واقعا اينچنين افرادي را چه بايد ناميد

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1653
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3396 بار
سپاس‌های دریافتی: 5775 بار

واقعا اينچنين افرادي را چه بايد ناميد

پست توسط shafagh »

بعد از سال ها دمسازي با ماشين پيكانم كه هنوز آچار بدست در خدمت ان هستم بالاخره بعد از دو سه سال ثبت نام و انتظار 15  روز قبل يك پژو  206 صفر كيلومتر تحويل گرفتم و خوشحال شدم كه البته ما بقي پول ان افساطي است كه بايد پرداخت كنم.

با شوق و ذوق رفتم همين مغازه هاي يراق الات و تزييناتي كه معمولا خيلي هم سرشان شلوغ است كف پوش و روكش هاي صندلي هم نصب كردم و چون ماشين نو بود دورهايي تفنني هم در شهر زدم و نهايتا جلو سوپري محل كه هميشه با پيكان مرا مي ديد ايستادم و يك نوشابه خوردم و همانطور كه نوشابه ميخوردم و انتظار ميكشيدم بالاخره نگاهي به ماشين كرد، بزبان امد و گفت مبارك باشه و من هم با با لبخند تشكر گفتم خيلي ممنون. پيش خودم گفتم فقط خدا كند از قيمت ماشين و نحوه تحويل گرفتن ان نپرسد كه مجبور شوم بگويم قسطي است و از پرستيژ خودم و ماشين ام كم شود چون در اين گونه مواقع نمي توانم دروغ بگويم.

خلاصه در يكي دو روز اول اوضاع بر همين منوال گذشت و كم كم باز به پاي كامپيوتر بر گشتم سير و گذار در اينترنت، مطالعه ، تحقيق و ترجمه هاي شخصي ، بازي پرنده خشمگين، كال او ديوتي، مترو  بليارد و امثال اين امور علمي يا تفريحي كه دوست دارم.

ديشب با ماشين جايي رفته بودم وقتي جلو يك ميوه فروشي ايستادم تا نيم كيلو سيب بخرم ديدم در سمت راست سپر عقب لكه و خطوط سياهي است. جلو رفتم نشستم چراغ گوشي ام را روشن كردم و به بررسي ان پرداختم.

اي داد و بيداد! مثل اينكه يك از خدا بي خبري به سپر عقب زده و در غياب من هنگام پارك ماشين فرار كرده بود. راننده لاابالي بدبخت فلك زده (بقول مهران مديري پوفيوز) خيال كرده بود حالا اگر من سر برسم يقه او را مي گيرم و خسارت مطالبه ميكنم. از رنگ سياه باقيمانده روي گوشه سپر دريافتم كه ماشين خاطي يقينا يك پرايد يا پزو 405 لعنتي بوده است. البته نه هر پرايدي و پژويي ، بلكه پرايدي يا پژوي لكنتويي كه اين ادم هاي هرهري مذهب بي اييني دارند كه براي هر چيز بي ارزش و ناچيزي دروغ ميگويند تا طرف مظلوم را مقصر جلوه دهند كه شرح اين ماجرا طولاني است.

از انجا فهميدم كه ماشين راننده خاطي پرايد يا پژو 405  يوده كه لكه سياه محل برخورد عريض بود و لذا تنها ماشيني كه مي توانست ان اثر را بوجود بياورد مدل هاي معمولي پرايد يا پژو 405 قديمي بوده كه سپر پهن سياه بدون روكش دارند. ماشين هايي با سپر فلزي يا سپرهاي عريض رنگ كاري شده مثل پژو پارس و سمند نمي توانست چنان اثري باقي بگذارد و مسلما بجاي رنگ سياه اثار خرده رنگ سفيد انها بر جاي مي ماند.

شايد بعض دوستان ارجمند بگويند اي بابا اينكه چيز مهمي نيست حالا يكي دو خط سياه هم روي سپر افتاده باشد و كمي هم رنگ ان تكيده باشد اين ها كه اهميتي ندارد با يك پارچه و كمي بنزين پاك مي شود.

