تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز...!

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

حست نسبت به یک فردی که عین بز فقط حرفای دیگران را تایید میکنه و عقل و شعور خود آکبنده.. چیه؟

حرص در بیار هستند!
22
73%
سوژه خنده هستند!
8
27%
 
مجموع رای گیری: 30

Major I
Major I
پست: 152
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 30 اردیبهشت 1386, 9:11 pm
سپاس‌های ارسالی: 180 بار
سپاس‌های دریافتی: 201 بار

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Hosein1395 »

نیچه دراین مورداعتقادداره:
روح انسان برای تعالی باید3 مرحله رو پشت سربذاره، به ترتیب
1-شتر
2-شیر
3-کودک
شتر:روح انسان چون شتری بارهای فکری گذشتگان رابه دوش میکشدوهیچ اختیاروحرکتی ازخودندارد
شیر:روح انسان دراین هنگام به صورت شیری درمیاید وبه دنبال آزادیست وبااژدهای "توباید" به نبرد برمیخیزدوروح شیرمیگوید:من اراده میکنم.(نه مقدس)
وجودشیردرروح برای خلق ارزش های جدید لازم است.زیراتحصیل ارزش های جدیدبرای یک روح متوازع وبارکش مشکل است.
کودک:تولدجدیددردنیایی جدید.اکنون روح انسان آزادانه براساس نیازهایش به کنکاش وکنجکاوی میپردازد.(بله مقدس)
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Solver »

  ,
به نظر من تصویر
این تئوری، نه آغاز دارد نه پایان. یعنی میتوان گفت یک مثال خیلی خوب برای سکولار بودن.

در این طرز فکر ها اصولا ابتدای ماجرا مهم نیست و انتهای آن هم مهم نیست، البته این مهم نیست از روی دانستن و مهم نبودن قضیه گفت نمیشود بلکه از روی نداشتن جواب برای آن است.

این شتر، اطلاعاتش از کجا حاصل شده است؟
به روایت نیچه از گذشتگان، نیچه امروز زنده است؟ جزو گذشتگان بشریت به حساب نمیاد؟ پیروی از عقیده نیچه که نقض کننده حرف خودش خواهد شد :D

اگر حرفش درست است و به قول وی باید با آن شیر همه چیز را از هم گسست!

مثل این که کتابی در صفحه اول خودش گفته است مرا از بین ببر و سپس به صفحه بعد برو! غاقل از اینکه وقتی طبق دستور اول کتاب را از بین بردیم صفحه 2 بی اهمیت میشود ...

اگر گذشتگان را بگذاریم کنار،

از کجا بدانیم که اساسا لازم است دنبال چیزی بگردیم؟
چرا شیر باشیم. شاید نباید شیر باشیم؟
نیچه گفته شیر باشیم؟
قرار شد گذشتگان را فراموش کنیم :-)

پس چطور کودک بشویم؟ اصلا باید کودک بشویم؟
لازمه کودک شدن پیروی از نظریه شتر و شیر نیچه بود.
اما خودش گفته گذشتگان را فراموش کنیم! نیچه هم که جزو گذشتگان.

پس نه آغازی نه سرانجامی، فلسفه ها با هدف ارائه راه هستند نه سردرگم تر کردن، به عبارت دیگه فلسفه پاسخ دهنده به این پرسش که از کجا به کجا برویم، است نه اینکه از ناکجا به ناکجا هدایت کند.

حداقل سهروردی جای بحث فراوان روی تفکرش در مورد نگرش نو به عرفان وجود دارد.

البته نباید از مطالعه و آشنایی با این فلسفه ها غافل شد چرا که بسیاری از جوامع پیرو این فلسفه ها هستند، اما نباید در مقام مقایسه با فیلسوفان بزرگ عالم قرارشون داد چون بیشتر فلسفه های از این دست از درون خودشان دچار اشکال هستند و نیازی به قیاس با دیگر فلسفه ها ندارند.

