نقد کوتاه

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث فيلم و سينما به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر
سریال انیمه
گودزیلا : نقطه منفرد
فصل اول

Godzilla Singular Point
(2021) :


⭐⭐
 
ژاپنی ها تاکنون هزار و یک داستان مختلف درباره گودزیلا تعریف کرده اند و اصلاً برایشان مهم نیست که به گودزیلا اصلی وفادار باشند! جدیدترین نمونه سریال انیمه " گودزیلا : نقطه منفرد " محصول استودیو بونز به کارگردانی آتسوشی تاکاهاشی می باشد . این انیمه ملغمه ایی است از جوانان شجاع و باهوش ، دانشمندان جاه طلب دیوانه ، هوش مصنوعی ، دروازه های میان بعدی ، افسانه های قدیمی ژاپنی و ... خلاصه داستان آنقدر آشفته است که تعریف کردن یک خلاصه کوتاه از آن برای رساندن خط داستانی اصلی تقریباً غیرممکن است . گودزیلای این انیمه و داستان پیدایش آن هیچ شباهتی به داستان های قبلی ندارد و تیم سازنده سریال تمام تلاششان روی این نکته متمرکز بوده که داستانی کاملاً جدید و غیر تکراری تعریف کنند اما عدم انسجام داستانی ، تعدد شخصیت ها و وقایع ، و جا گذاری نامناسب شخصیت پردازی ها که باعث می شود مخاطب برخی قطعات پازل داستان را نتواند به موقع سر جایشان قرار دهد ، همه و همه باعث شده تا تماشای این انیمه لذت بخش نباشد و با استقبالی بسیار کمتر از انتظار مواجه شود .
 
(تماشای این انیمه به دلیل وجود برخی سکانس های خشن و ترسناک به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***
 
      تصویر
سریال
پرورش یافته توسط گرگ ها

فصل اول

Raised by Wolves
(2020) :


⭐⭐⭐
 
خیلی کم پیش می آید در فیلم و سریال های آخرالزمانی یا پساآخرالزمانی غربی (و بخصوص هالیوودی) پایه و اساس اصلی داستان مذهب و مسائل توحیدی باشد . فیلمسازان در این گونه آثار یا کاملاً روی مسائل اومانیستی متمرکز می شوند و یا مسائل مذهبی و توحیدی مورد نظر خود را در حاشیه و لایه های پنهان داستان قرار می دهند . یکی از معدود کسانی که طی سال های اخیر پایبند این قاعده نبوده ریدلی اسکات است! اسکات قبلاً اینطور نبود اما از حدود یک دهه قبل و بخصوص از زمان ساخت دو فیلم " پرومتئوس " و " خروج : خدایان و پادشاهان " شدیداً دنبال طرح پرسش هایی درباره آفرینش و خداشناسی است و البته تقریباً همیشه هم در آثارش به بیراهه رفته! ریدلی اسکات تهیه کننده اصلی سریال " پرورش یافته توسط گرگ ها " است و تهیه کننده دوم هم مارک هافمن که دقیقاً از فیلم پرومتئوس به بعد همکار ثابت اسکات بوده! داستان سریال که توسط آرون گوزیکوفسکی نوشته شده از این قرار است ؛ زمین بر اثر جنگ بین آتئیست ها و میترائیست ها (ظاهراً تمامی ادیان دیگر در زمان داستان از بین رفته و خداباوران فقط پیرو دین میترائیسم هستند!) نابود شده و دیگر امیدی به بقا روی آن وجود ندارد . دو ربات به نام های پدر و مادر در ماموریتی از سوی آتئیست ها چند جنین را به سیاره خشن و مرموزی به نام کپلر22 آورده اند تا با پرورش آنها تمدن انسانی را بدون باورهای توحیدی از نو احیا کنند ، اما از بین کودکان فقط یکی به نام کمپیون زنده می ماند و بزرگ می شود و دو ربات هم با وجود داشتن یک فرزند ، دیگر امید چندانی به نجات بشریت ندارند ، که ناگهان سفینه ایی حامل میترائیست ها از راه می رسد و ... اسم میترائیسم شاید برای ما ایرانی ها آشنا باشد ، اما در ظاهر یک دین من در آوردی از سوی سازندگان سریال است تا به هیچ دینی مستقیماً برنخورد هرچند شباهت های قابل توجهی به مسیحیت انجیلی و فلسفه یوگا دارد! و در ادامه سریال معلوم می شود توسط موجوداتی ناشناخته که احتمالاً قبلاً در کپلر 22 هم حضور داشته اند ، به زمین برده و ترویج شده است! شخصیت های سریال ، چه آتئیست ها ، چه میترائیست ها و چه حتی ربات ها ، از درون درگیر هستند و مرتباً اعتقادات خودشان را سبک و سنگین کرده و زیر سئوال می برند و حتی جبهه عوض می کنند! این آشفتگی عمداً باعث می شود تا جناح خیر و شر مذهبی از سوی سازندگان سریال مبهم باقی بماند و شخصیت ها تنها براساس رفتارشان توسط مخاطب قضاوت شوند نه اعتقادشان! به این ترتیب سازندگان سریال به هدف نهایی خود می رسند که دین و مذهب و خداپرستی را از اساس نفی کرده و تنها انسانیت را منشا خیر و شر بدانند! با همه این اوصاف " پرورش یافته توسط گرگ ها " داستانی بیش از حد شلوغ و پر شاخ و برگ دارد و نمی تواند تمام و کمال بیننده را درگیر خود نماید . بازی ها هم عموماً متوسط و تکراری است و تنها هنرپیشه ایی که توانسته بازی فراتر از انتظار ارائه نماید وینتا مک گرت در نقش کمپیون نوجوان است! فصل دوم سریال هم به تازگی توسط HBO Max پخش شده اما هنوز تصمیم نگرفته ام آن را تماشا کنم یا نه؟!

(تماشای این سریال به دلیل وجود برخی سکانس های خشن ، ترسناک و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

***
 
       تصویر
جادوگرها
The Witches

(2020) :

🤢
 
در یک کلام حال به هم زن! آخر رابرت زمه کیس بزرگ و تیم همکاران و بازیگران پر ستاره اش چه فکری با خودشان کرده اند که چنین فیلمی ساخته اند؟! ایراد از داستان نیست ، اتفاقاً داستان نسبتاً جذابی دارد و تا رسیدن به آن جایی که حالتان از فیلم به هم می خورد ، خیلی هم شما را برای تماشا مشتاق می کند! اما وقتی سکانس گردهمایی جادوگران آغاز می شود و آنها چهره های واقعی خودشان را رو می کنند ، برای بچه ها فقط سوژه های جدید کابوس های شبانه خواهند بود و برای تماشاگران بزرگتر حال به هم زن و چندش آور! واقعاً در هالیوودی که طی سال های اخیر تمام تلاشش محو مرزهای بین خیر و شر و شخصیت های سفید و سیاه و تبدیل آنها به شخصیت های خاکستری قابل ترحم در سینمای فانتزی بوده ، چطور اجازه ساخت چنین فیلمی داده شده است؟! بیشتر از این وقتم را برای این فیلم تلف نمی کنم و تنها توصیه ام این است که اصلاً طرفش نروید که فقط با تماشای سکانس گردهمایی جادوگرها ، از فیلم و سینما بیزار خواهید شد!
 
(تماشای این فیلم برای افراد کمتر از 11 سال اکیداً توصیه نمی شود)

***
 
  تصویر
سونیک جوجه تیغی
Sonic the Hedgehog

(2020) :

⭐⭐
 
یکی از سوژه های مورد علاقه هالیوود ساختن فیلم های لایو-اکشن از روی بازی های رایانه ایی معروف است . تا چند وقت قبل رویه معمول شکست تجاری اینگونه فیلم ها بود مثل " مکس پین " ، " هیتمن " ، " وارکرافت " ، " اساسین کرید " و ... ، اما با موفقیت نسبی فیلم هایی مثل " پوکمن کاراگاه پیکاچو " و سریال " ویچر " ، فیلمسازان هالیوودی دوباره به ادامه این مسیر امیدوار شده اند و کم کم قلق کار هم دستشان آمده است . سونیک جوجه تیغی به کارگردانی جف فاولر محصول کمپانی پارامونت ، هم با فروش خوبی که در گیشه سال 2020 داشت ، تا چند ماه دیگر باید شاهد اکران قسمت دومش باشیم . اما به واقع این فیلم چه چیز خاصی داشت که تا این حد مورد توجه قرار گرفت؟ این درست که کاراکتر سونیک در دنیای کارتون و بازی ها محبوبیت بالایی دارد ، و این درست که جیم کری محبوب بعد از مدتها بالاخره نقشی بدست آورد که بتواند توانایی های کمدی فیزیکی خودش را دوباره به نمایش در آورد ، اما این فیلم بزرگترین مشکلش این است که برخلاف " پوکمن کاراگاه پیکاچو " فاقد هرگونه منطق داستانی است! داستان آن فیلم در یک جهان کاملاً خیالی ساخته و پرداخته سازندگان با قوانین خاص خودش ، اتفاق می افتاد ، اما داستان سونیک جوجه تیغی در دنیای ما اتفاق می افتد و همین سازندگان آن را ملزم به رعایت حداقل قوانین دنیای ما می کرده ، اتفاقی که اصلاً شاهدش نیستیم و شخصیت های فرعی طوری در داستان رفتار می کنند انگار دیدن یک جوجه تیغی فضایی سخنگو امری کاملاً عادی است! فقط شخصیت های اصلی هستند که در مواجه اولیه یکی-دو بار غش و ضعف می کنند اما بعدش خیلی راحت با قضیه کنار می آیند و تمام تلاششان را می کنند تا دست ماموران دولتی به سونیک نرسد! انگار نه انگار که او یک موجود بیگانه و غریبه است و آنها به دولت فخیمه آمریکا مالیات می دهند که در برابر بیگانه ها و غریبه ها از آنها مراقبت نماید! در کنار این مسئله کلاً داستان پر از حفره های گل و گشاد است! مثلاً در اوایل فیلم سونیک کاری می کند که برق نیمی از آمریکا قطع شود و حتی ماهواره ها در مدار هم از کار بیفتند ، اما کسی نمی پرسد این وسط چه بلایی سر ماشین ها و قطارهای در حال حرکت ، هواپیماهای در حال پرواز ، و بیماران بیمارستان ها می افتد؟! در واقعیت چنین اتفاقی منجر به مرگ هزاران نفر می شود ، اما در فیلم خیلی راحت از کنار این قضیه می گذرند و سونیک را یک موجود مهربان و دوست داشتنی معرفی می کنند! فقط در صورتی از تماشای این فیلم لذت خواهید برد که منطق داستانی را به کلی بی خیال شوید و تصور کنید آمریکای این فیلم در یک جهان موازی قرار دارد! 

    
***
 
      تصویر
بیستمین سالگرد هری پاتر : بازگشت به هاگوارتز
 Harry Potter 20th Anniversary : Return to Hogwarts

(2021) :


⭐⭐⭐⭐
  
یک زمانی با مجموعه فیلم ها و کتاب های هری پاتر عشق می کردیم و برای انتشار کتاب بعدی یا اکران فیلم بعدی روزشماری . حالا به چشم بر هم زدنی بیست سال از اکران اولین فیلم و ده سال از اکران آخرین فیلم گذشته ، و به همین مناسبت مستندی با عنوان بالا به کارگردانی کیسی پترسون تهیه و منتشر شده است . مستندی شامل مصاحبه با بازیگران اصلی و تعدادی از بازیگران فرعی و عوامل تولید درباره خاطراتشان از روند ساخت هشت فیلم مجموعه به ترتیب ساخت ، و البته تصاویری خاطره انگیز از پشت صحنه و خود فیلم ها . کاملاً طبیعی است که در یک فیلم 90-80 دقیقه ایی نمی توان همه چیز را درباره روند تولید 8 فیلم طی 10 سال بیان کرد و خیلی نکات و ناگفته ها از قلم افتاده که باید منتظر بازگو کردنشان در سی امین ، چهلمین ، پنجاهمین و ... سالگردها باشیم . با این وجود برای خوره های مجموعه هری پاتر این مستند به اندازه کافی جذاب و خاطره انگیز است ، در جای جای تماشای این مستند خواهید خندید یا اشک گوشه چشمتان خواهد آمد ، اما باز هم تاکید می کنم ، اگر خوره این مجموعه باشید!
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر
سریال
دیدن
فصل دوم

See
(2021) :


⭐⭐⭐⭐
 
فصل دوم سریال محبوب Apple TV با همان تیم سازنده قبلی (استیو نایت نویسنده ، فرانسیس لاورنس سازنده و ...) در مقایسه با فصل اول داستان بهتری دارد! فصل اول داستانی نسبتاً نحیف داشت و پر از ایرادهای منطقی ، اما در این فصل تعداد ایرادهای منطقی کمتر شده و با اضافه شدن شخصیت ها و خورده داستان های جدید ، داستان پیچیدگی و جذابیت بیشتری پیدا کرده است . از نظر هنری هم کار همچنان سطح بالا و فراتر از استانداردهای تلوزیونی است . کارگردانی و بخصوص طراحی صحنه های اکشن فوق العاده است ، و بازی ها هم بشکلی قابل توجه به یاد ماندنی هستند ، بخصوص دیو باتیستا در این فصل فوق العاده است و صحنه ها را از چنگ ستاره فصل اول جیسون موموآ ، در می آورد . بازیگران نقش های بینا هم نسبت به فصل اول بهتر شده اند که البته علاوه بر حرفه ایی تر شدن خودشان مطمئناً به بهتر شدن فیلمنامه هم بر می گردد . با این وجود همچنان فیلمنامه نقطه ضعف اصلی است و باعث می شود سریال از مخاطبان نمره کامل نگیرد . شخصیت ها و خورده داستان های جدید همانطور که گفتم باعث افزایش جذابیت سریال شده اما در بعضی موارد پرداخت مناسبی ندارند و زائد به نظر می رسند و شاید در فصل های آینده بیشتر به آنها پرداخته شود . ضمن اینکه وجود برخی از این شخصیت ها و خورده داستان ها عملاً نقض کننده وقایع فصل قبل است یا در بهترین حالت کمترین ردی از آنها در فصل اول وجود نداشته . ایرادات منطقی هم با اینکه کمتر شده ، همچنان وجود دارند . مثلاً ستوان ورن (ادن اپستین) بینا در شب توطئه با فریاد هشدار دهنده باباواس متوجه خطر می شود اما چون قبل از اینکه سر برسد بابا توطئه گران را کشته ، او را متهم به قتل نماینده ها می کند و دوستی اش را با هانیوا به هم می زند ...
 
(تماشای این سریال به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

***
 
       تصویر
سریال
بازی مرکب
فصل اول

Squid Game
(2021) :


⭐⭐⭐⭐
 
سریال کره ایی بازی مرکب محصول شبکه نتفلیکس به نویسندگی و کارگردانی هونگ دونگ هیوک ، بدون شک جنجالی ترین سریال سال 2021 جهان بود و حتی خیلی ها موج رسانه ایی ایجاد شده توسط این سریال را با سریال بازی تاج و تخت مقایسه کرده اند ، بنابراین فکر نمی کنم نیازی باشد که راجب داستان این سریال خلاصه نویسی کنم! درباره این سریال بحث و گفتگو فراوان است و سازندگان چنان استادانه آن را در لایه های مختلف مفهومی و پیامی پیچیده اند که تا سال ها موضوع بحث باقی خواهد ماند . اما اگر فقط به عنوان یک بیننده عادی و فقط با هدف سرگرم شدن به تماشای این سریال بنشینید ، با همه جذابیت هایش ، احتمالاً در لحظاتی شما را سرخورده خواهد کرد! مثل وقتی که سریال ناخواسته خیلی زودتر از موعد مقرر آس اصلی اش را رو می کند و از همان قسمت اول آنقدر ردپاهای گل درشت نشانمان می دهد که حتی پایین ترین IQ ها وقتی در قسمت آخر با آس اصلی سریال مواجه می شوند اصلاً غافلگیر نخواهند شد! سریال بازی مرکب آنقدر شهرت و محبوبیت بدست آورده و آنقدر مصالح آماده از فصل اول دارد که فصل دومش هم ساخته شود اما هنوز خبری از ساخت دنباله نیست و شاید همانطور که نتفلیکس فصل اول را با کمترین جنجال و پیش تبلیغات ، ناگهانی رو کرد ، فصل دوم را هم چراغ خاموش تولید می کنند؟!

