.....::::: علل وعوامل موثر در اعتياد و درمان آن ::::::.....

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با بهداشت به بحث بپردازيد.

مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت, رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

New Member
نمایه کاربر
پست: 3
تاریخ عضویت: پنج شنبه 10 بهمن 1387, 1:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 5 بار
سپاس‌های دریافتی: 2 بار
تماس:

درباره اعتیاد چه می دانید؟

پست توسط ya3in » پنج شنبه 10 بهمن 1387, 4:08 pm

آیا میدانید اعتیاد یک بیماری جسمی است؟
بر خلاف آنچه در جامعه مردمی و پزشکی ما مطرح میشود که اعتیاد یک بیماری و وابستگی روانی است .اعتیاد یک بیماری جسمی است که باید درمان شود .
شخص مصرف کننده مواد مخدر با مصرف گاهی گداری خود باعث شده سیستم بیوشیمی کار خود را درست انجام ندهند و گیرنده های مغزی پیامی به مغز برای نیاز مواد ضد درد و به اصطلاح شبه افیونی مخابره نکنند و به همین دلیل کم کم و به مرور زمان این سیستم از کار افتاده و شخص مجبور به استفاده مکرر مواد می شود .دیگر مصرف مواد نه برای سرخوشی که برای انجام کارهای روتین و معمولی زندگی است به عبارتی مصرف مواد تنها برای این است که مثل بقیه مردم بتواند به زندگی روزمره خود بپردازد.
به همین دلیل ترک مواد باعث حالتهای ناخوشایند در شخص مصرف کننده می شود.
زمان لازم برای درمان اعتیاد حدود11-10 ماه می باشد که بصورت تیپر مواد صورت می گیرد تا مقدار مواد به صفر برسد درست مانند تیپر مورفین که در بیمارستانها بر روی بیمارانی که دریافت مورفین داشته اند صورت می گیرد تا کم کم جسم توانمند شده و مواد لازم را دوباره خود بسازد .
این روش که ما آنرا DST می نامیم توسط دکتر هدایت صحرایی سرپرست مرکز تحقیقات علوم اعصاب کاربردی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله نیز مورد تحقیق وبررسی قرار گرفت و ایشان این روش را یک روش کاملا علمی و کارآمد بیان کردند.[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
 خداوندا دو چیز را عطا فرما:
سعادت در اول روز به طاعت و نعمت در آخر روز به آمرزش تو
 


[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

Re: درباره اعتیاد چه می دانید؟

پست توسط Dr.Akhavan » پنج شنبه 10 بهمن 1387, 7:06 pm

باسلام

ضمن خوشامد گویی به شما

باید بگم که اعتیاد هم بیماری جسمی و هم روحی است که مقدمه شروع اینکه فرد به سوی اعتیاد کشیده میشود مشکل روحی و طرز تفکر اشتباه به زندگی است که با مصرف این مواد باعث بیماری جسمی می شود.

مطلب شما به بخش بهداشت عمومی و تایپیک مهم اعتیاد منتقل یافت.

خواهشا در این فوروم تبلیغ مرکز ترک اعتیاد و یا تبلیغ دارو را انجام ندهید که این گونه کارها در اینجا جایگاهی ندارد

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج شنبه 16 آبان 1387, 8:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: .....::::: علل وعوامل موثر در اعتياد و درمان آن ::::::.....

پست توسط Mardaviz » جمعه 11 بهمن 1387, 2:14 am

درود

کسی که خودش معتاد نباشه،نمیتونه در رابطه با اعتیاد اظهار نظر کنه.و در کلاسهای na و ..... به هیچ عنوان اجازه نمیدهند شخص غیر معتاد مشارکت کنه.[حتی اگر دارای تحصیلات دانشگاهی باشد]

شما بهتر است از تجربیات na ها بهره مند شوید.مخصوصا افرادی که کلاسهای قدم را به پایان رسانده اند.که هر یک به نوبه خود استاد سخن میباشند.بنده با افرادی برخورد داشته ام که میتوانم با جرات بگویم اساتید دانشگاه و پزشکان باید از اینان راهنمایی و ... بجویند.

بچه های na میگویند:اگر میخواهید معجزه را ببینید و لمس کنید،سری به کلاسهای NA بزنید.
بسیاری از افراد غیر معتاد برای خدا شناسی ، خود شناسی و آموختن روش زندگی همراه با معتادین در کلاسها شرکت میجویند.
سخن در رابطه با معجزه گری NA بسیار است و شگفت انگیز.[مخصوصا گوش دادن به تجربیات این افراد]
بنده با آنکه معتاد نیستم ولی حضور خدا را در این کلاسها حس کردم.

