حسن عباسی: «طوفان شن‌ دلیل شکست عملیات طبس نبود» + نظر سنجی

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

با کدام یک در مورد موضوع طبس موافق هستید ؟

1 دکتر عباسی
39
72%
2 خانم رجایی فر
15
28%
 
مجموع رای گیری: 54

New Member
پست: 14
تاریخ عضویت: چهارشنبه 28 آذر 1397, 7:37 pm
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 10 بار

Re: حسن عباسی: «طوفان شن‌ دلیل شکست عملیات طبس نبود» + نظر سنجی

پست توسط soheil_jeep »

این را هم اضافه می کنم که چارلی بکویت در همان کتاب کذایی به تاثیرات مخرب هوا و آب دریا بر سیستم های فنی هلیکوپتر و همچنین تجربه غیرقابل اعتماد بودن ذاتی هلیکوپتر در ویتنام که کبری و آن نمونه های ترابری دیگری که اسمش یادم رفته اشاره کرده است . پرواز در هوای بسیار بد و ظلمات شب کوه های کویر را هم اضافه کنید.
New Member
پست: 14
تاریخ عضویت: چهارشنبه 28 آذر 1397, 7:37 pm
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 10 بار

Re: حسن عباسی: «طوفان شن‌ دلیل شکست عملیات طبس نبود»

پست توسط soheil_jeep »

ghahestani نوشته شده: پنج‌شنبه 17 اسفند 1391, 2:04 pm
alibig نوشته شده:   حادثه طبس به قلم قهرمان تامکت سرهنگ خلبان فریدون علی مازندرانی  

در اینجا بدون در نظر گرفتن هرگونه جانبداری و یا رد سیاستهای آن دوران و یا ابراز عقیده در باره آن سیاست بازیها، تنها در صدد روایت اصل داستان پروازها و دستورات صادره جهت بمباران هوائی منطقه در آن روز بخصوص هستم تا هرشخصی با جمع بندی این اطلاعات و سایر مفروضات خویش، نتیجه گیری لازم را داشته باشد.

ساعت حدود 0645 صبح بود که زنگ اسکرامبل آلرت پایگاه هشتم به صدا در آمد، و طبق معمول، خلبان آماده شماره یک، به همراه خلبان کابین عقب خود بلافاصله به طرف هواپیماها دویده و با کمک پرسنل فنی شروع به روشن نمودن موتور سمت چپ و سپس موتور سمت راست نمودند و در حا لي كه پرسنل فنی و اسلحه مهمات در حال ARM کردن موشکها و مسلسل هواپیما بودند، خلبان شروع به صحبت با برج اصفهان نمود و علت بلند کردن اسکرامبل و سمت و ارتفاع هدف وضعیت هدف را جویا شد، همزمان هم کار بچه های فنی به پایان رسیده بود كه با گرفتن علامت OK از آنان خلبان شروع به تاکسی و خروج هواپيما از شيلتر نموده و هواپیما را بطرف باند پروازي که در فاصله خیلی کمی از شیلتر الرت پایگاه اصفهان قرار دارد هدايت نمود، که در همین زمان که در حال ورود به باند پروازی بود،برج دستور داد که به محض بلند شدن از زمین با اپروچ پایگاه تماس حاصل نماید.