 (تماشای این سریال به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال اکیداً توصیه نمی شود)

***
 
        تصویر
جنگ با پدربزرگ

The War With Grandpa(2020) :

⭐
 
 
فیلم ساخته تیم هیل (یکی از بنجل سازترین های هالیوود!) محصول 2020 آمریکا ، در لحظاتی سرگرم کننده است ، اما بیشتر از آن معذب کننده و زجر آور! کتک کاری رابرت دونیرو با سیلوستر استالونه در " رقبای قدیمی" کم بود حالا باید شاهد مجموعه بلاهایی باشیم که در این فیلم توسط یک علف بچه سرش می آید! پیتر (اوکس فیگلی) مجبور است اتاق محبوبش را ترک و به زیر شیروانی نقل مکان کند چون بعد از یک حادثه ، پدر و مادر پیتر فکر می کنند بهتر است پدربزرگ با آنها در یک خانه و در اتاق پیتر زندگی کند! پدربزرگ ابتدا با این جابجایی مخالف است اما وقتی پیتر تلاش می کند اتاقش را پس بگیرد با او وارد جنگی پنهانی و پر تلفات می شود ... بزرگترین پیام اخلاقی این فیلم این است که نمی توان چیزی را از پدر و مادر در خانه پنهان کرد! چون با وجود همه تلاشی که پیتر و پدربزرگ برای پنهان ماندن رقابتشان می کنند ، وقتی کار بیخ پیدا می کند و به جاهای باریک می کشد معلوم می شود پدر و مادر از قبل در جریان بوده اند اما فکر نمی کردند اوضاع تا آن حد خراب شود! کتک زدن و بلاهای عمدی نازل کردن بر سر افراد مسن جزو خطوط قرمز اخلاقی است و معدود فیلم هایی که این خط را نادیده و نقض می کنند ، با همه نکات مثبت و جذابیت هایی که ممکن است داشته باشند ، در رده فیلم های منفور قرار می گیرند .


***
 
   تصویر
شکار

The Hunt(2020) :

⭐⭐
 
فیلم شکار ساخته کریگ زوبل (از سازندگان سریال های محبوب " وست ورلد " و " مری از ایست تاون ") شباهت های زیادی با سریال " بازی مرکب " دارد و از آنجا که بعد از اکران اولیه به دلیل جنجال های سیاسی که پیش آمد ، اکران عمومی اش مدتی به تعویق افتاد تا روی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تاثیر گذار نباشد ، بعضی ها می گویند از جمله منابع الهام سازندگان بازی مرکب بوده (هرچند بطور قاطع می توان ادعا کرد منبع الهام اصلی آن سریال مجموعه فیلم های " بازی های گرسنگی " بوده!) ، با این وجود فیلم وقتی اکران عمومی شد بخاطر کیفیت ساخت نچندان بالا و داستان لاغری که داشت مورد توجه قرار نگرفت و جنجال های سیاسی قبلی هم بیشتر پای جوسازی تبلیغاتی سازندگان گذاشته شد . چند سرمایه دار آمریکایی تعدادی از مردم معمولی طبقات سطح پایین جامعه را دزدیده و به یک منطقه جنگلی در بالکان آورده اند تا آنها را شکار کنند . بیشتر این افراد کشته می شوند اما کریستال (بتی گلفین) که یک کهنه سرباز آموزش دیده است زنده می ماند و برای انتقام سراغ این جوجه سرمایه دارها می رود ... فیلم برخلاف جنجال های سیاسی که قبل از اکران عمومی داشت و آن را یک فیلم ضد سرمایه داری و ضد ارزش های محافظه کارانه جمهوری خواهان معرفی می کرد ، لحنی دو پهلو دارد اما در عین حال نمی تواند انگیزه سرمایه داران از این جنایتشان را به درستی توضیح دهد! آنها می خواهند از کسانی انتقام بگیرند که بدون اطلاع از واقعیت و صرفاً براساس شایعات و خاله زنک بازی های اینترنتی ، باعث نابودی زندگی حرفه ایی شان شده اند ، اما آیا این انگیزه صرفاً برای کشتن آدم ها کافی است؟! تا زمانی که آنها جلاد هستند هیچ ترحمی در وجودشان نمی بینیم اما وقتی تبدیل به قربانیان کریستال می شوند ضعیف و شکننده و تا حدودی بی دست و پا ظاهر می شوند!
 
(تماشای این فیلم به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

***
 
       تصویر
اعلام قرمز
 Red Notice
(2021) :


⭐⭐⭐
 
راوسون مارشال توربر بعد از موفقیت تجاری دو فیلم آخرش (" اطلاعات مرکزی " و " آسمانخراش") یک فیلمنامه دستش گرفته و رفته پیش تهیه کنندگان و گفته یک ایده دارم که مثل توپ صدا می کند ؛ راک و رایان رینولدز و گال گادوت را در یک فیلم کمدی-اکشن کنار هم قرار دهیم! آن هم نه هر کمدی-اکشنی ، بلکه یک چیزی بین مجموعه های ایندیاناجونز و سریع و آتشین! نتفلیکس هم سریع سوژه را در هوا زده و یکی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ فعالیتش را استریم کرده! نولان بوث (رینلودز) یک سارق حرفه ایی و باکلاس دنبال دزدیدن تخم های طلایی کلئوپاترا است چون یک مرد ثروتمند مصری می خواهد آنها را در شب ازدواج دخترش به او هدیه بدهد . رقیب بوث زن مرموز و زیرکی است به نام سارا بلیک معروف به بیشاپ (گادوت صهیونیست) ، و این وسط یک افسر پلیس بین الملل به نام جان هارتلی (راک) هم دنبال آنهاست . وقتی هارتلی متهم به همدستی در دزدیدن تخم طلایی می شود و به همان زندانی فرستاده می شود که بوث در آن حضور دارد اتحادی بین دو نفر برای فرار و گیر انداختن بیشاپ شکل می گیرد اما ... اعلام قرمز پر از صحنه های اکشن و تعقیب و گریز بامزه و خوش ساخت است و رینولدز و راک تمامی توانایی های کمدی خود را برای اجرای هرچه بهتر این سکانس ها به کار گرفته اند ، داستان هم با اینکه پر از حفره های ریز و درشت است ، آنقدری استحکام دارد که بخواهید برای لذت بردن از فیلم ضعف هایش را نادیده بگیرید . اما بزرگترین مشکل فیلم این است که آس اصلی و نهایی آن باور پذیر نیست! {هشدار : این قسمت بخش کلیدی داستان فیلم را لو می دهد - راک و گادوت اصلاً به هم نمی آیند و تصور اینکه زوجی عاشق و وفادار به هم باشند بسیار سخت است!} از این که بگذیریم عروسی دختر مرد ثروتمند مصری بامزه تر از چیزی است که فکر می کنید!
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر
سریال
وایکینگ هافصل ششم ؛ بخش دوم

Vikings
(2020) :


🌟🌟🌟⭐

 
سریال محبوب شبکه هیستوری صرف نظر از همه ایرادهای تاریخی که داشت ، از نظر درام و شخصیت پردازی فوق العاده بود ، و در بخش آخر هم (که به دلایلی توسط آمازون پریم منتشر گردید) پایانی حماسی برای داستان پسران راگنار رقم زد که تقریباً همه طرفداران سریال را راضی نمود . این بخش فقط یک ایراد بزرگ داشت (البته اگر مجموعه ایرادات تاریخی کلی آن را نادیده بگیریم!) ، ایرادی که مشابهش را در دو فصل آخر سریال بازی تاج و تخت هم دیده بودیم! ؛ در حالی که در اروپا کلی اتفاق های ریز و درشت می افتد و شخصیت ها مسافت هایی طولایی را در یک چشم به هم زدن طی می کنند ، سفر دریایی اوبه و افرادش از ایسلند و سپس گرینلند ، به سمت غرب به شکل خسته کننده و روی اعصابی مدت زیادی از سریال را به خود اختصاص می دهد ، حداقل می توانستند بهانه بیاورند که در دریا گم شده اند ، اما در تمام مدت در حال حرکت در جهت درست هستند و در واقعیت چنین سفری با کشتی های سریع وایکینگی نباید بیشتر از چند روز طول بکشد ، اما همزمان وقایع در اروپا (روسیه ، اسکاندیناوی و سپس بریتانیا) مثل برق و باد طی می شوند و بیننده دچار این تصور می گردد که در حال تماشای سریالی با فرمول زمانی مشابه فیلم دانکرک کریستوفر نولان است ، البته بدون کوچکترین توضیحی در تشخیص زمانبندی احتمالی! در واقع سازندگان فقط می خواسته اند داستان اوبه را آنقدر کش بدهند تا همزمان با روبرو شدن آیوار و ایستریک با سرنوشتشان به پایان برسد ، در حالی که پایان باشکوه بیورن در همان اولین قسمت این بخش رقم خورده بود!
    
(تماشای این سریال به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

***
        تصویر
 
تفنگدار

The Rifleman {Blizzard of Souls}
(2019) :


⭐⭐⭐
 
فیلم " روح زمستان " که در دوبله انگلیسی با نام " تفنگدار " معرفی شده ، محصول 2019 سینمای لتونی به کارگردانی زینتراس دریبرگز ، داستان سرباز جوانی از لتونی را در طول جنگ جهانی اول روایت می کند ؛ آرتورس نوجوان شانزاده ساله روستایی است که مادرش توسط سربازان آلمانی به قتل می رسد و او همراه پدرش که یک کهنه سرباز ارتش تزار است به جنگ می رود ، شجاعانه می جنگد و شاهد کشته شدن پدر و دوستانش است ، اما بعد از سقوط حکومت تزار و تفرقه بین ارتش فرار می کند و در نهایت به عنوان افسر ارتش جدید التاسیس لتونی با آلمانی ها و کمونیست ها می جنگد ... نمی توان فیلم را شاهکار دانست و از نظر داستانی نقاط ضعف زیادی دارد و شخصیت ها و داستان های فرعی زائد در آن فراوان هستند ، اما در نشان دادن چهره زشت و خشن واقعی جنگ برای سربازان خط مقدم که قربانی بازی های سیاسی کشورها هستند و در عین حال می خواهند در راه دفاع از میهنشان فداکاری کنند موفق است . به یاد ماندنی ترین بخش فیلم در دقایق پایانی آن رقم می خورد ؛ آرتورس به عنوان یک کهنه سرباز فرمانده تعدادی نوجوان تازه کار است که باید از پل راه آهن در برابر حمله آلمانی های در حال عقب نشینی دفاع کند ، در ابتدا همه چیز ناامیدکننده به نظر می رسد اما آرتورس با به یاد آوردن تجربیات و آموزش هایش شروع به روحیه دادن به نیروهایش می کند و همان ها موفق به شکست دادن دشمن می شوند در حالی خود آرتورس زخمی شده است .

(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***
         تصویر
نبرد فراموش شده
The Forgotten Battle
(2020) :

⭐⭐
 
محصول 2020 سینمای هلند به کارگردانی ماتیس ون هایکنینگن درباره جنگ جهانی دوم فیلم موفقی نیست به سه علت ؛ اولاً فیلم پر از شخصیت ها و داستان های فرعی است که اغلبشان نه پرداخت مناسب و کافی دارند و نه سر و ته درست و درمان ، دوماً بعضی از وقایع کلیدی در شرایطی رخ می دهند که اشخاص درگیر در آنها در نهایت کشته می شوند و بنابراین دست نویسنده را در تخیلی و غیر واقعی بودن رویداد و احتمالاً کلیت داستان فیلم رو می کند! و سوماً اصولاً نویسندگان و سازندگان این فیلم درک درستی از جنگ نداشته اند! کجای دنیا یک خلبان که بعد از سقوط هواپیمایش به سختی و با خوش شانسی از بین خط مقدم رد شده و خودش را به نیروهای خودی رسانده بدون اینکه حتی به افسران واحد معرفی شود لباس آن واحد را می پوشد و به جنگ می رود و حتی به خودش زحمت نمی دهد زنده بودنش را به اطلاع واحد اصلی اش برساند؟! اینطور اتفاقات فقط در فیلم های هندی یا آخرالزمانی می افتد! داستان به شدت شلوغ فیلم از این قرار است ؛ پاییز 1944 ، متفقین فرانسه را آزاد کرده اند و آلمانی ها در حال عقب نشینی از طریق هلند هستند ، پسر جوانی با پرتاب سنگ به یک نفربر آلمانی باعث بروز حادثه و کشته شدن چند سرباز می شود و فرار می کند در حالی که خواهرش از دور ناظر ماجراست و در ابتدا پسر سنگ انداز را نمی شناسد و حتی خبر ندارد که بهترین دوستش رابط برادرش با گروه مقاومت هلند است! پدر این دو یک پزشک مورد اعتماد آلمانی هاست و ژنرال آلمانی فرمانده منطقه به خانه آنها رفت و آمد دارد ، از طرف دیگر سرباز منشی ژنرال علاقه پنهانی به دختر دارد و وقتی می فهمد برادر دختر لو رفته سعی می کند به او خبر دهد اما خودش هم لو می رود ، و همزمان با این اتفاقات نیروهای متفقین هم در حال اجرای عملیات مارکت گاردن در بلژیک و هلند هستند و یکی از هواپیماها در نزدیکی شهر داستان ما سقوط می کند ... خلاصه تیم سازنده این فیلم نتوانسته اند تصمیم بگیرند دنبال ساخت یک " ارتش سری " جدید هستند یا می خواهند به فیلم " پلی در دور دست " پهلو بزنند!