البته برخی به ظاهر اندیشمندان و آنها که ok گفتن را نوعی روشنفکری میدانند به هر حال نظرات متفاوتی در مورد نیچه میدهند، حتی در دانشگاه های همین جمهوری اسلامی کم نداریم سینه سوخته نیچه تصویر

وجه تشابه فلسفه با سهروردی هم همان بخش رودرواسی با خودشون بود که گفتم تصویر
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 7545
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 26 آذر 1387, 4:20 pm
سپاس‌های ارسالی: 9280 بار
سپاس‌های دریافتی: 22099 بار

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط sinaset »

Hosein1395 نوشته شده:نیچه دراین مورداعتقادداره:
روح انسان برای تعالی باید3 مرحله رو پشت سربذاره، به ترتیب
1-شتر
2-شیر
3-کودک
شتر:روح انسان چون شتری بارهای فکری گذشتگان رابه دوش میکشدوهیچ اختیاروحرکتی ازخودندارد
شیر:روح انسان دراین هنگام به صورت شیری درمیاید وبه دنبال آزادیست وبااژدهای "توباید" به نبرد برمیخیزدوروح شیرمیگوید:من اراده میکنم.(نه مقدس)
وجودشیردرروح برای خلق ارزش های جدید لازم است.زیراتحصیل ارزش های جدیدبرای یک روح متوازع وبارکش مشکل است.
کودک:تولدجدیددردنیایی جدید.اکنون روح انسان آزادانه براساس نیازهایش به کنکاش وکنجکاوی میپردازد.(بله مقدس)

سلام دوست من
در رابطه با اینکه زود قضاوت کردم حق با شماستتصویر

ولی ....نیاز به مطالعه دارم در این زمینه (فعلا نظر خاصی ندارم)

اینم زندگی نامه اقایی "نیچه . فریدریش"


تصویر


فریدریش نیچه (Friedrich Nietzsche(1844-1900
نیچه فردی تندرو ولی اندیشمندی اصیل بود. کلامش حالتی پیامبرگونه و شاعرانه دارد و آن‌گونه که فلسفه را درک می‌کرد به انتقاد شدید از آن می‌پرداخت. بخش بزرگی از فلسفه خود او، حمله مداوم به این باور است که یک ساختار جهان واقعی مستقل و مجزا از ادراک بشری وجود دارد. سبک نگارش چشمگیر و قوت کلامش موجب شده است که افکارش به طرزی عوام‌پسندانه جذاب و گاهی اوقات سطحی و کم‌عمق جلوه کند، به گونه‌ای که کیفیت عقلانی افکارش را گاهی نادیده گرفته‌اند.

