گفتگو با ابراهيم صادقي

در اين بخش ميتوانيد درباره كليه مسائل ورزشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
پست: 3820
تاریخ عضویت: چهارشنبه 12 مهر 1385, 2:30 pm
محل اقامت: هر جا اینترنت هست... Net.
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 164 بار
تماس:

گفتگو با ابراهيم صادقي

پست توسط DANG3R »

در فصل اخير ليگ برتر ايران، تيم سايپا بازي‌هاي بسيار خوبي از خود ارائه كرد. دراوايل فصل، مديران اين باشگاه، يك مربي آلماني به نام <لورانت> را به اين تيم آوردند و از طرفي با <علي دايي> بازيكن باسابقه فوتبال ايران قرارداد بستند و او را هم به جمع سايپايي‌ها اضافه كردند...

چند هفته از ليگ نگذشته بود كه بنا به دلايلي، لورانت از ايران رفت و ديگر بازنگشت و از اين رو مديران سايپا، چاره‌اي نديدند جز اين‌كه <علي دايي> بازيكن با سابقه تيم ملي را به عنوان مربي
انتخاب كنند، اما پيش از مربي‌گري دايي در سايپا، بحث بر سر كاپيتاني تيم بود. خيلي‌ها اعتقاد داشتند كه با آمدن او، بازو بند كاپيتاني از <ابراهيم صادقي> بازيكني كه هشت سال در سايپا بازي مي‌كند، گرفته خواهد شد و به طور حتم به دايي سپرده مي‌شود. در همان زمان، بيشتر نشريات در جستجوي دنبال كردن اين داستان بودند، اما درايت مديران سايپا و از طرفي <علي دايي> كه سال‌ها بهترين افتخارات را براي ايران كسب كرده، مشخص كرد كه <بازوبند> نقش مهمي براي بازي‌ روان و تك‌ضرب آنان ندارد و همچنان بر بازوي صادقي بسته شد، اما پس از اين‌كه لورانت رفت و دايي مربي تيم شد، ديگر براي همه مسجل شده بود كه به‌طور حتم مربي تيم، كاپيتان تيم خواهد بود، اما دايي مي‌دانست كه اين حاشيه‌ها به تيم ضربه مي‌زند و <كاپيتاني> نمي‌تواند خللي براي سربلندي سايپا در ليگ ايجاد كند، بنابراين در گفتگوهاي خود اعلام داشت كه ابراهيم صادقي سال‌هاست براي سايپا زحمت مي‌كشد و بازوبند كاپيتاني حق اوست، از طرفي صادقي خودش هم دوست داشت بازوبند را به دايي بدهد، اما اصرارهاي دايي باعث شد تا وي وظيفه كاپيتاني تيم را متقبل شود. نيم فصل كه تمام شد، بازي‌هاي خوب سايپايي‌ها، آنان را قهرمان نيم فصل كرد و صادقي هم بازيكن اخلاق نيم فصل شد. در 15 بازي با توجه به پست بازي‌كردن او يعني هافبك، تنها يك كارت زرد دريافت كرد. خيلي از شما خوانندگان خوب خانواده سبز، مي‌خواهيد بدانيد كه <ابراهيم صادقي> كيست و از لحاظ اخلاقي چه خصوصياتي دارد كه بازيكن اخلاق شناخته شد و در حضور دايي با سابقه، كاپيتان تيم <سايپا> است؟ در يكي از روزهاي سرد زمستاني دوربين خانواده سبز به منزل او در گلشهر كرج رفت و تصاويري از او و خانواده‌اش شكار كرد، ضمن اين‌كه با اين بازيكن گفتگويي انجام داديم...

خانواده سبز: ابراهيم صادقي از خودش برايمان بگويد؟
صادقي: در پانزدهم بهمن ماه سال 1357 در حصارك كرج، يك هفته پيش از انقلاب اسلامي به دنيا آمدم. فرزند پنجم خانواده هستم، پنج برادر و يك خواهر هستيم، برادر كوچكم دروازه‌بان فوتسال پرسپوليس بود و در حال حاضر در دانشگاه آزاد بازي مي‌كند. دو برادر بزرگ‌ترم هم در سطوح باشگاه‌هاي كرج بازي مي‌كردند... پدرم يك كارگر ساده بود، هم پدرم و هم مادرم فوت كرده‌اند.

