حسینه سنترال کلابز

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ، فرهنگ و تمدن به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت, رونین, شوراي نظارت

Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهار شنبه 9 خرداد 1386, 7:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط Shahbaz » شنبه 12 آذر 1390, 10:30 pm

تصویر



طوفان واژه ها
  
 با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
 
 خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
 
  
  حمیدرضا  
 [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] 
  **
کلیپ
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]


.
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times]     [FONT=Times New Roman,serif]   [FONT=Times New Roman,serif]    امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .  
           

Captain
Captain
پست: 620
تاریخ عضویت: یک شنبه 21 تیر 1388, 4:48 pm
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 8697 بار
سپاس‌های دریافتی: 6239 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط ARafiee » دو شنبه 14 آذر 1390, 3:19 pm

 السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا [COLOR=red]أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏ * عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ * السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏   تاسوعا و عاشورای حسینی   بر حضرت امام زمان(علیه السلام),  شیعیان و آزادگان جهان تسلیت و تعزیت باد   
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] 

Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک شنبه 22 بهمن 1385, 4:25 pm
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21364 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط SAMAN » دو شنبه 14 آذر 1390, 5:04 pm

آشیو گم کردمه بی سرو سامو منم آروم جو گوم کردمه طاقتم رته ز دل سو وا چشم والا نمن والا نمن وا لو تشنه روله رتی سی آو آوت ندن آوت ندن

بلبل باغ حوسین ای اصغر شیرین زبو بلبل باغ حوسین ای اصغر نازک بدن تو توانی بی تو روله تاب تو گوم کردمه

ای خدا من اصغر شیرین زبو گوم کردمه
ده مین دریای خی دور گرو گوم کردمه

روله ای آروم جو آشیون گوم کردمه
بی سروسامون منم آروم جو گوم کردمه


 [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] 

ترجمه:
آشیانه ام را گم کرده ام بی سر و سامان من هستم آرام جانم ر اگم کرده ام.دیگر طاقت ندارم و چشمم و چشم دیگر نور و سویی ندارد. ایی عزیزه من با لب تشنه تو رفتی برای آب اما به تو آب ندادند
بلبل باغ حسین ای علی اصغر شیرین زبان ای کودکم تو توان من هستی بی تو تاب و توانم ر اگم می کنم

ای خدا من علی اصغرم را گم کردم
در دریای خون گوهر گران بهایم ر ا گم کردم

شاعر: مرحوم حاج حبیب نیکنام
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!

Major I
Major I
پست: 235
تاریخ عضویت: یک شنبه 25 بهمن 1388, 5:06 am
سپاس‌های ارسالی: 977 بار
سپاس‌های دریافتی: 988 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط HS368 » دو شنبه 14 آذر 1390, 5:59 pm

کلیپ صوتی بسیار زیبا از حاج محمود

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] (حتما دانلود کنید)

(ترک صوتی با تنظیم دیجیتالی با عنوان چشم ها ویژه حضرت رقیه(س) با نوای حاج محمود کریمی آماده دریافت می باشد.)

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
خوشبختی ما در سه جمله است ... تجربه از دیروز , استفاده از امروز , امید به فردا ... ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه میکنیم حسرت دیروز , اتلاف امروز , ترس از فردا ... دکتر علی شریعتی

Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهار شنبه 9 خرداد 1386, 7:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط Shahbaz » دو شنبه 29 آبان 1391, 10:47 pm

تصویر




تصویر
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times]     [FONT=Times New Roman,serif]   [FONT=Times New Roman,serif]    امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .  
           

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 210
تاریخ عضویت: یک شنبه 31 مرداد 1389, 1:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 4788 بار
سپاس‌های دریافتی: 1452 بار
تماس:

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط MISSILE » سه شنبه 30 آبان 1391, 11:30 pm


فرا رسیدن ماه محرم بر تمام عاشقان و دوستداران و شیعیان   الحسین علیهم السلام
تسلیت باد.

نوحه زیبای مداح اهل بیت حاج سلیم مؤذن زاده به نام زينب زينب بر گرفته از tebyan.net : [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

موفق باشید.

   تصویر 

Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1644
تاریخ عضویت: چهار شنبه 8 مهر 1388, 11:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 14873 بار
سپاس‌های دریافتی: 14986 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط oweiys » شنبه 4 آذر 1391, 12:49 am

 
  ما هزاران تَنيم، با سنگ هم حمله كنيم شكست خوردند؛

- هرگز! صبر كنيد، اينها يه عباس دارند ......


