::::::...:::::: ازدواج و مسايل مربوط به آن ::::::....:::::::

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با خانواده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 324
تاریخ عضویت: دو شنبه 24 مهر 1385, 6:13 pm
محل اقامت: تهران-شهرک غرب
سپاس‌های دریافتی: 6 بار
تماس:

پست توسط MAX » پنج شنبه 15 آذر 1386, 8:57 pm

آقا رضای بسیار عزیز

با تشکر از این پست فوق العاده زیبا

میخواستم بگم آرزو دارم شرایطی فراهم شود

تا عزیزان ما با اطمینان خاطر بیشتر و بدون دغدغه

به سمت ازدواج حرکت کنند

:)

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4110
تاریخ عضویت: سه شنبه 11 بهمن 1384, 6:16 pm
سپاس‌های ارسالی: 4495 بار
سپاس‌های دریافتی: 4309 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 » پنج شنبه 15 آذر 1386, 9:43 pm

MAX نوشته شده:آقا رضای بسیار عزیز

با تشکر از این پست فوق العاده زیبا

میخواستم بگم آرزو دارم شرایطی فراهم شود

تا عزیزان ما با اطمینان خاطر بیشتر و بدون دغدغه

به سمت ازدواج حرکت کنند

:)

منم از توجه شما خیلی متشکرم دوست گرامی :)
متاسفانه ازدواج، امروزه گرفتار مشکلات پیچیده شده؛ از شرایط سخت اقتصادی گرفته تا توقعات بالا و روزافزون خانواده ها و همچنین دو طرف درگیر ازدواج؛ همگی باعث طلاق یا عدم تفاهم بسیاری در خانواده ها گشته اند. :-o
 [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]    

Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1045
تاریخ عضویت: شنبه 31 تیر 1385, 12:05 pm
محل اقامت: بزقوش?؟قافلانکوه
سپاس‌های ارسالی: 2945 بار
سپاس‌های دریافتی: 2310 بار

پست توسط achachi98 » پنج شنبه 22 آذر 1386, 2:40 pm

جایگاه عشق در ازدواج

یكى از مسائلى كه همیشه ذهن مرا به خود مشغول مى‏كند، جایگاه عشق در ازدواج است. به راستى عشق چیست؟ آیا عشق، گناه است؟ آیا ازدواج بدون عشق ، مى‏تواند معنایى داشته باشد؟ عشق باید قبل از ازدواج به وجود آید و یا بعد از آن؟ آیا هر عشقى ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود؟ آیا عشق لزوما باید انسان را به طرف انسانى دیگر سوق دهد؟ عشق به چه عواملى بستگى دارد و چگونه به وجود مى‏آید؟ عشق چگونه استمرار مى‏یابد و چگونه خاتمه مى‏یابد و یا چگونه رشد پیدا كرده، به تعالى مى‏رسد؟



عشق، عالى‏ترین تجلى روح انسان

به راستى عشق چیست؟ عشق را مى‏توان جاذبه و كشش قلبى انسان به سوى كمال و جمال دانست. زیبایى ، یكى از كمالات است و زیباى مطلق ، خداست. عشق را جز با عشق نمى‏توان شناخت. عشق را جز عاشق نمى‏تواند درك كند؛اما براى نزدیك شدن موضوع به ذهن ، مى‏توانیم از مثال‏هاى موجود در مراتب پایین‏تر موجودات زنده استفاده نماییم.

جذبه ی پروانه به سوى شمع، كشش شاخ و برگ درختان به سوى نور، كشش ریشه‏ها به سمت خاك ، گرایش انسانى كه در تاریكى قرار مى‏گیرد ، به سوى هر نقطه ی نورانى ، كشش برخى حیوانات به طرف جریان‏ها و میدان‏هاى مغناطیسى و نظایر آن، مى‏توانند نمونه‏هایى از این قبیل باشند.

