خطبه های حضرت علی (ع)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با دانش عمومي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 148
[6] از سخنان امام ( ع ) که در مورد اهل بصره و طلحه و زبير فرموده .[7] هر
کدام از آن دو [ طلحه و زبير ] اميد دارد که زمامداری و حکومت به
دست او افتد و آن را به سوی خود مي کشد نه بسوی رفيقش [8] آنها نه به
رشته ای از رشته های محکم الهی چنگ زده اند و نه بوسيله ای به او نزديک
شده اند [9] هر کدام بار کينه رفيق خويش را بدوش مي کشد و بزودی پرده از
روی آن برداشته مي شود . [10] به خدا سوگند اگر به آنچه مي خواهند برسند اين
يکی جان ديگری را مي گيرد و آن يکی اين را از ميان مي برد [11] گروهی طغيانگر
و فتنه انگيز بپا خواسته اند پس آنها که حقايق را به خاطر خدا آشکار
مي سازند کجايند ؟ در حاليکه سنت پيامبر برايشان بيان شده [12] و اخبار
[امروز] را قبلا به آنان گفته اند . برای هر گمراهی علت و سببی است و
برای عهدشکنی بهانه ای [13] بخدا سوگند من همچون کسی نخواهم بود که صدای
بر سر و سينه کوبيدن و ندای مخبر مرگ را بشنود و چشمهای گريان را به
بيند اما عبرت نگيرد
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 149
[1] از سخنان امام ( ع ) که قبل از مرگ خويش فرموده [2] ای مردم هر کس
از آنچه فرار مي کند [ مرگ ] در همان حال فرار آن را ملاقات خواهد کرد
اجل سرآمد زندگی و پايان حيات [3] و فرار از آن رسيدن به آن خواهد بود
چه روزهائی که من به بحث و کنجکاوی از اسرار و حقيقت اين امر
[اجل ] پرداختم [4] ولی خداوند جز اخفای آن را نخواست . هيهات علمی است
پنهان و مربوط به عالم غيب [5] اما وصيت من اين است که : هيچ چيز را
شريک خدا قرار ندهيد [ و جز خدا را نپرستيد ] و درباره محمد ( ص )
اين است که [6] سنت و شريعت او را ضايع مگردانيد اين دو ستون محکم را
بر پا داريد و اين دو چراغ پرفروغ را فروزان نگهداريد [7] و مادام که از
حق منحرف نگشته ايد هيچ نقش و مذمتی نخواهيد داشت برای هر کس به
اندازه توانائيش وظيفه ئی تعيين [8] و به افراد جاهل و نادان تخفيف داده
شده است پروردگاری رحيم دينی استوار و امام و پيشوائی آگاه داريد .
من ديروز رهبر و همراه شما بودم [9] امروز مايه عبرت شمايم و فردا از شما
جدا خواهم شد خداوند من و شما را مشمول رحمت خويش گرداند .[10] اگر من
از اين ضربت در اين لغزشگاه [ دنيا ] نجات يابم [ شما به مقصود خود
رسيد ه ايد ] [11] و اگر گامها بلغزد و از اين جهان رخت بربندم ما نيز
[مانند ديگران ] در سايه شاخه ها و مسير وزش بادها و زير سايه ابرهای
متراکم آسمان [12] که پراکنده شدند و آثارشان در روی زمين محو شد خواهيم
بود [13] من از همسايگان شما بودم که چند روزی در کنار شما زيستم و به زودی
از من جسدی بی روح و ساکن [14] پس از آن همه حرکات و خاموش پس از آن
همه گفتار بازخواهدماند [ هم اکنون ] بايد سکوت من [15] بي حرکتی دست و پا
و چشمها و اندامم موجب پند و اندرز و موعظه شما گردد زيرا اين حالت
برای کسانی که بخواهند عبرت گيرند از هر منطق رسا 000 [1] و گفتار موثر
عبرت انگيزتر است . وداع و خداحافظی من با شما وداع و خداحافظی کسی
است که آماده ملاقات پروردگار است [2] فردا ارزش ايام زندگی مرا به
خوبی خواهيد دانست و مکنونات خاطر و ناراحتی درونيم برايتان آشکار
خواهد شد [3] و پس از آنکه جای مرا خالی ديديد و ديگری بجای من نشست
کاملا مرا خواهيد شناخت
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 150
[4] از خطبه های امام ( ع ) که در آن از حوادث آينده پيشگوئی کرده و
گروهی از اهل ضلال را توصيف مي کند [5] همچنان به چپ و راست متمايل
مي شوند و در ضلالت و گمراهی گام مي نهند و جاده های مستقيم هدايت را
رها مي سازند [6] درباره آنچه بايد باشد و مهيا است عجله مکنيد و آن چه
را فردا مي آيد دور مشمريد [7] چه اين که بسيارند افرادی که برای چيزی
عجله مي کند که اگر به دست آورند [ پشيمان شده ] و دوست دارند هرگز
به آن نرسيده بودند : و چه امروز به فردا نزديک است . [8] ای جمعيت
اکنون هنگام رسيدن آن فتنه هائی است که به شما وعده داده شده [9] و نزديکی