 تصویر 
__________________________________

السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا المرتضي (ع)

Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهار شنبه 9 خرداد 1386, 7:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط Shahbaz » یک شنبه 5 آذر 1391, 5:46 pm

  تصویر  
       [COLOR=#000000]طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی 21 مهر سال 59 شمسی رخ داده است.      مشرق - تاریخ شمسی برخلاف تاریخ قمری در تغییر نیست. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و با استخراج اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ، سخنان مقتل نویسان به ساعت و دقیقه برگردانده می شود.
اوقات شرعی روز 21 مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر 3-+ دقیقه اختلاف می تواند داشته باشد) استخراج شده و روایات مقتل نگاران با این ساعتها تنظیم شده است:        گزارش ساعت به ساعت روز عاشورا بر اساس مقاتل:  
5:47 اذان صبح

امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»آن طرف نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.

حدود 6

امام حسین(ع) دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند.

7:06 طلوع آفتاب

کمی بعد از طلوع آفتاب. امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام (ع) نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجارین ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آنها پر تاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه مقابل از امام (ع) پرسید چرا حکم این زیاد را نمی پریرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «الا و ان الدعی بن الدعی»، قد رکز بین اثنین: بین السله و الذله و هیهات منا الذله ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما درو است.» سخنرانی امام (ع) حدوداً نیم ساعت طول کشده است.

حدود 8

بعد از سخنرانی امام (ع) چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» (آقای قرآن خوان) های کوفه بود (الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب و کوفیان سخنان مشابهی گفتند.بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر. فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند. بعید نیست که کسانی دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.

حدود 9

روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام (ع) رها کرد و خطاب به لشگریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست. آماده شوید.» چند نفر از سپاه امام در این تیر باران شهید شدند. (تعداد دقیق را نمی دانیم . تعداد شهیدان تیر اندازی. با تعداد شهیدان حمله اول 50 نفر ذکر شده.)

حدود 10

بعد از تیراندازی یسار غلام زیادین آبیه و سالم غلام این زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین(ع) نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه امام حسین(ع) حمله کرد؛ امام حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه ها حمله را دفع کردند. همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام(ع) حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد 500 تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام (ع) را تیر باران و آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر 23 اسب لشکریان امام (ع) تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح آن نفرات را 50 نفر و این شهر آشوب 38 نفر ذکر کرده اولین شهید، ابوالشعثا بود و 8 تیر انداخت که 5 نفر از دشمن را کشت. امام(ع) او را دعا کرد.گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام (ع)حمله کنند زهیر و 10 نفر به آنها حمله کردند.

حدود 11

بعد از این جملات امام دستور تک تک به میدان رفتن را داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده اند. نگذارند کسی از بنی هاشم به میدان برود. انگار برای کشته شدن با هم مسابقه داشتند. بعضی «در مقابل نگاه امام (ع)» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که شهید شد پیرمرد زاهد بربر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او شهید شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می توانستم وصیت های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین (ع) را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است.» یک برا هفت نفر از اصحاب امام(ع) در محاصره واقع شدند. حضرت عباس (ع) محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.

12:50 اذان ظهر

حبیب بن مظاهر وقت اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته اند امام(ع) خطاب به اصحاب گفت بکی برود با عمرسعد مذاکره و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی شود.» حبیب به او گفت «ای حمار! فکر می کنی نماز شما قبول می شود و نماز پسر پیامبر (ص) قبول نمی شود؟» به جنگ او رفت اما دوستانش به کمکش آمدند و حبیب شهید شد. امام (ع) از شهادت حبیب متاثر شده و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می گذارم.»

