گروه های مذهبی نوظهور در غرب (2)

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 436
تاریخ عضویت: جمعه 11 اسفند 1385, 9:12 pm
سپاس‌های ارسالی: 484 بار
سپاس‌های دریافتی: 517 بار

گروه های مذهبی نوظهور در غرب (2)

پست توسط vaispard »

گروه های مذهبی نوظهور در غرب (2)
نویسنده : حیدررضا ضابط


اشاره :
جهان غرب از قرن 17میلادی و حتی پیش از آن، از دورة «رنسانس» به این سو، در جهت غیردینی کردن نگاه و نگرش مردم و سست کردن علایق دینی در زندگی روزمرة آنان تلاش کرده است. غرب در این دوران به نام « اومانیسم » و « فردگرایی » (Individualism) به طور کامل درصدد مخالفت با استیلای دین برآمد. پس از جنگ جهانی دوم و خصوصاً از دهة 1960 به این سو، گروه‌های مذهبی غیرمتداول بسیاری، خارج از چهارچوب ادیان رایج، در غرب، ایجاد شده است که هدف آنها سکولاریزه کردن دین می‌باشد؛ هرچند پایه‌گذاران این جنبش‌ها خود را به عنوان معلمان روحانی و دینی معرفی کرده‌اند.
در قسمت اول این مقاله ، نویسنده به بررسی علل پیدایش ، عقاید و ویژگی‌های برجستة این گروه‌ها پرداخت ، اکنون قسمت دوم آنرا تقدیم می‌کنیم.
***
رابطة تمدن سکولار غرب و گروه‌های یاد شده
مصرف‌گرایی به عنوان یک اصل، در زندگانی جوامع غربی حاکم است و بر این اساس، کالاهای مصرفی برای فروش توسط رسانه‌ها تبلیغ می‌شوند. گروه‌های غیرمتداول دینی نیز، افکار خود را در جوامع غربی، به عنوان کالاهای مصرفی و مطابق فردگرایی حاکم بر این جوامع ترویج می‌کنند. جوانان این جوامع هم، برای یک تغییر و تجربة جدید در این گروه‌ها جذب می‌شوند؛ زیرا این گروه‌ها از جهاتی با ادیان سنتی تشابه دارند.1 دانشمندان غربی این گروه‌های نوظهور غیرمتداول مذهبی را «شبه دین» (Quasi-religion) می‌نامند، که مانند کالاها در جوامع غربی خرید و فروش، عرضه و مصرف می‌شوند و رهبران آنها می‌کوشند افرادی را که به این گروه‌ها جذب شده‌اند، با هر وسیلة ممکن در گروه خود حفظ نمایند.2
این گروه‌های نوظهور، فاقد هرگونه تعلیمات دینی می‌باشند و فعالیت‌های آنها بر محور رهبرانشان انجام می‌شود، که تسلطی کامل بر اعضای خود دارند. اعضای این گروه‌ها بعداز عضو شدن در تشکیلات، از خانواده و جامعة خود کاملاً منقطع می‌شوند و در اختیار این گروه‌ها قرار می‌گیرند. در ایالات متحدة آمریکا، گروه‌های یاد شده، خود را به عنوان گروه دینی معرفی می‌نمایند تا از تسهیلات و معافیت در پرداخت مالیات به دولت استفاده نمایند.3 این‌گروه‌ها حتی برنامه‌های اساسی برای تعامل بین خود ندارند. اکثر آنها اعضای خود را در بخش‌های اختصاصی سکونت می‌دهند، تا از این راه کاملاً تحت کنترل تشکیلات سازمان خود باشند. بیشتر این گروه‌ها لباس متحدالشکل برای پیروان خود دارند و مراسم ویژة گروهی خود را در محل‌های اختصاصی برگزار می‌نمایند و کوشش آنها این است که اعضای گروه خود را از جامعه، دور نگه دارند.4
در پروژة سکولار نمودن جوامع جهانی، این گروه‌های غیرمتداول مذهبی را که جدیداً ظهور نموده‌اند، به عنوان ادیان جایگزین (Altermative Religions) معرفی می‌نمایند و دکتر «پیتر کلارک» استاد فلسفة دین در دانشگاه لندن این گروه‌ها را به «اسب‌های ترومن» (Troan Horses) (حمله از درون) تشبیه می‌کند که هدف آنها سکولار نمودن تمامی ادیان در جهان، از درون می‌باشد.5
بیشتر اعضای این گروه‌ها مورد سوء استفاده و استثمار رهبران و افراد مخصوص رهبران خود قرار می‌گیرند، ولی به دلیل شرم و ترس از آنها آنرا آشکار نمی‌کنند. با این حال، فسادهای جنسی و مالی از سوی بنیانگذاران این گروه‌ها سبب جدایی شمار زیادی از اعضای این گروه‌ها شده است.
