کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت, رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 20 اسفند 1391, 10:01 am




شخصيت عظيم و گسترده اميرالمؤمنين علی عليه السلام وسيعتر و متنوعتر از
اين ست كه يك فرد بتواند در همه جوانب و نواحی آن واردشود و توسن‏
انديشه را به جولان آورد . برای يك فرد حداكثری كه ميسراست اين ست كه‏
يك يا چند ناحيه معين و محدود را برای مطالعه و بررسی انتخاب كند و به‏
همان قناعت ورزد .
يكی از جوانب و نواحی وجود اين شخصيت عظيم ، ناحيه تأثير او بر روی‏
انسانها به شكل مثبت يا منفی است .
به عبارت ديگر "جاذبه و دافعه "
نيرومند او است كه هنوز هم نقش فعال خود را ايفامی‏ نمايد و در اين‏
كتاب درباره اش گفتگو شده است .
شخصيت افراد از نظر عكس العمل سازی در روحها و جانهايكسان نيست .
به هر نسبت كه شخصيت حقيرتر است كمتر خاطرها را به خود مشغول می‏دارد و
در دلها هيجان و موج ايجاد می‏كند و هر چه عظيمتر وپرنيروتر است خاطره‏
انگيزتر و عكس العمل سازتر است ، خواه عكس العمل موافق يا مخالف .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 20 اسفند 1391, 10:08 am

شخصيتهای خاطره انگيز و عكس العمل ساز ، زياد بر سر زبانها می‏ افتند ،
موضوع مشاجره‏ ها و مجادله‏ ها قرار می‏گيرند ، سوژه شعر و نقاشی و هنرهای‏
ديگر واقع می‏ شوند ، قهرمان داستانها و نوشته‏ ها می‏ گردند . اينها همه‏
چيزهائی است كه در مورد علی عليه السلام به حد اعلی وجود دارد و او در
اين جهت بی رقيب و يا بسيار كم رقيب است . گويند محمد بن شهرآشوب‏
مازندرانی كه از اكابر علمای اماميه در قرن هفتم است ، هنگامی كه كتاب‏
معروف " مناقب " را تأليف می‏كرد ، هزار كتاب به نام مناقب كه همه‏
درباره علی عليه السلام نوشته شده بود در كتابخانه خويش داشت . اين يك‏
نمونه می‏رساند كه شخصيت والای مولی در طول تاريخ چه قدر خاطرها را مشغول‏
می‏داشته است .
امتياز اساسی علی عليه السلام و ساير مردانی كه از پرتو حق روشن بوده‏ اند
اينست كه علاوه بر مشغول داشتن خاطرها و سرگرم كردن انديشه‏ ها ، به دلها و
روحها نور و حرارت و عشق و نشاط و ايمان و استحكام می‏ بخشند .
فيلسوفانی مانند سقراط و افلاطون و ارسطو و بوعلی و دكارت نيز قهرمان‏
تسخير انديشه‏ ها و سرگرم كردن خاطرها هستند . رهبران انقلابهای اجتماعی ،
مخصوصا در دو قرن اخير ، علاوه بر اين ، نوعی تعصب در پيروان خود به وجود
آوردند . مشايخ عرفان پيروان خويش را احيانا آنچنان وارد مرحله " تسليم‏
" می‏كنند كه اگر پير مغان اشارت كند سجاده به می‏رنگين می‏نمايند .
اما
در هيچكدام از آنها گرمی و حرارت توأم با نرمی و لطافت و صفا و رقتی كه‏
در پيروان علی ، تاريخ نشان می‏دهد نمی بينيم . اگر صفويه از دراويش‏
لشكری جرار و مجاهدانی كارآمد ساختند با نام علی كردند نه با نام خودشان‏.

