عشق يعني چي؟

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 دی 1386, 6:42 am
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 833 بار

پست توسط renger »

پدر دختر مثل سيبي ميمونن که از وسط نصف شدن. تازه خودم چند بار شنيدم که پدر صداش ميکرد.
فقط يه چيزي يه پسره تو مغازشون کار ميکنه اصلا ازش خوشم نمياد نکنه بعدا برام شاخ بشه؟ ها؟

یکی را دوست می دارم ولی افسوس که او هرگز نمی داند
نگاهش می کنم شاید بخواند از دو چشمانم
ولی افسوس که او نگاهم را به دست بادها داد
به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او نگاهم را به برگ کودکی آویخت
تا که برند و به دست خزان سرد دهند
من هنوز می خوانمت ای یارخوش رفتار من


این دقیقا شرح حال منه :lol: :lol: :lol:
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
silverfox, ببين دوست عزيز اين مشكل هم يه جورايي شبيه مشكل سروش جان است. باور كن وقتي شخصي قصد تموم كردن رابطه رو داشته باشه ديگه كاريش نمي شه كرد.
گذشت دوره امتحان كردن. دختره يا پسره رابطه رو كم مي كرد تا ببينه طرف چقدر دوسش داره. ببين عزيز جان سعي كن قبول كني.
بايد خودت و قوي كني و بهش بگي من دوستت دارم حالا اگه تومي خواي بري برو. ببين هر چي بيشتر منت بكشي خودت بيشتر خراب مي شي. برور بهش بگو ببين دليل قانع كننده اي از نظر خودت واسه تموم كردن رابطه داره يا نه. اگه قانع نشدي تموم كن رابطه رو.

دوست عزيز اگه از اول تاپيك تاپيك رو دنبال كني و پست هاي من و بخوني مي بيني من اصلا با عشق مشكل ندارم و كاملا هم مي دونم bf ،gf و نامزد چي است. پس مطمئين باش بهترين كار تو مثل سروش اين است كه واستي خودش تصميم بگيره. باور كن اصرار تو هيچ تاثيري رو اون نداره جر حس ترحم كه اونم به زودي تموم مي شه. هيچس بدتر از اين نيست كه يكي به خاطر ترحم بخواد باهات بمونه . مثل فحش مي مونه.

موفق باشيد :D
Don't play games with the ones who love you
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه 27 مرداد 1385, 3:58 am
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

پست توسط mahshid-banoo »

درود

يه توصيه دارم براي پسراي عاشق اين تاپيک(بجز رنجر)

ببينيد بنظرم يه کم خودتونو بگيريد ،مغرور بشيد اما نه غرور کاذب
يه کم از خودتون جنم نشون بديد.

ببينيد دخترا از اينکه پسرا خيلي خيلي رمانتيک باشن هم خوششون نمياد زياد
يعني دوست دارن پسرا خصوصيات مردونگي خودشونو داشته باشن
من خودم اگه يه پسر روزي هزار بار بهم بگه دوست دارم ازش خسته ميشم و حس ميکنم توي تارعنکبوت دارم پيچيده ميشم و همجوره بهم فشار مياد.

silverfox, جان به نظر من شما رابطه ات رو باهاش قطع نکن اما مثل قبل هم به پر و پاش نپيچ. بزار يه کم ازاد باشه.و موقعي که ارتباطش باهات کم شده فکر کنه. تصميم بگيره و اين احساس استقلال رو درک کنه.
ميدونيد دخترها وقتي خيلي بهشون بگيد دوسشون داريد فکر ميکنن گير افتادن و دارن استقلالشونو از دست ميدن و اين خيلي احساس بديه. به نظر من که بهش فرصت بده اما قطع رابطه نکن.

yasamine, عزيز ميدونيد من اگه جاي شما بودم چيکار ميکردم؟
بهش ميگفتم تا موقعي که درست تموم بشه قطع رابطه ميکنيم البته بخاطر خودش.
و اينجوري براش توضيح ميديد که در اين مدت خانوادش بهش بي اعتماد نميشن / از درسش عقب نمونه / بيشتر فکر ميکنه.
اگه اينکارو بکنيد اون متوجه ميشه که شما به درس و خانوادش اهميت ميديد و در ضمن نميخواهيد اونو از دست بديد و همونطور که گفتم اين فاصله بهش احساس استقلال بيشتري هم ميده!

