اصول هيپنو تيزم و هيپنو تراپي

در اين بخش مي‌توانيد در مورد ديگر مباحث پزشکي و بهداشت به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

اصول هيپنو تيزم و هيپنو تراپي

پست توسط Dr.Akhavan »

   



هيپنوتيزم چيست؟
هيچيك از حالات هوشياري دگرگون به اندازه هيپنوتيزم بحث برانگيز نبوده است .حالت هيپنوتيزم را مي توان حالت پاسخدهي شديدي دانست كه هيپنوتيزم كننده در يك شخص ايجاد مي كند . هيپنوتيزم كه زماني در زمره امور غيبي واسرار آميز به حساب مي آمد اينك در قلمرو بررسي هاي علمي دقيق قرار داردو مثل ساير حوزه هاي پژوهشهاي روانشناختي در اين زمينه نيز مجهولاتي وجود دارد. تعريفها و توجيهات مختلفي در اين زمينه وجود داردكه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
? تئوري تلقين پذيري مفرط
رابطه مستقيمي بين تلقين و هيپنوتيزم پذيري وجود داردهرچه شخص تلقين پذيرتر باشدسريعتر وكاملتر هيپنوز مي گردد.در حالت هيپنوز تمركز نسبت به تلقين يا مطلب خاصي زيادتر مي گرددودامنه توجه به تلقين يا كلمات هيپنوتيزور شديدتر مي گردد.
? تئوري طرد نسبي
طبق اين نظريه انسان داراي دو ضمير آگاه وناخود آگاه است. ذهن ناخوداگاه انسان قادر به استدلال استقرايي نيست وفقط به صورت قياسي به تفكر و نتيجه گيري مي پردازد. اين دو ذهن يا ضمير در هر شرايطي دركالبد فرد وجود دارد. در حالت هيپنوز ذهن خودآگاه مجبور به عقب نشيني مي گرددتا ذهن ناخود آگاه باپيشروي جانشين آن گردد. درنتيجه استدلال فرد درحالت هيپنوز قياسي است.


تعريف هيپنوتيزم از ديدگاه افراد مختلف:
- ويليام .اس. كروجر هيپنوتيزم يك واقعيت پزشكي است
- پيررآل:هيپنوتيزم علمي است كه به وسيله آن شخصي كه موسوم به هيپنوتيزور است بتوانددرديگري به نام معلول يا سوژه خواب مصنوعي ايجاد كند.
- ارنست نولر:هيپنوتيزم علمي است كه به وسيله آن وجدان طبيعي سوژه بر وجدان نهايي و فوق طبيعي تاثير مي گذارد اين خاصيت در جميع اشياء عالم وجودداردلكن كيفيت آن در شيئي به حسب استعداد او وماده فرق ميكند.
- لغت نامه قوانين بلاك: هيپنوتيزم علمي است كه در درك ورفتار افراد به كمك دوعامل اثر ميگذارد.يكي استفاده از قوانين تلقين پذيري وديگري رسيدن به حالتي به نام خلسه هيپنوتيزمي.
- دكتر هيلگارد: هيپنوز يك نوع گسست در هوشياري ميباشديانوعي خيالبافي معطوف به هدف است.
- دكتر كاپلان:هيپنوز حالت يا شرايطي است كه شخص مي تواند به تلقينات مناسب پاسخ دهد اين حالت با تغييراتي درادراك حافظه و خلق فرد همراه است.
- دكتر هربرت اشپيگل: دردامنه آگاهي بشري اگر حالت آگاهي معلولي در ميان يك خط قرار گرفته باشددر يك انتهاي اين خط حالت اغماء يا بيهوشي كامل ودر انتهاي ديگرش هيپنوز يا تمركز زياد قرار دارد.حالت خلسه يا ترانس يك باريكه يا نواراز حالت تمركز وتجمع وضع آگاهي وتوجه انساني مي باشد كه بسياري از محركات غير مرتبط محيطي را حذف مي كند.


تاريخچه هيپنوتيزم:
هر چند اطلاعات چنداني درباره نحوه كشف هينوتيزم توسط انسانهاي اوليه نداريم ولي شواهد ومدارك بدست آمده حاكي از كاربرد آن در زمانهاي گذشته است. اثر وقايع هيپنوتيزمي برروي لوحهاي سنگي مصرو نيز نوشته هاي قديمي و نقاشيهاي بدست آمده از ديواره غارها از زمانهاي بسيار گذشته ديده مي شود حتي در اولين فصل كتاب تورات نيزدر مورد خواب عميق(هيپنوتيزم) مطالبي بيان شده است. در ميان اقوام مختلف نيز اين حالت خلسه و جذبه در قالب مراسم گروهي ظاهر شده وپس از هزاران سال هنوز هم به همان صورت تكرار ميگردد.
تاريخ هيپنوتيزم نوين با فرانس آنتوان مسمر(1734-1815م)آغاز مي شود. وي معتقد بود پديده هاي هيپنوتيزمي وابسته به مغناطيس حيواني هستند.كه اين جريان مغناطيسي از بدن هيپنوتيزم كننده خارج شده ووارد بدن هيپنوتيزم شونده ميشود.بعدها روش وي در درمان بيماريها مسمريسم ناميده شد.
دكتر جيمز بريد اولين فردي بود كه لغت هيپنوتيزم به معناي خواب را براي اين حالت انتخاب كرد. وي ابتدا تصور ميكردكه عامل اصلي در هيپنوتيزم نگاه است ولي بعد متوجه شد كه هيپنوتيزم جز تلقين شفاهي هيپنوتيزور وتلقين پذيري هيپنوتيزم شونده چيز ديگري نيست. دكتر جيمز اسديل ودكتر اليوتسون از هيپنوتيزم جهت بيهوشي بيماران ونيز جراحيهاي كوچك وبزرگ استفاده نمودند.دكتر شاركو نيز از اين پديده دردرمان بيماران هيستريكي بهره جست.
درطول تاريخ هيپنوتيزم دانشمندان بزرگي مانند فرويد شاركو پاولف اريكسون وهيلگارد و... درخشيده وتحقيقات گسترده اي در اين زمينه انجام دادندتا اينكه در سال 1957 انجمن هيپنوتيزم باليني در آمريكا تشكيل شد.
امروزه از بسياري از جنبه هاي هيپنوتيزم درپزشكي, روانپزشكي و دندانپزشكي استفاده مي شود.پزشكي جديد معتقد است كه بيشتر از 80% بيماريهاو بسياري از ناتوانيها ناشي از استرس وبويژه انقباضات عضلاني هستند وبا ريلاكس كردن عضلات كه طبعاً با آرامش روحي همراه است ميتوان از بروز آنها پيشگيري نموده ويا آنها را درمان نمائيم.



كاربردهاي باليني هيپنوتيزم :

به طور كلي كاربردهاي هيپنوتيزم به دوبخش باليني وغير باليني تقسيم ميشود.حيطه باليني هيپنوتيزم يا هيپنوتراپي باليني با قدمتي ديرينه درجهت تشخيص وكمك درمان وحتي درماني به كار گرفته شده است .طب نوين پزشكي هنوز در بسياري از موارد در شناسايي مكانيسم و نحوه درمان بيماريها ناتوان است. بهره گيري از توانائي هاي شخصي انسان حتي بااينكه هنوز فرايندي ناشناخته داردبسيار قابل توجه وكارآمد مي باشد.
هيچگاه نبايد از هيپنوتراپي انتظار معجزه داشت هر چند گاهي اوقات نيز بدون اغراق معجزه مي كند.در مواردي مانند تروماها واورژانسها كه پروسه هاي روتين پزشكي قابليت ارزيابي وكارايي دقيق وبا سرعتي را دارا است ديگر استفاده از روشهايي مانند هيپنوتراپي نبايد به كار برده شود.
آشنايي با فيزيوپاتولوژي بيماريها موارد احتياط تداخلات دارويي وغيره در مورد بيماري مورد نظر تنها توسط كادر پزشكي مورد نظر امكان پذير است واز دخالت افراد سودجو در اين زمينه بايدجلوگيري شودامروزه كاربردها ي هيپنوتيزم در حيطه پزشكي ودندانپزشكي بسيار گسترده است وردپاي آن تقريباً در تمام بخشهامانند روانپزشكي ،طب اطفال، ايمني ، پوست ،سرطان ، اندوكرين، راديولوژي پرستاري ،جراحي و... ديده مي شود ازطرف ديگر آشنايي وتخصص درمانگر در زمان بكارگيري هيپنوتيزم بسيار لازم وضروري ميباشد.كه اين روش در كنار دانش پزشكي نوين ميتوانند به عنوان مكملهاي يكديگر در جهت سلامت و بهداشت مورد استفاده قرار گيرد.



پديده هاي هيپنوتيزمي:

با مطالعه دقيق پديده هاي هيپنوتيزمي مي توان به ماهيت ترانس يا خلسه پي برد.
در هيپنوز تغييراتي در فيزيولوژي بدن ايجاد مي شود ازجمله اين تغييرات:تغيير ريتم قلب،كاهش فشار خون و كاهش مقاومت عروق محيطي و نيز كاهش متابوليسم پايه است . درجه حرارت بدن، مقاومت الكتريكي پوست، تعداد و عمق تنفس كاهش مييابد . تلقينات هيپنوتيزمي در تون عضلات و ترشحات غدد درون ريز تغييراتي ايجاد مي كنند اين تغييرات اساس بعضي از پديده هاي جالب هيپنوتيزمي هستند كه باعث جذابيت هيپنوتيزم شده است و نيز پديده هايي كه باعث اثرات درماني مي شوند .
برخي از پديده هاي هيپنوتيزمي عبارتند از : حالت كاتالپسي يا جمود عضلاني ، تغييرات در حواس پنجگانه، بي حسي هيپنوتيزمي ، سومنامبوليسم، تغييرات قدرت حافظه و رجعت سني و قدرت تلقين پذيري فوق العاده و غيره .



تئوريها و مكانيسمهاي هيپنوتيزم:

هيپنو تيزم همواره به عنوا ن يك معما مطرح بوده وآن را به عنوان يكي از هفت شگفتي روانشناسي به حساب آورده اند وتا كنون دانشمندان بسياري را به ميدان مبارزه علمي براي كشف حقيقت خود طلبيده است و هر كسي بنا بر ديدگاه خود برداشتي از اين پديده و فرايند داشته است . اگرچه تا كنون زواياي علمي بسياري از پديده هاي هيپنوتيزمي كشف شده ولي هنوز هم تئوري جامع وگويايي براي توجيه تمام پديده هاي هيپنوتيزمي وجود ندارد . مكانيسمها ي نوروفيزيولوژي و سايكوفيزيولوژي در عين پيچيدگي و ابهامات زيادي كه در آنها وجود دارد تا كنون سر منشاء تعالي بسياري از زمينه هاي علمي جديد بوده است. در اينجا اشاره اي كوتاه به تئوريهاي مطرح شده در مورد هيپنوتيزم مي كنيم :
1:Hynosis as a conditioned process leading to sleep. پاولف ضمن بيان اين نظريه چنين مي گويدكه در هيپنوتيزم يكpartial sleep داريم و عميق تر كردن نواحي مهاري لوكاليزه شده روي كورتكس ايجاد درجات متفاوتي از هيپنوز مي كند.
2.:Theories based on changes in cerbral physiology تئوريهايي چون مهار سلولهاي گانگليوني مغز مهار يكسري از فانكشنهاي مغزي وتحريك گروهي ديگر شيفت CNS به سمت سيستم وازو موتورتمركز يا تجمع محركهاي مركزي واحاطه شدن آنها با نواحي مهاري .
3.Hypnosis as a state of hypnosis
4.Atavistic theory or Immobilization theory
5deomotor activity and inhibition theory.
6.The dissociation theory
7.The role playing theory
8.Hyper suggestibility theory
9. ...
آنچه مسلم است اين است كه هيپنوتيزم بوسيله يك مكانيسم تنها قابل توصيف نيست وهر تئوري يك جنبه از آن را بيان ميكند . از جمله پديده هاي هيپنوتيزمي كه همواره محور بسياري از مطالعات علمي بوده است Hypnoanalgesia يا Hypnoanesthesiaمي باشد كه پيشرفتهاي شگفت آوري در اين تو صيف اين پديده ساده و شگفت اور ودرعين حال پيچيده و شگفت انگيز رخ داده است و از آن جمله ميتوان به نظريهNeodissociationهيلگارد اشاره كرد .هيپنوتيزم حتي از ديدگان نظريه كوانتوم نيز پنهان نمانده است و طرفداران اين نظريه نوين تلاش مي كنند تا به توجيه زواياي ناپيداي پديده هاي هيپنوتيزمي از ديدگاه خود بپردازند.




