کتابخانه مدرسه تان را تجهیز کنید، می تونید به این اصول متوسل بشید. اگر خواهان تغییرات اساسی تر بشید، مهم نیست چه ادعاهایی شده باشه، سرکوب میشید!
شما اگر در آمریکا باشید، برای افزایش حقوق خودتان می تونید به اتحادیه مراجعه کنید، و به مدت محدود، اعتصاب کنید. اما اگر بیاید مدعی بشید که حکومت آمریکا داره به فساد کشیده میشه، و خودتان و پیروان تان را در یک منزل جا بدید، میان شما و 70 نفر زن و بچه همراه شما را جلوی دوربین های خبری زنده زنده آتش می زنند. کاری هم ندارند که شما حقی داشتید یا نداشتید. شما اگر به کتک خوردن بی مورد یک جوان توسط پلیس اعتراض کنید، ارتش و گارد ملی با تانک و نفربر میان و بیش از 30 نفر کشته میشند. اگر در انگلیس به افزایش شهریه دانشگاه شکایت کنید، کتک می خورید، بازداشت هم میشید! اگر در فرانسه باشید، و به خاطر رعایت نشدن حقوق شهروندیتان تظاهرات کنید، هم کتک می خورید، هم بازداشت میشید، هم دو ماه به دلیل اعلام وضعیت فوق العاده توسط دولت، حقوق شهروندی تان قانونا سلب میشه. اگر در اسپانیا باشید و اعتصاب کنید، ارتش برای کنترل اوضاع وارد عمل میشه، و تهدید میشید که در صورت تکرار، عوامل اعتصاب بازداشت خواهند شد! اگر نماینده کنگره آمریکا (مظهر دموکراسی آمریکایی) باشید، یا اگر نبودید، خاطرات برخی از نمایندگان بازنشسته کنگره بخوانید، می بینید به صراحت مدعی شدند که حتی در اتاق های خصوصی Capital Hall هم جرات انتقاد از اسرائیل را نداشتند، و اگر یکی از نمایندگان انتقادی از اسرائیل یا حمایت از اسرائیل کنه، به اعتراف خودشان، آنقدر نامه و ایمیل و تلفن تهدید آمیز و اعتراض آمیز به دفترش ارسال میشه که به "غلط کردم" بیافته.

دموکراسی را در بحران اخیر اقتصادی غرب هم به وضوح مشاهده می کنیم؛ با وجود اعتراضات گسترده مردمی، سیاست های حکومت هایشان در داخل به جای توجه به اعتراضات، در جهت حفظ سرمایه بانکداران و سرمایه داران میلیاردر به بهای له کردن فشر متوسط و ضعیف جامعه تنظیم میشه. در خارج هم به شیفت کردن مشکلات سیاسی خودشان به سایر ملت های دارای اقتصاد وابسته. این هست که الان در اروپای متمدن دموکرات، شما می بینید یونان و ایرلند در شرف فروپاشی هستند، و دغدغه اتحادیه اروپا حفظ حکومت های این کشورها به هر قیمتی هست. بعد از این دو کشور هم پرتغال و اسپانیا در نوبت قرار دارند.

خلاصه کلام اینکه، شما دموکراسی دارید، تا زمانی که منافع گروه اقلیت حاکم را به خطر نیاندازید. اگر هم کاری برای به خطر انداختن آنها انجام ندادید، ولی به هر دلیلی منافع آن گروه به خطر افتاد (مثلا به خاطر اشتباه خودشان، مثل همین بحران اقتصادی) شما باید جان فشانی کنید و حقوق شما باید ضایع شود! به طور خلاصه شما تا زمانی که دغدغه تان امور شکمی و امور زیر شکمی، و امور فانتزی باشه، دموکراسی دارید. بیشتر از اون بخواید سر و صدا کنید، سرکوب میشید.

ولی شما تعریف جدیدی ازش ساختید یا سراغ دارید؟!

لازم نیست من بسازم. ما خودمون رو مسلمون میدونیم، نه سکولار (مثل عالیجنابان نظریه پرداز غربی). در اسلام حدود مسائل مشخص شده؛ اولا ما اصالت رو به انسان نمیدیم که بخوایم انسان را دانای کل ببینیم و زور بزنیم که حتما از خودمان نظریه در کنیم. ما کل خلقت را یک اتفاق یا یک حرکت تفننی از یک خالق باهوش نمی بینیم، که بگیم حالا اتفاقی افتاده، ما خلق شدیم، آخر دنیا هم همین جا ست (به قول جناب فوکویاما)، ما هم اینجا تنها هستیم، پس بیاید برای خودمان نظریه بدیم و زندگی کنیم. ما معتقدیم که ما از جایی اومدیم، در مسیری در حال حرکت هستیم، و به نقطه معینی می رسیم. رفتار ما و قوانین حاکم بر ما رفتار و قوانین جامعه در حال حرکت هست، و باید با توجه به مسیر حرکت و مقصد حرکت باشه. ما معتقدیم که در این مسیر، فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون. نیازی نداریم که یک عده از خدا بی خبر که دست شان به خون میلیون ها نفر مردم بیگناه آلوده هست، بیان برای ما یک نظریه و اعلامیه بدند، خودشان هم به آن عمل نکنند، ولی ما را وادار به عمل کردن به آن کنند، وقتی هم که بعد از حدود 50 سال گند قضیه در اومد، بگن اون راه غلط بود، بیاید یک نظریه 50 ساله دیگه بهتون بدیم، برید به این عمل کنید. البته توضیح همچین دیدگاهی نیاز به بحث مفصلی داره که از حوصله من خارج هست. این توضیح مختصر را دادم که هم شما مدعی نشید که فقط انتقاد بود و راهکاری در کار نبود، و هم بحث به طور کلی تغییر جهت پیدا نکنه.