حدود 13

30 نفر زا اصحاب امام (ع) تا وقت نماز زنده بودند و بعد از آن ساعت شهید شدند؛ از جمله زهیر و حر. بعد از شهادت اصحاب نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر. علی اکبر پسر امام حسین (ع) بود البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده است. این عبدالله بن مسلم. به طرز ناجوانمردانه ای شهید شد . شهادت او بر جوانان بنی هاشم خوانده است. ابن عبدالله بن مسلم. به طرز ناجونمردانه ای شهید شد. هاشم گران آمد . دسته جمعی سوار شدند وب ه دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد. فرمود: «ای پسر عموهای من بر مرگ صبر کنید به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»

  تصویر     حدود 14

28 نفر از مردان بنی هاشم شهید شدند: 7 برادر امام حسین (ع)، 3 پسر از امام حسن(ع) 2 پسر امام حسین(ع)، 2 نوه جعفر بن ابیطالب، 9 نفر آل عقیل و بقیه از نوادگان باقی عموهای پیامبر. یکی از شهیدان نوه ابولهب بود. عاقبت امام حسین (ع) و حضرت عباس تنها ماندند. عزم کردند تا دو نفری به قلب دشمن بزنند و آخرین سواری را با هم انجام بدهند. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس دلاور در محاصره کشته شد. امام(ع) برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست.»

حدود 15

امام (ع) به طرف خیمه ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعداً در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه اش نکنند. وقت وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره او (یعقوبی می گوید: در همان روز به دنیا آمده بود اما بقیه چنین نمی گویند) توسط تیر حرمله کشته شد. امام (ع) رو به آسمان کرد و فرمود: «خدایا اگر نصرتت را از ما دریغ کردی. این را در مقابل چیزی قرار بده که برای ما بهتر است»

امام(ع) به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می شد. بعضی تیر می انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام(ع) آمدند. بعد از شهادت امام (ع) بر پیکر مبارکش جای 33 زخم نیزه و 34 زخم شمشیر شمرده شد.امام (ع)در آستانه مهاجرت بود اما کسی جرات نمی کرد به سمت ایشان برود. اهل حرم از صدای ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن(ع) دوید و به طرف مام آمد . او را در بغل عمویش کشتند. امام برای سومین بار ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»

16:06 اذان عصر

وقت شهادت امام(ع) را وقت نماز عصر گفته اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع نگار لشکر عمرسعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: «به خدا هرگز شکسته ای را ندیده بودم که فرزند و کسان و یارانش کشته شده باشند و چون او محکم و دل آرام باشد.... گوید در این حال بود که زینب (س) دختر فاطمه به طرف وی آمد. در حالی که می گفت: «کاش آسمان به زمین می افتاد.» زینب (س) به عمر سعد خطاب کرد: «ای عمر! اباعبدالله را می کشند و تو نگاه می کنی؟» گوید: اشک های عمر را می بینم که بر دو گونه و ریشش روان بود. و روی از زینب بگردانید. حمید بن مسلم گوید شنیدمش که می گفت «به خدا پس از من کس را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.» گوید: آن گاه شمر میان کسان بانک زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند. بکشیدش!» گوید در این حال سنان بین انس حمله برد و نیزه را فرو برد...»



تصویر

     حدود 17 ؛ بعد از شهادت امام (ع)

بعد از شهادت امام (ع) عده ای لباس های آن حضرت را غارت می کنند. تمام این افراد بعداً به مرض های لاعلاج دچار شدند.غارت عمومی اموال امام حسین (ع) و همراهانش آغاز می شود. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه ها گذاشت.یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن مطاع بعد از شهادت امام به کربلا می رسد. برای دفاع از حرم امام می جنگد و کشته می شود.ابتدا سر را به خولی می دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد. بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر امام و یارانش اسب می دوانند تا استخوان هایشان هم خرد شود.      
18:49 اذان مغرب

کشتگان لشگر کوفه را جمع می کنند. تعداد این افراد 88 نفر است. داستان این طور تمام می شود که در حالی که عمر سعد دستور جماعت نماز مغرب را می داده سنان بن انس بین مردم می تاخته و رجز می خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید ؛ چرا که من بهترین مردمان را کشته ام!»

