سرنوشت لیگ قهرمانان اروپا چه می شود؟

در اين بخش ميتوانيد درباره كليه مسائل ورزشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
پست: 1
تاریخ عضویت: شنبه 27 فروردین 1390, 12:47 pm
سپاس‌های ارسالی: 1 بار
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

سرنوشت لیگ قهرمانان اروپا چه می شود؟

پست توسط outlander »

باسلام به همه ی عشق فوتبال ها
راستش این اولین پست من تو این سایته.کم و کاستی هاشو ببخشین.
می خواستم بدونم کلا اونایی که فوتبال رو تعقیب می کنن در مورد قهرمان این دوره نظرشون چیه.
البته می خواستم نظر خودمم به عنوان یکی از هواداران یکی از تیم های نیمه نهایی اعلام کنم و یکم در مورد این تیم ها حرف بزنم.

به رسم ادب می رم به سراغ رئال مادرید البته با اجازه طرفداران بی شمار این تیم
اگه فوتبالی باشین میدونین که در 5 دوره ی اول مسابقات قهرمانی باشگاههای اروپا که با نام جام باشگاههای اروپا از سال 1955 شروع شد تیم رئال مادرید پشت سر هم قهرمان شد.این که در اون سالها فوتبال در اروپا در چه سطحی بوده خودش موضوعیه که جای بحث داره.اما با این حال حتی خیلی از تیم های بزرگی که الان می شناسیم در اون رقابتها حضور کم رنگی داشتند.البته تیمی مثل میلان سابقه حضور در مرحله نیمه نهایی اون رقابتها رو هم داره.ولی در این مورد شکی نیست که پیشرفت و گسترش و همه گیر بودن فوتبال در حال حاضر قابل مقایسه با اون سالها نیست.
خوب به هر حال از تیمی که از 9 عنوانی که در اروپا به دست آورده به عنوان پرافتخارترین تیم اروپا یاد می شود و کاری هم نمی توان انجام داد.
اما به هر حال در طول تاریخ، این باشگاه بازیکنان بی نظیری چون فرانس پوشکاش(آقای گل بازیهای ملی قبل از ظهور علی دایی که کاپیتان تیم ملی مجارستان در جام جهانی 1958 سوییس بوده)، اوزه بیو (اسطوره ی فوتبال پرتغال که همه پرتغالیها دوست دارند ستارگان این کشور مانند او بودند یا باشند مثل فیگو یا رونالدو ) یا ستاره هایی که ما بازیهای آنان را دیده ایم و نیازی به معرفی بیشتر آنان نیست و به لیست بلند بالای آنان بسنده می کنیم:
رونالدوی برزیلی،روبرتو کارلوس،ایکر کاسیاس،زیدان،رائول،ماکه له له،فیگو،بکهام،کریستیانو رونالدو،کاکا