طلوع آن چه بر شما مجهول و مبهم است بدانيد آن کس از ما [ مهدی ما ]
که آن فتنه ها را دريابد با چراغی روشن گر در آن گام مي نهد [10] و بر همان
سيره و روش صالحان [ پيامبر و ائمه ( ع ) ] رفتار مي کند تا گره ها را
بگشايد [11] بردگان و ملتهای اسير را آزاد سازد جمعيتهای گمراه و ستمگر را
پراکنده و حقجويان پراکنده را گرد هم آورد . [12] و اين رهبر [ سالها ] در
پنهانی از مردم به سر مي برد آن چنان که پي جويان اثر قدمش را نبينند
گرچه بسيار در يافتن اثرش جستجو کنند . [13] سپس گروهی برای درهم کوبيدن
فتنه ها مهيا مي گردند هم چون مهيا شدن شمشير به دست تير گر . چشم
اينان با قرآن روشنی مي گيرد [14] و معانی آياتش به گوش آنان افکنده مي شود
و شامگاهان و صبح گاهان را جام حکمت و معارف الهی سيراب مي گرداند
[1] قمست ديگری از اين خطبه درباره دشمنان گمراه پيامبر صلی الله عليه و
آله و سلم و گروهی ضعيف الايمان و مسلمانان راستين .[2] [ گروه اول ] مدت های
طولانی به آنها مهلت داده شد تا رسوائی را به سر حد نهائی برسانند و
مستحق دگرگونی [ نعمتهای خدا ] گردند [3] تا اجل آنها به سر رسيد . گروهی
[ از ضعيف الايمانها ] به خاطر راحتی به اين فتنه ها پيوستند و دست از
مبارزه در راه حق کشيدند [ اما مسلمانان راستين مقاومت لازم به خرج
دادند ] [4] و بر خداوند در صبر و استقامتشان منتی نگذاردند و جانبازی
در راه حق را بزرگ نشمردند [5] تا آنکه فرمان خدا آزمايش را به سر آورد
[6] [ اين گروه مبارز ] آگاهی و بينائی خويش را بر شمشيرهای خود حمل
کردند و به امر واعظ و پنددهنده خود [ پيامبر صلی الله عليه و آله و
سلم ] به پرستش پروردگار خويش پرداختند . [7] تا آن که خداوند پيامبرش
را به سوی خويش فراخواند . گروهی به قهقرا برگشتند [8] و اختلاف و
پراکندگی آنها را هلاک ساخت و تکيه بر غير خدا کردند و با غير
خويشاوندان [ اهل بيت پيامبر ] پيوند برقرار نمودند [9] و از وسيله ای که
فرمان داشتند به آن مودت ورزند کناره گرفتند و بناء و اساس [ولايت
و رهبری جامعه ی اسلامی را از محل خويش برداشته ] [10] در غير آن نصب کردند
. [ اينان ] معادن تمام خطاهايند و درهای همه گمراهان و عقيده مندان
باطلند [11] آنها در حيرت و سرگردانی غوطه ور شدند و در مستی و نادانی
ديوانه وار بر روش آل فرعون فرورفتند : [12] گروهی تنها به دنيا
پرداختند و به آن تکيه کردند و يا آشکارا از دين جدا گشتند .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 151
[13] از خطبه های امام عليه السلام که در آن مردم را از فتنه ها برحذر مي دارد
خدا و پيامبرش [14] خدای را مي ستايم و از او بر اعمالی که موجب طرد و منع
شيطان است کمک مي جويم [15] و برای مصونيت از گرفتاری در دامها و
فريب های شيطان از او ياری مي طلبم و گواهی مي دهم که جز خداوند يکتا
معبودی نيست . و شهادت مي دهم که محمد ( ص ) [1] بنده و فرستاده
برگزيده و انتخاب شده او است . در فضل و برتری همتائی ندارد و جبران
فقدان وی نگردد . [2] شهرهای جهان به وجود او روشن گشت بعد از آن که
گمراهی وحشتناکی همه جا را فراگرفته بود و جهل بر افکار غالب و
قساوت و سنگدلی بر دلها مسلط گشته بود [3] و مردم حرام را حلال مي شمردند .
و دانشمندان را تحقير مي کردند و بدون آئين الهی زندگی کرده و در حال
کفر و بی دينی جان مي سپردند . [4] از فتنه ها برحذر باشيد . [5] هم اکنون شما ای
گروه عرب اهداف بلاهائی هستيد که نزديک شده از مستی نعمت ها
بپرهيزيد [6] و از بلاهائی که کيفر اعمال شما است برحذر باشيد . در
گرد و غبار پيش آمدها که به درستی واقع را نمي توان ديد [7] و در فتنه های
درهم پيچيده به هنگام تولد نوزاد فتنه و آشکارشدن باطن آن و برقراری
قطب [8] و مدار آسيای آن با کنجکاوی و بصيرت قدم برداريد فتنه هائی که کم
کم از مراحل ناپيدا شروع و به درجات شديد و روشن منتهی مي گردد [9] رشد آن
هم چون رشد جوانان و آثاری که بر پيکرها وارد مي سازد هم چون آثار
سنگ های سخت و محکم است . ستم کاران آن را طبق پيمانها از يکديگر به
ارث مي برند [10] نخستين آنان رهبر آخرين و آخرينشان پيرو نخستين است .