اکثریت مطلق این گروه‌ها از نظام سرمایه‌داری خصوصی‌سازی، فرضیة نسبی‌گرایی (Relativism)، مکتب وحدت وجود (Monism) و فلسفة کلیت (Holism) ترویج می‌کنند و باورهای دینی آنها تلفیقی از عقاید ادیان مختلف با یکدیگر است و بر این اساس پیروان خود را در فضای فانتزی (خیال‌بافی) غوطه‌ور می‌نمایند.6 بیشتر پیروان این گروه‌ها از مواد مخدر و «مدیتیشن» (meditation) برای به وجود آوردن حالت خلسه و نشاط بهره می‌گیرند که این باعث ایجاد تضاد میان تعقل و احساسات و انشعاب در شخصیت فرد می‌گردد. بعضی از این گروه‌ها ریاضت‌های سخت، و برخی از لذت‌جویی‌های افراطی را برای پیروان خود تجویز می‌کنند، و بدین‌سان پیروان خود را از دستیابی به حقیقت ابدی باز می‌دارند. این گروه‌ها ادعا دارند که ادیان جدید «عصر نو» می‌باشند، ولی اکثریت مطلق آنها، از مکاتب دینی قبل از مسیح در دوران وحشی‌گری قارة اروپا پیروی می‌کنند و این اعتقادات را با بعضی از افکار مذهبی ادیان آسیای دور تلفیق می‌نمایند. افکار شبه عرفانی که در این گروه‌ها ترویج می‌گردد، به خودپسندی در میان این افراد انجامیده است.
مخالفت شدید علیه این گروه‌ها
چنان‌که گذشت، استراتژی این گروه‌ها جذب جوانان بوده، و موفق شدند تعداد زیادی از جوانان را در این کشورها با تبلیغات گستردةخود جذب نمایند. جوانانی که عضو فعال این گروه‌ها شدند، شغل و کار خود را رها کرده، تمام وقت در اختیار گروه خود قرار گرفتند. با اوج گرفتن فعالیت‌های این گروه‌ها در اواخر دهة 1970 شماری از مؤسسات، برای مبارزه با این گروه‌ها در ایالات متحدة آمریکا به وجود آمدند که فعال‌ترین آنها «بنیاد آزادی شهروندان»7 «بنیاد خانوادة آمریکایی»،8 «شبکة بیداری از این گروه‌ها»9 «مؤسسة تحقیقات مسیحیت»،10 «بنیاد لیوجی ریان»،11 و «پروژة معنویت جعلی»12 می‌باشند. این مؤسسات از سوی والدینی که فرزندان خود را با جذب در این گروه‌ها از دست داده بودند، به وجود آمد. این مؤسسات، مراکزی را برای برگرداندن فرزندان و اعضای این گروه به حالت اولیه و سروسامان دادن به آنها به وجود آوردند. در این مراکز، جوانان با مشاوره و گفت و گو از گروه‌های مزبور جدا می‌شوند و به درون جامعه بازمی‌گردند. این مؤسسات با تحقیقات علمی خود اثبات کرده‌اند مراسم عبادی و زندگی در داخل گروه‌های یاد شده؛ براساس شست و شوی مغزی انجام می‌شود و از این رو، با کمک این مؤسسات، اعضای سابق این گروه‌ها چندین شکایت را به دادگاه‌های ایالات متحدة آمریکا ارائه کرده‌اند.13
