حرفهای خودمونی

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1378
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:10 pm
محل اقامت: شهرکرد
سپاس‌های ارسالی: 4214 بار
سپاس‌های دریافتی: 8330 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط FREE MAN »

مرد ها، خیلی هم خوبند!
دوست داشتنی هستند و مهربان!
و عاشق محبت واقعی!
گاهی عین یک بچه از ته دل خوشحال می شوند و عین یک بچه میخندند!
برف بازی کردنشان با همدیگر عین جنگ واقعیست!
این ها وقتی یک سیستم جدید مکانیکی یا یک گوشی جدید میبینند، دوست دارند عین زمان بچگی شان دل و روده اش را بریزند بیرون، و وای که چقدر در آن لحظه ها دوست داشتنی میشوند!!!
این ها همیشه بچه می مانند، و دوست داشتنی بودنشان هم درست به همین دلیل است!
این ها خیلی تنهایی را تجربه کرده اند، خیلی درد کشیده اند، خیلی دردها را در خودشان ریخته اند، خیلی اشک ها را نگذاشته اند که از حیطه چشمهایشان بیرون بریزد، خیلی وقت ها دلشان خواسته که مادرشان را بغل کنند و ببوسند اما نکرده اند؛ فقط چون از زمانی که یک کودک معصوم بوده اند بهشان گفته شده که تو مردی!
این ها سیگار را میکشند چون دلشان برای لب های تو تنگ می شود!
این ها تنها می روند بیرون قدم میزنند تا یادشان نرود که قدم هایشان چقدر باید محکم باشد!
این ها مردند! همان هایی که اگر عرضه عاشق کردنشان را داشته باشی، برایت شاملو می شوند و تو آیدا خواهی شد و بهشت را روی زمین خواهی داشت!
این ها مردند! همان هایی که اگر عاشق شوند بیستون میکنند!!!
این ها مردند! همان مردهایی که وقتی دست هایشان با روغن ماشین کثیف می شود و با همان دستهای کثیف پیشانیشان را پاک می کنند؛ آنقدر دوست داشتنی می شوند که آدم دوست دارد برایشان بمیرد!!!
این ها مردند و من این ها را "از صمیم قلب" دوست دارم!!!!
جلوی من از مرد ها بد نگویید چونکه بدجوری دلم می گیرد!
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در   
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1862
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 23 اسفند 1388, 3:42 pm
محل اقامت: کرمان/رفسنجان
سپاس‌های ارسالی: 10774 بار
سپاس‌های دریافتی: 12387 بار
تماس:

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط AGeNiS1 »

یه سوال تخصصی : جمع “اژدها” چی میشه ؟؟!

.

.

.

.

جواب :

۱ – وای چقدر اژدها

۲ – اژدهایان

۳ – اژدهایون

۴ – اژدهاجات

۵ – اژدهاها

۶ – اژدهاین

۷ – چندین اژدها !!!

نه بچه ها واقعا جمع اژدها چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟







یه ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ، ﯾﻪ ﺍِﺻﻔﻬﺎﻧﯽ، ﯾﻪ ﺷﯿﺮﺍﺯﯼ ﻭ ﯾﮏ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﯽ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﻓﯽ
ﺷﺎﭖ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩن:
ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ : ﻣﻦ ﯾﮏ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻋﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ، ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﻠﯽ ﺭﻭ
ﺑﺨﺮﻡ !
ﺍِﺻﻔﻬﺎﻧﯽ : ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪمو ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻨﺰﻭ
ﺑﺨﺮﻡ !
ﺷﯿﺮﺍﺯﯼ: ﻣﻦ ﯾﻪ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪمو ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺷﺮﮐﺖ
ﻣﺎﯾﮑﺮﻭﺳﺎفتو ﺍپلو ﺑﺨﺮﻡ !
ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﯽ ﺻُﺤﺒﺖ کُنه
.
.
.
.
.
.
ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﯽ ﻗﻬﻮﻩ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺯﺩ. ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻗﺎﺷُﻖ ﺭﻭ ﺭﻭﯼ
ﻣﯿﺰ ﮔﺬﺍﺷﺖ ، ﯾﻪ ﮐﻢ ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﺭﺩ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﺍِﻧﺪﺍختو به ﺁﺭﺍﻣﯽ
ﮔﻔﺖ :
ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻢ !!تصویر
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 350
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 21 اسفند 1390, 9:47 pm
محل اقامت: Tabriz
سپاس‌های ارسالی: 6254 بار
سپاس‌های دریافتی: 1515 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط Ghost Rider »

