امامت روح اسلام است

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت, رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1392, 9:05 pm

كلمه دين وقتى در افكار انسانى تعريف مى شود عبارت است از قوانين و دستورات الهى كه توسط پيام آوران به مردم ابلاغ شده است و اگر با تعبير روشن بيان كنيم دين عبارت است از فرمولهاى سالم زندگى ، كه سعادت دنيا و آخرت بشر را تاءمين مى كند آنكه مهمّ است اين است كه دين را شناساندن و مردم را بدان توجه دادن بعهده چه كسى است ؟
آيا دين خودش مى تواند خودش را پياده كند وتوجه مردم را به فرمولهايش جلب نمايد يانه ؟
آيا زمام و هدايت دين بدست خودش است يا اينكه كسى بايد با احراز شرائط لازم زمام و هدايت دين را بعهده بگيرد؟
مثال : وسيله نقليّه اى داريم كه با آخرين سيستم هاى موجود مجهّز است وهيچ نقصى در آن وجود ندارد وتمامى اسباب آرامش وآسايش هاى انسان در او مورد توجه قرار گرفته است و هر احتياج ونيازى كه براى انسان درمسير مسافرت رُخ بدهد آماده است احتياجات او را به بهترين شكل برطرف كند آيا چنين وسيله نقليه ايكه بصورت كامل وارد ميدان زندگى شده است چگونه و در چه شرائطى حركت خود را آغاز خواهد كرد؟
آيا خودش مى تواند راننده گى اين جادّه هاى پر و پيچ و خم و لغزنده را بعهده بگيرد؟
ويا اينكه بيك راننده آگاه وكامل نيازمند است اگر كسى را اين چنين تصورّى باشد كه تمامى فنون رانندگى از راه كامپيوتر در خود ماشين جاسازى مى شود وبدينوسيله حركت ماشين شروع شده و در مراحل خاص به نيازمنديها لازم پاسخ مى دهد.
در اينجا لازم است باين نكته توجه شود:
تمامى فعّاليت ها وشيوه هاى رانندگى و دادن آگاهى هاى لازم بايد توسط انسانى به حافظه كامپيوتر داده شود خود ماشين هرچند تكميل باشد وسيستم هاى دقيق كامپيوترى در او نصب شده باشد نمى تواند مسئوليت راننده گى ويا هركار لازم را بعهده گيرد چون مسئله خلاقيّت بدست انسان است واو بايد حافظه ها را بكار گيرد وشيوه راننده گى و و...... را باو آموزش ‍ داده تا درموقع لازم مورد استفاده قرار گيرد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1392, 9:09 pm

دين اسلام درمسير طولى اديان الهى قرار گرفته و كاملترين دين الهى است و به تمامى نيازهاى مردم جهان پاسخ مناسب مى دهد ودر عبارتى دين اسلام دين جهانى است .
حالا نكته مهمّ اين است وقتى كه دين اسلام بطور كامل مى تواند احتياجات و نيازمنديهاى مردم را در هرصورت كه باشند بر طرف كند وزمينه هاى آسايش وآرامش وامنيّت روح وجسم آنها را تاءمين نمايد چگونه ودرچه شرائطى دين آثار گرانقدر خود را مى تواند پياده كند؟
وقتى كه معناى كمال دين مطرح مى شود بايد درباره آن مطالعه كرد مراد از كمال چيست ؟
آيا توجه دين به تمام موارد زندگى را كمال مى گويند؟
يا مسئله كمال دين با مجرى آن محقّق مى شود؟
اسلام مركّب از روح وجسم است وقتى كه آئين اسلام بصورت يك دين جهانى مطرح مى شود وبه تمام نيازمنديهاى مردم پاسخ مناسب مى دهد وآسايش وآرامش و امنيّت آنها را تاءمين مى كند در صورتى است كه با اين تركيب بوده باشد همانطور جسم بى روح متعفِّن خواهد بود اسلام بعنوان يك شريعت آسمانى اگر بدون روح باشد نفرت آور خواهد بود قانون زمانى مى تواند به تمامى خواسته هاى مردم پاسخ لازم را بدهد كه روحش از جسمش جدا نشود و قرآن كمال دين را با امامت در روز غديرخم برهمگان تعريف كرد.
ليكن پس از درگذشت رسولخدا صلى الله عليه و آله جان وجسم اسلام از يك ديگر مفارقت جست ظاهر اسلام بجاى ماند واين تن جوان و نورس بحيات طبيعى خود ادامه داد و چون شرائط براى رشد هر جسم جوانى آماده است نمّو كرد ولى چگونه و در كدام جهت ؟
آئين اسلام در هرزمان نيازمند يك روح سالم است كه بتواند آن را بطرز صحيح پياده كند چه اگر بدون آن باشد نمى تواند مطلوبيّت خود را ابراز نمايد روح اسلام امامت است يعنى بوسيله امامت دين اسلام تكميل مى شود.
حضرت رضا عليه السلام مى فرمايد:
امام زمام و عنان دين است و نظام مسلمين وصالح دنيا و عزّت مؤ منين به آن وابسته است.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1392, 9:13 pm