اما این تیم امسال روی نیمکت خودش مردی رو داشت که 8 سال در خانه نباخته بود و سانتیاگو برنابئو جایی بود که حتی تونست رکورد شکست ناپذیری مورینیو در خانه را از بین ببرد.مورینیو امسال رئالی هجومی آنطور که جو ورزشگاه رئال در طول تاریخ خواستار بوده درست کرده و مهاجمی محبوب در مادرید چون رونالدو در حال درخشش است.اما باید دید رونالدو در 4 بازی مقابل بارسا که اولی هم امشب خواهد بود چه می کند.رونالدو که همیشه متهم به نمایش ضعیف در بازی های مهم بوده.چه در منچستر یونایتد و چه در رئال.شاید بازگشت کاکا در صورت در اوج بودن بتواند در این 4 بازی و کلا در لیگ قهرمانان به رئال کمک کند. اما هیچوقت بازی های تأثیر گذار او در میلان را در رئال ندیدیم.آرایش رئال 1-3-2-4 است و گاهی بسته به این که مهاجم نوک رونالدو باشد یا نه، ترکیب دو مهاجم می شود. با نگاهی به بازیکنان می توانیم ببینیم که مسعود اوزیل آنطور که در جام جهانی در ترکیب آلمان راحت و آزاد بود، در رئال آزادانه بازی نمی کند. البته خاصیت تیم های مورینیو این است که در تیم هایش معمولا بازیکنی بدون مسئولیت های دفاعی نمی بینیم. در چلسی هم مهاجم نوکی چون دروگبا در کرنرها همیشه روی دروازه ی خودی دفاع می کرد.شاید هم یکی از دلایل متعدد این که در خانه نمی باخت این بود.مورینیو در چلسی روش جدیدی برای به گردش درآوردن توپ ارائه کرده بود و آن گردش توپ در ارتفاع پایین و نه روی زمین بود. مثلا تا ارتفاع حداکثر یک متری که هنوز هم در بازیهای چلسی قابل مشاهده است.در رئال با نگاه به تکنیک بالاتر این بازیکنان این کار با دریبل زنی رونالدو، اوزیل و دی ماریا همراه شده که گاهی گره گشاست.البته نبود نابغه ای چون لمپارد در این سیستم نسبت به چلسی ضعف اصلی استفاده از این سیستم در رئال است که حتی آلونسو و اوزیل هم نمی توانند مثل لمپارد عمل کنند.ولی رئالی ها شاید بتوانند در مواقع حساس روی حرکات غیرقابل پیش بینی رونالدو و دی ماریا حساب کنند.

شالکه با مربی جدید خود که هنوز اسمش را یاد نگرفته ام و در ایران هم بازی ای از این تیم پخش نمی شود مرموزترین تیم این مرحله است. با رفتن فلیکس ماگات از این تیم (به قول کارشناسان که هر وقت کم می آورند می گویند) شوک به این تیم وارد شده. البته ماگات در اروپا خیلی خوب بود.این تیم در خانه ی والنسیا مساوی کرد و در زمین اینتر برد تا زنگ خطری برای منچستر باشد که این تیم در خارج از خانه فوق العاده است.با وجود این که ماگات علی کریمی را به این تیم آورد اما به او بازی نمی رسید. اما مربی جدید حتی او را در دقایق آخر بازی در جوزپه مه آتسا (سن سیرو) به میدان آورد تا ایرانیها امیدوار شوند شاید بعد از 12 سال یک ایرانی دیگر در فینال این لیگ معتبر حاضر شود.و البته نه فقط روی نیمکت بلکه در زمین بازی بدرخشد.