نقشه هایی که من تو دبیرستان در فرار کردن ازمدرسه داشتم
مایکل اسکوفیلد توی فرار از زندان نداشت
من حیف شدم!
.
.
.
نمی دونم چه حکمتیه
اینا که میرن بدنسازی اصرار دارن که اصلا سردشون نمی شه!
.
.
.
ملت چه بیکارن !
یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…
دیگه تماس نگرفت
بعد چند روز اس داده :
ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟
.
.
.
تا خودکار رو دستت میگیری میخوای درس بخونی
میبینی استعدادت کمتر از پیکاسو و ﺍﺳﺘﺎﺩ فرشچیان نیست!
.
.
.
برنامه ریزى هاى من روى کاغذ ، شبیه برنامه ى روزانه ى مرحوم دکتر حسابیه
ولى در عمل مثل کریم آقمنگل زندگى میکنم
.
.
.
هیچ کس عادامس شیک رُ واسۀ وجودش نمی خواد …
سرنوشت آدامس شیک ؛ بقیه پول بودنِ !
.
.
.
بوی شوم امتحان آید همی / یارصفر مهربان آید همی
ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم / دل به امید تقلب بسته ایم
مابرای کسب مدرک آمدیم / نی برای درک مطلب آمدیم
(ایام جانسوز امتحانات برشما دانشجویان و دانش آموزان کوشا تسلیت!)
.
.
.
رفیق داداشم رفته بود مصاحبه برای استخدام:
+ امسال سال چیه؟
- نهنگ
+ پاشو برو به بعدی بگو بیاد تو
رفیق داداشم
.
.
.
خدا کنه تا بیشتر از ۹ ساله دیگه زنده بمونیم و بریم تو سال ۱۴۰۰
بعد هی بگیم : شماها یادتون نمیاد ما صده سیصدیا …
خیلی فاز میده ؛ حس آثار باستانی بودن به آدم دست میده …
.
.
.
به کافه چی گفتم همان همیشگی . . .
نگاه سنگینش را به چشمانم انداخت و گفت : خفه بابا ، مثه آدم بگو چی می خوری ؟!
.
.
.
از تفریحات من تو دوران بچگی این بود که اب بریزم رو بخاری
صدای ” تـسس ” بده خرکیف بشم
.
.
.
اون موقه آیپد نبود که بازی کنیم ، با این چیزا سرگرم میشدیم !
.
.
.
بچه های دانشگا رو از روی محل نشستن سر کلاس طبقه بندی میکنم.
ردیف اول :حال به هم زن
وسطی ها :یه سلام علیکی داریم
ته کلاس :دمشون گرم.
اونایی که اصن کلاس نمیان: اینا رفیقمن
.
.
.
در خونه رو میزدن!
دخدر داییم ۵ سالشه!
جواب داد : کیه!؟
زن همسایه مون پشت در به شوخی گفت: منم منم مادرتون!
من رفتم در رو باز کردم, بنده خدا میخواس سکته کنه!
گفت : ببخشید مادرتون هستن؟ گفتم : نع ، فقط من و حبه انگور هستیم
.
.
.
خیلی بده یه آهنگ عشقولانه یاده ۵ ۶ نفر بندازتت تمرکزتو رو آهنگ از دست میدی !
.
.
.
کار از فرهنگ سازی گذشته
باس منقرض شیم یه گونه جدید بیاد !
.
.
.
شمام وقتی یه ادکلن گرون قیمت میخرین ، هربار که استفاده میکنین