شما سعی کنید مسائل عالم را مرتبط با هم و در یک نظام کلی ببینید، وگرنه با ایزوله کردن مسائل بنیادی و نادیده گرفتن اصول و فروع حاکم بر این مسائل، به جایی جز ناکجا آباد نمی رسید.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2132
تاریخ عضویت: چهارشنبه 15 شهریور 1385, 12:51 am
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1980 بار
سپاس‌های دریافتی: 6841 بار
تماس:

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط Mr.Amirhessam »

Frogfoot نوشته شده:

به این دقت کنید که همه کشورها با نظام پادشاهی از معیار اول ( وچود پروسه همه پرسی ) صفر گرفتند .

نه لزوما! کشورهایی مثل هلند، اسپانیا، انگلیس، و غیره نظام پادشاهی دارند؛ و در اون لیست در همان معیار اول امتیازی بین 8 تا 10 دریافت کردند.

مشکل ما با اینها چندان روی این آمار و ارقامشان نیست، بلکه مشکل ما با اساس معیارهای اینها ست. کلا تعریف حقوق بشر یا آزادی در یک جامعه غربی با یک جامعه شرقی تفاوت میکنه. اینها میخوان به زور تعریف خودشان را معیار قرار بدند، و بر اساس تعاریف خودشان، و فشار رسانه ایی، دیگران را در امور انسانی عقب افتاده، و خودشان را پیشرو قلمداد کنند. به عنوان مثال، در تعریف این فرهنگ ها از مسائل بنیادی بشری، فرد (Individual) در مرکز قرار داره. در نظام های شرقی، بخصوص به دلیل پشوانه تاریخی و ملیتی عمیقی که دارند، جامعه مرکزیت قوی تری نسبت به فرد داره. در جوامع مذهبی، شریعت و دین مرکزیت بیشتری داره. اینها میخوان به زور تعاریف خودشان را به خورد ملت ها بدند. اینطور میشه که مثلا جامعه من که نه حکومت، و نه مردم، علاقه ایی به گسترش مباحثی مثل هم جنس گرایی ندارند، میشند جوامع غیر آزاد، و قلان جامعه تازه به دوران رسیده که بدنه اش از اقوام مهاجر چند صد سال پیش شکل گرفته، و به زور میشه حتی اونها را ملت نامگزاری کرد، با آزاد کردن ازدواج هم جنس گرایان (!!) یا آزادی عریان بودن مردم در بعضی شهرها و محلات، میشه جامعه آزاد!

اینها اول یکی از این مکتب های گوناگون ism شون، و تعاریف مختلف خودشان از مسائل بنیادی را که اکثرشان را هم در عمل، به نفع منافع اقلیتی خاص، خودشان نقض می کنند؛ در جامعه خودشان 500 سال آزمایش کنند، بعدا بیان داعیه سروری بشریت و همه چیزدانی برای سایر ملل و جوامع که خیلی هایشان چند هزار سال بیشتر از اینها سابقه تمدنی و همزیستی با هم را دارند، بکنند. چیزهایی را که خودشان 50 سال 50 سال تغییر میدند، رو میخوان به زور به کل مردم جهان به قبولانند. هر کی هم که مخالفت کنه، به زور رسانه و سلاح وادارش می کنند که خفه بشه!

درود به شرفتتصویر


 
به نظر من هم نباید به این رتبه بندی آنقدرها اشکال وارد کرد. هرچند ممکن است در چنین رتبه بندی هایی به شکل جهت دار برداشت هایی متفاوت از تعاریف دموکراسی معیار سنجش قرار گرفته باشد اما این یک واقعیت است که ما با دموکراسی بسیار فاصله داریم.


ساده ترینش همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری که از هر جناح و با هر خط فکری که بهش نگاه کنیم آنچه شاهدش هستیم را نمیتوان دموکراسی نام گذاشت ...   


چرا نباید اشکال وارد کرد؟؟؟!


دوما انتخابات ازاد،درسته با معیار های خاصی کاندیدا انتخاب میشه اما 40 میلیون نفر شرکت کردن و ارا تقریبا 24 به 13 بوده! نکنه این اشکال داره؟؟
فکر کنم انتخابات امریکا و رسوایی بوش و الگور را فراموش کردید که اینطوری به انتخابات داخلی میتازید!! امریکا ادعای ازادترین کشور دنیا و مهد دمکراسی بودن رو داره،اما انتخاباتش یکی از یکی دیگه بدتره...

چی میگی شما؟


پادشاه و ملکه ی کشورهایی مثل انگلیس و هلند قدرت رسمی سیاسی ندارند و نظام این کشورها حزبی و پارلمانی هست و صرفا از این پادشاهها یک خانواده سلطنتی ثروتمند مونده . خنده داره که مثلا هلند و سوئد رو که پادشاه دارند با پادشاهی عربستان مقایسه کرد !