آنها چندنفر بودند؟

معروف است که در کربلا 72 نفر شهید شده اند. این رقم معمولا وقت خواندن مقاتل با اعداد و اسامی موجود در متن جور در نمی آید؛ مثلا دیدیم که 50 نفر در حمله اول شهید شده اند، 28 نفر هم از بنی هاشم، به علاوه بریر و مسلم و حبیب و سعيد و حر و زهیر. همین ها جمعش بیشتر از 72 است. بعضی تواریخ قدیمی هم اعداد دیگری دارند. مثلا مسعودی تعداد شهدا را 87 نفر میگوید (مروج الذهب)، یعقوبی 105 نفر (تاریخ یعقوبی) و بلاذری 100 مرد میگوید (مجمع الانساب). یک راه این است که بیاییم و تمام اسامی ذکر شده در منابع را کنار هم بگذاریم. نخستین بار این کار را کسی در قرن سوم انجام داد که در آن 108 اسم فهرست شده. کسی به اسم فضیل بن زبیر، رساله ای نوشت با عنوان:«تسمیة من قُتِل مع الحسین بن علی(ع)» محققان جدید، این رقم را تا 120 اسم رسانده اند. حالا برگردید به آن خبر شهادت حدود 50 نفر از اصحاب در حمله اول. 120، جمع همین عدد و 72 است. پس ممکن است رقم 72 ، شمار شهدایی باشد که بعد از حمله و تیرباران اول به شهادت رسیده اند و جنگشان به یادماندنی تر بوده. احتمال دیگر، توجه به این خبر است که عمر سعد وقتی در روز 12 محرم لشگر خود و اسرا را از کربلا حرکت داد، دستور داد 72 سر را به نیزه بکنند بیاورند. قاعدتا در اینجا هم کوفیان سرهای افراد معروف و مشهور را با خود آورده اند و سرهای افراد غیرمشهور برايشان ارزش نمایشی نداشته. احتمال سوم به خاصیت خود عدد 72 برمی گردد. این عدد، از قدیم الایام نشانه کثرت بوده. حافظ می گوید: «جنگ 72 ملت همه را عذر بنه». يا حدیثی متواتر هست كه پیامبر(ص)فرمود: « امتش 72 فرقه می شوند که فقط یک فرقه از آنها ناجیه هستند. شاید یک دلیل تاکید بر عدد 72 شهید هم همین باشد.             
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times]     [FONT=Times New Roman,serif]   [FONT=Times New Roman,serif]    امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .  
           

Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهار شنبه 9 خرداد 1386, 7:41 pm
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط Shahbaz » دو شنبه 6 آذر 1391, 7:02 pm

 [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید] 


بوي سيب و ...


علامه ي مجلسي در كتاب بحار از حسن بصري و ام سلمه روايت كرده كه:

حسن و حسين داخل شدند بر پيغمبر و حال اين كه جبرئيل در خدمت پيغمبر نشسته بود. پس حسنين به دور جبرئيل مي گرديدند و او را به دحيۀ كلبي تشبيه كرده بودند
پس جبرئيل با دست خود ايماء كرد مانند اينكه چيزي گرفته باشد، پس در دست او بود سيب و به و انار. پس آنها را به حسنين داد.
پس رويهاي ايشان درخشيد و شتاب نمودند به سوي جد خودشان. پس پيغمبر آنها را گرفت و بوئيد. پس از آن فرمود: برويد در نزد مادر خوتان با اين ميوه ها و اول به نزد پدر خود رويد. پس امتثال امر نمودند و از آنها هيچ نخوردند، تا پيغمبر آمد. پس همه با هم خوردند. پس هميشه مي خوردند و آنها به احوال خود بودند تا پيغمبر از دنيا رفت. حسين گفت كه به آنها تغيير و نقصاني روي نداد.
چون فاطمه از دنيا رفت، انار را مفقود يافتيم و سيب و به باقي بودند در ايام پدرم. پس چون پدرم شهيد شد، به مفقود شد و سيب ماند بر هيأت خود در ايام امام حسن تا اينكه امام حسن شهيد شد و سيب ماند تا زماني كه آب بر من بسته شد، پس در زماني كه عطش بر من عارض مي شد، آن را مي بوئيدم پس سوزش عطش ساكن مي شد. پس چون عطش بر من شدت كرد و او را خوردم يقين به فنا نمودم.
حضرت علي بن حسين فرمود كه اين حديث را شنيدم از پدرم پيش از كشته شدن به يك ساعت. پس چون پدرم شهيد شد، بوي سيب از قبر مطهر آن جناب شنيده شد. پس من تفحص كردم و آن سيب را نيافتم. پس بوي آن باقي ماند بعد از حسين و هر آينه زيارت كردمذقبر آن جناب را، پس يافتم بوي سيب را از قبرش.
پس هر كه اراده دارد بوي سيب را از شيعيان ما كه آن قبر مطهر را زيارت مي كنند، پس آن را بخواهند در اوقات سحر. پس آن شخص بوي سيب را مي يابد اگر مخلص باشد.


