هر روز يك idiom زبان انگليسي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با زبان انگليسي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 شهریور 1386, 9:18 am
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

پست توسط mohayer »

اصلاحيه:

Esto me suena a chino, no me hables en chino
(It sounds Chinese to me, I don't speak in Chinese)

no me hables en chino = don't speak Chinese to me

توضيح:

صرف فعل hablar (صحبت کردن) بصورت نهي :

tú no hables
usted no hable
vosotros, vosotras no habléis
ustedes no hablen

پس بدين ترتيب ترجمه no me hables en chino ميشود: با من چيني صحبت نکن don't speak Chinese to me
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
Major I
Major I
پست: 287
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 27 خرداد 1386, 5:09 pm
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 57 بار

پست توسط milad1378 »

tie yourself up in knots=سردرگم و گيج شدن در جريان توضيح يك مورد :?

مثال:Ali tried to explain the problem,but he soon tied himself up in knots
Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 شهریور 1386, 9:18 am
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

پست توسط mohayer »

البته اين اصطلاح[tie (someone) up in knots] دو کاربرد دارد:

1. نگران، عصبي و يا سر در گم بودن براي حل يک مشکل يا شرکت در يک مباحثه يا سخنراني.
They tied themselves in knots over the seating arrangements.
My colleague was tied up in knots before the speech at the convention.

2. سردرگم و گيج شدن در جريان توضيح يك مورد
. She tied herself up in knots trying to tell me how to operate the video recorder.
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه 6 مرداد 1385, 11:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

پست توسط Ines »

All in the same boat

در یک تیم بودن (به همکاری همدیگر نیاز داشتن)

We can't fight against each other. We need to work together. We're all in the same boat
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 شهریور 1386, 9:18 am
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

پست توسط mohayer »

"All in the same boat "

تکمله:

با هم قرار داشتن در يک موقعيت نا خوشايند.يا دست و پنجه نرم کردن با يک مشکل خاص
She's always complaining that she doesn't have enough money, but we're all in the same boat. If he loses his job he'll be in the same boat as any other unemployed person

براي يادآوري اينکه مشکل مختص يک نفر نيست همه مشکل دارند
" "I'm so busy. I don't know how will get this done." Reply: "You're not the only one with a lot to do. We are all in the same boat."

نياز به کمک هم داشتن براي رسيدن به موفقيت
. "These may be difficult times, but we're all in the same boat. We can get through it together."


 تصویر 
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
Major I
Major I
پست: 287
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 27 خرداد 1386, 5:09 pm
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 57 بار

پست توسط milad1378 »

the more ,the merrier=بيشتر باشيم بيشتر خوش مي گذره! :L:L

مثال:Ali say:Can i go to climbing with you and your friends this weekend?

You say:The more,the merrier
Major I
Major I
پست: 287
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 27 خرداد 1386, 5:09 pm
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 57 بار

پست توسط milad1378 »

How time flies= زمان چقدر زود مي گذرد :?

مثال:It,s nearly the end of the term already
--How time flies!
Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 15 شهریور 1386, 9:18 am
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

پست توسط mohayer »

جالب است بدانيم زمان اصلاحات زيادي دارد از جمله:

time flies when you're having fun
هنگام بازي زمان زود ميگذرد
Ho looked at his watch, yawned and said,
"Time flies when you're having fun, eh."

time is money
زمان با ارزش است ، زمان به اندازه پول ارزش دارد
Employers who pay hourly wages know that time is money.

time is of the essence
اهميت دارد که کار با سرعت انجام شود
When you're paying $75 an hour for a lawyer's services, time is of the essence.

time off
روزهاي تعطيل، تعطيلي
I've been working too hard. I think I need some time off.

time on your hands
زمان استراحت
If you have time on your hands, read the novel Fifth Business.

time out
متوقف شدن براي فکر کردن يا طرح نقشه
We need a time out to look at the map. I think we're lost.

time ran out
مجاز نيست دو باره، کاري انجام شود
Time ran out before I could complete the exam.

time stands still
همه چيز کند شده يا از حرکت ايستاده است
When the towers went down, time stood still.

time to kill
زمان استراحت، هدر دادن وقت
We had some time to kill while the car was being repaired.
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه 6 مرداد 1385, 11:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

پست توسط Ines »

on top of the world

وقتی احساس خیلی خوبی دارید.
What a beautiful day, today. I am on top of the world!

وقتی اتفاق بسیار خوشایندی برایتان می افتد و خیلی خوشحال میشوید.
What a great time we had that night; we were on top of the world!
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه 6 مرداد 1385, 11:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

Not A Chance

پست توسط Ines »

Not A Chance

it will definitely not happen

عمرا


"Not a chance" is a strong way of saying "no"; it can be used as a simple response.


Example:


"Do you think you will be able to finish your report by five o'clock today?" Answer: "Not a chance. I'll be busy in meetings all day."
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
Major I
Major I
پست: 287
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 27 خرداد 1386, 5:09 pm
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 57 بار

پست توسط milad1378 »

a lone wolf= آدم تكرو،آدم ناهماهنگ با جمع :-? :-P

مثال:what do you think about Jim-he is a lone wolf
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه 6 مرداد 1385, 11:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

Over My Dead Body

پست توسط Ines »

Over My Dead Body

there is no way I will allow you to do that

"امکان نداره بذارم این کار رو انجام بدی"
"مگر اینکه از روی جنازه ی من رد شوی"

Example:


"All of my friends are going out to the lake tonight and I'm going too!" Answer: "Over my dead body you are!"
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
ارسال پست

بازگشت به “زبان انگليسي”