احتمالا مجلس عوام انگلستان و ... از مجلس ما هم معتبر تره؟؟!


اینجا بحث از دموکراسی بود, نه از فاشیسمی که شما در موردش حرف میزنید . خدارو شکر هر عقیده ای یک اسمی داره , تعریف دموکراسی ( حالا شما بگید غربی یا شرقی ) عین همین معیارهایی هست که اکونومیست و سایرجا ها میگند.
تضاد و روبرویی با individualism و فردیت هم , طبق تعاریف فاشیسم هست حالا شما اسمش رو بگذارید دموکراسی شرقی, ارزشی و ...


فاشیست؟؟تصویر


نکنه منظورتون دمکراسی امریکایست که با یک گوشه چشم ایپک به قهقرا میره؟ کشوری که لابی های صهیونیستی در اون غوغا میکنن؟ یا نمایندگان مجلس سنا این کشور خودشون رو وام داره اسرائیل میدونن؟؟؟
شاید هم منظورتون اتحادیه اروپاست؟ که از استقلال فقط نوشتن اون رو یاد گرفتن!!

در زندگی ادم نباید زیاد ظاهر بین باشه!!! شما مو بینید و ما پیچش مو،فاشیسم حکومتی است که سردمداران ملتی به تنها چیزی که فکر نمیکنند استقلال است و برده افراد و گروه های ماسونی و صهیونی هستند.


حیف وقت که برای پاسخ دادن به این تفکرات گذاشته بشه،با افکار خود خوش باشید.


مصطلح غربی ؟؟ در غربی بودنش که حرفی نیست ولی شما تعریف جدیدی ازش ساختید یا سراغ دارید؟! بالاخره مشخص کنید که اصل دموکراسی رو قبول دارید یا نه . وگرنه تعریف و کلیت دموکراسی همین دموکراسی مصطلح غربی کشورهای ضعیف و بی اهمیت مثل سوئد و نروژ هست ... تعاریف رو که نمیشه عوض کرد .


تعاریف رو نمیشه عوض کرد!!!!!!

این از اون حرف ها بود،هر کشور و دین و مرامی تعاریف خاص خود را دارند،تعریف ازادی،تعریف حجاب و ....

اینکه دو حزب دارند مگه دلیل بر این هست که دموکراسی وجود نداره ؟! چرا معلومات و عقاید خودتون رو مدرک و برهان میکنید برای بقیه؟
تو کشورهای اروپایی سلسله اتحادیه ها و تشکیلات فدرالی وجود داره که میتونه حق و حقوق مردم رو بگیره. خصوصا واسه مسائل داخلی و اجتماعی پس قدرت تصمیم گیری ها یکمرتبه از صفر به صد نمیرسه و صرفا دولت مرکزی نیست که تصمیم گیرنده باشه در این مسائل. ( همین میتونه دلیل کمرنگ بودن حضور جامعه تو انتخابات سطوح بالاتر باشه )

تو یه دموکراسی واقعی شما از اتحادیه ای که درش عضو هستی هم میتونی حق و حقوقت رو دنبال کنی و برای طلب حقت هم نیازی نیست راه بیفتی دنبال ماشین نفر اول کشورت برای نامه نگاری !

در کل بحث در مورد دموکراسی ( که شما گویا روبروش وایستادید ) بود که بیشتر هم جنبه داخلی داره تا روابط بین الملل و برخوردهای خارجی و استثمار و امپریالیسم غرب... اصلا کجای این معیارهای دموکراسی در مورد تاریخچه استعمار و استثمار حرفی دیدید که دارید در موردش بحث میکنید !



اصول و معیارهایی که شما از اون حرف میزنید،فقط و فقط جنبه استعماری داره! تاریخ استعمار و استسمار رو مطالعه کنید.

برخی دوستان به برده و نوکر بودن عادت کردن! من به شخصه حاضرم زیر یوق یک ایرانی ازاد ولی به قول شما دیکتاتور سال ها زندگی کنم اما زیر با خفت و خواری بردگی و نوکری امثال انگلیس،امریکا،فرانسه و ... نباشد.
از قدیم گفته اند که خلایق هر چه لایق!
زنده باد بهار...
هر کس به دنبال معنای این جمله است،این فایل را [External Link Removed for Guests] کند...
به امید ظهور مهدی صاحب الزمان،پایان یافتن زمستان دنیا و شروع بهار انسانیت...
"
Colonel I
Colonel I
پست: 643
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 19 تیر 1386, 1:08 pm
سپاس‌های ارسالی: 300 بار
سپاس‌های دریافتی: 1161 بار

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط Frogfoot »

دموکراسی مهمتر است یا خدا............!؟


مگر ما از روی اختیار آفریده شدیم که بر سر کیفیت زندگی کردن از سر نفس و وسوسه شیطان بهانه دموکراسی می تراشیم!!؟

ما از روی جبر آفریده شدیم خواست خدا نه دموکراسی!....................

ما دارای اختیار شدیم، و گرنه ضرورتی برای بعث انبیاء (همان هایی که ما و شما را با خدا آشنا کردند) نبود، و انزار و تبشیر چیزی بیشتر از کشک حساب نمیشد!