و اما شما renger, خان:چرا فکر ميکني اون دختر تا حالا متوجه نشده؟ دخترا خيلي تيز تر از اونين که فکر ميکني.
مطمئن باش همون هفته اول ماجرا دستش اومده .اما چي کار ميخواي بکنه؟ نکنه منتظري اون پيش قدم بشه؟
فقط خواستم اين اطمينان رو بهت بدم که مطمئن باش اون دختر از قضيه باخبره :smile:
راستي باريکلا ، مطالب خوبي ميزاري تو روانشناسي عشق. :smile:

و ae جان عشق با اعتماد،اطمينان و تکرار محبت حتما دوباره پديد مياد.اتش عشق با دست خودمون شعله ور ميشه :-o

:razz: :razz: :razz:
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 دی 1386, 6:42 am
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 833 بار

پست توسط renger »

اااااااااااا! پس فهمیده من چمه؟ خب خدا رو شکرت ولی شما مطمئنی؟ یعنی من نگم تو مغازه با چک و لگد دسته طی منو بدرقه کنن. بابا حق بدین بد جور میترسم دفعه اولمه تا حالا به دختری نگفتم دوست... :o
بازم صبر میکنم تا بعد عید ببینیم چی میشه؟ آخه هیچ عکس العملی نشون نمیده . من از کجا بفهمم خب؟

بابا تا موقعی که اساتیدی مانند شما ،آرمین جان، نغمه خانوم .. هستن ما چیکاره ایم ما هر چند وقت یه بار یه چیزی میپرونیم تا چراغ تاپیک روشن بمونه و منتظر شما هستیم . به امید شماها تاپیک زدم ولی کم لطفی کردین در حق این تاپیک.
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 494
تاریخ عضویت: چهارشنبه 11 مهر 1386, 4:10 am
سپاس‌های ارسالی: 82 بار
سپاس‌های دریافتی: 65 بار
تماس:

پست توسط soroush.b »

از دوستان عزيز كه تو اين بحث شركت مي كنن ممنونم
در جواب mahshid-banoo بايد بگم اين مسله اي رو كه شما مطرح كردين واقعا قابليت اجرا نداره چون ايشون حالا حال ها بايد درس بخونن و يك بازه ي زماني چند ساله رو در پيش دارن بعد پس من با دلم چي كار كنم ؟ مي دونيد انتظار چه قد سخته ؟ اصلا شايد با دور شدنه ما از هم اين علاقه هم كم بشه و حتي از بين بره اصلا از اول ميشد گفت برو درس ها رو بخون بعد بر گشتي ايران منم هستم اگه اين جوري بود خوب از اول همين كار رو مي كرديم اما امكانش وجود نداشت به هر حال منم اين وسط يك حقي دارم چرا بايد حق رو فقط به يك نفر داد منم تو درس هام ضعيف شدم اما مشكل اين بود كار خودم اشتباه بود اگه قرار باشه فقط يك طرف تو اين روابط حرف بزنه و طرف ديگه چيزي نگه كه نميشه من هميشه هر چي ايشون گفتن رو انجام دادم (البته اونم انجام داده)
در باره ي خانواده من بايد بگم مگه ما چي كار مي كنيم اگه فرصت پيش بياد روزي چند دقيقه بستگي به شرايط داره با هم حرف مي زنيم فعلا من با ايشون 1000km فاصله دارم مگه اين خواسته ي زياديه ؟اگه هم نتونست زنگ نمي زنه تموم شد همين فكر نكنم اين جوري كسي از درس هاش عقب بيافته البته ايشون مي گن زياد به تو فكر مي كنم منم زياد فكر مي كنم من چون تنها هستم خيلي بيشتر فكر مي كنم از جواب شما ممنونم mahshid-banoo
silverfox عزيز شما هم بهتره كار منو انجام بدي چند روز وقت بده به ايشون مثلا يك هفته اون چيزي رو كه بايد بگي قبلش بهش بگو بعد بگو 1 هفته فكر كن به همه چي اصلا تو اين مدت با هم در ارتباط نباشين تا كنار هم نبودن رو تجربه كنيد بعدش نتيجه هر چي بود قبول كن چون اصرار فايده اي نداره از ARMIN عزيز هم ممنونم به خاطره پاسخ هاشون :razz:
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 دی 1386, 6:42 am
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 833 بار