امام مسير حركت دين را هدايت مى كند وآن را به همان مقصدى كه خدا مى خواهد متوجه مى سازد با اينكه دين اسلام يك آئين جهانى است ليكن هسته مركزى آن امامت است و تمامى خير وصلاحى كه نصيب جامعه اسلامى مى شود ومؤ منين را عزّت و افتخار مى دهد به بركت وجود امام است .
اگر مجموعه قوانين الهى را كه قرآن است در متن زندگى قرار دهيم چه نقشى را مى تواند به تنهائى ايفاء كند، جلد وخطوط آن مشكل را حلّ نمى كند آنچه بزندگى صفا مى دهد وانسانها را به سمت آسايش وآرامش سوق مى دهد پياده شدن معانى قرآن است .
و معنى قرآن همان امامت است كه اطاعت از آن سعادت هر دو جهان را تضمين مى كند چنانكه در حديث شريف ثقلين اشاره شده است .

در اينجا لازم است مقدارى با قرآن آشنا شويم و آن اينكه همه را عقيده بر اين است قرآن يك كتاب آسمانى است كه بتوسط پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در اختيار جامعه انسانى قرار گرفته است و تمامى دستورات و قوانين و يا فرمولهائى كه در سعادت دنيوى و اُخروى بشر ضرورت دارد در آن كتاب آمده است و تمامى اَلفاظ و واژه هائى كه در آن آمده است مشابه همان كلماتى است كه عامّه مردم از آن استفاده مى كنند.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1392, 9:17 pm

مسئله مهمّى كه توجّه بر آن لازمه فهم مطالب قرآن است اينكه لسان قرآن معصوم است و هيچ خطا و لغزش و حرف زائدى در آن وجود ندارد هر چه هست همه اسرار يك زندگى توحيدى است شكافتن كلمات وآيات آن كار هركس ‍ نيست بلكه فردى كه مانند خود قرآن معصوم است مى تواند از اسرار و رموزات آن خبر داده و با شكافتن و تفسير آيات مغز شيرينش را در اختيار همگان قرار دهد مسئله دين همان مجموعه دستورات و فرامين الهى است پياده شدن آن نيازمند، فرد معصوم است يعنى قانون معصوم توسط انسان معصوم مى تواند پياده شود زيرا افراد غير معصوم نمى توانند زبان قرآن را با تمام رمز و اسرارى كه دارد بفهمند وآن را ترجمه كنند و معنى حُجيّت ظهور الفاظ كه در علم اصول مطرح است گوشه اى از اين حقيقت است يعنى ظهور الفاظى كه در آيات و روايات آمده است مفيد معنى مى باشند ليكن اين به آن معنى نيست كه هر فرد بتواند باستناد ظهور لفظ بتمامى معانى كه در بطون آيات آمده است دست پيدا كند.
مثال : دريا و اقيانوس در اختيار همگان است واستفاده كردن از آن به مقدار درك آدمى وابسته است ليكن غواصّى درآن كار هركس نيست كه بتواند به عمق اقيانوسها نفوذ كند وجواهرات پر قيمتى را بدست آورد كلام الهى آن بحر عميقى است كه هركس را فهم اسرار آن نشايد بلكه كسانى كه از ناحيه مقدّسه مؤ يَّد واز لغزش و خطا معصوم هستند غواّصان اين اقيانوس عظيم الهى هستند و زمام و هدايت دين به عهده آنهاست اگر دركنار قرآن و دين اسلام امامت نباشد مردم مسئوليت و وظائف دينى و شيوه زندگى خودشان را از امامان معصوم عليه السلام ياد نگيرند وقرآن اين كتاب آسمانى توسط آنها تفسير و پياده نشود هيچ وقت مسلمين را خير وسعادتى پيش نخواهد آمد چون دين الهى را كسى مى تواند پياده كند و با تمام وجودش آن را نشان دهد كه باتمام جانش آن را تحويل گرفته باشد امامت بعداز رسالت دين الهى را با تمام وجود شان تفسير كردند چون زمام دين بدست آنهاست .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1392, 9:23 pm

