Essential Idioms in English

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با زبان انگليسي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

سلام دوستان...بنده میخاستم تووو این پست یک سری از اصطلاحات رایج توو زبان انگلیسی رو واستون بنویسم که واقعا ضرورین و خیلی بدربخور.
اما این اصطلاحات رو از کتابی به همین نام(موضوع تاپیک) نوشته Robert J.dixon درآوردم.....

شامل سه قسمته که قسمت مبتدی و متوسط رو مینویسم اما قسمت پیشرفته رو نمیزارم خودتون برید کتابو بخرید تا به ناشر ظلم نشه.....
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

Section one
Beginning

lesson one


to get in/to get on: to inter or board a vehicle to get in is used for cars; to get on is used for all other forms of transportation.

* it's easiest to get in the car from the driver's side. The door on the other side doesn't work well.

*I always get on the bus to work a 34th Street.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to get out of/to get off: to leave or to descend from a vehicle to get out is used for cars; to get off is used for all other forms of transportation.
*Why don't we stop and get out of the car for a while?
*Helen got off the train at 42nd Street terminal.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to put on: to place on oneself (usually said of clothes) 1


*Mary put on her coat and left the room.

* Put your hat on before you leave the house.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to take off

to remove (usually said of clothes)1


*John took off his jacket as he entered the office.

* Take your sweater off. The room is very warm.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to turn on
to start or cause to function (also: to switch on) 1

* Please turn on the lights; it's too dark here.

* Do you know who turned the air conditioning on?
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to turn off

to cause to stop functioning (also: to switch off, to shut off)1

turn on and turn off, as well as their related form, are used for things that flow,such as electricity, water, gas, etc.

*Please turn off the light when you leave the room.

* Are you really listening to the radio, or should i turn it off?
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

right away

very soon; immediately (also :at once)1

* Dad says that dinner will be ready right away, so we'd better wash our hands and set the table.

* Tell will to come to my office right away. I must see him immediately.

* Stop playing that loud music at once!
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to pick up

to lift one's fingers or hands; to retrieve or collect ; to learn

* Harry picked up the newspapaer that was on the front doorstep.

* Lucia was so busy that she forgot to pick her son up from school.

* Margot picks up math easily, but she is not good at reading.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

sooner or later
eventually, after a period of time

* If you study English seriously, sooner or later you'll become fluent.

* I'm too tired to do my homework now; I'm sure I'll do it sooner or later.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to get up:
to arise; to rise from a bed; to make someone rise( for the last defintion a noun phrase must separate the verb and particle)1

*Carla gets up at seven o'clock every morning

* At what time should we get the children up tomorrow?
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1118
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 3 آبان 1386, 3:56 pm
محل اقامت: ايران....از خزر تا خليج هميشه فارس
سپاس‌های ارسالی: 1224 بار
سپاس‌های دریافتی: 1160 بار
تماس:

Re: Essential Idioms in English

پست توسط big-man »

to come up with
to find, to discover

* After worrying for days, I finally come up with a solution to my problem.

* Even though Kwan doesn't have a job, he always comes up with enough money to pay his bills.
خدایا ...!

نیازی به زمین لرزه نیست ...!

کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!!
ارسال پست

بازگشت به “زبان انگليسي”