خطرات و عوارض احتمالي هيپنوتراپي:

اين درست است که هيپنوتيزم يکي از سالمترين و بي خطر ترين ابزارهاي Alternative Medicine است اما نبايد با ساده انگاري از خطرات بالقوه اي که در کاربرد نامتناسب آن وجود دارد غافل باشيم در واقع پزشک در کاربرد هيپنوز براي درمان بيماران مانند هر روش و ابزار ديگري بايد کاملا از نحوه کاربرد موارد استفاده و موارد منع استفاده آن آگاه باشد .

در استفاده از هيپنوتيزم در هيچ گروه تشخيصي از مردم هيچ کنتراانديکاسيوني وجود ندارد بجز آنهايي که از Paranoid disorder ياschizophreniaParanoid رنج مي برند .واين بخاطر اين نيست که هيپنوتراپي واقعا خطرناک باشد وبه بيماران صدمه برساند بلکه به دليل اين است که فرد پارانوئيد درک درستي از آن ندارد ...

به صراحت مي توان گفت وقتي هيپنوز را يک پزشک آموزش ديده با تجربه شايسته داراي شرايط لازم بکار ببرد هيچ خطري براي بيمار ندارد حتي نه براي سايکوتيکها و نه ساير اختلالات شخصيتي.

اما يک اخطار بزرگ و حياتي اين است که تنها وتنها خطر واقعي هيپنوتراپي زماني است که آن را يک هيپنوتيزور غير ماهر و بي صلاحيت انجام دهد .
Hypnosis is not a party game...




خود هيپنوتيزم:

خود هيپنوتيزم طريقي است براي نگرش به درون , رجعتي است به خويشتن خويش و با استفاده از خلسه هيپنوتيزمي انسان بينشي عقلاني و احساسي نسبت به خود پيدا مي كند . افرادي كه هيپنوتيزم درماني را بكار مي برند معتقدند كه ريشه بيماريهاي رواني انسان در نوعي نگرش منفي نسبت به خود محيط و آينده است و نوروز ها از طريق نوعي نگرش منفي نسبت به خود ايجاد مي شود. درمان اين بيماريها بوسيله خود هيپنوتيزم ودادن تلقينات سازنده و عقلاني به خود ممكن است. خود هيپنوتيزم خود تلقيني يا تلقين به نفس است . در اصل همه هيپنوتيزم ها از نوع خود هيپنوتيزم هستند و اگر فرد خودش نخواهد در حالت خلسه قرار گيرد اين غير ممكن است. در دگر هيپنوتيزمي فردي ديگر با مهارت خود سوژه را راهنمايي مي كند تا در شرايط خلسه قرار گيرد و سپس تلقينات لازم را به او مي دهد.در خود هيپنوتيزم خود فرد نقش اين راهنما را بازي ميكند و فرايند درماني را خودش اداره مي كند . در خود هيپنوتيزم اهميت تصوير سازي به مراتب از تمركز كه در دگر هيپنوتيزمي استفاده مي شود بيشتر است . در بيشتر روشهاي درماني هيپنوتراپي , خود هيپنوتيزم جزئي از برنامه درماني است . استفاده از اين روش در درمانها به منظور افزا يش اعتماد به نفس , افزايش اميد به درمان , سرعت بخشيدن به بهبودي كنترل اضطراب و كسب آرامش ايجاد سازگاري با بيماري و پذيرش آن و راه بهبود آن ،افزايش كيفيت زندگي بيماران , كاهش و تسكين درد و ... انجام ميشود. همچنين به منظور افزايش قدرت حافظه و يادگيري، افزايش قدرت تمركز و مهارتهاي اجتماعي ونيز كسب موفقيتهاي مختلف در زندگي و... به طور گسترده در بين افراد جامعه به خصوص دانش آموزان و دانشجويان قابل استفاده است .



تصورات غلط در مورد هيپنوتيزم:

تصورات غلطي كه در هيپنوتيزم در جامعه وجود دارد سد مهمي را در راه پيشرفت علمي آن در جامعه به وجود آورده است .از جمله اين تصور كه هيپنوتيزم نوعي خواب است. در حالي كه تحقيقات مختلف نورولوژيك نشان مي دهد كه امواج مغز در هيپنوتيزم با خواب متفاوت است علاوه بر آن ازنظر سايكولوژيك هم خصوصيات فرد هيپنوتيزم شده با فردي كه به خواب رفته است متفاوت است . تصورات غلط ديگر مانند اعتقاد به اينكه در حالت هيپنوتيزم فردكنترل رفتاري خود را از دست مي دهد و تحت تسلط هيپنوتيزور قرار مي گيرد يا افرا د كند ذهن هيپنوتيزم مي شوند يا اينكه فرد هيپنوتيزم شده ممكن است بيدار نشود يا اينكه افراد ساده لوح زودتر هيپنوتيزم مي شوند و صدها تصور غلط ديگر . در حالي كه حقايق علمي نشان مي دهد افرادفقط در صورت تمايل مي توانند هيپنوتيزم شوند و در حين هيپنوتيزم در صورتي كه تلقينات ارئه شده با اعتقادات آنها مخالف باشد به راحتي در مقابل آن ايستادگي مي كنند و در هر مرحله از هيپنوز در صورت تمايل مي توانند ازحالت خلسه خارج شوند . همچنين مشخص شده كه برعكس تصور حاكم , افراد با هوش هيپنوتيزم پذيري بالاتري نسبت به بقيه افراد جامعه دارند .

خلاصه آنكه مدارك علمي فراواني وجود دارد كه بسياري از اين تصورات غلط را به صورت علمي رد مي كند .



آيا همه افراد قابل هيپنوتيزم شدن هستند ؟

تحقيقات و مشاهده علمي جديد در زمينه هيپنولوژي اطلاعات خيلي بيشتري در دسترس ماقرار داده است .
با توجه به متدهاي جديد متنوعي كه در دسترس قرار گرفته اند , تصور مي شود در اكثريت عظيمي از افراد بشر قابليت هيپنوتيزم شدن وجود داشته باشد .

در هيپنوتيزم از روشهاي بدون كلامي مي توان استفاده كرد و به اين ترتيب حتي افراد كر و لال هم هيپنوتيزم شده اند .اين مسئله اين اهميت را دارد كه براي مقاصد درماني لزوماًنيازي به خلسه هاي عميق هيپنوتيزمي نيست و با درجاتي از آرميدگي كه براي تمام افراد به سادگي قابل دسترسي است, امكان درك و قبول تلقينهاي درماني در رفتار و اعمال آنها امكان پذير است.

براي انجام يك جلسه هيپنوتراپي چه امكانات و زماني صرف مي شود ؟

هيپنوتراپي در بسياري از بيماريهاي مزمن هزينه هاي درماني را كاهش مي دهد زيرا هيپنوتيزم باعث كاهش طول دوره درمان مي گردد.

مدت جلسات هيپنوتيزمي به عوامل مختلفي بستگي دارد از جمله نوع بيماري ,خصوصيات هيپنوتيزمي بيمار ,روشهاي مورد استفاده توسط درمانگر وغيره .

اما استفاده از هيپنوتيزم در درمان ممكن است بين چند ثانيه تا حدود يك ساعت وقت بگيرد .حتماً لازم نيست فرد به طور كلاسيك مراحل ايجاد خلسه را طي كند. در بعضي از موارد بيمار بدون اينكه خودش متوجه شود يا تغييري در وضعيت او ايجاد گردداز پديده هاي هيپنوتيزمي استفاده مي شود.

روشهاي ساده اي وجود دارد كه همه افراد مي توانندبه طور روزمره از آنها در افزايش عملكردهاي خود ودرمان بيماريها استفاده كنند .
براي مثال :
قبل از به خواب رفتن در رختخواب طاق باز دراز بكشيد , تمام بدنتان را كاملاً رها كنيد دستها و پاها از همديگر جدا باشند , به آرامي ده نفس عميق بكشيد و در حين اين عمل كم كم خود را در فضاي آرامش بخش مثل كنار دريا يا جاي سرسبزيامحل دلخواه تصوركنيد. در صورتي كه اين مراحل را به خوبي انجام داده باشيد به آرامش عميق مي رسيد , در اين شرايط تلقينات مناسب را مي توانيد به خود بدهيد.
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

بشر از ديرباز خواهان تقويت نيروهاي دروني خود به منظور دست يافتن به آرامش فكر و پي بردن به اسرار ماورا الطبيعه بوده است و اگر گذري به تاريخ بيفكنيم، مي‌بينيم كه در اين زمينه به پيشرفتهايي نيز دست يافته است با پيشرفت علوم و تكنولوژي و ظهور پديده ماشينيسم، انسان بيشتر در دام استرس، اضطراب و ترسهاي فراوان گرفتار آمده و لزوم ايجاد آرامش روح و فكر بيش از هر زمان ديگر احساس مي شود. از اينرو تمرين هاي هيپنوتيزم مي تواند داروي موثري در جهت رسيدن انسان به آرامش و نشاط باشد.


اينكه اغلب مردم علاقه زيادي به خريد كتابهاي علوم باطني دارند و به انجام تمرين هايي در اين زمينه مي پردازند نشان از بيقراري و اضطرابي است كه انسان عصر حاضر بدان دچار گشته و تنها راه علاج را نه در داروهاي شيميايي، كه در تقويت فكر و روح مي داند. لزوم شناختن خويش و تعالي روح نيز حتي مورد توجه پيشوايان مذهبي بوده است، چنانكه پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَه فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه» يعني «كسي كه خود را بشناسد، خداي خود را نيز مي شناسد». اين جمله كوتاه نشان دهنده اين مطلب مهم است كه وقتي انسان روح خويش را متعالي ساخت، خود را مي‌شناسد كه چه موجودي است و چه استعدادهاي شگرفي دارد و زماني كه اين استعدادها را تقويت كند مي تواند با ديده بصيرت، خدا را نيز بشناسد.

پس انسان تنها با تقويت روح خويش به درك حقيقي ذات باريتعالي نائل مي شود و در اين زمان كه انسان با تمام وجود به خدا كه همانا سرمنزل مقصود مي باشد، رسيد و او را پشتيبان خود يافت، به آرامش حقيقي دست يافته و از هيچ پيشامدي ترس به خويش راه نمي دهد بنابراين نتيجه مي گيريم كه تمرين هاي هيپنوتيزم كه به منظور تقويت روح و روان صورت مي گيرد، نه تنها به انسان آرامش فوق العاده اي مي بخشد، بلكه مكمل دين و شناخت خدا نيز هست.