نیچه از یک پدر و مادر پروتستان مذهب در روکن، واقع در نزدیکی لایپزیگ، در 15 اکتبر 1844 چشم به جهان گشود. تحصیلات اولیه خود را در مدرسه پفورتا گذرانید؛ این مدرسه مشهور، در دوره جنبش اصلاحات مذهبی [رِفرماسیون] در یک صومعه متعلق به فرقه «سیسترسین» (1) تأسیس شد و به خاطر کیفیت بالای آموزشی‌اش شهرت داشت. نیچه دانش‌آموزی نمونه بود و در سال 1869 به دانشگاه بُن و سپس به دانشگاه لایپزیگ رفت. در سال 1869، در سن 25 سالگی، به مقام استادی در دانشگاه بازل [سوئیس] نایل آمد و در سال 1872 تابعیت سوئیسی اختیار کرد. در طول سالهای تحصیل در دانشگاه لایپزیگ، کتاب «جهان همچون اراده و تصور» اثر شوپنهاور را خواند و عمیقاً تحت تأثیر آن قرار گرفت و یکی از دوستان نزدیک ریشارد واگنر آهنگساز و همسرش کاسمیا، شد. وی چندین سال، واگنر را به عنوان نابغه خلاقی به شمار می‌آورد که با اجرای موسیقی خود، فرهنگ آلمان را به عظمتی همطراز با جلال تمدنی یونانی که زاییده تراژدیهای دراماتیک در یونان باستان بود، می‌رساند. اما به تدریج از واگنر سرخورده شد و نفرت نهایی او از روحیه ملی‌گرایی و و خودبینی مستکبرانه وی، زمینه‌ساز نگارش نیچه در برابر واگنر گردید که در سال 1888 به چاپ رسید.
نیچه همواره رنجور بود و در سال 1878 به دلیل شدت بیماری، استادی دانشگاه بازل را رها کرد. در طول ده سال بعد، به رغم رنجوری مداوم و زندگی بسیار ناشادش، آثار متعددی را به رشته تحریر درآورد. در سال 1889 دیوانه شد و از آن پس خواهرش الیزابت از او مراقبت می‌کرد. خواهرش عهده‌دار تمامی دست‌نویسهای او شد و آشکار به دلخواه خویش آنها را سانسور، اصلاح و منتشر می‌کرد و غالباً تأکیدات و معانی آنها را تحریف می‌نمود. اما هنگامی که نیچه در سال 1900 درگذشت، در اوج شهرت خویش بود. تصور عوامانه‌ای که مردم از نیچه دارند، سیمای کسی را نشان می‌دهد که هوادار پیگیری افراط‌آمیز و شدید قدرت است، در حالی که در زندگی خصوصی‌اش فردی متین، باادب و باملاحظه بود. همچنین در تصور عوامانه از وی، نیچه را بدعت‌گذار فلسفه نازیسم و هیتلریسم قلمداد می‌کنند، و شکی نیست که بسیاری از اندیشه‌هایش کاملاً مستعد بهره‌گیری از سوی دو جنبش مزبور بودند.خواهرش، در سالهای پیری، هیتلر را به عنوان مظهر «اَبَر انسان» (2) دانست که نیچه وی را ستایش کرده بود.

مخالفت نیچه با این عقیده که یک واقعیت عینی و زیربنایی وجود دارد، موجب مشکلات فلسفی می‌شود. وی به جای اعتقاد به یک واقعیت عمیق، تأکید بر تکیه کردن بر حس و عقل سلیم [شعور] به عنوان سودمندترین وسیله فهم و درک جهان دارد. نیچه می‌گوید که اعتقاد او به شعور به این خاطر نیست که دیدگاه مبتنی بر شعور، موجب نوع صحیح بینش نسبت به جهان محسوسات و فیزیکی است، چرا که چیزی به نام «عقیده صحیح» وجود ندارد. بلکه شعور، چشم‌اندازی را عرضه می‌کند که ما از طریق آن، زندگی می‌کنیم و صرفاً یک روبنا نیست که یک زیربنای حقیقی، واقعیت را در خود نهفته باشد. نیچه می‌گوید: «جهان فقط همین جهان ظاهر است و دنیای حقیقی، دروغی بیش نیست.» وی تأکید می‌کند که اگر ما بتوانیم تعبیر و تفسیرهایمان از جهان را کنار بگذاریم، مشاهده خواهیم کرد که هیچ دنیای واقعی در برابر ما قرار ندارد. بنابراین باید شعور را ارزش و بها داد، نه به خاطر اینکه حقیقت دارد بلکه به این علت که راهی است که از آن طریق، ما در واقع با دنیا سر و کار پیدا می‌کنیم.

