نگاه مختصري به تاريخچه نمايشنامه نويسي در جهان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با انجمن هنرهاي نمايشي به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, شوراي نظارت

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 155
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 آبان 1387, 2:48 am
سپاس‌های ارسالی: 446 بار
سپاس‌های دریافتی: 506 بار
تماس:

نگاه مختصري به تاريخچه نمايشنامه نويسي در جهان

پست توسط The Passenger » یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:10 am

از نمايشنامه نويسي در جهان تاريخچه دقيقي در دست نيست. در اين باره تنها مي توان به نظريه هاي افراد مختلف بسنده كرد.
اما زمان اوليه پيدايش نمايش را تقريباً مي توان به زمان شكل گيري تمدن ها نسبت داد. در اين نوشته سعي خواهيم داشت بطور اجمالي از زمان ارسطو كه نمايشنامه نويسي شكل مدون و علمي به خود مي گيرد، گام به گام با نويسندگان مطرح كشورهاي مختلف همراه شويم و سبك آنان را در مجموعه نمايشنامه نويسي جهان مورد بررسي قرار دهيم. فقط بايد اين نكته را در نظر داشت كه به دليل فضاي محدود تنها تعدادي از درام نويسان جهان كه سهم مهمتري در شكل گيري تاريخ داشته اند در اين نوشته جاي مي گيرند.
قبل از اينكه ارسطو كتاب مهم و تاريخ ساز خود يعني فن شاعري [فن شعر] را به رشته تحرير در آورد، نمايشنامه هاي مختلف در گونه هاي متفاوت وجود داشته است. اما ارسطو اديب و نويسنده سال هاي ۱۳۸۴ ـ ۱۳۲۲ قبل از ميلاد مسيح با تكيه بر افكار فلسفي نويسنده سلف خود افلاطون و با تكيه بر كتاب معروف وي يعني جمهوري مسأله زيبايي شناسي در ادبيات را تقرير كرده و قوانين نمايشي را بنيان مي نهد. قوانيني كه سال ها بعد نيز توسط نويسندگان مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد. او در نمايشنامه نويسي تعريفي جديد از تراژدي ارائه مي دهد. شش عامل از نظر او شكل دهنده يك نمايشنامه تراژدي است. اين قوانين عبارتند از:
۱ـ هسته داستاني يا Plot كه ترتيب منظم حوادث و اعمال است.
۲ـ قهرمانان و اشخاص Character كه بازيكنان نمايشنامه باشند.
۳ـ انديشه ها كه حرف هاي قهرمانان يا نتايج اعمال آنان است.
۴ـ بيان يا گفتار كه نحوه كاربرد و تأثير كلمات در تراژدي است. طرز بيان بايد سنگين و موزون باشد.
۵ـ آواز كر، آوازهايي است كه دسته هاي همسرايان در تراژدي مي خوانند.
۶ـ وضع صحنه يا منظر نمايش كه مربوط به صحنه آرايي و صحنه سازي است.
تفكر اسطوره سازي و ميل به جستار عناصري مانند عدالت و گرايش به مذهب از ديدگاه هاي مختلف در نمايشنامه هاي اين دوره مورد بررسي و كنكاش قرار مي گيرند. در اين زمان توجه به مليت، مذهب و خصايل پاك انساني دستمايه نويسندگاني چون آشيل، سوفكل، آريستوفان و اورپيد مي شود. توجه به اين كليات سبب شده كه نمايشنامه هاي اين نويسندگان تا امروز اجراها و تأويل هاي متفاوتي را در برداشته باشد.
آريستوفان در سال ۴۴۸ قبل از ميلاد به دنيا آمد. اطلاعات دقيقي از زندگي او در دست نيست تنها مي دانيم وي پسر شخصي به نام فيليپوس بوده و در آئيگينا مي زيسته است. آريستوفان يك آتني تمام عيار بوده و تا مدت ها از نام مستعار براي خود استفاده مي كرد. از او در مجموع دوازده نمايشنامه كمدي برجاي مانده كه تعدادي از آنها عبارتند از: آشارينها، نجيب زاده ها، پرندگان، زنبورها، پلوتوس و...
اگر چه نخستين نمايش اين نويسنده در مجمع سران يونان به نمايش درآمد اما بعدها دو نمايش سورخوران و بابلي ها سبب ساز معروفيت اين نويسنده يوناني شد. مدارك دقيق از قالب هاي نمايشي وي در دست نيست. تنها مي توان گفت اجراهاي سنتي به نام كوموس يارقص ها و آوازهاي دسته جمعي در آن زمان رايج بوده كه اجرا كنندگان شان اغلب لباس هاي مضحك به تن مي كردند و صورتك برچهره مي زدند و به ياري پاره اي تدابير خود را به هيأت جانوران در مي آورند. اين نمايش ها تنها براي وقت گذراني نبوده و اغلب نتايجي اخلاقي را دنبال مي كرده است.