اسلام بعنوان يك دين آسمانى هدف خويش را تربيت و پرورش انسان معرفى مى كند و براى تحقق آن ، تمامى امكانات و اسباب لازم را بكار گرفته است البته اين هدف منحصر بدين اسلام نيست بلكه از اوّل نظام خلقت دين يكى بيش نيست وآن تسليم شدن در برابر خداست و قرآن در اين زمينه مى فرمايد:
انّ الدّين عِنْدَ اللّهِ الاِسلام .
دين در پيشگاه خداوندى همان اسلام است .
و حضرت على عليه السلام در تعريف اسلام مى فرمايد:

ترجمه :
اسلام را بگونه اى تعريف مى كنم كه احدى قبل از من چنين تعريفى براى اسلام نكرده است ، اسلام همان تسليم است تسليم همان يقين ، و يقين همان تصديق ، و تصديق همان اقرار و اقرار هم بمعنى اداء و اداء هم به معنى عمل كردن است .
بنابراين اسلام صفت تمام اديان الهى است و هدف دين الهى از تربيت و پرورش نوع بشر اين است كه او را در مقام بنده گى
خداو ندى قرار دهد و آخرين دين الهى كه بصورت كامل در اختيار جامعه انسانى قرار گرفت بدين اسلام شهرت يافته است كه توسط خاتم انبياء صلى الله عليه و آله و كتاب آسمانى قرآن ، و دوازده امام معصوم عليهم السلام شكل پيدا مى كند يعنى دين اسلام يك مجموعه است كه براين پايه ها استوار مى باشد همانطور كه براى برپا كردن خيمه يا چادرى به ريسمان و پايه هائى در اطراف آن نياز است تا خيمه شكل بگيرد ليكن يك پايه كه در وسط خيمه و چادر واقع مى شود و اساس وجود چادر برآن وابسته است چون اگر همان پايه برداشته شود خيمه مى خوابد.
در آئين اسلام پايه هائى وجود دارد كه اسلام برآنها قائم است ليكن اساسى ترين پايه ايكه سنگينى اسلام را بردوش كشيده و همگان را در سايه و آرامشهاى آن جاى داده است امامت است اين بار سنگين كه بردوش امام معصوم عليه السلام گذاشته شده اصلى ترين پايه خيمه را مى ماند كه سنگينى چادر را بردوش گرفته است .
حضرت رضا عليه السلام مى فرمايد:
ترجمه : امام ريشه و اساس اسلام وشاخه سربلند آن است .
همانطور كه ساختمان در روى پايه اى كه قرار داده شده است شكل مى گيرد اين دين جهانى كه به تمام نيازمنديهاى عالم بشريت پاسخ مى دهد و در بهترين شرائط رشد وتكامل آنها را فراهم مى كند و بزندگى روح سالمى مى دهد همان دينى است كه برپايه امامت استوار باشد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1392, 9:34 pm