خانواده سبز: فوتبال را از كجا آغاز كردي؟
صادقي: از 13 سالگي، با كشاورز كرج آغاز كردم. سه سال در آن‌جا بودم، سپس سه سال در جوانان پرسپوليس بازي كردم، دو سال به مقاومت تهران آمدم و از بيست سالگي هم عضو جوانان و اميدهاي سايپا شدم و پس از آن به بزرگسالان اين تيم پيوستم. درمجموع هشت سال است كه در اين تيم نارنجي‌پوش توپ مي‌زنم.

خانواده سبز: هشت سال مدت زيادي است، چه شد كه سر از سايپا درآوردي؟
صادقي: منوچهر واحدي مرا به اميدهاي سايپا آورد و از همان زمان ديگر در اين تيم باقي ماندم، چرا كه از اين تيم راضي هستم. سپس زماني كه محمد مايلي‌كهن مربي بزرگسالان شد او علاقه‌اي عجيب به جوانگرايي داشت، همين امر باعث شد كه من عضو فيكس تيم بزرگسالان سايپا شوم. در سه فصل اخير هم كاپيتان سايپا بودم.

خانواده سبز: ارتباط تو با علي‌دايي چگونه است، با توجه به حرف و حديث‌هايي كه در اوايل فصل، مطبوعات به آن پرداختند؟
صادقي: ارتباطم با بزرگ‌تر تيممان عالي است، به خدا هيچ حرف و حديث خاصي نبود، من خواستم بازوبند را به دايي بدهم، اما او نپذيرفت، همين... علي‌دايي، سال‌ها در آلمان زندگي كرد و كاملا در تمريناتي كه به ما مي‌دهد، مشخص
است كه او به درستي درآن‌جا آموزش‌هاي لازم را فرا گرفته و به خوبي آن را به بازيكنان انتقال مي‌دهد. شما بازي تك ضرب سايپا را ببينيد، ما به راحتي توپ را به چرخش درمي‌آوريم، بدون اين‌كه حركات تيميمان دچار خللي شود، اما نمي‌توانيم بگوييم كه در همه بازي‌ها عالي هستيم. همان‌طور كه مي‌دانيد، در جام حذفي در اصفهان از سپاهان شكست خورديم و حذف شديم، كمي شوك‌ به ما وارد شد. گر چه از دقيقه پانزدهم بازي، ده نفره شده بوديم.

خانواده سبز: پس از بازي، دايي در رختكن چه گفت؟
صادقي: يكي از خصوصيات دايي اين است كه اگر تيم نتيجه دلخواهي نگيرد، اعتماد به نفس خاصي به تيم مي‌دهد. به بازيكنان گفت: بايد ليگ را جدي بگيريم. اين بازي تمام شد و نبايد ديگر حسرتش را بخوريم، سعي كنيد كه فقط از اين بازي تجربه كسب كنيد. نگوييد قهرمان نيم فصل كه شديم، پس ديگر بقيه حريفان را شكست مي‌دهيم، اين خاصيت فوتبال است، لحظه‌اي غفلت، آرزوها را بر باد مي‌دهد.

خانواده سبز: و براي نيم‌فصل برنامه‌تان چيست؟
صادقي: يك هفته اردوي دوبي، باعث شد كه بچه‌ها براي ادامه ليگ روحيه كسب كنند، گر چه من از آن‌جا كه در اردوي تيم ملي بودم، در دو روز آخر به اردوي سايپا پيوستم، اما اين‌گونه اردوها لازم است كه به لطف خدا مديران سايپا هميشه، آنچه كه در توان دارند براي بچه‌ها انجام مي‌دهند.

خانواده سبز: بازيكن اخلاق نيم‌فصل شدي؟
صادقي: بله، در 15 بازي تنها يك كارت زرد دريافت كردم و با توجه به اين‌كه در پست هافبك بازي مي‌كنم و بايد بيشتر درگير شوم، آمار بسيار خوبي بود. همچنين در اين فصل، اعتماد به نفس بيشتري نسبت به فصل‌هاي گذشته در سايپا داشتم كه شايد دليلش تجربه اندوزي بود.