نخستین اثر نیچه، زایش تراژدی، تحلیلی بسیار اصیل از تراژدیهای نکبت‌بار یونان و حاوی بحث معروف نیچه پیرامون آپولون و دیونیزوس است. نیچه مقایسه‌ای را بین روحیه زیاده‌طلبی، حرکات جنون‌آمیز و ددمنشی بی‌پروای دیونیزوس و خویشتنداری، نظم و هماهنگی آپولون به عمل آورده و یادآور می‌شود که در نمایش نکبت‌بار یونان، بی‌نظمی دیونیزوسِ قدرتمند، با صفات آپولون به طرز شگفت‌انگیزی درهم می‌آمیزد، سر و سامان می‌یابد و پابرجا می‌شود. بین سالهای 1873 و 1876، نیچه چهار مقاله تحت عنوان تأملات نابهنگام (5)، و بین سالهای 1878 و 1886 پنج کتاب را که عموماً به سبک جملات کوتاه است، به چاپ رسانید. آخرین کتاب از پنج کتاب مزبور، چنین گفت زرتشت نام دارد که اینک به عنوان شاهکار او به شمار می‌آید؛ هرچند که به لحاظ توجیه مستمر فلسفی، ضعیف است. آن سوی خیر و شر، در سال 1886 منتشر شد. در این اثر، از سبک موجزنویسی پیروی شده، صرفنظر از شعری که در انتهای آن آمده است و تمامی علایق فلسفی نیچه را در بر می‌گیرد. سپس در سال 1878، به سوی تبارشناسی اخلاق و در سال 1888 پنج کتاب موجز دیگر او به چاپ رسید. نیچه همچنین یک نقد ادبی بدبینانه به نام اینک انسان (6)، درباره آثار خویش نوشت، و این اثر در سال 1908 توسط خواهرش ارائه شد. آخرین اثری که نیچه آن را به پایان رسانید، "نیچه در برابر واگنر" بود، اثری موجز که در آن، بالاخره نیچه ارتباطش را با ریشارد واگنر کاملاً قطع کرد. سایر نوشتارهای او توسط خواهرش جمع‌آوری و ویرایش شدند، اما درباره میزان تغییراتی که خواهرش در آنها داده است، به سختی می‌توان داوری کرد.

نظریه نیچه درباره "ابر انسان" بر بسیاری از آثار او سایه می‌افکند. برداشت او از شخصیت "ابر انسان"، که ممکن است زن یا مرد باشد، اصولاً شامل کسی نیست که به لحاظ تربیتو بزرگواری بر دیگران برتر است، بلکه کسی است که رویاروی تمامی خطرها و بدبختیهای احتمالی زندگی قرار می‌گیرد و باز هم زندگی شادمانه‌ای را پی می‌گیرد. نیچه هوادار انضباط فردی شدید و پذیرش داوطلبانه رنج برای به کارگیری اراده معطوف به قدرت است که قادر به چیره شدن بر ابتذال سلطه‌پذیری است که ویژگی حیات اکثر انسان‌ها را تشکیل می‌دهد. در دنیای نیچه «خدا مرده است» و برای آنچه که بشر می‌تواند به تنهایی به دست آورد، هیچ مرزی وجود ندارد. اندرز نیچه این است که انسان باید والاترین آرمانهایش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اینک انجام می‌دهد بازگشتی مکرر در سراسر ابدیت خواهد داشت. نثر تابناک و توانمند سبک و سیاق نیچه، شاید علت اصلی شهرت و آوازه‌اش باشد. جملات کوتاه او از قوت شاعرانه‌ای برخوردار است و خواننده را به تفکر درباره آنها وامی‌دارد و نیرویی حیاتی دارد که حضور طبیعی آن را در صفحات آثارش می‌توان تقریباً مشاهده کرد. نیچه را فیلسوف فیلسوفان و نیز فیلسوف غیرفیلسوف نامیده‌اند. نفوذ او در ادبیات اروپایی، اعم از نظم و نثر، ژرف بوده و فیلسوفان متعددی درباره او آثاری را تألیف کرده‌اند.

یادداشتها
1-Cistercian
2-Superman ubermensch
3-trans-valuation
4-Eternal recurrence
5-untimely meditations


به نقل از :ketabnews.com
"قرآن"(کلام خدا) ...راه سعادت و خوشبختی.
با عرض پوزش،دیگر در انجمن حضور ندارم،که به پیام ها پاسخ بدم.
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1929
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 24 فروردین 1389, 9:01 pm
محل اقامت: IRAN
سپاس‌های ارسالی: 2144 بار
سپاس‌های دریافتی: 7629 بار
تماس:

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط HORLIKAN »

Mil@d نوشته شده:به اینجور ادما دقت کردین؟

دقیقا حکایت تصاویر زیر هستند! چیزی که می شنون 10 دقیقه بهش فکر نمی کنند چی گفته شده!!! چون طرفی که ازش حرف را شنیدن اهن و تلوپی داره و گفتارش تایید شده و تشکیک در آن ذنب لایغفر!