اسلام با وجود امام تجسّم پيدا مى كند و تمامى دستورات الهى از كوچك و بزرگ در سيماى زندگى او متبلور است هر موردى در اسلام مد نظر قرار بگيرد الگو و معيارش امام است بجهت اينكه حدّ و مرز قوانين الهى بوسيله آنها مشخص مى شود واگر كسى در پناه اسلام قرار بگيرد ولى نسبت به امام زمانش جاهل باشد در حقيقت به اسلام جاهل است و در اين زمينه احاديث زيادى وجود دارد كه اختصارا به بخشى از آنها اشاره مى شود.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله :
هر كس بدون شناخت امام معصوم بميرد مردنش مثل مردگان دوران جاهليت است .
از حضرت صادق عليه السلام در مورد حديث فوق سئوال شد:
اينكه اگر كسى امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلى از دنيا رفته است اين جاهليت همان نادانى است يا جاهليتى كه شناخت امام ندارد؟
حضرت فرمود: مراد از آن جاهليّت كفر و نفاق و گمراهى است .
اگر در متن اعتقاد انسان جايگاه امامت خاموش باشد و تمام دوران عمرش را بدون شناخت امام معصوم عليه السلام سپرى كرده باشد به معناى اين است كه تمام عمر خويش را در جهالت كفر و نفاق بپايان رسانده است به جهت اينكه مقام امام اصلى ترين پايه اسلام است و بى توجهى به آن آدمى را به بى توجهى بخداى متعال سوق مى دهد.
قال الصادق عليه السلام :
هرگاه انسانى شبها را به نماز وروزها را به روزه بپا دارد و تمام اموال خود را صدقه بدهد و تمامى عمر خويش را درحّج قرار دهد اگر به ولايت ولى خدا جاهل باشد واين اعمال كه انجام داده به راهنمائى او نباشد در پيشگاه خدا هيچ حق ثوابى پيدا نمى كند واز گروه مؤ منين نخواهد بود.
در اين زمينه احاديث بيشمارى وجود دارد كه از روايات عامّه وخاصه نقل شده است مهمترين مسئله در بيان اين گونه احاديث اين است كه طبع بشر باغرائز واحساساتى كه دارد اغلب جانب منكرات را مايل است وتمامى كار و اعمالش با زيان و خسران مواجه مى شود اما اگر احساسات و غرائز وى تعديل شود و از مسير درستى كه خداى سبحان برايش معين نموده عبور كند پيوسته خود را از خُسران نجات مى دهد تنها مسيرى كه تمام علائق و غرائز و احساسات آدامى را تعديل مى نمايد و او را از تمايل به افراط و تفريط باز مى دارد ايمان است يعنى يگانه عامل و يادآورى شفابخش براى تنظيم اميال انسان و نگهدارى او از انحراف اين است كه بركل وجودش اعم از روح و روان ، و جسم ايمان حكومت كند و جز آن هيچ راهى براى مهار كردن و تعديل نمودن غرائز وجود ندارد و اين بيان قرآن است كه مى فرمايد:
والعَصْرِ اِنَّ الاِنْسانَ لَفى خُسْرٍ، الاّ الذَينَ امَنُوا وَعَمِلُوا الصّالحات وتواصَوْا بِالحَقِّ وَتَواصَوْا بالصَّبْرِ.
قسم به عصر [عصر خروج امام زمان عليه السلام و...] كه انسان هرآن و هر لحظه در زيان كارى بسر مى برد مگر كسانى كه ايمان آورده واعمال نيك وخدا پسند انجام داده و بر توصيه بحق وصبر در خود و ديگران اسرار ورزند.
شخصى بنام مفضّل بن عمر كه از راو يان حديث است از حضرت صادق عليه السلام تفسير سوره شريفه را مسئلت نمود حضرت پاسخ داد:
كه مراد از عصر، ظهور قائم آل محمد صلى الله عليه و آله است و مراداز [لفى خسر] غاصبين حق ما مى باشند كه گرفتار خسران هميشگى هستند وايمان آورنده گان در آيه همان شيعيان هستند كه با ايمان و معرفت به امامت و ولايت حضرت على عليه السلام و يازده فرزند معصومش (عليه السّلام ) از تمامى خسران وضررها نجات يافته و دركنار همين ايمان به اعمال نيك و خدا پسندانه ، مانند ارشاد وهدايت و مهر ومحبت به برادران دينى وهم چنين سفارش ‍ بر خانواده و دوستان وديگران اقدام كردند كه حقانيت امامت و دركنار اين معرفت و اعتقاد، صبر وتحمّل را پيشه خود نمايند چون جانب حق را گرفتن و بر آزار و اذيّت آن صبر كردن ، از عترت پيامبر صلى الله عليه و آله بما رسيده است .
بنابراين يگانه عامل براى كنترل غرائز واميال بشر ايمان است كه او را بحق وادار مى كند و درحمايت از حق صبر و تحمّل وى را زياد كرده تا بتواند خود را در مقابل كششهاى مسير باطل كه در ظاهر شيرين و دلچسب هستند نگهدارى كند.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » چهار شنبه 4 اردیبهشت 1392, 9:39 pm