عشق در مرتبه‏اى بسیار عالى‏تر و به عنوان عالى‏ترین تجلى عالم هستى ، قلب انسان را به سوى كمال و زیبایى مطلق سوق مى‏دهد. انسان را خدا به گونه‏اى آفریده است كه وقتى به سوى نور وجود مطلق متمایل مى‏شود ، با تمام وجود به سمت آن كشیده مى‏شود. به این ترتیب، عشق كشش قلب انسان به سوى خداوند است.

حب یا عشق، ماهیتى انسانى دارد و هدف اصلى آن نیز خداست؛ ولى این كه چرا عشق كه اصالتاً مى‏باید متوجه خدا باشد، به انسان‏ها تعلق پیدا مى‏كند، سوالى است كه مى‏توان به این طریق به آن پاسخ داد

عشق در مراتب پایین‏تر انسانى به سمت نشانه‏هایى از جمال و كمال الهى كه در انسان‏ها به ودیعه گذاشته شده است، متوجه مى‏شود. انسانى كه هنوز نمى‏تواند دركى از جمال و كمال مطلق داشته باشد ، لاجرم به سوى جمال‏هاى عینى و قابل رؤیت كشیده مى‏شود و به سوى كمالات و عواطف انسانى كه نشانه‏هایى از رأفت الهى در وجود انسان هستند، سوق پیدا مى‏كند. به عبارت دیگر، عشق یك انسان به انسان دیگر، اگر خالى از هواها و امیال باشد، نشانه‏اى از عشق به كمال مطلق است.

عشق یا هواى نفس
با توضیحى كه دادیم ، عشق را مى‏باید عامل تكامل‏بخش انسان بدانیم. بنابراین ، باید آن را از ارضاى نیازهاى معمولى و مشترك حیوانى متمایز نماییم. اگر ما براى رفع نیازهاى خود به چیزى یا به انسانى نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شى‏ء یا انسان، نوعى وابستگى ایجاد مى‏كند؛ ولى این وابستگى را نباید با كشش عاشقانه یكى بدانیم و این را باید از نوع هواى نفس بدانیم؛ حال آن كه عشق از جمله صفات برتر و متعالى انسانى است. هدف هواى نفس، ارضاى خویشتن است؛ ولى هدف عشق، بقا و حضور معشوق است؛ حتى اگر به فناى عاشق بینجامد. بنابراین، ملاك مشخص براى تمیز بین عشق و كشش امیال، در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است و نه رضایت خویش. عاشق وقتى با معشوق كامل مواجه مى‏شود، مى‏خواهد همه چیز و حتى خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ كه مى‏گوید:

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودى، حافظ از میان برخیز


اشاره به این دارد كه مى‏باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وى تجلى كامل بیابد. با این توصیف، باید عشق یك انسان به انسان دیگر را از تمایلات و كشش‏هاى مبتنى بر نیازهاى وى ، منفك و مجزا كرد. به این ترتیب است كه اگر فردى نشانه‏اى از عشق را در دل خویش نسبت به فردى دیگر دارد ، مى‏باید در درجه ی اول به معشوق خود بیندیشد و نه به خویشتن خویش. اگر براى ارضاى تمایل خود ، معشوق را به صورت‏هاى مختلف قربانى مى‏كند و از آن جمله دست به عملى مى‏زند كه آبروى وى را خدشه دار مى‏سازد ، باید مطمئن باشد كه این عشق نیست؛ بلكه یك كشش از نوع حیوانى است.