آنها میگویند:«ما نمیتوانیم ماهیت معتاد و یا اعتیاد را تغییر دهیم .اما میتوانیم با تلاش خود در فراهم آوردن هرچه بیشتر زمینه بهبودی ،آن دروغ قدیمی که میگوید «وقتی معتاد شدی تا ابد آلوده میمانی» را تغییر دهیم.خداوندا کمک کن که این تفاوت را همیشه به خاطر داشته باشیم»
آنها دوازده قدم را برای رسیدن به کمال طی میکنند:
قدم نخست:«ما اقرار کردیم که درمقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود»
قدم دوم:«ما به این باوررسیدیم که یک نیروی برتر میتواند سلامت عقل را به مابازگرداند»
قدم سوم:«ما تصمیم گرفتیم اراده و زندگی مان را به مراقبت خداوند ،بدان گونه که او را درک میکردیم بسپاریم»
قدم چهارم:«ما یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کردیم»
قدم پنجم:«ما چگونگی دقیق خطاهایمان را به خداوند ،به خود و به یک انسان دیگر اقرار کردیم»
قدم ششم:«ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه نواقص شخصی مارا برطرف کند»
قدم هفتم:«مابافروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند»
قدم هشتم:«ما فهرستی از تمام کسانی که به آنها صدمه زده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آنها شدیم»
قدم نهم:«ما بطور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران لطمه بزند»
قدم دهم:«ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم ،سریعا بدان اقرار کردیم»
قدم یازدهم:«ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقا رابطه آگاهانه خود با خداوند،بدان گونه که اورا درک میکردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم»
قدم دوازدهم:«با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم ها ،ما کوشیدیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا درآوریم»
آنها سنت هایی نیز دارند،برخی از آنها:
«هرگروه فقط یک هدف اصلی دارد ،رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است»
«گمنامی ،اساس روحانی تمام سنت های ماست و همیشه یادآور اینست که اصول را به شخصیت ها ترجیح دهیم»
و ..........................................
در مقدمه کتاب پایه معتادان گمنام این چنین نوشته: «فقط برای امروز ،دیگر هرگز مجبور نیستی چیزی مصرف کنی»

به امید بهبودی معتادان
Work hard in silence
Let your success
Be your noise

New Member
نمایه کاربر
پست: 3
تاریخ عضویت: پنج شنبه 10 بهمن 1387, 1:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 5 بار
سپاس‌های دریافتی: 2 بار
تماس:

Re: .....::::: علل وعوامل موثر در اعتياد و درمان آن ::::::.....