(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***
    تصویر
فداکاری
The Sacrifice
(2020) :

⭐⭐
 
چینی ها هم مثل روسها وقتی پای جنگ های معاصر در میان باشد ، سنگ تمام می گذارند و فیلم هایشان معمولاً پر ابهت و پر جزئیات هستند . فداکاری ساخته گوآن هائو ، فرانت گائو و لو هوانگ ، هم از حیث پرداخت به جزئیات و ریخت و پاش صحنه چیزی کم ندارد و می توانست فیلم خوبی باشد اگر داستانش اینقدر ضعیف و پروپاگانداوار نبود! سال 1953 آخرین روزهای جنگ کره است و یک گروه از سربازان چینی می خواهند با عبور از رودخانه خود را به خط مقدم رسانده و آخرین حمله را انجام دهند اما پل به شدت زیر بمباران توپخانه و هواپیماهای آمریکایی است و هر بار که چینی ها آن را تعمیر می کنند ظرف چند دقیقه دوباره آسیب می بیند . این فیلم داستان فداکاری سربازان پیاده ، تعمیرکاران پل ، و نیروهای پدافند هوایی است که با حداقل امکانات کاری را انجام دادند که برای آمریکایی ها باور کردنی نبود! و البته بخشی از فیلم هم داستان یک خلبان یک دنده و خودسر آمریکایی است که حاضر به قبول شکست در برابر جانبازی چینی ها نیست و در این راه هم کشته می شود . این فیلم هم دقیقاً هر سه نقطه ضعف فیلم هلندی را دارد! تعدد شخصیت ها و داستان ها ، کشته شدن اغلب آنها در حالی که روایت جزئیات بدون حضور آنها تقریباً غیرممکن بوده ، و البته عدم درک و شناخت سازندگان فیلم از یک موقعیت جنگی واقعی . مثلاً صحنه باشکوه شلیک موشک های کاتیوشا چینی به سمت مواضع دشمن را در نظر بگیرید ؛ صحنه بسیار زیبا و سینمایی است اما واقعی نیست! در کدام جنگ 60-50 دستگاه موشک انداز کاتیوشا همزمان با هم در سه نوبت با فاصله چند ثانیه ایی شلیک می کنند تا نمای پرواز موشک هایشان بیشتر شبیه پرواز تیرهای آتشین جنگ های قدیمی باشد؟

(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***
        تصویر
جنگ زیر زمین
The War Below
(2021) :


⭐⭐
 
این یکی هم تا حدود زیادی همان ایرادات دو فیلم قبلی را دارد! فیلم ساخته جی پی واتز محصول سینمای انگلستان داستان معدنچیانی است که به خط مقدم جنگ جهانی اول فرستاده می شوند تا با حفر تونل یک سنگر مهم آلمانی ها را منفجر کنند . این انفجار آنقدر معروف است که از آن به عنوان بزرگترین انفجار بدست بشر قبل از انفجار بمب های اتمی یاد می شود و حتی گفته می شود نخست وزیر وقت انگلستان در دفتر کارش در لندن صدای انفجار را که در بلژیک رخ داد شنیده است! بنابراین کاملاً طبیعی است که انگلیسی ها بخواهند درباره این ماجرا فیلم بسازند و از فداکاری افراد دخیل در آن قدردانی کنند . اما در نهایت فیلمشان در حد این قدردانی نیست! سازندگان برخلاف مثلاً فیلم 1917 سم مندز ، نتوانسته اند تصویری ذقیق و کاملاً واقع گرایانه از شرایط خط مقدم ارائه کنند . هرچند به اندازه دو فیلم قبلی شاهد تعدد شخصیت ها و داستان های فرعی نیستیم ، اما باز هم پرداخت بیشتر آنها کافی و قابل پذیرش نیست . سکانس پایانی فیلم هم که از آن ماجراهای مشکوک بدون شاهد زنده است! و در نهایت هم این داستان طوری روایت می شود و به پایان می رسد انگار این انفجار تحول بسیار مهمی در روند جنگ جهانی اول بوده است! در واقعیت حفر تونل بیش از یک سال زمان برد ، با انفجار آن چند صد سرباز آلمانی کشته شدند و سپس نبردی یک هفته ایی بین دو طرف در جبهه مسین درگرفت که با حدود 2 کیلومتر پیشروی انگلیسی ها در این جبهه به پایان رسید! آن زمان برخی مطبوعات مخالف دولت در انگلستان پرسیدند برای پیروزی در جنگ چقدر زمان ، برای حفر چند تونل نیاز است؟

(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)
 
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر
انیمه سریالی
کیمیاگر تمام فلزی
فصل اول

Fullmetal Alchemist
(2003-2004) :


🌟🌟🌟🌟
 
 یکی از محبوب ترین انیمه های تاریخ محصول استودیو بونز ژاپن به کارگردانی شیجی میزوشیما ، را قبلاً جسته و گریخته راجبش شنیده بودم و یکی-دو قسمتش را دیده ، اما اخیراً فرصت شد تا 51 قسمت فصل اول آن را کامل تماشا کنم (آن زمان هنوز مد نشده بوده هر فصل را در 15-10 قسمت خلاصه کنند!) این سریال داستان دو برادر است به نام های ادوارد و آلفونس الریک که مادرشان به تنهایی آنها را بزرگ می کند . دو برادر علاقه زیادی به کیمیاگری دارند و شنیده اند پدرشان که آنها را ترک کرده ، کیمیاگر بزرگی بوده است . بعد از اینکه مادر بیمار می شود و از دنیا می رود ادوارد و آلفونس سعی می کنند با کیمیاگری او را به دنیا برگردانند اما کاری که انجام می دهند بسیار خطرناک و ممنوعه است در نتیجه آلفونس تمام بدنش را و ادوارد یک دست و یک پایش را از دست می دهد . از آن به بعد آنها تمام تلاش خود را متمرکز می کنند روی یافتن سنگ فلاسفه که توانایی برگرداندن بدنشان را دارد و درگیر رقابت های خطرناک سیاسی کیمیاگران دولتی و توطئه های گروه مرموزی از نامیرایان می شوند ... شخصیت پردازی کاراکترهای متعدد انیمه فوق العاده است و اغلب آنها چه مثبت و چه منفی ، روندی از تکامل شخصیتی و اخلاقی را در طول داستان طی می کنند که باعث می شود برای بیننده مهم باشند و همه اینها بر می گردد به داستان بسیار قوی و چند لایه نوشته شده توسط هیرومو آراکاوا . در عین حال این داستان پر است از کنایه های سیاسی و مذهبی و واکنشی به درگیری ها و اختلافات مختلف جامعه امروز بشری و در واقع جهان خلق شده توسط آراکاوا بازتابی از جهان حقیقی است که در آخر فصل اول ، یکی از دو برادر به آن وارد می شود! فصل دوم که درباره تلاش های دو برادر برای دوباره به هم رسیدن خواهد بود ، را اگر دوبله شده باشد ، مشتاقانه پیگیری خواهم کرد .


(تماشای این سریال انیمه به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)


***       
 
تصویر  
خارج از حصار
Outside the Wire

(2021) :


⭐
 
آینده ایی نچندان دور ، اوکراین!!! دچار فروپاشی سیاسی شده و گروه های روسگرا و ملی گرا در این کشور با یکدیگر درگیر هستند و نیروهای آمریکایی و سازمان ملل فقط کنترل بخش کوچکی از کشور را در اختیار دارند . یک کاربر نظامی پهبادهای عملیاتی به علت سرپیچی از دستور مافوق که منجر به کشته شدن دو سرباز خودی شده ، از آمریکا به منطقه امن اوکراین تبعید می شود تا در کنار یک افسر عجیب و مرموز خدمت کند و خیلی زود معلوم می شود این افسر نوع بسیار پیشرفته و محرمانه ربات های سایبورگ نسل جدید مجهز به هوش مصنوعی است و قصد دارد جلوی یک تروریست روسگرا برای دستیابی به بمب های هسته ایی شوروی سابق را بگیرد ... فیلم ساخته مایکل موفستروم خیلی چرت و پرت است و اصلاً داستان منسجم و قابل باوری ندارد . اوکراین را طوری نشان می دهد انگار یک کشور کوچک است که می توان به سرعت از یک طرف به طرف دیگرش رفت و از ملاقات با این گروه سر وقت به ملاقات با آن گروه رسید! تازه تصورش را بکنید در کشوری که دچار فروپاشی سیاسی شده یک بانک (یا موسسه مالی) هنوز فعال است و نگهبانان و کارکنانش طوری لباس پوشیده اند انگار هنوز خبر ندارند آن بیرون چه خبر است؟ از بازی های افتضاح و دیالوگ های بی سر و ته فیلم هم که دیگر چیزی نمی گویم . تنها دلیلی که باعث می شود این فیلم یک کوچولو ارزش وقتی که برایش تلف می شود را داشته باشد به دیدگاه نیروهای مقاومت یا همان ملی گراهای اوکراینی بر می گردد ؛ پهبادهای آمریکایی خیلی بیشتر از شورشیان روسگرا از مردم می کشند پس حقشان است که مزه یک بمب اتمی را بچشند! و بساطشان را از اوکراین جمع کنند .
  
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***        
تصویر
همسر محافظ آدمکش
The Hitman's Wife's Bodyguard

(2021) :

⭐
 
هرچقدر طنز بی ادبانه جاری در قسمت اول " محافظ آدامکش " بجا و بامزه بود ، در این یکی که باز هم توسط پاتریک هیوز کارگردانی شده ، بی مزه ، تکراری و در برخی لحظات تا حد حال به هم زنی غیر قابل تحمل است! داریوس کینکید (ساموئل ال جکسون) آدمکش حرفه ایی ، و مایکل برایس (ریان رینولدز) بادیگارد کار بلد و وسواسی ، بعد از وقایع فیلم اول هنوز با هم دوست هستند برای همین وقتی همسر داریوس (سلما هایک) پیش مایکل می آید و برای نجات شوهرش از او درخواست کمک می کند همراهش می رود و تبهکارانی را که داریوس را گروگان گرفته اند قلع و قمع می کنند غافل از اینکه یک ابرتبهکار شرور (آنتونیو باندراس) پشت این قضیه است ... تنها جنبه واقعاً بامزه فیلم مسائل مربوط به مایکل و پدرخوانده نابکارش (مورگان فریمن) است و در بقیه قضایا و داستان های اصلی و فرعی ، هیچ جنبه جالب توجه و قابل تحملی وجود ندارد . و واقعاً حیف که بعد از آن فیلم بامزه ، پرونده این مجموعه با این یکی بسته شده است!

  
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن و غیر اخلاقی بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

***   
 
تصویر
رامبل
Rumble

(2021) :

⭐⭐⭐
 
انیمیشن کمپانی پارامونت به کارگردانی هامیش گریو ، جذاب و سرگرم کننده است و از این لحاظ توانسته موفق باشد ، اما مشکل اصلی از فیلمنامه است! هزاران سال قبل هیولاها و کایجوها از اعماق دریاها و زمین به سطح می آمدند و با هم می جنگیدند . کم کم این جنگ ها به سرگرمی محبوب انسان ها تبدیل شد و بتدریج کشتی کج هیولایی پدید آمد . شهر استوکر سال ها قبل قهرمان شکست ناپذیری داشت به نام ریبورن که همراه مربی اش در دریا غرق شد . شاختاکوپس قهرمان جدید هم بعد از پیروزی به استوکر خیانت کرد و به شهر دیگری رفت . حالا استوکر برای حفظ اعتبارش به قهرمان جدیدی نیاز دارد و وینی (دختر مربی فقید) این قهرمان را در وجود پسر تنبل و دست و پا چلفتی ریبورن می یابد ... اولاً داستان بشدت کلیشه ایی و قابل حدس است ، یعنی از آن داستان های " شکست خورده به پیروزی می رسد " است که کمترین انحرافی در پرداختن به این کلیشه ندارد . دوماً جهان داستانی خلق شده برای این انیمیشن کامل نیست! این درست که هزاران سال است هیولاهای چند صد تنی به شکلی مسالمت آمیز کنار انسان ها زندگی می کنند و انسان ها به حضور آنها عادت کرده اند ، اما با همه درگیری ها ، بزن و بکوب ها و انواع و اقسام اتفاقات ریز و درشتی که در طول فیلم می افتد ، خون از دماغ هیچ کس  نمی آید و انگار انسان ها جادویی ، چیزی بلدند که در کسری از ثانیه جا خالی بدهند تا زیر بدن هیولاها له نشوند! تازه در بیشتر لحظات فیلم حرکت و راه رفتن این هیولاهای کوه پیکر هیچ تاثیری بر محیط اطرافشان ندارد و آن معدود موارد مشخص هم فقط برای خلق لحظه ایی کمیک بوده نه اینکه بخواهند طبیعت و فیزیک گرانشی را در داستان داشته باشند . تصورش را بکنید که پیکسار با چنین سوژه ایی چه ها که نمی کرد!


***       
تصویر
فینچ
Finch

(2021) :


⭐⭐⭐
 
اولین فیلم میگوئل سپاچنیک آرژانتی الاصل در هالیوود یک فاجعه تمام عیار بود ، یک فیلم علمی-تخیلی بشدت بنجل و فراموش شدنی به نام " مصادره کنندگان " یا " شرخر " در سال 2010 . بعد از آن سپاچنیک راهی تلوزیون شد و در آنجا توانست بتدریج اسم و رسمی برای خودش بدست آورد تا جایی که کارگردانی دو قسمت از فصل پنجم " سریال بازی تاج و تخت " را بدست آورد . فینچ بعد از این همه مدت دومین تجربه فیلمسازی او است که البته بجای اکران در سینماها توسط اپل تی وی پلاس منتشر شد . ده سال قبل بر اثر طوفان خورشیدی لایه ازن آسیب دیده و پرتوهای فرابنفش ویرانگر نسل انسان را در آستانه انقراض قرار داده است . فینچ واینبرگ (تام هنکس) یک مهندس رباتیک است که در این سال ها توانسته خودش را حفظ کند اما اخیراً متوجه شده که در آستانه مرگ است به همین دلیل ربات هوشمندی طراحی می کند که پس از او بتواند از سگش مراقبت کند ... فیلمنامه نوشته کریگ لوک و آیوار پاول ، از نظر علمی نقاط ضعف فاحشی دارد ، ضمن اینکه بی اعتمادی محض فینچ نسبت به انسان های دیگر ، که باعث شده بجای تلاش برای پیدا کردن یک صاحب جدید برای سگش ، یک ربات بسازد ، کمی زیاده روی به نظر می رسد ، با این وجود از نظر درام فیلم جذاب و درگیر کننده ایی است و پایان غم انگیز آن هم با اینکه از همان ابتدا انتظارش را داشتیم ، چیزی نیست که نتواند تحت تاثیرتان قرار دهد . بازی تام هنکس هم طبق معمول خوب و سطح بالاست و تعامل او با رباتی که مطمئناً در زمان فیلمبرداری به شکلی که ما می بینیم نبوده ، کاملاً باور پذیر است .
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر
 انیمیشن سریالی
آرکن : لیگ افسانه ها فصل اول

Arcane : League of Legends
(2021) :


🌟⭐⭐⭐
  
انیمیشن سریالی " آرکن : لیگ افسانه ها " محصول نتفلیکس به کارگردانی پاسکال چری و آرنود دلرد ، براساس بازی آنلاین لیگ افسانه ها ، یکی از محصولات محبوب و پرطرفدار این سایت در ماه های اخیر بوده و توانسته نمره 9.2 را از سایت imdb کسب کند . مهمترین ویژگی این انیمیشن (که به هیچ عنوان برای کودکان و نوجوانان مناسب نیست و مخصوص تماشای جوانان و بزرگسالان ساخته شده) غیر قابل پیشبینی بودن داستان و شخصیت هاست . کمتر طرح و ایده کلیشه ایی در متن فیلمنامه دیده می شود و آن معدود موارد موجود هم صرفاً برای منطبق شدن محصول نهایی با جو فعلی حاکم بر هالیوود بوده است! (مثلاً در این سال های اخیر کدام فیلم و سریال غربی را دیده اید که دو دختر جوان جسور و تک رو بر حسب اتفاق با هم روبرو شوند و رابطه احساسی بینشان شکل نگیرد؟!!!) از طرف دیگر این داستان پر شخصیت و چند لایه است و تعریف کردن یک خلاصه ساده کاری بسیار دشوار می باشد . دو خواهر به نام های وایولت و پادر که والدینشان را در جنگ داخلی از دست داده اند ، با گروه کوچکشان برای دزدی وارد یک خانه در پیلتاوور (بخش مرفه نشین) می شوند و اشیایی را سرقت می کنند که خودشان نمی دانند چقدر مهم و خطرناک هستند . وندر (قهرمان آندرسیتی - بخش فقیرنشین - در جنگ) سعی دارد به آنها کمک کند اما یک جنایتکار مرموز به نام سیلکو دنبال به دست آوردن آن اشیا است . از طرف دیگر خانه مورد سرقت قرار گرفته به دانشمند جوانی به نام جیس تالیس تعلق دارد که به دنبال راهی علمی برای به خدمت در آوردن نیروهای جادویی است و با وجود مخالفت شورا ، با کمک دانشمند معلولی به نام ویکتور به دنبال رسیدن به این هدف در تلاش است ... تازه این بخش کوچکی از شروع داستان بود و در ادامه بیشتر مدت این سریال  9 قسمتی به وقایع بعد از بزرگ شدن وایولت و پادر و فاصله ایی که بینشان افتاده اختصاص می یابد . تک تک کاراکتر های این سریال (آنهایی که اسم دارند) با دقت پرداخت شده اند و هر یک نقشی در پیشبرد داستان ایفا می نمایند . بازی های سیاسی حاکمان بالای شهر در کنار توطئه چینی های جنایتکاران پایین شهر فضایی چند قطبی به داستان بخشیده و در عین حال همه آنها را به هم مرتبط کرده است . گرافیک نیمه دو بعدی سلشید انیمیشن هم با آن خطوط رنگ آمیزی در هم ریخته که تلفیقی از نقاشی های آبرنگ و رنگ روغن را یادآور می شود ، خلاقانه و وهم انگیز است . تنها ایراد مهمی که می توان به داستان این سریال گرفت این است که پیشینه و چگونگی شکل گیری جهان داستان بسیار گنگ و مبهم است و اطلاعات ناقصی که داده می شود مثل پازلی است که فقط نیمی از قطعاتش موجود باشد . آیا قرار است جزئیات بیشتر در فصل های بعدی ارائه شود یا صرفاً باید خوره بازی لیگ افسانه ها باشیم تا گذشته جهان داستان برایمان روشن باشد؟