خانواده سبز: 28 سالگي و حضور در تيم ملي، كمي دير نيست؟
صادقي: در سال‌هاي پيش در نقش هافبك دفاعي بازي مي‌كردم و كمتر به چشم مي‌آمدم، اما در فصل اخير در پست هافبك تهاجمي بازي كردم و بيشتر به چشم آمدم... به هر حال هر بازيكني آرزو دارد كه روزي براي تيم ملي كشورش بازي كند، من هم از اين قاعده مستثني نبودم. دعوت به اردوي تيم ملي هم شرايطي مي‌طلبد كه در بعضي مواقع براي هر فوتباليستي امكانش ميسر نيست. البته همان‌طور كه گفتم، امسال نسبت به سال‌هاي گذشته بازي بهتري از خود نشان دادم. اعتماد به نفسم بيشتر بود و دليل ديگرش اين‌كه به پست‌ هافبك تهاجمي بازگشته و بيشتر مورد توجه قرار گرفتم.

خانواده سبز: دوست داشتي مسافر جام‌جهاني آلمان
مي‌شدي؟
صادقي: صد در صد، آرزوي هر بازيكني است كه در جام‌جهاني بازي كند، اما نشد. نمي‌دانم در جام‌جهاني ديگر مي‌توانم مسافر باشم يا نه؟ زمان، مشخص خواهد كرد.

خانواده سبز: مربي خارجي بهتر است يا داخلي؟
صادقي: مربي خارجي با دانش، عالي است و گر نه مربيان داخلي با شرايط فوتبال ايران بيشتر آشنا هستند.

خانواده سبز: مشكل فوتبال ما در كجاست؟
صادقي: مديريت و برنامه‌ريزي... اين دو فاكتور، مي‌تواند در كنار هم، هر تيمي را نجات دهد، از طرفي ديگر تيم‌ها با كمبود بودجه مواجه نمي‌شوند. در سال‌هاي اخير ديديد كه تيم‌هاي صنعتي، هيچ‌گاه مشكل مالي نداشتند، اما استقلال و پرسپوليس سال‌هاست كه با مشكل مالي مواجه‌ هستند و اين به طور حتم در ميدان مسابقه خود را نشان مي‌دهد. به نظر من بازيكن نبايد فكرش جاي ديگري مشغول باشد و تنها بايد به فوتبال فكر كند...

خانواده سبز: يعني شما مانند خيلي از فوتباليست‌ها، شغل دوم نداري؟
صادقي: در حال حاضر نه، فقط فوتبال.
شايد در سال‌هاي آتي، شغلي براي خودم دست و پا كنم.

خانواده سبز: چه هزينه‌اي براي ابراهيم صادقي شدن متحمل شدي؟
صادقي: 15سال است كه فوتبال بازي مي‌كنم و از اين مدتتنها پنج سال است كه در قبال فوتبالم، پول مي‌گيرم، ده سال سختي كشيدم. زماني كه در تهران به فوتبال ادامه مي‌دادم، مسير كرج تا تهران را مي‌آمدم، روزهاي سختي بود، از طرفي من در يك خانواده كارگري بزرگ شدم از اين‌رو تنها تلاش كردم كه روي پاي خودم بايستم و در حال حاضر هم از زندگي‌ام راضي هستم؛ يك زندگي به‌دور از حاشيه و با آسايش و آرامش در كانون خانواده‌ام... اينها هزينه‌هايي بود كه متحمل شدم، اما هميشه براي خودم هدفي انتخاب كرده بودم كه با توكل به خداوند به آن رسيدم.

خانواده سبز: بچه كه بودي، دوست داشتي در كدام تيم بازي كني، راستش را بگو؟ چون خيلي فوتباليست‌ها پاسخ اين پرسش را نمي‌دهند يا مي‌گويند، تيم ملي...
صادقي: مي‌دانم كه چه مي‌خواهيد بگوييد، در فوتبال ما بچه‌ها يا استقلالي بودند يا پرسپوليسي! من پرسپوليسي بودم، چرا دروغ بگويم.