پست توسط ya3in » شنبه 2 آبان 1388, 9:17 am

  عبارتست از فیزیو لوژ ی جایگزینی مواد مخدر گیاهی یا شیمیایی به جای مواد مخدر طبیعی جسم انسان یا هر موجود دیگر .
قدر مسلم ، وابستگی جسمی ناشی از جایگزینی فوق بر روی سایر بخشهای شهر وجودی انسان ، از جمله روان و جهان بینی ( تفکر ، نگرش و بینش ) نیز اثرات منفی به جای می گذارد .
علت اعتیاد
در حال حاضر بخش قابل توجهی از توان و انرزی مراکز تحقیقاتی فعال حوزه اعتیاد در شناسایی علت هاو زمینه های بروز اعتیاد در فرد ، مصرف می شود و در سایر بخش ها نظیر مهار و درمان ، انرژی کافی صرف نمی شود .
بسیاری از کارشناسان معتقدند برای رویا رویی با مسئله اعتیاد ، بایستی علل و عوامل ایجاد اعتیاد را شنا سایی کرد و بدین طریق از گسترش آن جلو گیری کرد . ما معتقدیم شنا سایی علت اعتیاد یک فرد کمک چندانی به حل مسئله نمی کند و ما نمی توانیم با تعمیم دادن این علت به دیگران از اعتیاد آنها جلوگیری کنیم و در حال حاضر ما تابع مسئله مهم تر و فوری تر هستیم و آن رو به رو شدن با خیل عظیم افرادی است که آلوده به مصرف مواد مخدر هستند ، زیرا این خیل عظیم خود بزرگترین عامل گسترش و شیوع اعتیاد می با شند .
شاید به اندازه انسانهای روی کره زمین علت برای اعتیاد وجود داشته باشد اما بسترهایی نیز وجود دارد که زمینه را برای بروز اعتیاد مساعدتر می کند . مانند محیط آلوده . دوستان ناباب . خانواده های از هم پاشیده و غیره .... . این بسترها به تنهایی عامل ایجاد اعتیاد نیستند . عاملی که بالاتر از این عوامل قرارمی گیرد و تقریباً در همه آنها مشترک است عدم آگاهی است . عدم آگاهی از حقیقت اعتیاد و همچنین طریقه کسب لذت ها ی سالم . ما معتقدیم تا کنون حقیقت اعتیاد از چشم ها پنهان مانده است و سیستم های اطلاع رسانی نتوانسته اند حقیقت اعتیاد را به درستی نشان دهند و حتی به دلیل عدم شناخت نسبت به این پدیده ، اطلاع رسانی اشتباه هم صورت گرفته است که به عنوان نمونه می توان از تبلیغ درمان های کوتاه مدت و چند ساعته و چند روزه اعتیا د نام برد که نمونه ای بارز از اطلاع رسانی اشتباه است . از سویی دیگر ، رسانه های جمعی و خصو صاً تصویری با به تصویر کشیدن شخصیت معتاد به عنوان یک شخصیت کاملاً تخریب شده و به قول معروف تابلو ، فاصله مردم عادی را با اعتیاد بسیار زیاد می کنند و مردم تصور می کنند حتی اگر مواد مخدر مصرف کنند هرگز به آن نقطه نمی رسند در حالیکه بخش عظیمی از معتادان کشور کسانی هستند که ظاهر شان کاملاً طبیعی و گاها ً با نقش های اجتماعی ویژه و مترقی است به طوری که به سختی می توان پی به اعتیاد آنها برد .
بنابر این یکی از عوامل مهم و مؤثر در شناسایی علت اعتیاد و پیشگیری ، شناخت حقیقی اعتیاد و رساندن آگاهی صحیح به شهروندان است . کسانی که به بهترین شکل ممکن می توانند حقیقت اعتیاد را بیان و منتقل کنند کسانی هستند که اعتیاد را تجربه کرده و علم و دانش شناخت بیماری اعتیاد را کسب کرده اند . نکته مهم این که داشتن تجربه اعتیاد به تنهایی به هیچ وجه کار ساز نیست و بایستی درکنار علم و دانش صحیح شناخت بیماری اعتیاد قرار گیرد .
انسانی که با مواد مخدر ارتباط برقرار می کند و فرزندی به نام اعتیاد را به دنیا می آورد انسانی است که به دلیل عدم آگاهی و عدم شناخت نسبت به زندگی و کسب لذت های سالم و در یک کلام نادانی ، قادر نبوده است انرژی مورد نیاز برای حرکت ، زندگی و کسب لذت را در درون خود تولید کند و با دیگران مبادله کند . او دائماً احساس کمبود انرژی می کند و به دنبال راهی برای رفع این کمبود می گردد و زمانی که با مواد مخدر رو به رو می شود ، مصرف می کند و از آنجائیکه مصرف مواد مخدر در ابتدا و دفعات نخستین مصرف بسیار لذت بخش است و سطح انرژی را به شدت با لا می برد شخص احساس می کند گمشده خود را پیدا کرده است . او مصرف مواد مخدر را ادامه می دهد تا جایی که تبدیل به یک معتاد تمام عیار می شود .
بیماری اعتیاد چگونه بیماری است ؟
همانگونه که در ابتدا گفتیم در حال حاضر دانش بشری به این نقطه رسیده است که اعتیاد صرفاً وابستگی رفتاری نیست بلکه بیماری است و یا به تعبیر دیگر وابستگی دارویی است .
ما معتقدیم دستاوردهای دانش پزشکی در شناخت اعتیاد ، در همین مقطع متوقف شده است و از این جلوتر نرفته است . دانش بشری هنوز مشخص نکرده است که بیماری اعتیاد با فیزیک ( جسم ) ، روح و روان و تفکر انسان چه می کند و چه تأثیراتی به جای می گذارد . تئوری های ارائه شده تا کنون از نظر ما ناقص هستند ، زیرا ما تجربه عملی آن را داریم و در تطبیق تئوری های موجود با حقیقتی که ما تجربه کرده ایم هیچگونه هماهنگی و همخوانی وجود ندارد . گفته می شود بخش عمده تخریب اعتیاد در روان و روح است و در قسمت جسم تخریب بوجود آمده چندان زیاد نیست و اصلاح بخش فیزیک در کو تاه مدت امکان پذیر است . اما ما در تجربه و عمل که به مراتب از تئوری های علمی ثابت نشده است و در واقع سندی است بی نقص ، و به عبارتی با دانش و علم حقیقی دریافتیم که تمام علت ها به جسم بر می گردد و ریشه تمام اختلالات روانی نیز تدر جسم بیمار است .
