یاقوت، زن عاشق سرخ‌پوش میدان فردوسی

در اين بخش ميتوانيد درباره موضوعاتي كه در انجمن براي آنها بخشي وجود ندارد به بحث و گفتگو بپردازيد

مدیران انجمن: MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, رونین, Shahbaz, شوراي نظارت

ارسال پست
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 173
تاریخ عضویت: چهارشنبه 18 اسفند 1389, 8:52 pm
سپاس‌های ارسالی: 81 بار
سپاس‌های دریافتی: 560 بار

یاقوت، زن عاشق سرخ‌پوش میدان فردوسی

پست توسط شترگاو پلنگ »

  تصویر 
 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]احتمالا هم‌سالان من در مورد یاقوت، زن سرخ‌پوش میدان فردوسی که در سال ۶۱ ناپدید شد کمتر شنیده باشند. 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]آن‌هاییکه تهرانِ پیش از انقلاب را به یاد دارند زن سرخ‌پوش اطراف میدان فردوسیرا دیده‌اند. زنی بزک‌کرده، لاغراندام، با قامتی متوسط، صورتی استخوانی کهگذر عمر و ناگواری روزگار شکسته‌اش کرده بود. همه چیزش سرخ بود: کیف و کفشو جوراب و دامن و پیراهن و تل سر و بغچه‌ی همیشه‌دردستش و این اواخر روسریو عصایش.  
 
 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]تهرانی‌هانام «یاقوت» بر او گذاشته بودند و خود نیز چنین دوست داشت. سال‌ها ــمی‌گویند بیست سی سال ــ هر روز، صبح تا شب، ساکت و آرام در حوالی میدانفردوسی ایستاده بود. اگر این حرف راست باشد، من جزو آخرین کسانی بودم کهاو را دیده‌اند.  
 
 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]چنانبه اطراف میدان نگاه می‌کرد که گویی همین لحظه کسی که منتظرش بوده از راهمی‌رسد. بیش‌تر او را در ضلع شمال شرقی میدان، اول خیابان فیشرآباد (قرنیامروز) می‌دیدم. همان‌جایی که امروز پاساژی ساخته‌اند. به پایین میداننگاه می‌کرد. همه می‌گفتند جفای معشوقی که از او خواسته بود با لباس سرخبر سر قرار بیاید و قالش گذاشته بود او را برای همیشه سرخ‌پوش وخیابان‌نشین کرده بود. آدم‌ها را یکی‌یکی نگاه می‌کرد مگر یکی از آن‌هاهمانی باشد که باید. گاهی که خسته می‌شد روی سکوی مغازه‌ها می‌نشست.مغازه‌دارهای اطراف با او مهربان بودند و به او چایی یا غذا می‌دادند.بعضی گفته‌اند ره‌گذران به او پول هم می‌دادند و من خود این را ندیدم، ولیمی‌دیدم که گاهی لات‌ها و کودکان ول‌گرد و گدا سربه‌سرش می‌گذاشتند و اوناچار به جای دیگری از میدان می‌رفت.  
 
 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]اسطوره‌یتهران بود. همیشه ساکت بود و حرف نمی‌زد و اگر مسعود بهنود مصاحبه با اورا در کاستی منتشر نکرده بود، امروز صدایش را نداشتیم. سپانلو در منظومه‌یخانم زمان او را به یاد تهران آورد:  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]
 
 


[HIGHLIGHT=#fff0f5]«بدان سرخ‌پوشی بیندیش  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]که عمری مرتب به سروقت میعاد می‌رفت  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]و معشوق او را چنان کاشت  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]که اکنون درختی‌ست برگ و برش سرخ».  

 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]و فرشته و سوسن، همان زمان، در ترانه‌ای از زبان او خواندند:  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]«تو شهری که تو نیستی، خیابون شده خالی  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]دیگه هر چی تو دنیاس دارن رنگ خیالی  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]تو که نیستی منو ویلون تو خیابون ببینی  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]تو که نیستی منو با این دل داغون ببینی  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بی تو غمگینم از این فاصله‌ی سال و زمونا  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]تا تو برگردی می‌شم دود و می‌رم تو آسمونا  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]اون نگاه گرم تو یادم نمی‌ره  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بوسه‌ی بی‌شرم تو یادم نمی‌ره... ».  
 


[HIGHLIGHT=#fff0f5] لینک آهنگ : 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]http://soundcloud.com/simorgh2/ 

 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]فیلمی درباره‌اش ساختند و گاهی هنوز از زبان پیرمردها و پیرزن‌ها حرف‌هایی می‌توان شنید،‌ ولی کم‌تر کسی با خود او حرف زده بود. ...  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]آخرینباری که دیدمش سال‌های 60 یا 61 بود و گویا همان سال‌ها ناگهان یک روزدیگر نیامده بود و دیگر نیامد. اسطوره‌ی تهران گم شد و دیگر او را هیچ‌کسندید...  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]سال‌هاست که از ناپدیدشدن او گذشته است. اما تهران او را فراموش نخواهد کرد. همان‌طور که دیگر اسطوره‌هایش را فراموش نمی‌کند. ...  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بانوی سرخ‌پوش اسطوره‌ی عشق روزگار ما بود. ...  
 


