در آستانه هزارمین بزرگداشت بوعلی سینا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد ديگر مباحث پزشکي و بهداشت به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

ارسال پست
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3051
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 7 اسفند 1384, 3:45 am
سپاس‌های ارسالی: 351 بار
سپاس‌های دریافتی: 1579 بار
تماس:

در آستانه هزارمین بزرگداشت بوعلی سینا

پست توسط Dr.Akhavan »

  آستانه هزارمین بزرگداشت بوعلی سینا
بوعلی سینا فیلسوف بدعت  



 
اندردل من هزار خورشید بتافت
آخر به كمال ذره ای راه  

مهری حقانی:چه بسا این ترنمی كه در خلوت از ذهن بوعلی سینا گذشت و به مركب نوشت، برآیند همان چیزی بود كه استاد مكتوبش در پایان عمری جست وجو در سرزمین های دانش بدان رسیده بود. آن هنگام كه ارسطو گفت «آنقدر دانستم كه بدانم هیچ نمی دانم.» بوعلی سینا تا یك سال دیگر، دقیقا هزار سال زیسته است و اینك روزی به نام او در تقویم ها است و جامعه فلاسفه و هم جامعه پزشكی از او به اجلال نام می برند، چهره خوش تركیب امین تارخ در نقش بوعلی سینا برای همیشه در ذهن عامه جامعه، نقشبند خاطره یك دانشمند ایرانی شده است. اما این، همه نیست. بوعلی سینا در حقیقت، بدعتی در تاریخ فلسفه و فلسفه علم ایرانیان پس از ورود اسلام به این سرزمین به شمار می آید. بدعتی كه در تلاش برای جایگزینی اصول مسلم به جای مسائل غیرمحسوس و علم قضایا به جای تصورات انجام داد و همین او را از اتهام كفر و زندقه در زمان حیاتش مصون نداشت. چنانكه ابن اثیر می نویسد: «او در خدمت امیرعلاءالدوله بود. شكی نیست كه این شخص كافر بود و به همین جهت ابوعلی سینا جرات كرد در قلمرو سلطنت او كتاب هایی بنویسد كه مملو از كفر و زندقه نسبت به قوانین الهی است.»اما اینك در آستانه هزاره Avecina انجمن حكمت و فلسفه جشن فلسفی كوچكی به آسودگی خاطر برپا كرده است. از آن رو كه ابن اثیر یا توماری از زنادقه یا سلطان محمود غزنوی و پسرش را یاری دست یازی به نام این فیلسوف و پزشك ایرانی دیگر نیست. از این رو همه به آرامی گوش فرامی دهند: «به راستی عظمت یك حكیم و فیلسوف در چیست» دكتر اعوانی خود پاسخ می دهد: «در وسعت مسائلی كه یك فیلسوف بدان ها می پردازد و از همین رو ابوعلی سینا در علوم و شرب فلسفه بی نظیر است. در منطق نوآور است. شانه به شانه در پهلوی كانت و ارسطو قرار می گیرد و دیگر آنكه تاثیرگذاری او در فلسفه چنان است كه با تمدن های دیگر پیوند یافته. در حقیقت این تاثیرگذاری است كه در سیر فلسفه بسیار اهمیت دارد. به همین اندازه هم در غرب اثرگذار بوده است. وی به سئوال هایی پرداخت كه آنها را پرسش های بنیادین می نامیم. شٲن فلسفه در همین نكته است. ابن سینا از لحاظ عمق و تامل در مسائل و موشكافی، یك فیلسوف تحلیلی به تمام معنا بود. وی با جدا كردن الهیات اعم و اخص اثبات می كند خدا مسائل است و مسئله در هیچ علمی موضوع نیست. ابن سینا در مبدایی