بیماری اعتیاد سه بخش مهم شهر وجودی انسان را از تعادل خارج می کند و برای رسیدن به درمان حقیقی نه ترک اعتیاد . بایستی سه بخش فوق به تعادل برسند و ساختارهای تخریب شده باز سازی شوند .
جسم
تخریب ناشی از مصرف دراز مدت مواد مخدر در قسمت فیزیک و جسم انسان بی شمار است و این تخریب بر روی تمامی سیستم های جسم ، اثر منفی می گذارد و کمتر بخشی است که از این تخریب مصون بماند .
مهمترین تخریب مصرف طولانی مدت مواد مخدر از کار افتادن دو سیستم حیاتی ، یعنی سیستم ضد درد و سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی است .
طبق آخرین کشفیات ، بدن انسان به طور طبیعی دوازده نوع ماده شبه افیونی از سه خانواده اندرفین ، دینور فین و انکفالین Dinorophin ، Andorphin ، Enkefalin در بخش هایی از مغز و سیستم عصبی تولید می کند که تمامی حالات و نظم درونی و بیو شیمی جسم ما و همچنین کنترل دز ها بستگی به تولید و میزان ترشح این مواد دارد و زمانی که شخص در دراز مدت با مصرف مواد مخدر ، مرفین خارجی وارد بدن خود می کند به تدریج این سیستم تنبل و در نهایت از کار می افتد . درمان اعتیاد در قسمت فیزیک و جسم بیمار ، راه اندازی این سیستم می باشد .
روان
روان انسان تشکیل شده است از مجموعه صور پنهان ، و یا اجزاء تشکیل دهنده انسان که ما قادر به دیدن آنها نیستیم ..مثل حس ، نفس ، عقل ، روح و ....
سلامت جسم و روان ، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر با یکدیگر دارند و در یک تعادل حساس مانند سوار و سوار کار عمل می کنند . اگر یکی از آنها دچار اشکال باشد انتظار سواری خوبی را نباید داشته باشیم . در بیماری اعتیاد به دلیل از تعادل خارج شدن ساختارها وسیستم های جسم ، و همچنین عدم تعادل فکری و نگرش یا جهانبینی ، کاملاً طبیعی است که روان نیز دچار عدم تعادل باشد . ریشه اصلی این عدم تعادل در روان نیست بلکه ریشه آن به جسم برمی گردد و عدم تولید مواد شبه افیونی.
تمامی اختلالات روانی ناشی از مصرف مواد مخدرمانند افسردگی ، نا امیدی . عدم میل به زندگی ،گوشه گیری ، کم حوصلگی ، به هم ریختن تعادل جنسی ، بی خوابی ، تنبلی ، زود خسته شدن ، خودکشی ، خود زنی ، گریه کردن ، کند ذهنی ، وسوسه مواد و عود شخص به مصرف مواد ، دقیقاً ریشه جسمی دارند و دلیل آن ضعیف شدن سیستم ضد درد بدن انسان و عدم تولید یا بازدهی نا مناسب سیستم های تولید مواد شبه افیونی و شبه مرفینی جسم انسان است . مواد شبه افیونی جسم نقش بسیار حیاتی و تعیین کننده ای درحالات ، رفتارها و عکس العمل های ما دارد و هر گونه اختلال و در تولید و ترشح این مواد اثر کاملاً مشخص و واضحی در بخش روان انسان به جای می گذارد .
برای معالجه بایستی به گونه ای عمل شود تا این سیستم ها به آرامی کار خود را شروع نمایند به عبارتی چشمه بایستی از خود جوشش داشته باشد ، با آب ریختن درون چشمه ای که مترو که شده نمی توان آن را به جوشش در آورد ، به دیگر سخن استفاده از داروهای عادت آور و مخرب باعث نابودی چشمه های درون بدن می شود . زمانی که توانستیم ساختارها و سیستم های جسم را باز سازی کنیم و تولید مواد شبه افیونی را به سطح طبیعی برسانیم ، بدون شک اختلالات و عدم تعادل روانی نیز بر طرف خواهد شد .
جهان بینی
یکی از بخشهای مهم شهر وجودی انسان که بر اثر مصرف مواد مخدر و اعتیاد دچار دگرگونی و عدم تعادل می شود جهان بینی است . جهان بینی همانگونه که از واژه آن پیدا است یعنی چگونه دیدن جهان ، هستی ، محیط پیرامون و زندگی و یا به عبارت دیگر نگرش فرد و احساس ، ادراک و برداشت او نسبت به زندگی .
تأ ثیری که اعتیاد بر روی تفکر ، اندیشه و نگرش شخص می گذارد . بارز ترین مشخصه آن ، یک سونگری است . یعنی اینکه بیمار فقط از زاویه نئشگی و مصرف مواد مخدر به زندگی نگاه می کند . از آنجائیکه در زمان اعتیاد تنها فرمانده و حاکم مطلق بر رفتار و عملکرد معتاد ، مواد مخدر است و تمامی رفتارهای او را تحت تأثیر قرار می دهد ، کاملاً طبیعی است که این حکومت در ابتدا حیطه فکری و جهان بینی شخص را احاطه و تسخیر می کند .
در این حالت وضعیت به گونه ای است که تمامی افکار و اندیشه های شخص ، حول محور مواد مخدر و مصرف آن می چرخد . او تصور می کند تمام زندگی اش خلاصه شده است در مصرف موادمخدر و نئشه بودن احساس می کند هیچ لذتی جز مصرف مواد مخدر و تئشگی وجود ندارد و بدون آن قادر به ادامه حیات نخواهد بود و زندگی کاملاً بی معنا و مفهوم خواهد بود . در پروسه درمان اعتیاد تغییر و اصلاح جهان بینی و تفکر شخص ، جایگاه بسیار مهمی دارد که در بخشهای بعدی به تفضیل به آن پرداخته خواهد شد . ما معتقدیم تا زمانی که جهان بینی و اندیشه شخص بیمار از این حالت خارج نشود ، درمان کامل صورت نگرفته است ، حتی اگر شخص از نظر جسمی و روانی به تعادل رسیده باشد . و حتی اگر سالها مواد مخدر مصرف نکرده باشد .