در اسلام حدود مسائل مشخص هست. حدود مسائل این نیست که شما هیچ اختیاری نداشته باشید. اگر اختیاری نداشته باشید، عاقبتی هم ندارید، چون در اون صورت خیر و شر رفتار شما ناشی از تصمیم شما نبوده؛ پس بهشت و جهنمی هم نباید باشه!

انسان در دنیا اختیار داره، اما در اینجا انسان ها به دو گروه تقسیم میشند...
یک گروه به اختیار خودشان، تصمیم می گیرند که بهترین ولی الله هست، و خودشان را به قافله سالار الله می سپارند، و در مسیر با وی همراه میشند. اینها میشن مصداق مومنینی که "الله ولی الذین آمنو یخرجهم من ظلمات الی نور"، و به استناد دیگر قرآن، "فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون".
عده ایی هم خودشان را مرکز عالم می بینند، و سعی می کنند با ذهن خودشان، و در طول عمر محدود خودشان، در دنیای محدود فعلی، برای خودشان فرضیه و نظریه جهان شناسی و خداشناسی و انسان شناسی ببافند، و امور خودشان را با بافته های ذهنی خودشان مدیریت کنند. از ویژگی های گروه دوم این هست که به خاطر کوتاهی عمق دیدشان، و عدم اشرافشان بر عالم، مرتبا در فواصل زمانی مختلف، با برخورد به مسائل پیش بینی نشده، نظریات خودشان را نقض می کنند، و نظریات جدیدی می بافند. این میشه که شما می بینید در یک فاصله کوتاه 100 ساله، چند صد نظریه جهان شناسی و هستی شناسی مطرح می کنند، و خودشان یکی پس از دیگری آنها را باطل می کنند. عمرشان در راه بافتن نظریات من در آوردی و نقض این نظریات پوچ می شود. مثلا یکی میاد 70 سال یک نظریه مثل کمونیسم را پیش میبره، و ملتی را هم با خودش می کشانه، بعدش میگه، اشتباه بود، باید بریم سراغ نظریه کاپیتالیسم، چند سالی هم اون ملت را در وادی کاپیتالیسم سرگردان میکنه، فرداش میاد میگه، این هم اشتباه بود، بریم سراغ بعدی! و اینطور چند نسل از اون ملت هلاک میشند، بدون اینکه در مسیر صحیحی حرکت کرده باشند.

دموکراسی در اسلام حدود مشخصی داره. در اسلام شما "اطيعواالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم" دارید که در راستای همان "فمن تبع هدای" هست. شما در امر اطیعوا الله یا رسول خدا یا اولی الامر (که به اعتقاد شیعه اهل بیت عصمت (ع) هستند) نمی تونید مدعی دموکراسی بشید. شما اگر بخواید از هدایت تبعیت کنید (تبع هدای)، هدایت از الله به وسیله این مجاری الهی (یعنی رسول خدا (ص) و اهل بیت رسول خدا) جاری میشه، و امور شما را ولایت میکنه. پس شما در عرض خدا و رسول خدا و اهل بیت نیستید که بخواید در امور خدا به دموکراسی استناد کنید. شما در طول اینها و در انتهای زنجیره هستید. حالا در عرض خودتان، می تونید در چارچوب الهی در دموکراسی داشته باشید. خداوند در قرآن مسلمین را به شورا هدایت میکنه، ولی شورا به معنی آن نیست که فرضا وقتی حکم الهی صراحتا در کتاب الهی ذکر شده، شما شور کنید و بر ضد اون رای صادر کنید. شورا این نیست که خدا و پیامبر خدا امر به جهاد بدند، اما بنی اسرائیل به حضرت موسی بگویند، تو با خدایت برو و با آنها به جنگ، وقتی پیروز شدید، ما می آییم!
پس دموکراسی در اسلام، تفاوت های بنیادی با دموکراسی مورد ادعای غرب داره، اون هم اینکه؛ در اسلام انسان اصل نیست، در اسلام دنیا آخر زندگی نیست، در اسلام دموکراسی همه چیز نیست.
Major I
Major I
پست: 199
تاریخ عضویت: شنبه 12 بهمن 1387, 12:50 pm
سپاس‌های ارسالی: 281 بار
سپاس‌های دریافتی: 407 بار

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط hadi021 »

Frogfoot نوشته شده:

دموکراسی در اسلام حدود مشخصی داره. در اسلام شما "اطيعواالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم" دارید که در راستای همان "فمن تبع هدای" هست. شما در امر اطیعوا الله یا رسول خدا یا اولی الامر (که به اعتقاد شیعه اهل بیت عصمت (ع) هستند) نمی تونید مدعی دموکراسی بشید. شما اگر بخواید از هدایت تبعیت کنید (تبع هدای)، هدایت از الله به وسیله این مجاری الهی (یعنی رسول خدا (ص) و اهل بیت رسول خدا) جاری میشه، و امور شما را ولایت میکنه. پس شما در عرض خدا و رسول خدا و اهل بیت نیستید که بخواید در امور خدا به دموکراسی استناد کنید. شما در طول اینها و در انتهای زنجیره هستید. حالا در عرض خودتان، می تونید در چارچوب الهی در دموکراسی داشته باشید. خداوند در قرآن مسلمین را به شورا هدایت میکنه، ولی شورا به معنی آن نیست که فرضا وقتی حکم الهی صراحتا در کتاب الهی ذکر شده، شما شور کنید و بر ضد اون رای صادر کنید. شورا این نیست که خدا و پیامبر خدا امر به جهاد بدند، اما بنی اسرائیل به حضرت موسی بگویند، تو با خدایت برو و با آنها به جنگ، وقتی پیروز شدید، ما می آییم!
پس دموکراسی در اسلام، تفاوت های بنیادی با دموکراسی مورد ادعای غرب داره، اون هم اینکه؛ در اسلام انسان اصل نیست، در اسلام دنیا آخر زندگی نیست، در اسلام دموکراسی همه چیز نیست.