(تماشای این سریال انیمیشن به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

***       
 
 تصویر 
سایه در ابر
Shadow in the Cloud
(2021) :


⭐
 
کلوئی گریس موریتز از آن دست کودک بازیگرانی بود که خیلی ها انتظار داشتند وقتی بزرگ شود به یکی از ستاره های مطرح و پر افتخار هالیوود تبدیل گردد . اما در چند سال اخیر خانم موریتز فقط در چند فیلم درجه 2 و درجه 3 کم اهمیت دیده شده و آن درخششی که انتظار می رفت را شاهد نبوده ایم! " سایه در ابر " ساخته روزان لیانگ تلاشی است برای نشان دادن توانایی موریتز در ایفای نقش های اکشن تا شاید دست کم از این طریق فرصت بیشتری برای دیده شدن پیدا کند اما این فیلم هم با وجود نمرات نسبتاً قابل قبولی که از منتقدان گرفته (که اصلاً برای بنده قابل درک نیست!) اصلاً در خور توجه و ماندگاری نیست! مامور پرواز مود گرت (موریتز) در لحظه آخر به پرواز یک بمب افکن آمریکایی در دوران جنگ جهانی دوم اضافه می شود و خدمه پرواز با وجود تردید فراوان بخاطر حکم کتبی همراهش ، البته با توهین و تمسخر زیادی ، او و بسته مرموز همراهش را می پذیرند . بعد از آغاز پرواز خیلی زود معلوم می شود یکجای کار ایراد دارد و گرت موجود عجیبی را روی بدنه هواپیما می بیند اما دیگران حرفش را باور نمی کنند تا اینکه ... موریتز مطمئناً فرصت بازی در چنین فیلمی را پیدا نمی کرد اگر جو بشدت فمنیستی سال های اخیر بر هالیوود حاکم نمی شد! زنی که برای نجات عزیزترین دارایی اش دروغ گفته ، و به وقتش که تمام آن مردان متلک پران لت و پار شده اند چنان سراغ آن موجود ترسناک می رود که هیولا از ترسش پا به فرار می گذارد! لحظات پر استرس گیر افتادن شخصیت اصلی در اتاقک مسلسل چی هواپیما ، بهترین لحظات فیلم بود اگر واکنش موریتز به دیدن یک موجود ترسناک بالدار روی بدنه هواپیما اینقدر خشک و عادی نبود ، انگار که چندمین بار است چنین چیزی را تجربه می کند!
     
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***       
 
 تصویر
هرج و مرج فضایی : میراث جدید
Space Jam : A New Legacy
(2021) :

⭐⭐
 
با مقدمه چینی های فراوان کمپانی برادران وارنر ، انتظار داشتیم " میراث جدید " خیلی بهتر از نسخه قدیمی باشد ، اما در عمل تفاوت چندانی را شاهد نیستیم! اگر بزرگترین نقطه ضعف هرج و مرج فضایی اصلی ، بازی بشدت افتضاح مایکل جکسون بود ، در اینجا بازی به مراتب بهتر و قابل قبول تری از لبرون جیمز شاهد هستیم و داستان رابطه پدر-پسری او و پسرش دام تا حدودی درست از کار در آمده . اما در طرف مقابل که نقطه قوت فیلم قدیمی خوب در آوردن مسخره بازی های لونی تونز بود ، در اینجا کاراکترهای لونی تونز اصلاً بامزه نیستند و لوس ترین و کلیشه ایی ترین شوخی هایشان به شکلی بسیار بد و مبتدیانه در فیلم پیاده شده است . نکته های دیگر اینکه در این فیلم از مایکل جردن اصلی خبری نیست (فیلم یک شوخی نسبتاً بامزه با مایکل بی جردن دارد!) ، نردلاک ها هم به اندازه کسری از ثانیه حضور دارند! ، و تیتان های نوجوان هم در بین جمعیت انبوه کاراکترهای برادران وارنر اصلاً دیده نمی شوند ، در حالی که انتظار می رفت با شوخی تبلیغاتی بامزه برادران وارنر در " تیتان های نوجوان به پیش! تماشای هرج و مرج فضایی " ، آنها حداقل حضور کوتاهی در فیلم اصلی داشته باشند .


***   
 
 تصویر
هتل ترانسیلوانیا : تبدیل شدن
Hotel Transylvania : Transformania
(2021) :

⭐⭐

 
مجموعه انیمیشن های سینمایی هتل ترانسیلوانیا از آن دست محصولاتی هستند که تا تهشان در نیاید ، تهیه کنندگان ول کن ماجرا نخواهند بود! این یکی را تازه بجای گندی تارتاکوفسکی (که نیمچه اسم و رسمی دارد) دو انیمیشن ساز تلوزیونی با سابقه اما ضعیف به نام های دریک دریمون و جنیفر کلوسکا کارگردانی کرده اند . اکران سینمایی هم نداشته و آمازون در پریم ویدئو منتشر کرده . فیلم با همان شخصیت های قدیمی و آشنای مجموعه دوباره کلی مسخره بازی و بزن و بکوب راه انداخته و منطق درست و درمانی هم پشت داستانش نیست! فقط همین قدر بدانید که میویس و دار و دسته هیولاها برای پیدا کردن دراکولا و جانی راهی جنگل های آمازون می شوند و آنها را پیدا می کنند و بر مشکلات غلبه یافته و به هتل بر می گردند و تازه در آنجا متوجه می شوند دنیس و بچه های دیگر را خانه جا گذاشته بودند آن هم در حالی که یک هیولای خطرناک هتل را روی سرشان خراب کرده است!
  

***   
 
    تصویر
زمانی برای مردن نیست
No Time to Die
(2021) :


🌟🌟⭐⭐
 
جیمز باند مرده است! زنده باد فمنیسم!!! فیلم حدوداً 160 دقیقه ایی ساخته کری جوجی فوکوناگا در بین فیلم های متعدد سری جیمز باند یک استثنا محسوب می شود چون با مرگ جاسوس محبوب انگلیسی به پایان می رسد . اما این فقط پایان حضور دنیل کریگ در نقش جیمز باند نیست ، بلکه پایان کار کاراکتر جیمز باند به عنوان یک مرد خوش لباس و جنتلمن انگلیسی است . این فیلم ها ادامه خواهند یافت اما با کاراکترهای اصلی کاملاً متفاوت و احتمالاً فقط از مامور باند به عنوان یک اسطوره درگذشته در فیلم های بعدی یاد خواهد شد! آخرین حضور دنیل کریگ در این نقش اینگونه رقم می خورد ؛ جیمز باند و مدلین (لئا سیدو) دوران خوشی را در یک شهر کوچک ایتالیایی سپری می کنند اما پس از اینکه از یک سوقصد از طرف افراد اسپکتر جان سالم به در می برند جیمز با تصور اینکه مدلین محل آنها را لو داده ، رابطه اش را با او قطع می کند . پنج سال می گذرد ، از یک آزمایشگاه فوق محرمانه سرویس جاسوسی انگلیس در لندن ، یک سلاح بیولوژیکی بسیار خطرناک سرقت می شود و اسپکتر مظنون اصلی است . ماموران سیا در جامائیکا سراغ باند می روند و برای پیدا کردن سلاح از او درخواست همکاری می کنند ، از آن طرف هم MI6 مامور 007 جدید را که یک زن سیاهپوست (لاشانا لینچ) است برای این ماموریت به کوبا می فرستد اما در آنجا معلوم می شود که ... به قول منتقدان غربی فیلم های سری جیمز باند همیشه دو نقطه قوت داشته اند ؛ ابر شرورهای جذاب و زنان فتانه! اما زمانی برای مردن نیست این قاعده را نقض کرده است! مدلین و 007 جدید شاید در ظاهر فتانه باشند اما طبق فرمول های جدید هالیوود زنانی قدرتمند هستند که هر کاری از عهده شان بر می آید ، حضور آنها در کنار جیمز باند صرفاً بخاطر جذابیت مردانه او نیست ، یکی مادر فرزند اوست و دیگری جانشینش در سمت جاسوس 007 . از طرف دیگر ابر شرور فیلم (با بازی رامی مالک) اصلاً به اندازه دو ابر شرور قبلی (با بازی های خاویر باردوم و کریستوفر والتز) جذابیت و پیچیدگی ندارد و تلاش زیادی نمی کند که مثل آنها روی اعصاب و روان باند برود! در عوض کاری می کند که باند انتخابی جز مردن نداشته باشد .


(تماشای این فیلم به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر
انیمیشن سریالی
چه می شد اگر ... ؟

؟... What If
(2021) :


🌟🌟⭐⭐
   
 
این سریال انیمیشنی 9 قسمتی محصول کمپانی مارول به کارگردانی برایان اندروز (مسئول ترسیم استوری بورد در اغلب فیلم های یک دهه اخیر مارول) پخش شده از شبکه دیزنی پلاس ، چند قسمت اول گنگ و نامربوط به نظر می رسد و بیننده صرفاً با این سئوال روبرو می شود که اگر فلان اتفاق برای فلان شخصیت نمی افتاد یا فلان کاراکترها جایشان با هم عوض می شد چه اتفاقاتی می افتاد و چه تغییراتی در روند وقوع حوادث دنیای سینمایی مارول رخ می داد ، اما در دو-سه قسمت آخر کم کم دست سازندگان انیمیشن برایمان رو می شود و پی به هدف اصلی آنها از ساخت " چه می شد اگر ... ؟ " می بریم . کمپانی مارول بعد از " پایان بازی " دنبال مسیر جدیدی برای ادامه دنیای سینمایی اش می گشت و تصمیم گرفت مسیری را انتخاب کند که نسبت به خط سیر قبلی پیچیده تر باشد تا بتواند شاخ و برگ فراوانی به آن بدهد . ما با این خط سیر جدید در سریال " لوکی " تا حدودی آشنا شده بودیم ، اما این انیمیشن " چه می شد اگر ... ؟ " است که واقعاً به ما نشان می دهد باید انتظار چه چیزی را داشته باشیم! " مرد عنکبوتی : راهی به خانه نیست " شروع این خط سیر جدید در دنیای سینمایی مارول است (که البته بنده هنوز آن را تماشا نکرده ام چون منتظر دوبله کیفیت خوب آن هستم!) و بعد از آن با " دکتر استرنج در مالتی ورس جنون " با کله درونش خواهیم افتاد! به دنیای سینمایی مالتی ورس (جهان های موازی) مارول خوش آمدید!

(تماشای این سریال انیمیشن به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***       
  تصویر
هاکای
Hawkeye
(2021) :


🌟🌟⭐⭐
 
برخلاف انیمیشن " چه می شد اگر ... ؟ " ، سریال " هاکای " یا " شاهین چشم " مثل " وانداویژن " و " شاهین و سرباز زمستان " و تا حدود کمتری سریال " لوکی " تکمیل کننده وقایع خط سیر قبلی دنیای سینمایی مارول است و داستان ساده و سر راستی دارد ؛ کیت بیشاب (هیلی استاینفلد) دختر پولدار و بدقلق نیویورکی که از بچگی و پس از حمله موجودات فضایی به نیویورک (در فیلم اول انتقامجویان) عاشق شخصیت هاکای (جرمی رینر) بوده تعطیلات کریسمس را به خانه برگشته تا پیش مادر مرموزش باشد که در آستانه ازدواج با یک پولدار خل و چل است! در جریان مراسم مهمانی خیریه پولدارهای نیویورکی ، کیت متوجه می شود لباس شخصیت رونین (هاکای در زمانی که خانواده اش را بخاطر تانوس از دست داده بود) در یک حراجی مخفی برای فروش گذاشته شده اما این حراجی مورد حمله گروهی از تبهکاران معروف به لباس ورزشی پوش ها قرار می گیرد ، و در آشفتگی پیش آمده ، کیت لباس رونین را می پوشد و با تبهکاران درگیر می شود . خبر بازگشت رونین به سرعت منتشر می شود و به گوش کلینت هم می رسد که تصادفاً همراه بچه هایش در نیویورک است و حالا باید قبل از اینکه فاجعه ایی رخ دهد دست به کار شود ... البته در ادامه داستان با اضافه شدن چند کاراکتر کلیدی دیگر قدری پیچیده خواهد شد مثل یلنا بلووا بیوه سیاه و خواهر ناتاشا که می خواهد از هاکای انتقام بگیرد ، و از طرف دیگر پشت پرده همه شرارت های نیویورک ؛ کینگ پین ، که از ابر شرورهای معروف کامیک های مارول است اما تاکنون فقط در سریال دردویل (و البته فیلم شکست خورده دردویل 2003) دیده شده بود . تنها مشکل قابل توجه سریال این است که برخی شخصیت ها و داستان های فرعی زیادی پرت هستند و بود و نبودشان در کلیت داستان تاثیری نداشته فقط محض پر کردن زمان سریال و خرج کردن بودجه بوده اند!

(تماشای این سریال به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***       
 
  تصویر
شانگ چی و افسانه ده حلقه
Shang Chi and The Legend of The Ten Rings
(2021) :

🌟🌟⭐⭐

 
ساخته داستین دنیل کریتون ، فیلم مفرح و سرزنده ایی است که آخرین بخش سینمایی از " زمانی که دنیای سینمایی مارول ساده بود " محسوب می شود! شانگ چی (سیمو لیو) پادوی جوان هتلی در سانفرانسیکو است و همراه دوست صمیمی اش کیتی (آکوافینا) فقط دنبال شیطنت و بازیگوشی هستند اما شانگ چی در واقع پسر یک ابر شرور چند هزار ساله به نام شو وون وو (تونی لیانگ) است که رهبری انجمن مخفی ده حلقه را بر عهده دارد . وون وو سال ها قبل قصد تصرف یک روستای جادویی را داشت که عاشق نگهبان آنجا (فالا چن) شد ، شرارت را کنار گذاشت و صاحب دو فرزند شدند . اما پس از مرگ لی ، قلب وون وو دوباره سخت شد و شانگ چی هم به آمریکا فرار کرد . حالا وون وو بعد از چند سال دنبال شانگ چی افتاده چون فکر می کند راز زنده کردن دوباره لی را پیدا کرده و برای رسیدن به این هدف به شانگ چی و خواهرش احتیاج دارد ... تنها مشکل اساسی داستان فیلم " شانگ چی و افسانه ده حلقه " به عمیق نبودن کاراکتر شو وون وو یا همان ماندارین معروف بر می گردد . او هزاران سال زندگی کرده ، حکومت های بسیاری را سرنگون نموده و ثروت فراوانی بدست آورده ، اما به همان نسبت که در فیلم های قبلی مارول ردپایی از او نمی بینیم (بجز فیلم " مرد آهنی 3 " که بن کینگزلی در این فیلم حاضر هم ، در آنجا خودش را بجای ماندارین جا زده بوده!) در این فیلم هم این کاراکتر آن حس داشتن خرد و تجربه چند هزار ساله را منتقل نمی کند و در عوض به راحتی فریب یک زمزمه اهریمنی را خورده و گوشش به حرف کسی بدهکار نیست! در واقع او در این فیلم مصداق جوانی است که عشق کورش کرده و حتی برای رسیدن به آن حاضر است به فرزندانش آسیب برساند .