بود كه حكمت شرقی را از حكمت مغربی جدا كرد و بد نیست كه بدانیم ۵۰ تا ۶۰ درصد آثارش هنوز چاپ نشده و به صورت نسخه خطی است.» مهمترین فهرست درباره آثار ابوعلی سینا، كتابشناسی انتقادی دكتر یحیی مهدوی استاد دانشگاه تهران در سال ۱۹۵۴ است كه از حدود ۶۰ كتاب و رساله از او نام برده شده از آن جمله: ۱ «الحكمه العروضیه» كه نخستین اثر فلسفی ابوعلی سینا است. از این كتاب فقط یك نسخه باقی مانده كه در كتابخانه شهر اوپسالدی سوئد نگاهداری می شود. ۲ «قانون در طب» كه فشرده ترین اثر او در رشته پزشكی است كه برای چند قرن از كتب مرجع دانشجویان پزشكی غرب بوده است. ۳ «الحكمه المشرقیین» كه تنها بخشی از آن درباره منطق باقی مانده است كه ضمن نگارش آن می خواسته فلسفه سنتی ارسطویی را رد كند تا بتواند نظریات فلسفی خود را بیان كند. كه در سال ۴۲۰ هجری توسط سلطان مسعود غزنوی غارت و بعدها سوزانده شد. ۴ «نجات» كه شامل چهار بخش منطق، علوم طبیعی، ریاضی و مابعدالطبیعه است و شفا كه شامل كل نظریه های علمی و فلسفی اوست و اشارات و تنبیهات كه آخرین اثر مهم ابوعلی سینا است.
فیلسوف مولف
«در سال ۲۰۰۰ یك استاد ایتالیایی جوان كه فلسفه ارسطویی می دانست و به یونانی هم اشراف كامل داشت از استادان دانشگاه آكسفورد بود. همیشه برای من جالب بود تا اینكه یك بار پرسیدم چرا شما در همان ایتالیا تدریس نمی كنید. در پاسخ گفت: «در ایتالیا به دانشجو یاد می دهند دیگران چه گفته اند. ولی در انگلستان دانشجو می آید كه در فلسفه سهیم شود».» دكتر ضیاء موحد پس از این مقدمه رو به حضار كه بیشتر آنان دانشجویان رشته فلسفه هستند، می گوید: «بنابراین تنها مهم این نیست كه آرای دیگران را بررسی كنید. اهمیت ابن سینا در سهیم بودن در فلسفه است. وقتی شاگردش از او می خواهد طریقه ای بنویسد، كتاب می نویسد. در حقیقت سنت كتاب نویسی را رواج می دهد. در حالی كه بسیاری از آثار فارابی طریقه است. ولی ابوعلی سینا بنای كارش را بر نوشتن گذاشت. این آدم یك انرژی عظیم است. اگر علوم را هفت قسمت بدانیم یك قسمتش منطق است. ابن سینا متوجه این قضیه می شود چنانكه دست كم ۶۰ رساله در منطق نوشت. در نهایت آنكه اگر فارابی و ابن سینا نبودند وضع علوم عقلی در كشور ما مانند همسایگانمان می شد.»ابن سینا خود در یكی از شرح حال هایش، بعد از ورود به كتابخانه سامانیان می گوید: «كتاب هایی یافتم كه نام آنها به بسیاری از مردم نرسیده بود و من هم پیش از آن ندیده بودم و پس از آن هم ندیدم. پس این كتاب ها را خواندم و از آنها سود برداشته و اندازه هر مردی را در دانش یافتم و چون به سن ۱۸سالگی رسیدم از همه این دانش ها فارغ آمدم.»