[HIGHLIGHT=#fff0f5]...می‌توان روز تولدش را یافت و این روز را روز عشق نامید و در آن روز همه‌یعاشقان جفت‌جفت یا یکی‌یکی با لباسی سرخ در میدان فردوسی جمع شوند و بهیاد یاقوت و همه‌ی عاشقان گم‌نام و نامدار و به یاد معشوق خود و به حرمتخودِ‌ عشق گل سرخی بر گِردی میدان بنهند. می‌توان این‌گونه انسانیفرهنگ‌سازی کرد.  

 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]این سالم‌ترین اسطوره‌ای است که از دل همین مردم و کاملاً طبیعی ساخته شده. ...  
 
   
[HIGHLIGHT=#fff0f5]گزارش رادیو درباره ناپدید شدن یاقوت در سالهای ۶۱-۶۲ و بخشهایی از مصاحبه مسعود بهنود با او در سال ۱۳۵۵ پیوست است.  

[HIGHLIGHT=#fff0f5]لینک مصاحبه مسعور بهنود با این بانوی سرخ پوش: 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]http://www.facebook.com/video/video.php?...9& 
تصویر
[HIGHLIGHT=#fff0f5]آهنگ شهر خالی با صدای فرشته نیز به یاد او خوانده شده،  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]آهنگ بانوی سرخ‌پوش کریس دی برگ نیز برای او خوانده شده است  

[HIGHLIGHT=#fff0f5]I've never seen you looking so lovely as you did  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هيچوقت تورو اينقدر دوست داشتني نديده بودم که امشب  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I've never seen you shine so  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هيچوقت انقدر تورو درخشان نديده  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I've never seen so many men ask you if you wanted to  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]تا بحال نميدونستم که چرا اينقدر مردها ميخوان با تو  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]They're looking for a little romance, given half a  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]اونا به دمبال کمي حال و هواي عاشقانه  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I have never seen that dress you're  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]ميخواستن شانس کمشون رو امتحان  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]Or the highlights in your head that catch your eyes I have been  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]تا بحال اين لباسي رو که پوشيدي رو نديده بودم! 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]The lady in red is dancing with me cheek to  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]يا اون هاي لايت موهات  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]There's nobody here, it's just you and me, It's where I wanna  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بطوري که چشمات رو  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]But I hardly know this beauty by my  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]کور بودم که نمي  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I'll never for get, the way you look  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بانوي قرمز پوش داره با من مي  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]گونه به  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I've never seen you looking so gorgeous as you did  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هيچکس جز ما اينجا  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I've never seen you shine so bright you were  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]فقط من هستم و  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I've never seen so many people want to be there by your  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]و اينجا همونجاييه که ميخوام  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]And when you turned to me and smiled, It took my breath  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]ولي من زيبايي تو را به سختي در کنارم احساس مي  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I have never had such a  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هيچ وقت زيبايي امشب تو را از ياد نمي  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]Such a feeling of complete and utter love, as I do  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هيچوقت تورو اينقدر با شکوه که امشب هستي نديده  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هيچوقت نديده بودم اينطور بدرخشي، شگفت  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]The way you look  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هيچوقت نمي ديدم که مردهاي زيادي دوست داشتن کنار تو  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]I never will forget, the way you look  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]ولي وقتي رو به من کردي و لبخند زدي، نفسم تو سينه حبس  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]The lady in  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]و اين احساسي بود که هيچوقت  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]The lady in  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]و اين احساسيه که امشب دارم ،احساس يک عشق کامل و  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]The lady in  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بانوي قرمز پوش داره با من مي  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]My lady in red (I love you.) 
[HIGHLIGHT=#fff0f5]گونه به  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هيچکس جز ما اينجا  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]فقط من هستم و  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]و اينجا همونجاييه که ميخوام  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]ولي من زيبايي تو را به سختي در کنارم احساس مي  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هرگز اين طور که امشب (زيبا بودي) رو فراموش نمي  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]هرگز اين طور که امشب (زيبا بودي) رو فراموش نمي  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بانوي قرمز  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بانوي قرمز پوش  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بانوي قرمز پوش  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]بانوي قرمز پوش  
[HIGHLIGHT=#fff0f5]دوست  
  
 [FONT=Times New Roman]هرگز نخواب کوروش ، ای مهر آریایی / بی نام تو وطن نیز ، نام و نشان ندارد  
Major
Major
پست: 253
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 10 بهمن 1385, 2:43 am
سپاس‌های ارسالی: 671 بار
سپاس‌های دریافتی: 660 بار

Re: یاقوت، زن عاشق سرخ‌پوش میدان فردوسی

پست توسط F-14 Fan »

يه روز خودم بالشخصه اين خانم قرمز پوش را ديدم. سال 60 يا 61 بود.
ضلع شمال شرقی میدان، اول خیابان قرنی.
سرتاپا قرمز. البته با حجاب بود.
Novice Poster
Novice Poster
پست: 61
تاریخ عضویت: شنبه 4 تیر 1390, 9:45 am
سپاس‌های ارسالی: 9 بار
سپاس‌های دریافتی: 138 بار

Re: یاقوت، زن عاشق سرخ‌پوش میدان فردوسی

پست توسط gsm_nazari »

به نظرتون کسی مثل ایشون دیگه امروزه پیدا میشه. نمیگم کارش خوب بود یا بد . حسی که نسبت به زندگی درونش جریان داشته . وفاداری عشق ....و القابی که الان یکی از خودش نشون بده بهش میگن امل ....
ارسال پست

بازگشت به “ساير گفتگوها”