حال ببينيم هيپنوتيزم چيست؟ هيپنوتيزم كلمه اي است كه از واژه يوناني هيپنوز كه به معناي خواب است مشتق گرديده است. تا به حال تعاريف زيادي از هيپنوتيزم شده، مثلاً: «هيپنوتيزم تمركز فوق العاده ذهن است». يا «هيپنوتيزم بازگشتن به سير قهقرايي مي باشد» و يا «هيپنوتيزم خوابي است كه در اثر تلقين به خواب رفته (سوژه) دست مي دهد». ولي بهترين تعريفي كه مي توان از هيپنوتيزم كرد، اين مي باشد: «هيپنوتيزم عبارت است از تثبيت تمركز سوژه از طريق چشمها، كه بتدريج با ايجاد خستگي در چشمها و تلقينات هيپنوتيزور، سوژه به خواب مصنوعي مي رود و عامل (هيپنوتيزور) با تلقين و تصوراتي كه به سوژه ارائه مي دهد، تلقين پذيري او را بالا برده دستورات عامل را مشروط بر اينكه در چهارچوب اخلاقي باشند اجرا مي كند. در اين حالت، سوژه به خواب نمي رود بلكه به مقدار زيادي خواب آلود است».

بر اثر هيپنوتيزم، تلقين پذيري سوژه زياد مي شود و هرچه را كه عامل به وي القا نمايد پذيرفته حس مي نمايد كه گفتار او كاملاً در روح و جسمش نفوذ مي كند و تثبيت مي گردد. به همين سبب مي توان در جهت رفع اختلالات فكري و حتي جسمي نيز از اين تكنيك بي نظير سود جست. براي اينكه بفهميم تلقينات چگونه بر روان انسان تاثير مي گذارند، لازم است ابتدا ضمير ناخودآگاه را بشناسيم.



تشريح ضمير ناخودآگاه:

شخصيت و روان هر انساني از دو بخش تشكيل شده است: 1-ضمير خودآگاه (شعور ظاهري) 2-ضمير ناخودآگاه (شعور باطن).ضمير خودآگاه مسئول كنترل حواس بوده ما را در زماني كه هوشيار و بيدار هستيم هدايت مي كند و به عبارتي اعمال جسمي و فكري ارادي انسان را كنترل مي كند. ضمير ناخودآگاه كنترل‌كنندة اعمال جسمي غيرارادي، مثل: ضربان قلب، گردش خون و تنفس و همچنين عادات و افكار غيرارادي انسان است. به عنوان نمونه شما نمي توانيد ضربان قلب خود را كنترل كنيد يا از ورود بعضي از افكار به ذهن خود جلوگيري نماييد. به علاوه ضمير ناخودآگاه مخزن خاطرات دوران كودكي تا حال ماست و عواطف، احساسات، عادات و كلاً رفتار ما را كنترل مي كند و اگر مغز انسان را به يك كوه يخ تشبيه كنيم، شعور ظاهر قسمت كمي است كه از آب بيرون آمده و نمايان مي باشد، در حالي كه شعور باطن قسمت اعظم كوه است كه در زير آب پنهان مانده.

خصوصيت بارز اين قسمت از روان (ضمير ناخودآگاه)، تلقين پذيري زياد آن مي باشد. بدين معني كه با تلقين و تصور مي توان بر ضمير ناخودآگاه تاثير گذاشت و در آن تغييرات دلخواه بوجود آورد. عملي كه هيپنوتيزم انجام مي دهد، تضعيف ضمير خودآگاه و تقويت و بيدار كردن ضمير ناخودآگاه است كه در اين حال مي توان با دادن تلقين و تصورات مورد نظر، هر تغييري را در رفتار خويش بوجود آورد. مثلاً: اگر بخواهيم شجاع باشيم بايد در حالت «خودهيپنوتيزم»، تلقين شجاع بودن كرده و سپس تصور كنيم در موقعيت هاي مختلف شجاع هستيم. (توضيح: هيپنوتيزم شدن توسط يك هيپنوتيزور را (دگر هيپنوتيزم) مي گويند، در حالي كه به هيپنوتيزم شدن توسط خود (خود هيپنوتيزم) گفته مي شود. در حالت خودهيپنوتيزم، ضمير خودآگاه شخص، نقش هيپنوتيزور را ايفا مي كند.)بنابراين، شعور باطن يا ضمير ناخودآگاه مثل يك كامپيوتر مي باشد كه انسان مي تواند بر روي آن برنامه هاي دلخواه خود را ضبط كند تا بعداً اجرا شوند و زبان برنامه نويسي اين كامپيوتر تلقين و تصور است.

از ديگر اعمال شعور باطن راه يابي به گذشته و اختراع و اكتشافات و قدرتهاي متافيزيك مي باشد. پس نتيجه مي گيريم ضمير ناخودآگاه، همان نيروي عظيم و الهي است كه خداي متعال در تمام انسان ها به وديعه گذاشته و تنها راه تأثير گذاشتن بر آن، موقعي است كه ضمير خودآگاه كنار رفته و ضمير ناخودآگاه پديدار گردد، كه اين حالت را مي توان در خلسه هيپنوتيزمي ايجاد نمود. اينكه ديده يا شنيده ايد كه 90% از قواي دروني انسان راكد مانده منظور اين است كه متاسفانه اكثر انسانها طريقة فعال كردن شعور باطن خود را نمي دانند و اگر افرادي قدرت شفا دادن بيماري هاي صعب العلاج و ديگر كرامات را دارند، تقويت و استفاده از اين نيروي الهي مي باشد.

بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي

بنابراين، فوايد هيپنوتيزم عبارتند از درمان: بي‌خوابي، زودرنجي، ترس، وسواس، اضطراب، اعتياد و كليه بيماري‌هايي كه منشاء رواني دارد و ايجاد آرامش، نشاط، شجاعت، حافظه قوي، خونسردي، تمركز فكر و مجموعاً تسلط و حكومت كامل بر تن و روان. به علاوه امروزه از هيپنوتيزم، استفاده هاي وسيعي در عالم پزشكي مي شود، چنان كه جهت بي حسي موضعي در دندانپزشكي، عمليات جراحي و زايمان بي‌درد از اين شيوه استفاده مي كنند. همچنين روان پزشكان و روانكاوان توسط هيپنوتيزم، بيماران رواني را خيلي سريع‌تر و بهتر مداوا مي كنند و پيش بيني مي‌شود كه در آينده به كارگيري اين روش در معالجه بيماران امري لازم و ضروري گرد
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

کاربرد هيپنوتيزم در درمان بيماريهای روان تنی

پست توسط Dr.Akhavan »

 کاربرد هيپنوتيزم در درمان بيماريهای روان تنی 


با پذيرش اين اصل كه انسان مجموعه اي از جسم و روح يا روان و تن است به اين حقيقت مي رسيم كه با تقويت روان مي توان جسم بيمار را نيز نيرويي تازه بخشد يا به اصطلاح در كالبد او روح تازه اي دميد. انسان در تمامي لحظات، آگاهانه يا ناآگاهانه در كليه جنبه هاي زندگي در جستجو و تلاش براي يافتن و حفظ تعادل و توازن است. هر گاه نيرويي اين توازن و تعادل را بر هم زند، نيرويي متضاد در وجود شخص ايجاد مي شود كه تقابل آن با نيروي بيروني موجب بروز بيماري هاي جسمي يا آشفتگي و اضطراب روحي خواهد شد. پريشاني هاي روحي به خلاف ناراحتي هاي جسمي قابل رويت نيستند و حتي در برخي موارد يك آشفتگي روحي خود را به صورت يك بيماري جسمي آشكار مي كند و تا زماني كه عامل روحي اوليه از بين نرفته است، بيماري جسمي ناشي از آن نيز درمان نمي پذيرد. بيشتر تجربه هاي زندگي در ضمير ناخودآگاه ذهن ما ثبت مي شود. بر پايه نتايج پژوهش هاي روان شناسان، روان آگاه يك انسان سالم قادر است در هر ثانيه 126 واحد اطلاعاتي را مرور و بررسي كند، در حالي كه اين رقم در روان ناآگاه به بيش از يك ميليون واحد اطلاعاتي در هر ثانيه مي رسد. دستگاه خون، تنفس، تنظيم حرارت بدن، تنظيم ضربان قلب تحت تاثير روان ناآگاه اداره و تنظيم مي شوند. حتي فعاليت هاي بسيار معمولي مغز مانند بويايي، چشايي، بينايي و شنوايي كه به نظر آگاهانه مي آيند نيز در ابتدا بايد به وسيله روان ناآگاه شناسايي شوند و پس از آن در حيطه روان آگاه نفوذ كنند. با توجه به اين نكات مي توان دريافت كه بيشتر تجربيات زندگي ما در روان ناآگاه صورت مي گيرد. نابساماني هاي محيطي هميشه اتفاق مي افتند و اين درحالي است كه روان انسان تلاش مي كند تا در هر لحظه با فشار هاي روحي و جسمي ناشي از اين عوامل و نابساماني ها مبارزه كند و آنها را به يك تعادل نسبي برساند.

هر گاه فشار اين نابساماني ها از حد قابل تحمل انسان فراتر رود امكان بروز علايم و آثار بيماري هاي گوناگون وجود دارد. در اغلب موارد علايم اين بيماري ها در نقاطي از بدن كه پيش از اين دچار آسيب ديدگي يا ضعف بوده اند نمايان مي شود. براي مثال، علايم ناشي از يك فشار روحي شديد مي تواند در محل يك شكستگي قديمي و بهبود يافته استخوان دوباره درد ايجاد كند. اغلب مردم اين نوع دردها را به عنوان درد هاي عصبي مي شناسند.

در بيشتر موارد در ناحيه اي كه دچار درد عصبي است هيچ گونه ناهنجاري جسمي يافت نمي شود و هيچگونه ارتباط مشخصي بين جراحت قبلي و آثار بيماري جديد وجود نخواهد داشت. مساله كليدي ديگري كه در مورد اينگونه بيماري ها مي بايستي به آن توجه داشت، اين است كه مسايل و مشكلات مشابه مي توانند در افراد مختلف عكس_ العمل هاي متفاوتي را ايجاد كنند. براي مثال، مرگ مادر در خانواده اي مي تواند فرزندي را اسير افسردگي كند، اضطراب را براي فرزند ديگر به همراه داشته باشد و در فرزند سوم هيچ گونه تاثيري بر جاي نگذارد. اين در حالي است كه هر سه فرزند به مادر خود علاقمند بوده اند و به او عشق مي ورزيدند. در اين موارد بدون كمك هيپنوتيزم نمي توان به علت ايجاد تغييرات متفاوت به وسيله يك محرك مشابه پي برد. اما با روشن شدن علت از طريق كاربرد روش هيپنوتراپي مي توان امكانات گسترده اي را براي از ميان بردن آن و بهبود وضع بيمار فراهم آورد.

كاربرد دو شيوه هيپنو آناليز و هيپنوتراپي در تشخيص عامل اصلي بروز بيماري هايي كه از نظر جسمي هيچ گونه دليلي براي ايجاد آنها وجود ندارد و يا نمي توان هيچ نشانه اي از علايم رنج آور را در بدن بيمار يافت، بسيار موثر خواهد بود. براي مثال، اگر شخصي از تنگي نفس رنج مي برد اما در بررسي هاي باليني هيچگونه نشانه اي از بيماري دستگاه تنفسي در وي يافت نمي شود، مي توان علت بروز بيماري را در اضطراب ها و فشار هاي روحي فرد جستجو كرد. در اين گونه موارد اضطراب و فشار هاي روحي در طي ساليان متوالي روي هم انباشته شده اند و در نهايت آثار خود را به صورت يك بيماري جسمي آشكار كرده اند. به جرات مي توان گفت كه اغلب بيماري هايي كه به اين شكل بروز مي كنند و در اصطلاح پزشكي بيماري هاي روان - تني نام گرفته اند، در خاطرات گذشته و احساسات نهفته در روان ناآگاه بيمار ريشه دارند. احساسات و خاطراتي كه روان آگاه به علل و دلايل گوناگون از جمله احساس گناه آنها را سركوب كرده و در ظاهر به باد فراموشي سپرده است.