با توجه به اینکه در آن زمان پایگاه هشتم در پوشش رادارهای پدافند ی کشور قرار نداشت، لذا برابر دستور، خلبان میبایست سریعا" با اپروچ اصفهان هماهنگ نماید و این هماهنگی با تغییر فرکانس رادیو از برج به اپروچ اصفهان انجام و تماس اولیه برقرار شد، پاسخ اپروچ در تماس با هواپیمای اف 14 این بود"" از این لحظه به بعد هر شیئی پرنده ای که در آسمان کشور مشاهده و ردیابی نمودید بدون درنگ و در كمترين زمان و بهترین حالت آنرا مورد هدف قرار دهید، تفهیم شد؟ " این یک مکالمه عادی بین هواپیمای اسکرامبل و كنترولر زميني يا رادار نبود، دستور شلیک به هر هواپیمائی که در آسمان کشور دیده شود!! چرا؟ مگر کودتا شده؟ و یا کسی در حال فرار از کشور است که سعی در بستن مرزهای هوائی داریم؟ نه حتما" از سوي یکی از همسایگان متجاوز مورد حمله هوائی قرار گرفته ایم!! اینها همه سئوالاتی بود که در كسري از ثانيه از ذهن خلبان می گذشت، و لذا در ادامه مکالمه اولیه با اپروچ اطلاعات لازم مبادله و خلبانان از چگونگی واقعه با خبر شدند که این خود خیلی به تمرکز حواس بعدي خلبانان کمک نمود.

خلبان در حین همین مکالمات سمت هواپیما را به طرف منطقه مورد نظر كه حوالي كوير و شهر طبس که در حاشیه آن قرار دارد بود، تغییر داده و از کابین عقب میخواهد که به جستجوی دقیق خود در اسکوپ رادار ادامه داده و در صورت رویت هر گونه هدفی مراتب را اعلان تا اقدامات لازم برابر دستور صورت پذیرد و خود در روي زمين بدنبال نشانه هاي داده شده از سوي كنترولر زميني بود ، در همین هنگام اپروچ اصفهان به خلبان اعلان مینماید که برای حفاظت بیشتر منطقه تا 15 دقيقه بعد هواپیمای اسكرامبل دوم اف 14 نیز پرواز و به شماره یک خواهد پیوست و درخواست نمود که برای تماس با اپروچ تهران و رادار کرج فرکانس را تغییر داده و سریعا" با تهران تماس حاصل نمائید.

پس از تماس هواپیما با اپروچ تهران و ابلاغ همان دستورات قبلی به خلبان، دست پاچگی اوضاع در زمين از طرز مكالمات کنترولر زمینی و مسئولین در روی زمین با هواپيما بصورتی واضح و اشكار قابل لمس و درک بود، لذا خلبان ضمن پرواز به منطقه مورد نظر از رادار تهران ( رادار کرج) درخواست نمود تا در صو رتیکه به ادامه این پرواز و احیانا" انجام گشت هوائی هواپیمای اسکرامبل نیاز بيشتري دارند سریعا" از پست فرماندهی ستاد نهاجا درخواست بلند شدن یک فروند تانکر سوخترسان نمایند و نتیجه را به خلبان اعلان نمایند.

همزمان هواپیمای اسکرامبل به نزدیکی منطقه مو رد نظر رسیده و با توجه به اطلاعات اولیه دریافتی از اپروچ های اصفهان و تهران و رادار کرج، و پاسخ به تماسهای گرفته شده از سوی دیگر رادارهای منطقه مثل بابلسر و مشهد، موقعیت دقیق اهداف مورد نظر بر روی زمین را با ذکر مشخصات و مختصات دقیق جغرافیائی آنان را به تهران اعلان نمود که بعد از ارسال این پیام و اعلان پاسخ موافقت تهران با بلند شدن هواپیمای تانکر از تهران به سمت هواپیمای اسکرامبل در دقایق آتی و رد و بدل دیگر اطلاعات مورد درخواست و پاسخ به سئوالات گوناگون کنترولرهای زمینی توسط خلبانان هواپیمای اسکرامبل، اين بار دستوری غیر منتظره تر از دستورات قبلي به هواپیمای اف 14 ابلاغ میگردد که " سریعا"کلیه وسائل و تجهیزات قابل رویت در منطقه را منهدم نمائيد!!؟؟!! دستوری عجیب از هر نظر ، زیرا با اطلاعات ارسالی خلبان اسکرامبل به کنترولر زمینی و تشریح اوضاع و احوال صحنه روی زمین و ذکر تعداد هلیکوپترهای سالم قابل رویت از بالا و سایر تحرکاتی که از لحظه ورود به منطقه کاملا" تحت نظر گرفته شده، و مهمتر از همه اینکه هواپیمای اف 14 که فاقد هر گونه بمب، راکت و یا موشک هوا به زمین بوده و فقط دارای موشک هوا به هوا و یك قبضه مسلسل 20 میلیمتری است، چگونه تمامی این تجهیزات را می بایست سریعا" بمباران نماید!؟!؟ از این لحظه مشاجره و بگو مگو بین خلبان اسکرامبل با کنترولر رادار و نهایتا" افسر ارشد پست فرماندهی نهاجا آغاز گرديد.