بسیاری از برگشت ها و عود مجدد معتادان ، بعد از مدت زمان طولانی که از قطع مواد آنها می گذرد ، علاوه بر دلایل دیگر ، اصلاح نشدن و خارج نشدن جهان بینی آنها از حالت افیونی بودن می باشد .
قدر مسلم تنها عاملی که می تواند در جهان بینی شخص بیمار تحول و دگرگونی نماید ، کسب آگاهی و آموزش است . هر چه سطح آگاهی و دانایی شخص بالاتر باشد ، افق دید او وسیع تر می شود و در نتیجه قادر خواهد بود تصویر شفاف تر و واضح تری از زندگی و سیر آن ، هستی وتکامل داشته باشد و در این فرآیند قادر خواهد بود لذت های جدیدتر و سالم تری را شناسایی و از آنها بهره وری نماید.
در هر کشوری سیستم پزشکی و آموزش پزشکی ، متولی امر درمان و شناخت بیماری ها و مقابله با آنهاست . در کشور ماسیستم آموزش پزشکی به گونه ای است که جایگاهی برای شناخت بیماری اعتیاد در نظر گرفته نشده است . پزشکان ما در حالتی فارغ التحصیل می شوند که واحد تخصصی در خصوص شناخت بیماری اعتیاد نمی گذرانند و دانش کافی در این خصوص کسب نمی کنند .
در بخشهای تخصصی نیز رشته ای به نام اعتیاد نداریم و به همین دلیل بخش پزشکی در این قسمت دارای اطلاعات کافی نیست و متأسفانه برخورد پزشکان با بیماران اعتیاد و روشهای درمانی که به کار می گیرند از این امر حکایت می کند .
در سیستم پزشکی ما ، برای بیماریهایی که در مرز ریشه کنی هستند و ما شخص بیماری در آن زمینه مشاهده نمی کنیم ، واحدهای تخصصی متعدد در رشته های پزشکی در نظر گرفته شده است ، اما برای بیماری اعتیاد که میلیون ها نفر در سطح کشور به آن مبتلا هستند ، واحد درسی نداریم چه رسد به رشته دانشگاهی ، کالج ، انستیتویا دانشکده . متأسفانه پزشکان ما در این خصوص به دلیل عدم شناخت نسبت به این بیماری ، دچار سر در گمی و نا کارایی می شوند که به وضوح قابل تشخیص است .
نتیجه ای که می گیریم این است که در مقابل بیماری اعتیاد ، حرکت مناسبی در بخشهای دانشگاهی و تحقیقی و همچنین آموزشی سطوح پایین یعنی مدارس ، جایگاهی برای این مهم در نظر گرفته نشده است و بالتبع نه مسئولین و نه مردم آگاهی درستی در این مسئله ندارند و این وضعیت شرایطی را به وجود آورده که همگان را نسبت به درمان قطعی این بیماری ناامید کرده است .
شاید این موضوع توجیه منطقی نیز داشته باشد . زیرا زمان چندانی از شکل گیری این پدیده به عنوان یک معضل جدی اجتماعی نمی گذردو در سالهای گذشته بیماری اعتیاد در حدی که توجه مسئولین امر را به خود جلب کند ، نبوده است .
به هر حال امروزه وضعیت به این شکل است که می بینید و به همین دلیل ، یعنی عدم شنا خت و آگاهی لازم نسبت به این بیماری روشهایی که امروزه در کشورمان دیگر به کار گرفته می شود از نظر ما اشتبا ه و بی نتیجه هستند .
زیرا هنوز حتی تعریف واحد ، جامع و کاملی از این بیماری که مورد قبول همه بخش ها ، نظیر پزشکی ، قانون ، جامعه ، مردم و مخصوصاً خود معتادان که این بیماری را تجربه کرده باشند ، وجود ندارد . هنوز طول درمان آن مشخص نیست . روش واحدی برای درمان آن وجود ندارد و به کار گیری روش های متعدد با تفاوت های فاحش کاملاً دلیل بر این مدعاست . ما معتقدیم تمام روشهایی که مبتنی بر قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر بدون جایگزینی مناسب و استاندارد هستند و می خواهند اعتیاد را در کوتاه مدت درمان کنند ، کاملاً اشتباه است .
روشهایی که در حال حاضر برای درمان این بیماری به کار گرفته می شوند را می توانیم به سه بخش کلی تقسیم کنیم .
الف : قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر ، بدون هر گونه جایگزین .
ب: سم زدایی سریع و فوق سریع .
ج: جایگزینی دارو های غیر استاندارد و دارو درمانی .
الف : قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر بدون هر گونه جایگزین
یکی از روش هایی که امروزه در سطح نسبتاً وسیعی برای درمان اعتیاد مورد استفاده قرار می گیرد . قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر بدون جایگزین می باشد . یا به عبارتی سقوط آزاد و یا به قول عده ای دیگر ترک یا بویی .
همان گونه که در بخش تخریب های جسمی اعتیاد توضیح داده شد . از کار افتادن دو سیستم حیاتی و یا فیزیکی معتاد است که با تحقیقات انجام شده و نتایج مسجل ، مدت زمان راه اندازی این سیستم 11 ماه است . کسی که مصرف مواد مخدر خود را به ناگهان قطع می کند . در ابتدا بایستی سندرم محرومیت از مواد مخدر یا به قول ما عوارض آشکار قطع مصرف یا خماری را که معمولاً بعد از گذشت 24 ساعت از آخرین مصرف به طور کامل خودشان را نشان می دهند تحمل کند . این عوارض شامل : استخوان درد ، درد مفاصل ، دست و پا درد . اسهال ، عرق کردن ، عطسه ، خمیازه ، آب ریزش بینی ، بی قراری ، پرش عضلات و بی خوابی می باشد.