اين گونه بيماري ها يا بيماري هايي كه بخشي از علل آنها روان تني است همه از يك معادله ساده پيروي مي كنند:

  قبلي + فشار روحي = بيماري هاي روان  

آمادگي قبلي مي تواند شامل وضع سلامت جسمي و روحي شخص در گذشته، قابليت و صلاحيت كنوني روحي وي و همچنين تاثير عوامل محيطي باشد. فشار هاي روحي مي تواند به مجموعه اي از ترس ها، اضطراب ها و نگراني هاي واقعي يا خيالي شخص مربوط باشد. اين فشار ها ممكن است حقيقي باشند يا تنها در تخيل انسان رخ دهد. فشار هاي محيطي شامل حوادث ناگواري است كه درست پيش از ظهور علايم بيماري براي بيمار اتفاق افتاده باشد. شرايطي مانند مرگ افراد خانواده، وقوع جنگ ، حوادث طبيعي، شرايط نابسامان مالي و اجتماعي، مشكلات خانوادگي و غيره مي توانند دست به دست هم دهند و محيط مساعدي را براي ايجاد بيماري روان تني، در شخص مساعد فراهم آورند. از شايعترين بيماري هاي روان تني مي توان به انواع حمله هاي ترس1، نابساماني ها و اختلالات اضطرابي2، افسردگي، وسواس، بيماري هاي محيطي و مانند آن اشاره كرد. در اغلب اين بيماري ها ريشه هاي مشترك "گناهان سركوب شده "و "خصومت " به عنوان عامل اصلي بروز بيماري حضوردارند. در اين گونه موارد مي توان از هيپنو تراپي براي ايجاد محيطي متعادل و موزون در درون خسته بيمار استفاده كرد و بسياري از بيماران پس از دست يابي به اين مرحله، بهبودي مي يابند. بسياري از موارد سردرد، دل درد، صداي گوش، لكنت زبان، حساسيت، ترس، دلهره و اضطراب، افسردگي، بي حوصلگي و بي خوابي به دليل اختلالات دروني ايجاد مي شوند. در يك طرف اين اختلالات همان گونه كه اشاره شد، فشار نيروي متقابل روان ناآگاه قرار دارد كه با از بين بردن آن مي توان تعادل دروني را دوباره برقرار كرد و در اين حالت يا بيماري روان-تني از بين مي رود و يا شدت آن به ميزان بسيار زيادي كاهش مي يابد. در مواردي كه هيچ يك از معاينات و آزمايش ها ي پزشكي در يافتن عامل سبب شناختي بيماري به جايي نمي رسند، پذيرش ريشه هاي غير جسمي بيماري بيماران با مقاومت كمتري رو به رو خواهد بود. هنگامي كه بيمار اين حقيقت را مي پذيرد كه بيماري او جنبه روان-تني دارد در واقع نخستين گام را در جهت بهبود و درمان خويش برداشته است. بدون پذيرش اين حقيقت از سوي بيمار دستيابي به بهبودي به هيچ عنوان امكان پذير نخواهد بود. اعتماد به شخص درمان گر (Therapist) نكته مهمي است كه در بهبودي بيماران اهميت بسزايي دارد.

درمان گر شخصي است كه بيمار بتواند با اعتماد كامل مشكلات خود را در مراحل اوليه درمان با وي درميان بگذارد. شمار اندكي از بيماران مي توانند به تنهايي و بدون درمان گر به بهبودي دست يابند. استفاده از شيوه خود هيپنوتيزم (self hypnosis) بدون نظارت كارشناس هيچگونه تاثيري در بهبودي اين گونه بيماران نخواهد داشت زيرا در خود هيپنوتيزم دستيابي به دو فرايند بازگشت (regression) و تخليه (abreaction) كه مهمترين بخش درمان به شمار مي رود به سادگي امكان پذير نخواهد بود. از آنجا كه ريشه هاي بيماري روان-تني در ضمير ناخود آگاه فرد قرار دارد، امكان اينكه شخص خود به آنها دست بيابد وجود نخواهد داشت.

در خاتمه بايد به اين نكته اشاره كرد كه قدرت هوش و اراده شخص در بهبود اين گونه بيماري ها بسيار ناچيز است و سهم اساسي در درمان بر عهده دو عامل ميزان تمايل بيمار براي بهبودي و بينش سازي صحيح براي وي است. به منظور بينش سازي صحيح براي بيمار حضور شخص درمان گر الزامي خواهد بود
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

  و شناخت پديده  


تشريح علمی پديده هيپنوتيزم: در بررسی های تاريخی به پديده های برخورد می كنيم كه در هاله هايی از ابهام و تعابير درست و نادرست قرار گرفته است. اين هاله های ابهام انگيز شرايطی را باعث می شوند كه مرزهای واقعی اين پديده ها در هم شكسته و جايگاه واقعی آنها معرفی نگردد. علل به وجود آمدن اين شرايط ابهام انگيز عظمت برخی از اين پديده ها و جاذبيت آنها و عدم توانايی در فهم و شناخت كامل آنهاست. يكی از اين پديده ها هيپنوتيزم است. پديده هايی كه همواره مورد توجه عام و خاص و تعابير مختلف بوده است. عده ای اين پديده را نفوذ مغناطيسمی ، عده ای جادو، عده ای يك رابطه خاص درونی و روحی و عده ای يك رفلكس شرطی شده در قبال تلقينات خاص می دانند.

وقتی دكتر آنتون مسمر طبيب اتريشی در سال 1775 ميلادی پديده ای به نام "مانيه تيزم" كه امروزه آن را "هيپنوتيزم" می نامند را كشف كرد و اقعا" نمی دانست كه چه چيزی را كشف كرده است. حتی بسياری از علمای علاقمند به اين پديده نيز واقعا" نمی دانستند كه اين پديده چگونه بوجود می آيد. دكتر مسمر تصور می كرد راه جديدی را برای معالجه امراض روانی كشف كرده است.

ولی متوجه نبود كه پديده عظيمی را كشف كرده كه دهها راه ديگر از آن منشعب می شود و معالجه امراض يكی از آنهاست و دهها علم ديگر كه احيانا" هيچ ارتباطی با طبابت نيز در آن وجود دارد. هيپنوتيزم يك حالت روحی خاص شبيه به خواب آلودگی است. يك حالت سرشار از آرامش و بدور از تفكرات گوناگون. در حالت هيپنوتيزم تفكرات فرد صرفا" معطوف و متمركز بر صحبت های هيپنوتيزم كننده يا هيپنوتيزور می باشد. برخی از نظريه پردازان اعتقاد دارند كه در حالت عادی فرد دارای يك توجه تعميم يافته است و تقريبا" به بسياری از موضوعات اطراف خود توجه نسبی دارد و صرفا" متمركز به يك موضوع خاص نيست و اگر هم بخواهد به موضوع خاصی متمركز شود اين تمركز باعث قطع توجه كلی از موضوعات اطراف نمی شود. در حالت عادی فرد ضمن تمركز نسبی به يك موضوع خاص بطور اتوماتيك روی موضوعات و شرايط اطراف نيز توجه دارد. ولی در حالت هيپنوتيزم شرايطی در فرد ايجاد می شود كه می تواند روی يك موضوع يا موضوعات خاص تمركز بدهد و تقريبا" توجه نسبی به موضوعات و شرايط اطراف قطع شود.
در حالت هيپنوتيزم ذهن قادر خواهد شد صرفا" روی يك موضوع يا تعداد محدودی از موضوعات متمركز شود و توجه نسبی به محيط و اطراف تقريبا" قطع می شود. بدين ترتيب تمركزی كه فرد در حالت هيپنوتيزم می تواند داشته باشد قويتر از حالت عادی است. درحالت هيپنوتيزم تلقين پذيری فرد و قدرت تخيلات و تصوير سازی ذهن افزايش می يابد و هرچه درجه هيپنوتيزم عميق تر شود اين خصوصيات نيز قويتر می گردند. در همين راستا برخی از نظريه پردازان اعتقاد دارند كه هيپنوتيزم چيزی جز يك تمركز برتر نيست يا به عبارتی: “Hipnotism is a Super Concentration”
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 10 فروردین 1385, 1:39 pm
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

هيپنوتيزم درسته خوبه و خيلي هم براي درمان بيماري ها مفيده
البته بيماري هاي رواني
ولي خيلي پيش اومده كه طرف ديگه نمي تونه روحش با اين جهان ارتباط برقرار كنه
و اينكه گاهي اوقات باعث مرگ فرد مي شه
روح جدا از جسم و در گذشته سير مي كنه و به حال بر نمي گرده :-P
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

اگر در حالت هيپنوتيزم به فرد تلقين شود كه قسمتی از بدنش سنگين می شود، ناخودآگاهانه آن قسمت شروع به سنگين شدن می كند.

تشريح حالات هيپنوتيزمی از زبان هيپنوتيزم شدگان

اظهارات مربوط به دهها نفر از كسانی كه تحت هيپنوتيزم قرار گرفته اند:

* س: در حالت هيپنوتيزم من به شما آرامش، احساس راحتی و رهايی تلقين كردم و ملاحظه می شد كه خيلی راحت هستيد. ممكن است حالاتی را كه داشتيد توضيح دهيد:
* ج: احساس آرامش بخصوصی داشتم، خيلی آزاد و رها بودم، فكری نداشتم و احساس می كردم تحت حمايت شما هستم و ناخودآگاهانه همانگونه كه می گفتيد می شدم ضمن اينكه متوجه همه چيز بودم و حتی صداهای اطراف را می شنيدم ولی برايم مهم نبود...

* س: شما در چه حالات و شرايطی بوده ايد؟
* ج: يك حالت آرامش... يك حالت شبيه به در رويأ بودن...

* س: آيا خواب بوديد؟
* ج: نه، خواب كه نبودم، خيلی بيدار هم نبودم...

* س: آيا اين حالت را قبلا" هم در حالت عادی تجربه كرده ايد؟
* ج: فكر نمی كنم...نه...

* س: وقتی شما در حالت هيپنوتيزم بوديد من گفتم كه دست شما سنگين می شود... آنقدر سنگين كه احساس می كنيد از سنگينی به سمت پائين كشيده می شود و بلافاصله ملاحظه شد كه دست و طرف راست شما شروع كرد به سنگين شدن و شما به سمت پائين خم شديد! ممكن است قدری توضيح دهيد؟
* ج: احساس كردم دستم شروع كرد به سنگين شدن و بعد آنقدر سنگين شد كه نمی توانستم آن را تحمل كنم...
* ج: احساس كردم نيرويی دستم را بطرف بالا می آورد...

* س: آيا خودتان اين كار را كرديد؟...
* ج: نه... بهيچوجه حتی من قدری هم مقاومت كردم كه دستم بالا نيايد ولی اين نيرو بيش از آن بود كه من تحمل كنم ... ضمن اينكه در حالتی بودم كه خودم نمی خواستم مانع شوم و دستم سبك شد...

* س: از اينكه دستتان سبك شده و بالا می آيد تعجب نكرديد...؟
* ج: قدری مكث ... چرا ... همينطوره... در اينجا نكته جالبی وجود دارد. عليرغم اينكه اين جواب از سوژه ها شنيده می شود ولی در چهره و قيافه آنها در هنگام بالا آمدن دست در هيپنوتيزم تعجبی ملاحظه نمی شود. ولی بعدها ممكن است بعضی از سوژه ها اين تعجب را اظهار كنند.