-------------------------------------------------------------------------------------
*دحيه کلبي: نام يکي از صحابه و او اجمل ناس بود گويند جبرئيل عليه‏السلام بصورت وي بر پيغمبر اکرم در مي‏آمد و بسيار نيکو روي بوده است.

[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times]     [FONT=Times New Roman,serif]   [FONT=Times New Roman,serif]    امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .  
           

Major
Major
نمایه کاربر
پست: 547
تاریخ عضویت: چهار شنبه 20 آبان 1388, 5:24 pm
سپاس‌های ارسالی: 3625 بار
سپاس‌های دریافتی: 3960 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط Qaher1406 » سه شنبه 21 آبان 1392, 9:40 pm

تصاویری از داخل ضريح حضرت عباس علیه‏السلام

خوش بحال تو که زهرا به تماشای تو گفت:
پسرم در ره این عشق چه زیبا شده ای

از خجالت شده ای آب و یا از شمشیر
پس چگونه به چنین قبر کنون جا شده ای ؟

کاش می برد تو را تا به حرم اربابت
مثل تسبیح به هم ریخته ای وا شده ای

گرچه در کوچه نبودی که تلافی بکنی
جای محسن پسر حضرت زهرا شده ای ؟

ناگهان علقمه را عطر خوش یاس گرفت
فاطمه بر سر زانو سر عباس گرفت

تصویر
تصویر
عبارات حک‌شده بر شمشیر پیامبر(ص)

آیت‌الله سیدمحمد ضیاءآبادی در کتاب «خاتم انبیا، رحمت بی‌انتها» آورده است: مرحوم علامه مجلسی(ره) از امالی مرحوم شیخ صدوق(ره) نقل کرده است که در دستگیره شمشیر رسول اکرم(ص) این چند جمله نوشته شده بود:

« صِلْ مَنْ قطعک و قُلِ الحقَّ و لَوْ عَلیکَ یا علی نَفْسِکَ و أحْسِنْ بِمَنْ أسَاءَ إلیْکَ »

ترجمه

« اگر کسی از تو برید، تو به او بپیوندو(همیشه و در هر جا) آنچه حق است بگو اگرچه به زیانت تمام شودونیکی کن درباره کسی که به تو بدی کرده است »

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 82
تاریخ عضویت: سه شنبه 25 خرداد 1389, 1:17 pm
محل اقامت: ایران
سپاس‌های ارسالی: 336 بار
سپاس‌های دریافتی: 583 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط نجف47 » چهار شنبه 22 آبان 1392, 6:42 pm

بسمه تعالی

با سلام

 صلی الله علیک یا مولای یا ابالفصل العباس... یا کاشف الکرب عن وجه الحسین علیه الصلاة و السلام اکشف کروبنا بحق اخیک الحسین(ع)..... 


تصویر
ابتدا این شعر بسیار زیبا رو میگذارم (گر چه شاعرش رو نمیدونم کیه ولی اجرش با بی بی دوعالم ارواحنا فداها) که سالهاست باهاش زندگی میکنم که زبان حال وصیت آقا و صاحب و مولامون امیرالمؤمنین ارواحنا فداه ست که در بستر و لحظات آخر عُمر پر برکت ناسوتی شون هنگامی که دست آقا قمر منیر بنی هاشم ارواحنا فداه رو در دست مبارک ارباب عالم امکان آقامون ابا عبدالله ارواحنا فداه قرار دادند و سفارش فرمودند:

[FONT=Book Antiqua]عبــــاس جـــان ، 



[FONT=Comic Sans MS]سایه به سایه می روی پشت سر حسین من(ع) 

[FONT=Comic Sans MS]روی به قبله می کنی بر اثر حسین من(ع) 

[FONT=Comic Sans MS]آینه در برابرت ، کیست به جز برادرت 

[FONT=Comic Sans MS]سایه فکنده بر سرت ، بال و پر حسین من (ع) 

[FONT=Comic Sans MS]صبر جمیل خویش را نذر جمال یـــــار کن 

[FONT=Comic Sans MS]عکس تو جلوه کرده در چشم تر حسین من (ع) 

[FONT=Comic Sans MS]ماه ستم ستیز من! عشق شراره خیز من! 

