از Ho 229 تا B2

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با هواپيماهاي نظامي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: SAMAN, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 340
تاریخ عضویت: شنبه 29 آبان 1389, 8:50 pm
سپاس‌های ارسالی: 1282 بار
سپاس‌های دریافتی: 1825 بار

از Ho 229 تا B2

پست توسط m-sajedy »

در سال 1939 و در حالی که پیشوا آدولف هیتلر بعد از روی کار آمدنش در آلمان شکست خورده و تضعیف شده در جنگ موجب ترقی علمی و گسترش ناباورانه ارتش این کشور شد در اقدامی از پیش تعین شده و طی توافقی با شورری به لهستان اعلام جنگ کرد .مطابق با این عمل دیری نپایید که کشور مذبور از شرق و غرب به دو نیم تقسیم شده ،نیمه غربی به آلمان و نیمه شرقی به شوروی پیوست. در پی وقوع این حوادث متحدات متفق (فرانسه و بریتانیا) ناگزیر به آلمان نازی اعلام جنگ کردند. ارتش تمام زرهی آلمان طی مدت تقریبی دو هفته موفق به تصرف کامل خاک فرانسه شد و خود را مقابل کانال مانش و رودر روی ارتش انگلیس یافت.
آلمان ها می دانستند که جنگ با انگلیس نیاز مند صرف وقت ، هزینه و همچنین از دست دادن بخش بزرگی از از نیروهای خودی می بود که این مهم با اهداف دولت نازی مغایرت داشت.
در همین راستا فردی از فرماندهان عالی رتبه نازی در لوفت وافه پیشنهادی جالبی را عرضه کرد.طبق این پیشنهاد نیروی هوایی مسئولیت از بین بردن نیروی دریایی انگلیس را به عهده گرفت اما اقداماتی مانند ساخت جنگنده Spitfire و ابداع رادار و نصب آن در سواحل مانع رسیدن خلبانان نازی به هدف خود می شد.
ایده ی Horten 229 IX ابتدا در ذهن والتر هورتن هنگامی که او در نیروی هوایی آلمان به عنوان خلبان جنگنده در جریان جنگ بریتانیا در سال 1940 خدمت می کرد ، رشد کرد.
هورتن افسر فنی اسکادران جنگنده ی بیست و ششم مستقر در فرانسه بود.
طبیعت نبرد و تاکتیکهای مورد استفاده توسط آلمان ها ،طراحی دفاعی مسراشمیت Bf 109 (پیشرفته ترین جنگنده ی آلمانی در آن زمان ) را بیشتر مشخص می کرد.
خلبانان لوفت وافه می بایست عرض کانال انگلیس و یا دریای شمال را می پیمودند تا بتوانند ماموریتشان (اسکورت بمب افکنها و حمله به جنگنده های انگلیسی ) را انجام دهند.
هورتن مشاهده می کرد که چگونه تعداد زیادی از افراد واحدش روی قلمروی دشمن به خاطر کمی شعاع عملیاتی هواپیماهایشان، از دست می رفتند.
معمولاً فقط بعد از چند دقیقه نبرد ، هواپیماهای آلمانی مکرراً مجبور به بازگشت به پایگاههایشان می شدند و یا سوختشان تمام می شد و این کمبود پایداری موجب افت بازده آنان می شد.
همچنین مسراشمیت به خاطر یک موتوره بودنش آسیب پذیر هم بود.
یک گلوله می توانست هر کدام از قطعات سیستم خنک کنند ی موتور را سوراخ کند و هنگامی که این اتفاق می افتاد ، موتور تنها برای چند دقیقه ی کوتاه می توانست وظیفه اش را انجام دهد و بعد از آن داغ می کرد و دچار مشکل اساسی می شد.
والتر هورتن کم کم متقاعد می شد که لوفت وافه احتیاج به جنگنده ای جدید با قابلیتهای بهتر از اسپیت فایر (پیشرفته ترین هواپیمای انگلیسی)، دارد.