حسن و زيبائی معنوی كه محبت و خلوص ايجاد می‏كند از يك مقوله است و
سيادت و منفعت و مصلحت زندگی كه كالای رهبران
اجتماعی ، و يا عقل و فلسفه كه كالای فيلسوف است ، و يا اثبات سلطه و
اقتدار كه كالای عارف است از مقوله های ديگر .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 20 اسفند 1391, 10:33 am

معروف است كه يكی از شاگردان بوعلی سينا به استاد می‏گفت اگر تو با
اين فهم و هوش خارق العاده مدعی نبوت شوی مردم به تو می‏گروند و بوعلی‏
سكوت كرد . تا در سفری در فصل زمستان كه باهم بودند سحرگاه بوعلی از
خواب بيدار شد و شاگرد را بيدار كرد و گفت تشنه‏ ام قدری آب بياور .
شاگرد تعلل كرد و شروع كرد به عذر تراشيدن . هر چه بوعلی اصرار كرد شاگرد
حاضر نشد در آن زمستان سرد بستر گرم را ترك كند . در همين وقت فرياد
مؤذن از بالای مأذنه بلند شد كه الله اكبر ، اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد
ان محمدا رسول الله .
بوعلی فرصت را مناسب ديد كه جواب شاگرد را بدهد.
گفت تو كه مدعی بودی اگر من ادعای پيغمبری كنم مردم ايمان خواهند آورد
اكنون ببين فرمان حضوری من به تو كه سالها شاگرد من بوده ‏ای و از درس من‏
بهره برده ای آنقدر نفوذ ندارد كه لحظه‏ ای بستر گرم را ترك كنی و آبی به‏
من بدهی . اما اين مرد مؤذن پس از چهارصد سال فرمان پيغمبر را اطاعت‏
كرده از بستر گرم خارج شده و رفته بر روی اين بلندی و به وحدانيت خدا و
رسالت او گواهی می‏دهد . ببين تفاوت ره از كجا است تا به كجا .
آری فيلسوفان شاگرد می‏ سازند نه پيرو ، رهبران اجتماعی پيروان متعصب‏
می‏ سازند نه انسانهای مهذب ، اقطاب و مشايخ عرفان ارباب تسليم می‏ سازند
نه مؤمن مجاهد فعال .
در علی هم خاصيت فيلسوف است و هم خاصيت رهبر انقلابی و هم خاصيت‏
پير طريقت و هم خاصيتی از نوع خاصيت پيامبران . مكتب او هم مكتب عقل‏
و انديشه است و هم مكتب ثوره و انقلاب و هم مكتب تسليم و انضباط و هم‏
مكتب حسن و زيبائی و جذبه و حركت .
آخرین ويرايش توسط 1 on امیر احمدی2, ويرايش شده در 0.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » یک شنبه 20 اسفند 1391, 10:38 am

علی عليه السلام پيش از آنكه امام عادل برای ديگران باشد و درباره‏
ديگران به عدل رفتار كند ، خود شخصا موجودی متعادل و متوازن بود . كمالات‏
انسانيت را باهم جمع كرده بود . هم انديشه‏ ای عميق و دور رس داشت و هم‏
عواطفی رقيق و سرشار . كمال جسم و كمال روح را توأم داشت . شب ، هنگام‏
عبادت از ماسوی می‏بريد و روز ، در متن اجتماع فعاليت می‏كرد . روزها چشم‏
انسانها مواسات و از خود گذشتگيهای او را می‏ديد و گوشهايشان پند و
اندرزها و گفتارهای حكيمانه اش را می‏شنيد و شب چشم ستارگان اشكهای‏
عابدانه‏ اش را می‏ديد و گوش آسمان مناجاتهای عاشقانه‏ اش را می‏شنيد . هم‏
مفتی بود و هم حكيم . هم عارف بود و هم رهبر اجتماعی . هم زاهد بود و هم‏
سرباز . هم قاضی بود و هم كارگر . هم خطيب بود و هم نويسنده . بالاخره به‏
تمام معنی يك انسان كامل بود با همه زيبائيهايش .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » جمعه 20 اردیبهشت 1392, 3:31 am