ما به این عوارض ، آشکار می گوییم زیرا از دید اطرافیان پنهان نمی ماند و می توان آنها را در شخص بیمار مشاهده کرد .
این عوارض بعد از گذشت 15 تا20 روز توسط مکانیزم بدن به طور طبیعی و بدون استفاده از هرگونه دارویی از بین می روند . در اینجا بسیاری تصور می کنند بیمار از نظر جسمی معالجه شده است و مابقی مشکلات روحی و روانی است . بعد از این مرحله ، سری دوم عوارض بوجود می آ ید . ما به این عوارض ، عکس العمل ها یا عوارض پنهان جسم می گوییم . به این دلیل می گوییم پنهان ، زیرا دیگران قادر نیستند آنها را به وضوح ببینید و فقط خود بیمار آنها را کاملاً احساس می کند . این عوارض روحی و روانی نیستند بلکه صد در صد جسمی و دلیل آن کمبود تولید مواد شبه افیونی جسم می باشد . این عوارض عبارتند از : افسردگی ، گوشه گیری ، عدم میل به زندگی ، احساس پوچی ، بی حوصلگی ، تنبلی ، زود خسته شدن ، کند ذهنی ، ترشح بزاق چسبناک در گلو ، بالا رفتن میل جنسی ، ناتوانی جنسی و بی خوابی . این عوارض دقیقاً تا زمانیکه سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی راه اندازی نشده است ، وجود دارد و تا یکسال بعد از قطع مصرف مواد ، ادامه دارند . البته در این مدت هر چه زمان می گذرد و ترشح این مواد در بدن بیشتر می شود . از شدت این عوارض کاسته می شود .
امیدواریم روزی بیاید که تکنو لوژی بتواند دستگاهی را بسازد که بتواند میزان مواد شبه افیونی طبیعی بدن را در خون اندازه گیری کند . قطعاً آن روز بسیاری از مسائل حل خواهد شد .
در این روش معمولاً به دلیل سخت بودن تحمل عوارض ناشی از کمبود مرفین ، بیماران نمی توانند این راه را ادامه دهند و در نیمه راه به مصرف مواد مخدر برمی گردند در حالی که انواع برچسبهای بی غیرت ، بی اراده و غیره به آنها زده می شود . در حالی که آنها مقصر نیستند .
شدت این عوارض به حدی است که تحمل آن حقیقتاً کار سختی است و برگشت آنها به مصرف مواد کاملاً عادی و طبیعی است و اگر برگشت نکنند جای تعجب است . در طول مدت یک سالی که برای راه اندازی سیستم های از کار افتاده در این روش بایستی بگذرد. بیمار قدرت و حوصله کار کردن و رسیدگی به مسائل زندگی خود را ندارند و معمولاً کسانی که از این روش استفاده می کنند از ناحیه کارو شغل ، در این مدت آ سیب های فراوانی می بینند و معملاً شغل خود را از دست می دهند و دچار زیان هایی می شوند که به هیچ وجه قابل اندازه گیری نیستند . این آسیب ها به مراتب از آسیب های ناشی از مصرف مواد مخدر بیشتر هستند . در حالیکه مردم و خانواده ها در این مدت به تصور اینکه بیمار درمان شده است از او توقع یک انسان سالم و خود این توقع ، مشکلات بیشماری را ایجاد می کند .
شوک فیزیو لوژیکی مخرب
ناشی از قطع ناگهانی مصرف مواد
بخش دیگری از عوارض ناشی از قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است . عوارض ناشی از شوک فیزیو لو ژ ی مخربی است که قطع ناگهانی مواد به دنبال دارد .
شما خواننده محترم اگر پزشک نیستید ، از هر پزشکی که خواستید این سئوال را بپرسید و اگر خودتان پزشک هستید صادقانه پاسخ دهید . اگر پزشکی به عنوان مثال به مدت یکسال بنا به هر علتی به بیمارخود مرفین تجویز کند و یا به او دارویی مانند کورتون تجویز کند ، برای قطع مصرف او از چه روشی استفاده می کند ؟
قدر مسلم پاسخ خواهید داد از روش تیپر یا کاهش تدریجی و پله ای . زیرا قطع ناگهانی باعث بروز عوارض بیشماری می شود که ممکن است بعضاً بسیار خطرناک و یا اینکه برای همیشه اثرات آن باقی بماند . حال چگونه است بیماری که 20 سال هروئین که همان دی استیل مرفین است را مصرف کرده ، مصرفش را ناگهانی قطع می کنند . آیا فکر نمی کنند این قطع ناگهانی شوک مخربی به بیمار وارد می کند؟!
در طول سالها تحقیق ، ما به وضوح مشاهده می کنیم و دانسته ایم کسانی که از این روش استفاده می کنند . عوارض این شوک برای همیشه در آنها باقی می ماند و حتی بعد از گذشت سالها از قطع مصرف هنوز از بین نرفته اند . آنها بسیار زود عصبانی می شوند و به قول معروف از کوره در می روند . نقطه تحمل آنها بسیا رپایین است و به هیچ وجه قابل مقایسه با دیگران نیست و بسیاری عوارض دیگر .
ایجاد شوک فیزیو لوژیکی ناشی از قطع ناگهانی موادی که مصرف آنها ایجاد وابستگی می نماید ، از سوی پرفسور آرتور گایتون در معتبر ترین کتاب مرجع پزشکی ( فیزیولوژیکی کایتون )نیز بیان شده است .