یه نگا بهش میندازین که یه وقت تموم نشه؟!
یا من فقط اینجوریم!؟
.
.
.
یکی نیست به بعضیا بگه انقدر به اون تیپ و قیافت نناز
ما به اون آدامس ۵۰ تومنیا هم میگیم شیـــــــــک !
.
.
.
رفتم کتاب فروشی میگم بوف کور دارین؟
میگه کتابشو؟
گفتم : پ ن پ خودشو ، یه فرد خیر پیدا شده که حاضر تمامِ هزینه های درمانشو متقبل شه…..!
.
.
.
بعضی دخترا اصلا” گریه نمیکنن حتی اگه شکست عشقی بخورن
نه اینکه سنگ باشن نه
ریمل گروونه !
.
.
.
دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توخیابون دور میزدم باهاش
یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد!
.
.
.
یکی از بهترین احساس های دنیا :
از خواب بیدار بشی و نگران این باشی که الان وقت بیدار شدنت بوده
ولی ببینی که هنوز ۲ ساعت مونده و میتونی بازم بخوابی …
خداییش بد میگم !؟
.
.
.
اصلا شور و شعف خاصی توی جمله “دیدی گفتم” وجود داره !
لامصب یه جور احساس دانایی خفن به آدم دست میده اون لحظه !
.
.
.
با دختری که میگه “میسیییی” به جای “مرسی” باید درجا قطع رابطه کرد
چون تا بیای براش توضیح بدی که نگو “میسییی”
بهت میگه “چلااااااا؟؟”
.
.
.
از لذایذ جدیدی که کشفش کردم :
برق بره یه چسب برداری بری تو کوچه بری با چسب
زنگ در خونه های مردم رو بچسبونی
موقع برق اومدن یک عروسی در کوچه داشته باشید!!
.
.
.
رفیقم رفته دسشویی -یهو داد زد “واااااایییی”
گفتم چی شد؟ گفت :”مسواکم افتاد تو اون سوراخه!
بهش گفتم خونسرد باش بابا -فک کردم چی شده!
دیدم خیلی خونسرد اومد مسواکشو شست -گزاشت دهنش!
–نمیدونستم اینقد حرفام تاثیر گذار میتونه باشه !
.
.
.
یکی از اعصاب خورد کن ترین کارایی که یه پدر و مادر میتونن
بکنن اینه که وقتی پای کامپیوتر نشستی بیاد پشتت وایسه
و الکی دنبال یه چیزی بگرده !
.
.
.
آقا تا دیروز فک میکردم فقط منم که میرم توالت ۳۰ نفر به گوشیم زنگ میزنن
دیروز رفتم یه توالت عمومی
یه لحظه فکر کردم اومدم مخابرات
یکیشون که فکر کنم تو توالت چند تا معامله با گوشی انجام داد !
.
.
.
یکی از شیرین ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که
ناظم یا معلم پرورشی سر زنگ ریاضی میومد در کلاس
میگفت بچه های گروه سرود میتونن برن!
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1378
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:10 pm
محل اقامت: شهرکرد
سپاس‌های ارسالی: 4214 بار
سپاس‌های دریافتی: 8330 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط FREE MAN »