و اما بارسلونا که همه دوست دارند با تعریف از این تیم خود را در جرگه ی طرفداران این تیم قرار دهند و شعور بالای فوتبالی خود را نشان دهند با آمارهایی از تفاضل گل خوب، تعداد پاسهای زیاد و متوالی در یک بازی و ... . اما همه ی اینها را همه می دانند.شاید بهتر است از دیدگاه دیگری به این تیم نگاه کرد.
مربی جوان این تیم هنوز آنقدر با تجربه نشده که در بازیهای تیمش بدون اشتباه نشان دهد.شاید باخت 2-0 مقابل هرکولس در خانه یکی از این اشتباهات باشد. اما چون معمولا در بازیهای این تیم برد بدست می آید کسی سراغ کنکاش در پی اشتباهات یا ضعف های تاکتیکی او نمی رود. شاید اولین و بزرگترین اونها در دیدار رفت و برگشت مقابل منچستریونایتد در سال 2008 بود.این تیم در دو دیدار رفت و برگشت با نتیجه 1-0 به منچستر باخت و دستش از جام کوتاه ماند تا اولین ناکامی بزرگ گواردیولا در یک جام بزرگ مقابل یک مربی بزرگ و باتجربه رقم بخورد.در دیدار رفت آن سال در نئوکمپ منچستر یک ضربه ی پنالتی را توسط رونالدو از دست داد.نتیجه ی بازی رفت بدون گل بود.در برگشت با شوت اسکولز و برخورد به زامبروتا توپ گل شد تا در 180 دقیقه فقط یک گل از 22 ستاره ببینیم.در تمام طول این دو بازی شاید مسی 5 دریبل موفق بیشتر نداشت. و در بیشتر مواقع توپهای او توسط اسکولز،پارک و
پاتریس اورا دفع شد و نتیجه ی خاصی جز یک شوت به سمت دروازه نداشت که آن هم با عکس العمل به موقع ون درسار دفع شد.
سال بعد هم در نیمه نهایی داشت دقیقا همین اتفاق برای بارسلونا اتفاق می افتاد.این بار در مقابل یک مربی بزرگ دیگر به نام گاس هیدینک با چلسی. در چلسی بازیکن بزرگی چون بالاک که یک بازیکن تقریبا هجومی است در پست هافبک دفاعی بازی می کرد.بازیکن چلسی از بازی سال قبل منچستر یاد گرفته بودند که تمام فضاها را ببندند و البته آنها یارگیری نفربه نفر را هم با بازیکنان بارسا انجام می دادند که انجام هر دوی این کارها بسیار انرژی بر است.اما تا دقیقه نود بازی برگشت جواب داده بود.که روی خلاقیت اینیستا و شوت او دروازه ی چلسی گشوده شد که باعث شد گواردیولا 50 متر با سرعت بدود.حتی در یک صحنه مشکوک(فکر می کنم زمانی که یک بر یک نتیجه برابر بود) نزدیک بود خطای پنالتی به نفع چلسی اعلام شود اما نشد و بارسا به فینال رفت.در فینال آن سال هم در 5 دقیقه ابتدایی بازی منچستری ها 4،5 موقعیت خطرناک داشتند که از دست دادند و کم کم بارسا بازی را در اختیار گرفت و در نهایت 2-0 بازی را به پایان رساند.اما چرا بارسا توانست این بار منچستر را در فینال شکست دهد.شاید به این دلیل که بازی رفت و برگشت نبود و سرمربی منچستر دیگر نمی توانست با بازی دفاعی جام را ببرد و به گل زنی نیاز داشت و شاید اگر خوش شانس بود در اوایل بازی گل می زد و به دفاع می پرداخت.
و سه گانه ی ناکامی بارسا در نیمه نهایی(هر چند چلسی را بردند اما گفته شد یوفا دست داشته تا آن فینال رویایی بین بارسا و منچستر که در آن زمان و شاید حتی الان بهترین بازیها را ارائه می دادند برگزار شود.) با بازی بد و نتیجه ضعیف مقابل اینتر مورینیو رقم خورد.در بازی رفت بارسا در زمین اینتر 3-1 باخت.و در بازی برگشت علی رغم تلاش زیاد فقط یک بار موفق به گل زنی شد و در نیمه نهایی مقابل مورینیو مغلوب شد. آیا مورینیو می تواند برای دومین بار پیاپی با دو تیم مختلف بارسلونای قدرتمند را در نیمه نهایی حذف کند؟ باید نشست و تماشا کرد.کاری دشوار اما نه غیر ممکن.

اما تیم آخر این مرحله منچستر یونایتد است که فکر می کنم برای پنجمین بار پیاپی است که در این مرحله حاضر میشود.2007 با نتیجه 5-3 به میلان قهرمان باخت.2008 بارسا را 1-0 حذف کرد و در فینال قهرمان شد.2009 آرسنال را 4-1 حذف کرد اما در فینال به بارسا باخت. 2010 نیز 4-4 با بایرن مونیخ مساوی کرد اما به دلیل گل خورده بیشتر در خانه حذف شد.و بنابه آمار امسال نوبت قهرمانی این تیم است ان شاءالله.چون من طرفدار این تیم هستم.
این تیم هم در طول تاریخ خود ستاره های بزرگی داشته که اریک کانتونا،سر بابی رابسون، سر بابی چارلتون، سر دیوید بکهام، کریستیانو رونالدو، رایان گیگز، پیتر اشمایکل و ادوین ون درسار از آن جمله اند.و جالب این که علاوه بر چند تن از این بازیکنان مربی سرشناس این تیم نیز مفتخر به لقب سر(Sir) شده است. یعنی سر الکس فرگوسن.نیازی به بیان افتخارات این مربی بزرگ نیست.اما همیشه ستاره های این تیم به دام تیم بزرگی به نام رئال مادرید افتاده اند که بخش انکارناپذیری از شهرت افزوده ی چند سال اخیر خود را مدیون انتقال بکهام و کریستیانو رونالدو و رودفان نیستلروی به این تیم است و این اغراق نیست.