آريستوفان در سال ۳۹۲ يا ۳۸۹ نمايشنامه مجمع زنان را تقرير مي كند. اين نمايش منطبق بر نگرش سابق او نيست. در اين اثر همسرايان نقش زيادي ندارند. بلكه زنان آتني نقشه مي كشند تا كار حكومت را به دست گيرند. صبح يك روز كه از خواب بر مي خيزند لباس شوهران شان را به تن و درمجلس ملي اجتماع مي كنند.
اين نمايشنامه از ديگر آثار مطرح فان است كه بسيار مورد توجه قرار مي گيرد. سال وفات اين نويسنده را ۳۸۰ قبل از ميلاد ذكر كرده اند.
اورپيد و آشيل نيز از ديگر نويسندگان اين عصر به شمار مي آيند. اما تاريخ تراژدي به دست نويسنده ديگري به نام سوفكل شكل ديگري به خود مي گيرد. كسي كه عدالت و انسان دوستي دغدغه هايش را تشكيل مي دهد.
او درسال ۴۹۵ قبل از ميلاد مسيح چشم به جهان گشود.
يكي از بهترين آثار او نمايشنامه اديپ شهريار است. شايد از ميان شخصيت هاي تراژدي و اساطيري كمتر كسي است كه سرنوشتي به پيچيدگي و دردناكي «اديپ» فرمانرواي شهر تب داشته باشد. اديپ شخصيتي است كه از تقدير شوم خود با خبر مي شود و در صدد فرار از آن بر مي آيد. اما سرنوشتي هولناك تر در انتظار اوست.
سوفكل عقيده به تقدير داشت و آدمي را بازيچه آن مي دانست. آنتيگونه اثر ديگر سوفكل يكي از زيباترين آثار نمايشي جهان به شمار مي آيد. اين نمايشنامه را مي توان ادامه اديپ شهريار دانست.
آخرين نمايشنامه هايي كه از اين نويسنده برجاي مانده اوديپوس در كلنوس نام دارد.
از آثار ديگر سوفكل مي توان به الكترا، آژاكس و زنان تراخيس اشاره كرد.
نمايشنامه نويسي همچنان راه خود را طي كرد. نويسندگان بي شماري به مدد ذهن تصوير گر انسان دست به خلق آثار متفاوت زدند. آنها اندك اندك مسائل روز اجتماع خود را نيز وارد نمايشنامه هايشان كردند. لوسيوس آنه ئوس سنكا از نويسندگاني بود كه ۴ سال پيش از ميلاد مسيح در روم متولد شد. سنكا همواره در پي آن بود تا راهي براي مقاومت و تقويت نيروي تحمل و اميد به آينده بيابد. سنكا رواقي مشرب بود او اين فلسفه را نزد آتالوس آموخت. سنكا از نويسندگاني بود كه وارد دستگاه دولت شد. او مضمون آثارش را از نويسندگان بزرگ يونان وام گرفت ولي نوشته هايش هيچگاه رنگ تقليد و دنباله روي نداشت. وقتي انگليسي ها به نوشتن تراژدي پرداختند به نمونه اي نياز داشتند كه آثار سنكا منبع بسياري از آنان قرار گرفت. آثار اين نويسنده به سه دسته تقسيم مي شود: ۱ـ تراژدي ها، ۲ـ تحقيقات فلسفي، ۳ـ آثاري سياسي كه خطابه ها و رسالات او را در بر مي گيرد. قريب ۹۰ نمايشنامه به او منسوب است كه هيچ يك از آنها در زمان حياتش اجرا نشد. در قرون وسطي مذهبي قشري رواج مي يابد و تأثير عظيم آن بر هنر كاملاً مشهود است. اين قرن نظاره گر گسترش نمايشنامه هاي اخلاقي بود كه در اثر اِوْري من (Every man) به اوج خود رسيد.
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
بسياري از نويسندگان اين دوره تحت تأثير كليسا عمل مي كردند. اما قرن شانزدهم نقطه عطفي در تاريخ نقطه نمايشنامه نويسي جهان به شمار مي آيد. نويسندگاني چون سروانتس، ويليام شكسپير و كريستوفر مارلو حاصل اين دوره اند. هفت سال پس از به پادشاهي رسيدن هنري هفتم، كريستف كلمب قاره آمريكا را كشف كرد و چند سال بعد واسكودوگاما طي يك سفر دريايي به دور دماغه اميد نيك به هندوستان رسيد. انگليسي ها نخستين ملتي نبودند كه نيم كره غربي را كشف كردند اما اين اكتشاف جايگاه ايشان را در دنيا عميقاً دستخوش تغيير كرد. چرا كه ايشان در قرن بعد به بزرگترين بازرگانان و دارنده بيشترين تعداد مستعمرات تبديل گشتند. همين مسأله سبب شد كه فرهنگ آنها به كشورهاي ديگر صادر شود و بسياري از نويسندگان كشورهاي ديگر درام نويسان انگليس را مورد تقليد قرار دهند. اگر نمايش اخلاقي اوري من در اواخر قرن پانزدهم نشانگر پايان نمايش در قرون وسطي است اما در همان زمان برخي شواهد نشانگر آغازي جديد و در خانه جان مورتون اسقف، اعظم كليساي كنتربري و قاضي انگلستان در زمان حكومت هنري هفتم است ميان پرده و نمايشنامه هاي اخلاقي تازمان شكسپير شايع و رايج بود. اما گسترش نمايشنامه و تبديل