اینك شاید بیراه نیست كه دكتر موحد تاسف از این می خورد كه چاپ های سنگی موجود بهتر از چاپ كتاب ها است. با این حال تاكید می كند كه «آثار بزرگان باید دوباره خوانده شود. چون در ذهن این افراد، برق هایی زده شده كه نسل های بعدی خواهند فهمید. چاپ های جدید شود و محققان كار تازه روی آنها كنند. چون فرهنگ كار تداوم است. در غرب هنوز آثار ارسطو خوانده می شود.» ابن سینا به واسطه عقل منطقی و نظام یافته اش، حتی در پزشكی هم تلاش می كرد درمان را تا سرحد امكان تابع قواعد ریاضی كند. تسلط بر فلسفه را كمال برای یك دانشمند می دانست. وی برای آگاهی از اندیشه های ارسطو و درك دقیق آن، ۴۰ بار كتاب مابعدالطبیعه را خواند. اقلیدس را ترجمه كرد. رصدهای نجومی كرد. در زمینه حركت، نیرو، خلٲ، نور، حرارت و چگالی تحقیق كرد و رساله او درباره كانی ها تا قرن سیزدهم در اروپا مرجع علم زمین شناسی بود.بیوك علیزاده بوعلی سینا را فیلسوف اصیلی می داند كه مطالبش حاصل تفكر خودش است. یك دستگاه معرفتی هماهنگ به وجود آورد كه همه این معرفت ها در كنار هم قرار گرفتند، همچنان كه یك دستگاه فلسفی منسجم پدید آورد. ۸۰ تا ۹۰ درصد فلسفه برهان او فلسفه علم است. بحث مقولات سابقه در ارسطو دارد. ارسطو به این نتیجه رسیده بود كه موجودات جهان را طبقه بندی كند و اشیا را براساس اشتراكات در مجموعه هایی قرار دهد تا رسید به ۱۰ مجموعه كه به نظرش هیچ وجه مشتركی ندارند. كاری كه ابن سینا با این مجموعه ها كرد این بود كه یك نظام فلسفی با معرفت شناسی خودش ارائه دهد. بوعلی سینا منطق را یك دانش خادم می دانست. اما كار دانش های مخدوم را تعریف مفاهیم و اثبات گزاره ها می داند. ابن سینا می گوید مفاهیم بدیهی را نمی توان تعریف كرد، چون تعریف یعنی تجزیه و تحلیل.
پرسش های بنیادین
عده ای را عقیده بر این است كه تقریبا با مرگ ابن سینا، دوران فلسفه در شرق به سر رسید و البته دكتر غلامحسین دینانی طنزگونه می گوید: «اگر افكار او را از این هزار سال بیرون ببریم، شاید تنها چیزی كه باقی می ماند، همان بن لادن باشد ابن سینا معجزه را به شكل جدیدی تعریف كرد و آن خصلت معجزه آسای ذهن آدمی یعنی «تحلیل» است چیزی كه هنوز ما قدر آن را نمی دانیم.»ابن سینا ورای سابقه مطالعاتی، آثار و یافته های جدیدی كه در علوم عقلی و طبیعی به وجود آورد، شاه كلید جریان جدیدی در عالم اندیشه ایرانی بود. وی كوشید تا قضایا را تنها به روش عقلی استنباط كند و كوشید تا فلسفه را مستقل از احكام شریعت مورد بحث قرار دهد. از این جهت بود كه تا قرن ها، خلافت ها او را مظهر كفر و الحاد می دانستند و سوزاندن كتاب هایش را جایز. در حقیقت ابن سینا برشی مكرر از تاریخ است كه نه تنها دستگاه حكومت محمود غزنوی و پسرش به جای تكریم دانشمندان و فیلسوفان زمانه به كتابسوزی آثارش رو آوردند بلكه برخی متكلمان نیز این دستگاه فكری جدید را تاب نمی آوردند. چنانكه غزالی فارابی و ابن سینا را به خاطر اعتقاد به خرد مبتنی بر منطق و تقدم عالم بر امور ماورایی مستوجب تكفیر و در ۱۷ مورد مستوجب تبعید ذكر می كند. با این حال ماندگاری افكار بزرگ، خود بهترین گواه است كه خود گفت: كفر چو منی گزاف و آسان نبودمحكم تر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یكی و آن هم كافر
پس در همه دهر یك مسلمان نبود
ارسال پست

بازگشت به “متفرقه در مورد پزشکي”