قانون جذب و دفع :
قانون جذب و دفع يك قانون عمومی است كه بر سرتاسر نظام‏
آفرينش حكومت می‏كند . از نظر جوامع علمی امروز بشر مسلم است كه هيچ‏
ذره ‏ای از ذرات جهان هستی از دائره حكومت جاذبه عمومی خارج نبوده و همه‏
محكوم آنند . از بزرگترين اجسام و اجرام عالم تا كوچكترين ذرات آن دارای‏
اين نيروی مرموز به نام نيروی جاذبه هستند و هم به نحوی تحت تأثير آن‏
می‏باشند .
بشر دورانهای باستان به جاذبه عمومی جهان پی نبرده بود و ليكن به وجود
جاذبه در برخی اجسام پی برده بود و بعضی از اشياء را سمبل آن می‏دانست ،
چون مغناطيس و كهربا . تازه ، ارتباط جاذبی آنها را نسبت به همه چيز
نمی‏دانست بلكه به يك ارتباط خاصی رسيده بود ، ارتباط مغناطيس و آهن ،
كهربا و كاه .
از اينها كه بگذريم نيروی جاذبه را در مورد ساير جمادات نمی‏گفتند و
فقط درباره زمين كه چرا در وسط افلاك وقوف كرده است سخنی داشتند .
معتقد بودند كه زمين در وسط آسمان معلق است و جاذبه از هر طرف آنرا
می‏كشد و چون اين كشش از همه جوانب است قهرا در وسط ايستاده و به هيچ‏
طرف متمايل نمی‏گردد . بعضی معتقد بودند كه آسمان ، زمين را جذب نمی‏كند
بلكه آن را دفع می‏كند ، و چون نيروی وارد بر زمين از همه جوانب متساوی‏
است در نتيجه زمين در نقطه خاصی قرار گرفته و تغيير مكان نمی‏دهد .
در نباتات و حيوانات نيز همه قائل به قوه جاذبه و دافعه بوده ‏اند ، به‏
اين معنی كه آنها را دارای سه قوه اصلی : غاذيه ، ناميه و مولده‏
می‏دانستند و برای قوه غاذيه چند قوه فرعی قائل بودند : جاذبه ، دافعه ،
هاضمه و ماسكه . و می‏گفتند در معده نيروی جذبی است كه غذا را به سوی خود
می‏كشد و احيانا هم آنجا كه غذا را مناسب نيابد دفع می‏كند و همچنين‏
می‏گفتند در كبد نيروی جذبی است كه آب را به سوی خود جذب می‏كند .
معده نان را می‏كشد تا مستقر
می‏كشد مر آب را تف جگر
اما امروز ساختمان بدن را ماشينی می‏دانند و عمل دفع را نظير تلمبه‏
تلقی می‏كنند .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » جمعه 20 اردیبهشت 1392, 3:33 am

جاذبه و دافعه در جهان انسان :
در اينجا غرض از جذب و دفع ، جذب و دفع های جنسی نيست اگر چه آن نيز
خود نوع خاصی از جذب و دفع است اما با بحث ما ارتباط ندارد و خود
موضوعی مستقل است . بلكه مراد آن جذب و دفع هائی است كه در ميان افراد
انسان در صحنه حيات اجتماعی وجود دارد . در جامعه انسانی نيز برخی‏
همكاريها است كه بر اساس اشتراك منافع است . البته اينها نيز از بحث‏
ما خارج است .
قسمت عمده ‏ای از دوستيها و رفاقتها ، و يا دشمنيها و كينه توزيها ، همه‏
مظاهری از جذب و دفع انسانی است . اين جذب و دفع ها براساس سنخيت و
مشابهت و يا ضديت و منافرت پی‏ريزی شده است و در حقيقت علت‏
اساسی جذب و دفع را بايد در سنخيت و تضاد جستجو كرد ، همچنانكه از نظر
بحثهای فلسفی مسلم است كه : السنخية علة الانضمام .
گاهی دو نفر انسان يكديگر را جذب می‏كنند و دلشان می‏خواهد با يكديگر
دوست و رفيق باشند . اين رمزی دارد و رمزش جز سنخيت نيست . اين دو
نفر تا در بينشان مشابهتی نباشد همديگر را جذب نمی‏كنند و متمايل به‏
دوستی با يكديگر نخواهند شد و به طور كلی نزديكی هر دو موجود دليل بر يك‏
نحو مشابهت و سنخيتی است در بين آنها .
بر خلاف آنچه در جريان الكتريسيته گفته می‏شود كه دو قطب همنام‏
يكديگر را دفع می‏كنند و دو قطب ناهمنام يكديگر را جذب می‏كنند .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » جمعه 20 اردیبهشت 1392, 3:38 am