عشق مكمل ازدواج است

با این بحث، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد مى‏شویم. سؤال این است كه اگر كسى فردى از جنس مخالف را دوست بدارد و به راستى عاشق او باشد ، آیا این امر مى‏تواند تنها عامل تعیین كننده ی ازدواج آن دو به شمار آید؟ باید در پاسخ بگوییم: نه؛ زیرا ازدواج در حقیقت نوعى مشاركت اجتماعى است كه در آن، دو انسان مى‏باید از جهات گوناگون با یكدیگر تناسب عملى داشته باشند كه از آن جمله ، تناسب اعتقادى ، اجتماعى ، عقلانى ، تحصیلى و... است. انسان در ازدواج ، تمامى نیازهاى سطوح مختلف خود را از ابتدایى‏ترین نیازهاى حیوانى تا عالى‏ترین نیازهاى انسانى به مشاركت مى‏گذارد. براى تشكیل یك خانواده ، مى‏باید تناسب بین دو انسان براى برآوردن تمامى نیازها در حد بالایى وجود داشته باشد. بنابراین، براى ازدواج مى‏باید ما به انسانى بیندیشیم كه بتواند قسمت اعظم نیازهاى مختلف ما را مرتفع كند.

عشق مى‏تواند مكمل ازدواجى صحیح باشد و نه تنها عامل تعیین كننده ی آن.
باید اذعان كنیم كه با وجود اهمیت و تعالى عشق در زندگى ، نیازهاى واقعى انسان نیز حقیقتى انكارناپذیرند. انسان عاشق نمى‏تواند به عشق اكتفا كند و از نیازهاى خود از این طریق چشم بپوشد. عشق، بقا و حضور معشوق است؛ حتى اگر به فناى عاشق بینجامد. بنابراین، ملاك مشخص براى تمیز بین عشق و كشش امیال، در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است و نه رضایت خویش. عاشق وقتى با معشوق كامل مواجه مى‏شود ، مى‏خواهد همه چیز و حتى خود را از دست بدهد. از این رو، بهتر است كه براى ازدواج انسانى را انتخاب كنیم كه در برآوردن نیازهاى مختلف، ما را یار، همراه و همسر باشد؛ نه این كه تنها به دلیل عشق، انسانى را برگزینیم كه از جهات مختلف با ما تباین داشته باشد. بد نیست در این جا اشاره به سرنوشت دختران و پسران بسیارى داشته باشیم كه تنها به انگیزه ی علاقه‏مندى دست به ازدواج زده و از آن پشیمان شده‏اند. ازدواجى كه بدون توجه به نیازهاى گوناگون انسان، حتى نیازهاى مربوط به خور و خواب و امیال جنسى صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید، بسیار زود شكست خواهد خورد.


عشق در قلب سالم جوانه مى‏زند و در آن رشد مى‏كند

با این عبارت، وارد این موضوع مى‏شویم كه عشق قبل از ازدواج، اساسى‏تر و با دوام‏تر است یا عشق بعد از ازدواج؟ باید به این نكته توجه كنیم كه عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت‏جو و به دور از تعصبات و هواهاى نفسانى ، جوانه مى‏زند و رشد پیدا مى‏كند. در صورتى كه ما انسان‏ها در تلطیف و تطهیر روح خود بكوشیم و هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم و غل و غش را از درون خود برانیم ، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته‏ایم. بدین ترتیب ، پس از آن كه انسان مناسبى را براى ازدواج برگزیدیم و با او در یك مشاركت انسانى وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم كه عشقى پاك میان ما زاده شود و به كمال برسد و در سایه ی لطف و مرحمت الهى به معشوق حقیقى متصل گردد. چنین عشقى ، در زندگى روشنایى مى‏آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگى و كمال نزدیك‏تر مى‏شوند ، پاكى و خلوص این علاقه‏مندى را بیش از پیش در قلب خود احساس مى‏كنند.

بنابراین، بیاییم براى این كه عشق را زنده نگه داریم، پاسدار حریم آن باشیم و آن را به عنوان گل سرسبد نعمت‏هاى الهى به‏انسان‏ها هدیه دهیم؛ در كمال و صلاح درونى خویش بكوشیم و از این طریق، دنیا را تبدیل به گلستان عشق كنیم.





عشق ، اساس ازدواج نیست!