اما در صورت حضور تیم های بارسا و منچستر در فینال آیا منچستر می تواند از پس بارسا بر بیاید. تاریخ این چند سال نشان داده که بارسا در مقابل بازی با فکر تدافعی تیم های مقابل البته در صورتی که کاملا برنامه ریزی شده باشد مشکل دارند. شاید یکی از ضعف های این تیم این است که شاید مسی که مهاجم اصلی این تیم است به تنهایی سهم عمده ای در شوت های به سمت چارچوب حریفان دارد.و اگر تیمی بتواند به خوبی مسی را مهار کند قدم بلندی در فلج کردن قدرت هجومی بارسا برداشته است. از آنجایی که مسی به راحتی می تواند تک بازیکنان رو به روی خود را دریبل کند شاید تنها راه مهار او این باشد که دو یا سه بازیکن در یک سطح ( و نه پشت سر هم) و با هم در هنگام پا به توپ شدن او، او را مهار کنند. مانند کاری که منچستر به بهترین وجه در سال 2008 در دو بازی رفت و برگشت انجام داد. بازیکنی مانند ژاوی بازی سریع و تک ضربی ارائه می دهد و پاسهای دقیق او در تعویض مناطق بازی و جابه جایی های زیاد او در زمین بازی باعث می شود که گماردن یک بازیکن برای ژاوی بی نتیجه به نظر برسد.اما اگر او را نفر به نفر کنترل نکنید می تواند یک بازیکن بیشتر در اختیار باشد و با بازیکنان بیشتری فضاهای بازی را پوشش داده و با عمق دادن به دفاع نیز پاسهای در عمق او را دفع کرد. پاسهایی که در بازی دیشب دو تیم بارسا و رئال بلای جان خط دفاع رئال بود و باعث اخراج آلبیول و گلزنی مسی از روی نقطه پنالتی شد. البته دیشب پس از ده نفره شدن رئال در حالی که همه فکر می کردند کار رئال تمام است این تیم با ارائه یک بازی با برنامه و البته کاملا هجومی در دقایق آخر به گل تساوی رسید.یک نکته قابل توجه در بازی دیشب بازی ضعیف دنی آلوز بود که برخلاف همیشه ضعیف بازی کرد و چند پاس اشتباه در تهاجمات تیمش داشت. روی صحنه پنالتی هم در حالی که توپ مارسلو در حال خروج از زمین بود با تکل بی موردش موجبات تساوی تیمش را فراهم کرد تا بارسا را از سه امتیاز شیرین در زمین رئال محروم کند. و این نکته نشان می دهد اگر سمت چپ حریفان بارسا قوی باشد آلوز هم مدافع بدون اشتباهی نیست و ممکن است تبدیل به نقطه ضعف بارسا شود.در حالی که از او به عنوان یکی از نقاط قوت بارسا یاد می شود.
بارسا در خط دفاع با حضور پیکه و پویول دو مدافع دارد که بسیار بازیسازهای خوبی هستند و با پاسهای بلند و دقیق خود نقش یک بازیساز را نیز در ضد حمله های تیم خود ایفا می کنند. این نقش را هم در تیم منچستر ویدیچ و فردیناند به خوبی ایفا می کنند و از این لحاظ این دو تیم جزو بهترین تیم ها هستند. در تیم بارسا ویکتور والدز از دروازه محافظت می کند. بازی خوب بارسا و مالکیت توپ بالای این تیم باعث می شود موقعیت های کمی در طول فصل روی دروازه بارسا خلق شود و والدز با کمترین گل خورده در طول فصل جایزه بهترین دروازه بان فصل لالیگا را معمولا به خود اختصاص دهد. هر چند کاسیاس که یکی از بهترین های 10 سال اخیر دروازه بانی جهان است در دروازه رئال باشد.