(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)


***    
 تصویر
جاودانگان
The Eternals
(2021) :

⭐⭐
 
به جرات می توان گفت فیلم ساخته کلویی ژائو ضعیف ترین فیلم سینمایی مارول از زمان مرد آهنی (2008) می باشد! خانم ژائو که سال قبل با فیلم " عشایر " فاتح فصل جوایز بود ، در اینجا نشان داده که اصلاً در حد و اندازه کار کردن در دستگاه عریض و طویل مارول و والت دیزنی نیست و باید بچسبد به ساخت همان فیلم های هنری مستقل و کم هزینه جشنواره پسند! هر کسی که تایکا وایتی تی نمی شود! جاودانگان گروهی از افراد نامیرا هستند که هفت هزار سال قبل از سوی موجودی کهن و بسیار قدرتمند از نژاد سلستیال به زمین فرستاده شدند تا از انسان ها در برابر هیولاهایی به نام دویانت ها حفاظت کنند . آنها حق دخالت در جنگ ها و کشمکش های انسان ها را نداشتند اما به شکل های مستقیم و غیر مستقیم به پیشرفت تمدن کمک کردند تا اینکه حدود 500 سال قبل آخرین دویانت را کشتند و بعد از آن بینشان جدایی و تفرقه افتاد . در زمان حال دو نفر از آنها به نام های سرسی (جما چان) و اسپرایت (لیا مک هیو) در لندن با هم زندگی می کنند و سرسی عاشق یک تاریخدان جوان شده است ، اما آنها یک شب مورد حمله یک دویانت قرار می گیرند و متوجه می شوند ماموریتشان هنوز به پایان نرسیده است ... فیلمنامه فاقد انسجام کافی است و زیادی از این شاخه به آن شاخه می پرد . تک تک افراد گروه جاودانگان داستان های خاص خودشان را دارند اما تقریباً هیچکدام از این داستان ها ارتباطی به خط اصلی پیدا نمی کنند و بود و نبودشان در پیشبرد داستان اصلی تاثیری ندارد . افتضاح تر از همه فصل نبرد نهایی است ؛ یک سلستیال کوه پیکر در حال زاده شدن از مرکز اقیانوس آرام است و این زایش کل سیاره زمین را درگیر خود نموده و نابود خواهد ساخت اما در حالی که جاودانگان در حال جنگ بر سر زایش یا متوقف کردن سلستیال هستند ، هیچ کدام از دیگر ابرقهرمانان دنیای سینمایی مارول به خودشان زحمت نمی دهند یک سری به اقیانوس آرام بزنند ببینند چه خبر است؟! انگار به گوششان رسیده هر کس از جاودانگان پرسیده چرا در قضیه تانوس دخالت نکردند جوابشان چه بوده؟!
 
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***   
     تصویر
ویچر : کابوس گرگ
The Witcher : Nightmare of The Wolf
(2021) :


⭐⭐⭐
 
برای طرفداران مجموعه بازی های ویچر و سریال اخیرش ، فیلم انیمیشن ساخته کوانگ هون محصول نتفلیکس ، یک خوراک عالی است ، اما برای کسانی که آشنایی قبلی با این مجموعه نداشته باشند ، خیلی جزییات نامعلوم خواهد بود چون فرض سازندگان بر تماشای محصولشان توسط حلقه خاصی از طرفداران بوده و مخاطب عام را مد نظر نداشته اند . بنابراین اگر قصد تماشای این انیمیشن را داشته باشید تنها نکته که باید مد نظر قرار دهید همین است . اگر با مجموعه ویچر از قبل آشنایی نداشته باشید و بخواهید این انیمیشن را تماشا کنید ، مطمئناً با وجود داستان جذابی که دارد ، خیلی نکات ریز و درشت داستان از دستتان در خواهد رفت .

(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن ، ترسناک و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)
آخرین ويرايش توسط 1 on bamn, ويرايش شده در 0.
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

{منتشر شد}
آخرین ويرايش توسط 2 on bamn, ويرايش شده در 0.
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

و این هم آخرین بخش نقد کوتاه امسال ؛ اصل کاری ها را گذاشتم آخر سر تا با حوصله و بدون عجله بنویسم . عیدتان پیشاپیش مبارک 🎉

***

 
تصویر
 بلفاست

Belfast
(2021) :


🌟🌟🌟🌟
   
کنت برانا بازیگر و کارگردان بریتانیایی ، در مقام فیلمساز ژانرهای مختلف را تجربه کرده اما در تمامی آثارش آن حس شسته-رفته و مبادی آدابی انگلیسی جاری است . بلفاست هم از این قاعده مستثنی نیست . با اینکه هم از نظر بصری و هم از نظر دغدغه مندی اجتماعی ، شبیه " رما " آلفونسو کوارون است ، اما نسبت به آن فیلم پیچیده و تلخ ، سادگی و سرزندگی بیشتری دارد و خبری هم از صحنه های غیر اخلاقی در این یکی نیست! داستان در شهر بلفاست ایرلندشمالی تابستان 1969 می گذرد ؛ بادی پسربچه 9 ساله ساده دل و بازیگوشی است که تمام فکر و ذکرش جلب توجه شاگرد اول کلاسشان کاترین است! بادی و خانواده پروتستانش در یک محله فقیرنشین کارگری زندگی می کنند . در این محله تا چند وقت قبل کاتولیک ها و پروتستان ها زندگی آرامی در کنار هم داشتند تا اینکه درگیری های مذهبی خونینی در شهر آغاز شده و با وجود حضور ارتش ، همسایه ها برای جلوگیری از ورود آشوب طلبان ، محله را سنگربندی کرده اند . پدر بادی در لندن کار می کند و چند وقت یکبار به خانه سر می زند و رویای رفتن از بلفاست را دارد ، اما مادر با وجود مشکلات اقتصادی فراوان ، چندان با این مسئله موافق نیست تا اینکه ... برانا اصالتاً پروتستان است ، اما برای اینکه متهم به جانبداری نشود ، فقط سکانس های خشونت پروتستان ها علیه کاتولیک ها را در فیلم گنجانده و سایر وقایع به صورت اخبار از رادیو ، تلوزیون یا توسط همسایه ها و اقوام بیان می شود . همسایه ها و اقوامی که حتی در این زمانه پر آشوب هم هوای هم را دارند و هر وقت فرصت کنند دور هم جمع شده و دیالوگ های جذاب نوشته شده توسط برانا را به راحت ترین و خودمانی ترین شکل ممکن بیان می کنند! پدر بادی دوستی قدیمی دارد که حالا سردسته آشوبگران پروتستان شده و مرتب به او فشار می آورد که یا به آنها ملحق شود ، یا باج بدهد ، اما در نهایت گیر می افتد و دستگیر می شود ، و این هم درست در نقطه مقابل کاراکتر فرمین فیلم کوارون است که بابت خطاهایش مجازات نشد! همه بازیگران فیلم بلفاست از بزرگ تا کوچک نمایشی گرم و پر قدرت دارند اما طبق معمول این طور فیلم ها ، بازی پیشکسوت ها بیشتر به چشم می آید و کیران هایندز و جودی دنچ (در نقش پدر بزرگ و مادر بزرگ بادی) نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل شده اند . بلفاست در مجموع نامزد دریافت هفت جایزه اسکار شده اما در هیچ بخشی شانس اول کسب جایزه نیست و در سه بخش اصلی بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اورژینال در رده دوم احتمال برنده شدن قرار دارد .
 

(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)
 
***      
   تصویر
بالا رو نگاه نکن
Don't Look Up
(2021) :


🌟🌟⭐⭐
 
کمتر فیلمی را در تاریخ هالیوود می توان یافت که تا این حد و آشکارا تمامی ساختارهای شناخته شده لیبرال دموکراسی سرمایه داری آمریکایی را زیر سئوال برده و به سخره گرفته باشد . آدام مک کی قبلاً در دو درام-کمدی واقع گرایانه " رکود بزرگ " و " معاون " سیاست و سرمایه داری آمریکایی را مورد انتقاد قرار داده بود ، اما در اینجا تقریباً چیزی نمانده که از تیغ تیز انتقاد و سخره مک کی در امان مانده باشد ؛ از رئیس جمهور منحرف و پوپولیست که برای فریب مردم دست به هر کاری می زند ، تا کله گنده های سیلیکون ولی نشین ، از رسانه های زرد و هوچی گر تا طبقه متوسط ساده دلی که به راحتی به ساز رهبران کشور می رقصند و ... کیت دیبیاسکی (جنیفر لاورنس) دانشجوی کارشناسی ارشد نجوم یک جرم دنباله دار فضایی را کشف می کند و با کمک استادش راندال (لئوناردو دی کاپریو) متوجه می شوند این دنباله دار بزرگ مستقیماً در حال حرکت به سمت زمین است! آنها با کمک رئیس دفتر هماهنگی حفاظت از سیاره مادری ناسا (راب مورگان) موفق به ملاقات با رئیس جمهور (مریل استریپ) و پسرش (جونا هیل) که رئیس دفترش است می شوند اما آنها حرفشان را جدی نمی گیرند . کیت و راندال سعی می کنند مسئله را در رسانه ها مطرح کنند اما مورد تمسخر دو مجری برنامه (کیت بلانشت و تایلر پری) قرار می گیرند . کمی بعد رئیس جمهور که دچار بحران سیاسی شده سعی می کند با طرح مسئله برخورد دنباله دار و به بهانه وحدت ملی از بحران خارج شود اما کار وقتی گره می خورد که پای یک نابغه سرمایه دار (مارک رایلنس) به ماجرا باز می شود ... تازه کلی خرده داستان ریز و درشت دیگر هم داریم ؛ مثل ظاهر شورشی و معتاد کیت که باعث می شود مسئولان و رسانه ها او را جدی نگیرند ، عشق پسر رئیس جمهور را هم پس می زند و در عوض عاشق یک پسر ولگرد (تیموتی شالامی) می گردد . یا ماجرای خیانت راندال به همسرش و رابطه ایی که با مجری برنامه تلوزیونی برقرار می کند و ... خلاصه مک کی طوری این فیلم را ساخته انگار آخرین فرصتش برای فیلمسازی بوده و هر ایده ایی به ذهنش رسیده یک جای فیلمنامه زور چپان کرده . اما باور بفرمایید با همه این حرف ها داستان خیالی این فیلم نسبت به داستان واقعی دو فیلم قبلی مک کی خیلی سر راست تر و ساده فهم تر است! تعدد شخصیت ها و داستان های فرعی فیلم باعث شده تا هیچکدام از ستارگان پرشمار آن نتوانند به اندازه ایی که بشود نظر جشنواره های آخر سال را جلب کرد فرصت درخشش و هنرنمایی داشته باشند ، با این وجود تمام تلاششان را کرده اند که حضوری گرم و باورپذیر داشته باشند و البته کاملاً توجیه بوده اند که این فیلم یک کمدی سیاه است نه یک درام جدی . پس از تماشای این فیلم (البته با سانسور) لذت ببرید که پایانی کاملاً غیر کلیشه ایی و خارج از روال معمول فیلم های آخرالزمانی هالیوود دارد!
  
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های غیر اخلاقی بدون سانسور توصیه نمی شود)

***       
   تصویر
تلماسه
Dune
(2021) :

🌟🌟⭐⭐
 
دنی ویلنوو فیلمسازی است که هیچ مصلحتی را فدای داستان گویی نمی کند و فیلم هایش عموماً قصه گو ، پر جزئیات ، کند و برتکلف هستند . تلماسه هم از این قاعده مستثنی نیست و بنابراین اگر انتظار دیدن فیلمی در مایه های جنگ ستارگان را داشته باشید ناامید خواهید شد! تلماسه یک اپرای فضایی نیست! این فیلم بیشتر یک درام سیاسی است تا یک اکشن علمی-تخیلی . با اینکه رمان های علمی-تخیلی زیادی خوانده ام هیچ وقت فرصت نشده سراغ آثار فرانک هربرت بروم و بنابراین به صورت شخصی نمی توانم نظر بدهم فیلم ویلنوو چقدر به منبع اصلی وفادار است ، اما می دانم که بیشتر طرفداران کتاب هربرت ، برخلاف فیلم شکست خورده دیوید لینچ در سال 1984 ، عاشق این یکی شده اند که یعنی آقای کارگردان توانسته حس و حال حاکم بر رمان را در فیلمش به خوبی پیاده نماید . قهرمان اصلی داستان پسر جوانی است به نام پال (تیموتی شالامی) که وارث تاج و تخت خاندان آتردیس در سیاره کالادان است اما برخلاف ظاهرش پسر جسور و شجاعی است که بیشتر دوست دارد در کنار سربازان باشد ، ضمناً او رویاهایی می بیند که باعث شده توجه فرقه مرموزی به نام بنی جزره (که مادرش هم عضو آنها بوده) را به خود جلب کند . اعضا بنی جزره در انتظار ظهور یک منجی معروف به لسان الغیب هستند که می تواند آزادی و امنیت را به کهکشان برگرداند . با اینکه خاندان های انسانی تحت حکمرانی یک امپراتور هستند اما بر سر حاکمیت سیاره ایی به نام آراکیس با هم اختلاف دارند . در شن های این سیاره بیابانی ماده کمیاب و بسیار ارزشمندی به نام اسپایس وجود دارد که کنترل استخراج آن قدرت فراوانی به خاندان حاکم بر سیاره می دهد . تا همین اواخر کنترل آراکیس بر عهده خاندان ظالم هارکنون بود که مردم این سیاره معروف به فرمن ها را بشدت آزار می دادند . اما بعد از عقب نشینی ناگهانی آنها ، امپراتور به دوک لتو (اسکار ایزاک) حاکم خاندان آتردیس فرمان حکومت بر آراکیس را می دهد . تقریباً همه می دانند این یک توطئه برای نابودی خاندان آتردیس است اما ... فیلم مملو از نشانه های سیاسی و مذهبی آشنا (برای ما) است و به نظر می رسد با اینکه فرانک هربرت اولین رمان مجموعه را در سال 1965 منتشر کرده (که آن زمان نام شیعه تقریباً به گوش هیچ کس در دنیای غرب نخورده بود) این نویسنده تحقیقات زیادی راجب به مسئله منجی آخرالزمان در ادیان مختلف و بخصوص اسلام انجام داده بوده است و بسیاری از نام ها و آداب و رسوم برگرفته از فرهنگ عربی و اسلامی می باشد . ویلنوو هم که دیگر در این دوره و زمانه از این چیزها زیاد دیده شاید کمی پیاز داغش را بیشتر هم کرده باشد! فیلم کاملاً داستان محور است ، شخصیت ها کاملاً تعریف شده و تک بعدی هستند و بنابراین فرصت هنرنمایی چندانی برای بازیگرانش باقی نمانده و فقط شالامی است که چون داستان روی او تمرکز دارد تا جایی که امکان داشته و کارگردان اجازه داده سعی کرده شخصیتش را انعطاف پذیر کند . از طرف دیگر باید توجه داشته باشید که داستان در انتها ناقص رها می شود چون قرار است ادامه داشته باشد و ولینو به جای اینکه یک نقطه پایان فرضی برای داستان بگذارد و منتظر بازخورد در اکران بماند ، همه چیز را بر این پایه قرار داده که تلماسه 2 برای اکران سال بعد آماده خواهد شد . پس باید هنگام تماشای فیلم به این نکته هم توجه داشته باشید ؛ مثلاً شخصیت جذاب استیلگار (خاویر باردوم) رهبر فرمن ها فقط در یک سکانس از فیلم حضور دارد و برای تماشای بیشتر ماجراهایش باید تا فیلم دوم صبر کنید .