[11] اينان در بدست آوردن دنيای پست بر هم سبقت مي جويند و همچون سگان به
جان مرداری بدبو مي افتند [12] طولی نمي کشد که تابع از متبوع و رهبر از پيرو
بيزاری مي جويد اينها با بغض و کينه از هم جدا مي شوند [13] و به هنگام
ملاقات يکديگر را لعن و نفرين مي کنند . سپس فتنه ای اضطراب آور شکننده
و نابودکننده آغاز خواهد شد [14] [ در اين موقع ] قلبهائی پس از استواری
مي لغزند [15] و مردانی پس از درستی و سلامت گمراه مي گردند افکار به هنگام
هجوم اين فتنه پراکنده : و عقائد پس از آشکارشدنش مشتبه مي شوند .[16] آن
کسی که به مقابله اش برخيزد پشتش را مي شکند و کسی که در فرونشاندنش
تلاش کند [17] وی را در هم مي کوبد در اين ميان فتنه جويان همچون گورخران
يکديگر را گاز ميگيرند و رشته های سعادت و آئين واقعی که محکم شده
لرزان مي گردد. [1] و چهره واقعی امر ناپيدا مي ماند . حکمت و دانش فروکش
مي کند ستمگران به سخن مي آيند [ و زمام را بدست مي گيرند ] [2] باديه نشينان
را با پيش در آمدش در هم کوبد و با سينه و سخت ترين نيرويش آنها را
له مي سازد [3] تنهايان و پيادگان در غبار آن گم مي شوند و سواران در ميان
راهش نابود گردند [4] با تلخی و سرسختی وارد شود و خونهای تازه و خالص
را مي دوشد . نشانه های دين را خراب مي کند [5] و يقين را از بين مي برد
افراد زيرک و عاقل از آن بگريزند [6] و افراد پليد در تدبير آن بکوشند آن
فتنه بسيار پر رعد و برق است و پر مشقت در آن پيوند خويشاوندی قطع
گردد [7] و از اسلام جدائی حاصل شود . آنچنان شديد است که تندرستانش
بيمار و کوچ کنندگانش مقيمند [8] قسمت ديگری از اين خطبه است در ميان
آنها کشته ای هست که خونش به هدر رفته و افراد ترسانی که طالب
امانند [9] با سوگندها آنها را فريب مي دهند و با تظاهر به ايمان آنها را
گول مي زنند سعی کنيد شما پرچم فتنه ها و نشانه بدعتها نباشيد [10] آن چه را
که پيوند جماعت گره خورده و ارکان اطاعت بر آن نباشد رها مسازيد
[11] مظلوم بر خداوند وارد شويد بهتر از آن است که ظالم بر او وارد شويد
[نه تن به ستم بدهيد و نه ستم کنيد و اگر ناچار شويد ستم بکشيد بهتر از
آن است که ستم کنيد ] [12] از گام نهادن به راههای شيطان و سرزمين های ستم
بپرهيزيد و لقمه حرام وارد شکم خويش نسازيد [13] زيرا شما زير نظر کسی
هستيد که گناه را بر شما تحريم و راههای طاعت را برای شما آسان
ساخته است .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 152
[14] از خطبه های امام ( ع ) که درباره صفات خداوند و اوصاف پيشوايان دين
ايراد فرموده [15] ستايش مخصوص خداندی است که آفرينش مخلوقش دليل
وجود او است و حادث بودن آنها دليل ازليت وی 000[1] و شباهت داشتن
مخلوقات [ به يکديگر ] دليل آن است که شبيه و نظير ندارد . عقلها
کنه ذاتش را درک نمي کنند و پرده ها و پوششها اصل وجودش را مستور
نمي سازند [2] زيرا صانع و مصنوع با هم فرق دارد و محدودکننده و محدودشونده
و پروردگار و پرورده شده با هم متفاوتند . [3] يکی است ولی نه به معنی
وحدت عددی بلکه به اين معنا که شبيه و نظير و مانند ندارد خالق و
آفريننده است اما نه اينکه حرکت و رنجی در اين راه متحمل مي شود
[4] شنوا است ولی نه اينکه وسيله شنوائی در اختيار داشته باشد. بينا
است ولی نه اينکه به وسيله ی چشم و بازکردن پلک ها، قدرت مشاهده پيدا
کند. در همه جا حاضر است نه اينکه مماس با اشياء باشد.[5] از همه جدا
است ولی نه اينکه مسافتی بين او و موجودات باشد.آشکار است نه با
ديد چشم ، پنهان است نه بخاطر کوچکی و ظرافت ،[6] از موجودات با غلبه
و قدرت جدا است ، و موجودات بخاطر خضوع در برابرش و رجوع بسويش
از او مباين هستند .[7] کسی که او را با صفات مخلوقات توصيف
کند محدودش ساخته و کسی که برايش حدی تعيين کند وی را به شمارش
درآورده . [8] و آنکس که او را بشمارش آورد ازليتش را ابطال کرده . و
کسی که بپرسد چگونه است توصيفش کرده [9] و هر که بگويد : کجا است ؟
مکان برای او قائل شده عالم بوده آنگاه که معلومی وجود نداشت [10] مالک
و پروردگار بوده حتی آن زمان که پرورده ای نبود قادر و توانا
بوده حتی در آن زمان که مقدوری وجود نداشت . [11] قسمت ديگری از
اين خطبه [ که اشاره به پيامبر اسلام است ] پيشوايان دين :
[12] طلوع کننده ای طالع شد درخشنده ای درخشيد و آشکارشونده ای آشکار گرديد
آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست بازگشت . [13] خداوند گروهی
را به گروهی تبديل و روزی را در مقابل روزی قرار داد . ما همانند
کسانی که در خشکسالی منتظر بارانند در انتظار دگرگونی بوديم . [14]
پيشوايان مدبران الهی بر مردمند و رؤسای بندگان اويند [15] هيچکس جز کسی
که آنها را بشناسد و آنها نيز او را بشناسند وارد بهشت نخواهد شد . و
جز کسی که آنان را انکار کند و آنان هم او را انکار کنند وارد دوزخ
نگردد . [16] خداوند اسلام را ويژه شما قرار داد و شما را برای آن برگزيد[17] و
اين بخاطر آن است که اسلام از سلامت گرفته شده و کانون
بزرگواری است . خداوند منهج و طريق اسلام را برگزيد [18] و حجتها و دلائل آن
را بيان کرد [ قرآن را فروفرستاد ] که ظاهرش علم و باطنش حکمت و
نوآوريهای آن پايان نگيرد [1] و شگفتيهايش تمام نمي شود در آن برکات و
خيرات همانند سرزمينهای پر گياه در اول فصل بهار فراوان است و
چراغهای روشني بخش تاريکيها فراوان دارد [2] در نيکيها را جز با کليدهای آن
نتوان گشود و تاريکي ها را جز با چراغهای آن فروغ نتوان بخشيد . [3] خداوند
در اين قرآن مناطق ممنوعه خود [ محرمات ] را تعيين کرده و موارد
مباح و حلال خويش را نشان داده است . در اين کتاب الهی درمان است
برای شفاجويان و بي نيازی است برای بي نيازی طلبان .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 153
[4] از خطبه های امام ( ع ) صفات پاره ای از گمراهان [5] او در اين چند روز
که خداوند مهلتش داده با غافلان و بي خبران در راه هلاکت قدم مي نهد و
تمام روزها را با گنهکاران بسر مي آورد بدون اينکه در طريقی گام نهد که
او را بحق رساند . و يا پيشوائی برگزيند که قائد و راهنمايش باشد .
[6] صفات غافلان : قسمت ديگری از اين خطبه است [7] تا به آن هنگام که خداوند
کيفر گناهانشان را به آنها نشان داد و آنان را از پشت پرده های غفلت
بيرون آورد [8] به استقبال آن چه پشت کرده [ سرای ديگر ] شتافتند و از آن
چه روی آورده [ سرای دنيا ] روی برتافتند . [9] آن چه را طلب نمودند و به
آن رسيدند نفعی نبردند . و از اموری که بدست آوردند لذتی نچشيدند .
[10] من شما و خويشتن را از چنين وضعی برحذر مي دارم . هر کس بايد از
خويشتن بهره گيرد [11] زيرا شخص بصير و بينا آن است که بشنود و بينديشد
نگاه کند و ببيند و عبرت گيرد و از آن چه موجب عبرت است نفع برد .
[12] سپس در جاده ی روشنی گام نهد و از راههائی که به سقوط و گمراهی و
شبهات اغوا کننده منتهی مي ش ود دوری جويد 000 [1] و گمراهان را بر ضد
خويش بوسيله سختگيری در حق يا تحريف در سخن و يا ترس از راستگوئی
تحريک نکند . [2] اندرز به مردم : [3] ای شنونده از مستی خود به هوش آی
از غفلتت بيدار شو و از عجله و شتابت بکاه [4] و در انجام آنچه از
زبان پيامبر امی صلی الله عليه و آله و سلم به تو رسيده [5] که راه فراری
از آن نيست فکر را به کار بند و با کسيکه اين روش را به کار نمي بندد
و به جانب ديگری متمايل مي گردد مخالفت کن [6] و او را با آنچه برای
خويش پسنديده است واگذار فخرفروشی را کنار بگذار و از مرکب
تکبر به زير آی [7] به ياد قبرت باش که گذرگاه تو به سوی عالم آخرت
از آنجاست . همانگونه که به ديگران جزا ميدهی به تو جزا خواهند داد و
همانگونه که بذر مي افشانی درو خواهی کرد [8] و آنچه امروز از پيش مي فرستی
فردا بر آن وارد خواهی شد . پس برای خود در سرای ديگر جائی مهيا ساز
[9] و برای آنروزت چيزی از پيش فرست . ای شنونده زنهار زنهار و
ای غافل کوشش کوشش [10] و [ بدان ] هيچکس جز شخص آگاه تو را از
حقايق امور با خبر نمي سازد . [11] از واجبات مسلم خداوند در کتاب حکيمش
که بر آن پاداش و کيفر مي دهد [12] و بخاطر آن خرسند مي شود و خشم مي گيرد
اين است که انسان هر چند خويش را به زحمت اندازد و عملش را
خالص گرداند نفعی به حالش نمي بخشد ا[13] گر پس از مرگ خدای را با يکی
از اين خصلتها بدون توبه ملاقات کنند : [14] [ نخست اينکه ] شريکی برای
خدا در عباداتی که بر او فرض کرده قائل شود يا خشم خويش را با کشتن
بي گناهی فرونشاند [15] يا بر شخصی از کاری که ديگری انجام داده عيب گيرد
يا برای انجام حاجتی که به مردم دارد [16] بدعتی در دين خدا بگذارد . يا
مردم را با دو چهره ملاقات کند [ و دورو باشد ] و يا در ميان آنان با
دو زبان سخن گويد . [1] در آنچه گفتم تعقل کن که مشت نمونه خروار است .