کلا در فضاهای مختلف! چه در اینترنت! چه در دانشگاه! چه در مدرسه! چه در محافل خصوصی و کاری!

اینگونه افراد لایق مقام شامخ بزیت هستند!!! معععععععععععععععععععععععععع! تایید میشه! هرچی میگی درسته! تو حرفت سنده! چرا از عقل و شعور خودم استفاده کنم؟

مععععععععععععععععععععععععع! بعععععععععععععععععععععععععععععع! معععععععععععععععععععععععع!

بز متفکر!

تصویر

بز چرنده!

تصویر

بز اهل مطالعه!

تصویر

بزی که خودش هم نمیدونه داره چیکار میکنه

تصویر

بز اینترنت گرد!


تصویر




بابا خيلي باحالين شماها

بحث درمورد چي بود به چي رسيدتصویرتصویرتصویرتصویر

سوژه خنده به اين ميگنتصویرتصویر
بزرگ ترين گناه ترس است .

امام علي (عليه السلام)

________________________



 
 
Major I
Major I
پست: 152
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 30 اردیبهشت 1386, 9:11 pm
سپاس‌های ارسالی: 180 بار
سپاس‌های دریافتی: 201 بار

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Hosein1395 »

negar.int نوشته شده:
به نظر من تصویر
این تئوری، نه آغاز دارد نه پایان. یعنی میتوان گفت یک مثال خیلی خوب برای سکولار بودن.

خیراین سکولاریزه یعنی جدایی دین ازسیاست نیست،بلکه زدودن خرافات وتوهمات ازدین هست،اگرشمابه اصل تکامل تدریجی فکری انسان اعتقادداشتید،این گونه برداشت نمیکردید.
negar.int نوشته شده:
در این طرز فکر ها اصولا ابتدای ماجرا مهم نیست و انتهای آن هم مهم نیست، البته این مهم نیست از روی دانستن و مهم نبودن قضیه گفت نمیشود بلکه از روی نداشتن جواب برای آن است.


بله،همین طوره،درفلسفه نیچه (این جورکه بنده برداشت کردم)به دلیل این که فلسفه ی حیات وسعادت انسان نامشخص هست وموضوعی است پیچیده،ما تنها به پیمودن مسیر تکامل روحی وفکری بسنده میکنیم وحتی به مبدا ومقصد نیزفکرنبایدنمود،زیراخطربه توهم کشیده شدن هست.
هدف اززندگی بشردراین فلسفه به عبورازپل تشبیه شده،نه مقصدومبداءپل
negar.int نوشته شده:
این شتر، اطلاعاتش از کجا حاصل شده است؟
به روایت نیچه از گذشتگان، نیچه امروز زنده است؟ جزو گذشتگان بشریت به حساب نمیاد؟ پیروی از عقیده نیچه که نقض کننده حرف خودش خواهد شد
افکارنیچه هم چون افکاردیگرگذشتکان هم اکنون باربرنسل حاضراست.

اگر حرفش درست است و به قول وی باید با آن شیر همه چیز را از هم گسست!

مثل این که کتابی در صفحه اول خودش گفته است مرا از بین ببر و سپس به صفحه بعد برو! غاقل از اینکه وقتی طبق دستور اول کتاب را از بین بردیم صفحه 2 بی اهمیت میشود ...