(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)


***  
 
   تصویر
شاه ریچارد
King Richard
(2021) :

🌟🌟🌟🌟
   
گول اسمش را نخورید! این فیلم درباره تاریخ پادشاهان انگلستان نیست! درباره پدری است که با برنامه ریزی ، پشتکار ، استقامت ، جاه طلبی و کمی هم خودخواهی ، دو تا از پنج دخترش را به بزرگترین ستاره های تاریخ تنیس حرفه ایی بانوان تبدیل می کند! ریچارد ویلیامز (ویل اسمیت) مرد میانسال اهل محله کمپتون لس آنجلس همراه با همسرش (آنجانو الیس) نقشه کشیده که ونس (ونوس) و سرنا را به ستاره های تنیس تبدیل کند و همه جا ادعا می کند آنها اصلاً با این هدف و برنامه ریزی شده به دنیا آمده اند! مشکل اینجاست که آنها سیاهپوستانی اهل یک محله فقیرنشین هستند و در دهه نود کمتر کسی بود که باور کند دختربچه های سیاهپوست شانسی برای موفقیت در تنیس حرفه ایی داشته باشند! اما ریچارد گوشش به این حرف ها بدهکار نیست ، زخم زبان های همسایه را تحمل می کند ، از قلدر محل کتک می خورد ، و آنقدر جواب سربالا از مربی ها و کارگزارهای مختلف می شنود تا بالاخره یک نفرشان را مجبور می کند به دخترانش توجه کند و آنها را آموزش دهد ... شاید در ابتدا ریچارد شخصیتی خودخواه و بلندپرواز به نظر برسد که مثل ماهاویر سینگ فیلم دنگال فقط رویای خودش را دنبال می کند و خواسته های خانواده و دخترانش برایش اهمیت ندارد ، اما دو جا در اواسط فیلم است که می فهمیم اشتباه کرده ایم (یا دست کم در فیلم اینطور نشان داده می شود!) ؛ ریچارد با دیدن دختران و والدین افسرده و سرخورده در مسابقات تنیس نوجوانان ، به این نتیجه می رسد که دخترانش دیگر نباید در این مسابقات حاضر شوند و وقتی از نظر روحی آماده بودند مستقیماً به مسابقات حرفه ایی بزرگسالان وارد خواهند شد! بعد هم که بخاطر گزارش یکی از همسایه ها کارمند سازمان حمایت از کودکان با پلیس به منزلشان مراجعه می کند همراه همسرش سخنرانی کوتاه و محکمی دارند درباره اینکه تنها انتخاب فرزندانشان غیر از درس خواندن و ورزش کردن (دخترانش ضمن ورزش همگی شاگرد اول هم هستند!) ولگردی و معتاد شدن است و اگر این اتفاق افتاد پلیس ها حق ندارند به این دلیل که در خیابان مجبور به شلیک به آنها شده اند زنگ خانه شان را به صدا در بیاورند . خلاصه فیلم " شاه ریچارد " ساخته رینالدو مارکوس گرین (که بعد از دو فیلم مهجور " هیولاها و آدم ها " و " جویی بل " اولین فیلم واقعاً مهمش محسوب می شود) فیلمی گرم ، دلنشین و سرزنده است و اگر این نکته را نادیده بگیریم که جنبه های منفی شخصیت ریچارد عمداً کوچک و کم اهمیت نشان داده شده تا روی الگوسازی از او برای والدین آینده تاثیر منفی نگذارد ، این فیلم لیاقت جایگاهی را که به آن رسیده (نامزدی اسکار بهترین فیلم سال) دارد . بازی ویل اسمیت هم فوق العاده است و بدون تردید بعد از مدتها ناکامی ، اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد امسال حق او می باشد .

***    
 
    تصویر
 
قدرت سگ

The Power Of The Dog
(2021) :


🌟🌟⭐⭐
 
" قدرت سگ " بدون تردید فیلمی قدرتمند ، هنرمندانه و خوش ساخت است ، اما به دلم نمی نشیند ، همانطور که " شکل آب " گیرمودل تورو به دلم نمی نشست! در آن فیلم پر کاراکتر ، همه شخصیت های اصلی به نوعی عقده جنسی یا روحی مبتلا بودند و فرد سالمی (از نظر روانی) بینشان یافت نمی شد . فیلم ساخته جین کمپیون (براساس رمانی به همین نام نوشته توماس ساویج در سال 1967) فقط چهار شخصیت اصلی دارد ، اما هر چهار نفر به شکلی دارای عقده های روحی و جنسی هستند و هیچکدام افرادی سالم (از نظر روانی) به حساب نمی آیند ؛ فیل بوربانک (بندیکت کمبریج) یک گله دار ثروتمند اما بشدت امل و کهنه پرست در مونتانای سال 1925 است که هنوز در حال و هوای دوره کابوی ها زندگی می کند و ادعای مردی و مردانگی دارد اما در واقع یک هم.جن.سگرا.ی بشدت ضد زن است که از آزار روحی نوعروس برادرش لذت می برد . برادر فیل ، جورج (جسی پلمونس - که این چند وقت اخیر بیشتر او را در نقش افراد شرور یا قدرتمند و مسلط دیده بودیم) فردی منفعل و در برابر برادرش توسری خور است که البته با وجود مخالفت فیل با رز ازدواج می کند اما کوچکترین تلاشی نمی کند که جلوی آزارهای او نسبت به رز را بگیرد . رز (کریستین دانست) یک مادر و یک بیوه بشدت حساس است که اتفاقاً زخم زبان های فیل زمینه ساز شکل گیری علاقه بین او و جورج شده ، اما زمانی که در خانه مجلل و اعیانی برادرها ساکن می شود در برابر آزارهای روحی غیر مستقیم فیل خیلی زود دچار فروپاشی شده و به الکل رو می آورد . پسر رز ، پیتر (کودی اسمیت مک فی) ظاهر و رفتاری دخترانه دارد و به همین دلیل مورد تمسخر اطرافیان قرار می گیرد اما در درون او هیولایی نهفته که می خواهد شر فیل را از سر مادرش کم کند برای همین به او نزدیک شده و پی به نقطه ضعفش می برد ... همانطور که گفتم این فیلم از نظر هنری و فنی همه چیز تمام است و تقریباً شکی نیست که اسکارهای بهترین فیلم و بهترین کارگردانی سال را تصاحب خواهد نمود ، اما مشخصاً علاقه ایی به فیلم هایی که همه شخصیت هایش دارای عقده های فرویدی باشند ندارم (چون اصلاً خود فروید و فرضیات روانشناختی عجیب و غریبش را قبول ندارم!) ، تازه این را هم در نظر بگیرید که هر چهار بازیگر اصلی با استادی و مهارت هرچه تمامتر از ایفای این نقش های عقده ایی و روانپریش بر آمده اند و هر چهار نفر نامزد اسکار شده اند! خانم کمپیون هم همانطور که گفتم به احتمال زیاد نامش به عنوان سومین کارگردان زن برنده اسکار بهترین کارگردان سال (بعد از کاترین بیگلو و کلویی ژائو) ثبت خواهد شد اما نکته جالب اینجاست که دقیقاً برخلاف فیلم های قبلی خانم کمپیون ، در " قدرت سگ " هیچ شخصیت زن قدرتمندی وجود ندارد ، و مورد توجه قرار گرفتن این فیلم در این دوره زمانه ، و با این پیش زمینه ، خودش یک شگفتی محسوب می شود!
 
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

با سلام مجدد خدمت دوستان گرامی .

باز هم با مجموعه جدیدی از بسته های نقد کوتاه طی روزهای آینده در خدمت شما خواهم بود . فقط خواستم این توضیح را بدهم که منتظر نقد کوتاه فیلم های " خانه گوچی " ساخته ریدلی اسکات ، " لیکریش پیتزا " پال توماس اندرسون و " تراژدی مکبث " جوئل کوئن ، و انیمه های سریالی " نیروی آتش " و " افسانه قهرمانی ارسلان " نباشید! هیچکدام این آثار ضعیف و بد نبودند ، اما بعد از تماشای بخش کوتاهی از آنها به این نتیجه رسیدم که با سلیقه بنده همخوانی ندارند و با توجه به مشغله های فراوان ، بهتر است رویشان وقت نگذارم . در مورد فیلم اسکات باید بگویم می شد آن را تا انتها تماشا کنم اگر گریم شخصیت هایش تا این حد افتضاح ، اغراق شده و شلخته نبود! کلاً از دیدن فیلم هایی با این سبک گریم خوشم نمی آید! خیر سرشان راجب مهمترین و معروف ترین خاندان دنیای مد فیلم ساخته اند!

به هر صورت منتظر نقد کوتاه فیلم و سریال هایی مثل " کودا " ، " ما همه مردیم " ، " پیکی بلیندرز " ، " مرد عنکبوتی راهی به خانه نیست " و " بتمن " جدید باشید .
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر
سریال
آکادمی آمبرلا
فصل های اول و دوم


The Umbrella Academy
(2020-2019) :


⭐⭐⭐
   
این سریال شبکه نتفلیکس ساخته شده براساس کامیک بوکی به همین نام از انتشارات دارک هورس کامیکس ، در بین سوپرسریال های سال های اخیر خیلی به چشم نیامده اما توانسته طیف مخاطب طرفدار خودش را پیدا کند و بزودی پخش فصل سوم آن آغاز خواهد شد . داستان و سناریو در این سریال بزرگترین نقطه ضعف است! موقعیت ها به کلیشه ایی ترین و احمقانه ترین شکل ممکن جفت و جور شده و به عنوان سیر داستانی کنار هم قرار گرفته اند . در عوض شخصیت پردازی ها قابل توجه است و تک تک کاراکترهای اصلی ، داستان و ویژگی های منحصر به فرد خودشان را دارند . البته بازی اغلب بازیگرانش خیلی چنگی به دل نمی زند و اگر بازی ها هم قدرتمند بود این شخصیت ها در ردیف به یادماندنی ترین کاراکترهای تاریخ سریال ها قرار می گرفتند . داستان آب کشیده این سریال بشدت مورد دار که اصلاً نباید بدون سانسور تماشا کنید! از این قرار است : یک پروفسور میلیاردر مرموز هفت نوزاد را که در یک روز متولد شده و دارای قدرت های فراطبیعی هستند به سرپرستی گرفته و در یک موسسه خصوصی به نام آکادمی آمبرلا آموزش می دهد . سال ها می گذرد و هر کدام از بچه ها سرنوشت و راه متفاوتی در پیش می گیرند تا اینکه خبر می رسد پروفسور مرده است ، پس سر و کله فرزندخوانده هایش یکی یکی پیدا می شود و با وجود اختلافات فراوان گرد هم می آیند تا جلوی وقوع آخرالزمانی را که در پیش است بگیرند ... فصل اول سریال پیچیدگی کمتری داشت و با توجه به نقاط ضعف فراوان داستان ، این سادگی توانست تا حدودی نقاط ضعف را بپوشاند ، اما داستان فصل دوم به ناگهان در گردابی از پیچیدگی ها افتاد و اگر علاقه تماشاگران آمریکایی به نوستالژی های دهه شصت میلادی قرن گذشته نبود ، احتمالاً شاهد شکست سنگینش در همان فصل و جمع شدن بساطش بودیم . فصل سوم (که حدود یک ماه دیگر منتشر خواهد شد) دو چالش اساسی در پیش خواهد داشت ؛ اولاً تماشاگران اخیراً خیلی با مقوله سفر در زمان و جهان های موازی درگیر بوده اند و اگر منطق داستانی آکادمی آمبرلا در این موضوع لنگ بزند ، مطمئناً با شکست سریال مواجه خواهیم شد! چالش دوم هم تغییر جنسیت الن پیج به الیوت پیج است! الن پیج در دو فصل قبلی تقریباً نقش اول سریال محسوب می شد و حالا با این اتفاق مطمئناً کار فیلمنامه نویسان برای منطقی کردن این تغییر جنسیت آن هم وسط چاهی که آخر فصل دوم تویش افتاده بودند ، حسابی برایشان دردسرساز بوده است! ظاهراً کار تولید فصل سوم بقدری سخت و پر چالش بوده که تیم تبلیغاتچی های نتفلیکس برای جلوگیری از شکست سریال تمرکز خودشان را گذاشته اند روی حضور یک قهرمان واقعی در این فصل؛ خوآن والتون ملقب به " وانا " نوجوان 15 ساله ایی با بیش از 5 ملیون دنبال کننده در اینستاگرام (توجه داشته باشید که فقط دو نفر از بازیگران اصلی سریال تعداد کمی بیشتری دنباله کننده دارند!) ، که از کودکی به عنوان قهرمان و پدیده رشته های ورزشی بوکس و ژیمناستیک مطرح شده و تازه مدت کوتاهی است به بازیگری رو آورده ، اما نقشش در فصل سوم آکادمی آمبرلا همچنان نامشخص است و با وجود استفاده فراوان تبلیغاتچی ها از تصاویرش ، به نظر نمی رسد بیشتر از یک نقش فرعی داشته باشد!

(تماشای این سریال به دلیل وجود برخی صحنه های خشن و غیر اخلاقی بدون سانسور و به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود) 

***      

 
    تصویر
ایفل
Eiffel
(2021) :


⭐⭐
 
دوستان قدیمی می دانند که یکی از مهمترین علایق بنده مطالعه تاریخ است . بر همین اساس در سینما هم یکی از ژانرهای مورد علاقه ام در کنار فیلم های تاریخی ، فیلم های زندگینامه ایی است . اما همانطور که یک کتاب تاریخی می تواند خسته کننده یا پرت و پلا باشد ، یک فیلم زندگینامه ایی هم می تواند از مسیر واقعی خود در شناساندن یک شخصیت مهم و تاثیرگذار تاریخی منحرف شود . و فیلم ایفل ساخته مارتین بوربلون محصول سینمای فرانسه دقیقاً چنین فیلمی است . در این فیلم ماجرای فراز و نشیب های عشق شکست خورده گوستاو ایفل (که اصلاً معلوم نیست واقعی بوده یا زاده تخیل فیلمنامه نویس) ، بسیار پررنگ تر از آنچه ایفل را واقعاً به شهرت رسانده به تصویر درآمده و کرده های واقعی او بخصوص ساخت برج معروف شهر پاریس ، به صورت میان پرده های کوتاهی در بین روایت این عشق ناکام به تصویر در آمده است . در واقع یکی از مهمترین نقاط ضعف داستان این است که ایفل را به عنوان یک شخصیت نسبتاً ناشناس که مردم پاریس برای ساخت پروژه جاه طلبانه اش به او اعتماد ندارند ، به تصویر در آورده در حالی که در واقعیت گوستاو ایفل سه سال قبل از آغاز ساخت برج ایفل پاریس ، مجسمه آزادی را از طرف ملت فرانسه برای آمریکا ساخت و به آنها اهدا کرد!

(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های غیر اخلاقی بدون سانسور توصیه نمی شود)

***       

 
    تصویر
ریشه های جی آی جوی : مار چشم
Snake Eyes : G.I.Joe Origins
(2021) :

⭐
 
بعد از دو فیلم نچندان موفق سری " جی آی جوی " در سال های 2009 و 2013 ، کمپانی پارامونت سعی کرد یک بار دیگر شانس خودش را با این سری که ظاهراً کامیک ها و انیمیشن های پرطرفداری دارد امتحان کند . اما فیلم جدید هم فقط یک شکست دیگر برای این مجموعه و تهیه کنندگانش بود! فیلم ساخته رابرت شوانتیک (که طی یک دهه گذشته جز هدر دادن پول تهیه کننده ها کار مفیدی انجام نداده!) روی یکی از شخصیت های محبوب مجموعه تمرکز کرده و اینکه چطور پایش به ماجراهای سری جی آی جوی باز شده ؛ پسری شاهد کشته شدن پدرش به دست افرادی ناشناس است ، دوازده سال بعد او که به مار چشم معروف شده (بدون اینکه اصلاً توضیح داده شود این لقب را چطور به او داده اند!) در جریان یک درگیری بین دو گروه رقیب تبهکار جان یک نفر را نجات می دهد که معلوم می شود وارث یک خاندان قدرتمند ژاپنی است . مار چشم همراه او به ژاپن می رود و خیلی زود جای خودش را بین اعضا خانواده پیدا می کند اما او در واقع جاسوس گروه رقیب است و ... داستان خیلی سریع و بی منطق پیش می رود ، شخصیت ها خیلی زود به هم اعتماد می کنند یا تصمیم به عوض کردن جبهه خودشان می گیرند ، کل وقایع طی چند روز اتفاق می افتد اما مار چشم طوری بین خانواده مورد پذیرش قرار می گیرد انگار سال هاست او را می شناسند . در واقع به نظرم تاریخچه شخصیت مار چشم در دو فیلم قبلی با اینکه بسیار کوتاه و گذرا بود ، باورپذیری بیشتری داشت تا این فیلم جدید که کاملاً روی او تمرکز کرده است . شخصیت پردازی ها و بازی بازیگران هم بسیار ضعیف است و هیچ تلاشی برای عمق بخشیدن به کاراکترهای تک بعدی و کلیشه ایی شان نداشته اند . در مجموع این فیلم را فقط بخاطر طراحی نسبتاً خوب صحنه های اکشن و شمشیربازی اش می توان تحمل کرد .