دوست گرامي چرا اهميت ندارد هشتاد ميليون تومان پول ماشين هستش ها! من تازه ان را خريده بودم و دلخوش بودم كه ماشين ام نو است و تا چند سال بسلامتي همين طور باقي مي ماند. حالا يك ادم كم وجدان يا حتي بي وجدان  كه به اموال مردم اهميت نمي دهد سر برسد اينطور به سپر ماشين بزند و فرار كند؟

كجا مي خواهد فرار كند؟  فكر كرده مي تواند قسر در برود؟ من خيلي براي سپر ماشين ام ناراحت نيستم ( حقيقتش را بگويم هستم) ولي بيشتر از اين ناراحتم كه چرا فرار كرده و نايستاده تا مرد و مردانه بگويد:"ببخشيد من اشتباه كرده ام بفرماييد اين بيمه نامه ماشين من. اگر در مورد سپر ماشين نو خود ناراحت هستيد من يك سپر نو فابريك براي شما تهيه مي كنم." شايد با اين روش من راضي مي شدم كه از او گذشت كنم و تازه اگر هم راضي نمي شدم يك سپر نو جايگزين حق ماشين نو بنده بود.

البته بعض ادم ها اينجوري هستند فكر ميكنند حق و حساب و كتابي حتي در همين دنيا هم در كار نيست. انها دنيا و شهر را بزرگ مي بينند و فكر ميكنند همه جا مخفيگاه و معقلي براي انان است. ظلمي مي كنند و رد مي شوند اما وافعا از عقوبت عمل غافل هستند. نمي دانند هرجا كه بروند بخاطر ظلم اشان تحت تعقيب هستند تا زماني كه زمان اجراي حكم فرا برسد. انها فكر مي كنند تنها ناظر در عالم همين نيروهاي محترم پليس هستند و از نيروها و ناظرين غيبي بي خبرند.

بهر حال فردا بروم پيش يك نقاش اتومبيل كه كار او را ميشناسم. پول زياد ميگيرد اما كارش تخصصي است. چون من خودم فني هستم فقط كارهاي عالي تخصصي را مي پسندم و هرگز نزد افراد چلم و چكش كاري كه الكي استادكار ناميده مي شوند نمي روم. بگويم با همان استادي خودش طوري سپر را لكه گيري و پاليش و تعمير كند كه اصلا معلوم نشود. البته شكر خدا فقط سپر ماشين بوده كه حتي قابل تعويض است و بدنه ماشين خش بر نداشته است. خط پايين سپر خش برداشته طوريكه به رنگ سياه رسيده و همچنين بر اثر ضربه قسمتي از رنگ بالاي سپر ترك برداشته و قبل از اينكه تكيده شود بايست زير ان با رنگ تازه پر شده و نهايتا پاليش شود. ولي حقيقتا ماشيني كه 15 روز است تحويل گرفته ام و  فقط 500 كيلومتر كار كرده بر اثر بي مبالاتي و لااباليگري يك فرد بي مسئوليت نبايست به اين زودي به كارگاه رنگ اتومبيل ارجاع شود. فعلا چند روزي با همان پيكان رفت و امد ميكنم تا ببينم چه مي شود.

از اينكه زياد حرف زدم از دوستان ارجمند عذرخواهي مي كنم.
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 714
تاریخ عضویت: جمعه 3 دی 1395, 5:17 pm
محل اقامت: تبریز
سپاس‌های ارسالی: 1734 بار
سپاس‌های دریافتی: 835 بار

Re: واقعا اينچنين افرادي را چه بايد ناميد

پست توسط ho3ein2000 »

