سيبر در برابر ميگ15

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با هواپيماهاي نظامي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: SAMAN, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 234
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 21 شهریور 1385, 1:18 am
محل اقامت: کرج
سپاس‌های ارسالی: 45 بار
سپاس‌های دریافتی: 112 بار
تماس:

سيبر در برابر ميگ15

پست توسط R@mtin »

براي نخستين بار در 17 دامبر 1950 جنگنده هاي جت با بال پسگراييده بر فراز كره شمالي رو در روي هم قرار گرفتند. طرفين نبرد،هواپيماهاي نورث روپ امريكن اف86 سيبر و ميگ15 بودند.حدود 31 ماه بعد، موقعي ك جنگ متوقف شد. رقم پيروزي هاي سيبر به 757 هواپيما در برابر تلفات 103 فروندي رسيد. آمار نشان دهنده اين بود كه اف86 جنگنده اي برتر بود. اما آيا اين امر واقعا صحت داشت؟

توسعه اف86 سيبر:

پيش از سال 1944 آشكار شده بود كه مبحث جديد موتور جت در بردارنده ترازي بالايي از كارايي است كه توسط هواپيماهاي موتور پيستوني قابل دسترسي نبود. در همين سال بود كه نيروي هوايي امريكا نياز به يك جنگنده روز پرواز با سرعت 966 كيلومتر بر ساعت را اعلام كرد. در مه سال 1945 قراردادي براي ساخت سه پيش نمونه با نيروي هوايي امريكا بسته شد.
در سال 1947 نخستين فروند از سه پيش نمونه تكميل گرديد. نيروي ان از يك موتور توربوجت محوري طرح جنرال الكتريك و ساخت شورولت با رانش 17.79 كيلوتن تامين مي شد. در اول اكتبر 1947 نخستين پرواز توسط خلبان آزمايشگر انجمن ملي هوانوردي امريكا انجام يافت كه تقريبا سه ماه زودتر از ميگ15 بود. تقريبا مثل همه پيش نمونه ها اضافه وزن يك مشكل بود.اين كمبود با نصب يك موتور توربوجت جنرال الكتريك با 23.13 كيلوتن رانش جبران شد. بيشينه سرعت از 964 در مدل اوليه به 1083 كيلومتر بر ساعت در مدل توليدي رسيد.
در اول مه 1948 اولين پرواز نمونه توليدي انجام گرفت. و در اواخر 1948 نخستين گروه جنگنده با هواپيماهاي جديد خود مجهز گرديد و اين هواپيما در سال بعد سيبر نام گرفت.

تصویر
اف86 سيبر


توسعه ميگ15:

اتحاد جماهير شوروي كه در طول جنگ دوم جهاني ويراني وحشت انگيز شهرها و روستاهاي خود را متحمل شده بود و به شدت از پيشتازي امريكا در زمينه جنگ افزارهاي اتمي احساس خطر مي كرد، جهت رويارويي با خطر بالقوه بمب افكن هاي بي29 مسلح به بمب اتمي نياز مبرمي به يك رهگير با اوجگيري سريع و تسليحات سنگين را احساس نمود. با اينكه اتحاد جماهير شوروي سهم خود را از تحقيقات زمان جنگ آلمان به دست آورده بود، فقدان موتورهاي بومي كه داراي رانش كافي براي استفاده از اين تحقيقات باشد، مانع كار بود.اما هنگاميكه دولت كلمنت آتلي نخست وزير انگلستان در كمال ناباوري روس ها با درخواست آنها مبني بر اجازه خريد موتورهاي توربوجت درونت و نين موافقت كرد، اين مشكل شوروي برطرف شد و در كل 55 فروند موتور توربوجت انگليسي به شوروي صادر شد.
در نوامبر 1947 اولين پيش نمونه از ميگ15 پرده برداري شد. اين هواپيما روي هم رفته كوچكتر و طور قابل توجهي سبكتر از سيبر بود. و تفاوت اساسي آن با سيبر نصب شدن سكان افقي بالاي سكان عمودي بود. در همين سال نخستين پرواز آزمايشي توسط خلبان ويكتوريو گانف انجام شد.
در سال 1949 توليد انبوه آغاز شد. زمان آزمايش در حال نزديك شدن بود. در ژوپن 1950 جنگ كره آغاز گرديد...

تصویر
میگ15

در كارزار:

در اول نوامبر 1950 نخستين جنگنده جت با بال پسگراييده در كره ديده شد. نخستين رويارويي دو جنگنده جت در 8 نوامبر، زماني كه جنگنده هاي ميگ15 بمب افكن هاي بي29 را كه در حال بمباران فرودگاه سينويجو رهگيري نمودند، اتفاق افتاد. جنگنده هاي لاكهيد اف80 از گردان پنجاه و يكم رهگير در ارتفاع بالا پرواز پوششي انجام مي دادند و در نبردي كه پيش آمد يك فروند ميگ15 به وسيله ستوان راسل براون سرنگون گرديد. در حاليكه اين عمليات تلخ ترين شروع براي جنگنده جت با بال پسگراييده بود و با اين همه معلوم د كه اف80 فاقد كارايي لازم در برابر حريف روس خود بود. يعني به چيزي بهتر نياز بود و جنگنده اف86 سيبر تنها انتخاب ممكن بود. در سيزدهم دسامبر هفت فروند اف86 عملياتي به كره رسيد. با اين وجود، آن ها خيلي زود وارد نبرد شدند و چها روز بعد سرهنگ دوم بروس هينتون به نخستين پيوزي كه بعدها مقدمه بسياري از شكارها شد، دست يافت.
نقش اصلي جنگنده هاي سيبر فراهم نمودن يك سد گشتي بين پايگاه هاي هواپيماهاي ميگ بود كه اكثرا دور از دسترس و در آن سوي مرزهاي چين بودند و بمب افكن هاي امريكايي در بستن مسيرهاي تداركاي كمونيست ها كه از منچوري به سوي جنوب جريان داشت، درگير بودند. اين محدوده به معبر ميگ ها معروف بود. در اين محدوده جنگنده هاي ميگ15 به وسيله كنترل زميني و پوشش راداري، پشتيباني مي شدند. در حاليكه امريكايي ها از چنين كمكي بي بهره بودند.