در اينجا سئوالى براى همگان وجود دارد و آن اينكه ما چه وقت و درچه شرائطى مى توانيم به مؤ من بودن خودمان يقين پيدا كنيم؟
آيا ايمان همان بينش توحيدى است كه در دل آدمى رخنه مى كند يا مراد از ايمان صرفا يك سرى عبادات واطاعات است در چه شرائطى وكيفيتى باشد مورد بحث نيست ؟
جواب :
اگر مقدارى در مورد ايمان با كلام الهى آشنائى پيدا كنيم بهتر مى توانيم معناى مؤ من بودن را درك نمائيم در آيات قرآن كلمه ايمان بصورت [امَنُوا و امِنُوا] بيشتر از پنجاه مورد آمده است وبعد از آنها به عمل صالح اشاره شده در اين صورت معناى ايمان يعنى داشتن يك بصيرت وبينش توحيدى وبعبارت ديگر ايمان ، فعل و يا عمل روح انسان است تا در روح و روان بشر چنين حركتى ايجاد نشود اعمال ظاهرى او پسنديده نخواهد شد و اين نيكى وصلاحيت بر عمل انسان از بينش وايمان و حركت روحانى او اشراق مى كند تا در درون كسى چنين تحولى ايجاد نشود هيچ عمل از وى پسنديده نخواهد بود هر چند تمام عمرش را درجهاد و حجّ و خيرات مصرف كند آنكه از آموزشهاى قرآن بدست مى آيد توجه به كيفيّت كار است نه كميّت ، وهميشه كيفيت هر عملى با روح و درون آدمى ارتباط دارد ليكن كميّت هميشه با اعضاء و جوارح صورت مى گيرد كسى يك عمل حج بجا مى آورد اما در بهترين كيفيت وكسى هم پنجاه بار عمل حج انجام مى دهد در بدترين كيفيت .
خداى سبحان هميشه كيفيت بهتر را از انسان مد نظر دارد ومى فرمايد:
هو الَّذى خَلَق المَوْتَ وَ الحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ ايَّكُم اَحَسَنُ عَمَلا.
اوست [يعنى خداى متعال ] كه مرگ و زندگى را آفريده تا شما [انسان ] را آزمايش كند كداميك بهترين عمل را انجام مى دهيد.
توجه به كيفيت عمل بشر در چند آيه ديگر: [هود /7، كهف /7 و 30] آمده است .
آنچه مطلوب خداى سبحان است كيفيت عمل مى باشد و توجه به ايمان كه در اكثر آيات آمده است همين مورد را تاءييد مى كند يعنى هر عمل شايستگى خود را از ايمان و بينش توحيدى مى گيرد اگر چراغ دل كه ايمان است خاموش باشد هيچ حركتى از بشر درپيش خداوند عزوجل مطلوب نخواهد بود حتى در سوره والعصر هم نجات انسان از زيانكارى را بوسيله ايمان بيان مى كند. به استثناى مؤ منان همه درخسارت وزيانكارى خواهند بود.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392, 3:34 am