خیر،درصفحه ی دوم کتاب نوشته شده مراازبین ببر
negar.int نوشته شده:
اگر گذشتگان را بگذاریم کنار،

از کجا بدانیم که اساسا لازم است دنبال چیزی بگردیم؟
چرا شیر باشیم. شاید نباید شیر باشیم؟
نیچه گفته شیر باشیم؟
قرار شد گذشتگان را فراموش کنیم :-)

اگر شمادرحال حاضراحساس راحتی وسعادت میکنید وجهان حاضرراگلستان میبینید پس چرااساسا وارداین بحث هاشدید؟
مرگ برنیچه.(مطمئن هستم اگرنیچه خودش می بود،به این حرف من جایزه میداد)
negar.int نوشته شده:
پس چطور کودک بشویم؟ اصلا باید کودک بشویم؟
لازمه کودک شدن پیروی از نظریه شتر و شیر نیچه بود.
اما خودش گفته گذشتگان را فراموش کنیم! نیچه هم که جزو گذشتگان.

پس نه آغازی نه سرانجامی، فلسفه ها با هدف ارائه راه هستند نه سردرگم تر کردن، به عبارت دیگه فلسفه پاسخ دهنده به این پرسش که از کجا به کجا برویم، است نه اینکه از ناکجا به ناکجا هدایت کند.


برمیگرده به ماجرای اون پل،که به سلامت ودرستی عبورکردن مهمه نه مبداومقصد،
negar.int نوشته شده:
حداقل سهروردی جای بحث فراوان روی تفکرش در مورد نگرش نو به عرفان وجود دارد.

ایشان رونمیشناسم.
negar.int نوشته شده:
البته نباید از مطالعه و آشنایی با این فلسفه ها غافل شد چرا که بسیاری از جوامع پیرو این فلسفه ها هستند، اما نباید در مقام مقایسه با فیلسوفان بزرگ عالم قرارشون داد چون بیشتر فلسفه های از این دست از درون خودشان دچار اشکال هستند و نیازی به قیاس با دیگر فلسفه ها ندارند.

این نظرشماست ونظرشما مانندنظرسایرکاربران مهم وقابل تامله.
negar.int نوشته شده:
البته برخی به ظاهر اندیشمندان و آنها که ok گفتن را نوعی روشنفکری میدانند به هر حال نظرات متفاوتی در مورد نیچه میدهند، حتی در دانشگاه های همین جمهوری اسلامی کم نداریم سینه سوخته نیچه تصویر

اتفاقااون شیره گفته که ok نگو.
اونی که okکورکورانه میگه یکی دیگست....
مرگ برنیچه.(مطمئن هستم اگرنیچه خودش می بود،به این حرف من جایزه میداد)
negar.int نوشته شده:
وجه تشابه فلسفه با سهروردی هم همان بخش رودرواسی با خودشون بود که گفتم تصویر

سهروردی رونمیشناسم-رودرواسی؟نمیفهمم.کجاش؟
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Solver »

  ,

سهروردی رونمیشناسم-رودرواسی؟نمیفهمم.کجاش؟


اگر قرار به جایزه باشد، به همین جمله رودرواسی باید جایزه داد :-) :D

سهروردی را شناسی بکن، وجه تشابه اون را با نیچه پیدا کنید، معنای حرف من را خواهید فهمید. :D

من امروز بیشتر از آن چیزی که یاد گرفتم حرف زدم و روز خوبی نداشتم :?
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 152
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 30 اردیبهشت 1386, 9:11 pm
سپاس‌های ارسالی: 180 بار
سپاس‌های دریافتی: 201 بار

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Hosein1395 »

Negar.int نوشته شده:,

اگر قرار به جایزه باشد، به همین جمله رودرواسی باید جایزه داد :-) :D

سهروردی را شناسی بکن، وجه تشابه اون را با نیچه پیدا کنید، معنای حرف من را خواهید فهمید. :D

من امروز بیشتر از آن چیزی که یاد گرفتم حرف زدم و روز خوبی نداشتم :?


چرا مبهم صحبت میکنید؟

دقیق مقصودتون روبگید.
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Solver »

  ,

چرا مبهم صحبت میکنید؟
دقیق مقصودتون روبگید.


ابهام شما علتش مبهم گفتن من نیست، بلکه آشنا نبودن شما با فلسفه سهروردی هست.

