ادبیات فوتبالی یا فوتبال ادبی ...

در اين بخش ميتوانيد درباره كليه مسائل ورزشي به بحث بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

ادبیات فوتبالی یا فوتبال ادبی ...

پست توسط RAHVAR »

 
تصویر 
با توجه به برگزاری مسابقات فوتبال در اقصی نقاط ایران و جهان و بالاخص داربی های پرطرفدار، توجه شما را به دیکشنری (Farhange Loghat) زیر جلب می کنم.

فوتبال (Foot+ball ): ورزشی متشکل از فوت و بال. ابتدا فوت کرده و بعد بال بال زنان دنبال توپ می دوند.

فوتبالیست (Bazikon): کسی که در حین انجام فوتبال می ایستد: فوتبال+ایست. موجودی چهارپا که اصرار دارد روی ۲ پا بدود و تمام عقده هایش را سر توپ بیچاره خالی کند. غزال تیزپا. فرار مهدوی کیا. استاد اسدی.

سرمربی (Sar Coach): مظنونین همیشگی. محکوم به نیمکت. بچه های ما خوب بازی کردند.

داور (Poor): همدم شیر سماور. انسان محترمی که بیش از همه او را تشویق می کنند. نوعی اگزوز خاور. علاقه مند به نواختن ساز بادی سوت.

تماشاچی (Bystander): انبار مهمات متحرک. نوع "نما" یش خوب نیست. شکارچی که با دیدن ۲۲ شکار متحرک هول می شود و معمولاً خطا می زند.
شعار (...): سخنی شاعرانه، ریتمیک و دلنشین که بازیکنان و داور را به یاد اقوام درجه اولشان می اندازد.

گزارشگر(Reporter): مسئول گرفتن هیجان بازی. شخصی که پول می گیرد تا بازی کوفتتان شود. اگر فوتبالسیتی در بچگی دعوا کرده باشد یا شیشه ای شکسته باشد، آبرویش را می برد. دارنده اطلاعات مفیدی درباره بازیکنان از جمله: تعداد دندان های خراب، تعداد نمرات ۲۰ ، سایز جوراب پدربزرگ و... ربط دهنده آقای گودرزی به آقای شقایقی. علاقه مند به "دیرک" دروازه. تعریف کننده یه بازی همچین استقس دار و محکم. بهترین تلفظ کننده نام بازیکنان. ذوق مرگ از دیدن تابلوی دیجیتال. چه میکنه این گزارشگر؟!؟!؟ در فوتبال هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.

فیلمبردار(Camera in hand): ضربه گیر کنار زمین. نوعی توپ جمع کن. شکارچی حرکت هنرمندانه انگشت اشاره در دماغ مربی.

پوشش تصویری (Zereshk): نوعی کشک. در فرهنگ حمید آمده است: "ضدحال". ببخشید تصویر رفت اما صدا هست. نودال، امپکت، سعید، هوشنگ، برف، پارو، می کنیم.

زمین چمن (Sabz Field): چمن زمین. محل چرا. زیرا. محل برگزاری مسابقات پاریس- داکار. محل مخصوص برای تف کردن و انجام سایر کارهای بد بد. خیابان های تهران ولی سبزش.

ورزشگاه (Stadium): محل تجمع بیش از سه نفر. کلاس آموزش فحش با انواع گرایش ها (از قبیل: رکیک، خانوادگی، بی خانوادگی و ...)

بازی جوانمردانه (Fair Play): نوع دیگری از کشک. کف گرگی استیلی. مشت برومند. حرکات لب روی گونه حریف قبل از بازی و حرکات مشت روی گونه حریف حین بازی.


منبع: شرقیان
   تصویر     
  
ارسال پست

بازگشت به “انجمن ورزش”