چه ارتباطى در ميان ايمان و امامت وجود دارد؟
وقتى كه مسئله ايمان يگانه عامل براى تعديل كننده غرائز واميال انسانى مطرح مى شود و در مقام تكليف الهى و اداء وظيفه نشان دهنده ارزش اعمال وعبادات اوست وهم چنين بهشت و آسايش وآرامش هاى وى در دنيا وآخرت بدان وابسته است با چه الگو ومعيارى مى توان به اين حقيقت دست پيدا نمود؟
تا اين نكته براى انسان مشخّص نشود رابطه ايمان وامامت هم معلوم نخواهد شد ما در آيات قرآن به نكات ظريفى برخورد مى كنيم وآن اينكه هر عملى كه از انسان صادر مى شود بايد با الگو و معيارهاى الهى مطابقت پيدا كند ودر غير اين صورت هر چند صورت وظاهر عمل عبادت است لكن مقبول درگاه احديّت نخواهد شد.
در عصر و زمان نبى اكرم صلى الله عليه و آله گروهى مدعى شدند كه ما خدا را دوست داريم و به او علاقمند هستيم ليكن تو را نمى پذيريم واز گفتار وسيره تو تبعيّت نمى نمائيم دراين حال جبرئيل عليه السلام آمد خدمت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آيه ذيل را قرائت كرد:
قُلْ اِنْ كُنْتُم تُحِبُّونَ اللّهَ فاتّبِعُونى يُحْبِبْكُم اللّهُ و يَغفِرلَكُمْ ذُنُوبَكُمْ واللّهُ غَفُورٌرَحيمٌ.
بگو: اگر خدا را دوست مى داريم از من پيروى كنيد تا خدا (هم ) شما را دوست بدارد وگناهانتان را ببخشد وخدا آمرزنده مهربان است .
در آيه شريفه چند نكته ظريف بچشم مى خورد:
اينكه ايمان و اطاعت و محبت انسان بخدا الگوئى لازم دارد چه اگر فردى يك عمر در كارهاى خير و عبادت باشد ولى به مقام نبى اكرم صلى الله عليه و آله بى اعتنائى نشان دهد به هيچ پاداشى نخواهد رسيد بجهت اينكه در اينجا دو مقام وجود ندارد كه يكى مقام خداوندى و ديگرى مقام پيامبر، بلكه هر مقام ومنزلت يا ولايتى كه در وجود ايشان است همان مقام و ولايت الهى است كه در شخصيّت پيامبر صلى الله عليه و آله متبلور گشته است و در آيات زيادى همين موضوع عنوان شده است كه اطاعت نبى اكرم صلى الله عليه و آله از اطاعت خدا جدا نيست و مى فرمايد:
مَنْ يطع الرّسول فقد اطاع اللّه
هركس از رسول خدا اطاعت كند در حقيقت از خدا اطاعت نموده است .
در اين زمينه به فهرست آيات اشاره مى شود كه مطلب فوق را تاييد مى كنند:
نساء /13 و 80 و 69
نور /52،
احزاب /71،
فتح /17
توبه /71
آل عمران /32 و 132،
و انفال /20 و
46 و طه /90،
محمد صلى الله عليه و آله /33
مجادله /
13 شعراء /126/131/163/179،
حجرات /49......
در همه اين آيات شريفه اطاعت رسولخدا صلى الله عليه و آله با اطاعت خدا يكى معرفى شده است و هيچ احدى نمى تواند بدون توجه به مقام رسالت معنى ايمان را درك كند بلكه از گروه كفّار و معاندين مى باشد كه در آيه بعدى مى فرمايد:
قُل اطيعُوا اللّهَ والرّسُولَ فَاِنَ تَوَلَّوْا فَاِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الكافرينَ.
بگو اطاعت خدا واطاعت فرستاده (او) كنيد واگر عصيان وسرپيچى كنند خداوند كافران را دوست نمى دارد.
تا اينجا معلوم شد كه درميان رسالت و نبوت وايمان بخدا فاصله اى وجود ندارد بلكه در تفكر وانديشه جاهلان دو چيزند ليكن در باطن و حقيقت يكى بيش نيست و آن اطاعت خداست چون پيام آوران الهى الگو و معيارهاى توحيد هستند هركس كه مى خواهد از اين مسير حركت كند بايد به تابلوهاى كنار خيابان و آئين نامه رانندگى جهان معنوى توجه كند.

محبت يكى از اسرار بزرگ دين است كه اساس دين هم برمبناى محبّت قرار داده شده كه حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد:
آيا دين جز محبت چيز ديگرى است ؟
و سپس آيه شريفه را تلاوت فرمود، يعنى روح و حقيقت دين ، همان ايمان و عشق بخداست ايمان و عشقى كه شعاع آن ، تمام وجود انسان را روشن مى كند وهمه اعضاء و دستگاههاى تن ، تحت تاءثير آن قرار مى گيرند واثر بارز آن پيروى از فرمان خداست .
اگر در قلب انسان محبّتى براى خالق متعال باشد يقينا حوزه فعاليّت هاى خود را در يك شرائطى كه مطلوب محبوب است انجام مى دهد و در اطاعت از الگو و معيارهاى توحيدى عناد و لجاجت نخواهد كرد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392, 3:37 am