آن به يك قالب هنري پيچيده، نفوذ ديگري مي طلبيد و آن تأثير نفوذ كلاسيك ها بود. كمدي هاي لاتين بيش از هر چيز سر چشمه نويسندگان اين دوره بود. اما فن شعر ارسطو در انگلستان به اندازه ساير كشورهاي اروپايي معيار دقيقي براي شناخت تراژدي نبود. آنچه در اصول ارسطويي اهميت ويژه اي دارد سقوط تراژيك است. اين سقوط بايد نتيجه نوعي خطا يا ضعف اخلاقي در قهرمان باشد. طرح داستان بايد ماجراي سقوط قهرمان را از اوج موفقيت تا بيچارگي كامل در برگيرد، طرحي كه بازگشت ها و اكتشافات پي در پي از ويژگي هاي آن باشد، حتي شكسپير اين مسأله را در آثارش به خوبي رعايت نمي كرد. او نيز مانند اكثر تراژدي نويس هاي عصر اليزابت به علت استفاده از طرح هاي فرعي تسكين هاي خنده آور و عدم رعايت وحدت زمان و مكان با معيارهاي تراژدي كلاسيك فاصله فراوان دارد. شكوفايي نمايشنامه هاي انگليسي عمدتاً به سه عامل بستگي داشت: ۱ـ بازيگران حرفه اي، ۲ـ تئاتر يا سالن مخصوص نمايش و ۳ـ تماشاگران. در اين دوره نگاهي به آثار دو نويسنده انگليسي و يك نويسنده اسپانيايي لازم به نظر مي رسد.
كريستوفرمارلو در سال ۱۵۶۴ به دنيا آمد و درسال ۱۵۹۳ در گذشت. او نويسنده اي نو آور و خلاق بود. تيمورلنگ كه به سال ۱۵۸۷ نوشته شده يكي از آثار مطرح اين نويسنده انگليسي است كه در آن ضمن پرداختن به خصلت هايي چون حرص و آز در انسان و ميل به عظمت و قدرت، تباهي انسان را توسط اين خصائل به نمايش مي گذارد. دكتر فاوستوس [فاستوس] اثر ديگر مارلو به زندگي يك دانشمند آلماني نظر مي افكند كه در آستانه جست وجوهاي عالمانه اش وجدان و ايمان خويشتن را قرباني مي كند پاره اي از محققين بر اين عقيده اند كه هيچ يك از آثار مارلو از لحاظ اهميت و موضوع به پايه دكتر فاوستوس نمي رسد. گوته شاعر و نويسنده بلند آوازه آلماني به عنوان سرمشق درام فاوست اثر مشهور خود را كه درامي فلسفي و عميق است با الهام گرفتن از اثر مارلو نوشته. دكتر فاوستوس آمال و آرزوهاي نويسنده را به خوبي آشكار مي كند و همچنين مي توان آن را آيينه افكار و آرمانهاي قرن شانزدهم دانست.
غرور و تكبر مورد نظر مارلو در اين اثر ناشي از شناخت انسان از شرايط جديد زيستي خود است. انسان به واسطه پيشرفتي كه در علم داشته مي انديشيد به تمامي اسرار عالم دست يافته است. دو نمايشنامه ديگر يكي ماليت و ديگري ادوارد دوم آثار بعدي مارلو را شكل مي دهند. اما نمي توان از ادبيات نمايشي گفت و ويليام شكسپير را فراموش كرد. او شخصي بود كه با نگاهي عميق به اطرافش با دستمايه قرار دادن داستان هاي تاريخي آثاري بي بديل در عرصه هنرهاي نمايشي برجاي گذارد. آثاري كه بعدها سرمشق بسياري از نويسندگان ديگر قرار گرفت. شكسپير در سال ۱۵۶۴ در استراتفورد متولد شد. آشنايي او با تئاتر از طريق نمايشنامه هاي بازيگران بسياري كه به شهر استراتفورد مي آمدند انجام گرفت. نويسنده اي به نام فرانسيس ميرس در كتابش كه رساله اي است درباره اخلاق، دين و ادبيات، شكسپير را نويسنده اي همتراز با سنكا، پلوتوس، هوراس، هومر و سوفكل مي خواند.
گنجينه بي نظيري كه شكسپير برجاي گذارد قريب به سي و هشت نمايشنامه را در بر مي گيرد كه در آنها از داستان ها و نمايشنامه هاي قديمي و نيز تاريخي و اساطير و بسياري منابع ديگر الهام گرفته است. دو منبعي كه بسيار براي شكسپير مفيد بود يكي وقايع نامه انگلستان، اسكاتلند، ايرلند و ديگري زندگينامه مردان بزرگ اثر پلوتارك بود.
هملت، شاه لير، مكبث، اُتللو، و رومئو و ژوليت پنج تراژدي مشهور او است.
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
نمي توان قرن شانزدهم را ترك كرد و از سروانتس نويسنده رؤيا پرداز اسپانيايي يادي نكرد. او در سال ۱۵۴۷ چشم به جهان گشود و درسال هايي كه براي اسپانيا دوران طلايي تئاتر بود زيست. نفوذ بين فرهنگ ها و مسيحيت كاتوليك را مي توان به وضوح در درام اسپانيايي مشاهده كرد.
