آریوبرزن سردار هخامنشي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت, رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
پست: 5
تاریخ عضویت: چهار شنبه 8 مرداد 1393, 11:35 pm
سپاس‌های ارسالی: 23 بار
سپاس‌های دریافتی: 3 بار

آریوبرزن سردار هخامنشي

پست توسط سرباز اريايي » پنج شنبه 9 مرداد 1393, 2:19 pm

آريوبرزن كه بود و چه كرد؟
لئونیداس کسی بود که در زمان حمله خشایارشا به یونان در جنگ ترموپیل مانندآریو برزن پایداری کرده بود و سرنوشتی همانند آریو برزن داشت اما بر خلافآریو برزن که جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست ،یونانیان در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته ومجسمه او را برپا داشته اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا ازاو سپاسگزاری شده باشد.

یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران در زمان هخمنشیان آریوبرزن بود که درزمان حمله اسکندر مقدونی به ایران از سرزمین خود با شجاعت دفاع کرد و دراین راه کشته شد .عده ای او را از اجداد کرد ها يا لر ها می دانند.

اسکندر مقدونی پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان که به جنگ آربلArbel یا گوگامل Gqugamele مشهور است در سال ۳۳۱ پیش از میلاد مسیح ،بابلو شوش و استخر (در استان فارس کنونی) را از آن خود ساخت و تصمیم به دستیافتن به پارسه گرفت و به سوی پایتخت ایران حرکت کرد .

اسکندر سپاه خود را به دو بخش تقسیم کرد . یکی از بخش ها به فرماندهی شخصیبه نام پارمن یونوس از راه جلگه رامهرمز و بهبهان به سوی پارسه حرکت کرد وخود اسکندر نیز با سپاه سبک اسلحه از راه کوهستان (کو ه های کهگیلویه)روانه پایتخت ایران شد و در تنگه های در بند پارس (برخی آن را تک آب وگروهی آن را تنگ آری می دانند) با مقاومت ایرانیان روبرو شد.

درجنگ در بند پارس آخرین پاسداران ایران با شماری اندک به فرماندهیآریوبرزن در برابر سپاهیان پرشمار اسکندر مقدونی دلاورانه از میهن خویشدفاع کردند و بی پروا با سپاهیان اسکندر به مقابله پرداختند و بسیاری ازآنان را به خاک نشاندند و سر انجام توانستند سپاه اسکندر را به عقب نشینیوادارند .

با وجود آریوبرزن و پاسدارانی که جانانه از میهن خویش دفاع می نمودند گذرسپاهیان اسکندر از این تنگه های کوهستانی غیر ممکن بود . پس اسکندر بهنقشه ی جنگی ایرانیان در جنگ ترموپیل Thermopyle روی آورد و با کمک یکاسیر ایرانی آریوبرزن را دور زد و از بیراهه ها و تنگه های سخت کوهستانیخود را به پشت سربازان پارس رسانید و آنان را به محاصره گرفت. ( پس ازاتمام جنگ نیز عمر آن اسیر چندان دوامی نیاورد و به دستور اسکندر به دلیلخیانت کشته شد.)

آریو برزن با ۴۰ سواره و ۵ هزار سرباز پیاده و وارد کردن تلفات سنگین بهدشمن ، خط محاصره اسکندر را شکست و برای یاری به پایتخت به سوی پارسهشتافت ولی سپاهیانی که اسکندر دستور داده بود از راه جلگه به طرف پارسهبروند ،پیش از رسیدن او به شهر دست یافته بودند .

آریو برزن با وجود دست تصرف پایتخت به دست سربازان اسکندر و در حالی کهسپاهیان دشمن سخت در حالی تعقیب او بودند حاضر به تسلیم نشد و آنقدر درپیکار با دشمن پافشاری کرد که همه ی یارانش از پای افتادند و جنگ وقتی بهپایان رسید که آخرین سرباز پارسی زير فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.

در کتاب اتیلا نوشتهٔ لویزدول آمده که در آخرین نبرد اسکندر که از شجاعتآریوبرزن خوشش آمده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور بهکشتن او نشود ولی آریوبرزن گفته بود:"شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستادهتا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهمکرد."

اسکندر نیز در جواب او گفته بود:"شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم."

ولی آریو برزن در پاسخ گفته بود :"پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز دراین مکان می مانم و آنقدر مبارزه میکنم تا بمیرم" و اسکندر که پایداری اورا دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.

آنها آنقدر با تیر و نیزه او را زدند که یک نقطهٔ سالم در بدن اوباقی نماند.پس از مرگ او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند"به یاد لئونیداس”*.

در این جنگ یوتاب (به معنی درخشنده و بی مانند) خواهر آریو برزن کهفرماندهی بخشی از سپاه را بر عهده گرفته بود ،در کوه ها راه را بر سپاهاسکندر بست .یوتاب و برادرش آنچنان جنگیدند تا هر دو کشته شدند و نامیدرخشان از خود بر جای گذاشتند .



* لئونیداس کسی بود که در زمان حمله خشایارشا به یونان در جنگ ترموپیلمانند آریو برزن پایداری کرده بود و سرنوشتی همانند آریو برزن داشت اما برخلاف آریو برزن که جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست ،یونانیان در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته ومجسمه او را برپا داشته اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا ازاو سپاسگزاری شده باشد.

*منبع:گزيده اي از فرهنگ و تاريخ جهان تصویر

ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”