رهبران و ليدرهای جهان حتی جنايتكاران حرفه ‏ای از قبيل چنگيز و حجاج و
معاويه ، افرادی بوده ‏اند كه هم جاذبه داشته ‏اند و هم دافعه . تا در روح‏
كسی نقاط مثبت نباشد هيچگاه نمی‏تواند هزاران نفر سپاهی را مطيع خويش‏
سازد و مقهور اراده خود گرداند . تا كسی قدرت رهبری نداشته باشد
نمی‏تواند مردمی را اينچنين به دور خويش گرد آورد .
نادرشاه يكی از اين افراد است . چقدر سرها بريده و چقدر چشمها را از
حدقه‏ ها بيرون آورده است اما شخصيتش فوق العاده نيرومند است . از ايران‏
شكست خورده و غارت زده اواخر عهد صفوی ، لشكری گران به وجود آورد و
همچون مغناطيس كه براده ‏ها ی آهن را جذب می‏كند ، مردان جنگی را به گرد
خويش جمع كرد كه نه تنها ايران را از بيگانگان نجات بخشيد بلكه تا اقصی‏
نقاط هندوستان براند و سرزمينهای جديدی را در سلطه حكومت ايرانی درآورد

بنابر اين هر شخصيتی هم سنخ خود را جذب می‏كند و غير هم سنخ را از خود
دور می‏سا زد . شخصيت عدالت و شرف عناصر خير خواه و عدالتجو را به سوی‏
خويش جذب می‏كند و هواپرستها و پول پرستها و منافقها را از خويش طرد
می‏كند . شخصيت جنايت ، جانيان را به دور خويش جمع می‏كند و نيكان را از
خود دفع می‏كند .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » جمعه 20 اردیبهشت 1392, 3:44 am

علی شخصيت دو نيروئی
علی از مردانی است كه هم جاذبه دارد و هم دافعه ، و جاذبه و دافعه او
سخت نيرومند است . شايد در تمام قرون و اعصار ، جاذبه و دافع ه‏ای به‏
نيرومندی جاذبه و دافعه علی پيدا نكنيم . دوستانی دارد عجيب ، تاريخی ،
فداكار ، با گذشت ، از عشق او همچون شعله‏ هائی از خرمنی آتش ، سوزان و
پر فروغ‏ اند ، جان دادن در راه او را آرمان و افتخار می‏شمارند و در دوستی‏
او همه چيز را فراموش كرده ‏اند . از مرگ علی ساليان بلكه قرونی گذشت‏
اما اين جاذبه همچنان پرتو می‏افكند و چشمها را به سوی خويش خيره می‏سازد

در دوران زندگيش عناصر شريف و نجيب ، خدا پرستانی فداكار و بی‏ طمع ،
مردمی با گذشت و مهربان ، عادل و خدمتگزار خلق گرد محور وجودش چرخيدند
كه هر كدام تاريخچه ‏ای آموزنده دارند و پس از مرگش در دوران خلافت‏
معاويه و امويان جمعيتهای زيادی به جرم دوستی او در سختترين شكنجه‏ ها قرار
گرفتند اما قدمی را در دوستی و عشق علی كوتاه نيامدند و تا پای جان‏
ايستادند .
ساير شخصيتهای جهان با مرگشان همه چيزها می‏ ميرد و با جسمشان در زير
خاكها پنهان می‏گردد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » جمعه 20 اردیبهشت 1392, 3:51 am