روش قطع ناگهانی مصرف مواد مخدر روش مناسبی برای درمان اعتیاد نیست و استفاده از این روش و نتایج مخرب آن باعث شده است تا بسیاری تصور کنند ، اعتیاد قابل درمان نیست و هر کس که اعتیاد را کنار می گذارد بالاخره روزی دوباره به مصرف مواد مخدر بازگشت می کند در صورتی که حقیقت چیز دیگری است و کسانیکه از روش درست درمان استفاده می کنند دیگر برگشتی نخواهند داشت و هیچ کدام از عوارض فوق را ندارند .
ب) سم زدایی:
نقد و بررسی روش سم زدایی برای درمان اعتیاد
در حال حاضر در بخش عمده ای از مراکز فعال در امر درمان اعتیاد اعم از دولتی و خصوصی روشی که مورد استفاده قرار می گیرد روش سم زدایی است .
این روش بر اساس تئوری و تعریفی که سالها قبل در غرب از اعتیاد ارائه شد به کار گرفته شده و می شود . این تئوری و تعریف عبارت است از اینکه اعتیاد وابستگی دارویی یا مسمومیت مزمن است . بر اساس این تعریف تصور می شود مصرف کننده مواد مخدر یا معتاد دچار مسمومیت شده است و برای درمان او ابتدا بایستس اثر سم یا ماده مخدر را از جسم او خارج کرد تا درمان محقق گردد .
روش سم زدایی یا Detoxification به صورت های مختلفی اجرا می شود . کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت .
متدی که در حال حاضر بیشتر از آن استفاده می شود . روش سم زدایی فوق سریع یا Ultra Rapid Detoxification است که در طول چند ساعت انجام می شود .
در این روش ابتدا به بیمار بیهوشی عمومی داده می شو د و در هنگام بیهوشی مقادیر زیادی داروی آنتاگونیست Antagonist یا ضد مرفین که معمولاً نالوکسان Naloxon می باشد . به او تزریق می شود . کاری که نالوکسان انجام می دهد این است که با قدرتی در حدود 35 برابر بیش از مرفین مواد مخدر . به گیرنده های عصبی مرفین می چسبد و گیرنده ها را اشغال می کند . در این حالت گیرنده های مرفین نه تنها مرفین را جذب نمی کنند . بلکه به یکباره مرفین ذخیره شده از قبل را نیز آزاد می کنند و پس می زنند . در این حالت در طول چند ساعت بدن کاملاً از مرفین مواد مخدر پاکسازی و تخلیه می شود . پزشکان معتقدند مرحله سم زدایی . بخش اول درمان با استفاده از این روش است که طی آن ترک جسمی یا فیزیکی انجام می شود و مرحله دوم یا بخش دوم درمان ، مرحله درمان نگهدارنده است . متخصصین معتقدند بعد از انجام عمل سم زدایی یا ترک فیزیکی ، سندرم محرومیت ناشی از قطع مواد مخدر پس از گذشت چند روز از بین می روند و با استفاده از روش سم زدایی فوق سریع به حداقل خود می رسد . آن ها معتقدند مابقی مشکلات بیمار و روحی روانی است و در مرحله درمان نگهدارنده سعی می شود با تجویز انواع داروها این اختلالات و مشکلات را پوشش دهند و به قول معروف بیمار را از برگشت دوباره به مصرف مواد مخدر باز دارند و نگه دارند .
در این مرحله انواع و اقسام داروها مظیر ضد دردهای غیر مخدر و حتی مخدر . داروهای خواب آور ، ضد افسردگی ، آرام بخش و به طور کلی روان گردان تجویز می شود و تا چندین ماه ادامه می یابد .
در این مدت همچنین داروی نالترکسون ره صورت کپسول و مصرف خوراکی تجویز می شود . به این منظور که از عود مجدد بیماری جلوگیری کرده و باعث ایجاد نفرت از مصرف مواد مخدر در بیمار می شود . سپس با قطع این داروها تصور می شود بیمار کاملاً درمان شده است و هیچ نیازی به مصرف مواد مخدر ندارد و اگر در این حالت به مصرف مواد مخدر روی آورد انواع برچسبهای بی اراده ، بی غیرت ، خود خواه و غیره به او چسبانده می شود .
تئوری مسمومیت مزمن ناشی از مصرف مواد مخدر و مسموم قلمداد کردن بیمار اعتیاد و انجام عمل سم زدایی برای درمان او نیاز به بازنگری اساسی دارد .
ما معتقدیم این روش و تئوری ، از پایه و اساس کاملاً اشتباه و مردود است و هیچ گونه نتیجه ای جز تخریب بیشتر بیمار ندارد .
درمان اعتیاد باداروهای شیمیایی و روان گردان ( دارو درمانی )
سندرم محرومیت یا خماری یا عوارض ناشی از قطع مصرف مواد مخدر و کمبود مرفین اختلالاتی هستند که کاملاً ریشه جسمی دارند و تمامی آنها به کمبود مرفین طبیعی بدن ختم می شود . مواد شبه افیونی که در جسم انسان تولیدمی شوند و در بخش های قبلی به آنها اشاره شد . مانند اندروفین Andropine، انکفالین Ankefaline و دینورفین Dinorpine نقش بسیار حیاتی در تعادل بیو شیمی جسم دارند و هرگونه اختلالی در ترشح آنها باعث بروز عوارض بیشماری می شود .
انسانهای سالم ، آرامش ، عدم احساس درد ، خواب منظم ، اشتهای خوب . قدرت انجام کار و سطح انرژ ی با لایشان را بیشتر مدیون وجود همین مواد شبه افیونی هستند . به عنوان مثال دینور فین حدود 200 برابر و اندرو فین بین 30 تا 80 برابر مرفین خالص ، قدرت تخدیر و تسکین دارد .