نخستين نمايشنامه خالق رمان دن كيشوت، فال و تماشادر الجزيره است. اين نمايش به نظريات او در زمان محبس مي پردازد. نوماسيا نيز از بهترين نمايشنامه هاي سروانتس به حساب مي آيد كه براساس يك واقعه تاريخي تنظيم شده است. از ديگر آثار او مي توان به سفر آرجل و روفيان خوشبخت اشاره كرد. جريان هاي ادبي در قرن هفدهم دستخوش تحولات بسيار شد. لااقل در انگليس كه توانسته بود سهم مهمي در درام نويسي جهان از خود به جاي بگذارد كاملاً به چشم مي آيد. در اين قرن و در سال ۱۶۴۲ بود كه در انگلستان جنگ هاي داخلي در گرفت و هنر تئاتر به يكباره تعطيل شد. لذا نمايشنامه نويسي در كشورهاي ديگري چون فرانسه مطرح شد. پيركرني شاعر و نمايشنامه نويس فرانسوي در سال ۱۶۰۶ در يكي از شهرهاي فرانسه متولد شد. نخستين نمايشنامه او به نام مه ليت درسال ۱۶۲۹ به رشته تحرير در آمد كه اثري كمدي بود. پس از آن چند نمايشنامه كمدي به نام هاي زن بيوه، كالري قصر، ميدان سلطنتي و خدمتكار را نوشت و سپس تحت تأثير آثار يونان باستان تراژدي مده آرا نگاشت. نمايشنامه سيد مشهور ترين اثرش در سال ۱۶۳۷ بود. او در سبك نگارش علاوه بر تراژدي الگوهايي نيز براي كمدي به وجود آورد. وي درسال ۱۶۴۷ به عضويت فرهنگستان فرانسه برگزيده و در همين سال به عنوان بزرگترين درام نويس زمان خويش مطرح شد. او انسان ها را آنطور كه مي خواست مي ديد و تصوير مي كرد نه آن گونه كه بودند از اين رو روانشناسي شخصيت هايش عمق چنداني ندارد.
رفتار شخصيت ها بر اصول مشخصي چون مبارزه بين عشق و شرافت است. پيروزي شرافت بر عشق امري كاملاً قطعي و مورد ستايش كرني و نويسندگان نئوكلاسيك است.
كرني در نمايشنامه هايش نسبت به اخلاقيات جامعه بسيار متواضع بود و به آنها بيشترين بها را مي داد و انسانها را به احترام به اين امر ملزوم مي داشت.
مولير از ديگر نويسندگان اين دوره به شمار مي آيد.
نام اصلي او ژان باتيست پولكن بود و در پانزدهم ژانويه ۱۶۲۲ زاده شد. زماني كه در دربار شاه مشغول به كار شد تئاتري ديد و به آن علاقه مند شد.
از آثار اين نويسنده مي توان به طبيب اجباري، خسيس، نيرنگهاي اسكاپن، مردم گريز و شهري جنتلمن اشاره كرد.
ادبيات قرن هجدهم در انگلستان به ادبيات نكته پرداز ملقب است كه درباره تمدن و ارتباطات اجتماعي، در نتيجه انتقادي و تاحدودي اخلاقي و طنز آلود است. در اين زمان است كه مجلات وارد جامعه مي شوند و ادبيات مطبوعاتي ميان مردم رواج مي يابد.
نثر نيز در اين زمان به تكامل مي رسد:
نقد ادبي با ساموئل جانسن، زندگينامه نگاري با جيمزباسول، فلسفه با ديويد هيوم، سياست با ادموند برك، تاريخ با ادوارد گيبون، زيبايي شناسي با سرجاشوا رينولدز، اقتصاد با آدام اسميت و تاريخ طبيعي با گيلبروايت. در انگلستان نوشتن رمان رواج مي يابد و توجه نويسندگان بيشتر بدين سو جلب مي شود.
اما اين قرن گولدوني، گوته و پوشكين را به عرصه نمايشنامه نويسي معرفي مي كند. كه متعلق به كشورهاي ايتاليا، آلمان و روسيه هستند و ادبيات اين كشورها را متحول مي كنند. كارلو گولدوني نمايشنامه نويس، شاعر و سراينده اشعار اپرا در ۲۵ فوريه ۱۷۰۷ در ايتاليا چشم به جهان گشود، او ابتدا براي اپراشعر مي گفت. گولدوني در آثارش همواره نفرت و انزجار خود را از اشرافيت زمانش به شهامت ابراز مي داشت و قلم توانايش بر صفات خود پسندانه و شخصيت هاي توخالي آنان مي تاخت، تئاتر او بيشتر عرصه نشان دادن زندگي افراد متوسط الحال جامعه آن عصر است و مسائل اين طبقه كه آن هم به شكلي گويا در آثارش بازگو شده است. قهوه خانه، دروغگو، تئاتر كمدي، همسر با احتياط، عشاق و ... آثار او را تشكيل مي دهند.
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
يوهان ولفگانگ فون گوته شاعر، درام نويس، مدير تئاتر و اديب بلند آوازه آلماني در ۲۸ اوت ۱۷۴۹ در فرانكفورت به دنيا آمد.