بحث فلسفی نیازمند دانش وسیع هست که بنده در اون حد دانش ندارم، بنابراین زحمت کسب برخی اطلاعات بر گردن خود شما خواهد بود، مثل همین مورد. اما اگر شبه ای در مسئله ای بود که بحث روی آن را مفید میدونید تا بررسی کنیم. البته بحث منطقی نه احساسی که موجب به لرزه در آمدن جناب نیچه در گور شود ...

من سوالاتی پرسیدم شما در جوابش جای توضیح منطقی و قانع کردن شروع کردی مرگ به نیچه گفتن و اگر مسئله مبهمی باشه همین است که منظور شما از مرگ بر نیچه گفتن در جواب اشکالات وارده چیست.

ضمن اینکه خود شما معترف به حرف ابتدایی بنده هستید. نیچه معقتد است اکثر مردم دنباله رو هستند و اسیر این موضوع. فلسفه نیچه بر چه اساس بنا شده؟ همین دنباله روی ...
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 152
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 30 اردیبهشت 1386, 9:11 pm
سپاس‌های ارسالی: 180 بار
سپاس‌های دریافتی: 201 بار

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Hosein1395 »

Negar.int نوشته شده:ابهام شما علتش مبهم گفتن من نیست، بلکه آشنا نبودن شما با فلسفه سهروردی هست.

بحث فلسفی نیازمند دانش وسیع هست که بنده در اون حد دانش ندارم، بنابراین زحمت کسب برخی اطلاعات بر گردن خود شما خواهد بود، مثل همین مورد.

چرا20سوالیش میکنید؟
من متاسفانه وقت چنین کاری روندارم.
خوب،شماهم نظرسهروردی دراین مورد روبگویید تامن هم افکارم رودرمقابلش به صف بکشم.(وکلا اون چیزی که مدنظرتون هست)
Negar.int نوشته شده:
اما اگر شبه ای در مسئله ای بود که بحث روی آن را مفید میدونید تا بررسی کنیم. البته بحث منطقی نه احساسی که موجب به لرزه در آمدن جناب نیچه در گور شود ...

من سوالاتی پرسیدم شما در جوابش جای توضیح منطقی و قانع کردن شروع کردی مرگ به نیچه گفتن و اگر مسئله مبهمی باشه همین است که منظور شما از مرگ بر نیچه گفتن در جواب اشکالات وارده چیست.

بنده خواستم 2خط توضیح رو دریک عبارت "مرگ برنیچه.(مطمئن هستم اگرنیچه خودش می بود،به این حرف من جایزه میداد)"خلاصه کنم.
چون تصورمیکردم متوجه مقصودبنده خواهیدشد،ولی الان کامل توضیح میدم.
درمرحله شیر،ما به تمامی افکارگذشته نه میگوییم،ونسبت به تمامی افکاربایدغول تعصب ودنباله روی راشکست.طبیعتاافکارنیچه هم جزئی ازاین افکاراست.وبرای سیرروح به سمت کودک این کارلازم است.
ودرمرحله کودک،روح انسان جداازهروابستگی فکری کورکننده ای به کنجکاوی میپردازد.

Negar.int نوشته شده:
ضمن اینکه خود شما معترف به حرف ابتدایی بنده هستید. نیچه معقتد است اکثر مردم دنباله رو هستند و اسیر این موضوع. فلسفه نیچه بر چه اساس بنا شده؟ همین دنباله روی ...

به هرحال تعلقات فکری گذشته باید شکسته شود،حالا چون نیچه هم گفته تعلقات فکری گذشته شکسته شود،این دلیل نمیشه که ماپیرو ودنباله رونیچه هستیم.
اساسامگرجزاین، راه دیگری برای رهایی اززنجیرهایی که برفکرانسان ازگذشته زده شده هست.
شماکه چنین ایرادی میگیرید،باشه،قبول، نیچه اشتباه گفته!
راه کارفلسفه مدنظرشماچی هست؟
(مطمئن هستم راه کارشما جزمسیر بارهاوبارهاپیموده شده گذشته نیست،اگرفلسفه مدنظر شماجواب میدادکه وضع کنونی به این منوال نبود....)
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 119
تاریخ عضویت: شنبه 12 دی 1388, 11:39 am
سپاس‌های ارسالی: 276 بار
سپاس‌های دریافتی: 327 بار