«انجمن روان‌شناسی آمریکا»14 که بزرگ‌ترین مؤسسة روان‌شناسی ایالات متحدة آمریکا می‌باشد، در سال 2002 این گروه‌ها را تخریب‌کار و ایجاد کنندة تنفر در میان اعضای خود علیه جامعه معرفی کرد.15 در ایالات متحدة آمریکا در حال حاضر، بیش از یک هزار نفر از محققان دربارة تأثیر مخرب این گروه‌ها تحقیقات انجام می‌دهند.16
در کشور کانادا نیز چندین مؤسسه‌ای برای مقابله با این گروه‌ها به وجود آمده است.17
گفتنی است، گروه‌های غیرمتداول مذهبی، در کشورهای غربی، که مسیحی پروتستان می‌باشند، بیشتر نفوذ کردند؛ زیرا در پروتستانتیسم، به نام تفسیر انجیل و انجام اصلاحات در اعتقادت، تاکنون 13200 فرقه به وجود آمده است. این گروه‌ها تا حدی هم توانستند در دیگر کشورهای مسیحی کاتولیک نفوذ کنند و دلیل آن، دوری کلیسا از سیاست بوده که باعث کاهش قدرت اجتماعی آنها شده و نسبی‌گرایی و ناامیدی از آینده، باعث بحران‌های اجتماعی در جهان غرب شده است.18 حضور مسیحیان در کلیسای کشورهای پروتستان، در شمال اروپا رو به کاهش است؛ لیکن در ایالات متحده آمریکا به خاطر تبلیغات گستردة ایوانجلیست‌ها در دو دهة گذشته، رو به افزایش است.19 در کشورهای مسیحی ارتدوکس، بعداز فروپاشی نظام کمونیستی، رابطة خیلی نزدیکی بین دولت‌ها و کلیسای این کشورها به وجود آمده و سبب شده است جلو نفوذ و تبلیغات این گروه‌ها غیرمتداول مذهبی گرفته شود.20
در سه دهة بعداز جنگ جهانی دوم، ایالات متحدة آمریکا و کانادا شاهد به وجود آمدن گروه‌های جدید مذهبی بودند، که در طول تاریخ این کشورها بی‌سابقه بود.21 هرچند تنها پنج درصد از کل جمعیت این دو کشور در فعالیت‌های مذهبی این گروه‌ها، شامل عضویت برای مدتی کوتاه یا انجام مراسم مذهبی، شرکت داشتند؛ با گسترش فعالیت‌های متناقض و غیرمتداول آنها به نام دین، احساسات شدید مردمی علیه این گروه‌ها، تحریک، و باعث شد که توسط مردم، مؤسسات و تشکیلات قدرتمندی برای افشای فعالیت‌های غیرمتداول آنها در این دو کشور پدید آید.22
در این مدت، تعداد سه هزار مرکز از مراکز اقامتی متعلق به این گروه‌ها در آمریکا به وجود آمد که در آنها کارهای غیرمتداول و لذت‌جویی جنسی به نام افعال عرفانی توسط گروه‌ها انجام می‌گیرد! نویسندگان آمریکایی همانند «چارلز فراشیا»،23 و «بنیامین زابلوکی»24 کارهایی را که این گروه‌ها در مراکز خود انجام می‌دهند، در کتب خود شرح داده‌اند.
«گاردن ملتن» در دایرة المعارف ادیان آمریکایی 484 گروه از گروه‌های غیر متداول را وصف کرده است که از بین آنها 68 گروه در دهة 1950 و 184 گروه در دهة 1960 در ایالات متحده به وجود آمدند.25 دایرة المعارف انجمن‌ها26 چاپ سال 1983 بیش از پانزده هزار انجمن غیرانتفاعی ملی در آمریکا را معرفی کرده که در میان آنها 700 گروه غیرمتداول دینی وجود دارد و 147 گروه از آنها در دهه 1960 در این کشور به وجود آمده‌اند.