ما در تاريخ می‏خوانيم كه سالها بلكه قرنها پس از مرگ علی افرادی با
جان از ناوك دشمنانش استقبال می‏كنند .
از جمله مجذوبين و شيفتگان علی ، ميثم تمار را می‏بينيم كه بيست سال‏
پس از شهادت مولی بر سر چوبه دار از علی و فضائل و سجايای انسانی او
سخن می‏گويد . در آن ايامی كه سرتاسر مملكت اسلامی در خفقان فرو رفته ،
تمام آزاديها كشته شده و نفسها در سينه زندانی شده است و سكوتی مرگبار
همچون غبار مرگ بر چهره‏ ها نشسته است ، او از بالای دار فرياد بر می ‏آورد
كه بيائيد از علی برايتان بگويم . مردم از اطراف برای شنيدن سخنان ميثم‏
هجوم آوردند . حكومت قداره ‏بند اموی كه منافع خود را در خطر می‏بيند دستور
می‏دهد كه بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزی هم به حياتش خاتمه‏
دادند . تاريخ از اين قبيل شيفتگان برای علی بسيار سراغ دارد .
اين جذبه‏ ها اختصاصی به عصری دون عصری ندارد . در تمام اعصار جلوه‏ هائی‏
از آن جذبه‏ های نيرومند می‏بينيم كه سخت كارگر افتاده است .
مردی است به نام ابن سكيت . از علما و بزرگان ادب عربی است و هنوز
هم در رديف صاحبنظران زبان عرب مانند سيبويه و ديگران نامش برده می‏شود
اين مرد در دوران خلافت متوكل عباسی می‏زيسته - در حدود دويست سال بعد
از شهادت علی - در دستگاه
حضورش آمدند و ابن سكيت هم حاضر بود و ظاهرا در آن روز امتحانی هم از
آنها به عمل آمده بود و خوب از عهده برآمده بودند متوكل ضمن اظهار
رضايت از ابن سكيت و شايد به خاطر سابقه ذهنی كه از او داشت كه‏
شنيده بود تمايل به تشيع دارد ، از ابن سكيت پرسيد اين دو
فرزندش پيش تو محبوبترند يا حسن و حسين فرزندان علی ؟
ابن سكيت از اين جمله و از اين مقايسه سخت برآشفت . خونش به جوش‏
آمد . با خود گفت كار اين مرد مغرور به جائی رسيده است كه فرزندان خود
را با حسن و حسين مقايسه می‏كند ! اين تقصير من است كه تعليم آنها را بر
عهده گرفته ‏ام . در جواب متوكل گفت :
به خدا قسم قنبر غلام علی به مراتب از اين دوتا و از پدرشان نزد من‏
محبوتر است .
متوكل فی المجلس دستور داد زبان ابن سكيت را از پشت گردنش درآورند

تاريخ افراد سر از پا نشناخته زيادی را می‏شناسد كه بی‏ اختيار جان خود را
در راه مهر علی فدا كرده‏ اند . اين جاذبه را در كجا می‏توان يافت ؟
گمان‏ نمی‏رود در جهان نظيری داشته باشد .
علی به همين شدت دشمنان سرسخت دارد ، دشمنانی كه از نام او به خود می‏
پيچيدند . علی از صورت يك فرد بيرون است و به صورت يك مكتب موجود
است ، و به همين جهت گروهی را به سوی خود می‏كشد و گروهی را از خود طرد می‏نمايد . آری علی شخصيت دو نيروئی‏
است .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » جمعه 20 اردیبهشت 1392, 3:58 am

