Essential Idioms in English

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با زبان انگليسي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to tire out
(to make very weary due to difficult conditions or hard effort( also : to wear out



* The hot weather tired out the runners in the marathon.
* Does studying for final exams wear you out? It makes me feel worn out?
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to spend time
to do an activity over a period of times



* Adrian would rather spend time watching TV than doing homework.
* I spent too much time getting ready this morning, so I was late for work.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

never mind
don't be concerned about it; ignore what was just said


* "When he spilled his drink on my coat, I said, "Never mind. It needs to be cleaned anyway
* So you weren't listening to me again. Never mind; it wasn't important.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

lesoon 3

to pick out
to choose, to select


* Ann picked out a good book to give to her brother as a graduation gift.
*Johnny, if you want me to buy you a toy, then pick one out now.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to take one's time
to do without rush, not to hurry (this idiom is often used in the imperative form. see first example.


* There's no need to hurry doing those exercises. Take your time.
* William never works rapidly. He always takes his time in everything that he does.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

To lie down
to place oneself in a flat position, to recline


* If you are tired, why don't you lie down for an hour or so?
* The doctor says that Grace must lie down and rest for a short time every afternoon
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to stand up
(to rise from a siting or lying position (also: to get up

* When the president entered the room, everyone stood up.
* Don't just sit there. Get up and help me clean the house
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to sit down
(to be seated( also: to take a seat, to have a seat

* We sat down on the park bench and watched the children play.
* There aren't any more chairs, but you can take a seat on the floor.
* Please have a seat. The program will be starting soon.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

all(day,week,month,year) long
the entire day,week,month,year

* I've been working on my income tax forms all day long. I've hardly had time to eat.
* It's been raining all week long. We haven't seen the sun since last monday.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

by oneself
alone, without assistance

* Francis translated that French novel by himself. No one helped him.
* Paula likes to walk through the woods by herself, but her brother prefers to walk with a companion.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

on purpose
(for a reason, deliberately( This idiom is usually used when someone does something wrong or unfair.

* Do you think that she didn't come to meeting on purpose?
* It was no accident that he broke my glasses. He did it on purpose.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

(to get along (with
(to associate or work well(with

* Terry and her new roommate don't get along; they argue constantly.
* Adriane has a hard time at school because she doesn't get along with her biology professor.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
ارسال پست

بازگشت به “زبان انگليسي”