[2] حيوانات تمام همشان شکم آنها است و درندگان همشان تجاوز و ستم به
غير خودشان مي باشد [3] و زنان [ بي ايمان ] تمام فکرشان زيورهای حيات و
زندگی دنيا و فساد در آن است . اما مؤمنان خاضعند [4] مؤمنان [ از
مسؤوليت هايشان ] ترسانند و خائفند .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 154
[5] از خطبه های امام ( ع ) که در فضائل اهلبيت فرموده : [6] عاقل با چشم
قلبش پايان کار را مي نگرد و پستی و بلندي های آن را تشخيص مي دهد .
[7] دعوت کننده حق [ پيامبر ( ص ) ] دعوت خويش را به پايان رسانيد . و
سرپرست و رهبر امت [ امام عليه السلام ] به سرپرستی قيام نمود .
دعوت کننده حق را اجابت کنيد و از امام و رهبرتان تبعيت نمائيد .
[8] [گروهي ] در درياهای فتنه فرورفته بدعتها را گرفته و سنتها را
واگذاردند مؤمنان کناره گرفتند [ و سکوت اختيار کردند ] [9] و گمراهان و
تکذيب کنندگان به سخن آمدند . ما محرم اسرار حق و ياران راستين [10] و
گنجينه ها و درهای علوم پيامبريم و هيچکس به خانه ها جز از در وارد
نمي شود [11] و کسی که از غير در وارد گردد سارق خوانده مي شود.[12] قسمت ديگری
از اين خطبه درباره آنها [ اهلبيت ( ع ) ] آيات کريمه قرآن نازل شده
است اينان گنجهای علوم خداوند رحمانند [13] اگر سخن گويند راست گويند و
اگر سکوت کنند کسی از آنان سبقت نگيرد . بايد راهنمای جمعيت به
افراد خود راست بگويد [14] و عقل خود را حاضر سازد و بايد از فرزندان
آخرت باشد . زيرا از آنجا آمده و به آنجا باز خواهد گشت 000
[1] بنابراين آنکس که با چشم عقلش مي بيند و با بينائی به عمل مي پردازد
بايد در آغاز کار توجه کند که آن عمل به سود او است يا به زيانش ؟ .
[2] اگر به سود او است اقدام مي کند و اگر بر زيانش است از عمل
بازمي ايستد [3] زيرا کسی که بدون آگاهی به عمل مي پردازد همچون کسی است که
از بيراهه مي رود و چنين شخصی هرچه جلوتر مي رود از سرمنزل مقصود
خويش بيشتر فاصله مي گيرد [4] اما کسی که از روی آگاهی عمل مي کند همچون
رهروی است که در جاده واضح قدم برمي دارد [5] و نيز شخص بايد خوب بنگرد
ره مي سپرد و به پيش مي رود و يا به عقب برمي گردد . [6] بدان که هر ظاهری
باطنی مطابق خود دارد : آنچه ظاهرش پاک بود باطنش معمولا نيز پاک [7] و
آنچه آشکارش خبيث و بد بود باطنش نيز غالبا خبيث و زشت است .
پيامبر صادق و راستگو ( ص ) فرموده است : [8] گاهی خداوند بنده ای را
دوست مي دارد ولی عملش مبغوض است و گاهی خداوند عمل را دوست
مي دارد اما شخص عامل را دشمن [9] آگاه باش هر عملی رويشی دارد و هر
نبات و رويشی از آب بي نياز نمي تواند باشد آبها گوناگون و مختلف اند :
[10] آنچه آبياريش پاکيزه باشد غرس و نشای آن پاکيزه و ميوه اش شيرين
است [11] و آنچه آبياريش ناپاک درخت آن ناپاک و ميوه اش تلخ خواهد
بود .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 155
[12] از خطبه های امام ( ع ) که در آن از شگفتيهای آفرينش خفاش سخن به
ميان آورده ستايش خداوند : [13] ستايش مخصوص خداوندی است که اوصاف از
بيان کنه ذاتش باز مانده و عظمتش عقلها را متحير ساخته . [1] آنچنان که
راهی برای رسيدن به منتهای ملکوتش نيافته [2] او خداوند حق و آشکار
است و سزاوارتر و آشکارتر است از آنچه چشمها مي بيند . دست توانای
عقول نمي تواند وی را در حدی محدود سازد [3] تا شبيهی برای او بيابد و
نيروی پرجولان افکار به اندازه گيری او نرسيده تا مثالی برای او فرض
کند [4] مخلوقات را بدون نقشه قبلی و مشورت مشاوری و بدون کمک مددکاری
آفريد . [5] و خلقت و آفرينش موجودات تنها با فرمان وی کامل گرديد و
همه به اطاعتش اذعان و اعتراف نمودند . فرمانش را اطاعت کردند و
رد ننمودند و رام و تسليم گرديدند و به مخالفت برنخاستند [6] آفرينش
خفاش [7] از لطائف صنعتش و شگفتيهای خلقتش همان اسرار پيچيده [8] حکمتی
است که در وجود شب پره ها به ما نشان داده است . همان جاندارانی که
روشنی روز با آنکه همه چيز را مي گشايد چشمانشان را مي بندد [9] و پرده
تاريکی شب که همه چيز را در ظلمت خويش مي کشد چشمان آنها را باز و
گسترده مي سازد چگونه چشمهايشان به طوری نابينائی يافته [10] که نمي توانند
