متن هاي کوتاه و زيباي انگليسي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با زبان انگليسي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1073
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 22 شهریور 1386, 6:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 3957 بار
سپاس‌های دریافتی: 4418 بار

پست توسط SadafG »

[align=left]THE SALON VISIT


" Anyway," the woman in the chair continued, "his wife's so gullible!Bill always says he's going bowling; she always believes him!"
The beautician smiled. "My husband William loves bowling too.Never used to… Goes all the time now…! "
She paused, frowning.
Then a slow,bitter smile emerged.
"Let's start on your perm.You're gonna look unforgettable." 

در آرایشگاه

به هر حال...
زنی که روی صندلی نشسته بود ادامه داد: " زنش خیلی هالوست! بیل هر شب به او می گوید برای بازی بولینگ می رود.او همیشه حرفش را باور می کند! "
آرایشگر لبخند زد : " ویلیام ، شوهر من هم عاشق بولینگ است.قبلاً اینطور نبود ... حالا تمام وقت دنبال بازی است ...! "
زن با چهره ای درهم ، مکث کرد.
بعد لبخندی آرام و تلخ بر لبانش نشست.
" صبر کن موهایت را فر کنم. قیافه ای فراموش نشدنی پیدا خواهی کرد."
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
خبر رفتن موشک به فضا
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

  [External Link Removed for Guests]  
Old Moderator
Old Moderator
پست: 803
تاریخ عضویت: جمعه 6 مرداد 1385, 11:51 pm
سپاس‌های ارسالی: 138 بار
سپاس‌های دریافتی: 273 بار

The Farmer's Donkey

پست توسط Ines »

[align=left]The Farmer's Donkey

One day a farmer's donkey fell down into a well. The animal cried piteously for hours as the farmer tried to figure out what to do.Finally he decided the animal was old, and the well needed to be covered up anyway; it just wasn't worth it to retrieve the donkey. He invited all his neighbors to shovel dirt into the well. At first, the donkey realized what was happening and cried horribly.Then, to everyone's amazement, he quieted down.

A few shovel loads later, the farmer finally looked down the well, and was astonished at what he saw. With every shovel of dirt that hit his back, the donkey was doing something amazing. He would shake it off and take a step up. As the farmer's neighbors continued to shovel dirt on top of the animal, he would shake it off and take a step up. Pretty soon, everyone was amazed as the donkey stepped up over the edge of the well and trotted off!
 
[align=right]
روزی الاغ یک کشاورز به درون چاه افتاد و ساعتها گریه کرد. کشاورز تصمیم گرفت فکری به حال ماجرا کند. سرانجام به این فکر افتاد که چون الاغ پیر است بهتر است چاه را بپوشاند. الاغ ارزش بیرون آوردن از چاه را ندارد. چند تن از همسایگانش را صدا کرد تا با بیل خاکها را داخل چاه بریزند. الاغ که این را فهمید شروع به زاری کرد. اما چیزی نگذشت که ساکت شد.

بعد از مقداری خاک پاشیدن کشاورز به درون چاه نگاه کرد و از چیزی که میدید متعجب میشد. با هر بیل خاکی که داخل چاه ریخته میشد، الاغ آنها را از بدنش میتکاند و یک قدم بالاتر می آمد. همین کار ادامه پیدا کرد و طولی نکشید که الاغ به لبه ی چاه رسید. 

 
زندگی همیشه سختی دارد. اما شما میتوانید از هر کدام از سختی ها به عنوان یک پله ی ترقی استفاده کنید. ما میتوانیم با تسلیم نشدن در برابر مشکلات از عمیق ترین چاه ها و گرفتاری ها خلاص شویم.
Shake it off and take a step up :-)  
No time like the present


  مدتی کمرنگ یا بی رنگ... 
Captain I
Captain I
پست: 623
تاریخ عضویت: جمعه 11 اسفند 1385, 12:35 pm
سپاس‌های دریافتی: 54 بار

پست توسط Palang mah gerefteh »

[align=left]Save me a place
In the heart of your hearts
When you think of love
Never forsake me
Wanting and dreaming you
Each time i think of you
Lying naked beside me
Only a lady of Dreams
She will bring magic
To sing to your heartstrings
Only a Lady of Dreams
Come alive - you are all
That I desire!!
Something tells me
This is love that surrounds
Only a fool
Without wisdom can see
Blind as I am
In your eyes
My Lady of Dreams
My Lady
My Lady of Dreams
...
To sing to your heartstrinds
Only a Lady of dreams
Com alive - you ars all
That I  
New Member
نمایه کاربر
پست: 6
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 27 دی 1386, 2:01 am
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

پست توسط lover_emotionless »

An Interview With God

؟MAN; how long is a million year

GOD; for me it's only one minute

؟MAN;how much is a million dollar

GOD;for me it's only a penny

MAN;give me a penny

!!!GOD;wait a minute
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1101
تاریخ عضویت: چهارشنبه 7 مرداد 1388, 7:42 pm
محل اقامت: خانه همیشه سبزم!!!
سپاس‌های ارسالی: 1410 بار
سپاس‌های دریافتی: 4783 بار
تماس:

Re: متن هاي کوتاه و زيباي انگليسي

پست توسط Parsa84 »

 Warm Milk 
  98-year-old Mother Superior from Ireland was dying. The nuns gathered around her bed trying to make her last journey comfortable.

They tried giving her some warm milk to drink but she refused it.
One of the nuns took the glass back to the kitchen and remembering a bottle of Irish whiskey received
as a gift the previous Christmas, she opened it and poured a generous amount into the warm milk.
Back at Mother Superior’s bed, she held the glass to her lips. Mother Superior drank a little, then a little more and before they knew it, she had drunk the whole glass down to the last drop.

“Mother,” the nuns asked in earnest, “please give us some words of wisdom before you die.”
She raised herself up in bed and said, “Don’t sell that cow ” 
 شیر گرم! 
 مادر مقدس ایرلندی در 98 سالگی در بستر مرگ افتاده بود. راهبه ها در کنار بستر او گرد آمده و تلاش می کردند این سفر ابدی را برای وی آسانتر کنند. برایش مقداری شیر گرم و تازه آوردند ولی مادر مقدس ننوشید. یکی از راهبه ها در حالیکه لیوان شیر را به آشپزخانه برمی گرداند به یاد آورد که سال قبل به عنوان هدیه کریسمس یک بطری ویسکی ایرلندی دریافت کرده بود. آن را باز کرد ومقداری از آن را درون شیر گرم ریخت. راهبه به کنار بستر مادر مقدس بازگشت و لیوان را به دهان وی نزدیک کرد. مادر مقدس مقدار اندکی نوشید، سپس مقدار بیشتری و پیش از آنکه سایر راهبه ها به خود آیند تمام لیوان را تا قطره آخر سر کشید. راهبه ها با بی صبری تمام ندا دادند که: "ای مادر مقدس، پیش از اینکه از این دنیا درگذری با نصایح خرد مندانه ات ما را پند بده". مادر مقدس در بسترش نیم خیز شد و گفت: "اون گاو رو نفروشین!" 
[External Link Removed for Guests]

  شور و عشق و شاديم را از خدايم هديه دارم**** هرچه هستم هرچه باشم چشمه ام پاکم زلالم 
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “زبان انگليسي”