(تماشای این سریال به دلیل وجود برخی صحنه های خشن و غیر اخلاقی بدون سانسور و به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)

***  
 
    تصویر
آواز 2
Sing 2
(2021) :

⭐⭐⭐
 
می خواهم آواز 2 را با قسمت اولش مقایسه کنم . برای این کار لازم است هر دو انیمیشن را به سه بخش یا سه پرده تقسیم کنیم ؛ پرده اول شکل گیری ماجرا و شناساندن شخصیت ها ، پرده دوم آماده سازی و فراز و فرودهای مهیا شدن برای اجرای برنامه نهایی ، و پرده سوم هم اجرای برنامه نهایی . در مقایسه پرده اول دو فیلم ، قسمت اول به مراتب بهتر و قوی تر و جذاب تر بود ، ضمن اینکه سازندگان فیلم دوم عملاً نیازی برای معرفی شخصیت های اصلی احساس نکرده اند و این فرصت را داشته اند که روی شکل گیری ماجرا تمرکز کنند اما باز هم نتوانسته اند به اندازه فیلم اول موفق باشند . اما در پرده دوم فیلم دوم بسیار موفق تر است و ایده های جالب و بامزه فراوانی در این بخش انیمیشن به نمایش در می آید که حتی با چندین بار تماشا هم خسته کننده نمی شود در حالی که پرده دوم فیلم اول فقط برای همان بار اول جذاب بود و در دفعات بعدی تماشا به راحتی می شود آن را نادیده گرفت . اما در مورد بخش سوم یا پرده سوم باید گفت هر دو فیلم در این قسمت قدرتمند و جذاب هستند و بخصوص برای کسانی که به موسیقی علاقه فراوانی داشته و پیگیر کارهای کلاسیک موسیقی آمریکایی هستند ، هر دو این فیلم ها را در این بخش به آثاری جذاب و فراموش نشدنی تبدیل می کند . انیماتورهای استودیو ایلومینیشن کمپانی یونیورسال هیچ ادعایی نداشته اند که محصولشان از نظر گرافیکی یا بیان پیام های عمیق اخلاقی با آثار پیکسار و دیزنی رقابت کند ، در عوض محصولی سرگرم کننده عرضه نموده اند که حتی می تواند برای کسانی مثل بنده هم که خیلی اهل موسیقی و خواننده بازی نیستیم جذاب باشد .


***    
 
     تصویر  
کودا

KODA
(2021) :


🌟🌟🌟🌟
 
بعضی وقت ها تعریف کردن یک داستان ساده و سر راست ، خیلی بیشتر از ساختن فیلم های روانشناسانه سنگین و پر تکلف و چند لایه جواب می دهد ، و فیلم کودا ساخته شیان هدر نمونه بارز همین بعضی وقت هاست ، فیلم ساده و جمع و جور و کم خرج و خودمانی که کارش را از جشنواره ساندنس ژانویه 2021 شروع کرد و 14 ماه بعد اسکار بهترین فیلم سال را به چنگ آورد . این فیلم داستان یک خانواده 4 نفره است که سه عضوش ناشنوا هستند ؛ روبی تنها عضو شنوای خانواده است که مجبور است همراه پدر و برادرش برای ماهیگیری به دریا برود ، اما او علاقه ایی به این شغل ندارد و می خواهد در رشته موسیقی ادامه تحصیل بدهد و حتی یک معلم موسیقی هم پیدا کرده که بطور خصوصی به او درس می دهد . مشکل اما این است که پدر و مادر روبی آدم های چندان اجتماعی نیستند و به افراد خارج از خانواده شان اعتماد ندارند و فکر می کنند همه دنبال آزار و سواستفاده از ناتوانی شان هستند به همین دلیل توقع مسئولیت پذیری بیش از حدی از دخترشان دارند . در این بین برادر روبی که در ابتدا طرز فکری مشابه پدر و مادرش دارد وارد رابطه عاشقانه ایی با گرتی ، بهترین دوست روبی ، می شود و کم کم تغییرات آغاز می گردد ... هر سه بازیگر ناشنوای فیلم واقعاً ناشنوا هستند و این مسئله بزرگترین چالش شیان هدر و همکارانش برای ساخت فیلم بوده ، با این وجود بازی هر سه واقعاً عالی است و حیف که فقط توری کاستور توانست نامزد و برنده جایزه اسکار (اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد) شود . سایر بازیگران فیلم هم در کارشان موفق هستند و اصلاً مشخص نیست چرا غیر کاستور هیچکدام دیگر نامزد اسکار نشدند؟! در واقع نامزدی های اسکار کودا بسیار کم بود و این فیلم با نامزدی در سه بخش " بهترین فیلم " ، " بهترین فیلمنامه اقتباسی " و " بهترین بازیگر نقش مکمل مرد " و البته بردن هر سه جایزه ، به اولین فیلمی تبدیل شد که با تنها سه نامزدی در بخش های مختلف (آن هم بدون نامزدی در بخش بهترین کارگردانی) جایزه اصلی را از آن خود کرده است . کودا فیلمی نیست که در بلند مدت جزو فیلم های اسکار گرفته ماندگار و فراموش نشدنی قرار گیرد و احتمالاً بعدها بحث های زیادی خواهد شد که چرا انتخابگران اسکار ترجیح داده اند در برابر فیلم های پیچیده ایی مثل " قدرت سگ " ، " تلماسه " ، " بالا رو نگاه نکن " ، " کوچه کابوس " و حتی فیلم های کمتر پیچیده ایی مثل " بلفاست " و " شاه ریچارد " ، سراغ صاف و ساده و صادق ترین گزینه بروند؟


(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های غیر اخلاقی ، بدون سانسور توصیه نمی شود)
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر
 
انیمه سریالی
بچه های در مدار
فصل اول

The Orbital Children
(2022) :


⭐⭐
 
میتسو ایزو از 19 سالگی در کار تولید انیمه های ژاپنی فعالیت داشته و با سابقه طولانی حضور در این حرفه چه به عنوان انیماتور و چه کارگردان ، از نام های شاخص صنعت انیمه سازی ژاپن محسوب می شود ، بنابراین وقتی در نتفلیکس شنیدند که او در حال تولید یک مینی سریال جدید است به سرعت پروژه را قاپیدند تا پخش جهانی آن را بر عهده داشته باشند . اما مینی سریال 6 قسمتی " بچه های در مدار " اصلاً آن چیزی نبود که مخاطب انتظارش را داشت و جزو پروژه های شکست خورده امسال نتفلیکس قرار گرفت . بزرگترین ایراد این انیمه عدم توانایی برقراری ارتباط بین مخاطب و جهان داستانی آن است . ایزو و تیم همکارانش طوری روی این پروژه کار کرده اند انگار که بخش کوچکی از یک جهان انیمه ایی بزرگتر است و بسیاری از پیش نیازها برای درک جهان داستانی آن در فیلم ها و سریال های دیگری روایت شده . اما اصلاً اینطور نیست ، و این مخاطب است که باید با کمک اطلاعات اندک و پراکنده و بعضاً گیج کننده ارائه شده در این 6 قسمت کوتاه ، جهان داستان را در ذهن خود توسعه دهد . این اتفاق دقیقاً درباره کاراکترها هم رخ می دهد . اطلاعات کمی درباره گذشته کاراکترهای معدود این انیمه در اختیار مخاطب قرار می گیرد ، آن هم به صورت قطره چکانی و پراکنده و مخاطب باید به ضرب و زور ذهن خودش این کاراکترها را بشناسد . خلاصه داستان پیچیده این انیمه را اینطور می توان کوتاه کرد که ؛ یک ایستگاه فضایی در مدار زمین محل زندگی آخرین کودکان متولد ماه است . سال ها قبل تلاش انسان ها برای مسکونی کردن ماه با شکست مواجه شد ، از یک طرف هوش مصنوعی مامور نظارت بر پروژه دچار مشکل شد و از طرف دیگر کودکان متولد ماه به شکل مرموزی می مردند . بنابراین انسان ها به زمین بازگشتند بجز دو کودک متولد ماه باقی مانده که تبدیل به یک جاذبه توریستی در مدار زمین شده اند با این وجود هزینه زندگی آنها در این وضعیت آنقدر زیاد است که خیلی ها خواهان پایان دادن به آن هستند . اما درست زمانی که یک گروه توریست جدید وارد ایستگاه می شوند همه چیز به هم می ریزد و معلوم می شود بقایای هوش مصنوعی قبلی از اعماق فضا بازگشته تا انتقام بگیرد و تنها کسانی که می توانند جلویش را بگیرند افراد حاضر در ایستگاه هستند ...
***      
 
     تصویر

دزدان دریایی : آخرین گنج سلطنتی

The Pirates : The Last Royal  Treasure
(2022) :


⭐⭐
 
" دزدان دریایی : آخرین گنج سلطنتی " طوری تبلیغ می شد انگار که دنباله فیلم موفق " دزدان دریایی " سال 2014 است . اما تنها ارتباطی که می توان بین این دو فیلم یافت اولاً موضوع آن است ، یعنی جستجوی یک مشت دزد دریایی با حال برای پیدا کردن یک گنج حکومتی ، و دوماً نویسنده فیلمنامه که در مورد هر دو اثر چانگ سون ایل است! کل نقاط مشترک این دو فیلم در همین دو نکته خلاصه می شود . نه کارگردان دو فیلم یکی هستند نه ستاره های اصلی آنها و نه حتی داستانشان ارتباطی با هم پیدا می کند و با اینکه از نظر زمان تاریخی بستر روایت ، هر دو فیلم تقریباً به یک دوره تاریخی اشاره دارند (اوایل حکومت جیسئون که سلسله گوریو تازه سرنگون شده) هیچ ارتباط داستانی بین ماجراجویی هایی این دو گروه دزدان دریایی در فیلم دیده نمی شود . با این وجود نمی توان این مسئله را یک ایراد اساسی برای " آخرین گنج سلطنتی " دانست . مشکل اصلی این فیلم کارگردانی ضعیف آن است . دزدان دریایی سال 2014 فیلم بامزه و خوش ساختی بود که شوخی هایش با فرهنگ مردم کره اوایل دوره جیسئون ، حتی برای مخاطبان غیر کره ایی هم بامزه بود . اما آخرین گنج سلطنتی فقط یک کپی بسیار نازل از شوخی های آن فیلم است بدون اینکه کارگردان حتی به درک درستی از نحوه کار کردن آنها رسیده باشد!  بعلاوه ستاره های اصلی فیلم هم اصلاً به هم نمی آیند . در فیلم سال 2014 شیمی بین کیم نام گیل و سون یه جین کاملاً کار می کرد و قابل باور بود ، اما در آخرین گنج سلطنتی دو کاراکتر اصلی (با بازی هان هیو جو و کانگ ها نئول) اصلاً به هم نمی آیند و رابطه شان تا آخر فیلم هم زورکی و غیر قابل باور باقی می ماند .


(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های غیر اخلاقی و خشن بدون سانسور و به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)

***       
 
     تصویر
شوالیه سبز
The Green Knight
(2021) :

⭐⭐
  
فیلم ساخته دیوید لویی بشدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفته و برداشت ها و تفسیرهای فراوانی درباره لایه های فلسفی و اخلاقی مختلف فیلم صورت گرفته است . اما راستش را بخواهید این فیلم اصلاً برایم جذاب نبود! از نظر بنده فیلم اخلاق مدار موفق فیلمی است که بتواند پیام هایش را به مخاطب عام منتقل کند . چه فایده دارد فیلمی فلسفی و اخلاق مدار بسازید که فقط چهار تا آدم تحصیل کرده و روشنفکر از آن سر در بیاورند؟ شوالیه سبز داستان ماجراجویی سر گوین است برای اینکه او را به سمت تحول روحی عظیمی هدایت کند اما در نهایت معلوم می شود که سر گوین فقط به خودشناسی رسیده است و قرار نبوده آدم ترسو و بی عرضه ایی مثل او در مسیر این ماجراجویی تبدیل به جنگجویی شجاع و لایق تاج و تخت شود! شاید حضور دیو پاتیل در نقش یک اشراف زاده بریتانیای قرون وسطی کمی مسخره به نظر برسد ، اما بازی آقای پاتیل یکی از نقاط قوت فیلم است و چنان خوب توانسته لایه های پیچیده شخصیتی سر گوین را به نمایش در آورد که تصور بازیگر دیگری جز او برای این نقش بسیار دشوار است! دیوید لویی سرگرم کار روی پروژه لایو-اکشن پیتر پن دیزنی است . پیتر پن همینطوری اش یک سوژه نفرین شده محسوب می شود ، فقط امیدوارم لویی نخواهد مثل بن زتلین لایه های زیرین داستان متیو پری را بیرون بکشد!

(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی صحنه های خشن و غیر اخلاقی بدون سانسور و به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)

***  
 
     تصویر
ونوم : بگذار کارنیج بیاید
Venom : Let There Be Carnage
(2021) :

⭐
 
خدا وکیلی اگر علاقه ام به بازی تام هاردی نبود ، به هیچ وجه حاضر نمی شدم این فیلم را تماشا کنم . البته نباید از حق گذشت که " بگذار کارنیج بیاید " کمی نسبت به فیلم اول بامزه تر و خوش ساخت است ، اما این قیاس مثل این می ماند که بگویم آواکادو از هندوانه ابوجهل خوشمزه تر است! حالا حدس بزنید کارگردان این فیلم چه کسی است؟! اندی سرکیس در دو تجربه قبلی کارگردانی اش اصلاً موفق نبود و با توجه به اینکه در هالیوود خیلی ها خاطرخواهش هستند کارگردانی قسمت دوم ونوم را به او سپردند چون مطمئن بودند نتیجه نمی تواند از فیلم اول بدتر باشد و از نظر گیشه هم بالاخره یک فیلم موفق در کارنامه فیلمسازی سرکیس ثبت خواهد شد! پرده آخر پسا تیتراژ بگذار کارنیج بیاید نشان داد که باید در آینده ایی نزدیک شاهد حضور مستقیم کاراکتر ونوم در دنیای سینمایی مرد عنکبوتی (و به طبع آن دنیای سینمایی مارول) باشیم . فقط می توانم بگویم خدا به خیر کند!


(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی صحنه های خشن و غیر اخلاقی بدون سانسور و به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)

***    
 
      تصویر 
ریکاردو بودن

Being The Ricardos
(2021) :


🌟🌟⭐⭐
 
سومین ساخته آرون سورکین (فیلمنامه نویس و کارگردان محبوب و مورد علاقه فصول جوایز آخر سال) از آن دست فیلم هایی است که قدرت و هنرمندی ستاره هایش در مقابل دوربین را به رخ می کشد . خاویر باردوم و نیکول کیدمن تمام استعداد و توانایی بازیگریشان را در این فیلم به کار گرفته اند و به چنان سطحی از القا به مخاطب رسیده اند که تماشاگر فراموش می کند آنها در واقعیت زن و شوهر نیستند! کیدمن و باردوم در این فیلم نقش لوسیل بال و دزی آرناز را بازی می کنند ؛ زوج ظاهراً خوشبختی که در دهه پنجاه ستاره های یک سریال بسیار محبوب تلوزیونی به نام " عاشقتم لوسی " بودند . سریال در اوج موفقیت و محبوبیت قرار دارد اما از یک طرف نشریات زرد آرناز را متهم به خیانت به بال کرده اند و از طرف دیگر اسم بال در کارزار ضد کمونیستی سناتور مک کارتی به میان آمده ، بنابراین بال و آرناز از یک طرف باید از حیثیت و اعتبار خودشان دفاع کنند و از طرف دیگر برنامه را سرپا نگه دارند اما ... منتقدان همیشه گفته اند بزرگترین نقطه قوت فیلمنامه های سورکین دیالوگ های هوشمندانه و قدرتمند آنها است . ریکاردو بودن هم از این قاعده مستثنی نیست و شنیدن مکالمات عمدتاً طولانی بین کاراکترها در این فیلم اصلاً حوصله مخاطب را سر نمی برد . اما همانطور که اول کار گفتم بزرگترین نقطه قوت فیلم بازی های آن است که سه نامزدی اسکار را برایشان به ارمغان آورد ؛ نیکول کیدمن ، خاویر باردوم ، و جی کی سیمونز طبق معمول عالی که نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد . تنها نقطه ضعف فیلم پایان توی ذوق زن آن است! اینکه با همه تلاش های بال و آرناز برای نجات حیثیت شخصی و سریالشان ، در نهایت زندگی مشترکشان به شکست انجامید واقعی است ، اما شیوه اجرای آن در فیلم بعد از همه آن تلاش ها و حمایت هایی که از هم داشتند ، مایوس کننده است .