از خورشيد نورانی استمداد جويند و به راههای خويش هدايت گردند [11] و با
روشنی خورشيد به سرمنزل مقصود خويش برسند ؟ و چگونه خدا با درخشش
نور آفتاب آنها را از حرکت در ميان امواج روشنائی باز داشته ؟ [12] و در
پناهگاههای خود از رفتن در دل نور مخفی ساخته [13] به هنگام روز پلکهای
چشمهاشان بر روی هم مي افتد و شب را برای خود چراغ روشنی قرار داده [14] و
در ظلمتگاه شبها روزی خود را جستجو مي کنند نه تاريکی شديد شب چشم
آنها را از ديدن بازمي دارد [15] و نه ظلمت سختش آنها را از حرکت در آن
مانع مي گردد اما آنگاه که خورشيد نقاب را از چهره برگرفت [16] و روشنائی
روز آشکار گرديد و تا درون لانه بر سوسمارها نور خويش را پاشيد [17] ناگهان
پلکهای چشم اين شب پره ها روی هم قرار مي گيرد . [1] و به آنچه در تاريکی
شب برای ادامه زندگی فراهم ساخته قناعت مي کنند منزه است خداوندی که
[2] شب را برای آنها روز و موقع بدست آوردن معاش و روز را هنگام راحتی
و آرامش قرار داد . از گوشتها برای آنها بالهائی آفريد [3] تا بدان وسيله
به هنگام نياز پرواز کنند اين بالها گوئی لاله های گوشند [4] ولی بالهای
بدون پر و بدون ني هائی در ميان آن اما مواضع رگها به روشنی پيدا
است . [5] دوبال دارند نه آنقدر نازک که بشکنند و نه آنقدر ضخيم که
سنگينی کنند [6] [ عجيب اينکه ] آنها مي پرند در حاليکه جوجه هايشان به
آنها چسبيده و به مادرانشان پناه جسته اند . هر زمان مادران بنشينند
همراه آنانند و هرگاه به پرواز آيند با آنان در حرکتند [7] و تا آندم که
پر و بال و اعضای پيکر اين جوجه ها محکم نگردد از آنها جدا نمي شوند . و
تا آندم که بالهايشان قدرت حمل آنها را [8] نداشته و راه و رسم زندگی و
مصالح خويش را نشناسند جدا نمي گردند منزه است آفريدگار تمام اشياء
که در آفرينش آنها کسی از او سبقت نگرفته است .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 156
[9] از سخنان امام ( ع ) و در آن اهل بصره را مخاطب ساخته و از
پيشامدهای آينده آنها را آگاه نموده است [10] آن کس که مي تواند خويشتن
را وقف بر اطاعت پروردگار سازد بايد چنين کند [11] اگر از دستور من
پيروی کنيد من به خواست خدا شما را به سوی بهشت خواهم برد [12] هر چند
که راه بهشت پرمشقت و تلخيهائی به همراه دارد [13] اما فلان زن [عايشه ]
خيالات و افکار زنانه دامنش را گرفت و کينه ای که در سينه خود
پنهان مي داشت همچون بوته آهنگران که آهن در آن ذوب گردد به غليان
آمد[14] اگر او را دعوت مي کردند که مانند همين کار را درباره غير من
انجام دهد نمي کرد .[15] با اينحال [ در نظر من ] همان احترام نخستينش
برقرار و حسابش با خدا است . [1] توصيف ايمان [2] قسمتی از اين سخن است
[ ايمان ] روشنترين راه است و نوراني ترين چراغ . انسان در پرتو
ايمان راه اعمال به صالح مي يابد [3] و با اعمال شايسته راه به ايمان [ و
اين دو در يکديگر تاثير دارند ] به وسيله ايمان کاخ علم و دانش آباد
خواهد شد [4] و با علم هراس از مرگ [ و مسک وليتهای پس از آن ] حاصل
مي گردد . با مرگ دنيا پايان مي گيرد و با دنيا مي توان آخرت را بدست
آورد . [5] و با بر پا شدن قيامت بهشت نزديک مي گردد و جهنم برای
بدکاران آشکار مي شود [6] مردم به جز قيامت توقفگاهی ندارند و به سرعت به
سوی آن سرمنزل آخرين رهسپار مي گردند . [7] چگونگی حال مردگان در قيامت
[8] قسمتی ديگر از اين سخن است : از قبرها خارج شده و به سوی سرمنزل
آخرين رهسپار گرديده اند،[9] هر کدام از [ بهشت و جهنم ] ساکنانی دارند که
تبديل و تحول در آن نيست و از آن به جای ديگر انتقال نمي يابند .
[10] امربه معرف و نهي ازمنکر دو صفت از صفات خداوندند[11] که نه اجل و سرآمد
زندگی کسی را نزديک ميکنند و نه از روزی کسی مي کاهند، کتاب خدا را
محکم بگيريد[12] زيرا رشته ای است محکم و نوری است آشکار داروی شفابخش و
پرمنفعت و سيراب کننده ای است که عطش [تشنگان حقيقت ] را فرو مي نشاند.
[13] هرکس به آن تمسک جويد او را نگاه ميدارد و هرکس به دامنش چنگ زند
نجاتش ميدهد، کژی در آن راه ندارد تا نياز به راست نمودن داشته باشد[14] و
منحرف نمي گردد و خطا نميکند تا پوزش بطلبد.