با سلام
خودرو نو مبارک دوست عزیزم
انشالله بسلامتی استفاده کنید ولی باید پیه اینجور چیزا رو به تن بمالید
متاسفانه قیمت خودرو در عرض 6 ماه بیش از دو برابر شد
ولی با عرض معذرت قبلا طرف دو تا گوسفند میفروخت یک لگن تهیه میکرد
به همه افراد جامعه به چشم همون زبون بسته نگاه میکرد و از همه طلبکار
انشالله فرهنگ جامعه بیش از پیش بهتر و والاتر شود
چون فنی هستی و حتما میدونی این روز ها هوا سرد و شرجی به استاد بگویید
قبل رنگ با سشوار صنعتی رطوبت محل رو گرفته و حتما از آستر مخصوص pvc
استفاده کند تا عمر بیشتری داشته باشد
خدا یاور بنده اش هست~ تا وقتی که بنده یاور برادرش باشه
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1653
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 4 شهریور 1389, 9:14 pm
سپاس‌های ارسالی: 3396 بار
سپاس‌های دریافتی: 5775 بار

Re: واقعا اينچنين افرادي را چه بايد ناميد

پست توسط shafagh »

با عرض سلام خدمت شما

البته قبل از هر چيز اميدوارم دوستان فكر نكنند من ادم نديد يديدي هستم و حالا كه يك ماشين نو خريده ام ديگر غير از ان به چيز ديگري فكر نمي كنم.
من ميدانم بسياري از دوستان ماشين هايي بسيار پر ارزش تر و گران تر از چنين ماشيني دارند و شايد اصلا به چنين چيزهاي كوچكي فكر نكنند و اصلا اهميت ندهند. بله واقعا اين از بزرگواري ايشان است.


نمي خواهم هي سطح توقع دوستان ارجمند ديگري كه اصلا ماشين ندارند را بالا ببرم.شايد بعضي از اين گراميان اساسا بيكار باشند، اما بايد گفت اگر امروز بگويي من يك پژو 206 دارم مثل انست كه سالها قبل ميگفتي من يك ژيان دارم!

امروز ماشين هاي لوكس و مجلل ماشالله مثل ريگ بيابان در خيابان ديده مي شود طوري كه پژو 206 در مقابل انها حرفي براي گفتن ندارد فكر كنم بعض از عزيزان در همين سنترال كلابز هم جزء انها هستند. اما وقتي ادم يك پژو  نو بخرد و هنوز چند روزي نگذشته يك خري برسد و به ان صدمه بزند آدم ناراحت مي شود.

البته اينكه ميگويم خر نه اينكه ان شخص خر باشد و چيزي نفهمد بلكه مسئله انست كه وقتي مسئله مسئوليت او در مقابل اموال ديگران باشد خود را به خريت مي زند اما وقتي قضيه مال حودش و اضرار به ان پيش بيايد در عقل و هوشياري مي شود عمرو عاص وزير معاويه!

اين را مي گويند خودخواهي و بيعدالتي كه متاسفانه امروز در جامعه و در ميان بعض افراد اين رسم باب شده كه جز به خود و خويشان خود به هيچ حقي از ديگران توجه نمي كنند.

در مقابل انها مردم خوب ما هستند كه واقعا آدم از انها چيز ياد مي گيرد و درس كرامت و انسانيت مي آموزد كه الحمدالله تعدادشان كم نيست. من نمي خواهم نام ببرم اما در همين انجمن هاي علمي افرادي هستند كه براي من يك الگوي احلاقي محسوب مي شوند بلكه من حتي در اينجا از بيشتر افراد رسم و اداب نيكوي اخلاقي و رفتاري ياد مي گيرم.

من بارها گفته ام علم تنها فايده چنداني ندارد حتي علم اخلاق هم بدون جنبه عملي ان بيفايده است. چشمه اخلاق و كردار نيكو بايد از درون وجود فرد بجوشد كه البته من خيلي مصاديق ان را در همين جا يي كه افراد با اغراض علمي مجتمع شده اند مي بينم در جامعه هم مي بينم و گاهي از اين موهبت اخلاقي كه انها دارند حسرت مي خورم و ارزوي داشتن ان را دارم.