هواپیمای جدید نیازمند شعاع عملیاتی مناسب برای پرواز به انگلیس ،گشت زنی برای مدت زمانی مناسب، شرکت در نبرد و بالاخره بازگشت به اروپای اشغالی بود.او دریافت که فقط یک هواپیمای دو موتوره می توانست به خلبان خود، شانس برگشت با وجود آسیب جدی در یک موتور و یا حتی انهدام کامل آن را بدهد.
از سال 1933، والتر و ریمار (برادران هورتون)، هواپیمای تمام بال را آزمایش می کردند. با کمک والتر، ریمار قابلیتهایش را در زمینه ی ریاضیات و طراحی، برای غلبه بر بسیاری از محدودیتهای این ساختار عجیب و غریب به کار برد. والتر معتقد بود که ریمار می تواند هواپیمایی، تمام بال، با قابلیتهای بسیار بهتر از Spitfire، طراحی کند.
جنگنده ی جدید احتیاج به سیستم پیشرانشی قوی و نیرومند، داشت تا بتواند به سرعتهای بالا دست پیدا کند و در عین حال در صورت آسیب دیدن بتواند به وظایف خود عمل کند.
نازیها از سال 1940 توسعه ی موتورهای راکت، پالس جت و توربوجتها را شروع کرده بودند و شغل والتر به عنوان افسر فنی اسکادران، این امکان را به اومی داد تا بتواند در مورد این برنامه پیشرفته، اطلاعاتی کسب کند.
او به زودی دریافت که اگر برادرش بتواند جنگنده ای مجهز به دو موتور کوچک اما نیرومند و بدون دارا بودن بدنه یا هیچ دمی طراحی کند، قابلیتهای زیاد دست یافتنی خواهد بود.
در اواخر سال 1940، والتر افکارش را در مورد هواپیمای تمام بال، با ریمار که کاملاً موافق عقاید برادرش بود، در میان گذاشت و به سرعت کار بر روی جنگنده ی جدید را شروع کردند. در سال 1943 قرار شد بال پرنده ی Horten 229 ساخته شود تا قابلیت های غیر عادی اش را نمایش دهد و فرمانده ی وقت لوفت وافه (نیروی هوایی آلمان) ،هرمان گورینگ، نیم میلیون از مارکهای پیشوا را به برادران هورتن داد تا چند پیش نمونه را برای پرواز بسازند.
گفتنی است این جنگده عجیب دراری تکنیک های محدود رادارگریزی (مطابق با زمان خود) بود که موجب عبور از رادار های انگلیسی می شد. این هواپیما علاوه بر توانایی محدود در پنهان شدن از دید رادارها از سرعت بسیار بالایی برخوردار بود و حتی اگر رادارهای انگلیسی موفق به ردیابی آن می‌شده‌اند، زمان بسیار کمی برای نشان دادن عکس العمل از خود داشته‌اند. زمانی در حدود ۸ یا ۱۹ دقیقه که در این محدوده زمانی ایجاد پوشش دفاعی برای مقابله با این جنگنده‌ها امری بسیار سخت به نظر می‌رسد.
با این همه و با وجود کامل بودن طراحی هواپیمای Ho 229 نازی‌ها در سال ۱۹۴۵ با کمبود شدید سوخت و خلبان و مهمتر از آنها زمان مواجه بودند و همین امر فرصت یکه تازی بیشتر بر تاریخ جهان را از آنها گرفت.
بعد از جنگ این طرح هم چون دیگر طرح های علمی نازی ها به دست متفقین افتاد و سال ها بعد با توسعه آن بمب افکن بسیار مشهور B2 متولد شد .
(نکته اولین هلیکوپتر عملیاتی جهان نیز به دست آلمان ها ساخته و بکار گرفته شد )
(((( این ملت های فاتح هستند که تاریخ را می نگارند : آدولف هیتلر))))

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر

تصویر
وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ

و هنگامی که به آنان گفته شود : در زمین فساد نکنید، می‌گویند : ما فقط اصلاح‌ کننده‌ایم!

سوره مبارکه البقرة
ارسال پست

بازگشت به “هواپيماهاي نظامي”