آثار گوته بسيار متنوع است چنانكه شامل چندين تراژدي، چند نمايشنامه تاريخي، آثار فلسفي، اساطيري و چند نمايشنامه كمدي است. فاوست معروفترين اثر گوته است كه به يقين بيشترين سالهاي عمر اين هنرمند را به خود معطوف كرد. فاوست از نمايشنامه دكتر فاوستوس اثر كريستوفر مارلو اقتباس شده است. از آثار گوته مي توان به استلا، آگمنت، طبيعت عشاق، كلاويگو، شريكان جرم و... اشاره كرد، اما در روسيه نيز الكساندر پوشكين قلم به دست گرفت. پوشكين سال ۱۷۹۹ در مسكو به دنيا آمد. او اگرچه در مرحله نخست شاعر است، ليكن در زمينه داستان هاي منثور و نمايشنامه نيز طبع آزمايي كرده و در اين قلمرو نيز قدرت و استعداد خود را به منصه ظهور رسانيد تا آنجا كه بسياري از آنچه بعدها در داستانها و نمايشنامه هاي روسي شاهد آن هستيم، از او مايه و الهام مي گيرد. وي را به عنوان بخشي جدانشدني از جهان رومي و فرهنگي ملت روسيه به شمار مي آورند.
از آثار او مي توان به بوريس گودونف، جشني به هنگام، شاعر طاعون، شواليه آزمند، ميهمان سنگي اشاره كرد.
اما در سال ۱۷۸۹ انقلاب فرانسه به وقوع پيوست كه آثار بسياري از نويسندگان اين دوره را تحت الشعاع قرار داد.
در اين قرن هنريك ايبسن نويسنده مشهور نروژي به تئاتر معرفي شد كه برخي او را پدر نمايش مدرن مي دانند. نگاه او به موقعيت هاي اجتماعي انسان و شرايطي خاص كه از سوي جامعه بر او تحميل مي شوند، ستودني است. او در سال ۱۸۲۸ زاده شد و ساختماني جديد را در پيكر نمايشنامه نويسي بر جاي گذارد كه بعدها مورد استفاده بسياري از درام نويسان قرار گرفت. خانه عروسك، دشمن مردم، اشباح، استاد معمار و هداگابلر از مهمترين آثار اين نويسنده نروژي است. نظريات او همواره نسبت به پليدي هاي جامعه انتقادي و قاطع بود. ايبسن براي نمايشنامه هايي كه مي نوشت، مدت زيادي را صرف تحقيق مي كرد.
اما نمي توان در اين عصر نيكلاي گوگول را از نظر دور داشت. او نويسنده اي اوكرايني بود. سبك نويسندگي و نگاهي كه او به زندگي مي كند، پر از طنز، ريشخند و همدردي است. او چنان هزل و طنز را با درد مي آميزد كه تا اعمال روح انسان اثر مي كند.
بازرس، شنل، ازدواج و قماربازان عمده آثار او را شكل مي دهند. اما سه نمايشنامه نويس ديگر نيز بودند كه در اين قرن هنر نمايشنامه نويسي را تحت تأثير قرار دادند. اسكار وايلد، جرج برنارد شا و آنتوان چخوف.
اسكار وايلد در شهر دوبلين زاده شد. خانواده اش از اشراف پروتستان بود. او بعدها در آثارش به نقد اشرافيت پرداخت و اين زندگي را با زباني طنز مورد نكوهش قرار داد. تعدادي از آثار او عبارتند از سالومه، بادبزن خانم ويندرمر و اهميت ارنست بودن.
جرج برنارد شا، نمايشنامه نويس، داستانسرا، روزنامه نگار و منتقد ايرلندي الاصل نيز در ۲۶ ژوئيه ۱۸۵۶ در شهر دوبلين ايرلند زاده شد.
جي بي پيرليستلي معتقد است: «سرشاري و وفور و تازگي و روح جنبش و نيروي فوق العاده زيست نمايشنامه هاي شا، بوي حق مي دهد كه پس از مولير به عنوان بزرگترين كمدي نويس شناخته شود. اما چنانچه وي را به عنوان نمايشنامه نويسي بزرگ بپذيريم كه ميدان و دامنه تنوع اشخاص نمايشنامه هايش محدود است، بي گمان شا از عرصه تئاتر با آن نشاط مبني بر تفكر و آن محيط خوش و آفتابي كه مي آفريند، هنوز زنده است.»
تعدادي از نمايشنامه هاي شا عبارتند از: خانه هاي اجاره اي، پيگماليون، ژاندارك، كاترين بزرگ، درام كوچك و...
او در نمايشنامه نويسي حامي نوعي درام جديد بود كه هنريك ايبسن عرضه كرده بود. وي نمايشنامه هاي خود را چنان مي پرداخت كه گويي نوعي اپراي بدون موسيقي تصنيف مي كند. پاره اي از موقعيتهاي اساسي برخي از نمايشنامه هايش مثل دكتر بر سر دوراهي، دليري و گستاخ محض هستند.
نگاه واقع بينانه اش به همراه بذله گويي و طنز است و در آثارش سعي دارد تا افراد جامعه را با همه دردها و رنجها و تيرگي هاي درونشان نشان دهد.
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
دكتر آنتوان پابلوويچ چخوف نيز در روسيه به دنيا آمد. پريستلي درباره تئاتر چخوف مي نويسد: «يك پزشك با عده زيادي از اشخاص كه نقاب تظاهر از چهره افكنده اند و به نشان تسليم دست بالا كرده اند روبرو شده است. هيچ كس نزد طبيعت خود قهرمان نيست و چخوف پزشك نيز ميدان را براي چخوف نويسنده خالي نكرد. اما دكتر چخوف ديده اي تيزبين و ذوقي لطيف و قلبي رئوف داشت و در توجه به حقيقت تزلزل نمي شناخت. در القاي تنهايي و جدايي غلبه ناپذير موجودات انساني و عدم امكان تفاهم ايشان با يكديگر شايد هيچ نويسنده اي به پاي او نرسد.»