تصویر
صحنه منهدم شدن يك ميگ15 و خروج خلبان

مقایسه:

تا مدت قابل ملاحظه اي، غرب در مورد ميگ15 اطلاعات كمي داشت. بنابراين برداشت هاي اوليه بشتر شخصي بودند. آنچه در پي آمده برگرفته از گزارش هاي سرگرد پدي هاربينسون است: ميگ15 در هر ارتفاعي، از لحاظ اوجگيري برتر از سيبر بود. برتري آن در زير 6100 متر چندان چشمگير نبود. اوجگيري شديد ميگ15 برجسته بود. و در صورت هدف حمله واقه شدن، يكي از راه هاي گريز آن بود.
با اين حال ميگ15 هنگامي كه تحت تعقيب بود، به ندرت به شكل عمودي شيرجه م رفت. تاكتيك معمول ميگ15 اين بود كه با شيب زياد به پشت غلت زده، جهت كسب سرعت چند هزار فوت شيرجه زده و سپس از حالت شيرجه خارج شده يا اوجگيري تند انجام دهد.
در بالاتر از 6100 متري ميگ مي توانست تنگتر از سيبر دور بزند. هر چه ارتفاع افزايش مي افت مزيت سرعت افقي ميگ بيشتر مي شد.در بالاتر از 12200 متري در گردش افقي سيبر همانند ميگ دچار واماندگي مي شد. همچنانكه كه ارتفاع به كمتر از 9150 متري مي رسيد سيبر مي توانست تنگتر يا همانند ميگ دور بزند.
مقايسه قطعي از طريق مقايسه داده هاي اصلي دو پرنده امكان پذير است. داده هاي اصلي كاراي مويد اين نكته است كه جنگنده روسي از اوجگيري فوق العادع بهتر و سقف پرواز بالاتر نسبت به حريف امريكايي خود برخوردار بود.
سرانجام اندك زماني پس از جنگ، يك خلبان كره شمالي با يك فروند ميگ15 خود به جنوب گريخت. با اين اقدام نيروي هوايي امريكا توانست آزمون هاي مقايسه اي را انجام دهد. ميگ15 يك جنگنده بي ثبات و با ميل تاب خوردن در ارتفاعات بيش از 0.86 ماخ بود. به هنگام واماندگي هشدار ضعيفي مي داد يا نمي داد. در حاليكه طراح ارشد ميكويان مدعي بود كه خلبانان آزمايشگر، ويژگي هاي رفتاري اين جنگنده را مي ستودند.
در عوض خوشدستي سيبر با ويژگي هاي واماندگي آرام، تحسين برانگيز بود. ميزان غلت سيبر سريع تر از ميگ15 بود و در 210 درجه بر ثانيه در 0.6 ماخ به حد بيشينه مي رسيد كهسيبر را قادر مي ساخت تا خيلي سريع تر از حريف خود تغيير مسير دهد كه امتيازي فوق العاده ارزشمند در نبرد بود.
بزرگترين اختلاف بين سيبر و ميگ15 جنگ افزار آن ها بود. اف86 كم و بيش، تسليحات استاندارد نيروي هوايي امريكا را كه شش قبضه تيربار كاليبر 0.5 بود، حمل مي نمود. و در مقايسه ميگ 15 كه در ابتدا به عنوان شكارچي بمب افكن هاي سنگين منظور شده بود، به يك توپ 37 ميليمتري و دو توپ 23 ميليمتري مجهز بود. متخصصان روسي چنين برآورد كرده بودند كه براي ساقط كدن يك فروند بي29 ميانگين دو گلوله 37 م م و يا هشت گلوله 23 م م كافي است.
در برابر يك هدف بزرگ و غير مانور مانند بي29 ، هماهنگي توپ ها و نشانه گيري مشكل نبود اما شليك به يك هدف گريزان كوچك در حالي كه فاصله با آن پيوسته در حال تغيير است، چيز ديگري بود. در اين مورد خلبانان اف86 كه مورد حمله ميگ 15 قرار گرفته بودند يادآور شده بودند كه گلوله ها 23 م م از بالاي سرشان و گلوله هاي 37 م م از زيرشان مي گذشت.
با پايان يافتن جنگ كره چندين گونه جديد از سيبر توسعه يافت. در حاليكه ميگ15 به طور كلي به نفع هواپيماي پيشرفته تر و خوش پروازتر ميگ17 كنار رفت.

تصویر
میگ15 و اف86


منبع: مجله صنایع هوایی آذر 82
اینان برای عشق ورزیدن به خدای خود راهی جز به صلیب کشیدن انسان نمی شناسند...
(فریدریش نیچه)
ارسال پست

بازگشت به “هواپيماهاي نظامي”