منطق ریاضی :

هر مساله اى که دیدى آسون داره حل میشه ؛
بدون راهِ حلت اشتباهه…
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در   
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1378
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:10 pm
محل اقامت: شهرکرد
سپاس‌های ارسالی: 4214 بار
سپاس‌های دریافتی: 8330 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط FREE MAN »

یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره
عوض اینکه کاهوهای خوب رو سوا کنه ،
همه ی کاهو های نامرغوب رو سوا میکنه و میخره
ازش می پرسند چرا اینکار رو کردی میگه :
صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
مردم همه ی کاهوهای خوب رو میبرند و این کاهوها روی دست او می مونند و من بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها رو میخرم
اینها رو هم میشه خورد .

این فرد کسی نبود جز عارف بزرگ، آیت الله سيد علي قاضي طباطبايي تبريزی ، به نظرتون ما هم میتونیم اینطوری باشیم که برای کمک به مردم از حق خودمون بگذریم ؟؟؟؟
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در   
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1378
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:10 pm
محل اقامت: شهرکرد
سپاس‌های ارسالی: 4214 بار
سپاس‌های دریافتی: 8330 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط FREE MAN »

آقای مشاور خیلی زرنگ ...
جانی ساعت ۲ از محل کارش خارج شد و چون نیم ساعت وقت داشت تا به محل کار دوستش برود، تصمیم گرفت با همان یک دلاری که در جیب داشت ناهار ارزان قیمتی بخورد و راهی شرکت شود.
چند رستوران گران قیمت را رد کرد تا به رستورانی رسید که روی در آن نوشته شده بود:ناهار همراه نوشیدنی فقط یک دلار.
جانی معطل نکرد، داخل رستوران شد و یک پرس اسپاگتی و یک نوشابه برداشت و سر میز نشست.
گارسون برایش دو نوع سوپ، سالاد، سیب زمینی سرخ کرده، نوشابه اضافه، بستنی و دو نوع دسر آورد و به اعتراض جانی توجهی نکرد که گفت:ولی من این غذاها رو سفارش ندادم.
گارسون که رفت جانی شانه ای بالا انداخت و گفت:خودشان می فهمند که من نخوردم!
اما جانی موقعی فهمید که این شیوه آن رستوران برای کلاهبرداری است که رفت جلو صندوق و متصدی رستوران پول همه غذاها رو حساب کرد و گفت ۱۵ دلار و ۱۰ سنت.
جانی معترض شد:ولی من هیچ کدوم رو نخوردم! و مرد پاسخ داد ما آوردیم، می خواستین بخورین!
جانی که خودش ختم زرنگ های روزگار بود، سری تکان داد و یک سکه ۱۰ سنتی روی پیشخوان گذاشت و وقتی متصدی اعتراض کرد، گفت: من مشاوری هستم که بابت یک ساعت مشاوره ۱۵ دلار می گیرم.
متصدی گفت:ولی ما که مشاوره نخواستیم! و جانی پاسخ داد:من که اینجا بودم! می خواستین مشاوره بگیرین!
و سپس به آرامی از آنجا خارج شد.
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در   
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1378
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:10 pm
محل اقامت: شهرکرد
سپاس‌های ارسالی: 4214 بار
سپاس‌های دریافتی: 8330 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط FREE MAN »

اگر شهاب سنگ به ایران میخورد
البرزنیوز : تیتر تعدادی از رسانه ها را با فرض این که این شهاب سنگ در ایران سقوط می کرد گمانه زنی کرده است.

خبر اصلی: سقوط یک شهاب سنگ با سرعت بالا در یکی از مناطق ایران موجب به بار آمدن خسارت مالی
و زخمی شدن تعدادی از شهروندان شد.

ایرنا: گاف شهرداری / قالیباف مشغول انتخابات ، سنگ باران خیابان های تهران

مهر: شهردار تهران برای بررسی برخورد شهاب سنگ کار گروه جهادی تشکیل داد

فارس: یک منبع اگاه در گفتگوی اختصاصی با فارس: انفجار شهاب سنگ در ایران کار اسرائیلی ها بود / انتقام میگیریم

تابناک: بازدید دبیر مجمع تشخیص از محل انفجار شهاب سنگ ها / محسن رضایی: با مدیریت معقول می توانستیم جلوی برخورد را بگیریم

مشرق: اندیشکده امریکن اینترپرایز: باید شهاب سنگ ها را به طرف ایران هدایت کنیم + عکس + فیلم + سند + دانلود

فردا: دست پاچه شدن سایت دولت / درخت های محل برخورد شهاب سنگ را دولت قطع کرده بود نه شهرداری

عصرایران: ادعای بحرین: ایران می خواست شهاب سنگ را به طرف ما پرتاب کند

الف: نظرسنجی دولتی درباره دلایل برخورد شهاب سنگ به ایران

جهان: زاکانی: تبعات منفی اقدامات فتنه گران 88 باعث سقوط این شهاب سنگ شد

کیهان: فرار ناوهای امریکا از آب های جنوبی ایران / ژنرال آمریکایی: شب ها خواب برخورد شهاب سنگ می بینم

شرق: جادوی مشایی !

همشهری: رکورد شکنی نارنجی پوشان در جمع اوری بقایای شهاب سنگ / قالیباف:‌ روحیه جهادی مشکلات مدیریتی را حل می کند

جام جم: ویژه برنامه های رسانه ملی درباره بررسی ابعاد سقوط شهاب سنگ از سه ماه آینده آغاز می شود + جدول پخش برنامه ها

جمهوری اسلامی: در خاطرات آیت االه هاشمی رفسنجانی به موضوع شهاب سنگ اشاره شده بود.

بی بی سی فارسی: امشب در نوبت شما می پرسیم به نظر شما چرا ایران نتوانست
با ادعای داشتن انرژی هسته ای جلوی سقوط شهاب سنگ را بگیرد؟

رادیو فردا: آتش بازی حزب الله لبنان و سپاه قدس ایران

صدای امریکا: انفجار موشکهای سرگردان شهاب در آسمان ایران . یک منبع اگاه گفت ایران می خواست ازمایش اتمی انجام دهد.