او با كارگرداناني چون كنستانتين، استانيسلاوسكي و نميرويچ دانچنگو آشنا شد كه اين امر علاقه او به تئاتر را تشديد كرد.
مرغ دريايي يكي از مشهورترين آثار اوست. اين نمايشنامه كه شكوه زندگي را علي رغم تمامي سردي و تيرگي آن اعلام مي كند، براي چخوف اهميتي صدچندان داشت. باغ آلبالو نيز از ديگر آثار معروف اوست كه بارها در كشورهاي مختلف اجرا شده است.
اما با آغاز قرن بيستم و وقوع جنگ هاي جهاني تنهايي و انزواي انسان بيشتر دستمايه نويسندگان قرار گرفت. ادبيات پوچي و در نتيجه تئاتر نيز حاصل اين دوران است. اين اصطلاح عمدتاً به آثار نمايشي نويسندگاني چون ساموئل بكت، ژان ژنه، اوژن يونسكو، هارولد پينتر و ادوارد آلبي اطلاق مي شود و شاخه مهمي از ادبيات پوچي به شمار مي آيد، مباني تفكري و تلقي فلسفي نويسندگان تئاتر پوچي از مكاتب ادبي، سوررئاليسم، اكسپرسيونيسم، اگزيستان اسياليسم و آثار ژان پل سارتر، آلبر كامو، فرانتس كافكا و جيمز جويس ريشه مي گيرد.
بنا بر تفكر اين نويسندگان، انسان بريده شده از اعتقادات مذهبي و معنوي و آگاه به پوچي اعتقاداتي كه آنها را فريب مي داند، در جهاني خالي از معنا و هدف، فقط دلخوش به اميدهايي در فراسوي اين زندگي ملالت بار و بي معني، دست و پا مي زند.
بهترين نمونه چنين انسان سرگشته و خودفريبي، ولگردهاي نمايشنامه در انتظار گودو اثر ساموئول بكت هستند.
[لینک خارجی برای کاربران مهمان مخفی است، لطفا برای مشاهده لینک ثبت نام نموده و یا وارد سایت شوید]
موضوع اين نمايشنامه كه اولين نمايشنامه تئاتر پوچي است و نخستين بار در سال ۱۹۵۷ به اجرا درآمد، بر محور انتظار دو ولگرد بيكاره دور مي زند. نمايشنامه با انتظار اين دو براي آمدن شخص مرموزي به نام «گودو» آغاز مي شود. در تمام طول بازي، هيچ حادثه عيني مهمي رخ نمي دهد و تماشاگران فقط ناظر گفت و گوهاي بي معني و بي ربط و حركات تكراري و بي ثمر اين دو شخصيت هستند. حركات و كلمات اين بازيگران به قدري تكراري مي شود تا احساس پوچي و بي معنايي در تماشاگر برانگيخته شود و او دريابد انتظار اين دو شخصيت نوعي خودفريبي است.
از حيث ساختار نمايشنامه پوچي هيچ شباهتي به نمايشنامه هاي ديگر ندارد و سير حوادث آن معمولاً فاقد رابطه علت و معلولي است. عناصر ادبي و نمايشي در اين قسم تئاتر نهايتاً به منظور ايجاد تصويري شاعرانه و بلاواسطه از بي معنايي هستي بشر به كار گرفته مي شود. زبان در تئاتر پوچي به سوي نوعي آشفتگي و بي معنايي گرايش مي يابد، به نحوي كه عملاً از قدرت ايجاد ارتباط واقعي تهي مي شود و تنها در حد يك واسطه شنيداري براي انتقال اين حس پوچي، تنهايي و بي همزباني به تماشاگر باقي مي ماند. اين نوع تئاتر نخستين بار توسط مارتين اسلين نويسنده لهستاني الاصل در كتاب تئاتر پوچي بدين نام خوانده شد.
اما جدا از اين نويسندگان و تئاتر پوچي بودند درام نويسان ديگري كه سبك هاي جديدي را بنيان نهادند. برتولت برشت با پديد آوردن سبك epic (حماسه) تحولي عظيم در تئاتر ايجاد كرد و مقابل كنستانتين استانيسلاوسكي قرار گرفت. بسياري از آثار او چون دايره گچي قفقازي، صعود مقاومت پذير آرتور واويي، آنكه گفت آري، آنكه گفت نه، انحطاط و... مؤيد و حامي اين نظريه به شمار مي آيند.
در هرحال نمايشنامه نويسي هنري است كه با توجه به روح تصوير بشر همچنان در ادبيات بوده و خواهد ماند. برخي از اين درامها بخصوص از نوع شرقي آن به واسطه سنت هاي محدود به خارج صادر نشده و اطلاعات دقيقي از آنها در دست نيست. اما به مجموعه نامهايي كه در اين نوشته آمد، بايد آشيل، همور، ولتر، ويكتور هوگو، لئو تولستوي، آگوست استريندبرگ، موريس مترلينگ، رومن رولان، ماكسيم گوركي، جيمز جويس، جان اشتن بك، ژان ژنه، گونتر گراس، داريوفو، اتول فوگارد، پيتر هاندكه و... را نيز افزود. نامهايي كه مجال پرداختن به آنها نبود، اما سهم و نقش آنان را نمي توان در تاريخ نمايشنامه نويسي جهان از نظر دور داشت.