هنگام تصمیم گیری در انتخاب شریك زندگی، هیچ كس نمی خواهد مرتكب اشتباهی شود در حالیكه نزدیك به 50 درصد از آمار طلاق حاكی از آن است كه بسیاری از افراد در انتخاب همسر مورد نظر خود به اشتباهات جدی دست می زنند. اگر از بیشتر زوجها علت ازدواج شان را سؤال كنید جوابی جز اینكه ما عاشق یكدیگر شدیم نخواهید شنید. انتخاب یك شریك و یار و همراه زندگی نباید فقط بر پایه ی عشق و احساس باشد. هر چند این مطلب درست به نظر نمی رسد ، اما این یك حقیقت ژرف و عمیق است كه عشق، اساس و پایه ای برای ازدواج نیست، بلكه عشق و علاقه نتیجه و پیامد ازدواجی خوب و موفق است. می توان گفت زمانی كه تمام عوامل و عناصر، صحیح و در جای خود باشند، عشق و علاقه را نیز به دنبال خود می آورند. شما نمی توانید زندگی مشترك را فقط بر پایه ی عشق و احساس بسازید. یك زندگی مشترك علاوه بر عشق و احساس نیازمند مواردی است كه ما در اینجا تنها به بحث و بررسی پنج مورد اساسی آن می پردازیم. بنابراین، اگر در پیدا كردن و داشتن همسری خوب و مناسب مصر هستید ، می توانید با استفاده از این پنج سؤال طلایی، خوشبختی خود را پیدا كرده و پیروزی خویش را در ازدواج موفقتان جشن بگیرید.



سؤال اول: آیا یك هدف مشترك را در زندگی دنبال می كنید؟


در هر ازدواج با دو رویداد اجتناب ناپذیر مواجه می شویم اینكه زوجین همراه با یكدیگر به رشد و ترقی می رسند یا جدای از یكدیگر. آمار نشان می دهد كه 50 درصد جدای از یكدیگر مسیر رشد و كمال را طی ‏می‏كنند. این به آن معناست كه آنها در ظاهر در كنار یكدیگر زندگی می كنند، اما در واقع جدای از یكدیگرند و در دنیایی جدا از دنیای دیگری به سر می برند.


برای یك ازدواج موفق همواره باید این سه نكته را در نظر داشته باشید:

1- در زندگی به دنبال چه هستید؟

2- از زندگی چه می خواهید و خواسته هایتان در زندگی چیست؟

3- با شخصی ازدواج كنید كه خواسته هایش در زندگی با شما مشترك است.



سوال دوم: آیا می توانید به راحتی و با امنیت خاطر احساسات و عقیده ی خود را با این فرد مطرح كنید؟

این سوال در برگیرنده ی نوع ارتباط شماست. اما منظور از آسودگی و امنیت خاطر چیست؟ امنیت خاطر یعنی اینكه شما به راحتی و فارغ از هر گونه اضطراب و استرسی بتوانید با فرد مورد نظرتان به بحث و گفتگو بنشینید و نظریات خود را مطرح كنید. همان طور كه می دانید اساس و پایه ی یك ارتباط خوب و موفق اعتماد و اطمینان است. اعتماد و اطمینان از این كه با بیان احساسات و نظریات خود ، او شما را مؤاخذه نمی كند و مورد تمسخر و توهین او واقع نمی شوید. این فاكتورها مشخص كننده ی خصوصیات اخلاقی فرد مورد نظر است و نشان می دهد كه آیا این فرد به دیگران توهین می‏كند یا نه.


سوال سوم: آیا او فردی مهربان و قابل احترام است؟

یك فرد مهربان، كسی است كه پاك و حساس باشد و شما با تمام وجود او را دوست داشته باشید و تحسین كنید. اما چگونه می توان به این نتیجه رسید ؟ چند سوال كه با در نظر داشتن آنها تا حدی می توان فرد مورد نظر را امتحان كرده و شخصیت او را محك زد.