بله اخلاق حرف اول انسانيت است. خوب است بگويم فكر نكنيد هرچه را كه در پست اول گفتم جدي بود. من بيشتر مواقع براي انكه حوصله كنم چيزي بنويسم انها را با طنزهاي ملفوف به جد يا جدهاي ملفوف به طنزمي نويسم و البته گاهي حرف جد و حرف طنز را تواما مي نويسم (لطفا حرف جد را با حروف ابجد اشتباه نگيريد). هدف اول من است كه هم خودم ذوق نوشتن پيدا كنم و هدف دوم انست كه ذوق خواندن را در دوستان پديد اورم كه البته ممكن است طنزهاي من چنان بيمزه باشد كه هدف دوم محقق نشود. اين طرز نويسندگي غير عادي بنظر ميرسد ولي بهرحال روشي است كه من انجام مي دهم.

بهر حال و البته من مقداري براي سپر ماشين ناراحت هستم و از راننده خاطي هم ناراحت هستم اما با اين وجود تمام حرف هاي من بجد نبودند.

از تبريك جنابعالي هم بسيار ممنونم  

ان استادكار نقاش اتومبيل كارش را ازموده ام و در كارگاهش ديدم اكثرا انواع ماشين هاي لوكس و مدل بالا را تعمير رنگ مي كرد. خودش بدون ريا مي گفت رنگ كردن ماشين يك شغل نيست و در حاليكه دست روي رنگ يكي از اتومبيل ها مي كشيد گفت يك هنر توام با عشق است من وقتي ماشيني را رنگ مي كنم يك تابلو نقاشي مي كشم نه يك رنگ كردن ساده.

يكي از فاميل يك پژو پارس داشت مدتي شيراز نبود دست من بود. به يكي از شهرستان هاي شيراز سفري كردم. كنار يك پارك خواستم دنده عقب بگيرم بروم زير سايه يك درخت. شهردار يا رييس اداره برق محترم ان شهرستان يك ستون سيماني برق را دقيقا وسط جدول خيابان كاشته بود كه چون با جدول موازي شده بود با جدول يكي شده و معلوم نبود كه ستون است گلگير عقب ماشين نو به ستون ساييده شد ضمن ريختن رنگ ان قلپه برداشت.

وقتي به شيراز برگشتم سراغ صافكاري رفتم كه مثل ان اقاي رنگ كار مهارتش توام با هنر بود. يك دستك اهني ( كه با ان اهن ها را صاف مي كند) دارد كه دقيقا مثل اينه است و مي توان موهاي خود را در ان شانه كرد. ماشين را به او سپردم و گفتم طوري درستش كن كه حتي احتياج به بتونه نداشته باشد. وقتي بر گشتم چنان خطوط لبه هاي گلگير را دقيق درست كرده بود مثل كارخانه.

وقتي اقاي نقاش ان را ديد تعجب كرد و گفت واقعا كاري به ان مهارت نديده است. ايشان هم چنان رنگي به گلگير زد كه وقتي برگشتم تا ماشين را تحويل بگيرم چنان رنگ و خط دوبل گلگير عالي بود كه فكر كردم گلگير مخدوش طرف ديگر ماشين بوده و رفتم انطرف را بررسي مي كردم تا انكه نقاش از كارگاهش بيرون امد خنديد و گفت گلگير تعميري سمت چپ ماشين است.

بهرحال مهارتش واقعا خوب است. البته ايشان بدنه ماشين را رنگ مي كند و نمي دانم ايا سپر را هم تعمير مي كند يا خير چون معمولا تعميركاران و رنگ كاران  اين نوع سپرها كارشان از نقاشان اتومبيل سوا است ولي از اطلاعاتي كه گفتيد تشكر ميكنم انها را بخاطر مي سپارم و موقع تعمير سپر به تعميركار مربوطه سفارش مي كنم.
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”