(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های غیر اخلاقی ، بدون سانسور توصیه نمی شود)
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3236
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲, ۱۱:۴۰ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4667 بار
سپاس‌های دریافتی: 6939 بار

Re: نقد کوتاه

پست توسط bamn »

تصویر 
سریال
بنیاد
فصل اول


Foundation
(2021) :


⭐⭐⭐
 
برای کسانی که شناخت چندانی از ادبیات علمی-تخیلی قرن بیستم نداشته باشند ، سریال " بنیاد " شاید یک محصول جنبی برای فیلم " تلماسه " به نظر برسد . اما واقعیت این است که مجموعه بنیاد نوشته ایزاک آسیموف پدربزرگ " تلماسه " ، " جنگ ستارگان " ، " سفر ستاره ایی " و هر مجموعه مکتوب و تصویری دیگری است که کل کهکشان را در قالب یک نظام سیاسی-اجتماعی یکپارچه توصیف کرده باشد . آسیموف مجموعه اصلی بنیاد را در قالب یک سه گانه در سال های 1951 تا 1953 منتشر کرد اما بعدها 4 پیش درآمد و دنباله هم به آن اضافه نمود ، ضمن اینکه او عادت داشت داستان هایش را در یک جهان داستانی مشترک تعریف کند در نتیجه اغلب رمان های علمی-تخیلی او پیوندی نامحسوس با هم دارند و علاقه مندان به آثار آسیموف توانسته اند علاوه بر 7 رمان مجموعه بنیاد ، 11 رمان دیگر را هم در بین آثار او شناسایی کنند که به شکلی مستقیم با جهان داستانی مجموعه بنیاد در ارتباط هستند . در هالیوود از اواسط دهه نود افراد مختلفی دنبال تبدیل این مجموعه به فیلم بودند اما هر کدام به دلیلی در این کار شکست خوردند تا اینکه بعد از موفقیت سریال " بازی تاج و تخت " و رونق یافتن سریال سازی های پر هزینه ، ایده ساخت فیلم تبدیل به ساخت سریال شد و باز بعد از چند بار پاس کاری ، اپل تی وی کار را دست گرفته و بالاخره سریال بنیاد ساخته و در اواخر سال 2021 پخش گردید . سازندگان اصلی این سریال دیوید اس.گویر و جاش فریدمن هستند که هر دو سابقه طولانی در کار روی پروژه های بلاک باستری و پاپ کورنی سینما و تلوزیون آمریکا داشته اند . و دقیقاً مشکل سریال از همینجا ناشی می شود ؛ بنیاد یک داستان سیاسی-فلسفی بشدت پیچیده و چند لایه است و طبیعتاً سرمایه گذاران پروژه هم از تیم تولید سریال توقع ساخت چنین اثری را داشته اند ، اما بدون داشتن یک ذهن باز و خلاق ، عملاً درک جهان داستانی آسیموف غیرممکن است و محصول ساخته گویر و فریدمن در سطح باقی مانده و به ناچار به کپی برداری از محصولات دیگر متوسل شده اند . گال دورنیک ریاضیدان جوانی است که از سیاره ایی با مردمان علم ستیز می گریزد تا در پایتخت (سیاره ترانتور) به دانشمند بزرگ هری سلدون ملحق شود . سلدون با کمک دانش جدیدی که خودش ابداع کرده و آن را روان تاریخ نامیده پیشبینی کرده ظرف 300 سال آینده دوران امپراتوری 12 هزار ساله کهکشانی به پایان برسد و بعد از آن 30 هزار سال طول خواهد کشید تا از میانه بربریت و جنگ های بی پایان و نابودی دانش ها ، امپراتوری دوم کهکشانی ظهور کند . سلدون برای تایید نظریه اش در دادگاه به ذهن خلاق دورنیک احتیاج دارد زیرا سه امپراتور (که کلون هایی ژنتیکی و سایه هایی از کودکی ، جوانی و کهنسالی امپراتوری درگذشته هستند) حرف او را بر نمی تابند و دنبال راهی برای محکومیت سلدون هستند و در نهایت حکم می دهند که سلدون و هوادارانش به سیاره ایی دور افتاده به نام ترمینوس تبعید شوند ؛ حکمی که در واقع خواسته سلدون بوده چون می خواهد سیستمی علم گرا به نام بنیاد را در این سیاره پایه گذاری کند که دوران بربریت کهکشانی را به هزار سال کاهش دهد . اما در طول سفر سلدون کشته می شود و دورنیک که متهم اصلی است مجبور به فرار می گردد ... بازی جارد هریس در نقش هری سلدون همه چیزدان و بشدت از خود راضی عالی است و از نقاط قوت اصلی سریال محسوب می شود ، لی پیس هم در نقش جوانی امپراتور یا برادر دی ، بازی چشمگیری از خود به نمایش گذاشته هرچند این شخصیت ساخته خالقان سریال است و اصولاً در رمان های اصلی مجموعه بنیاد چیزی به نام امپراتور کلون شده نداریم! در رمان های آسیموف امپراتوران نقشی پس زمینه ای دارند و اصلاً حضورشان در داستان به پررنگی آنچه در سریال شاهدش هستیم نیست که نشان می دهد سازندگان سریال برای به نمایش درآوردن بازی قدرت در دربار امپراتوری ، چقدر تحت فشار بوده اند! در مجموع سریال بنیاد برای کسانی که کتاب های آسیموف را خوانده باشند چندان امیدوارکننده نیست و باید با نگاهی مستقل و نچندان پر توقع آن را قضاوت نمود .


(تماشای این سریال به دلیل وجود برخی سکانس های غیر اخلاقی و خشن بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

  ***      
 
      تصویر
خاطرات روزانه یک بچه چلمن

Diary of a Wimpy kid
(2021) :


⭐⭐

 
مجموعه کتاب های پر تعداد " خاطرات روزانه یک بچه چلمن " نوشته جف کنی با کلی کتاب ها و محصولات جنبی دیگر ، با فروش بیش از 250 ملیون نسخه در جهان ، توانسته در رده ششم پرفروش ترین مجموعه کتاب جهان قرار بگیرد (و با توجه به فاصله کم و ادامه انتشار آن ، دیر نیست که رده های بالاتری را هم به خود اختصاص دهد!) . رمز موفقیت این مجموعه این است که توانسته مشکلات فردی ، فکری و اجتماعی نوجوانان در آستانه سن بلوغ را به شکلی بسیار ساده و فکاهی در قالب متن و تصویر ، به مخاطب ارائه دهد و بدون آنکه مستقیماً راه حل آنها را به خواننده دیکته کند نشان دهد که حل کردن این مسائلی که به نظر نوجوانان چقدر مشکل و دردسرساز است ، در واقع هیچ کاری ندارد! مخاطب اصلی این مجموعه نوجوانان 11 تا 14 ساله و والدین آنها هستند و طبیعتاً بسیاری از مسائلی که در این کتاب ها مطرح می شود بر اساس سبک زندگی و فرهنگ غربی و آمریکایی است . اما متاسفانه این کتاب ها در ایران با تیراژی بالا و توسط چندین ناشر مختلف برای مخاطب کودک! به چاپ می رسند! چند سال پیش در نمایشگاه کتاب به عینه دیدم غرفه دار یکی از این ناشران به والدینی که برای کودک 6 ساله شان دنبال کتاب بودند این مجموعه را پیشنهاد کرد! یعنی ناشرانی که این کتاب ها را در بازار نشر ایران عرضه می کنند نه متوجه شده اند که مخاطب اصلی این کتاب ها چه کسانی هستند و نه این درک را دارند که بسیاری از مسائل مطرح شده در این کتاب ها اصلاً با فرهنگ ما همخوانی ندارد و چه تاثیری می تواند روی مخاطب ، آن هم مخاطب کم سن و سالی که آنها هدف گرفته اند ، بگذارد . بگذریم! قبلاً دو فیلم زنده براساس این مجموعه در هالیوود ساخته شده که توفیق چندانی نداشتند ، بنابراین تهیه کنندگان این بار سراغ انیمیشن سازی رفتند که ریسک و هزینه کمتری دارد و محصولشان را هم بدون اکران سینمایی ، توسط دیزنی پلاس منتشر نمودند . سازندگان این انیمیشن به کارگردانی سوینتون اسکات از نظر بصری نقاشی های ساده و سیاه و سفید کتاب های کنی را گرفته و به فرمی رنگی و عمق دار تبدیل کرده اند که تا حدودی حس و حال نقاشی های کتاب را از بین برده . از طرف دیگر تقریباً همه وقایع رخ داده در انیمیشن از دو-سه جلد مختلف کتاب برداشت و سر هم بندی شده بدون اینکه بتواند آن جنبه اخلاقی و آموزشی کتاب ها را حفظ کند . در نتیجه این انیمیشن به محصولی صرفاً بامزه تبدیل شده که بعد از پایانش ، به زور شاید بتوانید یکی-دو صحنه را از آن را به یاد بیاورید!


***       
 
 
      تصویر
رستاخیزهای ماتریکس
.
The Matrix Resurrections
(2021) :

⭐
 
واقعاً نمی فهمم چه لزومی به ساخت این فیلم بوده؟! خیلی ها وقتی اعلام شد واچفسکی ها می خواهند قسمت چهارم ماتریکس را تولید کنند ، ذوق مرگ شدند ، اما بنده با آن چیزهای عجیب و غریبی که در این سال های اخیر از آنها دیده و شنیده بودم می دانستم قطعاً نتیجه نهایی ناامیدکننده خواهد بود و دقیقاً هم همین اتفاق افتاده و هیچکس را از بین طرفداران قدیمی سه گانه ماتریکس نمی توانید پیدا کنید که بعد از تماشای رستاخیزهای ماتریکس ، به سازندگانش فحش نداده باشد! رستاخیزهای ماتریکس صرفاً یک محصول نازل تجاری و جیب خالی کن است که برپایه دو فرمول بنا شده ؛ در سایت ها و انجمن های فان های ماتریکس کدام تئوری ها درباره ادامه ماتریکس طرفدار بیشتری داشته ، و این روزها چه تمی بر هالیوود حاکم است؟ نتیجه فرمول اول شده یک داستان بشدت سطحی ، قابل پیشبینی و پر از ایده های عجیب و غریب برای به اصطلاح ایجاد حس نوستالژی ، و نتیجه فرمول دوم هم شده شرقی بازی ، تراجنسیتی بازی ، و البته کلی خود دست انداختن یا همان هجو سه گانه قدیمی! بازی ها هم که یکی از یکی افتضاح تر هستند و بخصوص کیانو ریوز و کری آن ماس انگار که با زور اسلحه برای بازی در این فیلم وادار شده اند . بطور کل رستاخیزهای ماتریکس فقط برای بیننده ایی تا انتها جذاب خواهد بود که از سه گانه قدیمی فقط صحنه های اکشنش را به خاطر داشته باشد!


(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی صحنه های خشن و غیر اخلاقی بدون سانسور و به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)

***  
 
      تصویر

کری ماچو

Cry Macho
(2021) :

⭐⭐

 
در سال های اخیر هرچه ایستوود 92 ساله کهنسال تر شده فیلم هایش شکلی ساده تر و شخصی تر به خود گرفته اند . در واقع آخرین فیلم حساب شده و چند لایه ایی که از ایستتود دیده ام " سالی " بوده و فیلم های بعدی اش هیچکدام آن حس عمیق بودن را که مخاطب را تشویق به تماشای چندباره فیلم می کند ، نداشته اند . " کری ماچو " هم که نهایت سادگی و شخصی بودن است! و اگر یک زمانی می گفتند " نابخشوده " وصیتنامه سینمایی ایستتود است ، حالا باید گفت " کری ماچو " یک جمله پند و اندرز یک پدربزرگ پیر به نوه هایش می باشد! ایستوود در این فیلم نقش مایک میلو را بازی می کند ؛ یک پرورش دهنده اسب کهنه کار که دوران طلایی اش سپری شده و کارفرمایش او را اخراج می کند ، اما روز بعد سراغش می رود و از او می خواهد به پاس دوستی دیرینه شان به مکزیک برود و پسر نوجوانش را که زیر دست یک مادر شیطان صفت بزرگ می شود با خودش به آمریکا بیاورد تا او بتواند برایش پدری کند! مایک خیلی زود پسر نوجوان را پیدا می کند و با این فرض که موافقت مادرش را بدست آورده با هم راهی آمریکا می شوند اما کاشف به عمل می آید که پدر و مادر رافو بر سر یک ملک گران قیمت در مکزیکوسیتی با هم اختلاف دارند و حضور رافو در مکزیک برگ برنده مادرش بوده ، بنابراین خانم آدمکش هایش را برای پیدا کردن آنها و برگرداندن رافو می فرستد ... از یک پیرمرد نود و یکی-دو ساله که انتظار حرکات اکشن و تعقیب و گریز آنچنانی را ندارید؟ کری ماچو صرفاً یک سفر جاده ایی است که در آن رافو مثلاً کلی پند و اندرز از مایک پیر می شنود و تعقیب کننده ها هم خیلی ساده تر از آنچه فکرش را بکنید شکست می خورند . تنها چالشی که مطرح می شود این است که پدر رافو واقعاً پسرش را دوست دارد یا صرفاً برای اهداف مادی مایک را دنبال او فرستاده؟ که آن هم آخر فیلم خیلی ساده حل می شود!


***    
 
       تصویر
زودباش زودباش
.
C'mon C'mon
(2021) :


🌟🌟⭐⭐

 
وقتی فیلمی را سیاه و سفید می سازید باید معنا و مفهومی پشت آن باشد . مثلاً کنت برانا در فیلم " بلفاست " می خواست نشان بدهد که وقایع فیلم در گذشته رخ می دهد و در ابتدا و انتهای فیلم دو نمای رنگی از بلفاست امروزی برای اثبات این مدعا قرار داده بود . اما درک نمی کنم چرا فیلم ساخته مایک مایلز باید سیاه و سفید ساخته می شده؟ انگار که کارگردانش فقط دنبال یک جور پز روشنفکری بوده باشد! " زودباش زودباش " درباره روابط پیچیده یک خانواده کوچک است . جانی (خواکین فینیکس) یک خبرنگار و محقق است که همراه گروه کوچکی سرگرم یک کار تحقیقاتی در نقاط مختلف کشور در قالب مصاحبه با کودکان و نوجوانان درباره نگاهشان به جامعه و آینده است . خواهر جانی که از حدود یک سال قبل و بعد از مرگ مادرشان با جانی قهر بوده ، با او تماس می گیرد و درخواست می کند که جانی به لس آنجلس برود و در غیاب او از پسرش جسی مراقب کند چون او مجبور است به دیترویت برود و شوهر روانپریشش را متقاعد کند که تحت درمان قرار بگیرد . جانی چند روزی به لس آنجلس می رود و سعی می کند رابطه صمیمانه ایی با خواهرزاده اش برقرار کند اما مشکلات وقتی شروع می شود که ویو مجبور می شود مدت بیشتری در دیترویت بماند و جانی هم باید برای ادامه کارش در نیویورک باشد ... محور اصلی داستان فیلم رابطه بین جان و جسی است (که چون بنده هم یک دایی هستم خیلی خوب آن را درک می کنم!) که بسیار عالی و حساب شده از کار درآمده و نشان می دهد مرد مجردی که تا به حال مجبور نبوده از یک بچه کوچک 5-6 ساله مراقبت کند ، با چه دشواری هایی دست و پنجه نرم می کند . اما بقیه داستان های فرعی فیلم نیاز به مطالعه و کنکاش بیشتری دارد و به این اندازه ساده و سرراست نیست . بازی های فیلم هم سطح بالا و قابل توجه است و فینیکس طوری در نقشش فرو رفته انگار که دارد با خواهرزاده خودش سر و کله می زند و واقعاً حیف این بازی که نتوانست نامزد اسکار شود شاید چون داوران آکادمی بعد از فیلم ژوکر انتظار بازی چالشی تری از فینیکس را داشته اند!
شادی روح پدرم و همه درگذشتگان

صلوات
ارسال پست

بازگشت به “فيلم و سينما”