تکرارش موجب کهنگی و يا ناراحتی سامعه نگردد[ و هر قدر آنرا بخوانند و
تکرار کنند باز روحپرورتر است و شيرينيش دلپذيرتر] [15] کسی که با قرآن
سخن بگويد راست گفته ، و آن کس که به آن عمل کند [بر دگران ] پيشی گرفته
[1] در اينجا مردی به پا خاسته گفت : ای امير مؤمنان ع ما را از فتنه آگاه
ساز و آيا در اين باره از پيامبرص پرسشی نموده ای امام ع فرمود:
[2] آنگاه که خداوند اين آيه را الم احسب الناس ان يترکوا ان يقولوا آمنا و
هم لايفتنون آيا مردم خيال ميکنند همينکه ميگويند ايمان آورديم بدون
آزمايش رها مي شوند نازل فرمود[3] [و من ] ميدانستم تا زمانی که پيامبر ص
در بين ما است آزمايش [نهائی نمي شويم ،[4] پرسيدم ای رسولخدا ص [5] پس منظور
از اين آزمايش و فتنه چيست که خداوند تو را آگاه ساخته ؟
فرمود: ای علی پس از من پيروانم در بوته آزمايش قرار ميگيرند
[6] عرض کردم ای پيامبر خدا ص مگر نه اين است که در جنگ احد پس از آنکه
افرادی شهيد شدند[7] و من از اينکه به سعادت شهادت نرسيده بودم ناراحت
شدم [8] به من فرمودی بشارت باد بر تو که سرانجام شهيد خواهی شد
[9] در پاسخم فرمود: آن گفته درست است ولی بگو در آن موقع چگونه صبر
خواهی کرد؟[10] عرض کردم چنين موردی از موارد صبر نيست ، بلکه از موارد
بشارت و شکر است [شهادت نعمت است نه مصيبت ] [11] آنحضرت به من فرمود،
ای علی اين مردم پس از من با ثروتشان آزمايش مي گردند و دينداربودن را
منتی بر خدا قرار ميدهند،[12] و با اين حال انتظار رحمتش دارند و از قدرت
و خشمش خود را در امان مي بينند حرام او را با شبهات دروغين [13] و هوسهای
غفلت را حلال مي شمردند، شراب را به نام نبيذ ،[14] رشوه را بنام
هديه و ربا را به اسم تجارت حلال ميدانند. گفتم ای پيامبر
کار آنها را در چه مرتبه ای قرار دهم ؟[15] آيا به منزله ارتداد و بازگشت از
دين و يا در مرحله فتنه و آزمايش بدانم ؟ فرمود: در مرحله آزمايش و
فتنه بدان
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 157
[1] از خطبه های امام ( ع ) که در آن مردم را به تقوا تشويق نموده است
[2] ستايش مخصوص خداوندی است که حمد را کليد يادآوريش قرار داده و
آن را سبب ازدياد فضل و رحمتش و راهنمای نعمتها و عظمتش گردانيده
است [3] بندگان خدا روزگار بر باقيماندگان آنسان مي گذرد که بر پيشينيان
گذشت آنچه از آن گذشته باز نمي گردد [4] و آنچه در آن است جاودان نمي ماند
آخرين کارش همچون اولين کار او است اعمال و رفتارش همچون يکديگر [5] و
نشانه هايش روشن و آشکار است گويا پايان زندگی جهان شما را به پيش
مي راند [6] همانگونه که ساربان شتران را به سرعت مي راند . آن کس که
توجهش را از خويش بازدارد در تاريکيها متحير مي ماند [7] و در مهلکه ها
غوطه ور مي گردد و شياطين او را در مسير طغيان به پيش مي رانند [8] و اعمال
ناشايسته اش را در نظرش جلوه مي دهند [ آگاه باشيد که ] بهشت سرمنزل
مقصود پيشتازان و آتش پايان کار کوتاهي کنندگان است . [9] ای بندگان خدا
بدانيد که تقوا قلعه ای محکم و نيرومند است اما بدکاری و گناه حصاری
است سست و بي دفاع [10] که اهلش را از بدی بازنمي دارد و کسی که به آن
پناهنده شود نگهداريش نمي کند آگاه باشيد [11] با تقوا مي توان زهر گناهان
را از بين برد و با يقين به برترين درجه مقصود رسيد . [12] ای بندگان خدا
خدا را خدا را مراقب عزيزترين و محبوبترين اشخاص نسبت به خويش
[ يعنی خودتان ] باشيد چه اينکه [13] خداوند مقصد حق را واضح و راههای آن
را برايتان روشن ساخته است سرانجام کار يا بدبختی دائمی است [14] و يا
سعادت هميشگی پس در اين ايام فانی برای ايام باقی زاد و توشه تهيه
کنيد [ خداوند ] زاد و توشه مورد نياز را به شما معرفی کرده اند [15] و به
کوچ کردن فرمان تان داده اند و با سرعت به حرکت در آمده ايد شما همچون
کاروانی هستيد که در جائی توقف کرده ايد . [1] و نمي دانيد چه وقت دستور
حرکت به شما داده مي شود . بدانيد آن کس که برای آخرت آفريده شده با
دنياپرستی چه کار ؟ [2] و آن کس که به زودی ثروتش را از او مي گيرند با
[اين همه ] اموال دنيا چه مي کند ؟ آن هم ثروتی که مواخذه و حسابش بر
او است [ و سودش برای ديگران ] . [3] ای بندگان خدا آنچه را که
خداوند وعده نيک نسبت به آن داده نبايد رها ساخت و بديهائی که از