پست توسط renger »

راستي سروش جان يه سوال داشتم. چه جوري ميتونيم دل يه دختر بدست بياريم؟ يعني از چه کارهايي خوشش مياد از چي بدش مياد. ميدونم تو همه دختر ها يکسان نيست ولي يه چيزه کلي ديگه. از همه دوستان ميخوام که بهم بگن. هر چند هنوز هيچ کاري نکردم و به قوا معروف نه به دار نه به بار ولي بدونم تا بتونم خودم آماده کنم بد نيست. لطفا بگين. ممنونم. :AA:
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
رنجر عزيز تو تاپيك روانشناسي عشق مطالبي كه خودت ميزاري كاملا كافي و كامل است ديگه چيزي نمي مونه. يه چيز ديگه هم بدون تمام اين مطالبي كه به صورت مكتوب وجود داره تمامش نتيجه تحقيقات روانشناسان مختلف و اطلاعات آماري است. خيلي از اون ها هم علمي است. ولي خودت مي دوني كه عشق و عاشقي چيزي نيست كه علم و عقل بتونه توجيهش كنه. عقل هيچ وقت اجازه نميده آدم يه سري كارا رو بكنه كه تو خيلي از اين كارا رو مي بيني عاشق ها انجام مي دن.
پس سعي كن دنبال مطلب كليشه اي و تايپ شده اي كه توسط روانشناس ها نوشته شده نباشي. درسته مي تونه به ما كمك كنند ولي زياد نمي توني روشون حساب كني. اينم بدون اكثر اين مطالب براي روانشناسان خارجي است و ما فقط ترجمه اينها رو مي خونتيم در صورتي كه هيچ كدوم از او ن افراد طبع و احساسات دختران و پسر هاي ايراني رو نمي دونند. غيرت و احساسات ايراني ها اصلا قابل مقايسه با اروپاييان نيست .
يك بار هم گفتم جر با كار هات نمي توني جور ديگه اي به طرفت اين قضيه رو ثابت كني مگر اينكه طرف هم خودش ازت خوشش بياد. اگه تو دانشگاه با هم بودين، كلي كار بود كه بهش نشون بدي دوستش داري. اگه سر كار بودين بازم مي شد. ولي اين طوري كه تو تعريف مي كني (مثل اينكه فهميدم يه پسره هم تو مغازشون هست) نشون ندي بهتره. دفعه اول رفتن جلو به يه دختر پيشنهاد دادن كار سختيه. سخترين قسمتش هم اين است كه چي بري بگي؟ ولي بايد بدوني هر كاري كني و به هر طريقي بري جلو كار تو شبيه پيدا كردن Gf‌ مي شه. بايد خيلي تبحر داشته باشي كه بعد از اين كه حرفات و بهش زدي بتوني قانعش كني كه قصد ازدواج داري.

موفق باشي :D
Don't play games with the ones who love you
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 دی 1386, 6:42 am
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 833 بار

پست توسط renger »