تذكّر مهم
در اجتماع بشرى يكسرى حقائقى وجود دارد كه هر انسانى بدون اعتراض بلكه با تمام عشق و علاقه از آن تبعيّت مى كند مثلا كسى مى خواهد در ساختن ساختمان وكارهاى معمارى خودش يك فرد آگاه وهنرمند را بكار گيرد و براى بناى اين ساختمان و رسيدن به هدف مورد علاقه خويش ، با تمام وجودش از او اطاعت مى كند و در اين مورد كوچكترين شكايت وگلايه ويا افسرده گى ندارد بلكه درهنگام فشار كار و هزينه و ساير موارد، احساس شيرينى و لذت مى كند بخاطر اينكه :
به آگاهى و هنرمندى معمار يقين دارد كه او هر كارى را درجاى خودش قرار مى دهد
ثانيا، تمامى سفارشات او به سود من تمام مى شود و چون مالك ساختمان و استفاده كننده آن من هستم در هيچ مشكلى ويا فشارى مضطرب و پريشان نخواهم بود.
و در هر كارى چنين مسئله وجود دارد و انسان از آن اطاعت مى كند مريض بعشق عافيّت از پزشك اطاعت مى كند و و...
كسى كه مى خواهد به خواسته ها قلبى خويش نائل شود بايد معيار والگوهاى لازم را مدنظر قرار دهد يك فردى كه مى خواهد بمقام اجتهاد يا استادى درتمام علوم وهنرها دست پيدا كند بايد از مجتهدين واساتيد فَنَّ آموزشهاى لازم را با اطاعت كردنش فراگيرد.
ايمان و معرفت بخداى سبحان براى هر انسان بدون پيروى و اطاعت از آموزگاران و معلّمان واقعى محقّق نخواهد شد چون توان و قدرت انسان در رسيدن به چنين حقيقت خيلى ضعيف بلكه بر طبق آيات و روايات محال است و اين حقيقت بطور روشن درميان عقلاء ثابت و مبرهن است .
مقام نبوّت ازمقام امامت جدا نيست و خداى سبحان مقام امامت را در رديف رسالت ونبوت به بعضى از انبياء اولواالعزم عنايت فرموده و تعدادى از آنها را بعد از مقام رسول و نبى امام قرار داده است .
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392, 3:42 am

امامت علت مبقيه :
در نتيجه روشن مى شود كه مقام امامت علت مبقيه ، تمامى احكام و دستورات خداوندى است كه بتوسط شخصى نبى اكرم صلى الله عليه و آله بما رسيده است بلكه درجاى خودش ثابت شد كه مقام امامت از نبوت عامّه بالاتر است وتنها نبوت خاصّه رسولخدا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله استثناء مى شود بجهت اينكه يقين وكمالات روحى فردى كه متصدّى مقامات الهيّه است ملاك مقام و منزلت اوست وبهمين جهت انبياء عظام را هدف واحدى بود ليكن رتبه و درجات آنها به ايمان ويقين وكمالاتشان وابسته بود.
مثال : شخصى در خدمت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ازكارهاى مهمّ بعضى از ياران حضرت عيسى عليه السلام نقل مى كرد از جمله گفت كه او با ياد خدا از روى آب راه مى رفتند رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمود:
اگر يقين وى از اين مرحله بالاتر بود مى توانست در روى هوا هم راه رود.
وقتى به مراحل كمالات و يقين و عرفان حضرت على و ساير امامان معصوم عليهم السلام توّجه مى كنيم با اينكه از حوزه درك وتصور ما خارج است ليكن در مقايسه با مقام انبياء بالاترين مرحله و رتبه را بخود اختصاص داده اند چنانكه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام فرمود:
هر چه را من مى بينم يا مى شنوم توهم آن را مى بينى و مى شنوى.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392, 3:48 am

اينكه مقام امامت تكميل كننده مسير نبوت است و در رتبه و درجات مقام امام از تمامى انبياء جز نبى اكرم صلى الله عليه و آله بالاتر است همانطورى كه اطاعت رسولخدا صلى الله عليه و آله همان اطاعت خداست وهيچ فرقى درميان آنها نيست امامتى كه مكمّل وعلت بقاء دين واحكام الهى است مانند نبوت مقام و عهد الهى است همانطور كه اطاعت پيامبر اطاعت خداست اطاعت امام هم همان اطاعت خداست و هيچ تفاوتى درميان طاعات وجود ندارد يعنى كسى كه ازامام معصوم عليه السلام اطاعت و پيروى مى كند و در هر شرائط به اولوّيت او ايمان دارد مانند اين است كه بخداى ايمان آورده و از دستورات او اطاعت مى كند در نتيجه ارتباط در ميان امامت وايمان يك رابطه حقيقى است يعنى داشتن معرفت به مقام امام همان ايمان است ومعنى ايمان هم شناخت امام است .
در اينكه آيا اين معرفت تنها لفظ است يا باعمل بايد اثبات شود روايات زيادى در هر دو زمينه وجود دارد آنكه از مجموع احاديث بدست مى آيد اين است كه خود معرفت وشناخت امام و مقام و منزلت او مطلوبيتى دارد بلكه اساس اسلام همين است كه اگر دركنار اعتقادات و خيرات و عبادات كسى ، معرفت به امام معصوم عليه السلام نباشد هيچ پاداشى را كسب نخواهد كرد.