اینها همش درست، حتی در حالت کلی تر دموکراسی نمیتونه در مقابل عقل قرار بگیره، بین همه انسانها فارغ از ادیان مختلف بعضی از اعمال مثل دزدی زشت هستند
و در هیچ کشوری همه پرسی در مورد این که دزدی آزاد باشد یا نه برگزار نمیشود.
اما نکته اصلی اینه که ادیان مختلف مانند اسلام در همه جزئیات زندگی وارد نشده اند و در بعضی از مسائل اصلا هیچ گونه ورودی ندارند. در این گونه مسائل دموکراسی وارد میشه.
برای مثال هیچ حکمی از اسلام من رو از دسترسی آزاد به اخبار محروم نمیکنه و من آزادم که هر خبری را از هر کسی در هر زمینه ای بدست بیاورم. فیلترینگ سایت های خبری و
محدودیت شدید برای روزنامه ها یک نوع محدودیت فراتر از اسلامه که خودش یکی از شاخصه های توسعه و دموکراسی تو کشورهاست. من میتونم موارد بسیار زیاد دیگه ای رو بگم که
تو همین کشور ما محدودیت هایی اعمال میشه که تو اسلام نیست. تو بحث ولایت، هر انسانی اختیار داره که ولایت الله و معصوم رو بپذیره و هیچ اجباری در کار نیست اما باید پیامد های
انتخاب خودش رو هم بپذیره. شما قوانینییو که مجلس تصویب می کنه اگه دنبال کنید میبینید که اکثرا در حوزه عملکرد دین نیستند و به مسائل روزمره ارتباط پیدا می کنند
و این به این معنیست که در اکثر مسائل زندگی خداوند انسان ها رو آزاد گذاشته که بر اساس تمایلات خودشون زندگیشون رو بسازن .
ایینجاست که اهمیت دموکراسی و مردم سالاری نمود پیدا میکونه
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط Solver »

 Mr.Amirhessam,
چرا نباید اشکال وارد کرد؟؟؟!


دوما انتخابات ازاد،درسته با معیار های خاصی کاندیدا انتخاب میشه اما 40 میلیون نفر شرکت کردن و ارا تقریبا 24 به 13 بوده! نکنه این اشکال داره؟؟
فکر کنم انتخابات امریکا و رسوایی بوش و الگور را فراموش کردید که اینطوری به انتخابات داخلی میتازید!! امریکا ادعای ازادترین کشور دنیا و مهد دمکراسی بودن رو داره،اما انتخاباتش یکی از یکی دیگه بدتره...

چی میگی شما؟


خیر، این اشکال ندارد و موجب خوشحالی نیز است، اما اینکه حدود 10 از آن 13 + عده ای که رای نداده اند با نگرش متفاوت به موضوع نگاه کنند و با جبهه گیری نتیجه رقم خورده را حاصل بی سوادی اکثریت تلقی کرده و البته به همین دلیل به گونه ای به دنبال ابطال آن باشند یک اشکال است.

اینکه استاد دانشگاهی بگوید " اکثر مردم روستایی و کم سواد به ... رای داده اند و باید یک سامانه ای ترتیب داده شود که مثلا من که استاد دانشگاه هستم حق رای مضاعف داشته باشم" از نظر من یعنی دور بودن از دموکراسی. وجود حداقل 10 میلیون نفر در کشور ما با این دیدگاه یعنی درصد قابل توجهی از جامعه ما نگرش نسبتا غلطی به حقوق یکسان در انتخاب رئیس جمهور دارند، البته هیچ بعید نبود اگر فرد منتخب احمدی نژاد نبود از این سو هم در این 40 میلیون که گفتید درصدی با همچین طرز فکری پیدا می شدند.

این جمع پنهان و آن جمع 10 میلیونی هر چند از جناح های نسبتاً مختلف اما هر دو دسته فاقد درک صحیح از بنیادی ترین اصل که بین تعاریف مختلف دموکراسی مشترک است و این یعنی دور بودن از دموکراسی ایده آل چه از نوع اصلاح طلبانه اش و چه از نوع اصولگرایانه اش.

من انتظار ندارم یک روستایی ساده به اندازه یک استاد دانشگاه سواد و دانش سیاسی داشته باشد که اگر داشته باشد خوب است، اما حفظ حرمت و حق رای برابر این دو فرد چیزی است که انتظار میرود برقرار باشد. البته در این باب هم وضع ما پس از انقلاب تقریبا در مقایسه با دیگر کشورها بسیار خوب و درخشان است، چه اسلامی و چه همان دموکراسی های غربی. اما دقت کنید:

قرار نیست ما به صفر بودن خود افتخار کنیم چون دیگران منفی هستند، متاسفانه ما دائما خود را با دوران شاه، کشورهایی که فاقد کمترین استقلال هستند و . . . که به گونی در وضعیت منفی هستند مقایسه میکنیم و این امر ما را از پیشرفت غافل میکند.
 