در همین اوضاع و احوال صدای هواپیمای دوم اف 14 نیز بگوش میرسد که ضمن اعلان حضور اشاره مینماید که برابر درخواست رادار به سمت کرمان جهت کنترل هوائی منطقه در پرواز است و بلافاصله بعد از انجام اين ماموریت به سمت شماره یک پرواز خواهد نمود.

اوضاع به هیچوجه خوب نبود، زیرا کنترولر و CP تهران در صدد راضی کردن خلبان به انجام درخواستشان بودند و خلبان جویای علت این کار که در همین اثنا صدای هواپیمای سومی شنیده شد که بر روی کانال گارد صحبت و درخواست تماس با هواپیمای اسکرامبل را داشت ضمن اینکه سمت، مسیر، برینگ خود از فرودگاه تهران را نیز اعلان می نمود تا مشکلی برايش پیش نیاید.

خلبان اسکرامبل اف 14 با هواپیمای مورد نظر تماس گرفته و با توجه به سمت و برینگی که خودش داده بود سریعا" در رادار او را یافته و درخواست شناسائی می نماید ضمن اینکه به او گوشزذ می نماید که دستور اکید دارم تا بطرف شما و یا هر هواپیمای در حال پرواز در آسمان کشورشلیک کنم، که هواپیمای مورد نظر خود را چنین معرفی نمود: " من سرگرد فخم، خلبان هواپیمای جت فالکن هستم که حامل رياست جمهموري كشور "فرماندهی کل قوا" از اهواز بطرف تهران هستيم ، در صورتیکه صدای من را میشنوید تائید فرمائید " خلبان اسکرامبل ضمن درخواست روشن نمودن IFF از وی درخواست میکند سریعا" با تهران سنتر تماس بگیرد در غیر اینصورت و با توجه به قفل راداری روی هواپیما وی بدون درنگ وی را مورد اصابت قرار خواهد داد.

تماس فوری هواپیمای جت فالکن و تهران سنتر باعث پیشگیری از هر حادثه ای در ان موقعیت گردیده و پس از تائید پرواز این هواپیما توسط پست فرماندهی ستاد نیرو و ديگر مذاكراتي كه احيانا" از طريق راديوي VHF بين آنان با تهران انجام پذيرفت، این هواپیما در تماس با هواپيماي اسكرامبل خود را بعنوان پست فرماندهی هوائی معرفی و لذا مشاجرات و بحث و جدل قبلی بین هواپیمای اف 14 و رادار تهران در مورد شليك به سمت تجهیزات موجود در روی زمین از این لحظه وارد فاز جدیدی شد.

ساعت حدود 0745 دقیقه بود كه پست فرماندهي تهران مجددا" از هواپيماي اف 14 درخواست قبلي را تكرار مي نمايد و در پاسخ آن خلبان اعلان ميكند، حالا كه من روي منطقه پرواز ميكنم و بزودي شماره دو هم به ما ميپيوندد و جت فالكن هم در آسمان است و با ما تماس دارد و همه اين اوضاع كاملا" در كنترل است و وقت كافي وجود دارد چرا به جاي شليك به سمت اين تجهيزات سريعا" دستور نمي دهيد تا يك گردان چتر باز از شيراز با تفاق هواپيماي C-130 آماده پرواز ظرف كمتر از نيم ساعت با پائين ريختن چتر بازها و فرود آنان در منطقه همه چيز را در كنترل خواهند گرفت ضمن اينكه ما هم از بالا هر گونه پشتيباني مورد لزوم را خواهيم نمود!!