شاید آن زمان که تصویب شداین جایزه به دروازه بانی داده شود که در طول فصل کمترین گل خورده را داشته باشد کسی فکر نمی کرد کسی در حد والدز بتواند این جایزه را درو کند.در مقابل در تیم منچستر یونایتد دروازه بان بزرگ دیگری حضور دارد که در آغاز دهه پنجم زندگی اش باز هم پس از سالها به اوج برگشته است.ادوین ون درسار که در سال 1995 با آزاکس بهترین دروازه بان اروپا شد در سال 2009 نیز پس از 14 سال وقفه دوباره این عنوان را بدست آورد و این بار در منچستر.وی در بازی های این فصل نهایت درخشش یک سنگربان را در بازیهای مهم منچستر بروز داده و از یک سو منچستری ها را برای کسب جامها امیدوار کرده و از سوی دیگر آنها نگران بدون جایگزین بودن او هستند زیرا این بار وی تصمیم قطعی گرفته در پایان فصل از بازی ها خداحافظی کند.
در کنار همه این موارد نباید از این نکته غافل بود که تیم بارسا در بیشتر مواقع بازی طوری بازی می کند که انگار این تیم 6 هافبک دارد و بیشتر بازیکنان رو به دروازه حریف و در کنار هم بازی می کنند. مانند تیم اسپانیا که این کار را خیلی خوب انجام می داد. شاید یکی از اولین تیم هایی که این روش را انتخاب کرد تیم آ.اس.رم بود.وقتی لوچانو اسپالتی مربی این تیم بود سیستم 1-3-2-4 را برگزید که آن زمان ناشناخته بود.در آن تیم مهاجم رم خیلی به میانه زمین می آمد و در بازیسازی کمک می کردو گاه به نظر می رسید این تیم مهاجم ندارد.شاید یکی از محاسن این روش ( اگر خوب اجرا شود مثل تیم اسپانیا) این است که همه بازیکنان در این نوع بازی در جریان کامل بازی هستند. در تیم هایی که از روش مهاجم نوک استفاده می کنند معمولا مهاجم در محوطه جریمه باقی می ماند تا توپ به او برسد.تیم منچستر هم مانند بارسا تا حدودی از این نوع بازی استفاده می کند به این ترتیب که وین رونی در بیشتر مواقع بازی رو به دروازه ی حریف قرار دارد و حتی در بیشتر مواقع در میانه ی میدان دیده می شود و کاملا در جریان بازیسازی تیم قرار دارد و از این لحاظ نیز یونایتد به بارسا شباهت دارد.
در پایان باید گفت در فوتبال وقتی گلی به ثمر می رسد که تیمی اشتباه کند و این نیز از زیبایی های فوتبال است که این ورزش قابل پیش بینی نیست و تیمی مثل منچستر در طول فصل بعد از بیش از بیست بازی بدون باخت در مقابل تیم ته جدولی وولوز می بازد تا فوتبال را از این دیدگاه بتوان ورزشی پرهیجان قلمداد کرد.
باید منتظر ماند تا دید امسال کدام یک در پایان جام را به هواداران خود هدیه می دهند.
غرور و ثروت و تاکتیک (رئال)
اوج یک فوتبال با تیم رویایی و مربی جوان (بارسلونا)
تجربه یک پیرمرد با عطش سیری ناپذیر وی برای کسب جامهای بیشتر (منچستر یونایتد)
تیم شگفتی ساز با مربی جدید و دعا برای حضور و درخشش یک ایرانی در فینال (شالکه)

لطفا در صورت استفاده منبع ذکر شود.
ارسال پست

بازگشت به “انجمن ورزش”