* س: من در حالت هيپنوتيزم به شما تلقين كردم كه قسمتی از دست و صورت شما سر و بی احساس می شود. آيا شما اين سری و بی احساسی را داشتيد؟
* ج: اصلا" درد وناراحتی را احساس نمی كردم ولی متعجب بودم كه سوزن وارد بدن من می شود...

* س: من به شما گفتم كه بدنتان مثل يك تكه چوب خشك و سفت می شود.. ممكن است قدری در اين زمينه توضيح دهيد...
* ج: بدنم خارج از كنترل خودم شروع كرد به سفت شدن...

* س: آيا از اين وضعيت دچار ترس نشديد؟
* ج: اصلا" فكر نمی كردم... به هرحال ترسی نداشتم...

* س: به شما از شادمانی و شعف گفتم و شما شروع به خنديدن نموديد. ممكن است توضيح بفرمائيد.
* ج: احساس كردم همه چيز بنظرم مضحك و خنده دار آمد ولی واقعا" دليلی نداشتم...

* س: وقتی گريه به شما تلقين شد، شروع به گريستن كرديد...
* ج: آری...احساس كردم غم دنيا روی قلبم سنگينی می كند.
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

 مغز و امواج مغزي در هينوتيزم 



راستی در حالت هيپنوتيزم چه اتفاقی می افتد؟ آيا اظهارات هيپنوتيزم شدگان درست است؟
براستی چه اتفاقی در درون بدن انسان می افتد كه چنين اتفاقاتی رخ می دهد؟
كدام قسمت از مغز يا ذهن مسئول اين تغيیرات درونی است؟
آيا واقعا" اين پديده قابل بررسی از ديدگاه های عميق بالينی نيست؟


مطالعات انجام شده در مورد مغز انسان، با جداسازی دو نيمكره مغزی در مورد برخی از بيماران صرعی نشان دهنده اين واقعيت بوده است كه ما در واقع دارای دو مغز هستيم كه بطور مستقل از يكديگر عمل می نمايند. بدين ترتيب با مواجه با محرك های محيطی آنها بطور يكسان عمل نمی نمايند و هركدام توانائی خاص خودشان را دارا هستند. هر نيمكره مغزی دارای وظايف و توانائی های خاص خودش است وصرفا" به محرك هائی واكنش نشان می دهد كه در سيطره توانائی خودش باشد (Watzlawick,1978)
يك مجله مشهور آمريكائی تصوير خيلی ساده شده كاركرد نيمكره های مغز را نشان می دهد (شكل روبرو) :
 
تصویر

تصویر 


همانگونه كه در تصوير نيز مشاهده می شود مراكز ادراكات، احساسات و تخيلات و اندريافت هنري، موسيقي، مجسمه سازی و رقص در نيمكره راست مغز و مراكز مرتبط با منطق، رياضيات، توانشهای كلامی و نگارشی و فهم علوم و فنون در نيمكره چپ مغز قرار دارد. بارنت (Barent,1981) ، در مطالعه خود متوجه گرديد كه با فعال شدن نيمكره راست مغز توانائی تصوراتی (Imaginative ablity) و هيپنوتيزم (hypnotizability) افزايش می يابد.
هيلگارد (Hilgard,1979) در مطالعاتی كه روی افراد انجام داد به اين نتيجه رسيد كه بين قدرت تصورات و قدرت خيال پردازی و هيپنوتيزم ارتباط نزديكی وجود دارد. اريكسون (Erikson,1981) ، كشف نمود بيمارانی كه با مشكلاتشان بطور منطقی و تحليلگرانه (Analytical) برخورد می كنند و آمادگی بيشتری از ديگران برای حل مسائل منطقی دارند ديرتر و به سختی هيپنوتيزم می شوند.

بارنت (Barent,1981) ، اظهار نموده كه نيمكره راست هشياری (Consciousness) فرد را تحت سلطه خود دارد و بطور غير مستقيم تأثير در آگاهی (Awarness) دارد. چن، دوركين وبلوم كوئيست (Chen,Dworkin & Bloomquist,1981) عنوان نموده اند كه نيمكره چپ در هشياری نرمال (Normal Consciousness) مسلط هستنند و بيشتر فعاليت دارند حال آنكه نيمكره راست به نسبت فعاليت بيشتری را در حالت تغيیر يافته آگاهی دارد.
ميلر (Miller,1979): وقتی يك محرك قوي، جاذب و ثابت بكار برده می شود، برای مثال محركی مثل كريستال برای خيره كردن چشم، اين باعث كاهش و ساكن شدن فرايند تداعيات وارتباطات در كورتكس حسی می شود.

اين حالت باعث و عامل تجزيه و انفكاك (Dissociation) و كاهش و نقصان در فعاليت های جسمانی می شود. به عبارت ديگر ساكن شدن ارتباطات در مراكز حسی كورتكس باعث كاهش در فعاليت های جسمانی می شود. تعداد قابل توجهی از محققين اظهار داشته اند كه هيپنوتيزم يك حالت تغيیر يافته از هوشياريست (An altered state of Consciousness). هيلگارد (Hilgard, 1986) ، در زيربنای تئوريك هيپنوتيزم به لحاظ ذهنی اظهار می كند كه هيپنوتيزم يك وضعيت تجزيه يا انفكاك در هشياری ايجاد می كند. اين انفكاك شامل يك شكاف در فرآيندهای روانی شده و آن را به دو شق يا قسمت از آگاهی در می آورد. يكی از اين دو بخش در ارتباط با هيپنوتيزم كننده و محيط و جهان بيرون است و بخش ديگر مربوط به دنيای درون و ناظر درونی(Hidden Observer) است. هيلگارد اعتقاد دارد كه اثرات هيپنوتيزم محصول اين هشياری تفكيك شده است. برای مثال زمانی كه سوزنی به دست سوژه هيپنوتيزم شده فرو می رود و به سوژه گفته می شود كه او كاملا" نسبت به درد بدون واكنش باقی می ماند يا اصلا" دردی را احساس نمی كند، واقعيت اينست كه آگاهی بيرونی يا آگاهی مرتبط با هيپنوتيزم شونده می گويد كه دردی احساس نمی كند، و از آنجائيكه بين هشياری شكاف افتاده احساس درد نمی تواند به آگاهی درونی به دليل انفكاك منتقل شود و در نتيجه دردی احساس نمی شود. در واقع آگاهی بيرونی تحت تأثير حرف های هيپنوتيزم شونده است.

امواج مغز

تغيیرات در هوشياری رابطه بسيار نزديكی با تغيیرات الكتريكی در مغز دارد. همانگونه كه می دانيم فعاليت های الكتريكی در مغز در چهار نوع يا شكل كلی نمايش داده می شود:

1- داری و هوشياری كامل - امواج 13 تا 24 سيكل در ثانيه (بتا Beta)
2- حالت ريلكس جسمانی - امواج 8 تا 12 سيكل د رثانيه (آلفا Alpha)
3- حالت خواب سبك - امواج 4 تا 7 سيكل د رثانيه (تتا Teta)
4- حالت خواب سنگين-امواج 4 سيكل در ثانيه (دلتا Delta)


- مطالعات نشان داده كه هنگام هشياری يا هنگام حل مسائل رياضی يا تفكرات، امواج (بتا) فعاليت مسلط دارند.

- هنگام استراحت و آرامش امواج (آلفا) فعاليت مسلط دارند.

- در روياهای روزانه و يا تخيلات، هشياری كاهش می يابد. در واقع خيال بافی شايد يكی از خواصش اين باشد، كه قدری انسان را از فشارهای استرس زا ی زندگی رهايی بخشد. در توهم آگاهی كاملا" قطع می شود. قطع كامل از واقعيات زندگی. كيفيت توهم، در هيپنوتيزم و بيماران روانی فرق دارد در حالت هيپنوتيزم حالتی شبيه به شبه توهم (Psudohallucination) دارد.

- بررسی های انجام شده نشان داده كه در عميق ترين درجات هيپنوتيزم درصدی آگاهی وجود دارد.

- حتی در خواب عميق معمولی يا حتی بيهوشی به همين صورت درصدی آگاهی وجود دارد(Rymer, 1987). برای مثال برخی از محرك های خاص ممكن است در حالت خواب عميق يا حتی بيهوشی شنيده شوند. مادر، در خواب عميق متوجه كوچكترين سر و صدای فرزند نوزاد خود می شود، حال آنكه شايد هرگز متوجه رعد و برق شديد نشود (Bernnet, 1982)

- بعضی ازافرادی كه در بيهوشی عميق قرار داشتند، بعد از بيرون آمدن از بيهوشی برخی از حرفهای پزشكان را عنوان می نمودند و اين نشاندهنده درصدی آگاهی بوده است (Rymer)

- هيپنوتيزم خواب نيست، بيهوشی هم نيست، بلكه حالتی شبيه به خواب آلودگی است. در قويترين درجات هيپنوتيزم درصدی آگاهی وجود دارد و فرد می داند چه می كند و چه اتفاقی می افتد.

- در هيپنوتيزم سبك امواج آلفا و در هيپنوتيزم عميق امواج بين تتا و دلتا گزارش شده است.



منبع :

تسواك اشتفان، مترجم منصوری ذبيح الله (1370)، كاشف هيپنوتيزم، دفتر نشر فرهنگی
[align=left]
Weiten. W.(1989), Psychology,Themes And Variations, Books/cole Publishing Company California.
Shirimali. N. D(1985),Practical Hypnosis, Khari Daoli,Delhi.
Ousby. J. W(1967), The Teory And Practice. Hypnosis, Thorsons Publishers Limited, North  
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