مجاهدین خلق(منافقین): ما قبلا اسناد این توطئه دولت ایران را به کمیسیون امنیتی اتحادیه اروپا داده بودیم !!!
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در   
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1862
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 23 اسفند 1388, 3:42 pm
محل اقامت: کرمان/رفسنجان
سپاس‌های ارسالی: 10774 بار
سپاس‌های دریافتی: 12387 بار
تماس:

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط AGeNiS1 »

یه دختر استاتوس زده :

«موهامو کوتاه کردم، هوراااا !! »

سه میلیون لایک که خورده هیچ، عده ای هم همون پای کامنتا
...
خودکشی کردن و تعدادی دچار تشنج شدن ,

مدارس ابتدایی هم در نوبت صبح و عصر تعطیل شد

حالا منم موهامو کوتاه کردم . شما چی میگید؟ :?
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 446
تاریخ عضویت: جمعه 30 اردیبهشت 1390, 8:53 am
سپاس‌های ارسالی: 1062 بار
سپاس‌های دریافتی: 3155 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط R.A.F »

زندگی قصه مرد یخ فروشیست که پرسیدم فروختی ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفت فریزر خریدم تو یکی رو ضایع کنم ، تو کار زندگی نداری ؟؟!؟ :|
[External Link Removed for Guests]
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1378
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:10 pm
محل اقامت: شهرکرد
سپاس‌های ارسالی: 4214 بار
سپاس‌های دریافتی: 8330 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط FREE MAN »

آغاز همه ي رنج هايي که مي بريم
تمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که ،
ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت.
انـدازه مـی گـیـری !
حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی !
مقـایـسـه مـی کـنـی !
...
و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای ،
کـه زیـادتـر گذشـتـه ای ،
که زیـادتـر بـخـشـیـده ای ،
به قـدر یـک ذره ،
یک ثانیه حتی !
درست از همانجاست که توقع آغاز می شود
و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که ما می بریم
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در   
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1378
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:10 pm
محل اقامت: شهرکرد
سپاس‌های ارسالی: 4214 بار
سپاس‌های دریافتی: 8330 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط FREE MAN »

امروز، امروز است


امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند
ناراحت نشو
حتما دارن با تو قایم باشک بازی میکنن
پس با آنها بازی کن
امروز هرچقدر بخندی و هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه
پس بخند و عاشق باش

امروز هرچقدر دلها را شاد کنی کسی به تو خورده نمیگیرد
پس شادی بخش باش
امروز هرچقدر نفس بکشی جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمی شه
پس از اعماق وجودت نفس بکش

امروز هرچقدر آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمی شه
پس آرزو کن
امروز هرچقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمی شه
پس صدایش کن

او منتظر توست
او منتظر آرزوهایت
خنده هایت
گریه هایت
ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است

امروزت را دریاب
امروز جاودانه است
و
امروز زیباترین روز دنیاست!
چون امروز روزی است که آینده ات را آنطور خواهی ساخت که تا امروز فقط تصورش میکردی
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در   
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1378
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:10 pm
محل اقامت: شهرکرد
سپاس‌های ارسالی: 4214 بار
سپاس‌های دریافتی: 8330 بار

Re: حرفهای خودمونی

پست توسط FREE MAN »

قـرار نبـوده چنیـن آشفتـه و سردرگـم شویـم

قرار نبوده تا نم باران زد، دستپاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم که مبادا مثل کلوخ آب شویم

قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی،
ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی،
خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی ...

هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم
تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم
این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟

قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم،
از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم

بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود
باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند.

قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن،
طبقه روی طبقه برویم بالا

قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد
بی شک این همه کامپیوتر و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده ...

تا به حال بیل زده‌اید؟
باغچه هرس کرده‌اید؟
آلبالو و انار چیده‌اید؟
کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟
آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست.

این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،
برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان،
برای خیره شدن به جاریِ آب شاید،
اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.

قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند.
آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً،
که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم
و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.

من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان،
بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه ‌زنده بودن مان.

قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن،
این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.

قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم.

قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم.

قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی
یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.

قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن
و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم ...

چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای
که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده !

آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا ...
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان
[FONT=Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma, Tahoma][HIGHLIGHT=#fef8e0]انسان ها دو دسته اند: آن هایی که بیدارند در تاریکی و آن هایی که خوابند در   
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”