علی اگر رنگ خدا نمی‏داشت و مردی الهی نمی‏بود فراموش شده بود . تاريخ‏
بشر قهرمانهای بسيار سراغ دارد : قهرمانهای سخن ، قهرمانهای علم و فلسفه‏
، قهرمانهای قدرت و سلطنت ، قهرمان ميدان جنگ ، ولی همه را بشر از ياد
برده است و يا اصلا نشناخته است . اما علی نه تنها با كشته شدنش نمرد
بلكه زنده ‏تر شد . خود می‏گويد :
گردآورندگان دارائيها در همان حال كه زنده ‏اند مرده ‏اند و دانشمندان و
علماء ربانی پايدارند تا روزگار پايدار است . جسمهای آنها گمشده است‏
اما نقشهای آنها بر صفحه دلها موجود است " .
درباره شخص خودش می‏فرمايد :
فردا روزهای مرا می‏بينيد و خصائص شناخته نشده من برايتان
آشكار می‏گردد و پس از تهی شدن جای من و ايستادن ديگری به جای من ، مرا
خواهيد شناخت .
و در حقيقت علی همچون قوانين فطرت است كه جاودانه می‏مانند . او منبع‏
فياضی است كه تمام نمی‏گردد بلكه روزبروز زيادتر می‏شود و به قول جبران‏
خليل جبران از شخصيتهائی است كه در عصر پيش از عصر خود به دنيا آمده ‏اند
.
بعضی از مردم فقط در زمان خودشان رهبرند و بعضی اندكی بعد از زمان‏
خويش نيز رهبرند و به تدريج رهبريشان رو به فراموشی می‏رود . اما علی و
معدودی از بشر هميشه هادی و رهبرند .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: کوتاهی از جاذبه و دافعه علی ع

پست توسط امیر احمدی2 » جمعه 20 اردیبهشت 1392, 4:05 am

از بزرگترين امتيازات شيعه بر ساير مذاهب اين است كه پايه و زيربنای‏
اصلی آن محبت است . از زمان شخص نبی اكرم كه اين مذهب پايه گذاری شده‏
است زمزمه محبت و دوستی بوده است . آنجا كه در سخن رسول اكرم جمله‏
علی و شيعته هم الفائزون
را می‏شنويم ، گروهی را در گرد علی‏
می‏بينيم كه شيفته او و گرم او و مجذوب او می‏باشند . از اينرو تشيع مذهب‏
عشق و شيفتگی است . تولای آن حضرت مكتب عشق و محبت است .

جلال الدين سيوطی در الدر المنثور در ذيل آية 7 سوره بينه از ابن‏
عساكر از جابر بن عبدالله انصاری نقل می‏كند كه گفت:
در محضر پيغمبر بوديم‏
كه علی نيز به محضرش می‏ آمد . حضرت فرمودند :
و الذی نفسی بيده ان هذا
، يعنی سوگند به آن كسی كه جانم در
دست اوست اين مرد و شيعيان او در روز قيامت رستگارانند . و مناوی در
كنوز الحقايق به دو روايت نقل می‏كند ، و هيثمی در مجمع الزوائد ، و ابن‏
حجر در الصواعق المحرقة همين مضمون را با كيفيتی ديگر نقل می‏كنند .


تاريخ تشيع با نام يك سلسله از شيفتگان و شيدايان و
جانبازان سر از پا نشناخته توأم است .
علی همان كسی است كه در عين اينكه بر افرادی حد الهی جاری می‏ساخت و
آنها را تازيانه می‏زد و احيانا طبق مقررات شرعی دست يكی از آنها را
می‏بريد بازهم از او رو بر نمی تافتند و از محبتشان چيزی كاسته نمی‏شد . او
خود می‏فرمايد :
اگر با اين شمشيرم بينی مؤمن را بزنم كه با من دشمن شود ، هرگز
دشمنی نخواهد كرد و اگر همه دنيا را بر سر منافق بريزم كه مرا دوست‏
بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت ، زيرا كه اين گذشته و بر زبان پيغمبر
امی جاری گشته كه گفت : يا علی ! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را
دوست نمی دارد .
علی مقياس و ميزانی است برای سنجش فطرتها و سرشتها . آنكه فطرتی‏
سالم و سرشتی پاك دارد از وی نمی‏رنجد ولو اينكه شمشيرش بر او فرود آيد
و آنكه فطرتی آلوده دارد به او علاقمند نگردد ولو اينكه احسانش كند ،
چون علی جز تجسم حقيقت چيزی نيست .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”