  هيپنوتيزم ميتواند نابغه بسازد ؟ 



دكتر وان پلت در فصل 24 كتاب ( اسرار هيپنوتيزم ) مي نويسد :
پي جوييهاي جديد در هيپنوتيزم راز نبوغ را كشف كرده است ازمايشات هيپنوتيزم نشان داده است كه يك شخص با استعداد متوسط ميتواند تحت تاثير چندين جلسه هيپنوتيزم نابغه شود ، اين اظهارات داستان غير حقي نيست بلكه اين حقيقت صد در صد واقعي علمي است .
يك ازمايش هيپنوتيزم نشان داده است كه يك هنرمند نقاش در حال هيپنوتيزم توانسته است در مدت شش ساعت يك تصوير را نقاشي كند كه در بيداري احتياج به هفتاد ساعت وقت داشته است اريكسن ميلتن (1) در صفحه 164 فصل دوم كتاب خود مينويسد :
((..... او براي ترسيم اين نقاشي ده سال وقت صرف كرده بود ولي باز هم به خوبي موفق نشده بود ......)) و در فصل دوازدهم اين كتاب مي بينيم كه وقتي ( راچمانينف ) در ساختن اهنگ معروف خود مواجه با شكست شد ، هيپنوتيزم دكتر داهال در مسكو او را قادر ساخت كه اهنگ خود را تكميل كند و به موفقيت بزرگ جهاني نائل ايد .
مسلما استعداد و نبوغ داراي درجاتي است . همه كس ولو با هيپنوتيزم هم نميتوانند نابغه بشوند . هيچكس نمي تواند يك ( راچمانينف) يا يك ( انيشتن ) بشود . با وجود اين هيپنوتيزم نشان داده است كه هر كس مي تواند خيلي بهتر از انچه هست باشد .
هيپنو تيزم ميتواند استعدادهاي نهفته مغز را كه تا كنون به حال ركود و خفته بوده اند بيدار كند . ولي هيپنوتيزم ادعا نمي كند كه هر شب يك كيسه پر از پول زير سر شما بگذارد . اكثر مردم داراي استعداد و نبوغ خاصي هستند ، كه تا كنون براي انها ناشناخته مانده است ، به عبارت ديگر اكثر مردم نميدانند چه استعدادي و براي چه كاري استعداد خارق العاده و شگرفي دارند ، ولي هيپنوتيزم اين استعداد را اشكار و به نسبت زيادي پرورش ميدهد .
(اديسون) مخترع بزرگ جهاني و مخترع ده ها اختراع ، بخصوص برق مي گويد كه :
(( نبوغ يعني يك در صد الهام و نودو نه در صد عرق ريختن و زحمت كشيدن )) عوامل بسيار زياد رواني زائيده از محيط زيست وجود دارند كه شخص را نسبت بكار و فعاليت بيميل مي كنند .
شما در زندگي روزانه باشخاص بسيار زيادي برخورد ميكنيد كه مي گويند ما حوصله كار كردن نداريم هيپنوتيزم عوامل منفي رواني را كه چون زنجيرهائي را كه بااطراف روان و مغز شما كشيده شده الهام است پاره مي كند ، و شما را بطور اعجاز انگيزي بكار و فعاليت شبانه روزي علاقمند مي سازد و قدرت تفكر شما را زياد مي كند .
( ديسرائيلي ) ميگويد : (( پشتكار جزئي از اجزاء نبوغ است )) و هيپنوتيزم اين پشتكار را به شما مي دهد .
اين عبارت معروف است كه (( نبوغ عبارت از يك استعداد بي انتهائي است براي رنج كشيدن و تحمل رنج )) ولي شواهد نشان ميدهد كه ضرب المثل جزئي از حقيقت است ، زيرا ما روزانه كساني را مي بينيم كه خيلي كار مي كنند و خيلي زحمت ميكشند ، ولي نه تنها نابغه نيستند ، بلكه و شايد احمق هم هستند .
تجربه و ازمايشات هيپنوتيزمي نشان ميدهند كه نبوغ نتيجه و حاصل توانائي تمركز فوق العاده مغز است ، بدين ترتيب وقتي مغز بشدت براي انجام كاري متمركز مي شود ، كارهاي برجسته و نماياني بظهور ميرسد .
جد بوكستن (2) حسابگر حيرت انگيز سال 1749 بسهولت توانست به اين پرسش جواب دهد كه در 260 000 607 202 مايل مربع چند دانه نخود ميرويد .
انيشتن پدر قانون نسبيت در سال 1953 توانست فكر خود را بر يك موضوع متمركز كند و نظريه بزرگ جهاني خود را اظهار نمايد .
هر فردي كه داراي استعداد متوسطي باشد ، بالقوه نابغه است يا بعبارت ساده تر داراي نبوغ و هوش سرشار ولي خفته است ، زيرا از نقطه نظر علم تشريح مغز هيچ اختلافي بين مغز يك نابغه و يك فرد عادي نيست ، مغز هر دو نفر انبوهي از ده هزار ميليون سلول خاكستري رنگ مي باشد .
ولي اختلاف در طرز بكار انداختن اين سلولها ، روش بكار انداختن و استفاده از سلولهاي مغزي است كه موجب اختلاف بزرگ بين يك نابغه و يك شخص عادي مي شود .
ازمايشات انجام شده روي مغز انيشتن اين نظريه را تاكييد مي كند كه نبوغ همراه با ايجاد تمركز قواي فوق العاده دماغي است . ازمايش كنندگان روي مغز انيشتن دريافتند كه او را قادر است كه تعداد زياد تري از گروه سلولهاي مغزي را بر روي يك نقطه و يك موضوع متمركز كند .
تمركز فوق العاده مغز منطقي ترين بيان ،و تعريفي است كه ما (( دكتر وان پلت )) براي هيپنوز داريم .
و تمركز فوق العاده دماغ تنها دليل راضي كنندهاي است كه براي كليه پديده هاي هيپنوتيزمي مي توان ارائه داد كاملا اثبات شده و معلوم است كه تحت نفوذ هيپنوتيزم استعدادهاي مغزي مي تواند به نسبت زيادي بسطح يك مغز نابغه نز ديك شوند .
به عنوان مثال شخص بيمار در حال هيپنوز بسياري از خاطرات دور خود را كه در حال عادي و بيداري بهيچ وجه قادر بياد اوري ان نيست بياد مياورد .
قدرت ذهني بوسيله تمركز فكر در حال هيپنوز بسيار زياد ميگردد . سفت شدن خارق العاده عضلات بدن يك شخص ضعيف الجثه كه مي تواند مرد قوي را تحمل كند ، بهترين دليل است .
اينطور بنظر ميرسد كه كاملا عاقلانه و صحيح است كه نبوغ طبيعي اشخاص را نوعي از هيپنوتيزم بدانيم ، زيرا (( خود هيپنوتيزم )) در اثر تمركز فوق العاده فكر بوجود مي ايد ، درست شبيه نتايجي كه از علاقه زياد و شديد نسبت به موضوع يا مسئهاي حاصل ميشود .
به عنوان مثال ((تنيسون)) (3) از طريق تكرار اسم خودش براي خودش بطور ارام و بيصدا موفق شد به يك نوع (( جذبه در حال بيداري )) برسد .
در تمرينات يوگيهاي هندي ميبينيم كه يكي از دستورات رسيدن به عالم خلسه و جذبه و بعبارت ديگر نزديك شدن به خداوند اين است كه يكنفر پيرو مكتب (( يوگا)) بايستي دائما و در حال عبارت (( ام )) (4) به معني او يا قادر مطلق را تكرار كند ، و متوجه باشد كه فكرش به هيچ طرف نجهد و فقط و فقط متوجه (( ام )) يا (( او )) باشد .
در تمرينات عرفاي ايراني نيز بهمين قاعده بر مي خوريم ، زيرا يكي از درسهائيكه دراويش يا عرفا به شاگردان خود مي دهند اينست كه بايستي دائما و در همه جا ذكر و فكرشان كلمه ((حق)) يا (( هو )) باشد .
حالا با كشفيات جديد هيپنوتيزم مي بينيم كه كار دراويش چقدر درست و علمي و صحيح بوده كه انها براي ايجاد تمركز فكر يكي از تمريناتشان تكرار و ذكر يك كلمه معين در روز بوده است .
چقدر خوبست كه انسان عارف و درويش به معني دارنده نبوغ و تمركز فوق العاده ذهن باشد . ولي از اين استعداد و نبوغ خارق العاده خود ، بشكل اجتماعي استفاده كند ، نه بشكل انفرادي ولي دراويش و عرفا جواب مي دهند كه در اجتماع عوامل اجتماعي ، نظير شهوات و زيبائي هاي به ظاهر فريبنده اجتماعي ، تمركز فكر و در نتيجه لذت و ارامش و خلسه ما را از بين مي برند .
وفتي كه خواب شونده در حال هيپنوتيزم عميق ، تمركز فكرش به ميزان صد در صد برسد توجهش بكلي از همه چيز سلب مي گردد .
پروفسور فراموشكار بهترين نمونه اين نوع تمركز فكر است نوابغ بزرگ بطوريكه اكثرا شنيده و ميدانيد ، تمام قدرت و نيروي فكرشان متوجه هدف ، مسئله يا كشف و اختراع خودشان است ، لذا نسبت بامور اجتماعي كه در نظرشان بي ارزش است فراموشكار ميشوند .
مشهور است كه برخي از نوابغ منزل خود را گم ميكردند ، ارشميدس غذا خوردن و حمام رفتن را فراموش ميكرد . انيشتن نيز همينطور بود درست مانند شخص هيپنوتيزم شده كه تشنگي و گرسنگي را بكلي فراموش مي كند .
عواطف و احساسات ، همراه با تمركز قواي دماغي ، هيپنوتيزم را تسريع مي كند . در نبوغ نيز اين موضوع هميشه صدق مي كند ، نبوغ هميشه همراه با عواطف است ، نظير نقاشي و موسيقي ، نبوغ معمولا هميشه مجموع تمركز فكر و عواطف است .
قدرت تصور و تخيل در هيپنوتيزم شدن نقش بسيار مهمي را بازي مي كند . تخيل قوي يك حالت دائمي نبوغ است .
گاهي رويدادهاي نا مناسب اجتماعي نبوغ را خاموش مي كنند ويا از بين ميبرند . نظير موسيقيدان بزرگ روس (( راچمانينف )) كه بعلت شكستن در ساختن اولين سمفوني در پترز بورگ در سال 1897 قدرت و توانائي اهنگ سازي خود را از دست داد .
اختلالات عاطفي گاهي فكر را در حال بيداري متمركز مي كنند و در شرايط و وضعيتي نظير هيپنوز بوجود مياورند . مثلا اگر در يك موقع و حالت خاصي افكار ترسناك يا ناراحت كننده اي به شخص دست دهد ، ايجاد علائم بيماري مي نمايد .
در اينصورت مغز شخص مريض شده بيشتر بر روي علائم بيماري متمركز ميشود . در نتيجه دور و تسلسل شيطاني شروع مي شود . و نيروي مغزي تحليل ميرود و كاهش مي يابد . و حال اگر اين دور و تسلسل مغزي به كمك هيپنوتيزم شكسته شود ، نيروي دماغي بيمار براي انجام كارهاي بهتري ازاد ميشود .
گرچه موقعيت هائي براي بررسي و ازمايش يك (( راچمانينف يا انيشتن )) بسيار نادر است ولي معذالك تجربه و ازمايشهاي هيپنوتيزمي نشان داده اند كه از طريق هيپنوز مي توان اختلالات و ناراحتيهاي فكري را از بين برد و شخص را براي تلاش و كوشش بهتر و پر ثمرتري اماده كرد .

[align=left]
1- Cooper Linnf MD and Ericson Milton H.M.D time pistortion hypnosis 11,164 William Wilkins company , baltimor u.s.a
2-Jed Buxton
3-Tennyson
4-om
 
*برگرفته از كتاب روانشناسي هيپنوتيزم اثر شعبان طاووسي ( كابوك)
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

  و قانون بازتاب  




1- قانون بازتاب شرطي بالاتر از عقل و اراده است زيرا بكمك ان ميتوان خوشحالي دائمي ايجاد نمود و كودكان را بدون نصيحت و حرف زدن اموزش داد و به هر كاري علاقمند نمود .

2- با قانون بازتاب شرطي ميتوان از ترسو ترين ملتها جنگجوترين افراد را بوجود اورد ، زيرا قانون بازتاب شرطي بالاتر از عقل و اراده است . 3- در برخي شرايط به كمك قانون بازتاب شرطي هم ميتوان هيپنوتيزم نمود .

پاولف فيزيولوژيست و پزشك معروف روسي (1849-1936) است كه در سال 1879 در اكادمي نظامي سن پطرز بورگ بعنوان پزشك پذيرفته شد ودرسال 1883 از رساله دكتري خود راجع به ( اعصاب گريز از مركزقلب ) دفاع كرده و تا سال 1889 راجع بگردش خون مشغول تحقيق بود درسال 1890 بسمت استاد فارماكولوژي در سن پطرزبورگ برگزيده شد ودرسال 1904 به دريافت جايزه نوبل در فيزيولوژي وپزشكي نائل گرديد .