در علم پزشکی و فارماکولوژ ی farmacology سیستمی وجود دارد که به آن درمان علامتی و حمایتی می گویند . یعنی با توجه به علامت یا نشانه یا سیگنال (signal) . داروی مخصوص تجویز می شود تا علامت بیماری را پوشش دهد و از بین ببرد . به عنوان مثال بیماری که دچار بی خوابی شده است مثلاً داروی خواب آور یا دیاز پام برای او تجویز می شود . در اینجا با ید توجه داشت که فقط سعی شده است با دارو بیمار به خواب رود . اما علت ایجاد حالت بی خوابی در نظر گرفته نشده است و به جای خود باقیست . در مسئله درمان بیماری اعتیاد دقیقاً همین وضعیت وجود دارد . بیماری که مصرف مواد مخدر خود را قطع می کند دچار عوارض و اختلالات متعدد می شود و معمولاً با توجه به علامت ها و نشانه های عوارض ، برای هر کدام داروی خاصی تجویز می شود .
این سیستم درمانی یا دارو درمانی علامتی و حمایتی در مورد اعتیاد اشتباه است و باعث بروز وضعیت وخیم تری نسبت به زمان اعتیاد می شود ، بنا به دلایل زیر :
بخش عمده این داروها ، اعتیاد آور و روان گردان هستند و بیمار بعد از مدتی به مصرف آنها اعتیاد پیدا می کند و خود سرانه دوز مصرفی خود را بالا می برد . و به ارقام وحشتناکی در مصرف قرص می رسد . اعتیاد به قرص و داروها ی شیمیایی یکی از بدترین انواع اعتیاد است و به مراتب سنگین تر و مخرب تر از مواد مخدر است و معتادان به قرصهای شیمیایی ا کثراً دچار اغتشاش شعور می شوند .
از آ نجایی که برای عوارض بی شمار سندرم محرومیت . داروهای متعددی تجویز می شود . تداخل دارویی ناشی از مصرف همزمان این داروها باعث بروز عوارض دیگری می شود که کاملاً ناشناخته ، جدید و خطرناک هستند و تا کنون توجه چندانی به این مسئله نشده است . از آنجائی که شخصیت معتاد در جامعه ما یک شخصیت ضعیف و منفور است ، لذا در تجویزهایی که انجام می شود توجه چندانی به نتایج و آثار مخرب آن نمی شود .
بسیاری از معتادان که مواد مخدر مصرف می کنند با داروهای روان گردان آشنایی ندارند . این دسته از بیماران زمانی که برای درمان مراجعه می کنند و تحت روش دارودرمانی قرار می گیرند با انواع داروهای خواب آور ، ضد افسردگی ، پایین آورنده فشار خون ، قرصهای مخدر و غیره آشنا می شوند و چون مصرف این دارو ها در دوز بالا علائم نئشگی ایجاد می کند و از سوی دیگر قیمت آنها کمتر و تهیه آنها آسانتر از مواد مخدر است ، بنابراین بیمار معتاد تشویق به مصرف این داروها به جای مواد مخدر می شود .
ما امروزه شاهد بروز پدیده ی جدیدی هستیم به نام اعتیاد به قرص و داروهای شیمیایی. اعتیاد های سنتی که معتاد فقط مواد مخدر مثل تریاک مصرف می کند در کشورما سابقه طولانی دارد و همه ما با آن آشنا هستیم و بسیار دیده ایم معتادانی که سالهای سال معتاد بوده اند اما زندگی خودشان را نیز اداره نموده و به مشکل چندانی برخورد نمی کردند.اما امروزه با ازدیاد مصرف داروهای شیمیایی توسط معتادان به وضوح می بینیم اعتیاد نوینی که ما با آن روبه رو هستیم بسیار خطرناکتر از اعتیاد سنتی قدیم است و رفتارهای پر خطری از معتادان سر می زند که در گذشته هرگز وجود نداشته است .
بسیارند معتادانی که یک عمر شرافتمندانه زندگی کرده و معتاد بوده اند اما با مصرف داروهای شیمیایی ، بعد از گذشت مدتی به خاطر عوارض وحشتناک داروهای شیمیایی ، تمام زندگی خود را از دست داده اند و تبدیل به انسانهای مفلسی شده اند . و به خاطر اعتیاد به قرص و داروهای شیمیایی درمان آنها نیز به مراتب سخت تر از گذشته است .
متأسفانه مردم تصور می کنند که قرص و داروهای شیمیایی هر چه باشد بهتر از مواد مخدر مثل تریاک و هروئین است . مردم از واژه تریاک و هروئین وحشت دارند ولی از واژه قرص وحشت ندارند زیرا قرص در همه جا مصرف می شود به راحتی به فروش می رسد و مصرف آن یک ضد ارزش محسوب نمی شود .
اما غافل از اینکه عوارض مصرف قرص و داروهای شیمیایی به مراتب بیشتر و وحشتناکتر از مواد مخدر مثل تریاک است . اگر شخصی مدت 30 سال تریاک یا هروئین مصرف کند دچار اغتشاش شعور نمی شود ، اما کسی که به قرصهای روان گردان و داروهای شیمیایی اعتیاد دارد ، حداقل عوارض آن اغتشاش شعور و دیوانگی است . چه بسیارند معتادانی که به خاطر استفاده از روشهای اشتباه ترک از یک اعتیاد ساده به تریاک، سر از تیمارستانها در آور ده اند .
تنها داروی استاندارد برای درمان اعتیاد که مورد تأیید سازمان بهداشت جهانی (w.H.O ) است متادون است که متأسفانه در کشور ما کمیاب و گرانقیمت است . اکثر داروهایی که امروزه برای درمان اعتیاد تجویز می شود غیر استاندارد ، غیر علمی و بدون نتیجه هستند . کاش حداقل بی نتیجه بودند زیرا نتیجه آنها تخریب وحشتناکی است که خیلی خودمانی می توان گفت صد رحمت به مواد مخدر .

گردآورنده:مهشید تفرشی

 
 منبع:[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]  
 خداوندا دو چیز را عطا فرما:
سعادت در اول روز به طاعت و نعمت در آخر روز به آمرزش تو
 


[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

ارسال پست

بازگشت به “بهداشت عمومي”