  • منابعي كه در تهيه اين مقاله از آنها استفاده شده، عبارتند از:
۱ـ تاريخ ادبيات يونان
۲ـ جُنگ ادبي نورتون
۳ـ درام نويسان معروف جهان
۴ـ تاريخ تئاتر جهان
۵ـ مكتب هاي ادبي
۶ـ تاريخ هنر
۷ـ فرهنگ اصطلاحات ادبي
۸ـ تاريخ فلسفه

  • مأخذ:
    برگرفته از صفحه سينما، تئاتر / روزنامه ايران / شماره ۲۱۲۷ / سال هشتم / شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۱
   نگارندۀ مطلب مشخص  
  تمامي عكسها از منابع رايگان وب تهيه شده اند
   
  • يك نكته: اين مقاله پس از دو بار غلط گيري توسط اينجانب ارسال شد. اما بهرصورت ممكن است بخاطر لغزش در غلط گيري و يا نقص معلومات بنده، خطا يا خطاهايي در متن ديده شود. از كساني كه اشتباهي در متن مشاهده ميكنند تقاضا دارم حتماً متذكر شوند.
  • عبارات داخل [قلاب] لفظ ديگر عبارت قبلش ميباشد كه توسط اينجانب درج گرديد.
از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج شنبه 16 آبان 1387, 8:28 pm
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: نگاه مختصري به تاريخچه نمايشنامه نويسي در جهان