آن نهی کرده قابل توجه و دوست داشتنی نيستند . [4] بندگان خدا از روزی
که اعمال مورد بررسی قرار مي گيرد لرزشها در آن فراوان و کودکان [ از
ناراحتی ] پير مي شوند برحذر باشيد . [5] ای بندگان خدا بدانيد که
مراقبانی از خودتان بر شما گماشته شده و ديده بانانی از اعضای پيکرتان
ناظر شمايند [6] و نيز بدانيد حساب گران راستگو اعمال شما را ثبت مي کنند
و حتی عدد نفسهايتان را نگه مي دارند [7] نه ظلمت شب تاريک شما را از
آنها پنهان مي دارد و نه درهای محکم و بسته [8] راستی چه فردا به امروز
نزديک است . [9] امروز با آنچه در آن است سپری مي شود و فردا همچنان به
آن ملحق مي گردد . [10] گوئی که هم اکنون به سرمنزل تنهائی و گودال گور
خويش وارد شده ايد . [11] ای وای از آن خانه تنهائی و منزلگاه وحشت و
جايگاه غربت [12] گوئی نفخه صور فرارسيده و قيامت شما را در برگرفته و
در صحنه دادگاه الهی حاضر گشته ايد [13] باطل ها از شما رخت بربسته و
عذرتراشيها از ميان رفته و حقايق برا يتان مسلم شده [1] و اوضاع شما را به
سرچشمه اصلی رسانده [ و از حقايق امور آگاه شده ايد ] از عبرتها پند
گيريد [2] از تغييرات و دگرگونی [ نعمتها] اندرز پذيريد و از هشدارهای
[روزگار] استفاده کنيد .
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 158
[3] از سخنان امام ( ع ) که در آن از فضائل پيامبر بزرگ و قرآن مجيد و
سپس از وضع دولت بني اميه سخن به ميان آورده است پيامبر و قرآن [4] وی
را در آن هنگام که از زمان پيامبران فاصله گرفته بود و ملتهای جهان به
خواب فرورفته بودند [5] و تاروپود حقائق از هم گسسته بود [ برای هدايت
انسانها ] فرستاد [ محتوی رسالت او برای اين مردم ] تصديق کتابهای
آسمانی پيشين بود و نوری که بايد به آن اقتدا کنند [6] اين نور همان قرآن
است آن را به سخن آريد اگر چه هرگز [ با زبان عادی ] سخن نمي گويد .
اما من از جانب او شما را آگاهی مي دهم : [7] بدانيد در قرآن علوم آينده و
اخبار گذشته داروی بيماريها و نظم حيات اجتماعی شما است . [8] دولت
بني اميه قسمتی ديگر از اين خطبه است : [9] در آن هنگام خانه ای در شهر يا
خيمه ای در بيابان باقی نخواهد ماند جز اينکه ستمگران غم و اندوه را در
آن وارد سازند [10] و بلا و بدبختی را در آن داخل مي کنند در آن روز [ برای
ستمگران و اتباعشان ] نه در آسمان پذيرنده عذری است [11] و نه در زمين يار
و ياوری [ به آنها خطاب مي شود ] زمامداری را به غير اهلش سپرده [12] و آن
را در غير موردش قرار داده ايد [ اما بدانيد ] بزودی خداوند از
ستمگران انتقام مي کشد و کارهايشان را مو به مو رسيدگی مي کند و کيفر
مي دهد خوردنی به خوردنی [13] و آشاميدنی را به آشاميدنی : در برابر هر جرعه
نوشين جامی تلخ و در مقابل هر لقمه لذيذی لقمه ای بس ناگوار و زهرآلود
خواهد خورد 00 [1] [ و همانگونه که مردم را در ترس و وحشت و زيربار
شکنجه مي گذاردند ] از درون وحشت و از برون شمشير را بر آنها مسلط
خواهد کرد [2] اين گروه مرکب های معاصی و شتران بارکش گناهانند . سوگند
ياد مي کنم باز هم سوگند مي خورم که [3] پس از من بني اميه خلافت را
همچون اخلاط سر و سينه به ناچار بايد بيرون اندازند و تا آندم که شب و
روز برقرار است طعم آنرا نخواهند چشيد و هرگز از آن بهره نخواهند
گرفت [ و همواره در برابر سيل اعتراض و مخالفت ناراحت خواهند بود ]
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 25 خرداد 1385, 2:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4178 بار
تماس:

پست توسط ganjineh »

خطبه 159
[4] از خطبه های امام ( ع ) در اين خطبه از روش نيک خود با رعايا سخن
گفته است : [5] من برايتان همسايه نيکی بودم و با کوشش و تلاش در پشت سر
نيز به پاسداری از شما پرداختم [6] از بند ذلت و حلقه های زنجير ستم و
خواری آزادتان ساختم اين سپاس فراوان من است در برابر نيکی کمی که
شما انجام داده ايد [7] [ و نسبت به گروهی ديگر از شما ] از منکرات
فراوانی که انجام مي دهند که چشم مشاهده مي کند و بدن آن را لمس
مي نمايد چشم پوشی و اغماض کردم [ زيرا رهبر بايد نسبت به نيکان نيکی
کند و از گناه فريب خوردگان صرفنظر نمايد شايد به خود آيند و بازگردند ]
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “دانش عمومی”