آرمين جان قربانت همين ميخواستم بدونم چه جوري بهش بگم که سو تفاهم نشه فکر نکنه من ميخوام gf بگيرم. فکر کنم بعد از اينکه قضيه ما جدي شد خودش بفهمه و من بهش ميگم. در مورد اون پسره هم که صحبتش کن به خونش تشنم ول کنن خرخرشو ميجوام نامرد. من هم تمام سعي ميکنم تا با کارهام بهش ثابت کنم بابا دوست دارم. دوست دارم.
در مورد مطالب هم کاملا حق با شماست بيشترشون نتيجه تحقيقات روانشناسان خارجي ولي گفتم از هيچي که بهتره.
بعد آرمين جان اگه اون پسره هم اينو دوست داشته باشه چه جوري دکش کنم؟ با ماشين زيرش ميگيرم :grin:
ولي نه فکر نکنم رابطه اي جز طوابط کاري بين اونها باشه.نه نيست. آقا من تمام سعيم ميکنم شما هم دعا کنيد انشالله هر چي زودتر خبر خوش به شما بدم. دع کنيدااااااااااااا
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 441
تاریخ عضویت: شنبه 18 آذر 1385, 3:48 am
محل اقامت: essi8689@yahoo.com
سپاس‌های ارسالی: 28 بار
سپاس‌های دریافتی: 188 بار
تماس:

پست توسط essi10 »

قبل از هر چيز از mashid-banoo و armin عزيز بخاطر اينهمه مطالب آموزنده كمال تشكر را دارم كاش قبل از اينكه ماجراي من تمام بشه ميومدم همچنين تاپيكي باز مي كردم تا الان من تنها نباشم بخدا تنهايي خيلي سخته

silverfox ، جان يه قانون نا نوشته اي هست كه ميگه اگه كسي رو دوست داري بزار بره اگر برگشت حتما دوستت داره و اگر برنگشت ديگه نرو دنبالش چون اون هيچوقت تو را دوست نخواهد داشت


yasamine ، شما هم كار بسيار درستي كردي كه اون راه رو جلوش گذاشتي هر كس ديگه اي جاي تو بود اينكار رو نمي كرد و از روي احساساتش تصميم مي گرفت اما شما از روي منطق تصميم گرفتي

اما يه شعر براي تمام كسايي كه عاشقي رو تجربه كردند و يا مي خوان تجربه كنن

به چشمانت بياموز كه هر كس ارزش ديدن ندارد
به دستانت بيام.ز كه هر گل ارزش چيدن ندارد
به قلبت بياموز كه هر كس كنج آن جايي ندارد
رحم کن تا شب بی جنبش بی حوصلگی پشت این پنجره خالی قابم نکنه
دارم از فکر رسیدن به تو آباد میشم ،تو بیا که باد ولگرد خرابم نکنه
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 5 مرداد 1385, 10:34 pm
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

پست توسط كيارش »

دوستان اين شعر هاي عاشقانه چي گذاشتين اينجا اشكم درامد :lol:
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 854
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 دی 1386, 6:42 am
سپاس‌های ارسالی: 361 بار
سپاس‌های دریافتی: 833 بار

پست توسط renger »

نميدونم چرا اين جوري شد. امروز از طرف دانشگاه که داشتم ميومدم گفتم برم ازشون دي وي دي بخرم. نميدونم چرا اينقدر خشک و سرد باهام بر خورد کرد. تنها هم بود پدرش نبود. نکنه فهميده ناراحت شده؟ :lol: :lol:
چون ديروز که داشتم از اون طرف رد ميشدم خانوادگي بودن مغازه مادرش پدرش خواهراش شايد فهميدن ناراحت شدن. ديگه ميترسم برم مغازشون. :lol: :lol: :lol:
ديگه ميبرم هم از اون هم از اين زندگي نکبتي :lol: :lol:
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام دوستان

essi10 خواهش مي كنم. اميدوارم بتونم كمكي واسه دوستان باشم.
راستي خوب گفتي تنهايي خيلي سخته. :sad:

رنجر بازم كه قاطي كردي. بابا قرار شد مرد باشي. خوب معلومه بايد باهات خشك برخورد كنه . يكم بهش حق بده. بابا تو كه نبايد آبروي اون رو ببري. همه محل كه نبايد بفهمن. اون يه دختره . بشين خونه هر وقت جرات جلو رفتن پيدا كردي برو بينش . اينقدر هم با تابلو بازي كار خودتو خراب نكن. :-)

موفق باشيد :D
Don't play games with the ones who love you
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”