پست توسط Mardaviz » یک شنبه 20 اردیبهشت 1388, 9:53 pm

درود
با سپاس از جناب pass از برای نوشتار.
از نگر بنده نوشتار خوبی است.ولی نشانه های نگارشی در آن رعایت نشده است.
بایا بود جنابعالی نظم و ترتیب ظاهری آن را برعهده می گرفتید(البته ضمن رعایت سبک صاحب نوشته) تا برای خواننده بی تاثیر ،دل گزا و خسته کننده جلوه نکند.

دوست من متاسفانه برخی از کاربرانی که مقاله ای در انجمن ارسال می کنند،کوچکترین اهمیتی به نظم و تریب ظاهری آن نمی دهند.(ویا زحمت این کار را به خود نمی دهند) و هنگامی که از ایشان درخواست بن مایه اثر را می نمایی دلگیر می شوند و زیاد زحمت به خود بدهند نشانی ای را درج می کنند که درج نکردنش بهتر است.تو گویی دیگران فقط وظیفه دارند بخوانند و از ایشان سپاسگذاری نمایند.و هنگامی هم که پرسشی پیرامون مطالب مطرح شده از ایشان می نمایی تنها با این پاسخ روبرو می شوی:«بنده فقط ارسال نموده ام».
البته بنده به هیچ عنوان از تمامی کاربران توقع ندارم که تمام این نکته هارا رعایت نمایند،ولی امیدوارم باگذشت زمان این مشکلها از پیش روی انجمن برداشته شود و برداشته خواهد شد.همچنین به نگر بنده مدیران نیز به غیر از برخی از بخش های حساس، نباید کاربر را زیاد از برای رعایت این موارد ،تحت فشار قرار دهند.(زیرا بسیاری از چیزها آموختنی است و زمان خواهد برد)


با پوزش از اینکه سخنم به درازا کشید،ولی در مجموع بسیار مورد پسند بنده قرار گرفت.

حال بنده نیز جنابعالی را به شرحی از ویل دورانت در مورد تماشاگران تئاتر در یونان باستان مهمان می نمایم:
«زنان و مردان طبقات مختلف در این تئاترها راه دارند.زنان از مردان جدا می نشینند؛و روسپیان جایگاهی مخصوص خود دارند .تماشاگران این تئاترها سرزنده و بانشاطند.دروقت تماشای نمایش ،فندق و میوه می خورند و شراب می نوشند....سرجاباهم ستیزه می کنند و بازیگران مورد پسند خود را با کف زدن ها و فریادهای پیاپی تشویق و تحسین می نمایند.اگر نمایش را نپسندند،سوت می زنند و همهمه برپا می کنند؛هرگاه که اعتراضشان شدیدتر شود،به نیمکت های زیر خود لگد می کوبند؛و اگر به خشم درآیند،بازیگر را با پرتاب سنگ و انجیر و زیتون از صحنه بیرون می رانند.».
Work hard in silence
Let your success
Be your noise

Major
Major
نمایه کاربر
پست: 155
تاریخ عضویت: سه شنبه 28 آبان 1387, 2:48 am
سپاس‌های ارسالی: 446 بار
سپاس‌های دریافتی: 506 بار
تماس:

توضيح ارسال كننده

پست توسط The Passenger » دو شنبه 21 اردیبهشت 1388, 7:17 am

مرداويز عزيز،
سپاسگزارم از اين دقت نظر و تذكر شما، تصویر
البته بنده تا جايي كه از نظر دورنمانْد، سعي در اصطلاح نشانه هاي نگارشي داشتم، حتي در جاهائي كه نياز ديده شد، اِعراب گذاري كردم. اما در نظر داشتم كه استفادۀ زياد از كاراكترهاي خاص مثل تنوين ها و مثل اينها، ميتواند باعث يافت نشدن متن در موتورهاي جستجو بشود، چرا كه اكثر كاربرانِ جستجوگر، و همچنين اغلب پايگاهها، در نوشتار، اين مسائل را رعايت نميكنند. بخاطر همين پرهيز بنده، ممكن است در خواندنِ بعضي عباراتِ متن، لغزش ايجاد شود.
در مورد نحوۀ قرارگرفتن يا چينش جمله ها، بنده سعي در پيروي از نظر نگارنده كردم، مثلاً اگر جمله اي بصورت جداگانه از بَند نگاشته شده بود، بنده نيز همينطور قرار دادم، بلكه نگارنده ميخواسته بر آن جمله تأكيد بنمايد. بنابر اين در كل سعي شد تا آنجا كه ميتوان، در مقالۀ اصلي دخالت نشود، مگر جايي كه مطلبي اشتباه باشد، يا خواننده را به اشتباه بيندازد. مثل جاهائي كه تاريخها به اشتباه درج شده بود، يا اسمها با تلفظ مصطلح منطبق نبود.
حتي در جائي كه نگارنده از نامهاي نامصطلح استفاده كرده بود (مثلاً «فاوستوس» بجاي «فاستوس»)، بنده درون [قلاب] درج نمودم، و دست در متن اصلي نبردم. بهرصورت نگارنده صاحب اصلي مقاله است و در كنار اصلاح خطاها، بايد حقوق او را نيز رعايت نمود.
باز هم از تذكر شما، و هم از شرح كوتاهي كه نگاشتيد، سپاسگزارم و براي شما آرزوي موفقيت دارم. تصویر
از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده

ارسال پست

بازگشت به “هنرهاي نمايشي”