مساعي مستمر پاولف منجر به كشف بازتاب شرطي گرديد كه گزارش انرا در كنگره پزشكي بين المللي ( مادريد ) تحت عنوان ( روانپزشكي و پسيكوپاتولوژي تجربي روي حيوانات ) مطرح نمود . پاولف تحقيقات خود را روي سگها انجام داد ومتوجه شد محركهائي كه با غذا همراه ميشوند مثل خود غذا موجب تراوش غدد بزاق سگ مي شوند تجربه معروف او كه منجر به كشف بازتاب شرطي شد در زيرشرح داده مي شود . پاولف با عمل جراحي سوراخي در روي گونه سگي باز كرد و يك لوله لاستيكي از ان سوراخ داخل دهان سگ نمود، اين لوله به شيشه اي وصل بود كه در انجا تراوش اب دهان سگ به دقت اندازه گيري ميشد . هر وقت پاولف به سگ غذا ميداد، در همان موقع زنگي را هم به صدا در مياورد . وقتي سگ براي اولين مرتبه صداي زنگ را شنيد اب دهانش هيچ تراوش نكرد ولي پس از انكه نه مرتبه صداي زنگ باغذا همراه شد، صداي زنگ تنها موجب شد كه دهان سگ 18 قطره تراوش كند ، پاولف ازمايش كرد كه اگر هر چه تعداد دفعات صداي زنگ با غذا همراه باشد ، بهمان نسبت قطرات اب دهان سگ بيشتر خواهد شد .

مثلا اگر 51 بار صداي زنگ با غذا همراه باشد ، سپس صداي زنگ تنها موجب ميشود كه 69 قطره اب دهان سگ تراوش كند . ( در اين قسمت ظرف غذا برداشته شده و فقط صداي زنگ به گوش سگ ميرسد ) در اين ازمايش صداي زنگ ( محرك ) وقطرات بزاق دهان سگ ( پاسخ ) است . وشرط تراوش قطرات اب دهان سگ بصدا در اوردن زنگ است كه سگ به طورغير ارادي عكس العمل يا بازتابي از خود نشان مي دهد كه ا نرا پاسخ گويند . پاولف ميگويد : عادات مختلف مبتني بر اموختن و تربيت وهرراه ديگر كه باشد ، چيزي جز يك سلسله بازتابهاي شرطي نيست . اگر شما هم ميخواهيد مانند پاولف ديپلم دريافت كنيد حتما ازمايش زير را انجام دهيد !

بدين صورت كه :

1- در مرحله اول با كليك بر روي يكي از سازها مثلا زنگ ان را به صدا در اوريد .

2- در مرحله بعد به سرعت يك قطعه گوشت انتخاب كرده و در ظرف سگ بگذاريد و با اشتها خوردن سگ را به تماشا بنشينيد . ( خدا پدر پاولف را بيامرزد! ) 3- حال ميتوانيد ساز ديگر را به صدا در اورده و يك موز در داخل ظرف سگ بگذاريد و مشاهده كنيد كه چه حالي از بينوا گرفته ميشود . 4- دوباره همان زنگي كه در مرحله قبل به صدا در اورده بوديد انتخاب كنيد و مجددا قطعه گوشتي ، بعد از 2 يا 3 مرتبه تكرار فقط با صدا در اوردن همان زنگ سگ شرطي شده و بدون گذاشتن گوشت ، اب از دهان مباركش جاري ميشود ! 5- و اما قضيه موز كه با چند بار تكرار ساز دوم و گذاشتن موز در داخل ظرف بعد از چند مرتبه ضد حال خوردن سگ ، نسبت به ساز دوم شرطي شده و ديگر عاقبت كار را خداوند ختم بالخير كند . فقط بايد به اين نكته توجه شود كه ساز انتخابي براي قطعه گوشت و موز با يكديگر تفاوت داشته باشد .

يك مطلب جالب ! با قانون بازتابهاي شرطي ميتوان به هر حيواني تعليم رقص داد .

انچه مسلم است ما زبان شتر را نمي فهميم و ماهرترين استادان رقص جهان هم نميتوانند دست اقا يا خانم شتر را بگيرند و بگويند اينطور برقص و پايت را اينطور يا انطور بگذار . بنابراين ما از فكر و عقل شتر استفاده نميكنيم بلكه براي تعليم رقص از اعصاب شتر استفاده مينمائيم .

شتر را روي ميز كوتاه اهني قرار ميدهيم و زير ميز را با چراغ پريموس يا وسائل ديگر گرم ميكنيم معلوم است كه در چنين وضعي پاي حيوان ميسوزد و انها را حركت ميدهد در اين هنگام نوازندهاي هم شروع به نواختن ساز يا ضربي ميكند حال اگر مثلا ده روز متوالي و هر روز دو مرتبه و هر مرتبه ده دقيقه تا يكربع اين عمل انجام شود پس از ده روز بمحض نواختن همان ساز معين ، شتر شروع برقصيدن ميكند بدون اينكه روي ميز باشد بلكه روي صحنه تئاتر هم امكان دارد كه بازدن همان ساز شتر شروع به رقصيدن كند . ( بيچاره شتر بينوا ! ) چرا روانشناسان ميگويند به مشكلات بخنديد ؟ در صورت خنديدن فرد به مشكلات در مرتبه هاي نخستين هر چند كه اين خنده از ته دل نباشد وبه طور مصنوعي اين عمل انجام شود و با تلقين اينكه مشكلات براي مردان بزرگ است و من به جنگ اين مشكلات خواهم رفت انها را تحمل خواهم نمود ودير يا زود شكست خواهم داد بزودي طبق قانون پاولف اين خنده حقيقي خواهد شد و به درون سرايت خواهد كرد .

در اين ازمايش وقايع و حوادث ناگوار زندگي ( محرك ) و خنده ( پاسخ ) ميباشد .

و مثالي ديگر : برخي از روستائيان با تجربه از قانون پاولف استفاده ميكنند ، زنهاي روستائي شير گاو را در ظرفي ميدوشند وگوساله يعني بچه همان گاو از موقعيت استفاده كرده و سرش را داخل ديگ شير كرده و انرا ميخورد زنان روستائي براي اينكه گوساله را تنبيه كرده باشند كه هيچگاه سرش را بداخل ظرف شير نكند شير را ميجوشانند و در معرض ديد گوساله قرار ميدهند . گوساله به محض ديدن شير سرش را داخل ظرف شير ميكند ولي بعلت داغ بودن شير لبها و دهان حيوان ميسوزد با چند مرتبه تكرار گوساله از خوردن شير خود داري ميكند . در اين تجربه شير داغ ( محرك ) وعقب رفتن گوساله ( پاسخ ) مي باشد.


* مراجع : 1- روانشناسي هيپنوتيزم ( كابوك ) 2- روحهاي تسخير شده ( ويليام سارجنت )

توسط : آرش نوبهار
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

پست توسط Dr.Akhavan »

  پاسخ به پرسشها متداول در مورد هيپنوتيزم 




نوشته شده :دکتر سعيد جهانشاهی

1-آيا هيپنوتيزم فقط تلقين است؟ آيا نيروئي در القاء خلسه دخيل نيست؟ در حاليكه براحتي مي توان وجود نيرو را احساس كرد.


تحقيقات نشان داده است كه هيپنوتيزم فقط با تلقينات مناسب ايجاد شده و هيچ ارتباطي با هيچ نيروئي ندارد. هيچ چيزي جز تلقين در هيپنوتيزم نقش ندارد، البته تلقين هم كم اثر نيست، بخصوص وقتي دانش ما از قواعد تلقين و پيچيدگيهاي روان را هم در نظر گيريم، بحث وجود نيرو يا آنطور كه بيشتر رايج است نيروي مغناطيس حيواني، منيطيسم يا هر نيروي ديگري بحثي تاريخي است و به زماني برميگردد كه مغناطيس تازه در فيزيك كشف شده بود و براي بسياري از جمله مسمر و ساموئل هانمان پدر هوميوپاتي جالب بود . در آن روزگار هر كشف تازه اي بخصوص در فيزيك براي توصيف و تبيين ساير پديده ها از جمله طب و روانشناسي استفاده مي شد. مسمر نيروي مغناطيس و مغناطيس حيواني را از همين موضوع اقتباس ومورد استفاده قرار داد. بحث بيشتر در اين خصوص را به تاريخچه هيپنوتيزم و كتب مربوطه مي سپاريم. اما ازتاثير تاريخچه هيپنوتيزم در چنين طرز فكري مهمتر، آنچه باعث ماندگاري باور به وجود نيرو شده اين است كه در اكثر تكنيكهاي هيپنوتيزمي از كلمه نيرو استفاده مي شود، مثلااين جمله كه :تا چند لحظه ديگر نيروئي دست شما را به سمت بالا مي كشد . اما بايد توجه داشت كه احساس نيرو به منزله وجود نيرو نيست. بكار بردن كلمه نيرو صرفا اثر تلقين را بهتر مي كند، به عبارتي نوعي كاربرد استعاره يا مثال METAPHOR است كه بحثي مفصل درآموزش تكنيكهاي هيپنوتيزمي و هيپنوتيزم درماني است و باعث افزايش تاثير تلقين هاي ما مي شود. استفاده از استعاره ديگري مانند : تجسم كن چند بادكنك با رنگهاي زيبا و قشنگ به انگشتان و مچ دست شما بسته شده و دست شما را به سمت بالا مي كشد همان اثر را دارد، ولي از كلمه نيرو استفاده نكرده است. متاسفانه استفاده از استعاره نيرو كه در تكنيكهاي هيپنوتيزمي بسيار كاربرد دارد وقتي با تاريخچه و ادعاهاي غير علمي مسمر و ادعاها و عدم مطالعه بعضي همراه مي گردد، اين اشتباه را بيشتر رواج مي دهد. به هر حال ساده ترين پاسخ به اين سؤال اين است كه احساس وجود چيزي هيچوقت دليل بر وجود آن نيست.


2-آيا امكان تاثير بر اشياء با نگاه در حالت هيپنوتيزمي وجود دارد؟


خير، اين موضوع هيچ ارتباطي با هيپنوتيزم ندارد. در پاندول شورل كه در آن با نگاه به پاندول مي توان جهت حركت آن را تعيين كرد ارائه تلقينات مناسب و قرار دادن نخ پاندول در دست سوژه الزامي است وگرنه هيچ اتفاقي در حركت پاندول نمي افتد. اينكه بعضي مي گويند مرتاض هندي روزي قطاري را با نگاه متوقف كرده است ممكن است صحت داشته باشد اما اثبات كننده امكان تاثير بر اشياء با نگاه نيست، بحث در خصوص اين چنين قدرتهائي به رشته فراروانشناسي مربوط است و ارتباطي با روانشناسي و هيپنوتيزم ندارد.براي اثبات يا رد چنين ادعاهائي نيز ملاحظات خاصي در رشته فراروانشناسي بايد در نظر گرفته شود كه موضوع بحث ما نيست.در هر صورت آنچه پديده هاي هيپنوتيزمي نام گرفته اند قابل تكرار، قابل آزمايش و قابل آموزش هستند و آنچه قابل تكرار نيست ،قابل آزمايش و آموزش به صورت معمول نيست فراروانشناسي بوده و بحثي متفاوت است. در هر صورت نه مي توان با هيپنوتيزم اشياء را با نگاه حركت داد، نه مي توان از غيب سخن گفت، نه با ارواح ارتباط برقرار كرد.