مثال : اگر نامه اى با بهترين خط و مظامين و كاغذ و پاكت و و... نوشته شود ليكن در مقام ارسال تمبر پستى نداشته باشد نامه رسان وقتى كه بعداز باز كردن درب صندوق ، با چنين نامه اى روبرو مى شود از ارسال آن دست بر مى دارد چون مُجوّز قانونى براى ارسال آن وجود ندارد اما اگر نامه اى هر چند بدخط و دريك كاغذ وپاكت كاهى و كهنه نوشته شده باشد باداشتن تمبر پستى به آدرس مربوطه ارسال مى شود نامه رسان بدون هيچ مشكلى آن را منتقل مى كند مقام امامت و معرفت به آن تمبر پستى اعمال بشر است هر عملى هر چند زيبا و در راه خدا و و... باشد چون شناخت به امامت ندارد هيچ مَلَكى حق ندارد آن را به عرش اعلى صعود دهد اما اگر عمل ضعيف باشد ليكن در متن آن نور ولايت مى درخشد ملائِك نامه رسان اعمال بشر، وظيفه دارد آن را به عرش اعلى ببرند چون مجوّز صعود به پيشگاه الهى را واجد است .
امامت اساس و ريشه اسلام است و ايمان از آن جدا نيست بلكه معرفت امام و شناخت مقام و منزلت آنها خود، ايمان است و تا كسى را درعقيده اش شناختى از امامان معصوم عليه السلام نباشد وآنها را بعنوان الگو و معيارهاى خداوندى درتمام زمينه هاى زندگى نپذيرد به هيچ مقام و ارزشى در پيشگاه خداوندى نائل نخواهد شد.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

Major I
Major I
پست: 458
تاریخ عضویت: دو شنبه 9 بهمن 1391, 8:57 pm
سپاس‌های ارسالی: 118 بار
سپاس‌های دریافتی: 1090 بار

Re: امامت روح اسلام است

پست توسط امیر احمدی2 » پنج شنبه 5 اردیبهشت 1392, 3:51 am

در ديدگاه يك فرد مسلمان ، هر انسانى را وظائف و تعهدّاتى وجود دارد و او از هنگام بلوغ ، و در صورت دارا بودن شرائط تكليف ، موظّف است ارتباط خويش را با خداى متعال از راه انجام دادن فرامين و دستورات او حفظ كند و در هيچ شرائطى نمى تواند از اوامر الهى سرپيچى نمايد همانطور كه قبلا اشاره شد عبادت در فرهنگ اسلام يك معناى وسيعى دارد و در نماز و روزه خلاصه نمى شود وآن اينكه : هر عملى كه از انسان در مقام بندگى صادر شود عبادت است .
در اين صورت واژه عبادت بر نماز و خيرات واحسانات و يا زكاة و حج وساير دستورات دينى شامل مى شود نصيحت يك مسلمان ونجات آن از مسير انحراف عبادت بزرگى است آن كه در تمامى اعمال اعم از نماز و روزه يا نهى از منكر و امر به معروف و حج و جهاد و و... بايد مدّنظر قرار بگيرد مسئله عبادت بودن آنهاست وقتى كه عملى را در هنگام انجام دادنش ‍ باعنوان عبادت مى پذيريم برخورد و معاشرت ويژه اى را مورد استفاده قرار مى دهيم بجهت اينكه عمل عبادى بايد رنگ عبادت داشته باشد به صرف عمل نمى توان تعريف عبادت را شامل كرد چون نظير همان اعمال و يا حركات در كسان ديگر وجود دارد وهيچ ارزشى عبادى را دربر ندارد و كلمه عبد و عبادى در آيات قرآن با مفاهيم خيلى ظريف و لطيف آمده است واين به آن معناست كه بشر با حركت عبادى خويش شخصيت ويژه اى پيدا مى كند و بايك رنگ مخصوصى درميان خلائق هويدا مى شود.
بنابراين مسئله عبادت به تمامى اعمال وگفتارى كه در جهت تقرّب بخدا ورضاى او شكل گيرد صادق است چون انسان عبد بودن خويش را در مقابل خداى عزوّجل با عبادت ثابت مى كند وقتى كه در عبادت بشر مفهوم عبديّت مصداق پيدا نمايد كه او را در برابر او امر و نواهى الهى تسليم كرده و در مسير رضا و خوشنودى او حركت دهد در اين حال وى را رنگ مخصوصى و نام ويژه اى خواهد بود كه در آيات الهى از آنها عبدى عبادى عبدنا... ياد شده است.
هیچ کس جز خداوند هست نیست.

ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”