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Colonel I
Colonel I
پست: 643
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 19 تیر 1386, 1:08 pm
سپاس‌های ارسالی: 300 بار
سپاس‌های دریافتی: 1161 بار

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط Frogfoot »

اینها همش درست، حتی در حالت کلی تر دموکراسی نمیتونه در مقابل عقل قرار بگیره، بین همه انسانها فارغ از ادیان مختلف بعضی از اعمال مثل دزدی زشت هستند
و در هیچ کشوری همه پرسی در مورد این که دزدی آزاد باشد یا نه برگزار نمیشود.
اما نکته اصلی اینه که ادیان مختلف مانند اسلام در همه جزئیات زندگی وارد نشده اند و در بعضی از مسائل اصلا هیچ گونه ورودی ندارند.

اتفاقا اسلام تنها دینی هست که در تمامی جزئیات زندگی، حتی نحوه راه رفتن شما (حتی می بخشید، نحوه دستشویی رفتن شما) ورود کرده. ورود اسلام به تمامی جزئیات به معنای آن نیست که مثلا اسلام درباره فیلترینگ هم آیه قرآن یا حدیث داشته باشه، بلکه به معنای آن هست که حکمی که وضعیت همچین امری را مشخص کنه، در اسلام موجود هست. استخراج همچین احکامی در علوم اسلامی در حوزه فقه انجام میشه.
مثلا اسلام جایی نگفته رابطه با رژیمی به نام اسرائیل حرام است، اما گفته که کمک به مسلمین، و مقابله با ظالم، و مقابله با متعدی به سرزمین های اسلامی واجب هست. همین اسلام اختیارات حکومت الهی در زمین را هم مشخص کرده. جایی در اسلام نیامده که انسان حق دارد اجنه را به بردگی بگیرد، اما سلیمان (ع) به عنوان یک حاکم الهی، برای حفظ حکومت الهی خودش، اجنه را که به فتنه گری در بین مردم می پرداختند، به تسخیر در آورد، گروهی را به بنایی و غواصی گمارد، گروهی را هم به زنجیر کشید. پس مصادیقی که ذکر کردید، ربطی به ورود اسلام به جزئیات زندگی ندارد.

و این به این معنیست که در اکثر مسائل زندگی خداوند انسان ها رو آزاد گذاشته که بر اساس تمایلات خودشون زندگیشون رو بسازن .

شما در انتخاب ولی مختار هستید، مابقی رفتارهای شما تبعه انتخاب شما ست. برخلاف نظر شما، قرآن می فرماید که همه انسان ها ولی دارند، و تبعیت می کنند. عده ایی الله را به عنوان ولی انتخاب می کنند، و از آن تبعیت می کنند، و عده ایی شیطان را به عنوان ولی انتخاب می کنند، و از وی تبعیت می کنند. قرآن گروهی خارج از این دو را مطرح نمیکنه؛ یعنی شما یا تابع الله هستید، یا تابع شیطان. عموم ما انسان ها در شوون مختلف تابع شیطان هستیم. اگر کسی تابع الله باشد، بر صراط قرار می گیرد. اما ما عموما فقط بخشی از وجودمان بر صراط هست، و بسیاری از اعمال و افکارمان بر صراط نیست. شما اگر تمام وجودتان بر صراط باشد، یعنی خودتان را کاملا در اختیار الله قرار می دهید. آن وقت Life Style تان را خودتان انتخاب نمی کنید، بلکه به الله توجه می کنید. قرآن مومنین را به این صورت توصیف می کند: ما تشائون الاّ أن یشاء الله؛ یعنی چیزی نمیخواهند، مگر آنچه خدا بخواهد. اگر من بدون اینکه خدا چیزی را بخواهد، آن چیز را بخواهم، یا بدون اینکه خدا چیزی را مهم بداند، من آن را مهم بدانم، این یعنی تبعیت از شیطان در آن امر خاص. به عنوان مثال، قرآن زندگی دنیا را اینطور توصیف می کند: "وما هذه الحیوة الدنیا إلا لهو ولعب"؛ یعنی زندگی دنیا چیزی بیش از لهو و لعب نیست. حالا اگر نظر من به زندگی دنیا، و تلاش من در کسب زندگی خوب دنیایی چیزی بیش از لهو و لعب دیدن دنیا باشه، یعنی من دارم در این امر از شیطان پیروی می کنم.

پس الله ولی ایی نیست که به شما بگوید، من کلیات را می گویم، شما در جزئیات به شیوه خودت حرکت کن. الله می گوید، اگر شما در تمامی امور تسلیم من باشید، اون وقت، "کفی بالله وکیلا"، خدا به تنهایی برای شما کفایت می کند. یعنی شما تلاشت این باشد که به خواست خدا قدم بر داری، به خواست خدا سخن بگویی، به خواست خدا زندگی کنی، و همه امورت به خواست خدا و به رضایت خدا باشد؛ خدا خودش کیفیت زندگی دنیا و آخرت شما را در همچین شرایطی تضمین می کند. عموم ما چون قلبا یقین به این امر نداریم، در بسیاری از امور خودمان را صاحب نظر می گیریم، و در یک امر تسلیم خدا می شویم و در 1000 امر به تشخیص خودمان عمل می کنیم. این می شود که دائما از چاله در می آییم و در چاه می افتیم!