اين پيشنهاد منطقي و صحيح از سوي خلبان به پست فرماندهي نيرو بود حال آنكه با توجه به توان هواپيماي اف 14 خلبان ميتوانست بدون داشتن ساير مهمات و تنها با شليك مسلسل هواپيما تمام تجهيزات موجود را به رگبار ببندد و آنان را از حيض انتفاع خارج نمايد ولي به هيچ وجه اين عمل را با اينكه دستور از سوي مركز فرماندهي بود قبول نداشت و بدون دارا بودن هر گونه ذهنيت قبلي با اين دستور مخالفت مينمود.

در همين اثنا صداي پست فرماندهي هوائي (جت فالكن) نيز برخاست كه هواپيماي اف 14 به هيچوجه اجازه زدن و بمباران نداريد و منبعد دستورات صادره فقط از سوي من (پست فرماندهي هوائي) بايد اجرا شود و اين شروع مشاجرات لفظي بعدي فيمابين پست فرماندهي هوائي و پست فرماندهي نيرو (رادار ) و ساير دست اندر كاران در روي زمين با ما بود.

هواپيماي تانكر نيز در همين اثنا بلند شدن خود را اعلان نمود كه با هماهنگي، از ايشان خواسته شد تا در محلي واقع در غرب منطقه مورد درگيري در يك دوره ايستائي بين اصفهان و تهران به پرواز خود ادامه دهد تا به موقع به ايشان تماس بگيريم.

جنگ بين پست فرماندهي تهران (رادار) و هواپيماي جت فالكن شديدا" مغلوبه شده بود و از تهران اصرار به زدن و از جت فالكن انكار كه نبايد زده شود و با توجه به صحبتهاي رد و بدل شده و جهت اطمينان بيشتر دو طرف از اينكه هيچگونه خطري در حال حاضر نه اين تجهيزات باقيمانده روي زمين را و نه كل منطقه را تحديد نمي نمايد، و با نزديكتر شدن هواپيماي اسكرامبل شماره 2 به منطقه، هواپيماي شماره يك اعلان نمود كه جهت مشاهده منطقه از نزديك براي مدتي در ارتفاع پست پرواز خواهد نمود كه با اين اعلان ضمن كم كردن ارتفاع شروع به گردش در اطراف منطقه نموده و ضمن چندين نوبت عبور از جهات گوناگون بر روي منطقه در ارتفاع خيلي پائين و با به رگبار بستن دو سوي منطقه توسط مسلسل هواپيما، طي دو شيرجه هيچگونه عكس العملي نيز از هيچ سوئي مشاهده ننموده و لذا مجددا" ارتفاع را افزايش داده و ضمن تماس كليه مشاهدات خود را براي هر دو پست فرماندهي زميني و هوائي تكرار نمود و خواست كه هر چه سريعتر با توجه به كويري بودن منطقه و دوري راه براي نيروهاي زميني پيگير انجام پرواز هواپيماي C-130و فرود چتر بازان به منطقه باشند كه اين بهترين گزينه در شرايط حاضر است .

همزمان با ارسال گزارش هواپيماي اسكرامبل شماره 1 به هر دو پست فرماندهي زميني و هوائي ، هواپيماي اسكرامبل شماره 2 نيز در منطقه ايستائي طبس حضور پيدا نموده و ضمن ارسال گزارش خود مبني بر رويت يك دستگاه هليكوپتر ي كه بنظر سالم بر روي زمين در بيابانهاي نزديك كرمان نشسته و اين نشستن در آن محل بيشتر به خرابي در بين راه شبيه بوده و ارائه مختصات كامل جغرافيائي محل فرود آن به پست فرماندهي، تنها چهار فروند هواپيماي موجود در آسمان كل كشور كه شامل 2 فروند اف 14 و يك فروند جت فالكن و يكفروند تانكر بودند در حال استماع كامل مكالمات و مشاجرات في مابين هواپيماي جت فالكن و كنترولر رادار زميني بودند و اين مباحثات و مشاجرات تا حدود ساعت 10 صبح كه ديگر هواپيماي جت فالكن جهت نشستن در تهران ميبايست منطقه ايستائي خود را ترك مينمود نيز ادامه داشت.