خانواده سبز: پس دوست داري در پرسپوليس بازي كني؟
صادقي: نه، در سايپا راحتم، مهم براي من آرامش فكري و ذهني است، اگر سايپايي‌ها مرا نخواهند، آن‌گاه به سراغ پيشنهادها مي‌روم. در پايان اين فصل قرارداد من با سايپا به اتمام مي‌رسد، اما دوست دارم همچنان در سايپا بازي كنم. گرچه سابقه‌ بازي در اميدهاي پرسپوليس را دارم.

خانواده سبز: چرا براي زندگي، كرج را انتخاب كردي؟
صادقي: اول اين‌كه به زندگي در اين‌جا عادت كردم، در همين شهر به دنيا آمدم و در اين‌جا رشد كردم. خانواده‌ام همين‌جا زندگي مي‌كنند و من هم در كنار آنها راحت هستم.

خانواده سبز: چه زماني ازدواج كردي؟
صادقي: در سال 80 ازدواج كردم و ثمره اين ازدواج يك دختر چهار ساله به نام <پرنيان> است كه در سال 81 به دنيا آمد.
خانواده سبز: همسرتان آشناي خانوادگي بود يا نه و خاطره‌اي از روز خواستگاريتان بگوييد؟
صادقي: همسرم همسايه‌مان در كرج بود، در واقع بچه محل بوديم. راستش را بخواهيد من خيلي خجالتي هستم.
در روز خواستگاري هم دائما رنگم يا سرخ مي‌شد يا مي‌پريد.

خانواده سبز: همسرتان فوتبال تماشا مي‌كند؟
صادقي: علاقه چنداني به فوتبال ندارد، اما زماني كه بازي‌هاي سايپا پخش مستقيم است و به اين خاطر كه فيلم بازي‌هايم را ضبط مي‌كند، مجبور مي‌شود كه ديدارها را هم ببيند، اما آنچنان كه بايد و شايد علاقه‌اي به فوتبال ندارد.

خانواده سبز: فكر مي‌كني كه قهرماني امسال از آن سايپا شود؟
صادقي: اميدوارم، دوست دارم كه امسال با سايپا قهرمان شويم، به هر حال در اين فصل زحمات زيادي كشيديم به ويژه اين‌كه اين قهرماني با علي‌دايي صورت بگيرد. پس از جام جهاني از او انتقادهاي فراواني شد، اما دايي به مانند گذشته بار ديگر ثابت كرد كه از هوش و ذكاوت زيادي چه در زمينه بازي و چه در امر مربيگري برخوردار است، اميدوارم با قهرماني سايپا <دايي> پاسخ منتقدانش را بدهد... من و ديگر بازيكناني سايپا هم به او كمك خواهيم كرد.

خانواده سبز: و از چه كساني مي‌خواهي تشكر كني؟
صادقي: از تمامي مربيانم كه براي من زحمت كشيدند، از خانواده‌ام كه در شرايط مختلف، هميشه يار و ياور من بودند، از همسرم كه با مشكلات زندگي ساخت، البته من هم سعي كردم با سعي و تلاش براي خانواده‌ام چيزي كم نگذارم، البته اگر اجازه بدهيد مي‌خواهم از مربيانم ياد كنم، از آقايان عباس قاسمي، محمدعلي رغبتي، حسين لطفي، محمد پنجعلي، مرتضي يكه، رحمان احمدي، بابا رضي، نقوي، منوچهر واحدي، بيژن طاهري، محمد مايلي‌كهن، مجيد جلالي، جئوواني‌مي، مجتبي تقوي، بيژن ذوالفقار نسب و در نهايت علي دايي...

خانواده سبز: و به عنوان سوال آخر، مستاجري يا صاحبخانه؟
صادقي: شايد در تهران زندگي مي‌كردم مستاجر بودم، اما در كرج صاحبخانه هستم، چون نرخ خانه‌ها به مراتب ارزان‌تر از تهران است.

خانواده سبز: و دخترت پرنيان...
صادقي: عزيز مامان و بابا... زندگي‌ام را به پايش مي‌‌ريزم...

منبع: مجله خانواده سبز
تصویر
تصویر
تصویر
ارسال پست

بازگشت به “انجمن ورزش”