3-آيا ممكن است كسي هيپنوتيزم شده و ديگر بيدار نشود؟


يافته هاي جديد نشان داده اند كه هيپنوتيزم نه خواب است، نه حالتي شبيه به خواب و جالب تر آنكه هنوز هيچ تغيير فيزيولوژيكي كه اختصاصي براي هيپنوتيزم باشد يافت نشده است. هيپنوتيزم يعني با كمك تلقين تغيير دادن، لذا اگر كسي هيپنوتيزم شود به سادگي مي تواند بيدار شود. تاخير در بيدار شدن نشانه مقاومت يا بروز عوارض است كه اگر كسي آموزش صحيح هيپنوتيزم درماني را ديده باشد هرگز با چنين مشكلي مواجه نخواهد شد. ساده ترين روش مقابله با اين مشكل نيز حفظ خونسردي و آرام كردن سوژه است. كافي است به او اجازه دهيم چند دقيقه اي بخوابد يا چند لحظه اي آرام در جائي بنشيند و استراحت كند، يا چند نفس آرام و عميق بكشد، هر كدام از اين ها حتما اثر تلقينات نامناسب را رفع مي كند. آنچه اغلب منجر به اين مشكل مي شود اضطراب هيپنوتيزم درمانگر ناوارد، هيجان زدگي اطرافيان و ترسيدن سوژه است وگرنه در موارد عادي هرگز مشكلي پيش نمي آيد.


4-آيا امكان درمان MS با هيپنوتيزم وجود دارد؟


بيماري MS يكي از بيماريهاي صعب العلاج سيستم عصبي است كه در آن ميلين سلولهاي عصبي دچار مشكل مي شود. اين بيماري در سير پيشرفت خود فراز و نشيبهاي زيادي دارد و متاسفانه در حال حاضر درمان موفقي ندارد. هيپنوتيزم نيز نقشي در درمان MS نداشته و هيچ مرجع رسمي هيپنوتيزم درماني را براي درمان MS توصيه ننموده است. آنچه باعث اين اشتباه كه هيپنوتيزم مي تواند MS را درمان كند مي شود آن است كه در بيماريهائي چون MS ، اميد به بهبودي مي تواند احساس بهبودي ايجاد كند ولي متاسفانه باعث بهبودي نمي شود. لذا بايد توجه داشت كه هرگز درمان اصلي را زير نظر يك متخصص اعصاب داخلي به اميد چنين احساس زودگذري رها نكنيم.


5-آيا مي توان با كمك هيپنوتيزم تناسخ را اثبات كرد؟


يكي از پديده هاي جالب هيپنوتيزمي بازگشت سني است كه مي تواند در بعضي به شكل تجديد حيات سني هم مشاهده شود. تجديد حيات سني يعني سوژه دوران كودكي مثلا سه سالگي خود را عينا تجربه كند، بنحوي كه رفتارش،احساسش ، حافظه اش و… بچگانه شود. مي توان همين تلقينات را ادامه داد به نحوي كه سوژه احساس كند در درون رحم مادر يا در قالب انسان ديگري در نسل هاي قبل است. نكته مهم كه اغلب به آن توجه نمي شود اين است كه سوژه روبروي ما، همان سوژه قبلي است و فقط در حالت هيپنوتيزم با تلقينات مناسب تغييراتي را در احساس،ادراك،حافظه و… خود تجربه كرده است، او اين تغييرات را احساس مي كند و واقعا سه ساله نشده است، واقعا به رحم مادر برنگشته و واقعا به نسلهاي قبل نرفته است. تمام اين احساسات با دستكاري ما ايجاد شده، و با دستكاري ما قابل تغيير است. اين پديده ها از جذابيت هاي هيپنوتيزم حكايت مي كنند و كاربرد هاي درماني خاصي دارند . تناسخ يعني عقيده به اين كه ما قبل از آنكه در جسم فعلي زندگي كنيم، قبلا به شكلي زندگي مي كرده ايم، اين عقيده چه صحيح و چه غلط، امكان اثبات يا رد آن با هيپنوتيزم وجود ندارد.


6-چه كساني مجاز به استفاده از هيپنوتيزم در درمان هستند؟


هيپنوتيزم بر خلاف نظر عده اي علم متفاوتي نيست، درمان مجزائي هم نيست،بلكه روشي است كه در موارد خاص و محدودي نظير تحقيقات و درمان كاربرد دارد، لذا بجز در تحقيقات فقط كساني مي توانند از هيپنوتيزم در درمان استفاده كنند كه صلاحيت درمان داشته باشند، چه صلاحيت قانوني كه قانون تعيين مي كند و مراجع ذيصلاح بر آن نظارت دارند و چه صلاحيت علمي، صلاحيت علمي يعني كتب علمي و مجلات مرجع و دانشگاهي كاربرد آن روش را در مورد بيماري خاصي و توسط شاغلين رشته خاصي تائيد كرده باشد. در حال حاضر هيپنوتيزم از درمانهاي طب حاشيه جدا شده و به عنوان روش رواندرماني در كتب مرجع روانپزشكي نظير روانپزشكي كاپلان و سادوك آمده است. امروزه پزشكان، دندانپزشكان، ماماها، پرستاران و روانشناسان در حيطه شغلي و علمي خود به استفاده از هيپنوتيزم مجاز هستند. به عبارتي كساني مجاز به استفاده از هيپنوتيزم در درمان هستند كه مجاز به درمان درآن بيماري بدون هيپنوتيزم نيز باشند، مگر آنكه به صورت تيمي و زير نظر درمانگر اصلي و به عنوان دستيار فعاليت نمايند. با اين توصيف استفاده از هيپنوتيزم در درمان احتياج به مجوز اختصاصي ندارد، اگر پزشك، دندانپزشك ، ماما ، پرستار يا روانشناس هستيد (در كليه گرايشها ) يعني مجوز كار در اين رشته ها را داريد مي توانيد از هيپنوتيرم نيز مشابه ساير روشهاي درماني استفاده كنيد. به طور كلي، اقدام به درمان با هيپنوتيزم فقط در صلاحيت كساني است كه مجوز درمان در رشته خود را دارند و تسلط بر فنون هيپنوتيزم به خودي خود نه مجوزي براي درمان مي باشد و نه استفاده از آن در درمان احتياج به مدركي متفاوت از رشته اصلي دارد.


7-دوره هاي آموزشي هيپنوتيزم چگونه است؟

دوره هاي آموزشي هيپنوتيزم بر حسب تئوريهاي مختلف قدري متفاوت است. هر چند تكنيكهاي هيپنوتيزمي در طول زمان ثابت مانده اند و تغييري نكرده اند، اما تغيير در تئوريها، نگاه ما به تكنيكها،كاربردها و نحوه آموزش هيپنوتيزم را نيز متفاوت كرده است.دوره هاي آموزشي هيپنوتيزم در حال حاضر ويژه پزشكان، دندانپزشكان، ماماها، پرستاران و روانشناسان در كليه گرايشها مي باشند.طول اين دوره ها بر حسب رشته هاي مختلف و نيازهاي آموزشي آنها در كشورهاي مختلف متفاوت است. اما يك دوره متعارف دوره اي 2-3 ماهه است كه اغلب سر فصلهاي زير را كم و بيش دارا است: 1-تعريف و توصيف هيپنوتيزم،تاريخچه و كاربردهاي آن 2-اصول تلقين شناسي، قواعد تلقين و فارماكولوژي تلقين 3-تلقينهاي بيداري 4-تكنيكهاي ساده و پيچيده هيپنوتيزمي 5-تكنيكهاي عميق سازي و پديده هاي هيپنوتيزمي 6-عوارض و روشهاي كنترل آن 7-مقاومت و روشهاي رفع آن 8-استعدادهيپنوتيزم پذيري و روشهاي افزايش آن 9-رويكرد مختلف در درمان با هيپنوتيزم 10-خود-هيپنوتيزم و هيپنوتيزم گروهي البته اين سر فصل هل بسته به تركيب شركت كنندگان ، سرعت آنها در يادگيري تكنيكها و حل تمرينها و... متفاوت است. در اين دوره ها تاكيد اصلي بر آموزش تكنيكهاي هيپنوتيزمي است ولي درمان چاقي ، زايمان بدون درد و اضطراب امتحان نيز اغلب تشريح مي گردد.

منبع : انجمن درمانگران ايران
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه 25 شهریور 1385, 4:18 pm
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 215 بار
تماس:

اصول خود هیپنوتیزم

پست توسط Karim1504 »

جلسه اول: اصول خود هیپنوتیزم


به نام خدا

بر اساس دلایلی که تا به حال باید روشن شده باشد هدف ما از خود هیپنوتیزم نوعی مهندسی هوشمندانه در راه ساختن شخصیت یک فرد است با یک طراحی دقیق و از پیش تعیین شده که خود فرد تعیین نموده است.

خود هیپنوتیزم تنها شکلی از هیپنوتیزم ها هست که وجود دارد و تمام هیپنوتیزم ها بر اساس خود هیپنوتیزم صورت می گیرد و خود هیپنوتیزم هم چیزی نیست جز تلقین مستمر به خود و تصور کردن حالت روحی و فیزیکی خاصی.

تمام افراد صاحب صلاحیت قبول دارند که هیپنوتیزم جریانی کاملا بی خطر می باشد ,مگر آنکه تلقینات نا مناسب در جریان مرحله دوم آن صورت گیرد(مرحله داخل خلسه بودن).خوب پس می توان از مطالب بالا نتیجه گرفت که خهود هیپنوتیزم دیگر بی خطر ترین شکل از هیپنوتیزم می تواند باشد .

در اینجا طی انجام این دروس باید به افرادی که شدیدا تلقین پذیر هستند باید متذکر شویم که در مرحله ای که به مرحله اصلی خود هیپنوتیزم یعنی رسیدن به حالت اطاعت کردن می رسند نباید توجهی به پیام های ضمیر نا خود آگاه خود کنند و تنها متنی را که از قبل نوشته بودند برروی خود اجرا کنند و آن را تنها بخوانند

تمامی این تذکرات فوق برای این است که در صدی معادل 5 از جمعیت کشور ما به طور کلی دارای حسی که اغلب با حس ششم از آن یاد می شوند هستند .آنها قادر به درک احساسات و شور هایی هستند که تصور آن برای بقیه انسانها بسیار مشکل است بنابراین درزمانی که در خود هیپنوتیزم قرار می گیرند این مسائل برای آنها بسیار واضح تر و روشن تر از قبل می شود بنابر این بسیار تلقین پذیر نشان می دهند

خوب امیدوارم تا اینجا با دلایلی که ما خود هیپنوتیزم می کنیم آشنا و البته با خطرات احتمالی که ممکن است برای همان 5 درصد از افرادی که گفتیم وجود دارد آشنا شده باشید.

یادتان نرود که در کنار این درصد کم خطر مزیتهای بیشماری وجود دارد که به برخی از آنها کوتاه اشاره می کنیم :

ریلاکس شدن فوری (یعنی در بهترین شرایط قرار گرفتن) که البته این امر می تواند در بد ترین شرایط حتی اتفاق بیافتد نمونه هایی از این مهم در جهان اتفاق افتاده است که برای مثال در کتاب اصول خود هیپنوتیزم به داستان مستند یک زن ایتالیایی اشاره شده که پس از آتش گرفتن ساختمان 30 طبقه خود تصمیم به خودکشی می گیرد در همان لحظه چشمش به کتاب خود هیپنوتیزمش می افتد که این باعث می شود که این جریان را برروی خود امتحان کند با این کار پس از مدت 5 ساعت خواب دوباره تصمیم به شروعی تازه می گیرد و الان نیز که از آن روز بیش از 15سال می گذرد صاحب یکی از بزرگترین شرکتهای ایتالیایی است و به گفته خود زندگی و موفقیت خود را مدیون خود هیپنوتیزم می داند.

نویسنده: محمد حسین حدادیان پور
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[External Link Removed for Guests]
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه 25 شهریور 1385, 4:18 pm
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 215 بار
تماس:

پست توسط Karim1504 »

دوستان اگر مایل بودید بگید تا ادامه بدم :grin: :grin: :grin: :grin:
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “متفرقه در مورد پزشکي”