اف 14 ها و هواپيماي تانكر هر يك در منطقه تعيين شده به پرواز خود ادامه ميدادند و عليرغم چندين بار پيگيري از سوي خلبان هواپيماي اف 14شماره يك مبني بر اعلان وضعيت هواپيماي C-130 و چتر بازهاي درخواستي هيچ خبري از اعزام آنان اعلان نگرديد، البته در اين اثنا هواپيماي جايگزين هواپيماي تانكر نيز به منطقه وارد گرديده بود و مجددا" از حوالي ساعت 2 بعد از ظهر چندين بار ديگر از سوي رادار تهران درخواست شليك به سوي تجهيزات موجود بر روي زمين گرديد كه مورد قبول هيچيك از خلبانان شماره 1 و 2 اف 14 قرار نگرفته و لدا پرواز گشت در منطقه به روال عادي قبلي تا حوالي ساعت چهار بعد از ظهر توسط اف 14 ها ادامه يافت كه در اين زمان اجازه بازگشت به پايگاه به اف 14 ها صادر و هر دو به پايگاه خويش باز گشتند.

بدنبال همين مسائل و كش و قوسهاي موجود در بين مسئولين آن روزها بعد از بازگشت اف 14 ها به پايگاه خود و با فرا رسيدن غروب آفتاب از هواپيماهاي اف 4 در منطقه جهت پوشش هوائي استفاده مي گردد كه متعاقبا" و با توجه به فشارهاي وارده جهت اجراي بمباران منطقه مورد نظر در اسرع وقت، حوالي ساعت ده شب همانروز و همزمان با نزديك شدن گروهي رزمنده و داوطلب از نزديكترين محل به منطقه كه شهر يزد ميباشد، منطقه توسط چند فروند هواپيماي اف 4 بمباران گرديد كه در اثر اين بمباران فرمانده اين گروه اعزامي از استان يزد بنام شهيد منتظر القائم نيز بر اثر اصابت تركش بمب در اين عمليات بمباران بشهادت مي  .


خوب با عنايت به روايت پيش گفته كه اسناد اين مكالمات ( اصل نوار و متن پياده شده نوار) و گفتگوهاي فيما بين خلبانان و كنترولر زميني، رادار، پست فرماندهي و هواپيماي جت فالكن تماما" بايد در آرشيوهاي مورد نظر موجود و در دسترس باشد، و پس از گذشت بيش از سي و اندي سال هنوز براي هيچيك از ما روشن نشده كه به چه علت اصرار بر بمباران اين تجهيزات بود، و چه شخص و يا اشخاصي از آن سود ميبردند و يا چه اشخاص در اثر از بين نرفتن آنان در بمباران زيان مي ديدند؟

البته همه ما ميدانيم كه يك چنين تيم عملياتي بالاترين اسناد و مداركي كه ميتواند همراه خود داشته باشد حداكثر نقشه هاي عمليات، فركانس هاي راديوئي مورد نظر جهت برقراري ارتباط، ليست افرادي كه در صورت نياز ميشود با آنان تماس حاصل كرد و از ايشان كمك گچان ا مختصات و مشخصات محلهاي قرار در طول عمليات، آدرس و تلفنهاي رابطين و آدرس اماكن مهم در منطقه عمليات، و نهايتا" دفترچه كدها و رمزهاي مورد استفاده در عمليات ميباشد.