آیا برای بهبود شخصیت خود تلاش می كند؟ و جدی است؟

خوب و پسندیده كسی است كه همواره می كوشد تا خوب و شایسته باشد و كارهای صحیحی انجام دهد، لذا چنین فردی نه تنها مهربان و پاك است بلكه قابل احترام و تحسین نیز می باشد.
نكته ی دیگر اینكه مواردی را كه برای شما مهم و پر معنا است ، از یاد نبرد و همواره آن را مد نظر داشته و به بررسی آنها بپردازد.


این فرد چگونه از وقت خود استفاده می كند؟

آیا او فردی مادی گراست یا نه؟افراد مادی گرا در پی اصلاح شخصیت خویش نیستند.

به طور اساسی می توان مردم دنیا را به دو دسته تقسیم كرد:

دسته ی اول ، پر تلاش كه به دنبال ترقی و پیشرفت بوده و دسته ی دوم افرادی راحت طلب هستند كه همواره به فكر راحتی و آسودگی خود هستند.


كسی كه تمام هدفش در زندگی كسب آسودگی و آسایش است همواره راحتی خود را در صدر همه ی كارها قرار داده و این راحتی را به همه چیز ترجیح می دهد. لذا با در نظر گرفتن این موارد و با دیدی باز تصمیم بگیرید.


سوال چهارم: رفتار او با دیگران چگونه است؟

یكی از مهم ترین مسائلی كه باعث تداوم هر گونه ارتباطی می شود ، توانایی در شاد كردن و خشنود ساختن طرف مقابل است. از خودتان بپرسید آیا او فردی است كه از شادی دیگران لذت می برد و برای خشنود ساختن آنها دست به هر كاری می زند یا اینكه فردی منزوی و انزوا طلب است كه همواره در خود فرو رفته و غرق در اندیشه است.


برای ارزیابی و امتحان او به موارد زیر دقت كنید:

1- برخورد او با افرادی نظیر راننده ی تاكسی، رفتگر شهرداری، پیشخدمت رستوران و ... كه از لحاظ اجتماعی و موقعیت شغلی در سطح بالایی نیستند ، چگونه است؟

2- برخورد او با خانواده اش یعنی با والدین و خواهر و برادرش چگونه است؟ آیا فردی قدردان و سپاسگزار است؟
اگر سپاسگزار از رنجها، زحمات و از خود گذشتگی هایی كه والدین برای او متحمل شده اند نباشد، چگونه می توان انتظار داشت كه به خاطر كاری از شما تشكر كند؟

3- آیا او فردی است خبرچین كه به بدگویی و شایعه پراكنی در مورد دیگران می پردازد؟ كسی كه در مورد دیگران بدگویی می كند، نمی تواند دیگران را دوست بدارد و از صمیم قلب به آنها عشق بورزد. سرانجام این كه مطمئن باشید كسی كه دیگران را ناچیز می شمارد و به دیده ی تحقیر به آنها می نگرد در نهایت با شما هم همان گونه رفتار می كند.


سوال پنجم: آیا در اخلاق و رفتار او اشكال و ایرادی می بینید كه آرزوی اصلاح آن را بعد از ازدواج دارید؟

بسیاری از مردم این اشتباه را می كنند و ناآگاهانه تن به ازدواج می دهند با این امید و آرزو كه بعد از ازدواج فرد مورد نظر را اصلاح می كنند و رفتار و اخلاقش را تغییر می دهند. اما این فكر و عقیده كاملاً اشتباه است. انتظار اینكه شخص بعد از ازدواج تغییر كند ، انتظاری دور از ذهن است چرا كه ممكن است پس از ازدواج وضعیت بدتر و وخیم تر هم بشود. بنابراین اگر خصوصیات اخلاقی فرد را این گونه كه هست نمی پذیرید ، ازدواج با او را فراموش كنید.
سخن آخر اینكه دیدار و ملاقات چنانچه به نظر می رسد سخت و مشكل نیست. تنها لازم است كمی بیشتر فكر كنید و كمتر دستخوش احساسات و عواطف شوید. بهتر است واقع بینانه عمل كنید و در مورد مسائلی مهم، سوالاتی را مطرح كنید.
عشق ورزیدن احساسی مقدس است. اما برای ازداوج باید تمام زوایا را در نظر داشت.
هیچ كس نمی خواهد بعد از ازدواج هنگامی كه حلقه ی ازدواج را در دست می بیند، به خاطر انتخاب غلط و تصمیم گیری اشتباه با كوله باری از غم و اندوه روبه رو شود و تا آخر عمر نادم و پشیمان باشد.