در دهة 1970 سازمان‌های متعددی برای مقابله با این گروه‌های غیرمتداول دینی در این کشور تأسیس گردید؛ به ویژه، بعداز خودکشیِ گروهیِ 917 نفر از اعضای گروه «معبد مردم» به رهبری «جیم جونس» در 21 نوامبر 1978 در جونس تاون کشور گویان در منطقة کرائیب، تنفر شدیدی در میان مردم آمریکا، علیه این گروه‌ها به وجود آمد؛ چرا که تعدادی از اعضای این گروه تبعة این کشور بودند.27
اولین سازمانی که علیه این گروه‌ها در آمریکا در سال 1972 به وجود آمد.، «فری کاگ»28 نام داشت و هدف آن، رهایی جوانان از گروه «فرزندان خدا»29 بود که توسط «مورس دیوید برگ» در اوایل دهة 1970 در کالیفرنیا تأسیس شده بود. اعضای این گروه طرفدار آزادی و بی‌بندوباری جنسی بودند و جوانان، اکثریت اعضای این گروه را تشکیل می‌دادند. والدین اعضای این گروه، که فرزندانشان را با جذب در آن گروه از دست داده بودند، برای نجات آنها مؤسسة «فری کاگ» را تشکیل دادند و موفق شدند تعداد زیادی از فرزندان خود را نجات دهند.30
در ایالات متحدة آمریکا بیش از صد مؤسسه برای مبارزه با گروه‌های غیرمتداول مذهبی فعالیت دارند که بعد از آغاز دهة 1970 در این کشور به وجود آمدند. در برخی از دانشگاه‌ها و حوزه‌های دینی مسیحیت، در این کشور، مراکز مطالعاتی دربارة این گروه‌ها به‌وجود آمده است که کتاب‌های بسیاری در نقد و بررسی این گروه‌ها منتشر کرده‌اند. استاد برجستة جامعه‌شناسی آمریکا پروفسور «رونالد اینرات»31 در دهة 1970 دو عنوان کتاب در نقد این گروه‌ها تألیف نمود که در افشای چهرة واقعی آنها نقش به سزایی داشته است. عناوین این دو کتاب: جوانان، شست‌وشوی مغزی و گروه‌های افراطی،32 (1977) و فریب گروه‌های غیرمتداول33 1979 می‌باشد.
مجلة «قدرت‌های اجتماعی» در شمارة دسامبر 1997، 75 مقالة علمی را معرفی کرده است که در آنها دانشمندان غربی، تأثیرات مخرب و زیانبار وارد شده به اعضای این گروه‌ها را بر اثر انجام مراسم عبادی غیرعادی بررسی علمی نموده‌اند.
در مراسم عبادی بیگانه و غیرعادی، که اعضای این گروه‌ها انجام می‌دهند، شاید در مرحلة اول، آرامش نسبی احساس کنند، ولی در درازمدت، آنها به اضطراب، ترس، رغبت به خودکشی، از دست دادن انگیزة زندگی و ضربة روحی دچار می‌شوند.34
افرادی که جذب این گروه‌ها می‌شوند، اکثراً، افراد آشفته و مغشوشی می‌باشند و رهبران آنها با افعال و روش‌های خاص، برای تسلط کامل بر اعضای خود می‌کوشند. رهبران این گروه‌ها با پول‌هایی که از عضای خود به دست می‌آورند، زندگی بسیار متجمل و مرفهی دارند. در دو دهة گذشته، موارد فراوانی از رسوایی و فساد مالی و جنسی رهبران آنها گزارش شده و حتی گاه، مسائل مالی و جنسی بین رهبران و اعضای آنها به درگیری‌های خشونت‌آمیز هم انجامیده است.35
یکی از روانشناسان معروف آمریکایی به نام پروفسور «مارگارت سینگر» از اعضای برجستة انجمن روانشناسی آمریکا پس از تحقیقات خود دربارة 300 نفر از اعضای سابق این گروه‌ها، نتیجه‌گیری نمود که آنها به دلیل عضویت در این گروه و انجام افعال غیرمتداول، دچار اضطراب، ترس، امراض قلبی، سکته و زخم معده شدند و بیش از 90 درصد آنها به همین دلیل، از گروه‌های خود جدا می‌شوند. پروفسور سینگر روش‌های این گروه‌ها را «متقاعدسازی اجباری»36 قلمداد می‌کند.37
یکی از خصوصیات گروه‌های غیرمتداولی، که به نام دین فعالیت می‌کنند، ترویج معنویت منهای عبادت خدا می‌باشد؛ چرا که آنها عبادت خدا را به عنوان خالق کائنات منکر می‌باشند. اکثر این گروه‌ها مراسم عبادی مرموزی را انجام می‌دهند و از مواد مخدر استفاده می‌نمایند و این باعث انواع فساد و تجربة تلخ برای اعضای این گروه‌ها شده است.
این گروه‌ها فقط در شهرهای بزرگ فعالیت می‌نمایند و این یک پدیدة کاملاً شهری است. رهبران این گروه‌ها انتقاد از خود، توسط پیروانشان را برنمی‌تابند و بدین سبب اعضای آنها مورد سوء استفاده‌های مختلف قرار می‌گیرند.
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”