پس دليل اين بمباران چه ميتوانست باشد؟

مدتي بعد از اين ماجرا خلبان هواپيماي اسكرامبل اف 14 فوق الاشاره بدنبال پيدا كردن سر نخي از صادر كنندگان اين دستورات در آن روز كذائي به تهران آمده بود ولي هر چه بيشتر جسنجو مي كرد كمتر مي يافت زيرا بعد از كمي كنكاش متوجه ميشود كه در آنروز ا لا" دستورات صادره از سوي پست فرماندهي نيروي هوائي و نهايتا" از طريق كنترولر رادار به خلبان، عينا" از خارج از نيروي هوائي و از ديگر ارگانها، سازمانها و وزارتخانه ها صادر و به وي ابلاغ مي گرديده و برابر شنيده هايش در آن روز حتي افسر ارشد حاضر در پست فرماندهي نهاجا تنها مسئول ابلاغ دستورات صادره از مبادي خارج از نيروي هوائي به خلبان هواپيما بوده است و بهيچوجه اين خواست فرماندهي نيرو و نامبرده بعنوان افسر ارشد پست فرماندهي نهاجا نبوده است!؟!؟!؟!

در بين كوهي از مطالب كه از اطراف و اكناف دنيا راجع به اين عمليات نوشته و گفته اند و تا كنون مطالعه نموده ام در برخي بطور گذرا از وجود نامه هاي سري مقامات بالاي آمريكائي به همراه فرمانده عمليات بعنوان و جهت اشخاصي در ايران نيز سخن گفته شده كه آن هم به هيچوجه دليل از بين بردن اين هليكوپترها و مدارك درون آنان نميتوانست باشد مگر اينكه آن افراد، افراد شناخته شده اي بوده باشند كه اگر اسامي ايشان و يا اين نامه ها و متن آنان بدست ايرانيها مي افتاد، ديگر كار از كار ميگذشت و زمان و هزينه بالائي بايد صرف ميشد تا يك چنين مهره هاي دست چين شده را بتوان به موقع و در اين سطح مجددا" مورد استفاده قرار داد.!!؟؟!!

[External Link Removed for Guests]


با تمام احترامی که برای جناب مازندرانی قائلم ولی حرف ایشان هیچ سندیتی نداردوای کاش جناب قیدیان و جناب رسول هشیار باسخگو بودند.تا هر کسی هر حرفی نزند

قهرمانی و موارد مشابه این خلبان عزیز به کنار ولی چند نکته هست :
 ایشان چه کاره بودند که درخواست چترباز بدهند و با کنترل زمینی جروبحث کنند ؟ ارتش هرچقدر هم شلخته باشد شرح وظایف دارد و خیلی بعید است یک خلبان شکاری در مورد سرنوشت تجهیزات آمریکایی نظری داشته باشد و اگر اینطور است در مورد برنامه های تلویزیون هم بد نبود چند پیشنهاد بدهند یا ساعت بازشدن مغازه ها و.... بدتر از همه جروبحث بین هواپیمای فرماندهی (ایرفورس وان داشتیم و خبر نداشتیم !) بیشتر به جک شبیه است حتی اگر یک طرف چیزی شبیه بنی صدر ملعون باشد . 
بدیهی است که آمریکایی ها عوامل زیادی در بدنه دولتی آن موقع داشتند و برای مثال روشن بودن چراغ های امجدیه و خیلی هماهنگی های دیگر برای اثبات آن کافی است . منتهی اگر در سطح رییس جمهور یک پادو داشتند که دنبال بمباران وسایل به جا مانده از عملیات بود دیگر چه نیازی به عملیات داشتند و اصلا مگر کسی هم گروکان گرفته می شد ؟
گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی متاسفانه باعث شد ایران از لحاظ بین المللی همه حقانیت خود را از دست بدهد و برعکس به آمریکایی ها کلی موضع حق به جانب و مظلومیت و....البته در نهایت آنها را با سلام و صلوات آزاد کردیم و قبل از آن خدا می داتد چقدر خسارت نقدی دادیم و شدیم آدم بده تمام فیلم های بین المللی و...

 
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”