منبع:تبیان
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتمتصویر

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4110
تاریخ عضویت: سه شنبه 11 بهمن 1384, 6:16 pm
سپاس‌های ارسالی: 4495 بار
سپاس‌های دریافتی: 4309 بار
تماس:

ازدواج در ضرب المثلهای دنيا

پست توسط Reza6662 » شنبه 24 آذر 1386, 9:00 pm

ازدواج در ضرب المثلهای دنيا

1- هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت (ضرب المثل آلماني)
2- مردي كه به خاطر پول زن مي گيرد به نوكري مي رود( ضرب المثل فرانسوي)
3- لياقت داماد به قدرت بازوي اوست( ضرب المثل چيني)
4- زني سعادتمند است كه مطيع شوهر باشد‌( ضرب المثل يوناني)
5- زن عاقل با داماد بي پول خوب مي سازد. (ضرب المثل انگليسي)
6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است( ضرب المثل انگليسي)
7- زن و شوهر اگر يككديگر را بخواهد در كلبه اي خرابه هم زندگي مي كنند( ضرب المثل آلماني)
8- داماد زشت و با شخصيت به ازداماد خوش صورت و بي لياقت است( ضرب المثل لهستاني
9- دختر عاقل جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد( ضرب المثل ايتاليايي)
10- داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي(ضرب المثل فرانسوي)
11- دو نوع زن وجود دارد ا يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير( ضرب المثل ايتاليايي)
12- در موقع خريد پارچه حاشيه ان را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن( ضرب المثل چيني)
13- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن( ضرب المثل چيني)
14- براي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني( ضرب المثل چيني)
15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير( ضرب المثل اسپانيايي)
16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار( ضرب المثل تركي)
17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود( ماري آمپر)
18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد( ضرب المثل اسپانيايي)
19-ازدواج زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباهي بزرگتري است
20- ازدواح كردن و ازدواح نكردن هر دو موجب پشيماني است(سقراط)
21- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در ان فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. (بورنز)
22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد براي پول هم از بين مي رود( رولاند)
23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است( ناپلئون)
24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند دو نفر را بدبخت كرده است( ناشناس)
25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم( خانم پرل باك)
26- با زني ازدواج كنيد كه اگر مرد بود بهترين دوست شما مي شد( بردون)
27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلا نخوانيد(سوني اسمارت)
28- براي يك زندگي سعادتمند مرد بايد كر باشد و زن لال( سروانتس)
29- ازدواح بيشتر از رفتن به جنگ شجاعت مي خواهد(كريستين)
30- تا يك سال بعد از ازدواح مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند.
31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد( فرانكلين)
32- خانه بدون زن گورستان است( بالزاك)
33- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند اگر خوب گرفت هر دو زنده مي شوند و اگر بد شد هر دو مي ميرند (سعيد نفيسي)
34- ازدواح عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي و س__ک____س، سه سال جنگ و سي سال تحمل( ناشناس)
35- مرداني كه مي كوشند زنها را درك كنند فقط موفق مي شوند با انها ازدواح كنند ( بن بيكر)
36- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا كنند( شاو)
37- دوام ازدواج يك فسمت روي محبت است و نه قسمتش روي گذشت از خطا( ضرب المثل اسكاتلندي)
38- ازدواح قرار داد دو نفري است كه در همه دنيا اعتبار دارد( مارك تواين)
39- ازدواح مجموعه اي از مزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي(ولتر)
 [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]    

ارسال پست

بازگشت به “خانواده”