شما قوانینییو که مجلس تصویب می کنه اگه دنبال کنید میبینید که اکثرا در حوزه عملکرد دین نیستند و به مسائل روزمره ارتباط پیدا می کنند

دین از دیدگاه اسلامی در همه شئونات زندگی شما نقش دارد. ما در اسلام معتقد به سکولاریسم نیستیم که یک حوزه شخصی و محدود را برای دین در نظر بگیریم، و سایر حوزه ها را حوزه تصمیم گیری و نظریه پردازی خودمان بدانیم.

البته درباره جمهوری اسلامی باید دقت کنید که جمهوری اسلامی مدعی یک حکومت اسلامی کامل و بی نقص نیست. حکومت اسلامی کامل، حکومت امام زمان (عج) است. جمهوری اسلامی با یک دیدگاه تکلیف محور شکل گرفته، به این معنا که به بسیاری از تکالیف اسلامی نیاز به حکومت اسلامی دارند، و حکومت اسلامی نیاز به امام حاضر، اما در صورت نبود حکومت اسلامی، وظیفه از ما مسلمانان ساقط نمی شود، پس باید حکومتی مبتنی بر احکام جاری اسلام ایجاد شود که اولا در اجرای احکام الهی تا حد ممکن تلاش کند، و ثانیا جامعه و شرایط را برای ظهور امام معصوم فراهم کند، تا ایشان در مسند قدرت قرار بگیرند و حکومت اسلامی حقیقی را تشکلی دهند. پس در انقلاب اسلامی شما ضعف هایی را مشاهده کرده و می کنید. اصولا تشکیل یک حکومت فراگیر اسلامی در حضور شیطان و شیاطین امکان پذیر نیست. کما اینکه حضرت سلیمان (ع) هم به همین دلیل آنها را به تسخیر در آوردند. در زمان قیام امام زمان (عج) هم ایشان با شیطان و شیاطین می جنگند، و بعد از به هلاکت رساندن شیطان، تشکیل حکومت می دهند. در جایی که شیطان و شیاطین حاضر باشند، همیشه فتنه هست، و کار به تباهی کشیده می شود. کما اینکه در بهشت آدم و حوا (علیما السلام) هم حضور شیطان باعث تباه شدن بهشت شد.
پس جمهوری اسلامی مدعی کامل بودن حکومتش نیست، بلکه برتری جمهوری اسلامی در مسیر و اهدافی است که طی می کند. جمهوری اسلامی برای پیاده سازی احکام الهی و برای برپایی ملک الهی توسط ولی الله می جنگند و در این مسیر حرکت می کند، در حالی که دیگران، در ساده ترین حالتش برای حیات دنیوی خود بر اسان نظریات تخیلی خودشان حرکت می کنند، و در پیچیده ترین حالتش، برای کامل کردن قدرت ابلیس در دنیا و جلوگیری از برپایی ملک الهی تلاش می کنند. احادیث مختلفی از پیامبر اسلام (ص) با این مضمون نقل شده است که در دنیا، دو نوع حکومت وجود خواهد داشت، حکومت ابلیس، که در آن ملک الهی در دنیا آشکار نیست، و حکومت اهل بیت (ع) که برپایی ملک الهی است، و در آخر الزمان رخ خواهد داد. در احادیث مختلف در تاویل آیه مربوط به مهلت دادن به ابلیس تا "یوم الوقت المعلوم" هم تصریح شده که منظور از این روز، ظهور امام زمان (عج) است؛ یعنی ابلیس تا آن زمان مهلت دارد، و تا آن زمان قدرت فتنه انگیزی و گمراه کردن انسان ها را دارد، بعد از آن، به دست حضرت هلاک می شود. هر چقدر که به این روز نزدیک تر شویم، دست و پا زدن و تلاش ابلیس و ابلیسیان برای حیات خودشان بیشتر، و در نتیجه فتنه هایشان عظیم تر خواهد بود. در این جنگ خیر و شر، یک عده ایی برای رسیدن به خیر تلاش می کنند، یک عده ایی برای تداوم و افزایش شر، و یک عده ایی هم این وسط لحاف و تشک پهن کردند، و به خیال خام خودشان، میدان همچین نبردی، محلی برای استراحت و خوش گزرانی است!
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 763
تاریخ عضویت: جمعه 14 آبان 1389, 1:26 am
سپاس‌های ارسالی: 687 بار
سپاس‌های دریافتی: 2865 بار

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط cheka »

Negar.int نوشته شده:  نیست ما به صفر بودن خود افتخار کنیم چون دیگران منفی هستند، متاسفانه ما دائما خود را با دوران شاه، کشورهایی که فاقد کمترین استقلال هستند و . . . که به گونی در وضعیت منفی هستند مقایسه میکنیم و این امر ما را از پیشرفت غافل میکند.  