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط night triper »

دردهاي من

جامه نيستند

تا ز تن در آورم

چامه و چكامه نيستند

تا به رشته ي سخن درآورم

نعره نيستند

تا ز ناي جان بر آورم

دردهاي من نگفتني

دردهاي من نهفتني است

دردهاي من

گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست

درد مردم زمانه است

مردمي كه چين پوستينشان

مردمي كه رنگ روي آستينشان

مردمي كه نامهايشان

جلد كهنه ي شناسنامه هايشان

درد مي كند

من ولي تمام استخوان بودنم

لحظه هاي ساده ي سرودنم

درد مي كند

انحناي روح من

شانه هاي خسته ي غرور من

تكيه گاه بي پناهي دلم شكسته است

كتف گريه هاي بي بهانه ام

بازوان حس شاعرانه ام

زخم خورده است
تصویر
[FONT=Times New Roman]منتظران مهدی بدانند حسین را منتظرانش کشتند!! 
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 9:44 am
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Solver »

به تمامی افکاربایدغول تعصب ودنباله روی راشکست.


باید؟
باید از گذشتگانی مثل نیچه آمده دیگه :-) این فلسفه مشکلش بزرگ تر از اون هست که بشود توجیحش کرد. حالا مرگ یا درود بر نیچه به هر حال شما داری دنباله روی میکنی از افکارش! و این همون چیز است که نیچه میگفت بده!

مثل پدر و مادری که به فرزند خودشان یاد بدهند نباید حرفشان را گوش بدهد. خوب نخستین قدم گوش نکردن به همین حرف میشود. یا راه پله ای برای بالا رفتن که با پا گذاشتن روی پله اول پله دوم خراب خواهد شد و خوب دیگر شاید شما اصلا میل به بالا رفتن هم نداشته باشید! و بخواهید برگردید روی همان پله اول. و بهتر از همه همان مثال کتابی که گفته من را نابود کن ...

خوب حالا بزارید یک دریچه جدید از بحث باز کنیم چون این قسمت را فکر کنم شفاف است برای هر دو هر چند ممکن به خاطر رودرواسی با خودومن نخواهیم قبول کنیم. اما لطف کرده حاصل فلسفه نیچه را ارائه کنید. البته شاید بحث کوتاه و مفیدتر میشد اگر از همون ابتدا به این نکته اشاره میشد.

به هر حال هر فلسفه ای که در جامعه جریان یافت یک خروجی داره، مثلا لنین به عنوان یک خروجی شناخته شده مارکس در طول تاریخ بود. خوب خروجی شناخته شده این فلسفه نیچه چه مکاتب سیاسی بودند یا مثلا چه کسانی؟ فکر کنم این را دیگه بدونید یا با تحقیق بتونید خودتان بدست بیارید

در مورد سهروردی یا هر فلسفه دیگه، نابرده رنج گنج و این حرف ها ... بهتره با مطالعه یاد بگیرید نا با حرف ها و قصه ها ...
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
پست: 152
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 30 اردیبهشت 1386, 9:11 pm
سپاس‌های ارسالی: 180 بار
سپاس‌های دریافتی: 201 بار

Re: تایید چشم بسته حرفهای دیگران و عقل و شعور در حد مع مع بز

پست توسط Hosein1395 »

Hosein1395 نوشته شده:شماکه چنین ایرادی میگیرید،باشه،قبول، نیچه اشتباه گفته!
راه کارفلسفه مدنظرشماچی هست؟
(مطمئن هستم راه کارشما جزمسیر بارهاوبارهاپیموده شده گذشته نیست،اگرفلسفه مدنظر شماجواب میدادکه وضع کنونی به این منوال نبود....)


شما حتی پست من روتاآخرنخوندیدتصویرتصویرتصویر
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”