[FONT=Comic Sans MS]هم نفس عزیز من! هم سفر حسین من! (ع) 

[FONT=Comic Sans MS]در عرفات عاشقی ، گر که در آب و آتشی 

[FONT=Comic Sans MS]آه ز دل نمی کشی ، بی خبر حسین من(ع) 

[FONT=Comic Sans MS]ساقی جامِ جان به کف، گُلبـُـنِ غیــرت و شــرف 

[FONT=Comic Sans MS]لحظه به لحظه گُل بکن، در نظر حسین من(ع) 

[FONT=Comic Sans MS]در دل آتش و عطش، تیر ز چشم خود بکش 

[FONT=Comic Sans MS]آب بزن ز اشک خود بر جگر حسین من (ع) 

[FONT=Comic Sans MS]چشم من و چراغ من ، سروِ رشید باغ من 

[FONT=Comic Sans MS]داغ غمت چه می کند با کمر حسین من(ع)...... 


این هم ویدئویی تصویری که حجمش هم زیاد نیست از خوندن همین غزل مرثیه زیبا با سبکی بسیار دلنشین و زیبا و دل انگیز و پر سوز با نوا و مداحی کربلایی احمد کاری icon_arrowd :

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]به-سایه-میروی-

[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]

در آخر هم تیمنا غزل مرثیه ای از انشادات این بنده حقیر عاصی هدیه به محضر مقدس مولینا ابالفضل العباس ارواحنا فداه که متاثر از یکی از اشعار برادر عزیزم شاعر گرانقدر رضا حافظی سرودم تقدیم همه محبان آقامون قمر بنی هاشم و اهل بیت علیهم السلام میکنم:


 [FONT=Comic Sans MS]مهِ من از چه اسیر شبِ یلدا شده ای؟! 

[FONT=Comic Sans MS]در خسوفی و به خون لاله حمرا شده ای! 

[FONT=Comic Sans MS]رخ زیبای تو را چون که به خون آغشته  

[FONT=Comic Sans MS]مه ندیدم چو تو مه....، وه.... که چه زیبا شده ای..... 

[FONT=Comic Sans MS]مانده ام در عجب از لیله ی قدر تو که چون! 

[FONT=Comic Sans MS]وسط روز چنین در پی احیـــــــا شـــــده ای! 

[FONT=Comic Sans MS]از قیامت، ز رکوعت، ز سجود تو که  

[FONT=Comic Sans MS]سالکان را به ابـــــد سرّ سویـــــدا شـــــده  

[FONT=Comic Sans MS]ساقی من، که شده مصحف تو برگ ز بــــرگ! 

[FONT=Comic Sans MS]عرشیان را بخدا، غرق تماشــــا شـــده  

[FONT=Comic Sans MS]با غم بردن جسمت بسوی اهل حرم(ع) 

[FONT=Comic Sans MS]به چه سان چــــاره کنم؟!....آه....معمّا شده ای! 

[FONT=Comic Sans MS]آه و واویل...از آن ضربت کین بر سر تو..... 

[FONT=Comic Sans MS]بخدا می نگرم چون رخ بابـــا شــــده ای! 

[FONT=Comic Sans MS]در غمت گِل به سر علقمه زد چشمِ مشک..... 

[FONT=Comic Sans MS]آبروی شجر و شاخه ی طوبا شده ای.... 

[FONT=Comic Sans MS]کاش میخورد به قلبم عوضِ چشم تو تیر... 

[FONT=Comic Sans MS]تا نبینم گُل رویت که بخون وا شـــده ای.... 

[FONT=Comic Sans MS]نیزه خصم تو را کرده شبیه مادر(س).... 

[FONT=Comic Sans MS]همه بینند که چون، زاده ی زهـــرا(س) شده ای..... 
 

نجف.م.ک

التماس دعا. یا علی مدد.

تصویر
عشق و معرفت حسین(ع) و مهدی فاطمه(عج) ضامن پیروزی و قوام و بقای ماست.

 به کاوش مژه از گور تا نجف بروم...........اگر به هند خاکم کنی یا به تتار 

Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 79
تاریخ عضویت: یک شنبه 10 اردیبهشت 1391, 3:36 am
سپاس‌های ارسالی: 1078 بار
سپاس‌های دریافتی: 506 بار

Re: حسینه سنترال کلابز

پست توسط farzande-iran » پنج شنبه 23 آبان 1392, 12:16 am

 نوحه ای زیبا و دلنشین از حسین فخری(دشنه، بر لب تشنه ...):

 [لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
  

ارسال پست

بازگشت به “تاريخ، فرهنگ و تمدن”