اون کشورهای منفی به کنار ، بحث اینه که کشورهایی که در آمار ها مثلا دموکراسیشون بالا عنوان میشه اصلا اینطور نیستند ، مثلا آمریکا چطور اسم خودش رو میزاره دموکراسی وقتی کسی خارج از دو حزب جمهوری خواه و دموکرات نمیتونه حرف بزنه ؟! البته اگر دقت کنید در آمریکا یک سیستم تک حزبی و تک سیستمی هست (سیستم سرمایه داری) و این دو حزب هم دو حزب درون سیستمی هستند و کسی خارج از این دو حزب نمیتونه حرفی بزنه . وقت هایی هم که مردم واقعا خواستن خارج از این دو حزب فعالیت کنند لابی های سرمایه داری از هیچ کاری برای زمین زدن اینها استفاده نمیکنند .
برای مثال در نیمه های قرن بیستم که تب کمونیسم همه ی کشورها رو گرفته بود ، وقتی که حزب کمونیست آمریکا داشت رشد میکرد حکومت آمریکا یک قانونی بنام قانون "اسمیت" رو تصویب کرد که در آن عملا تبلیغ عقیده جرم محسوب میشد بطوریکه حتی معاون حقوقی وقت رییس جمهور هم بعدا مینویسه این قانون در تضاد آشکار با اصل آزادی بیان بوده و امید داشت که دیوان عالی بخاطر این تضاد قانون رو رد کنه اما قانون تصویب شد و با استناد به همین قانون تمام سران کمونیست آمریکا رو انداختند زندان ، موارد بسیار دیگه ای هم در این کشور هست: زندانهای مخوف و بدون نظارت ، نفوذ و کنترل بر حوزه های خصوصی و ...حالا چطوریه که در این کشور دموکراسی هست !؟
دعا نکنید زندگی آسانی داشته باشید ، دعا کنید انسانهایی قوی باشید.

جان.اف.کندی
Major I
Major I
پست: 199
تاریخ عضویت: شنبه 12 بهمن 1387, 12:50 pm
سپاس‌های ارسالی: 281 بار
سپاس‌های دریافتی: 407 بار

Re: رتبه بالای حسنی مبارک و دوستان در دموکراسی/ رتبه 158 ایر

پست توسط hadi021 »

Frogfoot نوشته شده:

اتفاقا اسلام تنها دینی هست که در تمامی جزئیات زندگی، حتی نحوه راه رفتن شما (حتی می بخشید، نحوه دستشویی رفتن شما) ورود کرده. ورود اسلام به تمامی جزئیات به معنای آن نیست که مثلا اسلام درباره فیلترینگ هم آیه قرآن یا حدیث داشته باشه، بلکه به معنای آن هست که حکمی که وضعیت همچین امری را مشخص کنه، در اسلام موجود هست. استخراج همچین احکامی در علوم اسلامی در حوزه فقه انجام میشه.
مثلا اسلام جایی نگفته رابطه با رژیمی به نام اسرائیل حرام است، اما گفته که کمک به مسلمین، و مقابله با ظالم، و مقابله با متعدی به سرزمین های اسلامی واجب هست. همین اسلام اختیارات حکومت الهی در زمین را هم مشخص کرده. جایی در اسلام نیامده که انسان حق دارد اجنه را به بردگی بگیرد، اما سلیمان (ع) به عنوان یک حاکم الهی، برای حفظ حکومت الهی خودش، اجنه را که به فتنه گری در بین مردم می پرداختند، به تسخیر در آورد، گروهی را به بنایی و غواصی گمارد، گروهی را هم به زنجیر کشید. پس مصادیقی که ذکر کردید، ربطی به ورود اسلام به جزئیات زندگی ندارد.



از کی تا حالا مسایل حوزه اخلاق تبدیل به احکام شرعی شده اند. درسته که توریز ترین مسائل زندگی ما مستحب و مکروه داریم اما اینا که احکام شرعی نیستند. هیچ تکلیفی بر گردن هیچ کس نیست که مستحبات را انجام دهد و ازمکروهات پرهیز کند. این مثال هایی هم که شما زدید مربوط به این حوزه است.شما مختاری هرجوری که دوست داری راه بری. در مورد رابطه با اسراییل اتفاقاخود پیغمبر با یهودی ها و مشرکین زمان خودش قرار داد صلح بست، آیا مشرکین به سرزمین های اسلامی تعدی نکرده بودند؟، آیا به مسلمانان ظلم نکرده بودند؟
در مورد حضرت سلیمان مثال شما ربطی به حرفای من نداشت. شما هم اگه میتونید از ولی زمان خود بخواهید که اجنه رو برای ساختن کشور بفرسته. همین حضرت سلیمان نمیتونست مردمو
به این کارها وادار کنه. در بحث ولایت حضرت علی هنگامی که مردم از ایشان می خواهند حکومت را قبول کند می گویند لولا حضور الحاضر و .. یعنی چون مردم از ایشان خواستند این بزرگوار حکومت را قبول کردند و این دموکراسی تو اسلامو نشون میده. حتی ایشان از هیچ کس به اجبار بیعت نگرفتند و کسانی را که با ایشان بیعت نکرده بودند از بیت المال محروم نکردند.
قفل شده

بازگشت به “ساير گفتگوها”